صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 42

موضوع: نجوم در جامعه شناسی و روانشناسی

  1. Top | #1
    کاربر فعال

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Aug 2010
    شماره عضویت
    58
    نوشته ها
    63
    تشکر
    164
    تشکر شده 271 بار در 42 ارسال

    Post نجوم در جامعه شناسی و روانشناسی

    در زندگی انسان امروزی سه عنصر وجود دارند که انسان با به کارگیری از اون ها در زندگی شخصیش میتونه به تکامل و رشد برسه :
    علم
    هنر
    ورزش


    هر سه عنصر در عالم خود تاثیرات بسزایی در ابعاد مختلف زندگی انسان میزارن و به نظر من هر انسانی در یکی یا چند زیر مجموعه ی این سه عنصر علاقه نشان میدهد و میتواند با به دنبالگیری علاقه اش راه تکامل فردی و شخصی رو بپیماید . علم به عنوان گسترده کننده ی دانش بشری از جایگاه ویژه ای برخورداره و از دیرباز مورد توجه بشر قرار داشته . امروزه علم زیرشاخه های گوناگونی دارد مانند : ریاضی ، فیزیک ، علوم پزشکی ، علوم روانشناسی ، نجوم و ... . خیلی وقت ها از تلفیق دو علم و یا بهتر بگیم ، به خدمت درآمدن علمی برای علم دیگری ، نتایج خوب و جالب توجه و از آن مهمتر کارامد به وجود می آید . به طور مثال از به خدمت در آمدن علم شیمی برای پزشکی میتوان به تولید دارو رسید که از نیازهای تقریبا واجب انسان امروزی است . و یا حتی تلفیق زیر مجموعه های عناصر مختلف با هم ، مانند هنر و فیزیک که منجر به به وجود آمدن معماری میشود .
    اما نجوم در این بین مانند عروسی میان علوم مختلف خودنمایی میکند و همواره یاری دهنده علومی چون ریاضی و فیزیک بوده . اما علمی که من در این جا میخواهم آن را با نجوم آمیزش دهم ، علم روانشناسی و جامعه شناسی است .
    هدف من از به وجود آوردن این بحث ، تحلیل و بررسی تاثیرات علم نجوم و دانستنی های اون بر روان ، فکر ، اندیشه و حتی اعتقادات و باور های انسان امروزی است . انسانی که در دنیای پر مشغله و پر چندو چون آن که وی را دچار روزمرگی های فراوان کرده ، زندگی می کند . از دوستانم تقاضا دارم نظر های قشنگ و خرد مندانشونو در رابطه با این تاثیر گزاری ها از هر بخش دلخواه که دوست دارن ، بگن تا بتونیم یک تحقیق جمعی خوبی برای خوانندگان بدست بیاریم تا افراد نجومی از جمله نویسندگان و خوانندگان بتونن ازین به بعد در فعالیت های نجومیشان خصوصا فعالیت های ترویجی علم نجوم به اون ها دقت کنن . تا اینکه در گام های بزرگ حتی تونسته باشیم به سلامت روان جامعه خودمون کمک کرده باشیم


  2. Top | #31
    کاربر فعال

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Aug 2010
    شماره عضویت
    58
    نوشته ها
    63
    تشکر
    164
    تشکر شده 271 بار در 42 ارسال

    حالا نجومی ها چطور میتونن با هدیه دادن نجوم به مردم یا حتی یک فرد ، اون رو به سلامت روان نزدیک کنن ؟!؟!
    من یه نظری میدم ، اگه موافق نبودین میریم سراغ مباحث دیگه . بیایم ببینیم نجوم با خود ما چیکار کرد ؟!؟!
    مایی که اسممونو نجومی میدونیم ببینیم اصن نجوم تو زندگی خودمون تاثیری داشته ؟!؟! اگه داشته ، کجا ؟ چیجوری ؟ میشه توضیح بدیم ؟!؟!
    فک کنم به جاهایه خوبی برسیم
    دوستان شروع کنن ، من هم اگه کسی نظری نداد ، فردا اظهاراتمو اعلام میکنم
    امضای ایشان
    هر چی شعر عاشقانست من برای تو نوشتم
    تو جهنم میسوختم ، می نوشتم تو بهشتم

  3. 5 کاربر مقابل از امین تره کار عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  4. Top | #32
    کاربر فعال

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Aug 2010
    شماره عضویت
    58
    نوشته ها
    63
    تشکر
    164
    تشکر شده 271 بار در 42 ارسال

    خب ما به این نتیجه رسیدیم که ما نجومی ها با عرضه کردن این علم به مردم میتونیم سهمی در ایجاد تغیرات فکری در اونها داشته باشیم ، و به جهت آن ، مردم رو به سلامت روان ، اگه تونستیم ، نزدیکتر کنیم ، البته به صورت ناخودآگاه و غیر مستقیم .

    اما گفتیم که چطور نجوم این کارو با مردم میکنه ؟!؟!

    قرار شد از خودمون شروع کنیم و ببینیم نجوم با خود ما چیکار کرده ؟! که حالا میخوایم همون بلا رو هم سر مردم بیاره !!!

    من به عنوان عضو کوچیکی از جامعه نجومی این مردم ، شخصا اعلام میکنم که نجوم واسم پول نیاورد ، حتی خیلی جاها هم از پولم زدم واسش !!! که مطمئنم شما هم همینطور بودین . البته نباید غافل باشیم ازینکه ما علاقه خاص و ویژه ای به اون داشتیم ، که اینجور با کله رفتیم سمتش !!! اما نباید از عوام انتظار داشته باشیم که اونا هم همین رفتارو نشون بدن ! اون چیزی که ما باید بهش توجه داشته باشیم و در درون خودمون بررسیش کنیم تاثیراتیه که نجوم روی زندگی شخصی و اجتماعیه ما نجومیا گذاشته و داره همچنان میزاره .

    پس منم نمیخوام بیام بگم چیکار کردم ، میخوام بیام بگم چه تغیراتی در نگرشم ایجاد شد !

    نجوم در زندگیه من یه جور کاتالیزگر بود ، اونایی که در شیمی سررشته دارن میدونن منظورم چیه . یعنی یه عنصر که واسطس ، چیزی را با چیز دیگه واکنش میده ، اما خودش آسیبی نمیبینه و حل نمیشه در واکنش . خیلی از قرارداد های ذهنی من ، نظم و انتظام فکری من ، و همینطور نحوه ی استدلال کردن های من در زندگیم ، تحت تاثیرات روانی آموخته های من از علم نجوم بود . یعنی خودش به ظاهر با چیزی کاری نداشت ، بیچاره داشت فقط حرف خودشو تو زندگیم میزد ، اما به صورت ناخوداگاه تو خیلی از ابعاد زندگی من ، با دستای پشت پردش ، ظهور کرد !

    یکمی بیشتر با مثال توضیح میدم (که از باقی دوستان هم تقاضا میکنم با همین مثال ها حرفاشونو بزنن) البته یه مثال ساده و پیش پا افتاده ، که شاید برای یک کودک هم اتفاق بیفته ! :

    یک روز عصر ، من دارم از سخنرانی آقای تفرشی به خونه بر میگردم . موضوع سخنرانی درباره ی شهابسنگها و برخورد آنها با سیارات و تاثیرات آنها بر این سیارات بوده . که در اون اشاره شده که تنها با برخورد یک شهابسنگ چند ده متری با سیاره زمین ، حیات موجود در تمام سطح اون با آسیب های جدی مواجه میشه . وقتی به منزل میرسم ، تلوزیون داره تحلیل اخباری رو اعلام میکنه ... که فلان سیاست های فلان کشور بر این مبناست که در منطقه ای از زمین قدرت رو بدست بگیرند و به اون واسطه سلطه بر جهان پیدا کنند !(البته به صورت خیلی خلاصه و اجمالی بیان کردم)
    خب ، من خیلی راحت با لحنی تمسخرآمیز با خودم میگم :
    چه فکر احمقانه ای !! آخه وقتی یه شهابسنگ به نسبت کوچیک ، میتونه خیلی راحت شرایطی رو روی زمین ایجاد کنه که نفس کشیدنم حتی توش سخته ، دیگه چه اسراریه که من بخوام به زور همه ی آدمای زمینو به سلطه ی خودم در بیارم ؟!؟! حتی اگرم موفق به این کار بشم ، بازم نمیتونم با این قدرتم ، در برابر یه چنین اتفاق طبیعی دووم بیارمو کار مهمی واسه خودمو زندگیم بکنم ! پس غرور و تکبر و قدرتطلبی حماقت محضه .


    چی شد ؟! دیدیم که یه آموزه ی نجومی باعث شد من به راحتی نوعی استدلال در زندگیم داشته باشم که در پی اون :
    دید وسیعتری به زندگی داشته باشم
    تونل فکری ذهن من گسترده تر و شفافتر باشه
    طرز تفکر من به آسانی دچار تغییر بشه
    و در نهایت من به نتیجه گیری های اخلاقی در جهت دفع صفات منفی از خودم برسم !

    پس دیدیم چطور یه داده نجومی بدون اینکه مستقیما چنین نیتی داشته باشه که مارو به نتیجه گیری های اخلاقی برسونه ، به صورت ناخودآگاه و غیر مستقیم رو سلامت فکری و اجتماعی من تاثیر گذاشت !!

    البته قبول دارم مثالم کمی پیش پا افتاده بود (دلیلش هم این بود که واقعا حضور ذهن نداشتم ، عذر میخوام). اما تمام مکانیزم مورد نیاز برای مفهومی که میخوایم به اون برسیمو داشت . مطمئنا اگر کمی بیشتر در این رفتار ها تعمق کنیم ، بدون شک مثال های بهتر و تخصصی تری رو پیدا میکنیم
    امضای ایشان
    هر چی شعر عاشقانست من برای تو نوشتم
    تو جهنم میسوختم ، می نوشتم تو بهشتم

  5. 6 کاربر مقابل از امین تره کار عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  6. Top | #33
    کاربر ممتاز

    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    تاریخ عضویت
    Sep 2010
    شماره عضویت
    104
    نوشته ها
    1,626
    تشکر
    25,887
    تشکر شده 13,425 بار در 1,655 ارسال

    بخش دیگه ای از نجوم که برای خیلی ها جذابه، رصده
    به نظر من فقط تماشای یک آسمون صاف و پر ستاره بدون هیچ ابزاری هم میتونه آرامش بخش باشه مخصوصا اگر اطلاعاتی هم در مورد اجرام موجود در عمق آسمون داشته باشیم.حالا گذشته از اینکه شاید فقط آسمون به ما نجومی ها آرامش بده ولی به نظرم شب و تاریکی باعث آرامش خیلی از افراد جامعه هست...
    امضای ایشان
    کمی ستاره روی صورتم بپاش
    سعی میکنم شبیه کهکشان شوم


  7. 10 کاربر مقابل از آسمون عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  8. Top | #34
    کاربر ممتاز

    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    تاریخ عضویت
    May 2012
    شماره عضویت
    4153
    نوشته ها
    2,186
    تشکر
    8,903
    تشکر شده 18,232 بار در 2,271 ارسال

    نقل قول نوشته اصلی توسط امین تره کار نمایش پست ها
    یک روز عصر ، من دارم از سخنرانی آقای تفرشی به خونه بر میگردم . موضوع سخنرانی درباره ی شهابسنگها و برخورد آنها با سیارات و تاثیرات آنها بر این سیارات بوده . که در اون اشاره شده که تنها با برخورد یک شهابسنگ چند ده متری با سیاره زمین ، حیات موجود در تمام سطح اون با آسیب های جدی مواجه میشه . وقتی به منزل میرسم ، تلوزیون داره تحلیل اخباری رو اعلام میکنه ... که فلان سیاست های فلان کشور بر این مبناست که در منطقه ای از زمین قدرت رو بدست بگیرند و به اون واسطه سلطه بر جهان پیدا کنند !(البته به صورت خیلی خلاصه و اجمالی بیان کردم)
    خب ، من خیلی راحت با لحنی تمسخرآمیز با خودم میگم :
    چه فکر احمقانه ای !! آخه وقتی یه شهابسنگ به نسبت کوچیک ، میتونه خیلی راحت شرایطی رو روی زمین ایجاد کنه که نفس کشیدنم حتی توش سخته ، دیگه چه اسراریه که من بخوام به زور همه ی آدمای زمینو به سلطه ی خودم در بیارم ؟!؟! حتی اگرم موفق به این کار بشم ، بازم نمیتونم با این قدرتم ، در برابر یه چنین اتفاق طبیعی دووم بیارمو کار مهمی واسه خودمو زندگیم بکنم ! پس غرور و تکبر و قدرتطلبی حماقت محضه .
    «بـشــر، غوطه ور در عالمی که کرانه هایش حتی در تصور او نمی گنجد، تمام انرژی خود را صرف جدال با هم نوعانش بر سر مسائلی میکند که نگاهی درون این تلسکوپ به کلّ ناچیزشان می سازد»
    "توضیحی روی تلسکوپ 200 اینچی هیل در رصدخانه پالومار"


    این زیباترین و پرمعناترین جمله اییه که من تابحال در طول زندگیم شنیدم و بشدت روم تأثیر گذاشته و میشه گفت اثر واقعی نجوم رو در من دو برابر کرده. البته بعید میدونم چنین جملاتی و حتی خود نجوم روی مردم عادی تأثیر جدی بذاره. فقط اونها رو یکی دو شب به وجد میاره. دلیلش هم تو این جمله ی زیبا مشخصه:

    «رصد با تلسکوپ 50 درصد تماشا و 50 درصد تخیل است»
    "چت رایمو"


    مردم عادی از پشت تلسکوپ فقط تماشا میکنن اما یک کسی مثل خود من وقتی از چشمی تلسکوپ به کهکشان آندرومدا یا حتی یک ستاره منفرد نگاه میکنم از خودم میپرسم:


    آیا کسی اونجا هست؟


    «باید تصویری را که در چشمی تلسکوپ می بینید بخوبی بررسی کنید تا واقعاً دریابید که چه می بینید. نگاه سرسری و سریع رفتن به سراغ جرم بعدی مثل این است که از رمانی بزرگ فقط چند خط آن را بخوانید»
    "جورج آتامیان"

    واقعیت اینه که مردم عادی فقط با چشم هاشون تماشا میکنن بدون اینکه اصلاً بدونن اون لکه تار و مبهم مارپیچی که میبینن با یه لکه چربی روی چشمی تلسکوپ چه فرقی داره. به نظر من ترویج نجوم بی فایده ست مگر اینکه برای کودکان انجام بشه. شاید از بین هر 100 کودک حداقل یکی مسیر واقعی زندگی آینده خودش رو پیدا کنه.
    امضای ایشان
    “Most people die at 25 and aren’t buried until they’re 75.”
    Benjamin Franklin

  9. 7 کاربر مقابل از mohsen4465 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  10. Top | #35
    کاربر ممتاز

    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    تاریخ عضویت
    Sep 2010
    شماره عضویت
    104
    نوشته ها
    1,626
    تشکر
    25,887
    تشکر شده 13,425 بار در 1,655 ارسال

    نقل قول نوشته اصلی توسط mohsen4465 نمایش پست ها
    «بـشــر، غوطه ور در عالمی که کرانه هایش حتی در تصور او نمی گنجد، تمام انرژی خود را صرف جدال با هم نوعانش بر سر مسائلی میکند که نگاهی درون این تلسکوپ به کلّ ناچیزشان می سازد»
    "توضیحی روی تلسکوپ 200 اینچی هیل در رصدخانه پالومار"


    این زیباترین و پرمعناترین جمله اییه که من تابحال در طول زندگیم شنیدم و بشدت روم تأثیر گذاشته و میشه گفت اثر واقعی نجوم رو در من دو برابر کرده. البته بعید میدونم چنین جملاتی و حتی خود نجوم روی مردم عادی تأثیر جدی بذاره. فقط اونها رو یکی دو شب به وجد میاره. دلیلش هم تو این جمله ی زیبا مشخصه:

    «رصد با تلسکوپ 50 درصد تماشا و 50 درصد تخیل است»
    "چت رایمو"


    مردم عادی از پشت تلسکوپ فقط تماشا میکنن اما یک کسی مثل خود من وقتی از چشمی تلسکوپ به کهکشان آندرومدا یا حتی یک ستاره منفرد نگاه میکنم از خودم میپرسم:


    آیا کسی اونجا هست؟


    «باید تصویری را که در چشمی تلسکوپ می بینید بخوبی بررسی کنید تا واقعاً دریابید که چه می بینید. نگاه سرسری و سریع رفتن به سراغ جرم بعدی مثل این است که از رمانی بزرگ فقط چند خط آن را بخوانید»
    "جورج آتامیان"

    واقعیت اینه که مردم عادی فقط با چشم هاشون تماشا میکنن بدون اینکه اصلاً بدونن اون لکه تار و مبهم مارپیچی که میبینن با یه لکه چربی روی چشمی تلسکوپ چه فرقی داره. به نظر من ترویج نجوم بی فایده ست مگر اینکه برای کودکان انجام بشه. شاید از بین هر 100 کودک حداقل یکی مسیر واقعی زندگی آینده خودش رو پیدا کنه.
    من فکر میکنم نباید اینقدر ها هم نا امید بود...البته این قضیه به خود شخص مربوطه که دوست داره چطوری نجوم رو دنبال کنه...بعضی ها از آموزش لذت می برند و عاشق آموزش دادن هستند حتی اگر برای یک نفر باشه....لازم نیست بریم توی خیابون و برای همه مردم ترویج نجوم انجام بدیم، اگر هرکسی از افراد خانواده و فامیل که علاقه نشون میده رو بیشتر تشویق کنیم و از جذابیت های نجوم بگیم خیلی خوب میشه....البته بحث این تاپیک یه چیز دیگه هست ...اینکه اول ببینیم نجوم چه تاثیری بر زندگی ما نجومی ها و جلوگیری از روزمرگی داشته و بعد از اون بررسی کنیم که چطوری میشه بقیه افراد جامعه رو از این تاثیرات آگاه کرد.
    امضای ایشان
    کمی ستاره روی صورتم بپاش
    سعی میکنم شبیه کهکشان شوم


  11. 8 کاربر مقابل از آسمون عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  12. Top | #36
    کاربر فعال

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Aug 2010
    شماره عضویت
    58
    نوشته ها
    63
    تشکر
    164
    تشکر شده 271 بار در 42 ارسال

    تا به حال شده شما نجومی از دست یه چیزی عصبانی شده باشید و به هر دلیلی ناراحت باشید ، و بعد برای تسکین روح خودتون و آرامش گرفتن برید زیر آسمون شب ؟!
    مطمئنا یه چنین روشی رو حداقل یک بار امتحان کردین ! و حتما هم اگه آمار بگیریم ، درصد بالاییمون موفق به کسب آرامش شدیم . اما اگه ما نجومی نبودیم و اطلاعاتی و مطالعه یی در زمینه نجوم نداشتیم ، این آرامشبخشی خیلی کمتر نبود ؟؟!! یکم بهش فک کنین !! مثه خیلی آدمای معمولی که شبای سختی رو گذروندن و زیر آسمون شب هم حضور داشتن ، اما اگه ازشون بپرسی اون موقع که حالت بد بود اگه روز بود فرقی واست داشت ، میگه نه !!!!!
    خب به طبع این اطلاعات تاثیرت ثانویه ای جدایی از ظاهر قضیه در ما گذاشتن !
    یعنی منظور من اینه که پشت تماشای این ظاهر زیبای آسمون شب ، تعمقی علمی(طبق تجربیات گذشته) خوابیده ، که تاثیرات روانشناختی اون رو در این وضعیت دو چندان میکنه .
    پس تامل و تعمق در آن چیزی که میبینیم و داشتن معرفت نسبت به محیطی که در آن احاطه شدیم ، جدایی از اینکه داناییه مارو بالاتر میبرند ، خود عواملی میشوند در برابر نا ملایمات حسی ما از همین محیط اطراف .
    نقل قول نوشته اصلی توسط آسمون نمایش پست ها
    بخش دیگه ای از نجوم که برای خیلی ها جذابه، رصده
    به نظر من فقط تماشای یک آسمون صاف و پر ستاره بدون هیچ ابزاری هم میتونه آرامش بخش باشه مخصوصا اگر اطلاعاتی هم در مورد اجرام موجود در عمق آسمون داشته باشیم.حالا گذشته از اینکه شاید فقط آسمون به ما نجومی ها آرامش بده ولی به نظرم شب و تاریکی باعث آرامش خیلی از افراد جامعه هست...

  13. 3 کاربر مقابل از امین تره کار عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  14. Top | #37
    کاربر ممتاز

    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    تاریخ عضویت
    Sep 2010
    شماره عضویت
    104
    نوشته ها
    1,626
    تشکر
    25,887
    تشکر شده 13,425 بار در 1,655 ارسال

    چند مدت پیش با دوست خوبم خانم یاعلی(mahshid yaali) صحبتی داشتیم و ایشون مطلبی رو عنوان کردند که جالب بود و من صرفا می نویسم تا کمی بهش فکر کنیم به عنوان یه چیز نو:
    بدن ما تشکیل شده از دو قطبی های مغناطیسی هست که مطمئنا میدان های مغناطیسی بی تاثیر بر بدن ما نیستند و از طرفی میدونیم که قطبین مغناطیسی زمین هم در حدود هر 300هزار سال یکبار عوض می شوند که البته این تغییر به تدریج هست....حالا به نظرتون این تغییر تدریجی میتونه تاثیری در هنجار های یک جامعه داشته باشه؟!یا حتی تاثیری در مسائل جزئی تر از قبیل پسند ها و مد ها و سلیقه ها؟!به نظرتون ممکنه یکی از عوامل تغییرات رفتاری در جوامع در طول تاریخ باشه؟!
    امضای ایشان
    کمی ستاره روی صورتم بپاش
    سعی میکنم شبیه کهکشان شوم


  15. 8 کاربر مقابل از آسمون عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  16. Top | #38
    کاربر فعال

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Jul 2011
    شماره عضویت
    955
    نوشته ها
    72
    تشکر
    375
    تشکر شده 530 بار در 65 ارسال

    سلام به دوستان.
    موضوعی که ایجاد کردید بسیار مفید است.
    به نظر من بخش عمده ای از تاثیرات نجوم بر جامعه میتواند مربوط به طالع بینی و رمالی باشد، هنوز هم افرادی در جامعه ما حضور دارند که نجوم را جز همین طالع بینی و پیشگویی نمیدانند.
    طالع‌بینی به روشهایی گفته می‌شود که برخی باور دارند به یاری آنها می‌توان از آینده و سرنوشت هر کس آگاه شد. علم اختر گویی یا طالع‌بینی یعنی تعبیر و تفسیر آینده با توجه به وضعیت ستارگان-، و علم اخترشناسی-یعنی پژوهش علمی ستارگان و علم کائنات، نخست از سده هفدهم میلادی از یکدیگر جدا شدند.امروز طالع بینی یا ستاره خوانی مورد تایید مجامع علمی نیست، و بسیاری مردم آن را خرافات و موهوم پرستی می دانند.
    طالع بینی را می توان زیرمجموعه ستاره‌بینی داانست که معمولا با توجه به تطبیق وضعیت سماوی با تولد فرد مربوط می‌شود ولی طالع‌بینی اعداد، اسامی، رنگ (علاقه به رنگ خاص) و امور دیگر ... نیز گفته می‌شود.

    با این تعریف کوتاه از طالع بینی، شاید برخی فکر کنن که نجوم فقط همنین است، در حالی که بسیار متفاوت از این قضیه هستش.
    امیدوارم که مفید بوده باشد.
    امضای ایشان
    صاف ترين آســــــمان تقديم تو باد ----- يك سحابى زيبـــا تقديم تو بــــــاد
    يك لحظــه اين جا بنشين و ببين ----- اين تلسكوپ چند مترى تقديم تو باد

  17. 3 کاربر مقابل از milad77 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  18. Top | #39
    کاربر ممتاز

    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    تاریخ عضویت
    May 2012
    شماره عضویت
    4153
    نوشته ها
    2,186
    تشکر
    8,903
    تشکر شده 18,232 بار در 2,271 ارسال

    نقل قول نوشته اصلی توسط آسمون نمایش پست ها
    چند مدت پیش با دوست خوبم خانم یاعلی(mahshid yaali) صحبتی داشتیم و ایشون مطلبی رو عنوان کردند که جالب بود و من صرفا می نویسم تا کمی بهش فکر کنیم به عنوان یه چیز نو:
    بدن ما تشکیل شده از دو قطبی های مغناطیسی هست که مطمئنا میدان های مغناطیسی بی تاثیر بر بدن ما نیستند و از طرفی میدونیم که قطبین مغناطیسی زمین هم در حدود هر 300هزار سال یکبار عوض می شوند که البته این تغییر به تدریج هست....حالا به نظرتون این تغییر تدریجی میتونه تاثیری در هنجار های یک جامعه داشته باشه؟!یا حتی تاثیری در مسائل جزئی تر از قبیل پسند ها و مد ها و سلیقه ها؟!به نظرتون ممکنه یکی از عوامل تغییرات رفتاری در جوامع در طول تاریخ باشه؟!
    میدان مغناطیسی ایجاد شده در داخل یک دستگاه mri بمراتب قویتر از میدان مغناطیسی زمینه اما هیچ تأثیری روی رفتارهای فردی که داخل دستگاه mri قرار گرفته نمیذاره. با این حال میدان های مغناطیسی بدون تأثیر هم نیستن و تا اونجایی که میدونم در درمان افرادی که تومور مغزی دارن دستگاهی به سر اونها میبندن که میدان های مغناطیسی خاصی ایجاد میکنه (نه هرجور میدانی!) این میدان مغناطیسی باعث متوقف شدن روند تقسیم سلولی میشه. از اونجایی که سلول های عصبی سالم برخلاف سلول های سرطانی تقسیم نمیشن بنابراین این دستگاه مانع از تقسیم سلولی و بزرگ شدن غده سرطانی میشه. در مورد آزمایش اسرار آمیز فیلادلفیا هم میگن که آمریکایی ها در این آزمایش سری با کمک میادین مغناطیسی بسیار پرقدرت یک ناو جنگی رو در بعد مکان-زمان جابجا کردن و اونو در عرض چند ثانیه از ساحل فیلادلفیا به نورفالک ویرجینیا بردن و دوباره برگردوندن. گفته شده در این آزمایش در اثر میدان بسیار شدید مغناطیسی خدمه ناو دچار نوعی جنون موقت شدن و تا چند وقت بستری بودند. بهرحال ناوگان امریکا انجام چنین آزمایشی رو انکار کرده و اونو دور از واقعیت های فیزیکی شمرده. در ظاهر هم بسیار دور از واقعیته و اگر هم واقعاً انجام شده باشه به احتمال زیاد نوعی نامرئی شدن از دید رادارهای دشمن باید بوده باشه تا انتقال بعد و نامرئی شدن واقعی. بهرحال بعیده که میادین مغناطیسی عادی بتونن اثری بر روی رفتاری های ما ایجاد کنن.
    امضای ایشان
    “Most people die at 25 and aren’t buried until they’re 75.”
    Benjamin Franklin

  19. 6 کاربر مقابل از mohsen4465 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  20. Top | #40
    کاربر جدید

    عنوان کاربر
    کاربر جدید
    تاریخ عضویت
    Feb 2014
    شماره عضویت
    10504
    نوشته ها
    12
    تشکر
    77
    تشکر شده 37 بار در 12 ارسال

    نجوم در جامعه شناسی و روانشناسی         
    نقل قول نوشته اصلی توسط امین تره کار نمایش پست ها
    یه مطلب امزوز باز هم مثه خیلی وقتای دیگه به زهنم زد ، اینکه ما آدمای امروزی ، همونطور که خودمونم مد شده شعار میدیم ، دچار روزمرگی شدیم !!

    حالا این روزمرگی چی هست ؟!؟!


    این دنیایی که ما توش زندگی میکنیم پر از اطلاعاته واسه دونستن ، که حتی خیلی هاشم کارامد و کاربردیه ! اما در این بین فکر نمیکنین آدمایی که دچار روزمرگی شدن ، افرادین که خودشونو فقط توی یک تونل فکریه محدود و کوچیک تکرار شونده که خیلی وقته از وقتی باهاش آشنا شدن ، دیگه چیز جدیدی واسشون نداره و تازگی در این میون نیست ، گیر انداختن ؟! و همش توش دور خودشون و نگاه کهنشون به دنیا ، میچرخن ؟!؟


    خب ، این وسط ، یه چیز تازه ای نباید بیاد وسط ؟!؟!


    ببینید ، شاید خیلی این حرفو از دهن خیلیا شنیدیم که میگن :

    حالا من فلان دونستنیو اگر بدونم به چه درد زندگیم میخوره ؟! آخه من که نه شغلم ، نه حرفم ، نه پیشم به این چیزا میخوره ! پس به چه دردم میخوره بدونم فلان جای دنیا فلان خبره ؟!


    خب ، نکته همینجاست ، اینا همون آدمایین که دچار روزمرگی شدن ، و به یک حالت یخ زدگی فکری و حسی رسیدن . در صورتی که این افراد ، غافلن ازینکه همین اطلاعات شاید به ظاهر ، به درد نخور و غیر کارامد در زندگی ، بسیار هم کاربرد دارند و موثر و تاثیرگذارن تو زندگی آدمای امروزی .
    کاربردشون اینه که تورو از همین کرخیه سرسام آور نجات میدن ، بهت میگن که میتونی به ذهنت یه تفریح بدی و به چیزای تازه و جدیدی فکر کنی ! از تکرار عالیت های ذهنیت جلوگیری کنی ، و در نهایت تنوع وارد زندگیت کنی !


    پس ، این اطلاعات به دردت میخوره ، برای اینکه تورو از یک ذهن خاموش و سرد و خسته ، خلاص ، و به یک ذهن فعال و شاداب و سر حال برمیگردونه !

    در نتیجه تو با قدرت دو چندان به زندگیه خودت ادامه میدی ، حالا میخواد شغلت هرچی باشه ، میخوای هر جای دنیا باشی و میخوای هر عقیده و گرایشی داشته باشی ! تو مستحق یک زندگیه شادی ، پس سعی کن راه های شاد زندگی کردن رو یاد بگیری

    انسان به علت داشتن انواع متفاوتی از صفات در ذات خودش انسان نامیده شده وجود همین انواع صفات و استعدادهاست که علت بروز خلاقیت شده و یک محصول جدید خلق می کند. اساسا ریشه روزمرگی به یک بیماری مهلک برمیگرده که سد بزرگی پیش روی انعطاف انسان میسازه که یکی از بهترین صفات اعطایی به انسانه و این بیماری جمود فکری هستش. عذر میخوام که انقد رک میگم اما اگه یذره به اطرافتون دقت کنید در رفتار خواهر برادر و والدینتون این جمود رو مشاهده خواهید کرد. اساس عقیده طرفداران یک مکتب تنها به نظریات همون مکتب به علت جموده ، بطور مثال در روانشناسی : رفتارگراها تنها با اتکا به رفتار انسان به مراجع نگاه می کنند اما من یه سوال می پرسم آیا کلیت انسان تنها رفتارشه؟ این نوع نگاه تک عینکی حتی در بین مسلمانها دیده می شه چرا بسیار مشاهده میشه افراد از تعالیم اسلام اشتباه برداشت می کنند و یا حتی به نفع شرایط خودشون برداشت می کنند و این یک نمونه بارز جمود در اندیشست. فرض کنید شما یک فارق التحصیل حسابداری هستید چرا باید در یک سایت نجومی عضو بشید و فعالیت مستمر کنید در اندیشه خیلی ها این کار نادانی محضه چرا که میتونید همین ساعات رو به کاری بپردازید که بیشتر پول می سازه ویا هرکار دیگه ای... اما اینکه شما اینجایید یرگرفته از حس کنجکاوی و با نگاه عمیقتر به علت انعطاف ذهنی شماست. کلیت امر انعطاف و جمود در ذهن هریک از ما نسبیه ما هرکدام ممکنه در یک مساله منعطف رفتار کرده در مساله دیگه منجمد باشیم پیشنهاد من هشیاریست نسبت به اون چیزی که بهش اعتقاد دارید و می پسندینش. میشه سعی کرد کفه ترازوی ذهن رو به سمت انعطاف سنگین تر کرد این زمانی اتفاق میفته که مثلا بقول خانوم گیسو یک روز مسیر خونتونو از یک راه دیگه برید. شخصا معتقدم تمام انواع اندیشه ها و نظرات ارائه شده رو می توان مطالعه کرد و از اون بهره مفید برد . میشه همه علوم رو دونست کی موتونه ادعا کنه بین فیزیک و مثلا حقوق هیچ رابطه ای وجود نداره من میگم خیلی حیفه که حتی یک مورد از آگاهی در سطح جهان موجود باشه و ما ندونیمش.
    امضای ایشان
    چه چیزی از همه بیشتر غیرقابل باور است آن را به من نشان دهید.
    به وبلاگ من هم سری بزنید.http://r.soltanikhah.loxblog.com/

  21. 3 کاربر مقابل از r.soltanikhah عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای آوا استار محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد