صفحه 19 از 26 نخستنخست ... 9151617181920212223 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 181 تا 190 , از مجموع 257

موضوع: سفر در زمان

  1. Top | #1
    کاربر ممتاز

    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    تاریخ عضویت
    Aug 2010
    شماره عضویت
    80
    نوشته ها
    566
    تشکر
    10,004
    تشکر شده 5,177 بار در 631 ارسال

          سفر در زمان

    سلام خدمت همه ی دوستان عزیزم
    این تاپیک رو ایجاد کردم تا همه ی ما بیشتر با مباحث كلي نسبيت و ارتباط آن با جهان هاي موازي و بحث سفر در زمان آشنا شویم و بتوانیم این موضوع واقعا غیر قابل درک رو بهتر و بیشتر درک کنیم.
    كمك دوستان عزيز باعث پيشرفت اين بحث خواهد شد .
    ویرایش توسط mehrjoo : 05-11-2012 در ساعت 05:36 PM


  2. Top | #181
    کاربر فعال

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    شماره عضویت
    7302
    نوشته ها
    43
    تشکر
    1,120
    تشکر شده 390 بار در 45 ارسال

    سلام . من درباره ی سفر به آینده به یه تناقض جدی بر خوردم :

    نگاه کنید،با فرض اینکه ما بتونیم بریم به گذشته : مثلا ما میریم به یکم قبل از جنگ جهانی دوم و هیتلر و میبینیم.

    خب اون موقع ما برای مردم اون موقع از آینده اومدیم.این خودش تناقضه،اون ها فک میکنند که خودشون پیشتازه فضان و هنوز آینده ای نیست.درحالی که ما از آینده اومدیم و حتی میدونیم که قراره جنگ جهانی دوم رخ بده.

    حالا این به کنار، فک کنید که ما هیتلر و با خودمون بیاریم به آینده،اینجوری اون تونسته به آینده ای سفر کنه که فکرشو نمیکرده.پس سفر به یک زمان میشه 2 طرفه.پس اونا میتونن به آینده سفر کنند.

    حالا همین اتفاق میتونه برای ما بیافته.یعنی وقتی میگیم که از آینده چرا کسی نمیاد یعنی قبول کردیم که آینده ای هست پس ما هم میتونیم به اون سفر کنیم و اون ها هم میتونن بیان به گذشته که میشه زمان ما!!!

    حالا یه سوال:پس ما پیشتاز فضا نیستیم؟ پس اصلا پیشتاز فضا با این فرضیات بی معنیه؟پس یعنی ما میتونیم بریم به آینده ای که به نظرمون هنوز تشکیل نشده؟
    (خیلی پیچیده شد)

  3. 12 کاربر مقابل از H.Taeb عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  4. Top | #182
    کاربر ممتاز

    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    تاریخ عضویت
    Sep 2010
    شماره عضویت
    137
    نوشته ها
    742
    تشکر
    1,960
    تشکر شده 5,537 بار در 611 ارسال

    نقل قول نوشته اصلی توسط berjis93 نمایش پست ها
    سینا جان ار کجا معلومه وقتی داخل سیاهچاله شدب از سفید چاله میزنی بیرون؟ شاید بلعیده شدی و همون جا از بین رفتی!!!
    سینا منجم
    دوست عزيز.
    با قوانين فيزيك اثباط شده.و اينكه انرژي و ماده هرگز از بين نميره.

    از بین رفتن شما در یک سیاه چاله به معنی نابودی جرم وانرژی نیست , بلکه به جزئی از یک سیاه چاله تبدیل شدید واین عین تبدیله!!! اگر نابود بشی ماهیت جرم وانژی شما ناپدید نخواهد شد.بلکه جرمی که سیاه چاله مبلعه ,به جزئی از جرم وانرژی مجموعه تبدیل خواهد شد!!

    اما مشکل دیگه این هست که شما در مورد چه سیاه چاله ای صحبت میکنید.
    ما انواع سیاه چاله داریم .در سیاه چاله در مرکزش مکانی به نام تکینگی وجود داره .که تمام جرم سیاه چاله در ان خلاصه میشه,
    مکانی که بسیار کوچک ودر عین حال چگالی بی نهایت داره.
    حالا بسته به نوع سیاه چاله ما دو نوع تکینگی داریم

    تکینگی نقطه ای
    تکینگی حلقوی

    گفته میشه ,تکینگی حلقوی این امکان رو به ما میدهد که بتونیم به جای دیگر برویم.البته اگر نیروهای فوق العاده ی موجود در سیاه چاله رو در خیلی نظر نگیریم!!!



  5. 10 کاربر مقابل از narcissus flower عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  6. Top | #183
    کاربر فعال

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    شماره عضویت
    7153
    نوشته ها
    81
    تشکر
    139
    تشکر شده 423 بار در 83 ارسال

    نقل قول نوشته اصلی توسط narcissus flower نمایش پست ها
    از بین رفتن شما در یک سیاه چاله به معنی نابودی جرم وانرژی نیست , بلکه به جزئی از یک سیاه چاله تبدیل شدید واین عین تبدیله!!! اگر نابود بشی ماهیت جرم وانژی شما ناپدید نخواهد شد.بلکه جرمی که سیاه چاله مبلعه ,به جزئی از جرم وانرژی مجموعه تبدیل خواهد شد!!

    اما مشکل دیگه این هست که شما در مورد چه سیاه چاله ای صحبت میکنید.
    ما انواع سیاه چاله داریم .در سیاه چاله در مرکزش مکانی به نام تکینگی وجود داره .که تمام جرم سیاه چاله در ان خلاصه میشه,
    مکانی که بسیار کوچک ودر عین حال چگالی بی نهایت داره.
    حالا بسته به نوع سیاه چاله ما دو نوع تکینگی داریم

    تکینگی نقطه ای
    تکینگی حلقوی

    گفته میشه ,تکینگی حلقوی این امکان رو به ما میدهد که بتونیم به جای دیگر برویم.البته اگر نیروهای فوق العاده ی موجود در سیاه چاله رو در خیلی نظر نگیریم!!!


    خوب اگه با همون دستگاه(ميدونم تخيلي شد)بتونيم اون نيروي عظيم رو اثرش رو روي خودمون كم كنيم شايد بشه ها؟
    دوستان بحث داره تخصصي ميشه و من به اشتباه ميفتم.بهتره تا موقعي كه از موضوع سر در نياوردم ناظر باشم.
    امضای ایشان
    به آسمان بنگر
    قدري تامل كن
    آنوقت است كه به خدا و قدرت الهي پي ميبري.
    سري به وبلاگ منم بزنيد.موضوعش نجومه.


  7. 4 کاربر مقابل از سينا منجم عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  8. Top | #184
    کاربر ممتاز

    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    تاریخ عضویت
    Mar 2012
    شماره عضویت
    3738
    نوشته ها
    200
    تشکر
    819
    تشکر شده 796 بار در 195 ارسال

    تو سیاهچاله انقدز برایند نیرو ها بالاست که عملا نه ما بلکه هیچ جرم دیگه ای با هیچ قانون فیزیکیی نمیتونه پایستگی داشته باشه.باید اینو قبول کنیم.
    حالا با این تفاسیر شیرجه رفتن تو سیاهچاله و از سفید چاله سردر اوردن عملا یه داستان تخیلی قشنگه نه یه پروسه علمی قابل استناد
    امضای ایشان
    اوغات خوش آن بود که با دوست به سر شد
    باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود

  9. 5 کاربر مقابل از berjis93 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  10. Top | #185
    کاربر ممتاز

    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    تاریخ عضویت
    Sep 2010
    شماره عضویت
    137
    نوشته ها
    742
    تشکر
    1,960
    تشکر شده 5,537 بار در 611 ارسال

    نقل قول نوشته اصلی توسط سينا منجم نمایش پست ها
    خوب اگه با همون دستگاه(ميدونم تخيلي شد)بتونيم اون نيروي عظيم رو اثرش رو روي خودمون كم كنيم شايد بشه ها؟
    دوستان بحث داره تخصصي ميشه و من به اشتباه ميفتم.بهتره تا موقعي كه از موضوع سر در نياوردم ناظر باشم.
    نه دوست عزیز !! تخصصی چیه؟؟!!

    برای اینکه تخیلمون پایه های درستی داشته باشه باید چاشنی علم رو هم اضافه کنیم...
    تخیل +علم=کشفیات واختراعات بزرگی که تاحالا رخ داده

  11. 6 کاربر مقابل از narcissus flower عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  12. Top | #186
    کاربر جدید

    عنوان کاربر
    کاربر جدید
    تاریخ عضویت
    Jul 2011
    شماره عضویت
    1073
    نوشته ها
    19
    تشکر
    137
    تشکر شده 143 بار در 20 ارسال

          عالم موازی یا عالم مثل؟؟؟؟

    متن واقعا جالبی بود.ممنون.
    ببخشید نمی خوام بحث فلسفه رو وارد این بحث علمی بکنم ولی میشه گفت که عالم موازی همون عالم مثل یا مثال افلاطون هست؟؟؟
    افلاطون دقیقا همین عقیده رو داشت ولی از دید فلسفه، که هریک از موجودات یک وجود دیگه ای دارند (مثل سایه یا انرژی ) که در عالم مثل زندگی میکنه و وجود مادی اون موجود الان در این عالم هست.
    امضای ایشان
    سر به هوا نیستم.اما همیشه سر به آسمان دارم.
    حس عجیبی است............
    نگاه کردن به اسمانی که شاید تو چند لحظه پیش بدان خیره شده بودی
    .

  13. 5 کاربر مقابل از starturk عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  14. Top | #187
    کاربر ممتاز

    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    تاریخ عضویت
    Mar 2012
    شماره عضویت
    3738
    نوشته ها
    200
    تشکر
    819
    تشکر شده 796 بار در 195 ارسال

    خب به نظر من جهانهای موازی نمیتونه عالم مثل افلاطون باشه.
    چون تو عالم مثل افلاطون ما صرفا اونتیک و هستی رو از حیث روحانی و متا فیزیک بررسی می کنیم اما در جهان های موازی تعریف دیگه ای برای این اونتیکمون داریم.
    ما در فیزیک هر پدیده و اتفاقی رو معلول واپاشی تابع موج خاصی میدونیم و میگیم که مثلا وقتی یه لیوان اب از دستمون میفته دو تابع موج براش تعرف میشه.هم میشکنه و هم نمیشکنه .(بر اساس اصل عدم قطعیت هایزنبرگ گذاره یا رو به کار نمیبریم بلکه فقط از گذاره هم استفاده میکنیم.)
    حالا اگه لیوان ما بشکنه یعنی تابع موج شکستن در این عالم براش واپاشی شده.حالا چه بلایی سر اون یکی تابع موجمون اومده؟ما میدونیم اون یکی تابع موج در عالمی دیگه واپاشی شده و لیوان ما همچنان علیرغم زمین خوردن سالم مونده. این نشون میده که تمام پدیده های عالم میشه گفت(به تعبیر من)کپی هایی دارن که هم زمان درشون اتفاقای مشترکی میفته و تعداد این عوالم برای هر پدیده ای بر حسب احتمالات (تعداد تابع موج هر پدیده)مختلفه و هر تابع موج در جهانی خاص واپاشیده میشه.
    خیلی طولانی شد. ببخشید
    امضای ایشان
    اوغات خوش آن بود که با دوست به سر شد
    باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود

  15. 6 کاربر مقابل از berjis93 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  16. Top | #188
    کاربر ممتاز

    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    تاریخ عضویت
    Jul 2011
    شماره عضویت
    1003
    نوشته ها
    505
    تشکر
    137
    تشکر شده 3,296 بار در 484 ارسال

    بعضا سوال پیش میاد که اگر سفر به گذشته امکان پذیر باشه و در آینده بشر به چنین تکنولوژی دست پیدا کنه، پس چرا ما الان شاهد اومدن اونها به زمان خودمون نیستیم؟ و چرا در کتابهای تاریخ حضور چنین افرادی را مشاهده نمی کنیم؟
    من میگم شاید چنین افرادی واقعا وجود داشته باشند و در برهه ای از تاریخ نیز تا آنجا که اجازه داشتند سعی کردند مسیر تاریخ را عوض کنند و تاحدودی هم موفق شده اند. اما در بین مردم بعنوان مسافر زمان شناخته شده نیستند. به عبارتی دیگه اونها اصلا از آینده به گذشته سفر نکرده اند بلکه از یک جهانی آمده اند که در اون جهان اصلا زمان بی معنی است و گذشته و حال و آینده یکسان است. اما مردم فقط وجود مادی اونها را که یک زمانی متولد میشن و یک زمانی از دنیا میرند را می بینند و از وجود برتر اونها که متصل به عالمی دیگر هستند غافلند.
    شبیه همون عالم مثال افلاطون که ذکر شد یا عالم امر که بعضا در عرفان نظری بحث می شود. اما با این تفاوت که اون عالم سایه این عالم نیست بلکه این عالم مادی ما سایه اون هست. و اصل هر چیزی بدون ابعاد زمانی و مکانی در اون عالم وجود دارد. یا به بیانی دیگر هر شیئی دو نوع وجود دارد یک وجود مادی و مرکب در این جهان و یک وجود بسیط و مجرد در آن جهان. که آن جهان اصل است و این جهان فرع. کسی که بتونه با اون عالم ارتباط برقرار کنه به حجم عظیمی از اطلاعات میتونه دست پیدا کنه چون همه چیز از گذشته و آینده و همه اتفاقاتی که قراره رخ بده در اون عالم به عینه موجود و مشهود است. (البته مطمئنا تصور چنین جهانی که خالی از ابعاد زمان و مکانی باشد برای ما موجودات مادی غیر قابل تصور است)

    حالا از این بحثها بگذریم.
    می خواستم یک حکایتی براتون تعریف کنم که بی ارتباط با سفر در زمان نیست. البته این حکایت را از جایی شنیدم و منبع اون را الان خاطرم نیست..
    خلاصه حکایت این است که:
    زمانی که حضرت امیرالمومنین علی(ع) کودک شیرخوار بودند روزی در گهواره با مادر خود (فاطمه بنت اسد) سخن می گویند. مادر از اینکه یک نوزاد شیرخوار سخن می گوید بسیار تعجب می کند.
    اما حضرت او را آرام می کند و بعد یک خاطره ای را بیاد مادر خود می آورد. حضرت به مادر می گوید آیا یادت هست زمانی که نوجوان بودی و در راه از کاروان عقب افتادی و گم شدی. و همانطور که در بیابان سرگشته بودی یک شیر درنده به طرف تو آمد و قصد حمله داشت. در آن هنگام یک اسب سوار آمد و شیر را از تو دور کرد و راه را به تو نشان داد.
    مادر گفت: بله یادم هست.
    حضرت فرمود: آن اسب سوار من بودم.

    یعنی حضرت حتی قبل از تولدش وجود داشته!!! واقعا تو توجیه و تفسیر این حکایت ها عقل آدم سوت میکشه و مغز آدم به معنی واقعی کلمه هنگ میکنه.
    ویرایش توسط smhm : 06-18-2013 در ساعت 12:20 PM

  17. 3 کاربر مقابل از smhm عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  18. Top | #189
    کاربر فعال

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    شماره عضویت
    7153
    نوشته ها
    81
    تشکر
    139
    تشکر شده 423 بار در 83 ارسال

    نقل قول نوشته اصلی توسط smhm نمایش پست ها
    بعضا سوال پیش میاد که اگر سفر به گذشته امکان پذیر باشه و در آینده بشر به چنین تکنولوژی دست پیدا کنه، پس چرا ما الان شاهد اومدن اونها به زمان خودمون نیستیم؟ و چرا در کتابهای تاریخ حضور چنین افرادی را مشاهده نمی کنیم؟
    من میگم شاید چنین افرادی واقعا وجود داشته باشند و در برهه ای از تاریخ نیز تا آنجا که اجازه داشتند سعی کردند مسیر تاریخ را عوض کنند و تاحدودی هم موفق شده اند. اما در بین مردم بعنوان مسافر زمان شناخته شده نیستند. به عبارتی دیگه اونها اصلا از آینده به گذشته سفر نکرده اند بلکه از یک جهانی آمده اند که در اون جهان اصلا زمان بی معنی است و گذشته و حال و آینده یکسان است.
    شبیه همون عالم مثال افلاطون که ذکر شد یا عالم امر که بعضا در عرفان نظری بحث می شود. اما با این تفاوت که اون عالم سایه این عالم نیست بلکه این عالم مادی ما سایه اون هست. و اصل هر چیزی بدون ابعاد زمانی و مکانی در اون عالم وجود دارد. یا به بیانی دیگر هر شیئی دو نوع وجود دارد یک وجود مادی و مرکب در این جهان و یک وجود بسیط و مجرد در آن جهان. که آن جهان اصل است و این جهان فرع. کسی که بتونه با اون عالم ارتباط برقرار کنه به حجم عظیمی از اطلاعات میتونه دست پیدا کنه چون همه چیز از گذشته و آینده و همه اتفاقاتی که قراره رخ بده در اون عالم به عینه موجود و مشهود است. (البته مطمئنا تصور چنین جهانی که خالی از ابعاد زمان و مکانی باشد برای ما موجودات مادی غیر قابل تصور است)

    حالا از این بحثها بگذریم.
    می خواستم یک حکایتی براتون تعریف کنم که بی ارتباط با سفر در زمان نیست. البته این حکایت را از جایی شنیدم و منبع اون را الان خاطرم نیست..
    خلاصه حکایت این است که:
    زمانی که حضرت امیرالمومنین علی(ع) کودک شیرخوار بودند روزی در گهواره با مادر خود (فاطمه بنت اسد) سخن می گویند. مادر از اینکه یک نوزاد شیرخوار سخن می گوید بسیار تعجب می کند.
    اما حضرت او را آرام می کند و بعد یک خاطره ای را بیاد مادر خود می آورد. حضرت به مادر می گوید آیا یادت هست زمانی که نوجوان بودی و در راه از کاروان عقب افتادی و گم شدی. و همانطور که در بیابان سرگشته بودی یک شیر درنده به طرف تو آمد و قصد حمله داشت. در آن هنگام یک اسب سوار آمد و شیر را از تو دور کرد و راه را به تو نشان داد.
    مادر گفت: بله یادم هست.
    حضرت فرمود: آن اسب سوار من بودم.

    یعنی حضرت حتی قبل از تولدش وجود داشته!!! واقعا تو توجیه و تفسیر این حکایت ها عقل آدم سوت میکشه و مغز آدم به معنی واقعی کلمه هنگ میکنه.
    دوست عزيز.اين از معجزات حضرت بوده.همانطور كه در بحث ها گفته شد،ما نميتوانيم مسافرين زمان را ببينيم.چون مسافران زمان به عنوان يك ناظر بر فعاليت هاي گذشته هستند و نميتوانند تغييري در زمان ايجاد كنند.و ما آن هار ا نميبينيم.البته اين هم يك فرضيس و به نظر درست مياد.من فلسفم هيچوقت هخوب نبوده پس بخش دوم در رابطه با افلاطون و اينجور چيزا به عهده يدوستان ديگر.
    امضای ایشان
    به آسمان بنگر
    قدري تامل كن
    آنوقت است كه به خدا و قدرت الهي پي ميبري.
    سري به وبلاگ منم بزنيد.موضوعش نجومه.


  19. کاربر مقابل از سينا منجم عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  20. Top | #190
    کاربر ممتاز

    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    تاریخ عضویت
    Mar 2012
    شماره عضویت
    3738
    نوشته ها
    200
    تشکر
    819
    تشکر شده 796 بار در 195 ارسال

    سفر در زمان         
    ببینید در رابطه با روایتی که حضرت چنین فرمودن .اینه که روایت درسته اما به قول سینا یه جورایی یکی از معجزات حضرت بودهه و خب معجزه هم همونطور که از اسمش پیداس کار خارق العاده ایه.
    من فکر میکنم تفسیر این روایت اینجوری باشه که چون پیامبران و امامان محیط بر زمان هستند و غالبند بر زمان خلی راحت میتونن این کارا رو انجام بن مثلا تو قضیه شق القمر که پیامبر ماهو نصف میکنن .ما الان میدونیم که ماه هیچ وقت نصف نشده اما با توجه به ایه که هر سال داره 5 سانتی متر از ما دور میشه بالاخره یه روز از وسط نصف خواهد شد.حالا چون پیامبر غالب بر زمان بودن تونستن زمان نصف شدن ماهو بیارن و به مردم نشونش بدم و بعد زمانو برگردوننن و ماه به حالت عادی برگرده.
    والسلام منبر تمام
    امضای ایشان
    اوغات خوش آن بود که با دوست به سر شد
    باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود

  21. 2 کاربر مقابل از berjis93 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


صفحه 19 از 26 نخستنخست ... 9151617181920212223 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای آوا استار محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد