انجمن نجوم آوااستار - صفحه اصلی

  
آف تاپیک              آف تاپیک
صفحه 1 از 143 123451151101 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 1425

موضوع: آف تاپیک

  1. #1
    کاربر ممتاز آوا استار Sunrise آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    922
    تشکر
    5,844
    تشکر شده 8,387 بار در 879 ارسال

    Wink آف تاپیک

    سلام به همه دوستان گل آوا استاری

    خیلی پیش از این "hasti" عزیز تاپیکی با عنوان "مطالب کوتاه وخواندنی" ایجاد کرده بودن که پست های خوبی میخورد و در حکم آف تاپیک فروم محسوب میشد...
    به همین دلیل بعد از مدتی و به صلاح دید مدير فروم عنوان تاپیک مذکور به "مطالب آزاد" تغییر کرد تا عمومیت عنوان، در محتوای اون هم موثر بشه و البته شد!...
    اما مدتی بعد اون تاپیک بسته و به تالار غیر تخصصی منتقل شد تا حجم ارسالهای غیر علمی و غیر قانونی در فروم کنترل بشه...

    حالا، امشب که شب مبارک عید غدیر هست - راستی عیدتون مبارک - و با موافقت آقای امام و سایر مدیران این تاپیک رو ایجاد میکنیم که :

    محلی باشه برای طرح مسائلی که ارتباط زیادی با دامنه اصلی فعالیت نجومی فروم ندارند؛ مثل مطالب کوتاه و مطالبی که جنبه سرگرمی یا عمومی در سایت دارند. فعالیت در این بخش محدودیت ویژه ای نداره ولی رعایت قوانین کلی و شئونات سایت برای جلوگیری از دریافت اخطار در این بخش هم الزامیه...

    یعنی مطالب سیاسی، مذهبی، دعوا و بحث بی مورد، ارسالهای مکرر و خارج از محدوده ادب ممنوع هستن!

    لطفا حتما به توضیحات فوق دقت کنید تا باز این تاپیک بسته نشه!

    یادتون که هست:
    تاپیک "گنجینه امضا ها و آواتار ها " برای امضاهای قشنگی هست که عوض میشن!
    تاپیک تبریکات برای تبریک های آوایی ماست!
    تاپیک اشعار نجومی هم داریم!
    و ...

    موفق و منصور باشید.

    .................................................. ................

    کاربران گرامی توجه کنند که پستهای ارسالی آنها در آف تاپیک جز پستهای ارسالی شمارش نمی شوند
    ویرایش توسط پیمان اکبرنیا : 08-26-2012 در ساعت 05:36 PM دلیل: اضافه کردن خط آخر :)


  2. #2
    کاربر فعال آوا استار Mahtabe kavir آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    محل سکونت
    کرمان
    نوشته ها
    75
    تشکر
    801
    تشکر شده 641 بار در 67 ارسال

    سلام به همه ی آوایی های عزیز،

    خب من میخوام اولین پست رو تو این تاپیک بذارم.راستش ذهنیتی هم در مورد این تاپیک ندارم،اگه دیدین مناسب نیست، اطلاع بدین تا حذفش کنم.

    -گروه 99:

    پادشاهی که یک کشور بزرگ را حکومت می کرد، باز هم از زندگی خود راضی نبود؛
    اما خود نیز علت را نمی دانست.
    روزی پادشاه در کاخ امپراتوری قدم می زد. هنگامی که از آشپزخانه عبور می کرد، صدای ترانه ای را شنید.
    به دنبال صدا، پادشاه متوجه یک آشپز شد که روی صورتش برق سعادت و شادی دیده می شد.
    پادشاه بسیار تعجب کرد و از آشپز پرسید: ‘چرا اینقدر شاد هستی؟’
    آشپز جواب داد: ‘قربان، من فقط یک آشپز هستم، اما تلاش می کنم تا همسر و بچه ام را شاد کنم.
    ما خانه ای حصیری تهیه کرده ایم و به اندازه کافی خوراک و پوشاک داریم.
    بدین سبب من راضی و خوشحال هستم…’
    پس از شنیدن سخن آشپز، پادشاه با نخست وزیر در این مورد صحبت کرد.
    نخست وزیر به پادشاه گفت : ‘قربان، این آشپز هنوز عضو گروه ۹۹ نیست!!!
    اگر او به این گروه نپیوندد، نشانگر آن است که مرد خوشبینی است.’
    پادشاه با تعجب پرسید: ‘گروه ۹۹ چیست؟؟؟’
    نخست وزیر جواب داد: ‘اگر می خواهید بدانید که گروه ۹۹ چیست،
    باید این کار را انجام دهید: یک کیسه با ۹۹ سکه طلا در مقابل در خانه آشپز بگذارید.
    به زودی خواهید فهمید که گروه ۹۹ چیست!!!’
    پادشاه بر اساس حرف های نخست وزیر فرمان داد یک کیسه با ۹۹ سکه طلا را در مقابل در خانه آشپز قرار دهند..
    آشپز پس از انجام کارها به خانه باز گشت و در مقابل در کیسه را دید. با تعجب کیسه را به اتاق برد و باز کرد.
    با دیدن سکه های طلایی ابتدا متعجب شد و سپس از شادی آشفته و شوریده گشت.
    آشپز سکه های طلایی را روی میز گذاشت و آنها را شمرد. ۹۹ سکه؟؟؟
    آشپز فکر کرد اشتباهی رخ داده است. بارها طلاها را شمرد؛ ولی واقعاً ۹۹ سکه بود!!!
    او تعجب کرد که چرا تنها ۹۹ سکه است و ۱۰۰ سکه نیست!!!
    فکر کرد که یک سکه دیگر کجاست و شروع به جستجوی سکه صدم کرد. اتاق ها و حتی حیاط را زیر و رو کرد؛
    اما خسته و کوفته و ناامید به این کار خاتمه داد!!!
    آشپز بسیار دل شکسته شد و تصمیم گرفت از فردا بسیار تلاش کند تا یک سکه طلایی دیگر بدست آورد
    و ثروت خود را هر چه زودتر به یکصد سکه طلا برساند.
    تا دیروقت کار کرد. به همین دلیل صبح روز بعد دیرتر از خواب بیدار شد و از همسر و فرزندش انتقاد کرد
    که چرا وی را بیدار نکرده اند!!! آشپز دیگر مانند گذشته خوشحال نبود و آواز هم نمی خواند؛
    او فقط تا حد توان کار می کرد!!!
    پادشاه نمی دانست که چرا این کیسه چنین بلایی برسر آشپز آورده است و علت را از نخست وزیر پرسید.
    نخست وزیر جواب داد: ‘قربان، حالا این آشپز رسماً به عضویت گروه ۹۹ درآمد!!!
    اعضای گروه ۹۹ چنین افرادی هستند: آنان زیاد دارند اما …راضی نیستند

    خوشبختی ما در سه جمله است : تجربه از دیروز، استفاده از امروز، امید به فردا

    ولی ما با سه جمله دیگر زندگی مان را تباه می کنیم : حسرت دیروز، اتلاف امروز، ترس از فردا

    و در آخر یک سوال:
    آیا شما هم عضو گروه 99 هستین؟؟
    خدایا! خورشید را به من قرض میدهی؟

    از تو که پنهان نیست سرزمین خیالم سالهاست یخ بسته است...


  3. #3
    مدیر ارشد رضا طامهری آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jun 2011
    محل سکونت
    یزد
    نوشته ها
    1,221
    تشکر
    8,819
    تشکر شده 12,250 بار در 1,234 ارسال

    روزی دانشمندی بزرگ برای عموم درباره ستاره شناسی سخنرانی می­کرد، او توضیح داد که چگونه زمین به دور خورشید میچرخد و چطور خورشید به دور مرکز مجموعه وسیعی از ستارگان بنام کهکشان راه شیری میگردد. در پایان سخنرانی، پیرزنی کوچک اندام از انتهای اتاق برخاست و گفت: "چرند میگویی. راستش را بخواهی
    جهان یک بشقاب تخت است که بر پشت یک سنگ پشت غول آسا قرار دارد" . دانشمند با لبخندی پیروز مندانه جواب داد:"پس آن سنگ پشت کجا ایستاده است؟" پیرزن گفت:"جوان خیلی زرنگی،خیلی زرنگ. اما از آنجا به پایین همه اش سنگ پشت است!"

    برگرفته از کتاب: تاریخته زمان

    آسمون دلتون پرستاره



  4. 14 کاربر مقابل از رضا طامهری عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  5. #4
    کاربر ممتاز آوا استار hadi soleimani آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2011
    محل سکونت
    خوی
    نوشته ها
    226
    تشکر
    3,698
    تشکر شده 2,065 بار در 223 ارسال

          عکس زیبا

    من یه عکس زیبا تو سایت دیدم خواستم شما هم ببینین
    غذا دادن یک پرنده به پرنده دیگر

    بدون شرح......


    غذا دادن پرندگان به جوجه های خود
    آفاق را گردیده ام، مهر بُتان ورزیده ام

    بسیار خوبان دیده ام، امّا تو چیز دیگری


  6. #5
    کاربر ممتاز آوا استار space آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2011
    نوشته ها
    299
    تشکر
    2,513
    تشکر شده 2,674 بار در 300 ارسال

    منم یه معما اینجا میذارم اگه قبلا جوابشو دیدید لو ندین ها!
    شخصی در اتاقی محبوس است . برای رهایی از اتاقی که تنها شامل یک لامپ روشنایی ، یک شیر آب و سینک زیر آن بدون هیچ پنجره ای است ، بایستی به رمزی دست یابد که حرف مجهول آن به محل قرار گیری این اتاق مربوط است . این حرف ، حرف اول شهری است که این اتاق در آن قرار دارد.او می داند این شهر یکی از دو شهر طرابلس پایتخت لیبی و یا ملبورن یکی از شهرهای استرلیا است و تنها یکبار شانس امتحان رمز دریافتی را دارد . این شخص بکمک اطلاعات عمومی خود از دوره آموزش علوم پایه در دانشگاه قادر به رمز گشایی و رهایی از اتاق می گردد .

    آیا می توانید روش او را حدس بزنید ؟
    یه چیز دیگه
    اگه یه اسپم خونه هم داشته باشیم دیگه همه چی تکمیله :چشمک


  7. #6
    کاربر ممتاز آوا استار space آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2011
    نوشته ها
    299
    تشکر
    2,513
    تشکر شده 2,674 بار در 300 ارسال

    خب منجمای عزیز بیان این معمای علمی رو جواب بدن
    اگه راهنمایی لازمه به من بگید

  8. 8 کاربر مقابل از space عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  9. #7
    مدیر آوا استار Mostafa آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Aug 2010
    نوشته ها
    2,772
    تشکر
    17,043
    تشکر شده 43,866 بار در 2,966 ارسال

    سلام space جان

    زياد سخت نيست

    ايشان بايد كمي آب را در سينك جمع كند بعد شير آب را ببندد و به خروج آب از سينك توجه كند .

    آب موقع خروج از دهانه به صورت گردابي مي چرخد . اما اين حركت در نيمكره شمالي ساعتگرد و در نيمكره جنوبي پادساعتگرد است .

    لذا اگر حركت ساعتگرد بود در طرابلس و اگر پادساعتگرد بود در ملبورن قرار دارد .

    ( با توجه به اينكه اتاق هيچ پنجره اي ندارد احتمالآ وجود لامپ براي ديدن ماجرا ضروري بوده است !! )

    ممنون
    باده خور غم مخور و پند مقلد منیوش
    اعتبار سخن عام چه خواهد بودن


  10. #8
    کاربر فعال آوا استار noori آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Apr 2011
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    76
    تشکر
    942
    تشکر شده 472 بار در 74 ارسال

    سی ثانیه پای صحبت برایان دایسون
    فرض کنید زندگی همچون یک بازی است. قاعده این بازی چنین است که بایستی پنج توپ را در آن واحد در هوا نگهدارید و مانع افتادنشان بر زمین شوید. جنس یکی از آن توپها از لاستیک بوده و باقی آنها شیشه ای هستند. پر واضح است که در صورت افتادن توپ پلاستیکی بر روی زمین، دوباره نوسان کرده و بالا خواهد آمد، اما آن چهار توپ دیگر به محض برخورد ، کاملا شکسته و خرد میشوند. او در ادامه میگوید : آن چهار توپ شیشه ای عبارتند از خانواده، سلامتی، دوستان و روح خودتان و توپ لاستیکی همان کارتان است.كار را بر هیچ یك از عوامل فوق ترجیح ندهید، چون همیشه كاری برای كاسبی وجود دارد ولی دوستی كه از دست رفت دیگر بر نمیگردد، خانواده ای كه از هم پاشید دیگر جمع نمیشود،‌ سلامتی از دست رفته باز نمیگردد و روح آزرده دیگر آرامشی ندارد


  11. #9
    کاربر فعال آوا استار Mahtabe kavir آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    محل سکونت
    کرمان
    نوشته ها
    75
    تشکر
    801
    تشکر شده 641 بار در 67 ارسال
    ویرایش توسط Mahtabe kavir : 11-20-2011 در ساعت 01:50 PM دلیل: ویرایش چینش عکسها
    خدایا! خورشید را به من قرض میدهی؟

    از تو که پنهان نیست سرزمین خیالم سالهاست یخ بسته است...

  12. 12 کاربر مقابل از Mahtabe kavir عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  13. #10
    کاربر فعال آوا استار Mahtabe kavir آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    محل سکونت
    کرمان
    نوشته ها
    75
    تشکر
    801
    تشکر شده 641 بار در 67 ارسال
    آف تاپیک         
    با توجه به فصل امتحانات میان ترم و سوخاری شدنمون به خاطرشون دیدم بد نیست این پست رو بذارم.انشاا.. که تو درساتون موفق باشید.
    --------------------------------

    *اصطلاحات دانشجویی*
    تقلب:
    یک سری اعمال ننگین که در صورت با عرضه واین کاره بودن شخص امتحان دهنده،آخر عاقبت خوش و خرمی دارد.نوعی هلو برو تو گلو که با توجه به درایت و تیزی استاد و مراقبان میتواند از هسته دار و خاردار تا آب هلو با طعم موزو عشق و حال،متغیر باشد.بیراهه ای که اتفاقا آخرش به هدف ختم میشود.یک نوع وسیله درس پاس کن نامشروع!

    شب امتحان:

    شب ظلمانی یلدا.شب سوانح و سوختگی دانشجو.شبی که در آن نسکافه و قهوه از والیوم ده هم خواب آورتر میشوند.در این شب دانشجو تمام مصایب تاریخ بشر را به صورت کنسانتره نوش جان میکند.
    شب چشمهای پف کرده و دهانهای کف کرده.شب رقص وپایکوبی کلمات جزوه وکتاب برروی سلسله اعصاب محیطی و مرکزی دانشجو.

    جزوه:
    یک جور کاتالیزور که در صورت همکاری ابر و باد و مه و خورشید اینا دانشجو را به سمت پاس شدن هل میدهد.تمام همه علم بشری.چکیده دانش تاریخ مصرف گذشته استاد.تنها شاهد ماجرای سوخاری شدن دانشجو در شب امتحان.قوت قلبی که عاقبت آفت قلب میشود.

    مراقب:

    سیستمی که نقش دزدگیر منازل را سرجلسه ایفا میکند.گالری ضد حال.

    روز امتحان:

    روزی که در آن خورشید طلوع نمیکند.لحظه ای که دانشجو میخواهد سر به به تن عالم نباشد.روری که در آن نگاه ها عمیق میشود.روز لبخندهای استراتژیک.روزی که در آن دوست و دشمن با هم و در کنار هم به قربانگاه میروند.

    نمره:
    تبلور میزان دانش،مهارت ودودره بازی دانشجو.وسیله ای که استاد با آن چه ها نمیکند!

    سوال:

    یک نوع شعورسنج استاد و دانشجو.کلمات نفرت انگیزی که به نوبت وتک تک مثل نیزه در چشم دانشجو فرو میروند ولحظه به لحظه او را به عمق نادانی اش واقف تر میکنند.انواع مختلف آن از تشریحی سیانوری تا تستی گوگوری مگوری متغیر است.

    استاد:
    منبع علم،ژنراتور دانش،نیروگاه انسانیت،تبلور دانایی،بابا تو دیگه کی هستی ترین موجود عالم،خود صفا،عند وفا، دارنده انواع و اقسام شفا،ضد جفا،یاریگر ضعفا.


    ودر آخر اصطلاح ...زدن:
    فرآیندی ست که طی اون یک دانشجو از حالت طبیعی خارج شده و زمان زیادی رو به مطالعه میپردازه. شرط لازم و نه کافی برای استاد دانشگاه شدن. میشه اون رو جزو آلرژی های فصلی به حساب آورد(فصل امتحانات) ...زدن در شبهای امتحان به صورت فراگیری در دانشجوها ظاهر میشه و مهمترین علامت اون علاقه شدید به کتبی ست که در طول ترم تمایل چندانی به اونها نداریم.از عوارض جانبیش میشه به سرخی چشم،گودی و سیاهی زیر چشم و موارد مشابه اشاره کرد.این مشکل نیاز به داروی خاصی نداره و بلافاصله بعد از فصل امتحانات بخودی خود برطرف میشود.
    خدایا! خورشید را به من قرض میدهی؟

    از تو که پنهان نیست سرزمین خیالم سالهاست یخ بسته است...


صفحه 1 از 143 123451151101 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •