انجمن نجوم آوااستار - صفحه اصلی

  
اسطرلاب              اسطرلاب
صفحه 1 از 4 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 36

موضوع: اسطرلاب

  1. #1
    کاربر ممتاز آوا استار Sunrise آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    922
    تشکر
    5,844
    تشکر شده 8,389 بار در 879 ارسال

    اسطرلاب

    سلام بر دوستان گرامی

    مسلما آگاهی پیدا کردن از "سابقه" و "چرا" هایی که در روند تکامل یک علم موثر بودن (تاریخ و فلسفه علم) میتونه به درک و فهم بهتر ما کمک کنه و از طرف دیگه آشنایی با ایده ها و راههای طی شده در مسیر پیش رفت اون علم، اسبابی میشه جهت روشن شدن مسیر حرکت های بعدی!
    علم نجوم هم از این قاعده مستثنا نیست؛ آشنا شدن علاقه مندانِ آماتورِ نجوم با تاریخ پر فراز و نشیب اون، قطعا سبب شکوفایی ایده ها و سهولت در امر پژوهش در زمینه های بکر نجومی میشه...
    در این راستا ذیل این تاپیک اصلی،جای تالار فرعی که به بحث شیرین "اسطرلاب" -به عنوان یک ابزار کارآمد در زمینه نجوم و مهندسی و ...- بپردازه رو خالی دیدم و با توجه به این که آگاهی مختصری از این وسیله داشتم اقدام به باز کردن این بحث کردم و امیدوارم که با همکاری شما ، بحث خوبی داشته باشیم
    ویرایش توسط Sunrise : 11-25-2010 در ساعت 01:21 AM
    ... جان تو بندری است، جای ورود نور، جای صدور نور ...


  2. #2
    کاربر ممتاز آوا استار Sunrise آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    922
    تشکر
    5,844
    تشکر شده 8,389 بار در 879 ارسال

    تصویر اسطرلاب

    ... جان تو بندری است، جای ورود نور، جای صدور نور ...

  3. 9 کاربر مقابل از Sunrise عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  4. #3
    کاربر ممتاز آوا استار Sunrise آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    922
    تشکر
    5,844
    تشکر شده 8,389 بار در 879 ارسال

    ریشه و معنای لغوی

    اسطرلاب . (معرب از: یونانی ِ اَسْترُن ، ستاره + لامبانِئین ، گرفتن ) اُسترلاب . اُصطرلاب . سُتُرلاب . سُطُرلاب . صُلاّب .
    وسیله ای است که برای مشاهده ٔ وضع ستارگان و تعیین ارتفاع آنها در افق بکار میرود . بیشتر از برنج و گاهی از نقره ساخته میشود .
    معنی ترکیبی آن به یونانی ترازوی آفتاب است ، زیرا اسطر به معنی ترازو و لاب به معنی آفتاب است.
    مؤید وجه تسمیه این معنا ،شعری است از امیرخسرو که فرماید:


    به یونــــانی اســـطر تـــــرازو بود
    که در ســکه ٔ عدل ســـــاز او بود
    وگر معنــیم بازپرســــــــی ز لاب
    بود هم به گفتـــــــــار روم آفتـاب
    پس آنکو مراد از سطرلاب جست
    ترازوی خورشـــــید باشد درست

    نقل شده که پسر ادریس پیغمبر آن را وضع کرده است ولی برخی دیگر می گویند ارسطاطالیس آن را ساخته است.
    و بعضی گفته اند لاب نام حکیمی است که آن را ساخته.
    اسطرلاب ، در اصل لغت ،با سین مهمله (س) نوشته میشود، و بعضی آن را با صاد (ص) نوشته اند. و از اینجا بعضی گمان کرده اند که اصل آن در لغت یونان استرلابون است و معنی آن آئینه ٔ کواکب می باشد. و بعضی گویند که اسطر تصنیف است . و لاب نام پسر هرمس حکیم است و اسطرلاب اختراع اوست . و بعضی گویند که چون لاب دوائر فلکی را در سطح مستوی رسم کرد، هرمس از او سؤال کرد که : مَن سَطَرَ هذا؟ او در جواب گفت : سطره لاب . و بدین سبب آن را اسطرلاب گفتند.
    در ادب چهارم، اسطرلاب را قرآن کریم دانسته اند که چهارمین و آخرین کتاب آسمانی است ؛یعنی زبور، توریة، انجیل ، قرآن .
    «حسن اسوار» از دانشمندان زرتشتی سده چهارم هجری در کتاب «المبتدا بعلم النجوم» می‌نویسد: «کتابی از علمای اسکندریه به دستم رسید که در آن اعلام داشته بود بنیاد دانش نجوم را در جهان منجم ایرانی «استره-دوقوس فوقانی» در ۳۲۰۰ سال پیش از جنگ تروا بنیان نهاده است» چون جنگهای ده ‌ساله تروا ۱۵۰۰ سال پیش از میلاد صورت گرفت، نزدیک به ۶۷۰۰ سال از عمر این دانش می‌گذرد. (با این سخن، خلاف گفته غربیان که اسطرلاب و نام آن یونانی معرفی می‌نمایند، ثابت می‌گردد ولی چندان مستند نیست!)
    ویرایش توسط na3r : 12-13-2010 در ساعت 02:44 PM
    ... جان تو بندری است، جای ورود نور، جای صدور نور ...


  5. #4
    کاربر ممتاز آوا استار Sunrise آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    922
    تشکر
    5,844
    تشکر شده 8,389 بار در 879 ارسال

    سوال

    خب دوستان!
    اسطرلاب در فرهنگ و ادب فارسی هم وارد شده و در ایران باستان نام خاصی داشته و شعرای قدیم و جدید هم در اشعارشون به این وسیله و کاربردهای اون اشاره داشتند...
    شما میتونید مطالبی در این زمینه ارسال کنید تا بعد از اون به بررسی تاریخچه ساخت و تکامل اسطرلاب بپردازیم.
    با سپاس
    ویرایش توسط na3r : 12-13-2010 در ساعت 02:45 PM
    ... جان تو بندری است، جای ورود نور، جای صدور نور ...

  6. 6 کاربر مقابل از Sunrise عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  7. #5
    کاربر ممتاز آوا استار na3r آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2010
    محل سکونت
    Boroujerd
    نوشته ها
    164
    تشکر
    1,361
    تشکر شده 1,516 بار در 165 ارسال

    پیشنهاد می کنم مستند کوتاه BBC فارسی رو در همین رابطه از دست ندید :
    برای مشاهده مستند می تونید به سایت www.taghvim.com (پایین صفحه مراجعه کنید.)
    قراره بترکونم ..!


  8. #6
    کاربر ممتاز آوا استار Sunrise آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    922
    تشکر
    5,844
    تشکر شده 8,389 بار در 879 ارسال

    تشکر

    مرسی آقای نیرومندی!

    البته یه کم وسط بحث بود! ولی خیلی جالب بود...

    متاسفانه نفیس ترین اسطرلابهای ما که دانشمندان مسلمان و ایرانی اونها رو طراحی کردن هم اکنون در موزه های مشهور اروپایی نگهداری میشن و این در حالی است که به قول خانوم کارشناس در رصد خانه سلطنتی لندن( در مستند فوق) حتی خوندن متون عربی روی اون رو بلد نیستن!!!!(البته شاید فقط ایشون بلد نبودن)
    البته اون خانوم کارشناس یه جمله قشنگ هم گفتن:

    اسطرلاب پیش رفته ترین لپ تاپ زمان خودش بوده
    ویرایش توسط na3r : 12-13-2010 در ساعت 02:45 PM
    ... جان تو بندری است، جای ورود نور، جای صدور نور ...


  9. #7
    کاربر ممتاز آوا استار Sunrise آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    922
    تشکر
    5,844
    تشکر شده 8,389 بار در 879 ارسال

    منابع

    سلام

    قرار بود جناب نیرومندی زحمت ویرایش پست دوم رو بکشن ولی شاید فراموش کردن!
    منم که به دلیل محدودیت های فنی تالار امکانش رو ندارم!

    فعلا برای این تاپیک از منابع زیر کمک گرفتم ولی ممکنه در طول بحث موردی اضافه بشه که به امید خدا ذکر میکنم؛

    این هم منابع:
    محفوظات خودم...کارگاهی که سابقا شرکت کردم...لغت نامه دهخدا...سایت دائرةالمعارف بزرگ اسلامی...سایت رسمی مجتبی جعفری...سایت ویکی پدیا...سایت جام جمشید
    ویرایش توسط na3r : 12-13-2010 در ساعت 02:46 PM
    ... جان تو بندری است، جای ورود نور، جای صدور نور ...

  10. 7 کاربر مقابل از Sunrise عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  11. #8
    کاربر ممتاز آوا استار Sunrise آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    922
    تشکر
    5,844
    تشکر شده 8,389 بار در 879 ارسال

    پاسخ سوال

    در پست چهارم وارد بحث اسطرلاب در فرهنگ و ادب فارسی شدیم؛

    اسطرلاب را ایرانیان ، جام جم یا جام جهان‌نما و یا آینه جم می‌خواندند. «جم» با پسوند «شید» ، «جمشید» نامیده می‌شود که از بزرگترین منجمان و ریاضیدانان و فیزیکدانان ایرانی است که در تاریخ اساطیری ایران جایگاه والایی دارد.
    حافظ در غزلی از آینه جام نام می‌برد که منظورش همان اسطرلاب است که جهان را مانند جام آینه‌واری به آدمی نشان می‌دهد.
    قدیمیترین کتاب جامع به زبان پارسی دری درباره اسطرلاب و ستاره ‌شناسی ، کتاب «روضة المنجمین» نام دارد که آنرا «شهمردان» فرزند ابی‌الخیر رازی در سده پنجم هجری تألیف کرده است.



    بخط احسن تقویم و آخرین تحویل/ به آفتاب هویت ، بچارم اسطرلاب

    نه ســــرطرلاب و خوبی و زشتی / نمایـــــد ترا چــتو اســـــــطرلاب شاعر: مسعودسعد.

    صبح چون عنکبوت اســــــطرلاب / بر عمود زمین تنــــــیده لعـــــاب

    نظرش بر فلک تنـــــــــیده لعــاب / از دم عنکبـــوت اســـــــــطرلاب شاعر:نظامی .

    علت عاشـــق ز علت ها جداست / عشق اسطرلاب اسرار خداست

    آن منجم چون نباشد چشــــم تیز / شرط باشد مرد اســـــطرلاب ریز شاعر:مولوی .



    آیا شما شعر دیگه ای در این زمینه شنیده اید؟
    ... جان تو بندری است، جای ورود نور، جای صدور نور ...

  12. 10 کاربر مقابل از Sunrise عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  13. #9
    کاربر ممتاز آوا استار Sunrise آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    922
    تشکر
    5,844
    تشکر شده 8,389 بار در 879 ارسال

    در شاهنامه حکیم فردوسی از اسطرلاب و جام جم نام برده شده و این نشان دهنده جایگاه این ابزار نجومی در زندگی مردم آن زمان است( قرن 4 و 5)

    «ستاره شمر پیش او شهریار / پر اندیشه و زیجها در کنار
    همه زیج و صلاب برداشتند / بر آن کار یک هفته بگذاشتند
    به صلاب کردند ز اختر نگاه / هم از زیج رومی بجستند راه
    بیاورد صلاب و اختر گرفت / یکی زیج هندی به بر درگرفت»


    «چو نوروز خرم فراز آمدش / بدان جام فرخ نیاز آمدش
    ببخشود مرگیو را شهریار / بخوانید آن جام گوهر نگار
    پس آن جام بر کف نهاد و بدید / در او هفت کشور همی بنگرید
    ز کار و نشان سپهر بلند / همی کرد چه و چون و چند
    زمانی به جام اندرون تا بره / نگارید پیکر بد و یکسره
    چه کیوان چه هرمز چه بهرام و شیر / چو مهر و چو ماه و چو ناهید و تیر
    همه بودنیها بدو اندرا / بدیدی جهاندار افسونگرا»


    «که افزایش آب این جام چیست / نجومی است یا آلت هندسیست
    چنین داد پاسخ که ای شهریار / تو این جام را خوار مایه دار
    که این در بسی سالیان کرده اند / بدین در بسی رنج ها برده اند
    ز اختر شناسان هر کشوری/ ز هر جا که بد نامور مهتری
    بر کید بودند کاین جام کرد / بروز سپید و شب لاجورد
    همه طبع اختر نگه داشتند / فراوان بر این روز بگذاشتند
    تو از مغنیاتیس گیر این نشان / که او را کسی کرد آهن کشان
    همه بودنیها بگوید به شاه / ز گردنده خورشید و رخشنده ماه»

    در اشعار جناب حافظ هم بسیار از جام جم به عنوان « اسطرلاب حقيقت در سلوك » يا جام عرفاني كه از غلبه‌هاي عشق صوفيانه لبالب مي‌گردد،* نام برده شده است:


    گفتم ای مسند جم، جام جهان بینت کو / گفت افسوس که آن دولت بیدار بخفت

    جام جهان نما ست ضمیر منیر دوست / اظهار احتیاج خود آنجا چه حاجت است

    گفتم این جام جهان بین به تو کی داد حکیم / گفت آن روز که این گنبد مینا می کرد


    نمونه های دیگری هم هست، ولی به جهت اینکه از همین تعداد افاده معنا شد، رعایت اختصار میکنیم و در پست های بعدی به تارخچه ساخت اسطرلاب میپردازیم...


    (*:http://www.vahabidaeivahab.com/printthread.php?tid=1135)
    ویرایش توسط na3r : 12-13-2010 در ساعت 02:46 PM
    ... جان تو بندری است، جای ورود نور، جای صدور نور ...

  14. 7 کاربر مقابل از Sunrise عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  15. #10
    کاربر ممتاز آوا استار Sunrise آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    922
    تشکر
    5,844
    تشکر شده 8,389 بار در 879 ارسال

    تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!!!

    اسطرلاب         
    ابوبکر ربابی اکثر شب‌ها به دزدی می‌رفت. شبی چندان که سعی کرد چیزی نیافت. دستار خود بدزدید و در بغل نهاد. چون به خانه رفت، زنش گفت: چه آورده‌ای؟ گفت: این دستار آورده‌ام. زن گفت: این که دستار خود توست. گفت: خاموش‌، تو ندانی.


    از بهر آن دزدیده‌ام تا آرمان دزدی‌ام باطل نشود...
    -------------
    عبید زاکانی - رساله دلگشا
    ... جان تو بندری است، جای ورود نور، جای صدور نور ...

  16. 4 کاربر مقابل از Sunrise عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


صفحه 1 از 4 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •