صفحه 1 از 10 12345 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 93

موضوع: مشاهیر نجوم جهان

  1. Top | #1
    کاربر ممتاز

    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    تاریخ عضویت
    Sep 2010
    شماره عضویت
    124
    نوشته ها
    164
    تشکر
    1,361
    تشکر شده 1,516 بار در 165 ارسال

          مشاهیر نجوم جهان

    در این تاپیک در مورد زندگی نامه و نظریات علمی دانشمندان سراسر جهان صحبت می کنیم.


    در این تاپیک داریم:

    1.استفن ویلیام هاوکینگ - Stephen William Hawking
    2.سخنان استفان هاوکينگ در مورد بيماريش als
    3.تابش هاوكينگ
    4.سایت رسمی پروفسور هاوکینگ+کتاب
    5.پارادوکس دوقلو - Twin paradox (هاوکینگ)
    6.استیون هاوکینگ: خداوند خالق جهان نیست
    7.خدمات علمي گالیله به بشريت
    8.تولد گالیله
    9.تولد بزرگ مرد تاریخ!(اینشتین)
    10.مختصری از زندگی شخصی انشتین
    11.سخنانی از آلبرت انشتین
    12.ابهاماتی در مورد تاریخ تولد انشتین: 1...2....3
    13.نیکلا کوپرنیک ، اخترشناس لهستانی ...2
    14.ترجمه فصل آخرgrand design (هاوکینگ)
    15.شارل مسیه
    16.اجرام مسيه در يك نگاه(شارل مسیه)
    17.نکاتی در مورد زندگی مسیه: 1...2
    18.معرفی یکی دیگر از کتاب های هاوکینگ
    19.مباحثی پیرامون هاوکینگ: 1...2...3...4...5...6...7...8
    20.مباحثی پیرامون انشتین:1...2
    21.ادوین هابل
    22.آثار ادوین هابل
    23.بزرگترین معمای هاوکینگ در آستانه هفتاد سالگی وی
    24. بحث هایی پیرامون هاوکینگ:1...2...3...4...5...6
    25.نظریات هاوکینگ
    26.بحث هایی پیرامون گالیله:1...2...3...4...5
    27.سر برنارد لاول درگذشت
    28. مرگ آرمسترانگ، اولین انسانی که به ماه قدم گذاشت 1...2...3...4...5...6...7...8...9...10...11...12...13...14...15

    29.پروفسور هاوکینگ در مراسم افتتاحیه پارالمپیک 2012 لندن
    30.تیکوبراهه
    31.جیوانی دومینیکو کاسینی و هنریتا سوان لوییت
    32.جوردانو برونو

    ویرایش توسط آسمون : 08-05-2013 در ساعت 03:00 PM


  2. Top | #2
    کاربر ممتاز

    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    تاریخ عضویت
    Sep 2010
    شماره عضویت
    124
    نوشته ها
    164
    تشکر
    1,361
    تشکر شده 1,516 بار در 165 ارسال

          استفن ویلیام هاوکینگ - Stephen William Hawking


    آشنايي مختصري با پروفسور هاوكينگ
    تاریخ پست : سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 ( 4:43 )

    استفن هاوكينگ يكى از بزرگ ترين دانشمندان معاصر است كه هم اكنون در دپارتمان رياضيات كاربردى و فيزيك نظرى است و استاد كرسى لوكازين رياضيات در دانشگاه كمبريج است، سمتى كه پيش از اين سر آيزاك نيوتن و بعدها پل ديراك عهده دار آن بودند، با اين همه هاوكينگ برخلاف ساير همكاران دانشگاهى خود در بين عامه مردم نيز از شهرت و محبوبيت بسيارى برخوردار است . زمینه‌ی پژوهشی اصلی وی کیهان‌شناسی و گرانش کوانتومی است. از مهم‌ترین دستاوردهای وی مقاله‌ای است که به رابطه‌ی سیاه‌چاله‌ها و قانون‌های ترمودینامیک می‌پردازد.

    یکی از مهمترین کارهای هاوکینگ نظریاتش در مورد سیاه چاله هاست.طبق نظريه هاوکينگ در سال 1976 سياه‌چاله نوعی تابش به نام "تابش هاوکينگ" از خود بروز می‌دهد و اين تابش به دليل ساختار درون سياه چاله فاقد اطلاعات است. ولی اين با قوانين فيزيک کوانتمی در تناقض بود که می‌گويد اطلاعات هرگز نمی‌توانند کاملا از بين بروند. اين مسئله با عنوان " پارادوکس اطلاعات سياه‌چاله " يکی از معماهای فيزيک مدرن بود. هاوکينگ ابتدا ميدان گرانشی شديد درون سياه‌چاله را دليل اين امر مي‌دانست. دانشمندان زيادی سعی داشتند تا اين پارادوکس را حل کنند. به طور مثال با استفاده از نظريه ريسمان‌ها که می‌گويد جهان از ريسمان‌های باريک و جنبنده تشکيل شده است نه از ذرات نقطه‌ای. و اکنون خود هاوکينگ به راه‌حل رسيده است. بر طبق محاسبات جديد هاوکينگ نوسانات سطح سياه‌چاله‌ها می‌توانند باعث فرار اطلاعات شوند. سياه‌چاله‌ها همه اطلاعاتی را از هر چه به درون آنها فرو رود، از بين نمی‌برند. در عوض اطلاعات تکه‌تکه می‌شوند. به اين ترتيب اطلاعات می‌توانند از سياه‌چاله فرار کنند. او می‌گويد: " اگر شما به داخل يک سياه‌چال برويد، انرژی جرم شما به دنيای ما برمی‌گردد ولی به صورت گسسته. که شامل اطلاعاتی است از آنچه شما به آن شبيه بوده‌ايد ، ولی غير قابل تشخيص."اين مسئله کمک می کند تا اطلاعات بيشتری از ساختار سياه‌چاله و همين‌طور موادی که به داخل آن سقوط می‌کنند به‌دست آيد. او با دو دانشمند ديگر بر سر عدم امکان انتقال داده‌ها از سياه‌چاله شرط‌بندی کرده بود. به اين ترتيب او يکی از بزرگ‌ترين شرط‌بندی‌های تاريخی را باخته است.

    استفان ویلیام هاوکینگ"Stephen William Hawking" در 8 ژانویه 1942 ،300 سال بعد از مرگ گالیله،در آکسفورد انگلستان به دنیا آمد.خانه والدینش در شمال لندن بود ولی در جریان جنگ جهانی دوم به منطقه امنتری نقل‌مکان کردند.وقتی استفان 8 ساله بود به St Albans شهر کوچکی درشمال لندن رفتند.در 11 سالگی استفان به مدرسه همین شهر رفت و سپس به کالج آکسفورد ،کالجی که پدرش نیز در آن تحصیل کرده بود رفت.استفان به ریاضیات علاقه داشت در حالی که پدرش پزشکی را ترجیح می‌داد.رشته ریاضیات در آن زمان در کالج محل تحصیل استفان تدریس نمی‌شد به همین علت استفان فیزیک را انتخاب کرد.بعد از 3 سال وی برنده جایزه اول شد.استفان پس از آن به کمبریج رفت تا به تحقیقات کیهان‌شناسی بپردازد.*

    ----------------------------------------------------------------------------------
    * بیشتر ...... : http://7heaven.blogfa.com/post-3.aspx

    ----------------------------------------------------------------------------------
    در این تایپک میخوام منحصرا در مورد پروفسور هاوکینگ و همه ی مسائلی که به ایشون اختصاص داره صحبت کنیم.

  3. 3 کاربر مقابل از na3r عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  4. Top | #3
    کاربر ممتاز

    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    تاریخ عضویت
    Sep 2010
    شماره عضویت
    124
    نوشته ها
    164
    تشکر
    1,361
    تشکر شده 1,516 بار در 165 ارسال

          سخنان استفان هاوکينگ در مورد بيماريش als


    سخنان استفان هاوکينگ در مورد بيماريش (ALS)
    تاریخ پست : چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 ( 23:45 )

    اغلب مردم از من سوال مي کنند که با ALS چگونه سر مي‌کنم.پاسخ من زياد نيست،سعي مي‌کنم تا جايي که امکان دارد يک زندگي طبيعي داشته باشم و در مورد بيماريم فکر نکنم و در مورد چيزهايي که باعث مي‌شوند کارهاي مردم عادي را نتوانم انجام دهم فکر نکنم.
    وقتي فهميدم بيماري نورون حرکتي دارم ،شوک بزرگي را تحمل کردم.در زمان کودکي من در بازيهاي با توپ خوب نبودم و دست‌خطم باعث نا‌اميدي آموزگارانم مي شد.به همين خاطر به ورزش و فعاليتهاي فيزيکي اهميت نمي دادم.تنها در رقابتهاي قايقراني داخل کالج شرکت مي‌کردم.
    در سال سومي که در آکسفورد بودم احساس مي‌کردم حرکاتم زمخت شده و دو بار بدون علت واضح زمين خوردم.ولي تا سال بعد که به کمبريج رفتم و پدرم متوجه قضيه شد اهميتي ندادم.پدرم مرا پيش پزشک خانواده برد.وي مرا به يک متخصص ارجاع داد و مدت کوتاهي بعد از 21‌مين سال تولدم براي انجام تستهاي تشخيصي به بيمارستان رفتم.در دو هفته اي که در بيمارستان بودم تستهاي زيادي روي من انجام شد.آنها از عضلات بازويم نمونه برداشتند ، به من الکترود متصل کردند و ماده حاجب به درون ستون فقراتم تزريق کردند و جريان آن را با اشعه ايکس مشاهده کردند.بعد از همه اينها پزشکان درباره اينکه چه بيماريي دارم چيزي به من نگفتند ، فقط گفتند M.S. ندارم و يک کيس آتيپيک هستم.پزشکان در حالي که مي دانستند ويتانين تاثير زيادي روي بيماريم ندارد به من ويتامين تجويز کردند.
    تصوري که من داشتم اين بود که مبتلا به يک بيماري غير قابل علاج هستم که در طي چند سال مرا از پاي در خواهد آورد.در آن زمان ديد خوب ي به بيماريم نداشتم.در زمان بستري پسري که در تخت روبرويم بستري شده بود به علت لوکمي فوت کرد.نمي‌دانستم که چه بر من خواهد رفت و بيماري با چه سرعتي پيشرفت خواهد کرد.پزشکان به من گفتند به کمبريج برگردم و تحقيقاتم در مورد نسبيت عام و کيهان‌شناسي ادامه دهم.در بازگشت به کمبريج در کارهايم پيشرفت خوبي نداشتم شايد به علت اينکه در آن زمان زمينه رياضياتم خوب نبود شايد هم به علت اينکه فکر مي کردم آنقدر زنده نخواهم بود که بتوانم ph.D خود را بگيرم.تا حدودي يک شخصيت تراژيک پيدا کرده بودم .زياد به واگنر گوش مي‌کردم ولي مقالات مجلاتي که مي گويند در آن زمان مست مي کردم ، يک بزرگنمايي وضعيت آن زمانم است.
    واقعيت اين است که يکي از مجله ها مطلبي در اين مورد نوشته شده بود و بقيه مجله ها اين داستان را کپي کرده بودند.مطالبي که به دفعات چاپ شوند گاه واقعا حقيقي به نظر مي رسند.
    روياهايم در آن زمان آشفته بودند.تصوري که از خود داشتم تصور يک محکوم به اعدام بود.بعد از اينکه از بيمارستان مرخص شدم ناگهان حس کردم که اگر مجازات مرگم به تعويق انداخته شود چه کارهايي ارزنده اي وجود دارد که مي توانم انجام دهم.روياي ديگري که داشتم اين بود که در عمر باقيمانده خود براي ديگران فداکاري کنم و بعد از انجام اين کارها مرگ يک چيز خوب خواهد بود.با شگفتي دريافتم که من از زندگي بيش از زماني که پي به بيماريم نبرده بودم لذت مي برم.از آن زمان در تحقيقاتم پيشرفت کردم و با دختري که قبل از زمان تشخيص بيماريم آشنا شده بودم نامزد شدم.اين نامزدي زندگيم را تغيير داد و ميلي براي زندگي به من داد ولي به معني اين بود که بايد کاري اختيار کنم تا قادر به ازدواج باشم.من موفق به کسب بورس تحقيقاتي شدم و چند ماه بعد با نامزدم ازدواج کردم.خوش شانس بودم که در فيزيک تئوريک تحصيل مي کردم چون تنها جايي بود که بيماريم يک معلوليت محسوب نمي شد .در همان زماني که بيماريم پيشرفت مي کرد ، بر شهرت من در فيزيک افزوده مي شد.اين موضوع باعث مي شد موقعيتهايي براي من ايجاد شود که کارم منحصر به تحقيق شود و مجبور به سخنراني و تدريس نشوم.

  5. 10 کاربر مقابل از na3r عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  6. Top | #4
    کاربر ممتاز

    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    تاریخ عضویت
    Sep 2010
    شماره عضویت
    124
    نوشته ها
    164
    تشکر
    1,361
    تشکر شده 1,516 بار در 165 ارسال

    تابش هاوكينگ

    تابش هاوكينگ

    تابش هاوكينگ يك پديده ي نظري است كه توسط استيون هاوكينگ بيان شده است.

    > تابش هاوكينگ چيست؟

    با توجه به اصل عدم قطعيت مكانيك كوانتوم، احتمال هر رويداي هميشه بزرگتر از صفر است. يكي از نتيج منطقي آن اين است كه ما بپذيريم خلاء "فضاي تهي" واقعاً تهي نيست. و فضاي تهي از ذرات مجازي انباشته شده است، از ذرات ماده و انرژي و نه كاملاً حقيقي. ذرات مجازي با اين كه حقيقي نستند، قوانين نشان مي دهند كه جهان در مقياس كوانتومي چگونه رفتار مي كند. براي مثال آنها براي توضيح كنش فوتون و الكترون لازم هستند.

    اگر ما فضا را خلا فرض كنيم، راه درستي نرفته‌ايم. در اينجا مي‌خواهيم علت آن را بيابيم. اصل عدم قطعيت به اين معني است كه ما هيچ‌گاه نمي‌توانيم با دقت كامل، به طور همزمان، مكان و سرعت يك ذره را بداينم. معناي آن از اين هم بيشتر است: ما هرگز نمي‌توانيم كميت يك ميدان (به عنوان مثال: ميدان گرانشي يا ميدان الكترومغناطيسي) و آهنگ تغييرات آنرا همزمان، با دقت كامل تعيين كنيم. هر قدر كميت ميدان را با دقت بيشتر بدانيم، دقت ما در دانستن آهنگ تغييرات آن كاهش خواهد يافت و بالعكس، همچون الاكلنگ. در نتيجه، شدت يك ميدان هيچ وقت به صفر نمي‌رسد. صفر هم از نظر كميت و هم از نظر آهنگ تغييرات ميدان، اندازه‌گيري بسيار دقيقي خواهد بود كه اصل عدم قطعيت، آن را مجاز نمي‌داند. نمي‌توان فضاي خالي داشت، مگر اينكه تمام ميدانها دقيقاً صفر باشند: اگر صفر نباشند، فضاي خالي وجود ندارد.

    به جاي فضاي خالي يا خلأ كامل كه اغلب ما تصور مي‌كنيم در فضا هست، مقدار حداقلي از عدم قطعيت، اندكي ابهام يا نامعلومي به صورتي داريم كه نمي‌دانيم مقدار ميدان در «فضاي خالي» چيست. اين افت و خيز در مقدار ميدان، اين لرزش اندك به سوي جوانب مثبت و منفي صفر را كه هرگز صفر نمي‌شود، مي‌توان به طريق زير تصور كرد.

    زوجهايي از ذرات ـ زوجهاي فوتونها يا گراويتونها ـ مدام ظاهر مي‌شوند. دو ذره به صورت يك جفت در مي‌آيند و سپس از هم جدا مي‌شوند. پس از فاصله زماني بسيار كوتاه غيرقابل تصوري، آن دو ذره بار ديگر به هم مي‌رسند، و يكديگر را منهدم مي‌كنند حياتي كوتاه ولي پر ماجرا دارند. مكانيك كوانتومي به ما مي‌گويد كه اين واقعه هميشه و همه جا در فضاي «خلأ» روي مي‌دهد.

    ممكن است كه اينها ذرات «واقعي» كه بتوانيم وجود آنها را با يك آشكارساز ذرات، تشخيص دهيم نباشند، ولي نبايد تصور كرد كه آنها ذرات خيالي هستند. حتي اگر آنها فقط ذراتي «مجازي» باشند، مي‌دانيم آثار آنها را روي ذرات ديگر تشخيص دهيم.

    بعضي از اين زوجها، زوجهاي ذرات ماده يا فرميونها هستند. در اين حالت، يكي از ذرات زوج، پاد‌ذره ديگري است. «پاد ماده» را كه در بازيهاي خيالي و داستانهاي علمي تخيلي با آن آشنا هستيم، صرفاً تخيلي نيست. مي‌دانيم كه مقدار كل انرژي در جهان، هميشه ثابت و بدون تغيير است. انرژي نمي‌تواند از جايي به طور ناگهاني به جهان وارد شود. چگونه ما مي‌توانيم مسأله اين زوج تازه به وجود آمده را با اين اصل سازگار كنيم؟ اين زوجها، با «وام گرفتن» انرژي، به طور بسيار موقتي به وجود آمده‌اند. آنها به هيچ‌وجه دايمي نيستند. يكي از ذرات اين زوج انرژي مثبت و ديگري انرژي منفي دارد. تراز انرژي آنها برابر است. به مقدار انرژي كه در جهان وجود دارد، چيزي اضافه نشده است.

    استيون هاوكينگ استدلال كرد كه زوج ذره‌هاي بسياري به طور غير منتظره، در افق رويداد يك سياهچاله به وجود مي‌ايند و از بين مي‌روند. بنابر تصور او، ابتدا يك زوج از ذرات مجازي ظاهر مي‌شود. قبل از آنكه اين زوج به يكديگر برسند و يكديگر را منهدم كنند، ذره‌اي كه انرژي منفي دارد از افق رويداد عبور كرده، وارد سياهچاله مي‌شود. آيا اين بدان معني است كه ذره با انرژي مثبت بايد همتاي بدبخت خود را، با هدف برخورد و منهدم كردن دنبال كند؟ نه. ميدان جاذبه در افق رويداد يك سياهچاله به قدر كافي قوي است كه با ذرات مجازي، حتي با ذرات بدبخت با انرژي منفي كار شگفت‌انگيزي مي‌كند: ميدان جاذبه مي‌تواند آنها را از « مجازي» به « واقعي» تبديل كند. اين تبديل، تغيير قابل ملاحظه‌اي در زوج به وجود مي‌آورد. آنها ديگر مجبور نيستند با يكديگر برخورد كرده و يكديگر را منهدم كنند. آنها مي‌توانند هر دو مدت بسيار طولانيتري، جدا از هم وجود داشته باشند. البته ذره با انرژي مثبت نيز مي‌تواند در سياهچاله بيفتد، ولي مجبور به چنين كاري نيست. او از مشاركت آزاد است، مي‌تواند بگريزد. براي يك مشاهده كننده از دور، به نظر مي‌آيد كه از سياهچاله بيرون آمده است. در حقيقت اين ذره، نه از بيرون،‌بلكه از نزديك سياهچاله مي‌آيد. در اين ضمن همتاي او انرژي منفي به سياهچاله وارد كرده است. تابشي كه به اين ترتيب از سياهچاله گسيل مي‌شود، تابش هاوكينگ ناميده مي‌شود. با تابش هاوكينگ، كه دومين كشف مشهور او در زمينه سياهچاله‌ها بود، استيون هاوكينگ نشان داد كه اولين كشف مشهور او، قانون دوم ديناميك سياهچاله (كه مساحت افق رويداد هيچ‌گاه نمي‌تواند كاهش يابد)، هميشه استوار نيست. تابش هاوكينگ اين معني را مي‌دهد كه يك سياهچاله مي‌تواند كوچك شده و در نهايت كاملاً از بين برود، چيزي كه يك مفهوم واقعاً اساسي است.

    چگونه تابش هاوكينگ يك سياهچاله را كوچكتر مي‌كند؟ سياهچاله، به تدريج كه ذره‌هاي مجازي را به واقعي تبديل مي‌كند انرژي از دست مي‌دهد. اگر هيچ چيز نمي‌تواند از افق رويداد بگريزد، چه‌طور ممكن است چنين چيزي روي بدهد؟ چه‌طور سياهچاله مي‌تواند چيزي از دست بدهد؟ به اين سؤال مي‌توان پاسخ زيركانه‌اي داد: زماني كه ذره‌اي با انرژي منفي اين انرژي منفي را با خود به سياهچاله مي‌برد، انرژي سياهچاله را كمتر مي‌كند. يعني منفي « منها» است كه مترادف كمتر است.

    بدينسان، تابش هاوكينگ از سياهچاله انرژي مي‌ربايد. انرژي كمتر، كاهش جرم را به دنبال دارد. معادله اينشتين E = mc2 را به خاطر بياوريم. در اين رابطه، E انرژي، m جرم و c سرعت نور است. هنگامي كه انرژي (در يك سوي اين رابطه) كاهش مي‌يابد (كه در مورد سياهچاله‌ها اين‌طور است)، يكي از كميتهاي طرف ديگر بايد كمتر شود. چون سرعت نور ثابت است، جرم بايد كاهش پيدا كند. بنابر اين موقعي كه ما مي‌گوييم انرژي از سياهچاله ربوده شده است، مثل اين است كه جرم از آن ربوده شده است.

    به‌خاطر داشته باشيم و به ياد آوريم كه نيوتن درباره گراني چه چيزي به ما آموخت: هر تغيير در جرم جسم، مقدار كشش گرانشي آن را كه بر جسم ديگر اعمال مي‌كند، تغيير مي‌دهد. اگر جرم زمين كمتر شود (جرمش كمتر شود نه آنكه كوچكتر شود) كشش گرانش آن در مدار حركت ماه كاهش مي‌يابد. اگر سياهچاله جرم از دست بدهد، كشش گرانشي آن در جايي كه افق رويداد (شعاع بدون بازگشت) وجود دارد، كاهش مي‌يابد. سرعت گريز در اين شعاع كمتر از سرعت نور مي‌شود. در اين حال شعاع افق رويداد كوچكتر از شعاعي مي‌شود كه در آن سرعت گريز برابر با سرعت نور بوده است. در نتيجه افق رويداد منقبض شده است. اين، تنها راه توجيه كوچكتر شدن سياهچاله است.

    اگر تابش هاوكينگ از يك سياهچاله بزرگ را كه در نتيجه رُمبش يك ستاره به وجود آمده است اندازه‌گيري كنيم، نااميد خواهيم شد. دماي سطح سياهچاله‌اي به اين بزرگي، كمتر از يك ميليونيم درجه بالاتر از صفر مطلق خواهد بود. هر قدر سياهچاله بزرگتر باشد، دماي آن كمتر است. استيون هاوكينگ مي‌گويد، «سياهچاله‌اي با جرم ده برابر خورشيد، ممكن است چند هزار فوتون در ثانيه گسيل دارد، ولي اين فوتونها طول موجي به اندازه سياهچاله خوهاند داشت و انرژي آنها آنقدر كم خواهد بود كه آشكارسازي آنها ممكن نيست». مطلب را مي‌توان اين‌طور بيان كرد: هرقدر جرم زيادتر باشد، سطح افق رويداد بزرگتر، هرچه سطح افق رويداد بزرگتر باشد، آنتروپي بيشتر است. هرچه آنتروپي بيشتر باشد دماي سطح و آهنگ گسيل كمتر است.

    با اين حال، هاوكينگ، خيلي زود، در سال 1971 نظر داد كه نوع ديگري از سياهچاله وجود دارد: سياهچاله‌هاي خيلي ريز كه جالبترين آنها به انداز هسته اتم است. اين سياهچاله‌ها به‌طور قطع منفجر مي‌شوند و تابش مي‌كنند. به ياد داشته باشيم كه هر قدر سياهچاله كوچكتر باشد، دماي سطح آن بيشتر است. هاوكينگ در مورد اين سياهچاله‌هاي بسيار ريز مي‌گويد: « اين سياهچاله‌ها را به زحمت مي‌توان سياه ناميد: آنها در حقيقت داغ و سفيدند.

    در مكانيك كلاسيك سياه چاله ها سياه هستند اما در مكانيك كوانتومي سياه چاله ها تابش مي كنند و اين چيزي است كه نخستين بار هاوكينگ مطرح كرد:

    Classically, black holes are black.

    Quantum mechanically, black holes radiate, with a radiation known as Hawking radiation, after the British physicist Stephen Hawking who first proposed it.
    تابش هاوكينگ يك تابش جسم سياه است كه تابع درجه حرارت آن است كه از رابطه زير تبعيت مي كند:

    Hawking radiation has a blackbody (Planck) spectrum with a temperature T given by

    kT = hbar g / (2 pi c) = hbar c / (4 pi rs)

    where k is Boltzmann's constant, hbar = h / (2 pi) is Planck's constant divided by 2 pi, and g = G M / rs2 is the surface gravity at the horizon, the Schwarzschild radius rs, of the black hole of mass M. Numerically, the Hawking temperature is T = 4 ?nbsp;10-20 g Kelvin if the gravitational acceleration g is measured in Earth gravities (gees).

    The Hawking luminosity L of the black hole is given by the usual Stefan-Boltzmann blackbody formula

    L = A sigma T^4

    where A = 4 pi rs2 is the surface area of the black hole, and sigma = pi2 k4 / (60 c2 hbar3) is the Stefan-Boltzmann constant. If the Hawking temperature exceeds the rest mass energy of a particle type, then the black hole radiates particles and antiparticles of that type, in addition to photons, and the Hawking luminosity of the black hole rises to

    L = A (neff / 2) sigma T^4

    where neff is the effective number of relativistic particle types, including the two helicity types (polarizations) of the photon.

    منبع :www.cph-theory.persiangig.com


  7. 12 کاربر مقابل از na3r عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  8. Top | #5
    کاربر ممتاز

    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    تاریخ عضویت
    Sep 2010
    شماره عضویت
    124
    نوشته ها
    164
    تشکر
    1,361
    تشکر شده 1,516 بار در 165 ارسال

    سایت رسمی پروفسور هاوکینگ+کتاب

    Professor Stephen W. Hawking
    http://www.hawking.org.uk


    تاریخچه کتاب ((تاریخچه زمان))
    همچنان از استقبالی که از کتاب ((تاریخچه زمان)) من شد، شگفت زده ام.این کتاب برای سی و هفت هفته در لیست پرفروش ترین های نیویورک تایمز قرار داشته و به بیست و یک زبان دنیا ترجمه شده است.2 این استقبال بسیار بیش از آن بود که من در سال 1982 هنگام پروراندن ایده نوشتن کتاب مردم پسندی درباره جهان انتظار داشتم.3 هدف من تا اندازه ای کسب درآمد برای پرداخت شهریه دبستان دخترم بود (در واقع هنگامی که کتاب چاپ شد دخترم سال آخر دبستان بود) اما ...

    برای خواندن متن کامل ، فایل زیر را دانلود کنید.
    فایل های پیوست شده فایل های پیوست شده
    ویرایش توسط آسمون : 05-19-2012 در ساعت 11:10 AM دلیل: ترکیب پست ها

  9. 10 کاربر مقابل از na3r عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  10. Top | #6
    کاربر فعال

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Aug 2010
    شماره عضویت
    30
    نوشته ها
    115
    تشکر
    94
    تشکر شده 408 بار در 52 ارسال

    سلام جناب ناصر

    بابت زحمات بي دريغتون ممنون

    نظرتون درباره كتاب جهان در پوست گردو چيه ؟

    آيا نسبت به تاريخچه زمان سخت تره يا پيچيده تر ؟ ( يعني كدوم رو اول بايد مطالعه كرد )

    بعد آيا اون رو هم براي دانلود داريد ؟؟

    ممنون
    امضای ایشان
    زيباترين احساسي كه ممكن است به ما دست دهد حس حيرت است, اين حس بذر تمام هنرها و علوم واقعي است, آنكه نسبت با اين احساس بيگانه است, آنكه نميتواند در برابر اسرار خلقت مبهوت و حيران گردد, فرقي با مرده ندارد( آلبرت انشتين )

  11. 5 کاربر مقابل از Edwin عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  12. Top | #7
    کاربر ممتاز

    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    تاریخ عضویت
    Sep 2010
    شماره عضویت
    124
    نوشته ها
    164
    تشکر
    1,361
    تشکر شده 1,516 بار در 165 ارسال

    نقل قول نوشته اصلی توسط Edwin نمایش پست ها
    سلام جناب ناصر

    بابت زحمات بي دريغتون ممنون

    نظرتون درباره كتاب جهان در پوست گردو چيه ؟

    آيا نسبت به تاريخچه زمان سخت تره يا پيچيده تر ؟ ( يعني كدوم رو اول بايد مطالعه كرد )

    بعد آيا اون رو هم براي دانلود داريد ؟؟

    ممنون
    سلام ادوین عزیز!

    "جهان در پوست گردو" کتاب فوق العلده ایه، من این کتاب رو از چند انتشاراتی مختلف دارم. و واسه خواندنش حدود دو سال وقت صرف کردم.
    یه تشبیه دارم که توی کلاسام وقتی صحبت از این کتاب میشه بکارش می برم، اگه خوب بهش توجه کنید فکر می کنم جواب سوالتون رو بگیرید : " کتاب جهان در پوست گردو کتاب مشکل و سختی نیست، (منظورم از سخت نبودن اینه که برای بیان حقایق و اثبات اونا از برهان های پیچیده علمی و فرمول بندی شده استفاده نمی کنه.) ولی مطالبش خیلی غلیظه..!! واسه خواندن این کتاب نیاز به اطلاعات بالایی ندارین ولی باید واسش وقت صرف کنین و با صرف زمان بیشتر رغیقش کنین. هرچه بیشتر زمان صرف کنین رغیقتر (قابل فهم تر) می شه! و مطمئا باشین که با چند بار خواندن احساس تکراری بودن مطالبش رو هرگز پیدا نمی کنین."

    در ادامه سوالاتون باید بگم که : منم مثل خیلی از دوستان توصیه می کنم که تاریخچه زمان رو اول بخونین. البته خود پروفسور ترتیبی واسش قائل نشده.

    ضمنا : متنی که من برای دانلود گذاشتم متن کامل کتاب "A Brief History of Time" (تاریخچه زمان) نیست.
    بلکه مقدمه ی پروفسور هاوکینگ در ابتدای همین کتاب است که با عنوان "تاریخچه ((تاریخچه زمان))" درج شده.

  13. 8 کاربر مقابل از na3r عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  14. Top | #8
    کاربر ممتاز
    کاربر فعال

    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    تاریخ عضویت
    Aug 2010
    شماره عضویت
    16
    نوشته ها
    964
    تشکر
    5,567
    تشکر شده 8,571 بار در 984 ارسال
    با تشکر از جناب آقای na3r

    می خواستم چند تا از کتاب های مربوط به پروفسور هاوکینگ را معرفی کنم :

    1) تاریخچه کوتاه تر زمان

    2) دریچه ای به سوی کیهان

    3 ) گنجینه کیهانی

    ( در خصوص دو کتاب دریچه ای به سوی کیهان و گنجینه کیهانی در بخش کتاب ها و نرم افزار ها توضیح داده ام )

  15. 7 کاربر مقابل از Tahereh Ramezani عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  16. Top | #9
    کاربر ممتاز

    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    تاریخ عضویت
    Sep 2010
    شماره عضویت
    124
    نوشته ها
    164
    تشکر
    1,361
    تشکر شده 1,516 بار در 165 ارسال

    پارادوکس دوقلو - Twin paradox

    معماي دو قلو*
    یکشنبه بیست و سوم دی 1386 ( 0:16 )


    از زبان پروفسور استيون هاوكينگ :


    در سالهاي پاياني قرن نوزدهم دانشمندان اعتقاد داشتند كه به تشريح كامل جهان نزديك شدند.آنها تصور مي كردند كه فضا با يك انتقال دهنده ي پيوسته به نام اتر پر شده است.


    اشعه هاي نور و علايم راديويي امواجي در اين اتر هستند.مانند اينكه صدا ها امواج فشار در هوا مي باشند.تنها چيز لازم براي نظريه ي كامل اندازه گيري دقيق خواص كشندگي اتر مي بود.درواقع در ارتباط با چنان اندازه گيري هايي آزمايشگاه جفرسون در دانشگاه هاروارد تماما بدون يك ميخ آهني ساخته شد تا تداخلي با اندازه گيري هاي مربوطه ي مغناطيسي ايجاد نكنند . اما برنامه ريزي ها فراموش كرده بودند كه آجر هاي سرخ قهوه اي كه آزمايشگاه و بيشتر ساختمان هاي هاروارد با آن ساخته شده اند خود داراي مقدار زيادي آهن هستند . هرچند هنوز هم ساختمان مورد استفاده است اما هاروارد مطمعا نيست كه كف آزمايشگاه بدون ميخ آهني قادر به حمل چه مقدار وزني خواهد بود.در پايان قرن اختلافات فضاي تماما پر شده از اتر سر باز زدند. انتظار مي رفت كه نور در اتر با سرعت ثابتي حركت خواهد كرد اما اگر شما در درون اتر در جهت نور سفر كنيد سرعتش كمتر مي نمايد ولي اگر در جهت مخالف نور حركت كنيد بر سرعتش افزوده مي شود. اما يكسري آزمايشات چنين عقيده اي را ثابت نكردند. با دقت ترين و دقيق ترين اين آزمايشات آزمايشي بود كه توسط البرت مايكلسن و ادوارد مارلي در مدرسه ي علوم پايه ي كِس در كِليولند اوهايو (آمريكا) در 1887 انجام گرفت. آنها سرعت نور را در دو پرتو عمود بر يكديگر مقايسه كردند.به موازات حركت زمين در محور خويش و گردش آن به دور خورشيد ااسباب درون اتر با سرعت و جهتي متفاوت حركت مي كنند. اما ما يكلسن و مارلي اختلاف روزانه و سالانه اي بين دو پرتو نور پيدا نكردند. اين به آنجا بر مي گردد كه اگر نور هميشه با سرعتي ثابت نسبت به جايي كه هستيم ،بدون توجه به اينكه با چه سرعت ودر چه جهتي حركت مي كنيم،حركت كند.


    بر اساس آرمايش ما يكلسن - مارلي فيزيكدان ايرلندي جورج فيتز جرالد و فيزيكدان هلندي هندريك لورنتز نتيجه گرفتند كه اجسامي كه داخل اتر حركت مي كنند منقبض شده و ساعتها كند مي گردند. اين جمع شوندگي و كندي ساعت بدين خاطر مي باشد كه مردم همگي نور را در يك سرعت ثابت،بي توجه به اينكه با چه سرعتي نسبت به اتر حركت مي كنند،نگاه مي دارند(فيتز جرالد و لورنتز هنوز اتر را يك ماده ي حقيقي به حساب مي آورند).به هر حال،دو رساله اي كه در ژوئن 1905 نوشته شد،اينشتاين اشاره كرد كه اگر كسي نتواند در يابد كه درون فضا حركت مي كند يا نه،انديشه اتر تكراري مي باشد. در عوض او با اين ادعا شروع كرد كه قوانين علم بايد براي تمام بينندگاني كه آزادانه حركت مي كنند يكسان باشد.به ويژه، آنها همگي بايد يك اندازه براي سرعت نور، بي توجه به اينكه با چه تندي اي حركت مي كنند،داشته باشند.سرعت نور بي ارتباط با حركت آنها در تمام جهات يكسان است.


    لازمه ي اين كار به دور انداختن انديشه اي است كه تمام ساعتها يك مقدار جهاني به نام زمان دارند.بر عكس هر كس زمان شخصي خويش را دارد. زمان دو نفر كه نسبت به هم ساكن باشند يكسان مي باشد اما وقتي كه حركت ميكنند اين طور نخواهد بود.


    اين را چندين آزمايش تأييد كرده است.از جمله اينكه دو ساعت دقيق را در دو جهت مخالف دور دنيا پرواز دادند و وقتي كه برگشتند زمان هاي به نسبت متفاوتي را نشان مي دادند. شايد بتوان نتيجه گرفت كه اگر كسي بخواهد زندگي درازتري داشته باشد بايد به طرف شرق پرواز كند جايي كه سرعت سياره به دوران زمين اضافه مي شود!!!. به هر حال،پاره ي باريكي از ثانيه را كه يك نفر كسب مي كند ممكن است بيشتري را با خوردن غذاهاي شركت هواپيمايي از دست بدهد.ادعاي اينشتاين،مبني بر اينكه قوانين طبيعت بايد براي هر ناظري كه آزادانه حركت مي كند يكسان باشد،اساس نظريه نسبيت شد.اين گونه است زيرا حركت نسبي است كه اهميت دارد. زيبايي وسادگي اش نظر متفكران زيادي را به خود جلب كرد،اما مخالفان زيادي نيز به همراه داشت اينشتاين دو مطلق علم قرن نوزدهم،سكون مطلق آن طور كه با اتر نمايانده شد و زمان مطلق با جهان شمول كه تمام ساعات يك اندازه دارند،را به دور ريخت. بسياري اين را مفهومي بي ثبات مي پنداشتند. آنها مي پرسيدند آيا اين ميرساند كه همه چيز نسبي هستند و هيچ استاندارد اخلاقي مطلق وجود ندارد؟چنين تشويشي در دهه هاي 1920 و 1930 ادامه يافت وقتي كه جايزه ي نوبل 1921 به اينشتاين هديه شد استشهاد به امر مهم ولي(در استاندارد او)كم اهميت تر از كاري كه 1905 انجام گرفت،بود.در آن اشاره اي به نسبيت نشد كه بسيار جدالي ارزيابي شده بود.(من هنوز هم هفته اي دو يا سه نامه مبني بر اينكه اينشتاين در اشتباه بود دريافت مي كنم).در هر صورت نظريه ي نسبيت اكنون كاملا توسط مجامع علمي پزيرفته است و پيش بيني هايش درعملكردهاي بيشماري تأييد شده اند.


    معماي دو قلو: در نظريه ي نسبيت هر بيننده اي اندازه خودش از زمان را دارد.اين مي تواند به معماي دو قلو راه ببرد يكي از جفتهاي دو قلو در فضا زندگي مي كند و با سرعتي نزديك نور سفر مي كند وقتي كه برادرش در زمين مي ماند.به خاطر جنبش زمان در سفينه ي فضايي در ديد جفت زميني اش بسيار كند تر مي گزرد بنابر اين در بازگشت از سفر فضايي در مييابد كه برادرش از خودش پير تر شده است هرجند مخالف رسم عام مي نمايد ولي تعدادي آزمايشات متعدد نشان مي دهد كه در اين سناريو جفت مسافر در حقيقت جوان تر مي باشد.

    ---------------------------------------------------------------------------
    * بر گرفته شده از كتاب جهان در پوست گردو - The universe in a nutshell


  17. 6 کاربر مقابل از na3r عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  18. Top | #10
    کاربر ممتاز

    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    تاریخ عضویت
    Aug 2010
    شماره عضویت
    54
    نوشته ها
    883
    تشکر
    3,291
    تشکر شده 8,441 بار در 878 ارسال

    مشاهیر نجوم جهان         
    می شه لطفا درباره ی نظریه های هاوکینگ و آدم فضایی ها هم مطلب بذارین

    اونجا رگ بریتانیایی اش شدیدا معلومه!

    مرسی
    امضای ایشان
    گاهی ستاره هدیه کن به مشت پوچ شب ها ...

  19. 5 کاربر مقابل از ستاره بنیادی عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


صفحه 1 از 10 12345 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 4 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 4 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای آوا استار محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد