صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 20

موضوع: کوانتوم را قورت بده!

  1. Top | #1
    کاربر ممتاز

    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    تاریخ عضویت
    Sep 2010
    شماره عضویت
    137
    نوشته ها
    742
    تشکر
    1,960
    تشکر شده 5,537 بار در 611 ارسال

          کوانتوم را قورت بده!

    با سلام به دوستان خوب
    از اسم تاپیک معلومه میخواهیم در مورد مسائل و اصول و روابط حاکم در کوانتوم بحث کنیم .
    چون کوانتوم هم مثل دروسی از این قبیل خوندن صرف نیست بلکه باید درک و بینشی حاصل بشه که فهمیدن رخ بده.

    پس باید یک مطالعه و دانشی داشته باشیم که به موضوعی برخوردیم بتونیم درست حلاجی کنیم
    شرط اولیه این هست که پایه و پیش زمینه ای از کوانتوم داشته باشیم
    ...و من خوشحال میشم فرهیختگان حاضر در جمع با حضور سبزشان ما را مشعوف بفرمایند.



    تاپیک قرار نیست ساختار اموزشی و سلسله مراتبی منظمی داشته باشه .بلکه هر کسی هر قسمتی رو که براش در این زمینه مبهم هست ,میاد یک توضیح مناسبی پیرامون موضوع میده تا بقیه هم بدونند چی به چی هست و بعد سوال وابهامش رو میپرسه , و خلاصه سعی کنیم با کمک هم کوانتوم رو انچنان که حقش هست بفهمیم
    ویرایش توسط narcissus flower : 04-10-2014 در ساعت 07:21 PM


  2. Top | #11
    کاربر ممتاز

    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    تاریخ عضویت
    Sep 2010
    شماره عضویت
    137
    نوشته ها
    742
    تشکر
    1,960
    تشکر شده 5,537 بار در 611 ارسال

    نقل قول نوشته اصلی توسط Pale_Rider نمایش پست ها
    سلام ،
    یه سوال دارم که خیلی وقته ذهنم رو مشغول کرده :
    از معادله ی موج چطوری به تابع سای شرودینگر می رسیم ؟
    سلام
    بیایید از اول ببینیم تابع موج اصلا چی هست؟

    در کوانتوم , ذره رو بر حسب تابع موجی که بهش اختصاص میدیم , بررسیش میکنیم.یعنی اینکه با ذره , مثل موج برخورد میکنیم , که ناشی از طبیعت هست.اما این تابع موج , باید ویژگی های ذره رو در خودش داشته باشه..انگار عینکی زدیم که ذره ها رو موج میبینید...

    در واقع تابع سای که تابعی از مکان و زمان هست, میاد موقعیت ذره رو در زمان مورد نظر ما بهمون میده.
    که خب وقتی میخواهیم این تابع رو بیایبیم , از معادله ی شرودینگر که در واقع معادله ی موج ماست, استفاده میکنیم, تابع از دل معادله ی شرودینگر یافت میشه.چون شرودینگر متوجه شد از اونجایی که برای موج های دیگه مثل موج اب یا ....معادله ی موجی حاکم هست , پس باید براین موج هم معادله و قانونی حکم فرما باشه.



    اگر معادله رو ملاحظه کنید میبیند برای یافتن سای باید شرایط رو مشخص کنیم و بگیم ذره رو کجا و در چه شرایطی میخواهیم بیابیم, مثلا تو چاه پتانسیل گیره کرده یا یک ذره هست که مثلا قراره از یک سد پتانسیل عبور کنه ؛یاذره ازاده ...
    .پس شرایط بررسی و شرایط مرزی برای ما مهم هست .و براساس اونها میتونیم شکل تابع موج رو با انجام محاسبات و حل معادله پیدا کنیم.
    مثلا فکر کنید ذره داره برای خودش میره, یک هو میخوره به یک سد پتانسیل , کلاسیک میگه اگر پتانسیل بیشتر از انرژی ذره باشه , این ذره نمیتونه رد بشه , ولی کوانتوم به ما میگه معادله رو حل کن و ببین که چی میشه, که اتفاقا به ما میگه ذره (( که حالا موج در نظر میگریم) ممکنه رد بشه .و به کمک همین معادله ی شرودینگر و شرایط مرزی و توجه تکنیک ریاضیاتی مثل توجه به پیوستگی موج و..... میشه تابع موج رو پیدا کرد که نمودی از حضور ذره رو به ما میده

    امیدوارم مفید بوده باشه
    .

  3. 8 کاربر مقابل از narcissus flower عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  4. Top | #12
    کاربر ممتاز

    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    تاریخ عضویت
    Sep 2010
    شماره عضویت
    137
    نوشته ها
    742
    تشکر
    1,960
    تشکر شده 5,537 بار در 611 ارسال

    سلام
    فکر میکنید چه جوری به نظرشون رسید که اسپین باید وجود داشته باشه؟؟
    اول بیاییم یه تعریف در مورد هامیلتونی داشته باشیم, از دید عملگری هامیلتونی , چنان هست که اگر تابع سای ما (تابع موج یا کت حالت یا...) اثر کند , تغییر و تحول زمانی اون تابع موج یا... رو به ما میدهد...چیزی که در معادله ی شرودینگر هم خود نمایی میکند
    خب از طرف دیگه ما یک معادله داریم که جناب دیراک زحمت رو کشیدند به نام معادله ی دیراک.به این صورت




    گاما یک عملگر هست(اگر ماتریس های پائولی رو بشناسید در واقع این گاما یه جورایی مثل اونهاست .ولی شما گاما رو یک موجود دو رو ببینید که یک روی آن عملگر بودن هست ) و عدد صفر بالای سر نشان دهنده ی این هست که مشتق بر حسب زمان گرفته میشه . وiیعنی نسبت به مختصات فضایی گرفته میشه .توجه کنیم که در شرودینگر مشتق مرتبه ی دو بود و اینجا سعی کردیم که مرتبه یک باشد...
    بماند که چه جوری سرو کله ش پیدا میشه.
    حالا ما معادله رو برای یک تابع موج در نظر میگیریم به این شکل




    و جمله ی زمانی رو در یک طرف نگه میداریم و بقیه جمله ها رو میبریم طرف دیگه اینجوری:


    خب دوباره به معادله شرودینگر نگاه کنید: میتونید ارتباط رو حس کنید:


    در یک طرف هامیلتونی اثر کرده و از طرف دیگر ما نحوه ی تاثیر آن رو مشاهده میکنیم.

    انچه میبیند هامیلتونی دیراک هست...

    حالا کمی پیش بریم .کمیت پایسته چیه؟؟کمیتی هست که با هامیلتونی جابه جا بشه یعنی [H,L] صفر شود ...ادعا میشده که تکانه ی زاویه ای با هامیلتونی جابه جا میشه و ما هم قبول کردیم. ( در یک شرایطی که فضا همگن و همسانگرد باشه و پتانسیل مزاحم نباشه)


    خب اومدیم این هامیلتونی دیراک هم با تکانه زاویه ای جابه جا کنیم و ....دیدیم که ای بابا جابه جا نمیشه.و خب اینجوری کمیتی پایسته و بقادار نمیشد .موضوعی بود که نباید اینجوری میشد!!!

    خیلی تمیز اومدند یک جمله به تکانه زاویه ای اضافه کردند که با هامیلتونی جابه جا بشه و این جمله ی اضافی رو اسپین نامیدند... یعنی یک تکانه ای کل تعریف کردیم که توش تکانه ی زاویه ای و اسپین درونش قرار گرفتند و این موجود حالا با هامیلتونی دیراک جابه جا میشه که اسپین موجودی داخلی هست یعنی در ذات سیستم وجود دارد ...
    کسایی که نظریه میدان میخونند بیان وسط

    پ.ن: پشت مشتقات مکانی هم یک iوجود داره .سخته عکس رو ویرایش کنم

  5. 7 کاربر مقابل از narcissus flower عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  6. Top | #13
    کاربر ممتاز

    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    تاریخ عضویت
    Sep 2010
    شماره عضویت
    137
    نوشته ها
    742
    تشکر
    1,960
    تشکر شده 5,537 بار در 611 ارسال

    سلام

    فکر کنم همه ی کسایی که یه ذره فیزیک خونده باشند دسته بندی گروه ذرات به دو قسمت بوزون و فرمیون رو بلد هستند.میخوام این موضوع رو از یک جنبه ی دیگه بررسی کنیم.

    اولش اینکه فرض کنید یک سری توپ یکسان دارید .در حالت کلاسیک شما میتونید این توپ ها رو از هم تشخیص بدید مثلا توپ 1یا توپ 2و.... یعنی بهشون برچسب زدید.اما در حالت کونتومی هم میشه؟

    پاسخ نه هست .ما نمیتونیم در یک کیسه که یک مشت الکترون بریزیم وبعد بگیم ا...این همون الکترون شماره 1 هست .در واقع ما توانایی برچسب زدن نداریم .بزارید یک مثال علمی تر بزنم. ما دوتا چشمه داریم و دوتا آشکارساز.حالا این چشمه ها از خودش دوتا ذره آزاد میکنند.بعد از گذشت زمانی ،دو تا آشکار ذره هایی رو آشکار میکنند.شما میتونید دقیقا بگید ذره ای که مثلا آشکارساز شماره یک آشکار کرده حتما ذره ای از چشمه ی شماره 1 بوده؟؟؟
    noooooooooooooo
    مافقط میشه بگیم مثلا انقدر احتمال داره که شاید ذره مال چشمه یک بوده باشه...
    اینها رو گفتم تا بدونیم که در دنیای زیر اتمی با ذرات یکسان اینجوری برخورد میشه.

    حالا اینها چه ربطی به بوزون و فرمیون داره.؟میگم...
    ویرایش توسط محمدرضا صادقیان : 07-06-2014 در ساعت 02:18 PM

  7. 11 کاربر مقابل از narcissus flower عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  8. Top | #14
    کاربر ممتاز

    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    تاریخ عضویت
    Sep 2010
    شماره عضویت
    137
    نوشته ها
    742
    تشکر
    1,960
    تشکر شده 5,537 بار در 611 ارسال

    داشتم میگفتم:
    بیایید یک مجموعه ذرات یکسان در نظر بگیرید.ما نمیدونیم اینها بوزون اند یا فرمیون؟؟حالا چه کار کنیم؟؟ در کوانتوم همون جوری که بلدید میاییم به زبان تابع موج حرف میزنیم.یعنی اینجا به سیستم یک تابع موج نسبت میدهیم.و به کمک تا بع موج جواب رو بیابیم
    یک راهکاراین هست ،بیایید دو تا از ذره های این مجموعه رو جابه جا کنید. چی میشه؟دو تا اتفاق برای تابع موج رخ میده.اگر با این جابه جایی تغییری در تابع موج رخ بده ،یعنی منفی تابع موج قبلی بشه ، میگیم سیستم حاوی ذرات فرمیونی هست.چون مجموعه ی فرمیون ها دارای تابع موج پاد متقارن هستند به خاطر همین تا جای دوتا از ذره ها عوض شد تابع موج منفی گرفت.
    اما اگر دو تا ذره رو جابه جا کنیم و تغییری در تابع موج رخ نده یعنی انگار نه انگار این سیستم دارای تابع موج متقارن است و بوزون ها رو در خودش جای داده...این جابه جا کردن در کوانتوم به کمک عملگری به نام عملگر جایگشت صورت میگیره.
    میدونیم که بوزون ها اسپین صحیح هستند مثل فوتون ها
    و فرمیون ها اسپین نیمه صحیح مثل الکترون و پروتون هستند.و حواسمون باشه یک مجموعه یا متقارن هست یا پاد متقارن .یعنی یا بوزون هست یا فرمیون .حد وسط نداریم که بگیم هم بوزون هست و هم فرمیون!!!!
    شاید بپرسید ذرات مرکب رو چه جوری تشخیص بدیم فرمیون هست یا نه؟برای این کار به ساختار ریزشون مراجعه میکنیم .مثلا همین پروتون ،چرا ما میگیم فرمیون هست؟چون اگر ساختار داخلیش رو بررسی کنیم متوجه میشیم که اجزای ریز آن کوارک ها هستند و کوارک ها اسپین نیم صحیح دارند و چون پروتون حاوی 3 کوارک هست در نهایت اسپین نیم صحیح دارد....وهمین طور دیگر ذرات...

  9. 4 کاربر مقابل از narcissus flower عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  10. Top | #15
    کاربر فعال

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    شماره عضویت
    7302
    نوشته ها
    43
    تشکر
    1,120
    تشکر شده 390 بار در 45 ارسال

    سلام
    یه سوال بسیار پایه ای داشتم. این ویدیو راجع به آزمایش گربه ی شرودینگر و تنیدگی هست.
    http://bigbangpage.com/?p=24353
    سوالم اینه که مثال دو گربه که در دو جعبه ی جدا قرار دارند،در واقعیت هم درسته؟ یا صرفا برای بهتر درک کردن تنیدگی هست؟ یعنی در واقعیت طبق مکانیک کوانتوم احتمال اینکه یکی زنده باشه و یکی مرده و برعکس هر کدوم ۵۰٪ هست یا مثل هر احتمال دیگه ای ۴ حالت وجود داره و ارتباطی بین این دو گربه نیست؟
    در واقع سوالم اینکه تنیدگی در ابعاد بزرگ هم صدق میکنه یا فقط برای دنیای ذراته؟

  11. 5 کاربر مقابل از H.Taeb عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  12. Top | #16
    مدیر ارشد

    عنوان کاربر
    مدير ارشد
    تاریخ عضویت
    Feb 2011
    شماره عضویت
    545
    نوشته ها
    1,564
    تشکر
    7,749
    تشکر شده 17,019 بار در 1,523 ارسال

    نقل قول نوشته اصلی توسط H.Taeb نمایش پست ها
    سلام
    یه سوال بسیار پایه ای داشتم. این ویدیو راجع به آزمایش گربه ی شرودینگر و تنیدگی هست.
    http://bigbangpage.com/?p=24353
    سوالم اینه که مثال دو گربه که در دو جعبه ی جدا قرار دارند،در واقعیت هم درسته؟ یا صرفا برای بهتر درک کردن تنیدگی هست؟ یعنی در واقعیت طبق مکانیک کوانتوم احتمال اینکه یکی زنده باشه و یکی مرده و برعکس هر کدوم ۵۰٪ هست یا مثل هر احتمال دیگه ای ۴ حالت وجود داره و ارتباطی بین این دو گربه نیست؟
    در واقع سوالم اینکه تنیدگی در ابعاد بزرگ هم صدق میکنه یا فقط برای دنیای ذراته؟
    اصولا بحثِ گربه‌ی شیرونینگر از لحاظِ تاریخی به عنوانِ یک ناسازگاری مطرح می‌شه تا نشون بده دنیای کوانتم چه‌قدر غیرقابل مقایسه با دنیای روزمره ماست (بیشتر از جهت انتقادی مطرح شده تا توصیفی، یعنی نیت شیرودینگر بیشتر این بوده که نشون بده کوانتم چرت و پرت می‌گه، ولیکن بقیه این طور برداشت کردن که ما چرت و پرت می‌فهمیم و کوانتم یه چیزِ دیگر هستش که خیلی هم خوبه)

    به هر حال دو معنی از سوال شما برداشت کردم

    یکی این که بگیم آیا واقعا گربه در حالتِ زنده+مرده هستش؟ (یعنی حالت کوانتمی برای گربه هم صدق می‌کنه؟) این کاملا بستگی به تعریف شما از مشاهده و مشاهده‌گر و ... در یک کلام به تفسیرِ شما از مکانیک کوانتمی داره، تفسیرِ مکانیک کوانتمی بین اهل فن یکتا نیست و کاملا مختلف و حتی گاها ناسازگاره. مثلا همین گربه‌ی شیرودینگر برای بیانِ ضعفِ تفسیرِ کپنهاگی مطرح میشه که رایج‌ترین تفسیر مکانیک کوانتمی هستش (رایج‌ترین به معنای بهترین نیست)

    دومی اینه که بگیم آیا درهم تنیدگی یک پدیده‌ای هستش که در فواصلِ دور هم رخ میده؟ جوابِ این سوال بله هستش، یعنی میشه دو تا الکترون با اسپینِ مخالف (ولی نامعلوم) تولید کرد، این طوری با مشاهده‌ی یکی ما حالتِ دیگری رو دستکاری می‌کنیم و این پدیده در فواصل تا چند ده کیلومتر آزمایش و تایید شده و جزو عجیب‌ترین پدیده‌های کوانتمی هستش که ابدا هم کسی ازش راضی نیست.

    شایدم اصلا سوالِ شما کلا چیزِ دیگری بود!
    امضای ایشان
    یک سر به هوای کوچک در این دنیای بزرگ

  13. 5 کاربر مقابل از Ehsan عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  14. Top | #17
    کاربر فعال

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    شماره عضویت
    7302
    نوشته ها
    43
    تشکر
    1,120
    تشکر شده 390 بار در 45 ارسال

    خیلی خیلی ممنونم از توضیحتون.یه چیزایی دستگیرم شد از این مسئله
    خب یعنی راهی برای فهمیدن اینکه کدوم تعریف از مکانیک کوانتوم واقعا درست کار میکنه نیست؟
    و یه سوال دیگه.چرا آخر حرفتون گفتید کسی ازش راضی نیست؟ از این ویژگی الکترون ها که باید بشه استفاده های مفید برد؟

  15. 3 کاربر مقابل از H.Taeb عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  16. Top | #18
    مدیر ارشد

    عنوان کاربر
    مدير ارشد
    تاریخ عضویت
    Feb 2011
    شماره عضویت
    545
    نوشته ها
    1,564
    تشکر
    7,749
    تشکر شده 17,019 بار در 1,523 ارسال

    نقل قول نوشته اصلی توسط H.Taeb نمایش پست ها
    خیلی خیلی ممنونم از توضیحتون.یه چیزایی دستگیرم شد از این مسئله
    خب یعنی راهی برای فهمیدن اینکه کدوم تعریف از مکانیک کوانتوم واقعا درست کار میکنه نیست؟
    و یه سوال دیگه.چرا آخر حرفتون گفتید کسی ازش راضی نیست؟ از این ویژگی الکترون ها که باید بشه استفاده های مفید برد؟
    نکته اینه که از لحاظ نتایج مشاهده‌ای و آزمایشگاهی، همه‌ی تعابیر مکانیک کوانتمی با هم هم‌ارز هستند ( و باید باشند، اگر تعبیری تونست چیزی رو پیشبینی کنه که در آزمایشگاه دیده نشده اون تعبیر قطعا غلطه) به همین خاطر راه تجربی برای تشخیص تعبیر درست وجود ندارد، این که کدام تعبیر به نظر صحیح میاد بیشتر بحث فلسفی هستش.

    به این دلیل راضی نیستند چون ناموضعیت رو وارد فیزیک می‌کنه، درسته که کاربردهای زیادی داره ولی از منظر فلسفه‌ی مکانیک کلاسیک و حتی بسیار بیشتر از منظر فلسفه مکانیک نسبیتی نفرت‌انگیزه، یکی از غنی‌ترین ایده‌های مکانیک ( حتی نسبیتی) اینه که هر اتفاقی معلولِ پدیده‌های اطرافِ خودش هستش، مثلا آونگ به دلیل هُل دادنِ شخصی در همون مکان و زمان (به عبارتی در همون موضع) شروع به حرکت می‌کنه، سیب به خاطر خمیدگی محیط اطرافش سقوط می‌کنه، الکترون به خاطر میدان الکتریکی محیط حرکت می‌کنه و..... به عبارتی علت اتفاقات در همون نقطه‌ای که اتفاق افتاده قرار داره، اما کوانتم نوعی از تاثیرگذاری رو پیش می‌کشه که موضعی نیست، اتفاقی در 100 سال نوری اون‌طرف‌تر به صورت آنی اینجا تاثیر می‌گذاره که به این می‌گن ناموضعیت یا nonlocality که این پدیده بسیار عجیب هستش و هیچ توضیح قانع کننده‌ای هم وجود نداره.
    امضای ایشان
    یک سر به هوای کوچک در این دنیای بزرگ

  17. 4 کاربر مقابل از Ehsan عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  18. Top | #19
    کاربر ممتاز

    عنوان کاربر
    كاربر ممتاز آوااستار
    مدال نقره كشوری المپياد نجوم
    تاریخ عضویت
    Apr 2011
    شماره عضویت
    737
    نوشته ها
    699
    تشکر
    3,632
    تشکر شده 3,854 بار در 697 ارسال

    نقل قول نوشته اصلی توسط Ehsan نمایش پست ها
    مثلا آونگ به دلیل هُل دادنِ شخصی در همون مکان و زمان (به عبارتی در همون موضع) شروع به حرکت می‌کنه، سیب به خاطر خمیدگی محیط اطرافش سقوط می‌کنه، الکترون به خاطر میدان الکتریکی محیط حرکت می‌کنه و..... به عبارتی علت اتفاقات در همون نقطه‌ای که اتفاق افتاده قرار داره، اما کوانتم نوعی از تاثیرگذاری رو پیش می‌کشه که موضعی نیست، اتفاقی در 100 سال نوری اون‌طرف‌تر به صورت آنی اینجا تاثیر می‌گذاره که به این می‌گن ناموضعیت یا nonlocality که این پدیده بسیار عجیب هستش و هیچ توضیح قانع کننده‌ای هم وجود نداره.
    میشه بیشتر توضیح بدین ، یعنی چی به صورت آنی ؟ نمونه کلاسیکی نداره؟

  19. 2 کاربر مقابل از solh عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  20. Top | #20
    مدیر ارشد

    عنوان کاربر
    مدير ارشد
    تاریخ عضویت
    Feb 2011
    شماره عضویت
    545
    نوشته ها
    1,564
    تشکر
    7,749
    تشکر شده 17,019 بار در 1,523 ارسال

    کوانتوم را قورت بده!         
    نقل قول نوشته اصلی توسط solh نمایش پست ها
    میشه بیشتر توضیح بدین ، یعنی چی به صورت آنی ؟ نمونه کلاسیکی نداره؟
    نمونه‌ی کلاسیک که نداره، داستان کمی پیچیده‌است، ماجرا از این قراره، اگر موضعیت صحیح باشه، الکترون قبل از این که اندازه‌گیری بشه، با یک متغیر نهان «درونِ خودش» می‌دونه اسپینش چه قدر هستش. بنا بر این وقتی اندازه می‌گیریم فقط چیزی رو که از قبل «همونجا» بوده رو داریم می‌خونیم (این نگاه در سرتاسر فیزیک کلاسیک در جریانه و با نسبیت و نقض سیگنال فوق نوری به اوج خودش می‌رسه) لذا وقتی دو تا الکترون با اسپین مخالف داریم، هر دو الکترون قبل از اندازه گیری از اسپین خودشون ( و طبیعتا از اسپین دیگری) خبر دارند و مشاهده‌گر نقشی در تعیین اسپین نداره.

    یک آزمایشی وجود داره که در یک محل مثل A اسپین مثبت z یکی از الکترون‌های در هم تنیده رو اندازه می‌گیرند و در محلی بسیار دور مثل B اسپین مثلا « 45 درجه چرخیده از z» الکترون دیگری رو اندازه می‌گیرند و فاصله‌ی زمانی این اندازه گیری طوری هست که سیگنال نوری نمی‌تون خبری از اندازه گیری این سمت به اون سمت ببره. هر مشاهده‌گری بعد از تعدادِ زیادی مشاهده می‌تونه بفهمه که حالت اولیه الکترون چی بوده و اون رو به درستی به دست بیاره (ظاهرا مشاهده تاثیری نداره) اما یک ماجرایی وجود داره و اون این که اگر الکترون A و B هر دو از قبل حالت خودشون رو بدونن، اون موقع همبستگی بین اندازه‌گیری‌ها متفاوت از اون چیزی میشه که کوانتم پیش‌بینی می‌کنه، همبستگی یعنی اگر من اندازه‌گیری‌های A رو کنارِ اندازه گیری‌های B قرار بدم، اون موقع متوجه می‌شم که این دو اندازه گیری روی هم تاثیر گذاشتند (به زبانِ تخصصی، تابع توزیع هر کدوم از متغیرها یکسانه اما تابع توزیع مشترک با اندازه گیری تغییر می‌کنه) نکته اینه که فقط وقتی میشه متوجه این تاثیر شد که هر دو اندازه گیری‌ها رو در دست داشته باشید و به تنهایی در یک سمت نمی‌تونید بفهمید که در سمت دیگر اندازه گیری اتفاق می‌افته یا نه.

    این داستان به آزمایش بل معروفه، اگر نتیجه داده ها با کوانتم تطابق داشته باشه به این معنی هستش که الکترون قبل از اندازه گیری (لاقل به صورت موضعی) نمی‌دونه اسپینش چه قدره و اندازه گیری اون رو تعیین می‌کنه و در کمال تعجب داده‌ها نتایج کوانتم رو تایید کرده و این ظاهرا یک موفقیت بزرگ بوده اما در واقع یک دردسر بزرگ بوده چون اصل موضعیت (این که هر اتفاق فیزیکی فقط معلول اطرافِ خودشه و نه دوردست) رو به طور کامل با خاک یکسان می‌کنه.
    امضای ایشان
    یک سر به هوای کوچک در این دنیای بزرگ

  21. 6 کاربر مقابل از Ehsan عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ترجمه متون عمومی نجوم
    توسط stargazer در انجمن گروه ترجمه
    پاسخ ها: 29
    آخرين نوشته: 03-05-2015, 04:06 PM
  2. متون نجومی در کتب تاریخی
    توسط mahdad_haghighi در انجمن تاریخ و مشاهیر نجوم
    پاسخ ها: 17
    آخرين نوشته: 11-09-2014, 11:10 PM
  3. محل تولد خورشید
    توسط سهامدار جزء در انجمن علوم سیاره ای
    پاسخ ها: 40
    آخرين نوشته: 03-28-2013, 06:08 PM
  4. نقدی بر یادداشت توهین آمیز مجله نجوم !
    توسط سینا در انجمن رسانه های نجومی
    پاسخ ها: 31
    آخرين نوشته: 11-25-2011, 09:09 PM

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای آوا استار محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد