انجمن نجوم آوااستار - صفحه اصلی

  
چیزهای یک منجم              چیزهای یک منجم
صفحه 30 از 30 نخستنخست ... 202627282930
نمایش نتایج: از شماره 291 تا 299 , از مجموع 299

موضوع: چیزهای یک منجم

  1. #1
    کاربر ممتاز آوا استار م.ح.اربابی فر آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Aug 2010
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    564
    تشکر
    2,266
    تشکر شده 5,751 بار در 526 ارسال

    Wink چیزهای یک منجم

    چیزهای زیادی هستند که نباید باشند.
    چیزهای زیادی هم هستند که باید باشند.
    چیزهای زیادی نیز هستند که چه باشند و چه نباشند فرقی ندارند.
    در اینجا می خواهم به بعضی از این چیزها که خیلی جالب هستند و برای خودم سوال هستند بپردازم.

    پیش از نوشتن مطلب در این تاپیک، لطفا به لینک زیر مراجعه کرده و آن را مطالعه کنید:



  2. #291
    کاربر ممتاز آوا استار علیرضا محمدی آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jun 2012
    محل سکونت
    دودج ولی فعلا تهران
    نوشته ها
    206
    تشکر
    1,036
    تشکر شده 1,158 بار در 208 ارسال

    ساختمان سازی دقیقا چسبیده به رصد خونه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    حالا کی جوابگو هست
    افق جنوب و شرق رو که نابود شده بود نابود تر کردند
    واقعا جای تاسف داره
    من برگشتم

  3. 12 کاربر مقابل از علیرضا محمدی عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  4. #292
    کاربر فعال آوا استار fampersi آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Feb 2011
    محل سکونت
    همدان
    نوشته ها
    123
    تشکر
    1,850
    تشکر شده 1,037 بار در 121 ارسال

    دو سه روزی بعد رویت هلال ماه مبارک رمضان بود که عکس هایی را در زمان ابری شدن هوا برای خنده و تفریح گرفتیم که به مذاق آقایان خوش نیامد و حرف هایی که در حال خفه کردنم بود:
    ناگفته هایی که خفه ام میکرد:
    در این جهان به جز ما کسانی هستند که حس آنها و بنابراین اندیشه های آنان با ما یکی نیست. در یکی از نمایش نامه های پیراندلو خانم سینی میگوید: تنها چیزی که باور دارد آنی است که دیدگانش می بیند و انگشتانش حس میکند. لودیسی در پاسخ می گوید شما باید به کسان دیگری که با دیدگان خود می بینند و با انگشتان خود لمس میکنند احترام بگذارید حتی اگر درست مخالف آنچه شما حس میکنید ببینند و حس کنند، پس تا اینجای کار آنچه از عقل برمی آید این است که باید به عقاید، افکار و رفتار یکدیگر احترام بگذاریم.
    خب طبیعی است که در بین افراد یک جامعه فرد یا افرادی هم باشند که عقاید و رفتارها و مرزبندی هایی که از منافعشان حفاظت میکند، گاها برای یادآوری اینکه ما هستیم هم بکار میرود را قانون اساسی کرده اند، و اگر خدایی ناکرده فردی پا در حیطه ی تخصص آنان بگذارد شمشیر خود از جنس قوانین اساسی بس بی اساس خود را بیرون میکشند و طرف را خونین و مالین می نمایند.
    با خودم که خلوت میکنم میبینم اندکی تفکر و تامل به پای این قانون اساسی رقت بارشان خرج نشده است، چرا که از خود نپرسیده اند: ایا کسی را با این قوانین آزار داده ام، آزار می دهم یا آزار خواهم داد؟
    فردی را وارد حاشیه بیهوده ووقت گیر میکنم یا خیر؟
    فردی را از آرامش زندگی اش دور میکنم یا خیر؟
    آبرو و اعتبار فردی را در جامعه ای خدشه دار میکنم یا خیر؟
    اصل قضیه آن است که بدون توجه به همه ی این سوال ها ، راستی ها و ناراستی ها انگشت اتهامات را به سمت فرد و افراد نشانه میروند وانجاست که آنتن مخابراتی چاپلوسان و تملق گویان بیشتر از پیش فعال میشود، سال به سال فیس بوکشان را چک نمیکردند اما به یکباره اکتیویتی فیس بوکشان فوران میکند، همه فیلسوف و منجم وکار بلد میشوند، همه آزار دیده از شرایط اسف بار وجود عده ای، بی علم و دانش در جامعه سالم نجومی میشوند، گاها پیدا میشوند افرادی که با هدف چاپلوسی هم جلو نمیروند، این عده آنهایی هستند که مکان برای دیده شدن ندارند، راحتتر بگویم نوعی عقده ی اجتماعی در حال خفه کردنشان است و با به دست آوردن فرصت به هر نحوی به گشایش عقده های شخصی میپردازند که به این دسته افراد اصولا کمتر خرده می گیرم چون به این مهم معتقدم که نمی تواند دست خودشان باشد و شاید سلامت عقلی شان در خطر باشد، پسند شدن نظر این افراد و یا منشن شدنشان توسط بت سازنده ی حواشی برایشان تا هفته ها و شاید ماه ها کافیست که فلانی گقته ی مرا تصدیق کرد... دیدی فلانی منو شناخت هاااا، دیدی فلانی با نظرم موافق بود تازه ابراز همدردی هم کرد، دیدی فلانی گفت تو حیف بودی که رفتی و حالا تو نبود تو 4تا نخاله جاتو گرفتن...
    تو حیف بودی مغز متفکررررررررررررررر!!!
    در این میان چیزی به اسم " تظاهر" به شدت روان و اعصابم را می آزارد، انقدر که ساعت ها و ساعت ها از کار روزانه ام غافل میشوم و تنها به ریشه ی این کار می اندیشم، از تظاهر است که لبریز میشم از حس تنفر و خشم.
    راجع تظاهر در ادامه باز هم صحبت خواهم کرد، بیاییم سراغ این موضوع که اگر کسی وسیله ای را ندارد یکی از هزاران دلیل نداشتنش می تواند مالی باشد بنابراین به هیچ وجه قصد توهین و تخریب کسی را نداشته و ندارم، اما آن فردی که به دلیل یکی از همان هزارتا اپتیکی ندارد، حق خرده گرفتن به فردی دیگر را ندارد که آن وسیله را دارد و بگوید: عمووووووووووووووووووووو، اونی که ما آرزوشو داشتیم حالا تو مال بیت المال رسیده دستت داری ازش مثل یه ابله استفاده میکنی، و به دنبال آن ادعاهایی عجیب که اگر من ان اپتیک را داشتم چنین میکردم و چنان... غافل از اینکه آنها اپتیک هایی است شخصی!
    ولشان کنی در کامنت های بعدی ادعای دانشمندی هم میکنند با هندوانه زیر بغل قرار دادن بعضی ها...
    تظاهر را بس کنید، در خلوت از من و امثال من خجالت نکشید، از خودتان و این همه تظاهر که روز به روز رقت انگیزترتان میکند خجالت بکشید، حتی اگر از فرهنگ بهره ای نبرده اید، به درستی از سوی بزرگ تر هایتان تربیت نشده اید، از اصالت بویی نبرده اید، حتی اگر هم نمی توانید که جنتلمن یا یک خانم متشخص باشید تلاشتان را برای خوب بودن انجام بدهید.
    برگردم به تظاهر ها، ببنید هزاران نفر خاویار را دوست دارند امامیلیون ها نفر فقط به دوست داشتن آن تظاهر میکنند،
    تظاهر...
    تظاهر...
    تظاهر...
    تظاهر میکنند که در علم نجوم برای خود کسی بوده اند و هستند اما به دلایل کثیفی جمع ها، نداشتن ابزار، گروه ها را رها کرده اند...
    آه که با دیدن این نظرات صادقانه اشک در چشم هایم جمع شد که چه ادم های بدی می توانیم باشیم من و امثال من که جمع ها را برای این افراد خالص آلوده کرده ایم، به فکر استغفار برای جلوگیری از رشد همچین نوابغی عزم سفر باید کنم به غاری دور و مدت ها بیتوته در آن برای رهایی از این عذاب، خداوندا مارا ببخش...
    برگردیم به صحبت این موجودات عجیب که ادعاهای بالا را کرده بودند، هر فردی از خارج که این صحبت ها را می بیند و میشنود با خود میگوید اف بر افرادی که استعداد این جوانان را نشانخته اند، برایشان شرایط فراهم نکرده اند، حیف که چنین فرد توانمندی نیست که دیگر به گروه های نجومی کمک برساند اما اصلا آنها لیاقتشان همین است، اما پشت پرده خبرهایی دیگر است:
    زمانی که با همان افراد صحبت شد، رزومه اش را خواستم، جواب داد: من نجوم را برای دل خود کار میکنم...
    قبول میکنم و با خود میگویم: فاکتور از عده ای قلیل، اکثریت جامعه ی نجومی ایران را افرادی تشکیل میدهد که برای دل خود کار میکنند؛ اگر غیر از این بود مگر طرف دور از جان همگی بیمار روانی است که در طی سال این همه خرج ابزار، گشت رصدی، مجله و کتاب و هرچیز دیگری کند؟؟؟، سلامت خود را در سرما و گرما نادیده بگیرد تا به مقصدی برای یک شب رصدی برسد؟؟؟
    وقت خود را که می تواند سر کار باشد، یا به کارهای دانشگاه یا روزمره اش برسد به هیچ چشم داشتی صرف نجوم میکند پس فقط علاقه است که او را به این وادی میکشاند، خب همه ی افراد علاقه مند یعنی رزومه ندارند؟؟؟؟
    کار کردن در هر زمینه ای با هر قصد و نیتی، مسلما نتیجه ای خواهد داشت، حال اگر آن قصد و نیت علاقه ی افراد باشد هم از این قاعده مستثنی نخواهد بود.
    که اگر این فعالیت ها نتیجه ای نداشته باشد؛ تهمتی که به ما زده اند با نهایت تاسف درمورد خودشان صدق خواهد کرد، و آخر آخرش این میشود که میگوید: عکس پایانی فلان فعالیت را در فلان جا از اعضا من گرفته ام، که کاش حداقل یک مکان به قول معروف خفنی بود که میگفتیم آن پدیده را در آن جای معروف بوده و...
    و ایضا دل ما هم شاد میشد که یک نفر که سرش به تنش می ارزد انتقادم کرده است...
    داخل حرفها بگویم که اطرافیان میدانند که هیچ وقت که از نقدی که در چارچوب باشد ناراحت نمیشوم، نقد در چارچوب هم این نیست که با نوازش نقدم کنند، نه!!! منظور این است که اصول نقد در آن رعایت شود، یک تذکر یا پنهانی گفتن آن از اصولی است که هر چقدر در آن دقت شود همان قدر توازن دارد به سطح شعور یک نقد کننده...
    قبلا هم گفته ام فردی شور ترویج و نقادی دارد و فردی دیگر شعور آن را و کسی که شور دارد نباید فکر کند که شعور آن را هم دارد،
    لحن سخنم گاها به گونه ایست که خودمم هم آن را دوست ندارم نه این که نپسندم اما لازم است لازم!
    این نکته را یادآور شوم من و امثال من کسانی هستیم که احترام به بزرگتر را خوب یادمان داده اند چه رسد به آنکه آن بزرگتر یا حتی کوچکتر حق استادی به گردنمان داشته باشد...
    مدت هاست که به دلایل این اتفاق فکر میکنم، بالاخره ریشه ی این مشکل و نمونه های مشکل خود را که کم نبوده است و در این مدت خیلی ها از موضوع ابراز تاسف کرده اند را یافتم...
    ریشه ی آن تعریف نشدن دوکلمه ی "فرهنگ" و "اصالت" است و عدم داشتن عقلی سلیم، بهره نبردن از محیطی سالم در عنفوان رشد اجتماعی آنان...
    کسی که فرهنگ حضور در یک جامعه را ندارد یا فردی که یاد نگرفته است با هم نوعش چگونه برخورد کند؛ عدم داشتن این دو حقیقت را متذکر میشود.
    بزرگ منشی و احترام متقابل را خود افراد هستند که برای خود فراهم می آورند...
    اگر کسی به من بگوید "هوی" صد قرن دیگر انتظار این را نداشته باشد که "شما" خطاب شود، شما خطاب نخواهد شد اما هوی هم نخواهد شنید، تقریبا فرق من در موضوعات اخیر همین بود که مقابله ی به مثل نکردم.
    این عدم رعایت اصول در گفتار باعث رنجش افراد میشود،
    رنجیدم...
    بسیار هم...
    تصمیم به رفع سوء تفاهمات و سوء برداشت ها کردم، بی ادب خطابم کرده اند، که حرمت ها را شکستی، به مقدسات توهین کردی!!!
    برایم واضح نیست که که آیا نباید درصدد پاسخ به سوء تفاهمات برآیم؟؟؟
    واقعا نباید؟؟؟
    از این متنفرم که ابتدای صحبت هایم از لفظ استاد بزرگوار استفاده نمودم، گفتم که متنم جوابیه نیست و تنها برای روشن شدن سوء تفاهمات است، خود را کوچک و شاگرد شمردم تا خدایی نکرده به بزرگتر خود درشتی نکرده باشم...
    اما افسوس که وسیله ای بودم برای....
    در پاسخم عکسم را در کامنت ها می بینم که گذاشته اند!!! آیا این است بزرگ منشی؟؟؟ آیا این است مسند استادی ؟؟؟ آیا این است تجارب فردی با تجربه و کسی که پا به سن گذاشته است!!!
    ابراز تاسف میکنم و میشنوم که از من بیشتر از این انتظار نمیرود؟؟؟ مگر شما مرا میشناسی که از من بیشتر از آین انتظار نمیرود؟؟؟
    اگر از روی 4 تا عکس آدم ها را قضاوت میکنید که دست مریزاد!!!
    تحملم تمام میشود، هضم آن همه توهین و اتهام برایم سخت و سخت تر میشود بلاکشان میکنم در نهایت وقاحت درکامنت ها میگویندکه بلاک کرده ام تا توهین کنم، معلوم نشود که در پیجم چه میکنم، اگر تلسکوپ کسی در رصدگاه ترکید یقه ی من را بگیرد...
    و بعد از چند روز متن اصلی پست و کامنت ها ادیت میشود به گونه ای که اسمی از ما برده نشده و ما خود داستان را شلوغ کردیم!
    واقعا که خجالت بکشید!!! نه از من، نه از دوستانم! نه از جامعه ای که در آن فعالیت میکنید! از سن خود خجالت بکشید!
    یادم نمیرود که سال اول دبیرستان بودم در یک کنفرانس که شعورمان زیر سوال رفت و با مفاهیم ابتدایی مثل مکث و مقارنه آشنایمان کردند( خرده ای بر آن کنفرانس نیست چون مخاطبان عموم مردم هم بودند)
    در تایم استراحت حضورشان رسیدم و خواستم که صحبتی معرفی کتابی یا هرچیز دیگری برای شروع مد نظرشان است بفرمایند که به این جمله که با چشم غیر مسلح رصد کنید ختم شد!!! این جواب کوتاه را هم به حساب خستگی میگذارم!
    بارها گفته ام که فیس بوک برایم یک مکان دوستانه است و همین گونه هم خواهد ماند...
    بیایید یاد یگیریم در زندگی افراد برای بزرگ کردن نام خود سرک نکشیم...
    بسیاری از حرف ها را تا مدت ها ناگفته خواهم گذاشت تا روز موعود...
    اگر زندگی پیروان اصالت اندیشه نیز مانند عقیده ی آقایان و خانم ها ی جریانات بود و خوشحالی و لذت بردن از ثانیه ها را پوچ می دانستند ما آنها را باید بسان افرادی که در کنج انزوا به زهد می گذرانند تقدیس میکردیم...
    هر فردی که مسبب مسائل بود و همه ی افرادی را که به ناحق لب به توهین و اقترا گشودند نخواهم بخشید...
    قضاوت متن آزاد است حتی اگر خلاف میلم باشد...
    شاگرد همیشگی همه ی استادهای عزیزم و دوست همه ی شما
    مهسا
    فانتزی این روزام شده اینکه استادمو ببینم بهم بگه استاتیک 20 شدی....
    اون امتحان سختو گرفتم که عمقی درسو فهمیده باشی...

    امتحانو بیخِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِیی ییییییییییییییییییییییییی یییییییییال

  5. 7 کاربر مقابل از fampersi عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  6. #293
    کاربر فعال آوا استار علی آئین جمشید آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jun 2014
    محل سکونت
    استان بوشهر-برازجان
    نوشته ها
    57
    تشکر
    96
    تشکر شده 218 بار در 53 ارسال

    نقل قول نوشته اصلی توسط علیرضا محمدی نمایش پست ها
    ساختمان سازی دقیقا چسبیده به رصد خونه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    حالا کی جوابگو هست
    افق جنوب و شرق رو که نابود شده بود نابود تر کردند
    واقعا جای تاسف داره
    سلام
    دقیقا داره همین اتفاق تو افق جنوب شرقی برای رصد خونه شهر ما هم میفته ! اما با فاصله بیشتر
    ما را در غم خود شریک بدانید!

  7. 4 کاربر مقابل از علی آئین جمشید عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  8. #294
    مدیر آوا استار Mostafa آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Aug 2010
    نوشته ها
    2,772
    تشکر
    17,043
    تشکر شده 43,876 بار در 2,966 ارسال

    نقل قول نوشته اصلی توسط fampersi نمایش پست ها
    دو سه روزی بعد رویت هلال ماه مبارک رمضان بود که عکس هایی را در زمان ابری شدن هوا برای خنده و تفریح گرفتیم که به مذاق آقایان خوش نیامد و حرف هایی که در حال خفه کردنم بود:
    ناگفته هایی که خفه ام میکرد:
    در این جهان به جز ما کسانی هستند که حس آنها و بنابراین اندیشه های آنان با ما یکی نیست. در یکی از نمایش نامه های پیراندلو خانم سینی میگوید: تنها چیزی که باور دارد آنی است که دیدگانش می بیند و انگشتانش حس میکند. لودیسی در پاسخ می گوید شما باید به کسان دیگری که با دیدگان خود می بینند و با انگشتان خود لمس میکنند احترام بگذارید حتی اگر درست مخالف آنچه شما حس میکنید ببینند و حس کنند، پس تا اینجای کار آنچه از عقل برمی آید این است که باید به عقاید، افکار و رفتار یکدیگر احترام بگذاریم.
    خب طبیعی است که در بین افراد یک جامعه فرد یا افرادی هم باشند که عقاید و رفتارها و مرزبندی هایی که از منافعشان حفاظت میکند، گاها برای یادآوری اینکه ما هستیم هم بکار میرود را قانون اساسی کرده اند، و اگر خدایی ناکرده فردی پا در حیطه ی تخصص آنان بگذارد شمشیر خود از جنس قوانین اساسی بس بی اساس خود را بیرون میکشند و طرف را خونین و مالین می نمایند.
    با خودم که خلوت میکنم میبینم اندکی تفکر و تامل به پای این قانون اساسی رقت بارشان خرج نشده است، چرا که از خود نپرسیده اند: ایا کسی را با این قوانین آزار داده ام، آزار می دهم یا آزار خواهم داد؟
    فردی را وارد حاشیه بیهوده ووقت گیر میکنم یا خیر؟
    فردی را از آرامش زندگی اش دور میکنم یا خیر؟
    آبرو و اعتبار فردی را در جامعه ای خدشه دار میکنم یا خیر؟
    اصل قضیه آن است که بدون توجه به همه ی این سوال ها ، راستی ها و ناراستی ها انگشت اتهامات را به سمت فرد و افراد نشانه میروند وانجاست که آنتن مخابراتی چاپلوسان و تملق گویان بیشتر از پیش فعال میشود، سال به سال فیس بوکشان را چک نمیکردند اما به یکباره اکتیویتی فیس بوکشان فوران میکند، همه فیلسوف و منجم وکار بلد میشوند، همه آزار دیده از شرایط اسف بار وجود عده ای، بی علم و دانش در جامعه سالم نجومی میشوند، گاها پیدا میشوند افرادی که با هدف چاپلوسی هم جلو نمیروند، این عده آنهایی هستند که مکان برای دیده شدن ندارند، راحتتر بگویم نوعی عقده ی اجتماعی در حال خفه کردنشان است و با به دست آوردن فرصت به هر نحوی به گشایش عقده های شخصی میپردازند که به این دسته افراد اصولا کمتر خرده می گیرم چون به این مهم معتقدم که نمی تواند دست خودشان باشد و شاید سلامت عقلی شان در خطر باشد، پسند شدن نظر این افراد و یا منشن شدنشان توسط بت سازنده ی حواشی برایشان تا هفته ها و شاید ماه ها کافیست که فلانی گقته ی مرا تصدیق کرد... دیدی فلانی منو شناخت هاااا، دیدی فلانی با نظرم موافق بود تازه ابراز همدردی هم کرد، دیدی فلانی گفت تو حیف بودی که رفتی و حالا تو نبود تو 4تا نخاله جاتو گرفتن...
    تو حیف بودی مغز متفکررررررررررررررر!!!
    در این میان چیزی به اسم " تظاهر" به شدت روان و اعصابم را می آزارد، انقدر که ساعت ها و ساعت ها از کار روزانه ام غافل میشوم و تنها به ریشه ی این کار می اندیشم، از تظاهر است که لبریز میشم از حس تنفر و خشم.
    راجع تظاهر در ادامه باز هم صحبت خواهم کرد، بیاییم سراغ این موضوع که اگر کسی وسیله ای را ندارد یکی از هزاران دلیل نداشتنش می تواند مالی باشد بنابراین به هیچ وجه قصد توهین و تخریب کسی را نداشته و ندارم، اما آن فردی که به دلیل یکی از همان هزارتا اپتیکی ندارد، حق خرده گرفتن به فردی دیگر را ندارد که آن وسیله را دارد و بگوید: عمووووووووووووووووووووو، اونی که ما آرزوشو داشتیم حالا تو مال بیت المال رسیده دستت داری ازش مثل یه ابله استفاده میکنی، و به دنبال آن ادعاهایی عجیب که اگر من ان اپتیک را داشتم چنین میکردم و چنان... غافل از اینکه آنها اپتیک هایی است شخصی!
    ولشان کنی در کامنت های بعدی ادعای دانشمندی هم میکنند با هندوانه زیر بغل قرار دادن بعضی ها...
    تظاهر را بس کنید، در خلوت از من و امثال من خجالت نکشید، از خودتان و این همه تظاهر که روز به روز رقت انگیزترتان میکند خجالت بکشید، حتی اگر از فرهنگ بهره ای نبرده اید، به درستی از سوی بزرگ تر هایتان تربیت نشده اید، از اصالت بویی نبرده اید، حتی اگر هم نمی توانید که جنتلمن یا یک خانم متشخص باشید تلاشتان را برای خوب بودن انجام بدهید.
    برگردم به تظاهر ها، ببنید هزاران نفر خاویار را دوست دارند امامیلیون ها نفر فقط به دوست داشتن آن تظاهر میکنند،
    تظاهر...
    تظاهر...
    تظاهر...
    تظاهر میکنند که در علم نجوم برای خود کسی بوده اند و هستند اما به دلایل کثیفی جمع ها، نداشتن ابزار، گروه ها را رها کرده اند...
    آه که با دیدن این نظرات صادقانه اشک در چشم هایم جمع شد که چه ادم های بدی می توانیم باشیم من و امثال من که جمع ها را برای این افراد خالص آلوده کرده ایم، به فکر استغفار برای جلوگیری از رشد همچین نوابغی عزم سفر باید کنم به غاری دور و مدت ها بیتوته در آن برای رهایی از این عذاب، خداوندا مارا ببخش...
    برگردیم به صحبت این موجودات عجیب که ادعاهای بالا را کرده بودند، هر فردی از خارج که این صحبت ها را می بیند و میشنود با خود میگوید اف بر افرادی که استعداد این جوانان را نشانخته اند، برایشان شرایط فراهم نکرده اند، حیف که چنین فرد توانمندی نیست که دیگر به گروه های نجومی کمک برساند اما اصلا آنها لیاقتشان همین است، اما پشت پرده خبرهایی دیگر است:
    زمانی که با همان افراد صحبت شد، رزومه اش را خواستم، جواب داد: من نجوم را برای دل خود کار میکنم...
    قبول میکنم و با خود میگویم: فاکتور از عده ای قلیل، اکثریت جامعه ی نجومی ایران را افرادی تشکیل میدهد که برای دل خود کار میکنند؛ اگر غیر از این بود مگر طرف دور از جان همگی بیمار روانی است که در طی سال این همه خرج ابزار، گشت رصدی، مجله و کتاب و هرچیز دیگری کند؟؟؟، سلامت خود را در سرما و گرما نادیده بگیرد تا به مقصدی برای یک شب رصدی برسد؟؟؟
    وقت خود را که می تواند سر کار باشد، یا به کارهای دانشگاه یا روزمره اش برسد به هیچ چشم داشتی صرف نجوم میکند پس فقط علاقه است که او را به این وادی میکشاند، خب همه ی افراد علاقه مند یعنی رزومه ندارند؟؟؟؟
    کار کردن در هر زمینه ای با هر قصد و نیتی، مسلما نتیجه ای خواهد داشت، حال اگر آن قصد و نیت علاقه ی افراد باشد هم از این قاعده مستثنی نخواهد بود.
    که اگر این فعالیت ها نتیجه ای نداشته باشد؛ تهمتی که به ما زده اند با نهایت تاسف درمورد خودشان صدق خواهد کرد، و آخر آخرش این میشود که میگوید: عکس پایانی فلان فعالیت را در فلان جا از اعضا من گرفته ام، که کاش حداقل یک مکان به قول معروف خفنی بود که میگفتیم آن پدیده را در آن جای معروف بوده و...
    و ایضا دل ما هم شاد میشد که یک نفر که سرش به تنش می ارزد انتقادم کرده است...
    داخل حرفها بگویم که اطرافیان میدانند که هیچ وقت که از نقدی که در چارچوب باشد ناراحت نمیشوم، نقد در چارچوب هم این نیست که با نوازش نقدم کنند، نه!!! منظور این است که اصول نقد در آن رعایت شود، یک تذکر یا پنهانی گفتن آن از اصولی است که هر چقدر در آن دقت شود همان قدر توازن دارد به سطح شعور یک نقد کننده...
    قبلا هم گفته ام فردی شور ترویج و نقادی دارد و فردی دیگر شعور آن را و کسی که شور دارد نباید فکر کند که شعور آن را هم دارد،
    لحن سخنم گاها به گونه ایست که خودمم هم آن را دوست ندارم نه این که نپسندم اما لازم است لازم!
    این نکته را یادآور شوم من و امثال من کسانی هستیم که احترام به بزرگتر را خوب یادمان داده اند چه رسد به آنکه آن بزرگتر یا حتی کوچکتر حق استادی به گردنمان داشته باشد...
    مدت هاست که به دلایل این اتفاق فکر میکنم، بالاخره ریشه ی این مشکل و نمونه های مشکل خود را که کم نبوده است و در این مدت خیلی ها از موضوع ابراز تاسف کرده اند را یافتم...
    ریشه ی آن تعریف نشدن دوکلمه ی "فرهنگ" و "اصالت" است و عدم داشتن عقلی سلیم، بهره نبردن از محیطی سالم در عنفوان رشد اجتماعی آنان...
    کسی که فرهنگ حضور در یک جامعه را ندارد یا فردی که یاد نگرفته است با هم نوعش چگونه برخورد کند؛ عدم داشتن این دو حقیقت را متذکر میشود.
    بزرگ منشی و احترام متقابل را خود افراد هستند که برای خود فراهم می آورند...
    اگر کسی به من بگوید "هوی" صد قرن دیگر انتظار این را نداشته باشد که "شما" خطاب شود، شما خطاب نخواهد شد اما هوی هم نخواهد شنید، تقریبا فرق من در موضوعات اخیر همین بود که مقابله ی به مثل نکردم.
    این عدم رعایت اصول در گفتار باعث رنجش افراد میشود،
    رنجیدم...
    بسیار هم...
    تصمیم به رفع سوء تفاهمات و سوء برداشت ها کردم، بی ادب خطابم کرده اند، که حرمت ها را شکستی، به مقدسات توهین کردی!!!
    برایم واضح نیست که که آیا نباید درصدد پاسخ به سوء تفاهمات برآیم؟؟؟
    واقعا نباید؟؟؟
    از این متنفرم که ابتدای صحبت هایم از لفظ استاد بزرگوار استفاده نمودم، گفتم که متنم جوابیه نیست و تنها برای روشن شدن سوء تفاهمات است، خود را کوچک و شاگرد شمردم تا خدایی نکرده به بزرگتر خود درشتی نکرده باشم...
    اما افسوس که وسیله ای بودم برای....
    در پاسخم عکسم را در کامنت ها می بینم که گذاشته اند!!! آیا این است بزرگ منشی؟؟؟ آیا این است مسند استادی ؟؟؟ آیا این است تجارب فردی با تجربه و کسی که پا به سن گذاشته است!!!
    ابراز تاسف میکنم و میشنوم که از من بیشتر از این انتظار نمیرود؟؟؟ مگر شما مرا میشناسی که از من بیشتر از آین انتظار نمیرود؟؟؟
    اگر از روی 4 تا عکس آدم ها را قضاوت میکنید که دست مریزاد!!!
    تحملم تمام میشود، هضم آن همه توهین و اتهام برایم سخت و سخت تر میشود بلاکشان میکنم در نهایت وقاحت درکامنت ها میگویندکه بلاک کرده ام تا توهین کنم، معلوم نشود که در پیجم چه میکنم، اگر تلسکوپ کسی در رصدگاه ترکید یقه ی من را بگیرد...
    و بعد از چند روز متن اصلی پست و کامنت ها ادیت میشود به گونه ای که اسمی از ما برده نشده و ما خود داستان را شلوغ کردیم!
    واقعا که خجالت بکشید!!! نه از من، نه از دوستانم! نه از جامعه ای که در آن فعالیت میکنید! از سن خود خجالت بکشید!
    یادم نمیرود که سال اول دبیرستان بودم در یک کنفرانس که شعورمان زیر سوال رفت و با مفاهیم ابتدایی مثل مکث و مقارنه آشنایمان کردند( خرده ای بر آن کنفرانس نیست چون مخاطبان عموم مردم هم بودند)
    در تایم استراحت حضورشان رسیدم و خواستم که صحبتی معرفی کتابی یا هرچیز دیگری برای شروع مد نظرشان است بفرمایند که به این جمله که با چشم غیر مسلح رصد کنید ختم شد!!! این جواب کوتاه را هم به حساب خستگی میگذارم!
    بارها گفته ام که فیس بوک برایم یک مکان دوستانه است و همین گونه هم خواهد ماند...
    بیایید یاد یگیریم در زندگی افراد برای بزرگ کردن نام خود سرک نکشیم...
    بسیاری از حرف ها را تا مدت ها ناگفته خواهم گذاشت تا روز موعود...
    اگر زندگی پیروان اصالت اندیشه نیز مانند عقیده ی آقایان و خانم ها ی جریانات بود و خوشحالی و لذت بردن از ثانیه ها را پوچ می دانستند ما آنها را باید بسان افرادی که در کنج انزوا به زهد می گذرانند تقدیس میکردیم...
    هر فردی که مسبب مسائل بود و همه ی افرادی را که به ناحق لب به توهین و اقترا گشودند نخواهم بخشید...
    قضاوت متن آزاد است حتی اگر خلاف میلم باشد...
    شاگرد همیشگی همه ی استادهای عزیزم و دوست همه ی شما
    مهسا
    سلام فمپرسي خانم ( راستي تو جام جهاني عجب گلي زدي ها ! )
    متن شما رو 2 بار خواندم ، يك چيز هايي دستگيرم شد و خيلي چيز ها هم نه !
    فقط يك چيز عرض مي كنم ، اون هم اينكه توي اين دنيا همه چيز عادي و طبيعي داره پيش ميره
    دنيا و آدم ها هم دارند كار خودشون رو مي كنند ؛ چه خوب ... چه بد
    تنها وظيفه ما هم اينه كه توي اين دنيا كار خودمون رو بكنيم
    كار ما هم اينه كه ضمن توجه به علايق ، پيشرفت و يادگيري خودمون ، جلوي شرايطي رو كه به ما آسيب مي زنن بگيريم يا آسيبشون رو به حد اقل برسونيم ... همين !
    موفق باشي
    باده خور غم مخور و پند مقلد منیوش
    اعتبار سخن عام چه خواهد بودن

  9. 8 کاربر مقابل از Mostafa عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  10. #295
    کاربر فعال آوا استار fampersi آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Feb 2011
    محل سکونت
    همدان
    نوشته ها
    123
    تشکر
    1,850
    تشکر شده 1,037 بار در 121 ارسال

    احسنت بر این حوصله اقای امام... همش هراسم این بود که به دلیل طولانی بود تا آخر مطلب خونده نشه... مرسی بابت توجهتون
    حدس میزدم که بی اطلاع باشید چون تو اون فضا خداروشکر حضور ندارید، اما خب ملی کردن این مسئله توسط آقایون به جناب میرسعید هم رسیده بود و دور از انتظار نبود که شما هم متوجه شده باشید...
    خوشحالم که دکتر نوروزی عزیز به فریاد دل آشوبمان رسید...
    ان شالله اگر عمری بود و فرصتی داشتید قضیه رو براتون میگم، میشد که مطالب رو اینجا بذارم تا قضاوت بشه اما هدف فروم چیزی دیگه است...
    والا راجع جام جهانیم من همه ی داشته هامو گذاشتم ولییییییییییی حیف حیف که نشد بریم فینال... قول میدم جبران کنم!!! یه قول فمپرسیانه:d
    4 سال دیگه یه تنه تیم رو قهرمان میکنم... :d
    فانتزی این روزام شده اینکه استادمو ببینم بهم بگه استاتیک 20 شدی....
    اون امتحان سختو گرفتم که عمقی درسو فهمیده باشی...

    امتحانو بیخِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِیی ییییییییییییییییییییییییی یییییییییال

  11. 4 کاربر مقابل از fampersi عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  12. #296
    مدیر ارشد yperseusy آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Aug 2010
    محل سکونت
    gonbad-e qabus
    نوشته ها
    1,405
    تشکر
    4,989
    تشکر شده 12,421 بار در 1,284 ارسال

    خانوم درویشی من قبلا هم در مورد این موضوع حرف زدم باهاتون اتفاقی که برای شما افتاد دقیقا اسمش رو میشه گذاشت دخالت در حریم خصوصی افراد!
    هرفردی مسئول افکار و رفتار های خودشه و هر جور دلش بخاد میتونه عکس بگیره با هر وسیله ای که دوست داره!
    یکی دوست داره درخت رو بغل کنه یکی دوست داره تلسکوپ رو روی دوشش بگذاره! فکر نمیکنم این عکس گرفتن مجال باز کنه برای نظر دهی دیگران!
    شما واقعا نجابت به خرج دادید که چیزی نگفتید.
    as days and nights,
    would pass me by
    i tell myself that i was waiting for a sign
    then she appeared,
    a love so fine,
    my valentine




  13. 5 کاربر مقابل از yperseusy عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  14. #297
    مدیر آوا استار Mostafa آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Aug 2010
    نوشته ها
    2,772
    تشکر
    17,043
    تشکر شده 43,876 بار در 2,966 ارسال

    خب ...
    بعد از خوندن مطالب خانم درويشي (fampersi ) و توضيحاتي كه خودشون به صورت خصوصي براي من گفتند و همچنين پي گيري از بعضي دوستان ، موضوع برام روشن شد
    ظاهرآ عده اي كه تنها افتخارشون نگاه كردن به ماه بوده ، توهم آدم علمي بودن پيدا كردند و به بچه هاي خوب و فعال همدان درباره علمي نبودن كارشون نكاتي گفته اند كه البته طبيعتآ نبايد نظرشون زياد هم مهم باشه
    ( به قول رئيس جمهور سابق ، اينجا مملكت آزادي است ، هر كسي حق داره آزادانه نظرش رو بگه !)

    اما جهت اطلاع دوستاني كه احيانآ مي دونند فضيه چيه ، نكاتي رو عرض مي كنم :

    اولا : خانم درويشي و دوستانشون به گواهي شركت كنندگان در ماراتن مسيه يكي از فعال ترين گروه ها بودند كه چه به لحاظ توانايي رصدي و چه اطلاعات تئوري ( كه خودم مسئول آزمونشون بودم ) يكي از بهترين گروه هاي كشور هستند

    ثانيآ : من واقعآ نمي دونم از كي شد كه بعضي ها رويت هلال رو به جاي كار علمي جا زدند !!!
    بعله ..... ، اون بخش از قضيه كه مربوط به محاسبات و دانايي روش هاي رصد و توانايي عملي رصدي باشه ، به هر حال بخشي از فعاليت هاي علمي هست .
    ولي اينكه بري پشت دوربين ، چند ثانيه صبر كني بعد بپري داد بزني بگي " ديدم .... ديدم .... به خدا ديدم " اينم شد كار علمي ؟؟؟
    همين چيز هاست كه باعث ميشه يك عده تيم درست كنند و هي به هم القاب استاد و رصد گر با تجربه و ... بدند و هي هم به عالم و آدم گير بدند كه آي ملت ، ما ها فقط صاحاب هلال هستيم ، هركي هم خواست هلال رو ديده باشه ، بايد از ما اجازه بگيره !
    اصلا شايد خيلي از دوستان ندونند كه در رويت هلال از علم رجال استفاده ميشه ! ( كاملا جدي ميگم )
    به اين معني كه اگر شما يك هلالي رو ببيني و بعد اعلام رويت كني ، ميان سابقه شما رو بررسي مي كنند كه ببينند شما چقدر آدم خوب و راستگو و منجم با حال و با تجربه و ... هستي و بعد حكم ميدن كه شما هلال رو ديدي يا نديدي !

    ( حالا اينكه هلال چه شكلي بود و چه ارتفاعي داشت و ... كه ديگه با بسياري نرم افزار ها از قبل مشخص است !)

    بعد جالب اينكه از وقتي بيشتر افراد متوجه شدند كه قضيه چيه و چقدر همه چيز روي هواست ! جديدآ از روش ارعاب و تهديد و تكفير استفاده مي كنند كه آي فقط ما بلديم ماه ببينيم و هر كي غير از ما از اين حرفها بزنه ، غير علمي است و فلان است و بهمان !
    حالا ما كاري نداريم ، ولي خداييش كجاي اين كار ها علمي است ؟!
    حالا ما كه يه عمري هيچي نگفتيم ولي اينكه آدم ببينه به بچه هاي به اين خوبي به خاطر كاري كه دلشون خواسته بكنند و به كسي هم ربطي نداره ، انگ غير علمي بودن بزنند ، ديگه قابل تحمل نيست .
    ---
    پ ن :
    خيلي دوست دارم به زودي در ايران هم مبناي آغاز ماه هاي قمري مثل بيشتر كشور هاي اسلامي محاسبه زمان مقارنه بشه تا بساط اين داستان ها و دعوا ها براي هميشه تموم بشه
    اون وقت هركي خيلي از هلال خوشش مياد ، ماهي 2 بار بره استهلال ! ( البته بدون حق مآموريت )
    والااااا
    باده خور غم مخور و پند مقلد منیوش
    اعتبار سخن عام چه خواهد بودن

  15. 8 کاربر مقابل از Mostafa عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  16. #298
    کاربر ممتاز آوا استار BehzadQ آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2011
    محل سکونت
    Hamedan
    نوشته ها
    60
    تشکر
    499
    تشکر شده 507 بار در 64 ارسال

    یعنی اگر مبنای اعلام ماه، محاسبات بشه، واقعاً تکلیف خیلی چیزا روشن میشه.
    نصف بحث میره روی هوا...
    شراب تلخ می خواهم که مرد افکن بود زورش/////مگر یک دم بــرآسـایـم ز دنیا و شر شـورش
    بیاور مـی که نتوان شـد ز مـکـر آسـمـان ایمن/////بـه لعب زهره‏ ی چنگی و مریخ سلحشورش

  17. 7 کاربر مقابل از BehzadQ عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  18. #299
    کاربر فعال آوا استار fampersi آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Feb 2011
    محل سکونت
    همدان
    نوشته ها
    123
    تشکر
    1,850
    تشکر شده 1,037 بار در 121 ارسال

    چیزهای یک منجم         
    نقل قول نوشته اصلی توسط Mostafa نمایش پست ها
    خب ...
    بعد از خوندن مطالب خانم درويشي (fampersi ) و توضيحاتي كه خودشون به صورت خصوصي براي من گفتند و همچنين پي گيري از بعضي دوستان ، موضوع برام روشن شد
    ظاهرآ عده اي كه تنها افتخارشون نگاه كردن به ماه بوده ، توهم آدم علمي بودن پيدا كردند و به بچه هاي خوب و فعال همدان درباره علمي نبودن كارشون نكاتي گفته اند كه البته طبيعتآ نبايد نظرشون زياد هم مهم باشه
    ( به قول رئيس جمهور سابق ، اينجا مملكت آزادي است ، هر كسي حق داره آزادانه نظرش رو بگه !)

    اما جهت اطلاع دوستاني كه احيانآ مي دونند فضيه چيه ، نكاتي رو عرض مي كنم :

    اولا : خانم درويشي و دوستانشون به گواهي شركت كنندگان در ماراتن مسيه يكي از فعال ترين گروه ها بودند كه چه به لحاظ توانايي رصدي و چه اطلاعات تئوري ( كه خودم مسئول آزمونشون بودم ) يكي از بهترين گروه هاي كشور هستند

    ثانيآ : من واقعآ نمي دونم از كي شد كه بعضي ها رويت هلال رو به جاي كار علمي جا زدند !!!
    بعله ..... ، اون بخش از قضيه كه مربوط به محاسبات و دانايي روش هاي رصد و توانايي عملي رصدي باشه ، به هر حال بخشي از فعاليت هاي علمي هست .
    ولي اينكه بري پشت دوربين ، چند ثانيه صبر كني بعد بپري داد بزني بگي " ديدم .... ديدم .... به خدا ديدم " اينم شد كار علمي ؟؟؟
    همين چيز هاست كه باعث ميشه يك عده تيم درست كنند و هي به هم القاب استاد و رصد گر با تجربه و ... بدند و هي هم به عالم و آدم گير بدند كه آي ملت ، ما ها فقط صاحاب هلال هستيم ، هركي هم خواست هلال رو ديده باشه ، بايد از ما اجازه بگيره !
    اصلا شايد خيلي از دوستان ندونند كه در رويت هلال از علم رجال استفاده ميشه ! ( كاملا جدي ميگم )
    به اين معني كه اگر شما يك هلالي رو ببيني و بعد اعلام رويت كني ، ميان سابقه شما رو بررسي مي كنند كه ببينند شما چقدر آدم خوب و راستگو و منجم با حال و با تجربه و ... هستي و بعد حكم ميدن كه شما هلال رو ديدي يا نديدي !

    ( حالا اينكه هلال چه شكلي بود و چه ارتفاعي داشت و ... كه ديگه با بسياري نرم افزار ها از قبل مشخص است !)

    بعد جالب اينكه از وقتي بيشتر افراد متوجه شدند كه قضيه چيه و چقدر همه چيز روي هواست ! جديدآ از روش ارعاب و تهديد و تكفير استفاده مي كنند كه آي فقط ما بلديم ماه ببينيم و هر كي غير از ما از اين حرفها بزنه ، غير علمي است و فلان است و بهمان !
    حالا ما كاري نداريم ، ولي خداييش كجاي اين كار ها علمي است ؟!
    حالا ما كه يه عمري هيچي نگفتيم ولي اينكه آدم ببينه به بچه هاي به اين خوبي به خاطر كاري كه دلشون خواسته بكنند و به كسي هم ربطي نداره ، انگ غير علمي بودن بزنند ، ديگه قابل تحمل نيست .
    ---
    پ ن :
    خيلي دوست دارم به زودي در ايران هم مبناي آغاز ماه هاي قمري مثل بيشتر كشور هاي اسلامي محاسبه زمان مقارنه بشه تا بساط اين داستان ها و دعوا ها براي هميشه تموم بشه
    اون وقت هركي خيلي از هلال خوشش مياد ، ماهي 2 بار بره استهلال ! ( البته بدون حق مآموريت )
    والااااا
    آقای امام عزیز شما نسبت به من وگروه بسیار بسیار لطف دارید. خوندن نظرتون راجع من و دوستان بسیار برایم قابل افتخار هست و بنده و دوستانم خوشحالیم که افتخار آشنایی و شاگردی شما رو داشتیم و داریم...
    و در مجال پیش امده؛ از همه ی لطفهای شما به من که از سال های پیش از مشورت هایتان بهره های بسیاری برده ام و همه ی مسائل دیگر مثل سفر خاطره انگیز کرمان که یکی از آنهاست بسیار ممنون و سپاسگذارم...
    خواندن نظرهایتان کمترین نتیجه ای که خواهد داشت این است که بی توجه به حرف ها راهمان را با متانت و آرامش ادامه بدهیم و مواظب به وجود نیامدن حواشی از طرف آقایان و خانم ها باشیم... و صحبت راجع تاثیرات صحبت هایتان در این مجال زیاده گویی میشود...
    باز هم سپاس
    شاگرد کوچک شما فم پرسی (مهسا)
    فانتزی این روزام شده اینکه استادمو ببینم بهم بگه استاتیک 20 شدی....
    اون امتحان سختو گرفتم که عمقی درسو فهمیده باشی...

    امتحانو بیخِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِیی ییییییییییییییییییییییییی یییییییییال

  19. 6 کاربر مقابل از fampersi عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


صفحه 30 از 30 نخستنخست ... 202627282930

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. چی شد به نجوم علاقمند شدی ؟
    توسط محمدرضا صادقیان در انجمن گفتگوهای نجومی
    پاسخ ها: 271
    آخرين نوشته: 02-24-2019, 12:51 PM
  2. قطعات یک تلسکوپ دست ساز
    توسط مهدی نوابی در انجمن معرفی و ساخت ابزار های نجومی
    پاسخ ها: 53
    آخرين نوشته: 11-28-2015, 06:56 PM
  3. آرزوهای یک منجم آماتور
    توسط rezash در انجمن گفتگوهای نجومی
    پاسخ ها: 135
    آخرين نوشته: 08-31-2015, 04:50 PM
  4. پارامتر های یک تلسکوپ
    توسط پیام بهرام پور در انجمن تلسکوپ ها و دوربین های دوچشمی
    پاسخ ها: 36
    آخرين نوشته: 08-25-2014, 10:56 PM
  5. كوهنوردان منجم / منجمان كوهنورد
    توسط Mostafa در انجمن گردشگری نجومی
    پاسخ ها: 40
    آخرين نوشته: 09-06-2013, 10:36 PM

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •