صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 12

موضوع: فلسفه علم

  1. Top | #1
    کاربر ممتاز
    مدیر تالار

    عنوان کاربر
    كاربر ممتاز آوااستار
    مدال طلای كشوری المپياد نجوم
    تاریخ عضویت
    Jul 2011
    شماره عضویت
    1120
    نوشته ها
    2,424
    تشکر
    12,335
    تشکر شده 28,319 بار در 2,458 ارسال

    Lightbulb فلسفه علم

    سلام به همه دوستان آوا استاری

    در فروم و کلا در جامعه علمی، به یک سری از مباحث بنیادی کمتر به پرداخته می‌شود. یکی از این موارد، مباحث فلسفی است. فلسفه بسیار گسترده است و شاخه‌های زیادی دارد اما آنچه که مبحث مشترک فلسفه و علم و به نوعی مرز بین این دو است، مبحث فلسفه علم است.


    پیش از این در فروم مباحثی مرتبط با فلسفه نجوم داشتیم همانند تاپیکهای فلسفه نجوم-نجوم فلسفی ، علم یا شبه علم یا تفاوتهای طالع بینی و نجوم اما در این تاپیک، حوزه بحث گسترده‌تر از این موارد است و مطالب مختلفی را در بر می‌گیرد که تا به حال به صورت منظم به آن نپرداختیم

    دانسته‌ها و آگاهی من در این زمینه محدود به مطالعه یکی دو کتاب و چندین مقاله است به همین دلیل پیشبرد این تاپیک نیازمند این است که همه ما، به منابع مختلف به خصوص کتابهای معتبر مراجعه کنیم و برای پیشبرد مباحث خوراک تهیه کنیم. اگر این اتفاق نیفتد به نظرم بسیاری از مباحث به بیراهه خواهد رفت.

    با توجه به گستردگی مباحث، این تاپیک هم مانند بسیاری از تاپیکهای دیگر روند و برنامه مشخصی خواهد داشت که از دوستان تقاضا دارم در همون راستا حرکت کنند و در میان بحث درباره موضوعی خاص، به سایر مباحث نپردازند.

    خب این از مقدمه تاپیک، به زودی مطالب اصلی را شروع می کنیم


  2. Top | #2
    کاربر ممتاز
    مدیر تالار

    عنوان کاربر
    كاربر ممتاز آوااستار
    مدال طلای كشوری المپياد نجوم
    تاریخ عضویت
    Jul 2011
    شماره عضویت
    1120
    نوشته ها
    2,424
    تشکر
    12,335
    تشکر شده 28,319 بار در 2,458 ارسال

    دوستان ابتدا باید بگم اولین منبعی که فعلا برای نوشته‌هام ازش استفاده می‌کنم ترجمه کتاب "فلسفه علم" نوشته‌ی "سمیر اُکاشا" هست که انتشارات فرهنگ معاصر اون رو منتشر کرده

    آغاز داستان

    خب شاید اول بهتر باشه ببینیم علم چیست تا بعد ببینیم فلسفه علم چیست و در آن به چه مواردی پرداخته می‌شود. پاسخ به این سوال که علم چیست چندان ساده نیست! نمی‌توان به سادگی گفت فیزیک و شیمی و زیست شناسی علم هستند و مثلا موسیقی یا هنر علم نیست بنابر این به دنبال یک جواب فلسفی تر هستیم. ما به دنبال ویژگی‌های مشترک یکی سری فعالیتها هستیم تا بتونیم اسم اونها رو فعالیت علمی بگذاریم.

    شاید کسی اینطور جواب دهد: علم تلاشی است برای فهمیدن جهانی که در آن زندگی می‌کنیم، تبیین جهان و پیش‌بینی وقایع این جهان. این جواب معقولی است اما فقط علم در صدد این کار نیست. دین‌های گوناگون هم درصدد همین کارند ولی در تقسیم‌بندی‌ها، دین و علم در یک شاخه جای نمی‌گیرند. همچنین طالع بینی و فالگیری هم پیشبینی آینده را انجام می‌دهند اما اکثر مردم آنها را علم نمی‌دانند.

    پس مرز علم و غیر علم چگونه مشخص می‌شود؟

    بسیاری بر این باورند که تفاوت علم و غیر علم در روش‌های خاصی است که دانشمندان برای تحقیق درباره جهان به کار می‌گیرند زیرا در بسیاری از علوم برای تحقیق از روش‌های خاصی استفاده می‌شود که در رشته‌های غیر علمی از آن خبری نیست. یک نمونه بارز تفاوت در روش، استفاده از آزمایش است. البته علومی هستند که آزمایش به معنایی که در ذهن ماست در آنها کاربرد ندارد مثلا منجمان کمتر می‌توانند آسمان را موضوع آزمایش قرار دهند و بیشتر به رصدهای دقیق قناعت می کنند. بسیاری از شاخه های علوم اجتماعی نیز مشمول همین حکمند.

    یکی دیگر از جنبه‌های مهم علم طرح نظریه است. کار دانشمند فقط ثبت نتایج آزمایش و مشاهدات نیست بلکه باید بر مبنای نظریه‌ای عام این نتایج را تبیین هم بکند. درست است که این کار همیشه آسان نیست اما حاصل آن موفقیتهای خیره کننده بوده است. یکی از سوالهایی که باید در فلسفه علم برای آن جواب پیدا کرد این است که دانشمندان چگونه توانسته‌اند به کمک روشهایی از قبیل آزمایش، مشاهده و طرح نظریه از روی بسیاری از رازهای طبیعت پرده بردارند...

    در پست بعدی سراغ این می رویم که فلسفه علم چیست و چه هدفی را دنبال می‌کند

    پی نوشت 1: دوستان یک نکته مهم اینه که وقتی با کسی بحث می‌کنیم و میگیم بحث یا اثبات تو علمی نیست و من اون رو نمی‌پذیرم، لزوما به این معنی نیست که اون حرف کلا اشتباه است. یعنی به نظرم نمی‌توان گفت که هرچه علمی نیست پس غلط است!
    در بسیاری بحثها دیدم که افراد برای اثبات حق یا باطل بودن یک گزاره یا نظر، اصرار به علمی بودن یا نبودن آن دارند در حالی که ممکن است اصلا موضوع مورد بحث در قالب علم نگنجد


  3. Top | #3
    کاربر ممتاز

    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    شماره عضویت
    386
    نوشته ها
    922
    تشکر
    5,844
    تشکر شده 8,389 بار در 879 ارسال

    چه بحث جذاب و خوبی

    با اجازهء آقا پیمان و در ادامه مطالبی که نوشتن، بنظر میرسه طرح این مطالب هم مفید باشه؛

    ماكس پلانك، مثال زيبايي در كتاب "علم به كجا مي رود" زده ؛
    مثال عالم و فيلسوف مثال دو همسفري است كه به يك دشت مي رسند. يكي از آنها دوست دارد كه به مسائل جزيي پيرامون خودش توجه كند. گل ها را ببيند، سنگ ها را لمس كند، سنگ ها را طبقه بندي كند، به هر جا سر بزند و فهرستي منظم از اشيايي كه در پيرامونش هست تهيه كند. امّا، ديگري دوست دارد بجاي اينكه وارد جزئيات اين دشت شود، بر بالاي كوه ها و تپه هاي پيرامون برود و دشت را از افق بالاتري ببيند. منظره زيباي دشت را و رابطه آن را با دشت هاي پيرامون ببيند
    -
    هر دو ديد، ديدي معرفتي اند و معرّف واقعيت. امّا يكي ديدي تحليلي و جزيي است و ديگري تركيبي و كلّي. و اينها به نحوي مكمّل يكديگرن. یعنی همان تفاوت درروش که در پست قبل بهش اشاره شده؛

    ولي يه چيز مسلمه؛ تمام دانشمندان گذشته بر اين نكته مهمّ تاكيد كردن كه بصورت طبيعي و منطقي بعد از آنكه فيزيك رو فرا گرفتيم و طبيعت شناسي كرديم، بايد به مرحله متافيزيك و فلسفه وارد شيم

    بهتره افراد بعد از اينكه اطلاعات جزيي و تحليلي پيدا كردن و ديد تجزيه اي داشتن، به ديد تركيبي برسن. یعنی میشه گفت فلسفه از لحاظ تعليمي مبتني بر علوم تجربي است، هر چند ممكنه ضرورتاً از لحاظ علمي مبتني بر آن نباشه.

    براي همين جناب ارسطو طبيعت را حكمت سفلي نامید، نه به این معني که ارزش كمتري داره، بلکه منظور اينه كه از اين مرحله بايد شروع كرد. رياضيات حكمت وسطي است و فلسفه و متافيزيك، حكمت علياست.
    در واقع در اينجا مراتب علم مطرح است. مثل اینکه براي معرفت نردباني تعبيه شده و به ترتيب پله هاي ابتدائي اش و متوسطه اش و عالي اش رو بايد طي كرد.

    حتما الان یاد نيوتون افتادید که گفت : اگر من مي توانم افق هاي دورتري را ببينم بخاطر آن است كه بردوش غولان سوارم.
    غولان مورد نظر نيوتون، كپلر، تيكو براهه، گاليله و دانشمندان پيشين اند. - این جمله رو دیدم که برخی از اعضا درامضای خودشون هم گذاشتن -

    بايد طبيعت شناسي جزئي بكنيم. ديد تجزيه اي داشته باشيم و بعد آرام آرام كه با علوم طبيعي آشنا مي شيم، ذهن وسعت بيشتري پيدا مي كنه و مي تونه مسائل عالي تر و انتزاعي تر رو بفهمه. رياضيات به عنوان دانش واسط، كليد درك عالم بالاست.

    حتما شنیدید که افلاطون داده بود سر در آکادمی بنویسن " هركس رياضي نمي داند وارد نشود" چون آكادمي جايي است كه قرار است معرفتي بالاتر به انسان بدهد - نه اینکه آواز خوان شود -

    و اینجاست که وقتی دانشجویان فلسفه علم رو میبینیم عموما مدارک قبلیشون فنی-ریاضی بوده؛

    این جریان به نحول اعلی و اتم در جهان اسلام ادامه پیدا کرد؛ یعنی شخصیت های برجسته ای مثل فارابی، ابن سینا و یا خواجه نصیر طوسی و ... در آثار خودشون از طبیعیات شروع کردن و بعد از طرح مباحث ریاضیات و موسیقی به متافیزیک و فلسفه پرداختن.

    به نظر من این بی انصافیه که فراموش کنیم ترجمه و پیگیری همین مباحث بود که وارد غرب وسطی شد و ریشه های شکل گیری رنسانس رو قوت بخشید. البته این بحث رو در درس اول - تاریخ نجوم - اشارتا نوشته بودم

    مطمئن هستم آرزوی همه ما اینه که به زودی به دوران اوج و شکوه علمی-فلسفی مون برگردیم . به امید خدا.

    ببخشید که طولانی شد؛ قصدم تبیین تفاوت روش و کمک به درک معنی اضافه شدن علم به فلسفه در عبارت "فلسفه علم" به عنوان یکی از فلسفه های مضاف بود.
    امضای ایشان
    ... جان تو بندری است، جای ورود نور، جای صدور نور ...


  4. Top | #4
    کاربر ممتاز
    مدیر تالار

    عنوان کاربر
    كاربر ممتاز آوااستار
    مدال طلای كشوری المپياد نجوم
    تاریخ عضویت
    Jul 2011
    شماره عضویت
    1120
    نوشته ها
    2,424
    تشکر
    12,335
    تشکر شده 28,319 بار در 2,458 ارسال

    با تشکر از خانم sunrise بابت مطلبشون که فضایی ایجاد کردند برای رسیدن به مطلب بعدی که میخواستم بیان کنم:

    فلسفه علم چیست؟

    در فلسفه علم هدف این است که روش‌های تحقیق مورد استفاده در علوم مختلف را بررسی کنیم. در واقع فیلسوفان از مفروضات پنهان پژوهش‌های علمی پرده بر می‌دارند. منظور از این مفروضات، فرض‌هایی است که دانشمندان معمولا خیلی در موردشان بحث نمی‌کنند. مثال زیر را در نظر بگیرید:

    فرض کنید دانشمندی آزمایشی انجام داده است و به نتیجه خاصی رسیده است. چند بار دیگر هم آن آزمایش را انجام می‌دهد و همان نتیجه را می‌گیرد. پس از آن احتمالا دیگر این کار ادامه نخواهد داد، چون مطمئن است با تکرار آن آزمایش در شرایط دقیقا یکسان، به نتایج یکسان خواهد رسید. اما فیلسوف حتی همین فرض را هم مورد تردید قرار می‌دهد. از کجا می‌دانیم که این فرض صحیحی است؟ دانشمندان معمولا وقت زیادی بر سر این سوالات نمی‌گذارند اما در فلسفه علم در این مورد مفصل بحث می‌شود.

    البته بسیاری از دانشمندان نقش درخوری توجهی در رشد فلسفه علم داشته‌اند همانند دکارت، نیوتون و اینشتین. همه این افراد به سوالات فلسفی مربوط به علم بسیار علاقه‌مند بودند از جمله:

    علم چگونه پیشرفت می‌کند؟
    در علم از کدام روش‌های تحقیق باید استفاده کرد؟
    تا کجا می‌توان به این روشها اطمینان داشت؟
    آیا برای شناخت علمی حدودی وجود دارد؟

    البته امروزه خود دانشمندان شاید کمتر به مباحث فلسفه علم توجه داشته باشند که احتمالا یکی از دلایل آن تخصصی شدن روز افزون علوم و جدایی علوم طبیعی از علوم انسانی است.

    اما شاید هنوز متوجه نشده باشید که دقیقا موضوع فلسفه علم چیست؟

    در پست بعدی به اختصار به یکی از موارد مورد بحث در فلسفه علم خواهیم پرداحت که قبلا هم در فروم درباره‌اش بحث کرده بودیم ...


  5. Top | #5
    کاربر فعال

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Nov 2011
    شماره عضویت
    2135
    نوشته ها
    20
    تشکر
    166
    تشکر شده 251 بار در 27 ارسال

    سپاس ِ فراوان بابت این تاپیک
    مایلم ابتدا در مورد سیستم های شناختی که انسان نادان در مواجهه با طبیعت به آن ها بال و پر داده، حرف بزنم. (البته عزیزان، در موردش به تفسیر و پراکنده حرف زدند اما نه به صورت مفهوم و سیستماتیک برای خوانندگان؛ در ضمن نقدی در مورد نوشته ها هست که در پست های بعد به آن ها اشاره می کنم.
    فلسفه، دین، علم و هنر سیستم های "شناختی" هستند که در طول تاریخ تکامل انسان پدید آمده اند. البته خرده سیستم هایی نیز در این بین به وجود آمده اند که می توان به "عرفان" اشاره کرد.
    پس مسئله و دغدغه اصلی انسان در دید کلی "شناخت" (معرفت) است.
    لاجرم برای بدست آوردن توافق بر سر واژه¬ها ناچارم در آغاز به تعریف کردن این واژه بپردازیم. (تعریف اینگونه واژه های مجرد مانند اخلاق، اگر چه غیر ممکن نیست اما باید گفت که بسیار سخت است)
    سعی می کنم خیلی ساده واژه "علم" رو تعریف کنم.
    وقتی به واژه علم می رسیم بخصوص در پارسی دو معنی از این واژه برداشت میشه.
    1- علم به معنی عام یعنی تمامی دانسته ها در برابر نادانسته ها (همه ی دانسته های آدمی رو در برمیگیره) که در اینجا علم در مقابل "جهل" قرار میگیره. (اینکه شما تاریخ تولد دوستتنو بدونید یا امروز صبحانه چه خوردید در حیطه معنی عام واژه علم قرار میگیره) Knowledge
    2- علم به معنی خاص که مقصود موضوع عای مادی ِ محسوسی (نه الزامن حواس انسان) هستند که قابل اندازه گیری (مفهوم اندازه یا درصد) یا آزمون هستند. پس علم در این معنی تنها و تنها با موضوعاتی سر و کار داره که فیزیکی، مادی، قابل اندازه گیری، ملموس و محسوس هستند! (البته شاید در برداشت از این واژه ها هم مشکل پیش بیاد!!!) Science
    پس موضوع هایی که این جنبه ها را دارند، موضوع علم قرار می گیرند و وقتی گفته میشه که مطلبی علمیست یعنی این که در این چارچوب ها قرار گرفته است.
    * مسئله درست و غلط با مسئله علمی و غیر علمی دو برداشت مجزا هستند. پس نباید گفت که اگر موضوعی غیر علمیست، غلط است.
    * آنچه در حوزه علم هست، نمیتواند تطابقی با علم نداشته باشد و درست و غلطش به موضوع علم مربوط است.
    انسان بدلیل توانایی های ذهنی، عقلی، زبانی و انتزاعی که دارد، پرسش هایی را دارد که در حوزه¬ی علم نیست. آیا جهان خالقی دارد؟ بعد از مرگ چه بر سر ما می آید؟ روح چیست؟ اینها پرسش هایی هستند که در حوزه ی علم قرار نمی گیرند و در نتیجه علم هیچ اظهار نظری در این موارد نمی کند.
    * پس موضوعاتی چون خدا و روح مسائل فلسفی و مذهبی هستند که در چارچوب علم نیستند و به هیچ عنوان نمی توان گفت فیزیک یا کوانتوم فیزیک، وجود خدا را اثبات و رد کرده است. بنابراین حوزه موضوعات علمی و فلسفی مشخص و آشکارند.
    اما فلسفه در کل به دو موضوع می پردازد 1-مسئله ی شناخت و آگاهی 2-مسئله ی هستی
    در ضمن هر علمی که موضوع مطالعه ی علمی قرار می گیرد، به عنوان فلسفه ی اون علم شناخته می¬شود. برای مثال فلسفه ی فیزیک بدین معنیست که علم فیزیک موضوع مطالعه ی علمی قرار می گیرد.
    و فلسفه در حالت خاص به معنی متافیزیک یا مابعد الطبیعه هست و به همین دلیل همانطور که از اسمش هم بر میاد (غیر از طبیعت)، موضوع علمی نیستند و هیچ ارتباطی به دنیای علم ندارند.
    در یک جمله می توان گفت که در علم به چه و چگونه و در فلسفه به چرایی پرداخته می شود.
    امضای ایشان

    با تو تکرار ِ شوق ِ پروازم


  6. Top | #6
    کاربر ممتاز

    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    تاریخ عضویت
    Jul 2011
    شماره عضویت
    1003
    نوشته ها
    505
    تشکر
    137
    تشکر شده 3,296 بار در 484 ارسال

    علم مسیرش از جزئیات به کلیات است. و به نظر میرسد که انسان چاره ای جز این ندارد که دانش خود را از جزئی به کلی ارتقاء دهد. چون کلیات بر ما پوشیده هستند ولی جزئیات در مقابل دید ما و قابل لمس هستند.
    اما این حرکت از جزئی به کلی یا بعبارتی دیگر تعمیم جزء به کل مهمترین ایرادی است که بر علم وارد است.

    همانطور که دوستان نیز اشاره کردند یک دانشمند ممکن است با چند آزمایش، نظریه و قانون خود را به اثبات برساند و آن را به تمام کائنات تعمیم دهد. در حالیکه تعمیم یک فرایندی که فقط چند بار آزمایش شده یک استقراء ناقص است و استقراء ناقص از لحاظ منطقی و فلسفی یقین آور نیست. بنابراین گزاره های علمی همواره گزاره های احتمالی هستند نه یقینی.
    بعنوان مثال دانشمندان در طول فقط چند دهه به گسترش فضا و دور شدن کهکشانها پی برده اند. اما این مسئله را به تمام جهان تعمیم می دهند (انبساط عالم) و همچنین به تمام زمانها (میلیاردها سال) تعمیم می دهند. و بعد با در نظر گرفتن شتاب انبساط حساب می کنند که عالم باید در حدود 14 میلیارد سال پیش به یک نقطه برسد. و چون کوچکتر از نقطه قابل تصور نیست پس آن نقطه باید آغاز جهان، آغاز زمان و آغاز آفرینش باشد. به همین راحتی.
    در حالیکه چنین استدلالی برای یک فیلسوف کاملا خنده دار است. چیزی که فقط چند دهه مشاهده شده چگونه می توان تا میلیاردها سال آن را تعمیم داد و از کجا معلوم این انبساط همیشه بوده و همیشه با همین شتاب پیش رفته؟! (البته این موضوع را فقط برای مثال مطرح کردم و در مثل مناقشه نیست)

    اما در مورد واژه علم:
    همانطور که دوستان اشاره کردند علم در فرهنگ غرب دو واژه دارد: یکی به مفهوم عام که شامل همه معارف از جمله معارف دینی و متافیزیکی می شود و دیگری به مفهوم خاص که فقط علوم تجربی را در برمیگیرد یعنی علمی که قابل سنجش و آزمایش باشد.
    بنابراین گزاره هایی که قابل سنجش و آزمایش نباشد (نظیر معارف دینی) بطور کلی از دایره علم (به معنای خاص) خارج هستند و هیچ ارتباط و تناسبی با هم ندارند. از این رو یک دانشمند حق ندارد در مسائل دینی و سخنان پاپ دخالت کند و همچنین پاپ هم حق ندارد در مسائل علمی دخالت کند. گزاره های علمی نیاز به استدلال و شواهد تجربی دارند اما گزاره های دینی (چون قابل آزمایش نیستند) نیازی به استدلال ندارند و صرفا هر چه پاپ می گوید درست است و اصلا تحقیق و تفحص در این گزاره ها بی معناست. حتی اگر یک پاپ سخنی بر خلاف پاپ دیگری بگوید باز سخن آنها درست است چون هر دو پاپ هستند!!

    اما در فرهنگ شرقی و بخصوص در فرهنگ اسلامی چنین دسته بندی از علوم وجود ندارد و علم فقط یک واژه دارد: علم و فقط علم.
    در فرهنگ اسلامی هم علوم تجربی و هم علوم دینی به رسمیت شناخته شده و همه آنها تحت عنوان علم مطرح می شود و کاملا با هم سنخیت دارند و مرتبط بهم.
    انبیاء (ع) نیز هیچگاه به مردم اجازه نداده اند که بی دلیل به گفته های آنها اعتماد کنند بلکه برای اثبات دعوت خود از براهین عقلی، فطری و همچنین معجزات بعنوان شاهد عینی و تجربی استفاده کرده اند.
    حتی علمای اسلامی نیز بدون دلیل حرفی را قبول نمی کنند و کاملا احادیث و روایات را مورد نقد و بررسی قرار می دهند از این روست که در بین علمای اسلامی بخصوص در مذهب شیعه عالمترین افراد محقق ترین آنهاست. بنابراین در فرهنگ شرقی حتی معارف دینی نیز قابل آزمایش و قابل سنجش از لحاظ عقلی و منطقی است.

    اما در مورد هدف علم:
    دست یافتن به یک موضوع علمی روشهایی مختلفی دارد که بسته به نوع هدف و نیازی که به آن داریم روشها نیز متفاوت است.
    بعنوان مثال فرض کنید می خواهیم بدانیم آبلیمو چه مزه ای دارد؟ چند روش در اینجا وجود دارد:

    1- روش حسی: می توانیم مقداری از آن را بچشیم تا مزه آن را درک کنیم. می تونیم اسم این روش را علم چشیدنی یا علم حضوری بگذاریم.

    2- روش شیمیایی: با استفاده از تجهیزات آزمایشگاهی و روشهای تشخیص اسیدی یا قلیایی بودن مواد، می توانیم اسیدی بودن آبلیمو را تعیین کنیم و از این رو ترش مزه بودن آن را هم تا حدودی بفهمیم.

    3- روش فیزیکی-کوانتومی: می توانیم ذرات و اتمهای سازنده آبلیمو را شناسایی کنیم و بعد با استفاده از روشهای پیچیده فیزیکی و با تجهیزات کامل نوع ساختار این ذرات و همچنین نوع واکنشی که این ذرات با ذرات موجود در زبان انسان دارند را بررسی کنیم و از طرفی بررسی کنیم که این واکنش چه تأثیری بر روی ذرات موجود در رشته های عصبی دارند و همچنین چه رفتار و عکس العملی در ذرات موجود در مغز بوجود می آید و... همینطور در نهایت تعیین کنیم این نوع رفتار ذرات با چه نوع احساسی در فرد مطابقت می کند (احساس ترشی، احساس شیرینی یا...)

    ملاحظه می کنید که روش فیزیکی با اینکه روشی بسیار جزئی نگر و دقیق هست اما بسیار طولانی است و ممکن است چندین سال یا چندین قرن زمان ببرد و حتی ممکن است هیچگاه به جواب مطلوب و قطعی نرسیم. در حالیکه با توجه به نوع نیازی که ما به دانستن مزه آبلیمو داریم باید در ظرف چند دقیقه یا حداکثر چند ساعت این مسئله را حل کنیم. بنابراین در اینجا روش اول مناسبتر به نظر میرسد. ضمن اینکه در روش اول حتی یک فرد بی سواد نیز می تواند مزه آبلیمو را در کوتاهترین زمان ممکن و با تمام وجود حس کند و کاملا برای او یقین آور است و 100 درصد به هدف خود می رسد. اما در روش سوم حجم بسیار عظیمی از اطلاعات غیر مورد نیاز (قوانین فیزیک ذرات،...) را اول باید مطالعه کنیم و در نهایت نیز با علم غیر قطعی به جواب نزدیک شویم.

    بنابراین در فلسفه علم این موضوع اهمیت دارد که اولا ما چه نیازی و چه هدفی از علم داریم؟ و ثانیا چه روشی را برای دانستن باید پیش بگیریم؟

  7. 14 کاربر مقابل از smhm عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  8. Top | #7
    کاربر ممتاز
    مدیر تالار

    عنوان کاربر
    كاربر ممتاز آوااستار
    مدال طلای كشوری المپياد نجوم
    تاریخ عضویت
    Jul 2011
    شماره عضویت
    1120
    نوشته ها
    2,424
    تشکر
    12,335
    تشکر شده 28,319 بار در 2,458 ارسال

    خب دوستان بریم سراغ ادامه مباحث

    مبحث بعدی که دوست داشتم توقف کوتاهی روش داشته باشیم مبحث علم و شبه علم هست که یکی از مباحث مهم در فلسفه علم است.

    پیش از اینکه ادامه بدیم برای اینکه ذهنتون وارد فضای بحث بشه، پیشنهاد می کنم این تاپیک را مطالعه بفرمایید:


  9. 18 کاربر مقابل از پیمان اکبرنیا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  10. Top | #8
    کاربر ممتاز

    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    تاریخ عضویت
    Nov 2011
    شماره عضویت
    2166
    نوشته ها
    632
    تشکر
    8,638
    تشکر شده 7,688 بار در 659 ارسال

    سلام دوستان موضوع این تاپیک خیلی جالبه تا به حال هم دوستان مطالب رو عرض کردند

    من این نوشته رو امروز خوندم فکر کنم خوندنش خالی از لطف نباشه

    اینکه فلسفه در جهان شکل گرفته و باید در پیوند با آن باشد ، شاید دقت ما را به این مسئله معطوف کند که اگرچه علم اساسا در همه جا حضور دارد یا به بیان دیگر می خواهد همه جا حضور داشته باشد . اما در خصوص فلسفه این مسئله چندان مصداق نمی یابد و فیلسوفان یا خود را جدای از حقایق عینی، تنها به تلاش انتزاعی محدود می سازند ، یا حضور آنان در همه جا همواره نمی تواند تحقق یابد .

    در این زمینه آنچه ضروری ایست درک نحوه ورود فلسفه به حوزه علم است که خود مستلزم درک تفاوت میان مسئله فلسفی و حکم فلسفی است . علامه سبحانی چنین اشاره می کند :

    دانشمندان فیزیک اثبات می کنند که اتم از اجزای مختلفی به نام پروتون و نوترون که هسته آن را تشکیل می دهند و الکترون که به دور هسته مرکزی می چرخد ترکیب یافته است. از این مسئله مسلم که حاکی از ترکیب اتم از اجزای ساکن و متحرک بر محور هسته است ، فیلسوف یک مسئله کاملا فلسفی که از بود و نبود اشیا بحث میکند انتزاع می نماید و می گوید که حرکت وضعی در خارج موجود است .

    البته نه به آن معنی است که یک مسئله فلسفی از یک مسئله طبیعی استنتاج شود ، بلکه همان طور که گفته شد حکم فلسفی از مسئله طبیعی انتزاع می شود .

    توصیف دقیق تر مسئله آفرینی علوم برای حوزه فلسفه شاید چنین باشد : علم نمی تواند هیچ مسئله فلسفی را حل کند .

    این را آموختیم اما علم می تواند برای فلسفه مسئله آفرین باشد . یک کشف علمی ، کشفی فلسفی نیست . اما میتواند انگیزه یک کشف فلسفی باشد .

    همچنین کشف های علمی ، ممکن است گاهی مواضع بعضی اشتباهات فلسفی را روشن سازد و به عبارت روشن تر یک کشف علمی ممکن است نشان دهد مصداقی که یک فیلسوف برای سخن خود در نظر گرفته ، مصداق واقعی نیست .

  11. 12 کاربر مقابل از رخساره روشنی عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  12. Top | #9
    کاربر ممتاز

    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    شماره عضویت
    386
    نوشته ها
    922
    تشکر
    5,844
    تشکر شده 8,389 بار در 879 ارسال

    نقل قول نوشته اصلی توسط رخساره روشنی نمایش پست ها
    ....

    اینکه فلسفه در جهان شکل گرفته و باید در پیوند با آن باشد ، شاید دقت ما را به این مسئله معطوف کند که اگرچه علم اساسا در همه جا حضور دارد یا به بیان دیگر می خواهد همه جا حضور داشته باشد . اما در خصوص فلسفه این مسئله چندان مصداق نمی یابد و فیلسوفان یا خود را جدای از حقایق عینی، تنها به تلاش انتزاعی محدود می سازند ، یا حضور آنان در همه جا همواره نمی تواند تحقق یابد .

    ...
    همچنین کشف های علمی ، ممکن است گاهی مواضع بعضی اشتباهات فلسفی را روشن سازد و به عبارت روشن تر یک کشف علمی ممکن است نشان دهد مصداقی که یک فیلسوف برای سخن خود در نظر گرفته ، مصداق واقعی نیست .
    با تشکر از رخساره عزیز که این بحث رو بالا آورد و این مطلب جالب رو منتشر کرد

    لطفا بنویس که این رو کجا خوندی چون جمله ای که بلد کردم درست نیست!!

    نکته اینجاست که فلسفه یعنی بررسی هستی با روش عقلی. کجاست (در این جهان) که کرانی برای پرواز عقل نباشه؟ حتی اگه ادعا بشه چنان ساحتی وجود داره که برای ورود عقل بهش محدودیت وجود داره، این حرف خودش باید عقلا ثابت بشه/ یعنی باید براش دلیل بیان بشه...
    مسائل انتزاعی ریشه در حقایق نفس الامری دارند. اصلا عینیت هر حقیقتی باید در فلسفه ثابت بشه.

    به نظر من نسبت بین فلسفه و علم رو نمیشه به این صورتی که اون فرد نوشته در تعیین مصداق دونست.
    امضای ایشان
    ... جان تو بندری است، جای ورود نور، جای صدور نور ...

  13. 4 کاربر مقابل از Sunrise عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  14. Top | #10
    کاربر ممتاز

    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    تاریخ عضویت
    Nov 2011
    شماره عضویت
    2166
    نوشته ها
    632
    تشکر
    8,638
    تشکر شده 7,688 بار در 659 ارسال

    فلسفه علم         
    نقل قول نوشته اصلی توسط Sunrise نمایش پست ها
    با تشکر از رخساره عزیز که این بحث رو بالا آورد و این مطلب جالب رو منتشر کرد

    لطفا بنویس که این رو کجا خوندی چون جمله ای که بلد کردم درست نیست!!

    نکته اینجاست که فلسفه یعنی بررسی هستی با روش عقلی. کجاست (در این جهان) که کرانی برای پرواز عقل نباشه؟ حتی اگه ادعا بشه چنان ساحتی وجود داره که برای ورود عقل بهش محدودیت وجود داره، این حرف خودش باید عقلا ثابت بشه/ یعنی باید براش دلیل بیان بشه...
    مسائل انتزاعی ریشه در حقایق نفس الامری دارند. اصلا عینیت هر حقیقتی باید در فلسفه ثابت بشه.

    به نظر من نسبت بین فلسفه و علم رو نمیشه به این صورتی که اون فرد نوشته در تعیین مصداق دونست.
    خیلی ممنون

    من این مطلب رو داخل کتاب " فیزیک ِ فلسفی" نوشته دکتر آریا عمرانی خوندم

    خوب اطلاعاتی در باره فلسفه ندارم دارم کتاب میخونم که یاد بگیرم ممنون که رفع ابهام کردید

  15. 3 کاربر مقابل از رخساره روشنی عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای آوا استار محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد