صفحه 10 از 26 نخستنخست ... 6789101112131420 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 91 تا 100 , از مجموع 257

موضوع: سفر در زمان

  1. Top | #1
    کاربر ممتاز

    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    تاریخ عضویت
    Aug 2010
    شماره عضویت
    80
    نوشته ها
    566
    تشکر
    10,004
    تشکر شده 5,177 بار در 631 ارسال

          سفر در زمان

    سلام خدمت همه ی دوستان عزیزم
    این تاپیک رو ایجاد کردم تا همه ی ما بیشتر با مباحث كلي نسبيت و ارتباط آن با جهان هاي موازي و بحث سفر در زمان آشنا شویم و بتوانیم این موضوع واقعا غیر قابل درک رو بهتر و بیشتر درک کنیم.
    كمك دوستان عزيز باعث پيشرفت اين بحث خواهد شد .
    ویرایش توسط mehrjoo : 05-11-2012 در ساعت 05:36 PM


  2. Top | #91
    کاربر جدید

    عنوان کاربر
    کاربر جدید
    تاریخ عضویت
    Sep 2011
    شماره عضویت
    1604
    نوشته ها
    9
    تشکر
    8
    تشکر شده 97 بار در 10 ارسال

    1سوال چه جوری1شخص درصفینه باشه باسرعت حرکت کنه عمرش کمترازاون کسی که درصفینه ای به نام زمین هست باسرعت زمین حرکت میکنه؟
    این یکی از اثرات نسبیت ــه که هنگام حرکت با سرعت "نزدیک" به سرعت نور زمان آهسته تر میشه، بنابراین اون شخص درون سفینه که زمان براش دیرتر میگذره جوون تر از اون کسی که بر روی زمین ایستاده. این پدیده به گمونم "پارادوکس دوقلوها" نام داره.

  3. 9 کاربر مقابل از Mani عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  4. Top | #92
    کاربر فعال

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Feb 2012
    شماره عضویت
    3172
    نوشته ها
    42
    تشکر
    467
    تشکر شده 329 بار در 38 ارسال

    نقل قول نوشته اصلی توسط javadstar76 نمایش پست ها
    برای خودم هم این سوال پیش اومده بود که او نجا آدماش از چه جنسی هستند.
    ممنون که مطرحش کردی.
    شاید زیاد جنبه علمی جهان های موازی رو رعایت نکنم ولی پائولو کوئیلو در کتاب الف به نوعی جهان موازی رو توصیف میکنه.....جهان موازی یه معناش می تونه این باشه که من در زمانی که هم اکنون هستم ، زمانی که در آینده و در پیری در اون هستم و زمانی که در کودکی خودم بودم..تمام این زمان ها در ابعادی به صورت موازی در حال حرکت کنار هم هستند...مثل قطاری که به سوی مقصدی در حرکت هست و واگن های زیادی داره، هر کدوم از این واگن ها شرایط خاص خودش رو داره ولی همشون در کنار هم به سوی مقصدی در حال حرکتند، تصور جهان موازی می تونه به این صورت باشه...چند جهان که موازی هم در حال حرکتند ....و هستند انسان هایی که با یافتن قدرت های نهفته در دورن خودشون قادرند که به جهان های موازی دیگه راه پیدا کنند، یعنی همون که در دنیایی هستیم که زمان هم جزو یکی از ابعاد به حساب میاد.
    امضای ایشان
    you can always find the sun within yourself if you will only search

  5. 4 کاربر مقابل از estardast عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  6. Top | #93
    NARUTO

    نقل قول نوشته اصلی توسط estardast نمایش پست ها
    شاید زیاد جنبه علمی جهان های موازی رو رعایت نکنم ولی پائولو کوئیلو در کتاب الف به نوعی جهان موازی رو توصیف میکنه.....جهان موازی یه معناش می تونه این باشه که من در زمانی که هم اکنون هستم ، زمانی که در آینده و در پیری در اون هستم و زمانی که در کودکی خودم بودم..تمام این زمان ها در ابعادی به صورت موازی در حال حرکت کنار هم هستند...مثل قطاری که به سوی مقصدی در حرکت هست و واگن های زیادی داره، هر کدوم از این واگن ها شرایط خاص خودش رو داره ولی همشون در کنار هم به سوی مقصدی در حال حرکتند، تصور جهان موازی می تونه به این صورت باشه...چند جهان که موازی هم در حال حرکتند ....و هستند انسان هایی که با یافتن قدرت های نهفته در دورن خودشون قادرند که به جهان های موازی دیگه راه پیدا کنند، یعنی همون که در دنیایی هستیم که زمان هم جزو یکی از ابعاد به حساب میاد.

    سلام . پس میتوان اینطور تصور کرد که هر نسلی از نژاد بشر زمینی در رده های مختلف سنی یک جهان موازی دارد تا انقدر به عقب برگردد تا به زمان دایناسورها و قبل از آنها یعنی موجودات تک سلولی برسد به بیان دیگر می توان به اندازه 4 میلیارد سال تکامل موجودات زمینی جهان های موازی تصور کرد .

  7. کاربر مقابل از NARUTO عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  8. Top | #94
    مدیر ارشد

    عنوان کاربر
    مدير ارشد
    تاریخ عضویت
    Feb 2011
    شماره عضویت
    545
    نوشته ها
    1,564
    تشکر
    7,749
    تشکر شده 17,019 بار در 1,523 ارسال

    نقل قول نوشته اصلی توسط estardast نمایش پست ها
    شاید زیاد جنبه علمی جهان های موازی رو رعایت نکنم ولی پائولو کوئیلو در کتاب الف به نوعی جهان موازی رو توصیف میکنه.....جهان موازی یه معناش می تونه این باشه که من در زمانی که هم اکنون هستم ، زمانی که در آینده و در پیری در اون هستم و زمانی که در کودکی خودم بودم..تمام این زمان ها در ابعادی به صورت موازی در حال حرکت کنار هم هستند...مثل قطاری که به سوی مقصدی در حرکت هست و واگن های زیادی داره، هر کدوم از این واگن ها شرایط خاص خودش رو داره ولی همشون در کنار هم به سوی مقصدی در حال حرکتند، تصور جهان موازی می تونه به این صورت باشه...چند جهان که موازی هم در حال حرکتند ....و هستند انسان هایی که با یافتن قدرت های نهفته در دورن خودشون قادرند که به جهان های موازی دیگه راه پیدا کنند، یعنی همون که در دنیایی هستیم که زمان هم جزو یکی از ابعاد به حساب میاد.
    نقل قول نوشته اصلی توسط NARUTO نمایش پست ها
    سلام . پس میتوان اینطور تصور کرد که هر نسلی از نژاد بشر زمینی در رده های مختلف سنی یک جهان موازی دارد تا انقدر به عقب برگردد تا به زمان دایناسورها و قبل از آنها یعنی موجودات تک سلولی برسد به بیان دیگر می توان به اندازه 4 میلیارد سال تکامل موجودات زمینی جهان های موازی تصور کرد .
    دقت کنید از طرف ِ خودشون هم گفته شده که زیاد جنبه ی ِ علمی رعایت نشده!!!!! جهان های ِ موازی بیشتر یک تئوریی هستش که بتونه یه جوری به خاک و خون کشیده شدن ِ شهود ِ انسانی در نظریه ی ِ کوانتم رو توجیه بکنه!!! در حال ِ حاضر چیزی بیشتر از یک دیدگاه ِ توجیهی-فلسفی برای ِ توجیه ِ نتایج ِ عجیب و دور از انتظار ِ مکانیک ِ کوانتمی نیست و هنوز هیچ شاهد ِ آزمایشگاهی ِ قطعی برای ِ وجود ِ چنین جهانی پیدا نشده
    امضای ایشان
    یک سر به هوای کوچک در این دنیای بزرگ

  9. 10 کاربر مقابل از Ehsan عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  10. Top | #95
    NARUTO

    Question

    نقل قول نوشته اصلی توسط Ehsan نمایش پست ها
    دقت کنید از طرف ِ خودشون هم گفته شده که زیاد جنبه ی ِ علمی رعایت نشده!!!!! جهان های ِ موازی بیشتر یک تئوریی هستش که بتونه یه جوری به خاک و خون کشیده شدن ِ شهود ِ انسانی در نظریه ی ِ کوانتم رو توجیه بکنه!!! در حال ِ حاضر چیزی بیشتر از یک دیدگاه ِ توجیهی-فلسفی برای ِ توجیه ِ نتایج ِ عجیب و دور از انتظار ِ مکانیک ِ کوانتمی نیست و هنوز هیچ شاهد ِ آزمایشگاهی ِ قطعی برای ِ وجود ِ چنین جهانی پیدا نشده
    سلام من به گفته غیر علمی پائولو کوئلیو که جنبه علمی زیاد رعایت نشده کاری ندارم به استناد چند سایت خبری ناسا و اسپیس و چند سایت ایرانی از جمله : ( به گزارش خبرگزاری مهر، این کشف به واسطه ذره ای کوچک و فلزی انجام گرفته است؛ براده ای به قطر یک تار مو، جسمی که بسیار ریز است اما در عین حال می توان آن را با چشم غیر مسلح نیز مشاهده کرد.

    دانشمندان این ذره را در کاسه ای مخروطی و تاریک سرد کرده و تمامی هوای اطراف آن را به منظور حذف ارتعاش خارج کردند. سپس محققان ذره را مانند یک دیاپازون حرکت داده و مشاهده کردند ذره در زمانی واحد حرکت کرده و متوقف می شود
    . www.tabnak.ir ) گفته شده که جهانی هست مربوط به گذشته بشر و جهان دیگری هم هست مربوط به آینده . اینجا بحث زمان پیش میاد . گفته شده وقتی فضانوردی به فضا سفر میکنه و مدتی آنجا میمونه مثلا 100 روز ساکنانی که در زمین هستند در این مدت 100 روز به عمرشون اضافه شده اما آن فضانورد هیچ روز و دقیقه و ثانیه ای به عمرش اضافه نمیشه یا به عبارتی دیگه زمان برای او ایستاده یا ممکنه زیاد تغییر نکنه . حالا در جهانهای موازی همین بحث پیش میاد کسی که به جهان آینده سفر میکنه بر طبق مقالاتی که نوشته شده آن جهان فقط مال آینده انسان هست یعنی در آن جهان فقط زمانی ّبنام آینده وجود داره . البته اسم زمان رو آوردم در صورتی که در جهان موازی ( آینده ) و حتی گذشته زمان دیگه مفهومی نداره . چون فقط مربوط به گذشته و آینده نوع انسان میشه .

    حالا سوال من اینه که جهان موازی چگونه جهانی هست ( حالا ممکنه خیلیها بگن فقط یک تخیل هست . پس به فرض تخیل : از لحاظ تئوری چطور میشه درک کرد که در آینده و گذشته زمان وجود ندارد و اینکه چطور میشه تصور کرد این جهانها به موازات مثل واگنهای قطار روبروی هم قرار گرفته اند ؟

    آیا اگر همچین جهانهایی وجود داشته باشه میشه گفت به نسبت هر نسل جهانهای موازی وجود داره یعنی یک نسل متولد میشه به سنین جوانی تا مسنی میرسه و بعد پیر میشه به نسبت این سه رده جهانهایی وجود داره ؟

    پس نسلهای گذشته چطور ؟ آیا میتوان تصور کرد که جهانهایی برای نسلهای انسانهای نخستین و بخصوص دایناسورها و قبل از اون وجود دارد به بیانی دیگر میشه تصور کرد که بیش از یک میلیارد جهان موازی وجود دارد ؟
    ) من خیلی در این مبحث سردرگم شدم .
    ویرایش توسط NARUTO : 08-06-2012 در ساعت 08:05 PM

  11. 4 کاربر مقابل از NARUTO عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  12. Top | #96
    NARUTO

    سلام آیا نسخه دومی از شما ، یک رونوشت از خود شما وجوددارد که همین الان مشغول خواندن این مقاله باشد؟
    آیا شخصی دیگر با اینکه شما نیست، روی سیاره ای دیگر به نام زمین با کوه های بسیار عظیم و دشتها و جنگلها و اقیانوسها در منظومه خورشیدی که هشت سیاره دیگر نیز دارد، زندگی می کند؟
    آیا زندگی این شخص از هر لحاظ درست عین زندگی شما بوده است؟




    نظریه جهان های موازی : اندیشه وجود یک خود دیگر نظیر آنچه که در بالا شرح داده شد بسیار عجیب است. اما آنگونه که شواهد نشان میدهد انگار مجبوریم آن را بپذیریم. زیرا مشاهدات نجومی از این اندیشه غیر مادی پشتیبانی می کنند. بنابر این پیش بینی ساده ترین و پر طرافدار ترین الگوی کیهان شناسی که امروزه وجود دارد، این است که هر یک از ما یک جفت ( همزاد ) داریم که در کهکشانی در حدود ۲۸۰ ^ ۱۰ متر دورتر از زمین قراردارد، زندگی می کنند .
    این مسافت آنچنان زیاد است که بطور کامل خارج از هر گونه امکان بررسی های نجومی است اما این امر واقعیت وجود نسخه دوم ما را کمرنگ نمی کند. این مسافت بر اساس نظریه احتمالات مقدماتی برآورده شده و حتی فرضیات خیالپردازانه فیزیک نوین را نیز در بر نگرفته است .


    فضای بیکران :


    اینکه فضا بیکران است و تقریبا بطور یکنواخت از ماده انباشته شده است، چیزی که مشاهدات هم آن را تأیید می کنند. در فضای بی کران حتی غیر محتمل ترین رویدادها نیز بالاخره در جایی ، اتفاق خواهند افتاد.
    در این فضا ، بینهایت سیاره مسکونی دیگر وجود دارد، که نه تنها یکی بلکه تعداد بیشماری از آنها مردمانی دارند که شکل ظاهری ، نام و خاطرات آنها دقیقا همان است که ما داریم. به ساکنانی که تمامی حالت های ممکن از گزینه های موجود در زندگی ما را تجربه می کنند. من و شما احتمالا هرگز “خود” های دیگران را نخواهیم دید . شاید هم ببینیم هیچ چیز معلوم نیست . به نظر من ذهن انسان مثل اسرار کیهانی بسیار پیچیده و اسرار آمیز است . مثلا اگر امروزه پیش بینی شود 100 سال دیگه انسان میتونه به مریخ پا بگذاره ممکنه 20 ساله دیگه تحقق پیدا کنه شاید هم دویست ساله دیگه . معلوم نیست هر انسانی با نیروی قدرت تفکر و اندیشه خاصی خلق شده است .



    وسعت عالم :


    دورترین فاصله ای که ما قادر به دیدن آن هستیم، مسافتی است که نور در مدت حدود ۱۴ میلیارد سال که از انفجار بزرگ و آغاز انبساط عالم سپری شده است، طی می کند. دورترین اجرام مرئی هم اکنون حدود ۲۶^۱۰×۴ متر دور تر از زمین قرار دارند. این فاصله که عالم قابل مشاهده توسط ما را تعریف می کند.
    به طور مشابه ، عالم های خود های دیگر ما کراتی هستند به همین اندازه ، که مرکزشان روی سیاره محل سکونت آنهاست. چنین ترکیبی ساده ترین و سر راست ترین نمونه از جهان های موازی است. هر جهان تنها بخشی کوچک از “جهان چند گانه” بزرگتر است.


    جدال فیزیک و متا فیزیک :


    با این تعریف از جهان ممکن است شما تصور کنید که مفهوم جهان چند گانه تا ابد در محدوده قلمرو متا فیزیک باقی خواهد ماند. اما باید توجه داشت که مرز میان فیزیک و متا فیزیک را این مسأله که یک نظریه از لحاظ تجربه قابل آزمون است، یا خیر تعیین می کند نه این موضوع که فلان نظریه شامل اندیشه های غریب و ماهیت های غیر قابل مشاهده است .


    مرز های فیزیک به تدریج با گذر زمان فراتر رفته و اکنون مفاهیمی است بسیار انتزاعی تر نظیر زمین کروی ، میدان الکترو مغناطیسی نامرئی ، کند شدن گذر زمان در سرعتهای بالا ، برهم نهی کوانتومی ، فضای خمیده و سیاهچاله ها را در بر گرفته است. طی چند سال گذشته مفهوم جهان چند گانه نیز به این فهرست اضافه شده است .
    پایه این اندیشه بر نظریاتی است که امتحان خود را به خوبی پس داده اند. نظریاتی همچون نسبیت و نظریه مکانیک کوانتومی ، افزون بر آن به دو قاعده اساسی علوم تجربی نیز وفادار است. که پیش بینی می کنند و می توانند آن را دستکاری نمایند .


    انواع جهان های موازی :


    دانشمندان تاکنون چهار نوع جهان موازی متفاوت را تشریح کرده اند. هم اکنون پرسش کلیدی وجود یا عدم جهان چند گانه نیست ، بلکه سوال بر سر تعداد سطوحی است که چنین جهانی می تواند داشته باشد .
    یکی از نتایج متعدد مشاهدات کیهان شناسی اخیر این بوده است که جهان های موازی دیگر مفهومی خیالپردازانه نیست. به نظر می رسد که اندازه فضا بینهایت است. اگر این گونه باشد، بالاخره در جایی از این فضا هر چیزی که امکان پذیر باشد واقعیت خواهد یافت. اصلاً مهم نیست که امکان پذیری آن تا چه حد نامتحمل است . ( منظور از بینهایت یعنی وسعتی بسیار عظیم که کیهان دارد . زیرا از لحاظ فیزیک روزی ماده تمام میشود و انتهایی دارد _ حالا هر چقدر که میخواهند بزرگ و عظیم باشند ) .



    فراسوی محدوده دید تلسکوپ های ما ، نواحی دیگری از فضا کاملا شبیه آنچه که پیرامون ماست وجود دارند آن نواحی یکی از انواع جهان های موازی هستند. دانشمندان حتی می توانند محاسبه کنند که این جهان ها بطور متوسط چقدر با ما فاصله دارند و مهم تر از همه اینکه تمامی اینها فیزیک حقیقی و واقعی است .
    زمانی که کیهان شناسان با نظریاتی روبرو می شوند که از استحکام لازم برخوردار نیستند، نتیجه می گیرند که جهان های دیگر می توانند ویژگیها و قوانین فیزیکی کاملا متفاوتی داشته باشند. وجود این جهان ها بسیاری از جنبه های پرسش بنیادی در خصوص ماهیت زمان و قابل درک بودن جهان فیزیکی را پاسخ داد.


    نگاهی به دیدگاه دانشمندان درباره جهان ______________________________


    جهان های موازی :



    هزاران سال است که اخبار و اطلاعاتی درباره جهان های دیگری جز آنچه در اطرافمان می بینیم، در اختیار بشر قرار گرفته است. این اطلاعات که گاه در حد یک خبر کوتاه و گاه به پیشرفتگی توصیفی دقیق از آنها و ساکنانشان یا چگونگی دسترسی به آنها و کاربردها و امکانات این دسترسی بوده اند، تا مدتی پیش تماماً در حیطه دانش باطنی قرار می گرفتند و علوم تجربی ظاهری را یارای اظهار نظر کردن در این باره نبود. اما با نگاهی به اطراف می توان دید که پیشرفت های علوم ظاهری اکنون چنان شتاب برق آسایی گرفته اند که گویی سفینه دانش بشری در آستانه پرواز قرار دارد. تا دیروز مفاهیمی چون میدان های مغناطیسی ( کهربا )، کند شدن زمان در سرعت های بالا، سیاهچاله ها و… استناد علمی نداشتند، اما امروزه این مفاهیم کاملاً علمی و اثبات شده به شمار می روند. به نظر می رسد در آینده ای نه چندان دور، مفهوم جهان های موازی و چگونگی برقرار کردن ارتباط با آنها نیز موضوعی کاملاً علمی باشد. در این مقاله سعی داریم دستاوردهای جدید علوم ظاهری درباره جهان های دیگر و به ویژه جهان های موازی جهان خودمان را مروری کنیم.

    انسان های حقیقت جو در طول تاریخ، مجنون وار به دنبال کشف جلوه های حقیقت بوده اند و در این میان دغدغه اصلی محققان و دانشمندان علم فیزیک، یکپارچه سازی و وحدت بخشیدن به ایده ها و مفاهیم به ظاهر مختلفی از دانش بشری بود که از کوچک ترین اجزای ریزاتمی تا بزرگ ترین کهکشان های عالم را دربرمی گرفتند. دانشمندان به دنبال این منظور در تلاش برای پر کردن شکاف های دیوار دانش بوده اند و اکنون نیز به آن ادامه می دهند. اکنون به نظر می رسد پر کردن این شکاف ها بدون قبول وجود جهان های دیگر به صورت علمی ناممکن باشد. برای بررسی این موضوع بد نیست از گذشته ای نه چندان دور آغاز کنیم.

    تاریخچه :


    تنها چند قرن پیش یعنی در عصر دانشمندانی چون کپلر، گالیله، کپرنیک و نیوتن انسان تصور می کرد که جهان مانند چرخ دنده ای بزرگ است که سیارات را به چرخیدن به دور خورشید مجبور می کند. در آن دوران گرچه گذر زمان به وسیله ساعت قابل اندازه گیری بود اما خود زمان مفهومی ابدی داشت که تجزیه و تحلیل آن چیزی غیرممکن تلقی می شد. مکان یا فضا نیز در همه جهت ها بی انتها بود و اندیشیدن درباره آن به دیوانگان و شعرا اختصاص داشت. چنین دیدگاهی همچنان ادامه داشت تا این که در قرن بیستم میلادی، نظریه های نسبیت اینشتین انقلاب جدیدی در تفکر علمی به پا کرد و برخی شکاف های علم را پوشاند. دیگر زمان و مکان به رازآلودگی قبل نبودند بلکه آنها به یکدیگر متصل شدند و مفهوم جدیدی به نام « فضا – زمان » را تشکیل دادند. ماده نیز چیزی بود که در داخل همین فضا – زمان به وجود آمده بود. سرعت نور هرچند بسیار زیاد بود اما به صورت مقداری مشخص و کمتر از بی نهایت تعیین شد. بدین ترتیب فرض جاودانی بودن جهان تغییر کرد تا امکان طرح این سوال به وجود آید که به راستی در آغازین لحظات آفرینش جهان که به نام « انفجار بزرگ » یا « مهبانگ » معروف است چه اتفاقی رخ داد؟ یعنی همان زمانی که اندازه ای نامعلوم و آنقدر کوچک و غیر قابل دید که به قول هاوکینگ جهان از هیچ بوجود آمد . در پاسخ به این پرسش تئوری ها و مدل هایی برای جهان ارائه شدند که به تئوری های کیهان شناختی معروفند. از سویی دیگر با کشف نظریه فیزیک کوانتومی ( علمی که به رفتارهای اتمی و زیراتمی می پردازد ) شکاف های بیشتری در علم پوشیده شد. بر اساس این نظریه رفتار ماده با توجه به نحوه مشاهده اش تغییر می کند. به عبارتی دیگر عمل مشاهده کردن یک مشاهده گر نقش موثری در رفتارهای جهان اتمی بازی می کند. بدین ترتیب یکی از مسائل مهم فیزیکدانان امروز به هم رساندن فاصله بین فیزیک کوانتوم و نسبیت است و از نظریه هایی که برای کمک به این مقصود می توان امید زیادی بر آنها داشت، نظریه هایی هستند که وجود یک چندجهانی متشکل از جهان ما و جهان های دیگر را مفروض می دارند.

    ساده ترین نوع جهان های دیگر :



    وجود جهان های دیگر، جهان های موازی و به طور کلی وجود یک چندجهانی ( که جهان ما نیز عضوی از اعضای آن است ) توسط تعدادی از تئوری های فیزیکی درباره توصیف جهان، به طور غیرمستقیم و ضمنی تایید می شود. به عنوان مثال یکی از ساده ترین این تئوری ها از نتایج اندازه گیری های پرتوی زمینه کیهان(یعنی همان پژواکی که از مهبانگ باقی مانده است) استنتاج شده است. از آنجایی که پس از تئوری نسبیت اینشتین، مدل هایی برای تشریح فرم فضا – زمان ما و نیز نحوه توزیع جرم در آن مطرح شد، این اندازه گیری ها می توانستند درستی آنها را تایید یا رد کنند. مثلاً در کنار مدل فضا – مکان بیکران، مدل های فضا – مکان انحنادار مثل کروی یا هزلولی و در کنار مدل توزیع یکنواخت ماده در جهان، مدل های توزیع فرکتالی یا تجمع ماده در اطراف ما و تهی بودن بقیه جهان می توانستند امکان پذیر باشند. اما نتایج اندازه گیری های پرتوی زمینه کیهانی بیشترین انطباق را با فرض جهان نامحدود و توزیع یکنواخت ماده در مقیاس بزرگ داشت. یعنی جهان ما ( با بیشترین احتمال ریاضیاتی ) فضایی بیکران است که سرتاسر آن را ستار گان و کهکشان ها پر کرده است. چنین جهانی بسیار بزرگتر از آن چیزی است که ما می توانیم به وسیله تلسکوپ ها ببینیم چرا که ما تنها قسمتی از جهان را می بینیم که نور آن از زمان وقوع مهبانگ یعنی حدود چهارده میلیارد سال قبل تاکنون فرصت رسیدن به زمین را داشته است ، هنگامی که این مدل فضای بیکران با توزیع یکنواخت ماده در آن با نظریه کوانتوم ( که بر اساس آن جهان گسسته است و می توان آن را به وسیله مقداری متناهی از اطلاعات مشخص کرد ) ترکیب می شود، می توان چنین نتیجه گرفت که وجود دنیایی کاملاً شبیه به دنیای ما در نقطه ای دیگر از جهان بیکران امکان پذیر است. به عنوان مثال اگر می توانستیم تا فاصله ۱۰ به توان ۱۰۹۱ متری ( یعنی یک عدد یک و به تعداد ۱۰۹۱ نقطه ( یا صفر ) در سمت راست آن ) اطرافمان را جست وجو کنیم، انتظار داشتیم دنیایی مشابه آنچه تا فاصله ۱۰۰ سال نوری از زمین وجود دارد، پیدا کنیم .


    جهان هایی در دیگر ابعاد مکان – زمان :



    دسته دیگری از مباحثی که درباره جهان های موازی مطرح است به مدل هایی مربوط می شود که برای توصیف و تشریح مبداء آفرینش ابداع شده اند. مدل هایی که توان پاسخگویی به سوالاتی را که به وسیله تئوری های قبلی بی پاسخ مانده بود، داشته اند. سوالاتی مثل همین سوال که علت این که جهان ما تا به این اندازه بزرگ، یکنواخت و مسطح است، چیست. بر اساس برخی از این مدل های جدید کیهان شناختی مهبانگ نه به عنوان یگانه لحظه آغازین خلقت بلکه به صورت واقعه ای عادی و روزمره (البته نه روز زمینی) در جهان است. یکی از چنین مدل هایی از نظریه «ریسمان ها» نشأت گرفته است. نظریه ریسمان ها نظریه ای درباره توصیف ذرات بنیادین جهان (که اجزای زیراتمی را تشکیل می دهند) است. این نظریه هنگامی مطرح شد که دانشمندان در تلاش برای یکپارچه سازی نیروی جاذبه با دیگر نیروهای طبیعی بودند. گذشته از آنچه این نظریه مستقیماً به آن می پردازد، دانشمندان به این نتیجه رسیدند که به غیر از ابعاد جهان ما (سه بعد مکان و یک بعد زمان)، باید ابعاد دیگری نیز وجود داشته باشند که از دید ما پنهانند و ممکن است در فاصله ای بسیار کوچک تر از اندازه هسته اتم درهم پیچیده شده باشند. در ادامه نظریه ریسمان ها، دانشمندان در دهه ۱۹۹۰ میلادی تئوری جدیدی را به نام «تئوری m» ارائه کردند که بر اساس آن به جای این که ابعاد دیگر به صورت درهم پیچیده و مخفی شده توصیف شوند، فضا را در جهان ما به صورت پوسته ای سه بعدی در ساختاری بزرگتر و با ابعاد بیشتر معرفی کردند که فضای ما را دربرمی گیرد. از آنجایی که تصور چنان ساختاری برای ما امکان پذیر نیست، می توانیم فضای سه بعدی خود را به صورت صفحه ای دوبعدی در نظر بگیریم و آن ساختار را به صورت فضایی سه بعدی. نکته جالب توجه اینجاست که هیچ دلیلی وجود ندارد که صفحه ما در این فضا تنها صفحه موجود باشد و ممکن است صفحات بی شماری به موازات آن وجود داشته باشند (مثل یک دسته کاغذ) بدون اینکه صفحه ما را قطع کنند. حال این سوال مطرح می شود که چرا ما نمی توانیم از صفحات یا پوسته های دیگر اطلاعی داشته باشیم؟ دلیل آن این است که تقریباً همه نیروهای فیزیکی تنها در پوسته خود عمل می کنند و نمی توانند از مرزهای آن خارج شوند و به بیرون نشت کنند. مثلاً نور که تحت کنترل نیروی الکترومغناطیسی است نمی تواند از جهانی دیگر به جهان ما بیاید و بنابراین ما چیزی از جهانی دیگر را نمی بینیم. البته به نظر می رسد در میان همه نیروهای فیزیکی جهان، نیروی جاذبه یک استثنا باشد و به عنوان یک کلید بتوان از طریق آن اثری از جهان های دیگر را ردیابی کرد.

    یکی از مدل های جدید و جالبی که بر مبنای این دیدگاه به وجود آمده است مدل « اکپیروتیک » ( این نام از کلمه ای یونانی به معنای آتش کیهان گرفته شده است ) نام دارد. بر اساس این مدل کیهان شناختی مهبانگ می تواند حاصل تصادمی بین پوسته ما و پوسته دیگری باشد که همین تصادم علت به وجود آمدن ماده موجود در جهان است. به عبارت دیگر، مهبانگ نقطه آغاز زمان نبوده بلکه تنها انتقالی از یک مبداء کیهانی به مبدأیی دیگر است. گامی فراتر و جالب تر در ادامه این مدل، این است که چنین تصادمی ممکن است در فواصل زمانی منظم و به صورت متناوب تکرار شود. گویی این دو پوسته مانند دو صفحه لاستیکی هستند که با فنری به هم متصل شده اند و در زمان هایی معین به یکدیگر برخورد می کنند.

  13. 4 کاربر مقابل از NARUTO عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  14. Top | #97
    NARUTO

    سلام به دوستداران نجوم . گفته شده انسان هیچوقت نمیتواند وسیله ای بسازد که از جهانی به جهان دیگر سفر کند حتی اگر با سرعت نور ! اما قبل از اینکه به سراغ لانه های کرمی شکل بروم میخوام بگم که مگر گفته نشده که وقتی انسان در فضا حرکت میکنه و داره به سوی مکان مشخصی میره در این فاصله زمان باید برای او بی معنا باشد چون به قول مقالاتی در این باره انسان دارد به سوی آینده سفر میکند پس پیر نمیشود و سنش همانطوری که بوده باقی میماند . پس اگر سفینه ای ساخته بشه که با سرعت نور حرکت کنه اگر 100000 سال نوری هم طول بکشد پس نباید بدن انسان از لحاظ بیولوژیکی تغییر پیدا بکنه . در مقاله ای دیگه خوندم اینطور نیست که اگر انسان به فضا رفت هیچوت سنش تغییر نمیکند . سن انسان بالا میره اما نه مثل سن افرادی که در زمین ساکن هستند . مثلا شاید هر 100 سال فضایی برابر با 1 سال زمینی باشه . اما چرا با این گفته ها نمی توان یک سفینه با سرعت نور ساخت که بدون مشکل به جهانی دیگه بره . جواب اینجاست : بخاطر اینکه ممکن فاصله جهانهای موازی به چند یا چندین یا چنصد میلیارد سال نوری برسد . البته ارقام بسیار بالایی را به کار بردم چون مسافت کل دنیایی که تا به اینجا میشناسیم حدود 14 میلیارد سال نوری است اما طبق تازه ترین پژوهشها مشخص شده که وسعت جهان از اینی که هست بسیار بیشتر است و این مقدار فقط جزء کوچکی از جهان پنهان است . بنابراین فاصله جهان های موازی را با حدس و گمان با مقدارهای نجومی عظیم تخمین میزنند . به قول بعضی از منابع معروف کیهان شناسی ادعا کرده اند ( البته سندهای محکمی هم برای اثبات ادعایشان ارائه کرده اند ) وجود جهان های موازی برایشان ثابت شده است اما از مکان وجود آنها باخبر نیستند . علتش رو در مقاله قبلی توضیح دادم . بخاطر همین تردیدی که دانشمندان دارند نمیتونن سفینه ای بسازن حتی با سرعت نور .

    سندها و نشانه های فراوانی موجودیت سیاه چاله ها را غیر قابل انکار می سازد . اما احتمالات عجیبی که فراتر از مقوله سیاه چاله هاست در میان است . آلبرت انیشتین و ناتهان رزن در سال 1935 نشان دادند که یک سیاه چاله می تواند بجای یک سر دو سر داشته باشد . آنها این سیاچاله های دو سر را پل انیشتین رزن نامیدند . امروزه این سیاه چاله ها به نام لانه های کرمی شکل معروفند .

    لانه های کرمی شکل از لحاظ تئوری اتصال بین دو مکان در فضاست . در یک سر این لانه کرمی شکل سیاه چاله ای وجود دارد که به یک حفره سفید متصل است حفره ای در فضا که ماده را به همان شیوه ای که یک سیاه چاله میمکد به بیرون پرتاب میکند . یک لانه کرمی شکل میتواند جهان هستی ما را با جهان هستی دیگری که کاملا متفاوت هست به یکدیگر پیوند دهد . بنابراین اگر روزی یک لانه کرمی شکل ساخته شود امکان سفر کردن از مکانی به مکان دیگه میسر میشه . اما بر اساس نظریه ای که انیشتین ارائه کرد لانه های کرمی شکل ناپایدارندو فقط به مدت کسری از ثانیه و پیش از آنکه آنها از وسط بشکنند و دو سیاه چاله مجزا رو بوجود بیارن ظاهر میشن . یعنی راه عبور اتصال فقط برای مدت بسیار کوتاهی باز میماند و به سرعت بسته میشود .

    مسئله لانه های کرمی شکل را برای این عنوان کردم که با استفاده از این شگفتی می توان فاصله یک کهکشان مثل راه شیری تا کهکشان بعدی مثل آندرومدا را فقط در مدت حدود یک ساعت طی کرد زیرا مسئله لانه های کرمی شکل برای این عنوان شد که با کوتاهترین زمان بتوان طولانیترین مسافتهای کیهانی را پیمود و به نظر بسیاری از دانشمندان تنها را رفتن به جهانهای دیگر از جمله جهان های موازی و دیدن نوعهای خودمان فقط از طریق لانه های کرمی شکل به وقوع میپیوندد . آیا این آرزو به تحقق خواهد رسید .

  15. کاربر مقابل از NARUTO عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  16. Top | #98
    کاربر جدید

    عنوان کاربر
    کاربر جدید
    تاریخ عضویت
    Sep 2011
    شماره عضویت
    1604
    نوشته ها
    9
    تشکر
    8
    تشکر شده 97 بار در 10 ارسال

    پس اگر سفینه ای ساخته بشه که با سرعت نور حرکت کنه اگر 100000 سال نوری هم طول بکشد پس نباید بدن انسان از لحاظ بیولوژیکی تغییر پیدا بکنه .
    تغییر میکنه، خوبشم تغییر میکنه!:d بر طبق معادله ی معروف E=MC2 هر جسمی که به سرعت نور برسه تبدیل به انرژی یا همون نور میشه! این مواقع باید از لفظ "نزدیک به سرعت نور" استفاده کرد.
    آیا این آرزو به تحقق خواهد رسید؟
    جواب این سوال هم منفیه! برای ساخت یک کرم چاله و پایدار نگه داشتنش به یک منبع بی نهایت انرژی نیازه که چنین چیزی در کیهان وجود نداره! و بر طبق این مسئله هیچ چیز به جز نور نمیتونه درون یک کرم چاله دوام بیاره( چون که سرعت باز و بسته شدنش بسیار بالاست و هر ماهیتی که درونش قرار بگیره نابود میشه!)
    البته اینم بگم که کرم چاله فقط و فقط یک مدل ریاضی هست و وجودش هنوز اثبات نشده.
    ویرایش توسط Mani : 08-07-2012 در ساعت 03:40 PM

  17. 5 کاربر مقابل از Mani عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  18. Top | #99
    کاربر فعال

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Feb 2012
    شماره عضویت
    3172
    نوشته ها
    42
    تشکر
    467
    تشکر شده 329 بار در 38 ارسال

    من هم فقط یه مثال از یه کتاب فلسفی رو زدم و گفتم که غیر علمی هست.....تنها تشابهش واسم جالب بود که به واگن های قطار تشبیهش کرد...
    اینجا همش نظریه گفته شده...نظریه های چالش برانگیز که ذهن آدم رو درگیر میکنه .. ..بدون هیچ مثال عینی !
    نقل قول نوشته اصلی توسط Ehsan نمایش پست ها
    دقت کنید از طرف ِ خودشون هم گفته شده که زیاد جنبه ی ِ علمی رعایت نشده!!!!! جهان های ِ موازی بیشتر یک تئوریی هستش که بتونه یه جوری به خاک و خون کشیده شدن ِ شهود ِ انسانی در نظریه ی ِ کوانتم رو توجیه بکنه!!! در حال ِ حاضر چیزی بیشتر از یک دیدگاه ِ توجیهی-فلسفی برای ِ توجیه ِ نتایج ِ عجیب و دور از انتظار ِ مکانیک ِ کوانتمی نیست و هنوز هیچ شاهد ِ آزمایشگاهی ِ قطعی برای ِ وجود ِ چنین جهانی پیدا نشده
    امضای ایشان
    you can always find the sun within yourself if you will only search

  19. 3 کاربر مقابل از estardast عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  20. Top | #100
    کاربر فعال

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    شماره عضویت
    7153
    نوشته ها
    81
    تشکر
    139
    تشکر شده 423 بار در 83 ارسال

    سفر در زمان         
    احتمالا كيهان ما توي يه كيهان ديگس چون كيهان ما نميتونه توي هيچ بزرگ بشه يا معلق بمونه.ولي سوال اينه كه كيهاني كه كيهان ما توشه بازم توي يه كيهان ديگس يا اينكه تموم ميشه.از نظر علمي توضيح بديد نه فلسفي و منطقي.
    امضای ایشان
    به آسمان بنگر
    قدري تامل كن
    آنوقت است كه به خدا و قدرت الهي پي ميبري.
    سري به وبلاگ منم بزنيد.موضوعش نجومه.


صفحه 10 از 26 نخستنخست ... 6789101112131420 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 2 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 2 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای آوا استار محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد