صفحه 66 از 144 نخستنخست ... 165662636465666768697076116 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 651 تا 660 , از مجموع 1431

موضوع: آف تاپیک

  1. Top | #1
    کاربر ممتاز

    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    شماره عضویت
    386
    نوشته ها
    922
    تشکر
    5,844
    تشکر شده 8,391 بار در 879 ارسال

    Wink آف تاپیک

    سلام به همه دوستان گل آوا استاری

    خیلی پیش از این "hasti" عزیز تاپیکی با عنوان "مطالب کوتاه وخواندنی" ایجاد کرده بودن که پست های خوبی میخورد و در حکم آف تاپیک فروم محسوب میشد...
    به همین دلیل بعد از مدتی و به صلاح دید مدير فروم عنوان تاپیک مذکور به "مطالب آزاد" تغییر کرد تا عمومیت عنوان، در محتوای اون هم موثر بشه و البته شد!...
    اما مدتی بعد اون تاپیک بسته و به تالار غیر تخصصی منتقل شد تا حجم ارسالهای غیر علمی و غیر قانونی در فروم کنترل بشه...

    حالا، امشب که شب مبارک عید غدیر هست - راستی عیدتون مبارک - و با موافقت آقای امام و سایر مدیران این تاپیک رو ایجاد میکنیم که :

    محلی باشه برای طرح مسائلی که ارتباط زیادی با دامنه اصلی فعالیت نجومی فروم ندارند؛ مثل مطالب کوتاه و مطالبی که جنبه سرگرمی یا عمومی در سایت دارند. فعالیت در این بخش محدودیت ویژه ای نداره ولی رعایت قوانین کلی و شئونات سایت برای جلوگیری از دریافت اخطار در این بخش هم الزامیه...

    یعنی مطالب سیاسی، مذهبی، دعوا و بحث بی مورد، ارسالهای مکرر و خارج از محدوده ادب ممنوع هستن!

    لطفا حتما به توضیحات فوق دقت کنید تا باز این تاپیک بسته نشه!

    یادتون که هست:
    تاپیک "گنجینه امضا ها و آواتار ها " برای امضاهای قشنگی هست که عوض میشن!
    تاپیک تبریکات برای تبریک های آوایی ماست!
    تاپیک اشعار نجومی هم داریم!
    و ...

    موفق و منصور باشید.

    .................................................. ................

    کاربران گرامی توجه کنند که پستهای ارسالی آنها در آف تاپیک جز پستهای ارسالی شمارش نمی شوند
    ویرایش توسط پیمان اکبرنیا : 08-26-2012 در ساعت 05:36 PM دلیل: اضافه کردن خط آخر :)


  2. Top | #651
    کاربر ممتاز

    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    تاریخ عضویت
    Jan 2012
    شماره عضویت
    2925
    نوشته ها
    467
    تشکر
    3,738
    تشکر شده 5,203 بار در 502 ارسال

    آخرین کلمات یک الکتریسین : خوب حالا روشنش کن...

    آخرین کلمات یک انسان عصر حجر : فکر میکنی توی این غار چیه؟

    آخرین کلمات یک بندباز : نمیدونم چرا چشمام سیاهی میره...

    آخرین کلمات یک پلیس : شیش بار شلیک کرده، دیگه گلوله نداره...

    آخرین کلمات یک جهانگرد در آمازون : این نوع مار رو میشناسم، سمی نیست...

    آخرین کلمات یک چترباز : پس چترم کو؟

    آخرین کلمات یک خبرنگار : بله، سیل داره به طرفمون میاد...

    آخرین کلمات یک دربان : مگه از روی نعش من رد بشی...

    آخرین کلمات یک دیوانه : من یه پرنده ام!

    آخرین کلمات یک غواص : نه این طرفها کوسه وجود نداره...

    آخرین کلمات یک فضانورد : برای یک ربع دیگه هوا دارم...

    آخرین کلمات یک قهرمان : کمک نمیخوام، همه اش سه نفرند...

    آخرین کلمات یک گروگان : من که میدونم تو عرضه ی شلیک کردن نداری...

    آخرین کلمات یک متخصص آزمایشگاه : این آزمایش کاملاً بی خطره...

    آخرین کلمات یک متخصص خنثی کردن بمب: این سیم آخری رو که قطع کنم تمومه...

    آخرین کلمات یک معلم رانندگی : نگه دار! چراغ قرمزه!

    آخرین کلمات یک ملوان زیردریایی: من عادت ندارم با پنجره بسته بخوابم...

    آخرین کلمات یک سرباز تحت آموزش هنگام پرتاب نارنجک: گفتی تا چند بشمرم؟


    سوار یه سیستم صوتی شدم طرف روش پراید بسته بود

    میخوای کسی فراموشت نکنه ازش پول قرض بگیر
    امضای ایشان

  3. 15 کاربر مقابل از mohammad_reza عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  4. Top | #652
    کاربر ممتاز

    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    تاریخ عضویت
    May 2012
    شماره عضویت
    4153
    نوشته ها
    2,186
    تشکر
    8,902
    تشکر شده 18,241 بار در 2,271 ارسال

          طوفان!

    فقط میشه گفت این عکس خیلی باحاله!

    ویرایش توسط mohsen4465 : 06-12-2012 در ساعت 08:46 PM دلیل: فیلتراسیون بودن عکس!
    امضای ایشان
    “Most people die at 25 and aren’t buried until they’re 75.”
    Benjamin Franklin

  5. 18 کاربر مقابل از mohsen4465 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  6. Top | #653
    کاربر ممتاز
    کاربر جدید

    عنوان کاربر
    کاربر جدید
    تاریخ عضویت
    Apr 2011
    شماره عضویت
    737
    نوشته ها
    699
    تشکر
    3,631
    تشکر شده 3,855 بار در 697 ارسال

    یاد کودکیام افتادم ، ما توی یه جای بادگیر زندگی میکردیم ، من هم عاشق باد بودم ؛ هنوز هم هستم . وسط حیاط درازمون وایمیستادم ، با اون سبکی دوران کودکی روبه روی باد ( که معمولا جهتش همون جهت طول حیاط بود ) ، خودم رو که رها میکردم شاید اینقدر بالا نمیومدم ولی خوب بعضی وقتها از زمین بلند میشدم و با دستان باز معلوم نبود میخاستم کجا برم !!
    البته وقتی صدایی میومد که میگفت بیا باد میبردتت میفهمیدم باید برم توی خونه ! .


    اینجا یه قاعده هست میگن به اندازه ی بادی که میاد باران میباره ( تا حالا ندیدم درست در نیاد )، بعد از این باد های تند باران به شدت شروع میکرد به باریدن ، یادش بخیر با خانواده ( که اون زمون جمعیتش زیاد بود ) میخندیدیم و در مورد شدت باران و احتمال جاری شدن رودخانه صحبت میکریم و غذایی رو که معمولا توی این موقع میچسبه رو توی گرمای خونه ، میخوردیم ( ما میگیم خرماشرطه ) .

    بخاری که اون زمان هنوز نداشتیم ، یه منقل بود ، طولش یه متر و خورده ای ، روش چایی و آویشن ( خودمون میگیم اوشم ) دم میکردیم ، چه گرمایی داشت .

    همینطور داره یادم میاد !! بعد از ظهر ها ، مادر بزرگم و مادرم و عمم توی تنوری که توی زمین بود نان درست میکردند و ما هم دور تنور خودمون رو گرم میکردیم و نان تازه ی مادربزرگ رو میخوردیم . کم کم منقل رو برای دور هم نشستن شبانه ی خودمون آماده میکردیم . ( هنوز هم داره یادم میاد !)
    ویرایش توسط *sh : 06-13-2012 در ساعت 10:58 PM دلیل: ادبی
    امضای ایشان
    مستقبل این مجلس جز قصه ماضی نیست
    تا صبحدم محشر دی خفته به فرداها

  7. 9 کاربر مقابل از solh عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  8. Top | #654
    کاربر فعال

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    1682
    نوشته ها
    77
    تشکر
    1,530
    تشکر شده 488 بار در 74 ارسال

          ......

    فایل پیوست 4331

    آخه پیر زن مجبوری؟؟؟؟
    فایل پیوست 4332
    امضای ایشان
    کاش می فهمیدی
    قهر میکنم
    تا دستم را محکم تر بگیری و بلندتر بگی
    بمون....
    نه اینکه شونه بالا اندازی و آروم بگی
    هر طور راحتی!!!


  9. 8 کاربر مقابل از marzieh عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  10. Top | #655
    کاربر ممتاز

    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    تاریخ عضویت
    Jun 2011
    شماره عضویت
    923
    نوشته ها
    206
    تشکر
    2,132
    تشکر شده 2,060 بار در 207 ارسال

    تا کی به تمنای وصال تو یگانه/اشکم شود از هرمژه چون سیل روانه
    خواهد به سرآید شب هجران تویانه/ای تیر غمت را دل عشاق نشانه
    جمعی به تو مشغول و تو غایب زمیانه

    رفتم به در صومعه ای عابد و زاهد/دیدم همه را پیش رخت راکع وساجد
    در میکده رهبانم و در صومعه عابد /گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد
    یعنی که تورا میطلبم خانه به خانه

    روزی که برفتند حریفان پی هرکار /زاهد سوی مسجد شد و من جانب خمار
    من یار طلب کردم و او جلوه گه یار/حاجی به ره کعبه و من طالب دیدار
    او خانه همی جوید و من صاحب خانه

    هرجا که روم صاحب آن خانه تویی تو/هردر که زنم پرتو کاشانه تویی تو
    در میکده و دیر که جانانه تویی تو/مقصود من ازکعبه و بتخانه تویی تو
    مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه

    بلبل به چمن زان گل رخسار نشان دید/پروانه در آتش شد و اسرار عیان دید
    عارف صفت روی تو در پیرو جوان دید/یعنی همه جا عکس رخ یار توان دید
    دیوانه منم من که روم خانه به خانه

    عاقل به قوانین خرد راه تو پوید/دیوانه برون از همه آیین تو جوید
    تا غنچه بشکفته این باغ که بوید/هرکس به زبانی صفت حمد تو گوید
    بلبل به غزل خوانی و قمری به ترانه

    بیچاره وفایی که دلش زار غم توست/هرچند که عاصی است زخیل خدم توست
    امید وی از عاطفت دم به دم توست/تقصیر خیالی به امید کرم توست
    یعنی که گنه را به ازین نیست بهانه

    «شیخ بهایی»
    امضای ایشان
    من شکوفایی گل های امیدم را در رویاها میبینم
    وندایی که به من میگوید:
    گرچه شب تاریک است،
    دل قوی دار سحر نزدیک است...

  11. 13 کاربر مقابل از BigBang عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  12. Top | #656
    کاربر ممتاز

    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    تاریخ عضویت
    Sep 2011
    شماره عضویت
    1569
    نوشته ها
    160
    تشکر
    1,336
    تشکر شده 1,033 بار در 152 ارسال

    در این تست هوش، تصویر ۹ انسان مخفی شدن.
    با پیدا کردن ۶ تصویر در این تست هوش،میتونی از داشتن یه هوش معمولی خیالتون راحت بشه.
    اگه تصویر هفتمی رو پیدا کردی متوجه میشی هوشت از حد معمول بالاتره و اگه در این تست هوش تصویر هشتمی رو پیدا کردی خیالت از داشتن یه هوش تقریبا خوب تخت تخت بشه و اگه نهمی رو پیدا کردی باید بهت تبریک بگیم چون تو از دسته افراد خیلی باهوش به حساب میایی.



    امضای ایشان
    زیباترین قول تو این است که هرگز باز نخواهی آمد ...

    احمدرضا احمدی

  13. 12 کاربر مقابل از *artemis عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  14. Top | #657
    کاربر ممتاز

    عنوان کاربر
    كاربر ممتاز آوااستار
    برنده مسابقه مقاله ‌نويسی ماه
    تاریخ عضویت
    Feb 2012
    شماره عضویت
    2997
    نوشته ها
    355
    تشکر
    2,029
    تشکر شده 2,366 بار در 361 ارسال

    Lightbulb عبور از پسورد Windows 7 در ۹ ثانیه

    شرکت مایکروسافت که با ارایه دو محصول جدید Windows 7 و Windows Server 2008 تلاش فراوانی داشت تا سرانجام به همه شایعاتی که در خصوص امنیت ویندوزهایش مطرح می شود، پایان دهد، هیچگاه تصور نمی کرد که تنها با گذشت چند ماه از ارایه آخرین دستاوردهایش، مثل همیشه با مشکلات امنیتی متعددی دست به گریبان باشد.
    رخنه ها و مسایل امنیتی، انگار بخشی جدایی ناپذیر از محصولات این شرکت شده اند و همچون غولی شکست ناپذیر، در برابر عظمت آن قد برافراشته اند. برای اثبات این ادعا، کافی است که مراحل زیر را اجرا کرده و فقط در چند مرحله، با گذشتن از کلمه عبور ویندوز، حتی به بازیابی دوباره آن اقدام نمایید:

    ابتدا DVD ویندوز ۷ را در داخل درایو کامپیوتر قرار داده و با restart نمودن سیستم، آن را از روی DVD راه اندازی کنید. پس از بالا آمدن صفحه نصب ویندوز، دکمه Next را زده و در پنجره بعدی، گزینه Repair your computer را انتخاب نمایید.
    سپس در پنجره باز شده، پس از انتخاب سیستم عامل، دکمه Next را زده و در صفحه بعدی، بر روی گزینه Command Prompt کلیک کنید.
    پس از اجرا شدن برنامه cmd، باید از فایلی که قرار است برای ورود به ویندوز دستکاری شود، در محل دیگری نسخه پشتیبان بگیرید. برای انجام این کار، دستور زیر را تایپ کنید:

    copy c:\windows\system32\sethc.exe c
    حالا فقط کافی است که فایل اجرایی cmd را کپی کنید. برای این کار، از دستور زیر استفاده نمایید:

    copy c:\windows\system32\cmd.exe c:\windows\system32\sethc.exe
    آنگاه، برنامه cmd را بسته، دکمه Restart را از پنجره جاری، انتخاب نموده و اجازه دهید تا به صورت عادی، ویندوز بارگذاری شود. هنگامی که صفحه خوش آمد گویی و در خواست کلمه عبور را مشاهده کردید، دکمه Shift صفحه کلید را ۵ مرتبه بفشارید تا پنجره command prompt در حالت مدیر سیستم، نمایش داده شود.
    هم اکنون، زمان تغییر کلمه عبور ویندوز است. بنابراین، دستور زیر را تایپ کنید:

    net user administrator NewPassword
    توجه داشته باشید که به جای کلمه administrator، باید نام کاربری ویندوز و به جای NewPassword، رمز عبور جدیدی که می خواهید جایگزین پسورد فعلی شود را تایپ نمایید.
    سپس برنامه cmd را بسته و با کلمه عبور جدیدی که داده اید، وارد ویندوز شوید. به همین راحتی!
    در آخر هم باید فایل اصلی sethc.exe را که از آن نسخه پشتیبان گرفته اید، جایگزین فایل فعلی نمایید. برای انجام این کار، دوباره سیستم را از روی DVD ویندوز راه اندازی کرده و زمانی که بعد از قسمت Repair your computer پنجره cmd نمایش داده شد، دستور زیر را برای جایگزینی آن تایپ کنید:

    copy c:\sethc.exe c:\windows\system32\sethc.exe

    در نهایت، برای اعمال تغییرات، لازم است که سیستم دوباره راه اندازی شود.
    نویسنده: محمد مهدی واعظی نژاد
    امضای ایشان
    یه عابر تو خیابونای سرگردون....

  15. 9 کاربر مقابل از امیر عباس عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  16. Top | #658
    کاربر ممتاز

    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    تاریخ عضویت
    Sep 2010
    شماره عضویت
    104
    نوشته ها
    1,626
    تشکر
    25,887
    تشکر شده 13,425 بار در 1,655 ارسال

    داستانش کمی طولانیه و شاید با مضمونی تکراری ولی به دلم نشست گفتم با دوستان به اشتراک بذارم:

    نزاع مورچه با خدا

    در میان دشت سر سبز و بزرگ
    زندگی می کرد یک مور ضعیف
    نا توان و کوچک و دل خسته بود
    دست و پای کوچکش ریزو نهیف
    روزگاری رفت دنبال غذا دانه ای زیر درخت افتاده بود
    شادو خندان گشت ان مور سیاه
    چون خدا بر او غذایی داده بود
    با هزاران رنج و بدبختی گرفت
    با دو چنگش گوشه ان دانه را
    رهسپار خانه شد در ان زمان
    تا که ارد روزی کاشانه را
    شادو خندان گفت او در بین راه
    عاشقم من در دلم عشق خداست
    خاک پاکش سرمه بر چشم من است
    هر دقیقه سجده ی شکرش بجاست
    قلب من با عشق ایزد میزند
    کاش میشد در ره او جان دهم
    ذات ایزد پاک و از زشتی جداست
    کاش جانم در ره ایمان دهم
    لحظه ای از سجده و شکرش گذشت
    تا که بادی در دل صحرا وزید
    دانه ان مور کوچک را گرفت
    شد خدای مهربان شمر و یزید
    ماجرا ها گفت از ظلم خدا
    ابن ملجم هم چنین ظالم نبود
    مهربان تر بود چنگیز مغول
    اشک چشمم گشته همچون نهر خون
    چون گرفتی ان غذا و دانه را
    از من بی کس چرا کردی دریغ
    دانه ای گندم قوت لانه را
    پس نمی خواهم خدایی کینه توز
    از هم اکنون من به دینت کافرم
    پس بدان بی دین و بی پیغمبرم
    از میان اسمان امد طنین
    صوت زیب و کلام دلنشین
    امد از بالا رسیدش بر زمین
    مور من بس کن دگر غمگین مباش
    بر خدایت گفته ای صد ناسزا
    رحمت شایان به جانت کرده ام
    این نباشد لطف ایزد را سزا
    بلبلی زیبا میان اسمان
    دانه ای را دید میغلتد به راه
    آمد از بالا بسمت دانه ات
    در پی اش مور نگون بخت سیاه
    آن زمان طوفان و باد امد پدید
    تا که گرد دانه از چنگت جدا
    چون رها گشتی کنون از چنگ مرگ
    ناسزا گویی بر این لطف خدا
    گفت بلبل ان زمان در فکر خویش
    دانه خوردن بهتر از مور ریز
    می روم من دانه را ارم بچنگ
    تا غذایی در پی جنگ و گریز
    رفت بلبل دانه را دنبال کرد
    اینچنین شد ماجرا در انتها
    لطف ایزد شامل حال تو شد
    گشته ای از چنگ ان بلبل رها
    حکمتی باشد به هر رنج بلا
    گر شنیدی این پیام و این صدا
    ترک ایمان بعد هر رنجی نکن
    یا نشو قاضی به اعمال خدا
    هر زمان اید بلا با خود بگو
    این بلای سخت قطعا حکمت است
    قدرت ایمان میان هر بلا
    چون کلید گنج لطف و رحمت است…………
    امضای ایشان
    کمی ستاره روی صورتم بپاش
    سعی میکنم شبیه کهکشان شوم


  17. 16 کاربر مقابل از آسمون عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  18. Top | #659
    کاربر ممتاز

    عنوان کاربر
    كاربر ممتاز آوااستار
    برنده مسابقه مقاله ‌نويسی ماه
    تاریخ عضویت
    Feb 2012
    شماره عضویت
    2997
    نوشته ها
    355
    تشکر
    2,029
    تشکر شده 2,366 بار در 361 ارسال

    Arrow با نگرشی عمیق بخوانید

    هرچند یکبار،ایمیل هایی درباره ایران میگیریم که عکسهای خنده دار را نشان میدهد
    و موضوع آن " فقط در ایران " یا "only in Iran" است.

    این ایمیل ها اگرچه خنده به لب مینشاند و بعدی از ابعاد جامعه ایران را نشان میدهد،
    اما در ایران چیزهایی هم هست که ساده از کنارشان میگذریم.
    اگر مدتی از ایران دور باشید،این نکات زیبا بیشتر خود را نشان میدهند.

    امروز با همسرم به کوهپیمایی در دارآباد رفتیم.
    نیمه های راه گروهی زن و مرد با سن های کم و زیاد نشسته بودند.
    مردی با موهای سپید و صدایی بسیار زیبا،داشت ترانه میخواند و بقیه هم با او دم گرفته بودند.
    آنقدر جو گیرنده ای بود که ماهم نشستیم و با خواننده دم گرفتیم.
    در اینحال فکر میکردم کجای دنیا چنین حالت و جوی را میشود دید؟



    برگشتیم در قهوه خانه ساده بالای کوه،سفارش املت دادیم.
    کنار دست فروشنده نوشته بود: ما را در Facebook ملاقات کنید.
    بازفکر کردم در کجای دنیا میشود اینچنین املت خوشمزه و نان لواشی پیدا کرد که فروشنده اش هم تا این حد به روز باشد؟
    چون من تا حدی دنیا دیده هستم،به تجربه میگویم: هیچ کجا..

    هنگام برگشتن خانمی با مانتو و روسری و ظاهری مرتب در حال فروختن گل بود.
    آنقدر ظاهر با کلاسی داشت که برای خرید گل پنجره را باز کردیم.
    شخصیت با وقاری داشت.
    وقتی گفتیم به شما نمی آید گل بفروشید،با کلامی تکان دهنده گفت:
    بی کس هستم،اما ناکس نیستم.. زندگی را باید با شرافت گذروند.
    کجای دنیا میتوان این سطح از فلسفه و حکمت را،در کلام یک گلفروش یافت؟

    به خانه که رسیدیم همسرم یادش افتاد چیزهایی را نخریده است.
    به سوپری نزدیک خانه رفتم و خرید کردم. دست کردم دیدم کیفم همراهم نیست.
    گفتم ببخشید پول نیاوردم،میروم بیاورم و در حالیکه مبلغ کالایی که خریده بودم کم نبود،
    مغازه دار با اصرار گفت نه آقا قابل شما رو نداره ببرید و با کلامی جدی و قاطع کالا را به من داد.
    تشکر کردم و در راه خانه فکر کردم کجای دنیا چنین اعتمادی به یک غریبه وجود دارد؟
    تازه پول را هم که آوردم فروشنده با تعجب گفت: آخه چه عجله ای بود؟

    شب در حالیکه پشت لپ تاپم داشتم کار میکردم،یکباره صدای آکاردئون یکی از ترانه های خاطره انگیز را سر داد.
    در کوچه نوازنده ای با زیباترین حالت و مهارتی خاص مینواخت.
    به دنبال صدا رفتم و پنجره را باز کردم.
    یکی آمد و به او نزدیک شد و گفت از طبقه هشتم آمدم پایین فقط بخاطر این ملودی قشنگی که میزنی.
    با رضایت پولی به زو داد و رفت...
    حساب کردم دیدم پولی که در این کوچه گرفت را اگر در ده کوچه گرفته باشد،درآمد ماهانه خوبی دارد.
    در کجای دنیا کسی میتواند در کوچه ای سرودی را سر دهد؟ من جایی ندیده ام.

    میتوان همه رخدادهای بالا را منفی دید.
    چرا باید خانمی با وقار گل بفروشد..؟
    چرا فردی که به کامپیوتر وارد است باید بالای کوه املت درست کند..؟
    چرا باید نوازنده ای ماهر در کوچه بنوازد...؟؟و از این دست نگاههای منفی که خیلی ها دارند..
    اما هیچ راه حلی هم ندارند که مثلا این مرد اگر در کوچه ننوازد، چه مشکلی حل خواهد شد؟
    و آیا نگاههای منفی ما کمکی به حل مشکلات دنیا میکند؟
    من هر چه را دیدم مثبت میدیدم.


    بعضی از ما چیزهایی را برای خودمان ذهنی کرده ایم در حالیکه در عمل وجود ندارند..
    و آنچه را نیز که وجود دارد،چشم ما نمی بیند و ذهن ما درک نمیکند.
    مثلاآدمها را به دو گروه "باکلاس" و" بی کلاس" تقسیم کرده ایم..!
    ماکسیما،پرادو و بنز با کلاس،و پیکان و پراید بی کلاسند.

    حالا در جاده گیر کنید،به هردلیل...،چه تمام شدن بنزین،چه خرابی ماشین...
    امتحان کنید, حتی یک ماکسیما و پرادو و بنز بخاطر کمک به شما توقف نمیکنند
    و اگر کسی به کمکتان بیاید یا پیکان دارد یا پراید و یا وانت...کدام با کلاس ترند؟


    میتوانید به رخدادهای یکروز عادی از زندگی فکر کنید،در آن تلخ و شیرین بسیار وجود دارد.

    منبع :
    http://negahesabz.persianblog.ir/
    امضای ایشان
    یه عابر تو خیابونای سرگردون....

  19. 11 کاربر مقابل از امیر عباس عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  20. Top | #660
    کاربر فعال

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Jan 2012
    شماره عضویت
    2783
    نوشته ها
    54
    تشکر
    147
    تشکر شده 479 بار در 50 ارسال

    آف تاپیک         
    وقتی بابای دو دختر عکاس باشه ....



    امضای ایشان
    شیرین بهانه بود…!
    فرهاد تیشه میزد تا باور نکند صداى مردمانى را
    که میگفتند :او دوستت ندارد…!


صفحه 66 از 144 نخستنخست ... 165662636465666768697076116 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 2 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 2 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای آوا استار محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد