صفحه 4 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 63

موضوع: مشاهير نجوم ايران

  1. Top | #1
    کاربر ممتاز

    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    تاریخ عضویت
    Aug 2010
    شماره عضویت
    54
    نوشته ها
    883
    تشکر
    3,291
    تشکر شده 8,440 بار در 878 ارسال

    smile مشاهير نجوم ايران

    ویرایش توسط آسمون : 10-04-2013 در ساعت 06:54 PM


  2. Top | #31
    مدیریت انجمن

    عنوان کاربر
    مدیر آوا استار
    تاریخ عضویت
    Aug 2010
    شماره عضویت
    1
    نوشته ها
    2,772
    تشکر
    17,045
    تشکر شده 43,886 بار در 2,967 ارسال

    بله پيمان جان در جريان اين موضوع هستم

    اما بررسي مسئله از اين زاويه باعث ميشه كه بعضي از كشور ها هم متقابلآ مشاهير ايراني رو با استدلال هاي مشابه متعلق به كشور خودشون بدونند !

    فكر كنم چندي پيش بود كه اعلام نام اين سينا و فارابي به عنوان دانشمندان عرب ، سر و صداي زيادي به پا كرد .

    معمولآ در اينگونه مواقع ملاك يونسكو براي ثبت مليت دانشمندان زبان و نژاد آنها است .

    موفق باشيد
    امضای ایشان
    باده خور غم مخور و پند مقلد منیوش
    اعتبار سخن عام چه خواهد بودن

  3. 6 کاربر مقابل از Mostafa عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  4. Top | #32
    کاربر ممتاز
    مدیر تالار

    عنوان کاربر
    كاربر ممتاز آوااستار
    مدال طلای كشوری المپياد نجوم
    تاریخ عضویت
    Jul 2011
    شماره عضویت
    1120
    نوشته ها
    2,424
    تشکر
    12,335
    تشکر شده 28,319 بار در 2,458 ارسال

    نقل قول نوشته اصلی توسط Mostafa نمایش پست ها
    بله پيمان جان در جريان اين موضوع هستم

    اما بررسي مسئله از اين زاويه باعث ميشه كه بعضي از كشور ها هم متقابلآ مشاهير ايراني رو با استدلال هاي مشابه متعلق به كشور خودشون بدونند !

    فكر كنم چندي پيش بود كه اعلام نام اين سينا و فارابي به عنوان دانشمندان عرب ، سر و صداي زيادي به پا كرد .

    معمولآ در اينگونه مواقع ملاك يونسكو براي ثبت مليت دانشمندان زبان و نژاد آنها است .

    موفق باشيد
    بله درست میفرمایید

    البته چون اون زمان زبان علم عربی بوده حتی دانشمندان ایرانی هم کتابهای خود را به عربی می نوشتند و به همین خاطر عربها این دانشمندان را به قول خودشون عرب حساب میکنند. مثل این که بگوییم چون الان همه به انگلیسی مقاله میدهند، همه دانشمندان جهان متعلق به انگلستان یا آمریکا هستند. همین امر، کار قضاوت را یک مقدار سخت میکند و باید در ریشه های نژادی و زیان مادری دانشمندان اون زمان تحقیق کرد.

  5. 7 کاربر مقابل از پیمان اکبرنیا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  6. Top | #33
    کاربر ممتاز

    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    تاریخ عضویت
    Aug 2010
    شماره عضویت
    54
    نوشته ها
    883
    تشکر
    3,291
    تشکر شده 8,440 بار در 878 ارسال

    بی بی منجّمه

    نمی دونم تا حالا اسم این خانوم رو شنیدین یا خیر؟!

    بی بی منجّمه!


    بی بی منجمه، بانوی شتاره شناس و ریاضی دان ایرانی در دوره ی سلجوقیان است.

    من وقتی داشتم در یکی از مجلات دانشکده مون دنبال مطلبی می گشتم، مقاله ای رو دیدم با عنوان :

    بی بی منجمه ستاره شناس ایرانی قرن هفتم هجری به روایت فرزندش ابن بی بی

    خیلی جالب بود!

    یکی اسمشون و دومی لقب فرزندشون: ابن بی بی!

    و تازه جالب تر هم اینکه، بسیاری از دانسته های ما در مورد بی بی منجمه، از روایات پسرشون به دست اومده .

    بعدها که مفصل تر گشتم ، دیدم بعلههههه ایشون کلی کارشون درست بوده

    آنچه در ادامه می خوانید زندگی نامه بی بی منجمه از سایت « موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران» نوشته ی « آسیه آل احمد» است:

    **********************

    زندگی نامه

    یکي از زنان نامدار ستاره‌شناسي ايران، بي بي منجمه سمناني است. او دختر کمال‌الدين سمناني رئيس شافعيه نيشابور و منجم‌باشي سلطان محمد خوارزمشاه و از طرف مادر به فقيه بزرگ خراسان امام محمد بن يحيي منتسب است.1 تاريخ تولد بي بي به درستي مشخص نيست ولي به نظر مي رسد در اواخر قرن ششم متولد شده است. بي بي در خانواده اي فرهيخته رشد کرد و همچون پدرش در علم نجوم تبحر يافت و در رده دانشمندان زمان قرارگرفت، در دربار پادشاهاني چون سلطان جلال الدين خوارزمشاه و علاءالدين کيقباد از جايگاه ويژه برخوردار شد. او به دليل استعداد و توانايي اش به دربار خوارزمشاهيان راه يافت و چون احکامش با قضا و قدرجور درآمد از مقربان درگاه سلطان خوارزم شد و به بي بي منجمه شهرت يافت. بي بي در بسياري از نبردها در مقابل مغولان پا به پاي ديگر جنگجويان مي جنگيد و در رزم آوري نيز شهره بود و در تواريخ آمده است که او مدتها دوشادوش جلال الدين خوارزمشاه در ميدان نبرد با مغولان حضور داشته است.2



    همسر بي بي، مجدالدين محمد از سادات گورسرخ گرگان 3 بود. او هم در کنار بي بي در دربار خوارزمشاهي زندگي مي کرد و از بزرگان دربار به حساب مي آمد. در اوج شهرت بي بي، کمال‌الدين کاميار، ازطرف سلطان سلاجقه روم "علاءالدين کيقباد"عازم دربار خوارزمشاهيان شد، قرب آن خانم را نزد سلطان جلال‌الدين خوارزمشاه ديد و در بازگشت از علم وعزت بي بي نزد علاء الدين کيقباد گفت. اما موقعيت بي بي در دربار سلطان جلال‌الدين رو به تزلزل گذاشته و باحسادت درباريان رو به رو بود. 4 پس از چندي سلطان جلال‌الدين در نبردي با مغولان کشته شد، نقل است: که بي بي دريکي از پيشگوييهايش سلطان جلال‌الدين را از خيانت برادرش غياث الدين آگاه کرده بود، ولي سلطان به حرف او وقعي نگذاشت و در برابر مغولان به خدعه برادر شکست خورد.




    ظرف چینی دورۀ سلجوقی طرح معاصر بی بی منجمه


    با مرگ سلطان، بي بي و همسرش که پشتيبان خود را از دست داده بودند به شام گريختند و به دربار ملک اشرف مظفرالدين موسي ايوبي راه يافتند .5 سلطان سلجوقي که از ماجرا آگاه شد سفيري نزد بي بي فرستاد، او را با احترام بسيار به قونيه دعوت کرد و در دربار خود جايگاه بالايي براي او درنظر گرفت. هنگام جنگ بين شاميان و سلاجقه روم، بي بي از روي علم نجوم پيروز ميدان را، سلطان علاء الدين کيقباد اعلام کرد و طبق پيشگويي او جنگ به پايان رسيد. پس از پيروزي، سلطان کيقباد اعتقادش به او دو چندان شد و خلعت سلطاني را بر بي بي خاتون پوشانيد. او طبق خواسته بي بي مقام رياست دارالانشاء و لقب "ترجمان" را به همسرش مجدالدين محمد داد که تا آخر عمر در اين مقام به سلطان خدمت کرد. بي بي پسري به نام حسين داشت که به اميرناصرالدين ملقب بود که همچون پدر دردستگاه سلطان خدمت مي کرد. او که به علت شهرت مادرش به "ابن بي بي" مشهوراست يکي از مورخان و نويسندگان مهم قرن هفتم است، کتاب تاريخ او درمورد سلاجقه روم با نام "الاوامرالعلانيه في الامور العلانيه " است.6 بي بي منجمه در تاريخ 679ه ق درگذشت.7

    _____________________________
    1. ابن بي بي، تاريخ سلاجقه روم، تصحيح محمدجواد مشکور، تهران، 1350، ص هجده.

    2. عبدالرفيع حقيقت، تاريخ سمنان، سمنان، فرمانداري کل سمنان،1352، ص 573.

    3. گورسرخ امامزاده اي است در گرگان که سادات آن محل به اين نام معروف هستند.

    4. عبدالرفيع حقيقت، همان.

    5. ابن بي بي، همان.

    6. همانجا.

    7. دانشنامه جهان اسلام، زيرنظر غلامعلي حداد عادل، تهران، بنياد دايرة المعارف اسلامي،1375،ج5، ص72.
    ویرایش توسط *sh : 10-18-2011 در ساعت 02:09 PM
    امضای ایشان
    گاهی ستاره هدیه کن به مشت پوچ شب ها ...

  7. 15 کاربر مقابل از ستاره بنیادی عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  8. Top | #34
    مدیریت انجمن

    عنوان کاربر
    مدیر آوا استار
    تاریخ عضویت
    Aug 2010
    شماره عضویت
    1
    نوشته ها
    2,772
    تشکر
    17,045
    تشکر شده 43,886 بار در 2,967 ارسال

    ممنونم از خانم بنیادی که زندگی نامه بی بی منجمه را قرار دادند .

    دقیقآ خاطرتم هست که در شماره 15 مجله نجوم ( همان اوایل ) به زندگی نامه ایشان و شرح مبسوطی از کارهای علمی ایشان پرداخته شده بود .

    این در حالی است که واقعآ خیلی از علاقمندان به نجوم اطلاعات چندانی درباره چنین شخصیت هایی ندارند . ممنون از بابت این مطالب خوب

  9. 10 کاربر مقابل از Mostafa عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  10. Top | #35
    کاربر ممتاز
    مدیر تالار

    عنوان کاربر
    كاربر ممتاز آوااستار
    مدال طلای كشوری المپياد نجوم
    تاریخ عضویت
    Jul 2011
    شماره عضویت
    1120
    نوشته ها
    2,424
    تشکر
    12,335
    تشکر شده 28,319 بار در 2,458 ارسال

    نقل قول نوشته اصلی توسط ستاره بنیادی نمایش پست ها
    نمی دونم تا حالا اسم این خانوم رو شنیدین یا خیر؟!

    بی بی منجّمه!


    بی بی منجمه، بانوی شتاره شناس و ریاضی دان ایرانی در دوره ی سلجوقیان است.

    من وقتی داشتم در یکی از مجلات دانشکده مون دنبال مطلبی می گشتم، مقاله ای رو دیدم با عنوان :

    بی بی منجمه ستاره شناس ایرانی قرن هفتم هجری به روایت فرزندش ابن بی بی

    خیلی جالب بود!

    یکی اسمشون و دومی لقب فرزندشون: ابن بی بی!

    و تازه جالب تر هم اینکه، بسیاری از دانسته های ما در مورد بی بی منجمه، از روایات پسرشون به دست اومده .

    بعدها که مفصل تر گشتم ، دیدم بعلههههه ایشون کلی کارشون درست بوده

    آنچه در ادامه می خوانید زندگی نامه بی بی منجمه از سایت « موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران» نوشته ی « آسیه آل احمد» است:

    **********************

    زندگی نامه

    یکي از زنان نامدار ستاره‌شناسي ايران، بي بي منجمه سمناني است. او دختر کمال‌الدين سمناني رئيس شافعيه نيشابور و منجم‌باشي سلطان محمد خوارزمشاه و از طرف مادر به فقيه بزرگ خراسان امام محمد بن يحيي منتسب است.1 تاريخ تولد بي بي به درستي مشخص نيست ولي به نظر مي رسد در اواخر قرن ششم متولد شده است. بي بي در خانواده اي فرهيخته رشد کرد و همچون پدرش در علم نجوم تبحر يافت و در رده دانشمندان زمان قرارگرفت، در دربار پادشاهاني چون سلطان جلال الدين خوارزمشاه و علاءالدين کيقباد از جايگاه ويژه برخوردار شد. او به دليل استعداد و توانايي اش به دربار خوارزمشاهيان راه يافت و چون احکامش با قضا و قدرجور درآمد از مقربان درگاه سلطان خوارزم شد و به بي بي منجمه شهرت يافت. بي بي در بسياري از نبردها در مقابل مغولان پا به پاي ديگر جنگجويان مي جنگيد و در رزم آوري نيز شهره بود و در تواريخ آمده است که او مدتها دوشادوش جلال الدين خوارزمشاه در ميدان نبرد با مغولان حضور داشته است.2



    همسر بي بي، مجدالدين محمد از سادات گورسرخ گرگان 3 بود. او هم در کنار بي بي در دربار خوارزمشاهي زندگي مي کرد و از بزرگان دربار به حساب مي آمد. در اوج شهرت بي بي، کمال‌الدين کاميار، ازطرف سلطان سلاجقه روم "علاءالدين کيقباد"عازم دربار خوارزمشاهيان شد، قرب آن خانم را نزد سلطان جلال‌الدين خوارزمشاه ديد و در بازگشت از علم وعزت بي بي نزد علاء الدين کيقباد گفت. اما موقعيت بي بي در دربار سلطان جلال‌الدين رو به تزلزل گذاشته و باحسادت درباريان رو به رو بود. 4 پس از چندي سلطان جلال‌الدين در نبردي با مغولان کشته شد، نقل است: که بي بي دريکي از پيشگوييهايش سلطان جلال‌الدين را از خيانت برادرش غياث الدين آگاه کرده بود، ولي سلطان به حرف او وقعي نگذاشت و در برابر مغولان به خدعه برادر شکست خورد.




    ظرف چینی دورۀ سلجوقی طرح معاصر بی بی منجمه


    با مرگ سلطان، بي بي و همسرش که پشتيبان خود را از دست داده بودند به شام گريختند و به دربار ملک اشرف مظفرالدين موسي ايوبي راه يافتند .5 سلطان سلجوقي که از ماجرا آگاه شد سفيري نزد بي بي فرستاد، او را با احترام بسيار به قونيه دعوت کرد و در دربار خود جايگاه بالايي براي او درنظر گرفت. هنگام جنگ بين شاميان و سلاجقه روم، بي بي از روي علم نجوم پيروز ميدان را، سلطان علاء الدين کيقباد اعلام کرد و طبق پيشگويي او جنگ به پايان رسيد. پس از پيروزي، سلطان کيقباد اعتقادش به او دو چندان شد و خلعت سلطاني را بر بي بي خاتون پوشانيد. او طبق خواسته بي بي مقام رياست دارالانشاء و لقب "ترجمان" را به همسرش مجدالدين محمد داد که تا آخر عمر در اين مقام به سلطان خدمت کرد. بي بي پسري به نام حسين داشت که به اميرناصرالدين ملقب بود که همچون پدر دردستگاه سلطان خدمت مي کرد. او که به علت شهرت مادرش به "ابن بي بي" مشهوراست يکي از مورخان و نويسندگان مهم قرن هفتم است، کتاب تاريخ او درمورد سلاجقه روم با نام "الاوامرالعلانيه في الامور العلانيه " است.6 بي بي منجمه در تاريخ 679ه ق درگذشت.7

    _____________________________
    1. ابن بي بي، تاريخ سلاجقه روم، تصحيح محمدجواد مشکور، تهران، 1350، ص هجده.

    2. عبدالرفيع حقيقت، تاريخ سمنان، سمنان، فرمانداري کل سمنان،1352، ص 573.

    3. گورسرخ امامزاده اي است در گرگان که سادات آن محل به اين نام معروف هستند.

    4. عبدالرفيع حقيقت، همان.

    5. ابن بي بي، همان.

    6. همانجا.

    7. دانشنامه جهان اسلام، زيرنظر غلامعلي حداد عادل، تهران، بنياد دايرة المعارف اسلامي،1375،ج5، ص72.
    البته با توجه به این زندگی نامه به نظر میرسه ایشون بیشتر طالع بین بودند تا منجم (به معنای نظریه پرداز یا محاسبه گر نجومی).

  11. کاربر مقابل از پیمان اکبرنیا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  12. Top | #36
    کاربر ممتاز

    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    تاریخ عضویت
    Aug 2010
    شماره عضویت
    54
    نوشته ها
    883
    تشکر
    3,291
    تشکر شده 8,440 بار در 878 ارسال

    نقل قول نوشته اصلی توسط Mostafa نمایش پست ها

    دقیقآ خاطرتم هست که در شماره 15 مجله نجوم ( همان اوایل ) به زندگی نامه ایشان و شرح مبسوطی از کارهای علمی ایشان پرداخته شده بود .
    و این اشاره، به صورت تلویحی نشون می ده که ایشون کارهای علمی هم داشتند!
    امضای ایشان
    گاهی ستاره هدیه کن به مشت پوچ شب ها ...

  13. 6 کاربر مقابل از ستاره بنیادی عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  14. Top | #37
    کاربر جدید

    عنوان کاربر
    کاربر جدید
    تاریخ عضویت
    Nov 2011
    شماره عضویت
    1970
    نوشته ها
    1
    تشکر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 ارسال

    salam merc azin etelaat ke vaghean lazeme ma beshnasim in ostadano beshnasim,
    man kheili dos daram ishono bebinam , kodom khanie salmandan hastan?

    -----------------------------------------------------------------------------------
    دوست گرامي لطفآ از حروف فارسي استفاده كنيد :

    سلام مرسی‌ از اين اطلاعات که واقعا لازمه ما بشناسیم این استاد رو ،
    من خیلی‌ دوست دارم ایشونو ببینم ، کدوم خانه سالمندان هستن؟
    در صورت نداشتن فونت فارسی از بهنویس در لینک زیر استفاده کنید:
    http://www.behnevis.com/
    ویرایش توسط آسمون : 11-07-2011 در ساعت 11:43 PM دلیل: تبديل متن به فارسي

  15. Top | #38
    مدیریت انجمن

    عنوان کاربر
    مدیر آوا استار
    تاریخ عضویت
    Aug 2010
    شماره عضویت
    1
    نوشته ها
    2,772
    تشکر
    17,045
    تشکر شده 43,886 بار در 2,967 ارسال

    نقل قول نوشته اصلی توسط AGHIGH نمایش پست ها
    سلام مرسی‌ از اين اطلاعات که واقعا لازمه ما بشناسیم این استاد رو ،
    من خیلی‌ دوست دارم ایشونو ببینم ، کدوم خانه سالمندان هستن؟
    دوست گرامي سلام

    اگر منظور شما بانو طريان هستند ، متآسفانه ايشان چندين ماه است كه به رحمت خدا رفته اند .

    اگر در انجمن جستجو كنيد مي توانيد تاپيك مربوط به ملاقات اعضا با بانو طريان را كه فقط چند ماه قبل از درگذشت ايشان اتفاق افتاد را ملاحظه بفرماييد .

  16. 7 کاربر مقابل از Mostafa عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  17. Top | #39
    کاربر ممتاز

    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    تاریخ عضویت
    Aug 2010
    شماره عضویت
    54
    نوشته ها
    883
    تشکر
    3,291
    تشکر شده 8,440 بار در 878 ارسال

    از اونجایی که بعضی از دوستان از طریق پیام خصوصی از من خواستند که راه دسترسی به فیلم های دکتر طریان رو در اختیارشون بذارم عرض کنم که من به کمک چندتا از دوستان قراره یه مستند تلفیقی از زندگی ایشون تهیه کنیم ( به مناسبت سالگردشون که توی اسفندماه هست)
    توی این مستند هم از فیلمی هم که صدا سیما پخش کرده استفاده می شه

    تا قبل از اون راه مناسب برای تهیه، فیلم فکر می کنم که آرشیو صدا سیمااست. چون وکیلشون و خانوادشون فیلم ها رو در اختیار کسی نمی ذارن.
    امضای ایشان
    گاهی ستاره هدیه کن به مشت پوچ شب ها ...

  18. 10 کاربر مقابل از ستاره بنیادی عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  19. Top | #40
    کاربر ممتاز

    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    تاریخ عضویت
    Sep 2011
    شماره عضویت
    1569
    نوشته ها
    160
    تشکر
    1,336
    تشکر شده 1,033 بار در 152 ارسال

    مشاهير نجوم ايران         
    غیاث الدین جمشید کاشانی
    جمشید ملقب به غیاث‌الدین، فرزند پزشکی کاشانی به نام مسعود حدود سال ۷۹۰ قمری (۱۳۸۸ میلادی)، در کاشان چشم به جهان گشود. او در همهٔ آثارش خود را چنین معرفی کرده است: «کمترین بندگان خداوند (یا نیازمندترین بندگان خدا به رحمت او)، جمشید، پسر مسعود طبیب کاشانی، پسر محمود پسر محمد ». بیش‌تر آنچه که از زندگی وی می‌دانیم از بررسی آثار علمی ارزنده‌اش و نیز دو نامه که خطاب به پدر خود و مردم کاشان نوشته به دست آمده است.
    دوران کودکی و جوانی وی درست هم‌زمان با اوج یورش‌های وحشیانهٔ تیمور به ایران بود. با وجود این، جمشید در همین شرایط نیز هرگز از آموختن علوم مختلف غافل نشد. پدرش مسعود، چنان‌که گفتیم، پزشک بود اما شاید از علوم دیگر نیز بهرهٔ بسیار داشت. به طور مثال، از یکی از نامه‌های کاشانی به پدرش معلوم می‌شود که پدر قصد داشته تا شرحی بر معیار الاشعار نصیرالدین طوسی بنویسد و برای پسر، یعنی جمشید بفرستد.
    نخستین فعالیت علمی کاشانی که از تاریخ دقیق آن آگاهیم، رصد خسوف در ۱۲ ذیحجهٔ ۸۰۸ قمری، برابر با دوم ژوئن ۱۴۰۶ میلادی در کاشان است. غیاث‌الدین نخستین اثر علمی خود را در همین شهر و در ۲۱ رمضان ۸۰۹ قمری مطابق با اول مارس ۱۴۰۷ میلادی، یعنی ۲ سال پس از مرگ تیمور و فرو نشستن فتنهٔ او، نوشت. چهار سال بعد در ۸۱۳ قمری هنوز در کاشان بود و رسالهٔ مختصری به فارسی دربارهٔ علم هیأت(کیهان‌شناسی) نوشت. در ۸۱۶ قمری کتاب نجومی مهم خود یعنی زیج خاقانی را به فارسی نوشت و به اُلُغْ بیگ، فرزند شاهرخ و نوهٔ تیمور، که در سمرقند به سر می‌برد، هدیه کرد. کاشانی امید داشت که با حمایت الغ بیگ بتواند با آسودگی بیشتر پژوهش‌های علمی خود را ادامه دهد.
    کاشانی دست کم تا مدتی پس از پدیدآوردن کتاب ارزشمند تلخیص المفتاح، یعنی ۷ شعبان ۸۲۴ قمری مطابق با ۷ اوت ۱۴۲۱ میلادی، هنوز در کاشان به سر می‌برد. این نکته خود مایهٔ شگفتی بسیار است که چرا مردی دانشور چون الغ بیگ پس از مطالعهٔ زیج خاقانی به نبوغ کمنظیر پدیدآورنده، یعنی کاشانی، پی نبرد! کاشانی در یکی از دو نامهٔ خود از یک سو به طور تلویحی از این‌که بسیار دیر مورد توجه دولت‌مردان قرار گرفته گلایه می‌کند و از سوی دیگر از این‌که پس از این مدت دراز به شهری چون سمرقند دعوت شده است، سر از پا نمی‌شناسد.
    کاشانی به احتمال قوی در ۸۲۴ قمری به همراه معین‌الدین کاشانی(همکار غیاث‌الدین در کاشان و سمرقند) از کاشان به سمرقند رفت و چنان که خود در نامه‌هایش کم و بیش اشاره کرده، در پی‌ریزی رصدخانهٔ سمرقند نقش اصلی را ایفا نمود. از همان آغازِ کار، وی را به ریاست آن‌جا برگزیدند و تا پایان عمر به نسبت کوتاه خود در همین مقام بود. وی سرانجام صبح روز چهارشنبه ۱۹ رمضان ۸۳۲ قمری برابر با ۲۲ ژوئن ۱۴۲۹ میلادی بیرون شهر سمرقند و در محل رصدخانه درگذشت.
    امین احمد رازی در کتاب تذکر ه هفت اقلیم می‌گوید که چون کاشانی چنان که باید و شاید آداب حضور در دربار را رعایت نمی‌کرد، الغ بیگ فرمان به قتل او داد. از نامه‌های کاشانی به پدرش چنین برمی‌آید که پدر به دلایلی از سرنوشت فرزند خود در دربار الغ بیگ نگران بود و در نامه یا نامه‌هایی، پسر را از خطرات معمول در دربار پادشاهان برحذر داشته و کاشانی نیز در پاسخ برای کاستن از نگرانی‌های پدر، نمونه‌های متعددی از توجه خاص الغ بیگ به خود را برای پدر شاهد آورده است.
    منبع :ویکی پدیا
    امضای ایشان
    زیباترین قول تو این است که هرگز باز نخواهی آمد ...

    احمدرضا احمدی

  20. 10 کاربر مقابل از *artemis عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


صفحه 4 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای آوا استار محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد