انجمن نجوم آوااستار - صفحه اصلی

  
انفجار بزرگ              انفجار بزرگ
صفحه 4 از 14 نخستنخست 12345678 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 133

موضوع: انفجار بزرگ

  1. #1
    مدير ارشد Ehsan آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Feb 2011
    محل سکونت
    tabriz-tehran!!!
    نوشته ها
    1,559
    تشکر
    7,686
    تشکر شده 16,949 بار در 1,518 ارسال

    Post انفجار بزرگ

    آغاز ِ کیهان ِ مادی همواره سوال بسیاری از دانشمندان در تمام ِ دوران بوده است.

    شواهد بسیار محکم و غیر قابل انکاری وجود دارند که بیان می کنند جهان ِ ما گذشته ای بسیار فشرده و داغ داشته و بعد از این گذشته ی ِ داغ، با رویدادی شبیه به یک انفجار، محتویات جهان بیرون جهیده و جهان ِ بزرگ و منبسط شونده ی ِ امروزی را پدید آورده است.



    نظریه ای که این انفجار را توصیف می کند و جزئیات ِ تحول ِ کیهان از آن روزهای ِ داغ تا کنون را شرح می دهد نظریه ی ِ انفجار بزرگ می نامند. نفس ِ این انفجار و گذشته ی ِ داغ تقریبا برای ِ همه پذیرفته شده است و آنچه در آن اختلاف وجود دارد جزئیات ِ این نظریه و نحوه ی ِ بیان ِ فیزیکی ِ این رویداد است.



    هدف از ایجاد این تاپیک، بررسی ِ این پدیده ی ِ اسرار آمیز و اتفاقات مربوط به آن است



    اما ابتدا با سوالی تاپیک را آغاز می کنیم، لطفا به پست بعد و بعد تر توجه کنید!
    ـــــــــــــــ

    و طبق معمول از زدن ِ پستهای ِ کپی پیست شده و طولانی به شدت خودداری کنید! لطفا


  2. #31
    کاربر ممتاز آوا استار
    تاریخ عضویت
    Jul 2011
    محل سکونت
    یزد
    نوشته ها
    505
    تشکر
    137
    تشکر شده 3,292 بار در 484 ارسال

    نقل قول نوشته اصلی توسط Ehsan نمایش پست ها
    اصلا هیچ و اینها رو ول کنید! ما روی ِ اون نقطه ی ِ قرمز هستیم! چی می بینیم؟
    من فکر میکنم چون در اونجا سرعت انبساط خیلی زیاده و حتی از سرعت نور هم ممکنه بیشتر باشه در نتیجه اصلا هیچی نمی بینیم. حتی دست و پای خودمون را هم نمی تونیم ببینیم.!
    اصلا شاید خودمون هم با این سرعت زیاد تبدیل به انرژی میشیم.!

  3. 8 کاربر مقابل از smhm عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  4. #32
    کاربر ممتاز آوا استار narcissus flower آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2010
    محل سکونت
    تهرون
    نوشته ها
    742
    تشکر
    1,951
    تشکر شده 5,535 بار در 611 ارسال

    اقا اجازه!!! ما میگیم
    حالا که صحبت از مرز شد باید کمی دقت کنیم منظور از مرز چیست دقیقا ؟
    سالها پیش انفجاری رخ داد و جهان تشکیل شد اما یک هویی که کهکشان ها و ماها تشکیل نشدیم . جهان سوپ داغی از ذرات بنیادی وفوتون ها بود.ولی شرایط یک جوری بود که به فوتونها اجازه ی گسترش نداشتند ودر واقع پراکنده میشد...و نمیگذاشت آزاد باشد.در واقع جهان در بازه ای دچار مه گرفتگی شده بود وما اطلاعی از آن زمان به طور دقیق نداریم .تازه اون اولا ممکنه که تورم هم رخ داده باشه.میبینید ما نمیدونیم اون زمان چه رخ داده....


    تا اینکه جهان شفاف شد وفوتون ها تونستند آزاد بشوند وتابش زمینه ای که الان ما میبینم برای اون موقع هست
    و اگر ما اعماق آسمان رو نگاه کنیم میتونیم پیشینه ی خودمون رو ببینیم .
    شما از دوران جنینی خودتون خبر دارید ؟یا از دوارن کودکی خودتون؟نه خیلی ...
    اما اگر به البومتون نگاه کنید از دوران کودکیتون تا الان عکسایی دارید
    جهان هم مثل همین موضوع هست . ما از یک قسمت از کیهان خبری نداریم . مثل دوران جنینی و نوزادی .ولی از یک زمانی به بعد دیگه هم یادمون میاد و عکس داریم .این در واقع زمانی هست که جهان از مراحل اولیه ی خودش یعنی انفجار و تورم و مه گرفتگی عبور کرده وجهان شفاف شده و ما میتونیم تابش زمینه وکهکهشان های اولیه رو ببینیم . ما یکی از این کهکشان ها هستیم و با نگاه به گذشته مثل این هست که مراحل زندگی یک کهکهشان یا بچه رو داریم میبینیم....که در واقع ما هم مثل اونها بودیم....ولی ما بازهم نمیتونیم مراحل اولیه رو ببینیم .وفقط قسمتی رو که به دنیا اومدیم رو درک میکنیم ... همین شرایط در جهان حاکم هست ...نمیدونم درست منظور رو رسوندم یا نه؟؟



    میخوام بگم ما در مورد شرایط اولیه ومرز جهان دچار ابهام هستیم ومرزی رو که میبینیم به میزانی جلوتراز انفجار است.
    ودرک ما فقط شامل زمانی هست که جهان شفاف شده واین افق میشه یا مرز میشه....وبیرون از اون رو نمیدونیم.مثل باکنک دو لایه ای که از درون ,ما فقط لایه ی درونی رو میبینیم...

    اما
    اما
    اما لطفا توجه کنید ......اگر این موضوع رو از یک جهت دیگه بررسی کنیم میفهیم که جهان ممکنه مرز نداشته باشه..


  5. #33
    کاربر ممتاز آوا استار
    تاریخ عضویت
    Jul 2011
    محل سکونت
    یزد
    نوشته ها
    505
    تشکر
    137
    تشکر شده 3,292 بار در 484 ارسال

    جهان با انبساط خود هر لحظه در حال خلق فضا است. و فضا بدون غذا نمی تونه خودبخود رشد کنه!
    یک چیزی از بیرون یا از درون باید تبدیل به فضا بشه تا جهان بتونه انبساط پیدا کنه.
    شاید در لبه های عالم، ماده داره تبدیل به فضا میشه!
    شاید عمر ماده در عالم داره به پایانش نزدیک میشه و الان زمانی هست که ماده های اولیه با سرعت بیشتری دارن به فضا تبدیل میشن و بخاطر همینه که انبساط عالم هم شتاب گرفته.

  6. 9 کاربر مقابل از smhm عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  7. #34
    کاربر ممتاز آوا استار mohsen4465 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    May 2012
    محل سکونت
    تنکابن (شهسوار)
    نوشته ها
    2,182
    تشکر
    8,890
    تشکر شده 18,188 بار در 2,267 ارسال

    یکی از دلایلی که باعث شده خیلی از ماها برای دنیا مرز تصور کنیم ناتوانی مغز انسان از درک بینهایته. واقعاً سخته که بخوایم برای لحظه‌ای دنیا رو بدون مرز تصور کنیم. انگاری مغز ما از یه حدی بالاتر رو نمیتونه درک کنه و ناخودآگاه دورش مرز میکشه. اما آیا واقعاً بینهایت بودن چیزی امری غیرمنطقی بحساب میاد؟


    بیاین بگردیم و اطرافمون چیزی رو پیدا کنیم که واقعاً معنا و مفهوم بینهایت رو در خودش داشته باشه. دوتا آینه رو تصور کنید که روبروی هم قرار دارن. خب مشخصه که تصاویر همدیگر رو در داخل هم منعکس میکنن. تصویر اول بنوبه خودش جسمی برای انعکاس مجدد محسوب میشه و در نتیجه یکبار دیگه انعکاس رخ میده و این کار مدام پشت هم تکرار میشه. نهایتاً تونلی از تصاویر متعدد از دو آینه در داخل هر دو شکل میگیره. میتونید بگید چندتا تصویر در هر آینه ایجاد شده؟

    مطمئناً به جواب بینهایت میرسید. پس بینهایت در واقعیت میتونه وجود داشته باشه. پایه و اساس جهان - علم ریاضیات - هم وجود بینهایت رو انکار نمیکنه. نتیجه اینکه جهان ما ممکنه واقعاً بینهایت باشه بدون اینکه قوانین ریاضی رو نقض کنه. تصورش برای فقط یک لحظه هم بسیار سخت و حتی وحشتناکه. اما ممکنه؛ ممکنه جهان ما اصلاً مرزی نداشته باشه. هر چند این نوع تصور از جهان سخته اما ما رو از این گیجی و نامفهومی فضای خارج از جهان بیرون میاره. بدین ترتیب میشه گفت که مکان-زمان همه جا حضور داره. در این حالت دو جور تصور از عالم میشه داشت. یکی عالمیه که در اون بیگ بنگ رخ داده و ماده و انرژی بشکل کره‌ای در قسمتی از جهان حضور داره، و دیگری عالمیه که در اون فرضیه بیگ بنگ بی اعتباره. این عالم بینهایته و ماده و انرژی در فضایی بینهایت عظیم تا ابدیت ادامه داره. واقعاً تصور چنین جهانی حتی برای لحظه‌ای موی بدن انسان رو سیخ میکنه و کوچکی و ذره بودن انسان رو به اوج خودش میرسونه.

    البته از لحاظ زبان ریاضیات میشه برای دنیا مرز هم قائل شد. سوال اینه که خارج از اون مرز چیه؟ به زبان ریاضی میگم:


    تعریف نشده!
    “Most people die at 25 and aren’t buried until they’re 75.”
    Benjamin Franklin

  8. 9 کاربر مقابل از mohsen4465 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  9. #35
    کاربر ممتاز آوا استار narcissus flower آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2010
    محل سکونت
    تهرون
    نوشته ها
    742
    تشکر
    1,951
    تشکر شده 5,535 بار در 611 ارسال

    گفتیم اگر از یک جهت دیگر موضوع رو بررسی کنیم میبینیم جهان مرز نداره.
    یک مثال معروف برای درک این موضوع وجود داره تا متوجه بشویم که جهان بی مرز یعنی چی....

    فرض کنید یک مورچه داریم که دو بعد رو درک میکنه وبر روی یک بارکنک داره راه میره .به نظر شما این مورچه میتونه مرزی برای این فضا درک کنه؟؟ ظاهرا نه و هر چه قدر هم جابه جا بشه به مرزی نمیرسه. چون کره مرز نداره
    تازه تصور کنید که این بادکنک داره منبسط هم میشه ....
    با یک اغماض خیلی بزرگ,
    در واقع جهان ما هم مثل این بادکنک و ما هم مورچه هستیم البته در ابعاد بالاتر.پس هیچ وقت مرزی رو مشاهده نخواهیم کردوما در فضا زمانی قرار داریم که همواره کیهان داره گسترده میشه.بنابراین نمیتونیم بگیم فلان قسمت از جهان مرزه....

  10. 12 کاربر مقابل از narcissus flower عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  11. #36
    كاربر ممتاز آوااستار
    كاربر راهنمای ويكی نجوم
    Mojtaba.M آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jul 2011
    محل سکونت
    Qorve- kordestan
    نوشته ها
    965
    تشکر
    21,999
    تشکر شده 6,825 بار در 933 ارسال

    نقل قول نوشته اصلی توسط narcissus flower نمایش پست ها
    گفتیم اگر از یک جهت دیگر موضوع رو بررسی کنیم میبینیم جهان مرز نداره.
    یک مثال معروف برای درک این موضوع وجود داره تا متوجه بشویم که جهان بی مرز یعنی چی....

    فرض کنید یک مورچه داریم که دو بعد رو درک میکنه وبر روی یک بارکنک داره راه میره .به نظر شما این مورچه میتونه مرزی برای این فضا درک کنه؟؟ ظاهرا نه و هر چه قدر هم جابه جا بشه به مرزی نمیرسه. چون کره مرز نداره
    تازه تصور کنید که این بادکنک داره منبسط هم میشه ....
    با یک اغماض خیلی بزرگ,
    در واقع جهان ما هم مثل این بادکنک و ما هم مورچه هستیم البته در ابعاد بالاتر.پس هیچ وقت مرزی رو مشاهده نخواهیم کردوما در فضا زمانی قرار داریم که همواره کیهان داره گسترده میشه.بنابراین نمیتونیم بگیم فلان قسمت از جهان مرزه....



    درستی و یا نادرستی این نظریه رو نمیدونم ولی یک نکته ای در مطلب شما توجه من رو جلب کرده ...

    خوب اگر ما شبیه مورچه ای هستیم که داره روی بادکنک راه میره خوب پس ما در جهان هم باید روی این انبساط باشیم نه درون آن ؟

    منظورم این هست که ما درون جهان منبسط شده و در حال انبساط قرار داریم دیگه ؟ اینطور نیست ؟

    اگر این مثالی که زدید در رابطه با ما و جهان ما درست باشه خوب پس ما باید روی این مرز نامتناهی باشیم. و اگر داخل بادکنک باشیم هم کلا مثال نغض خواهد شد .

    چون اگر خود را درون بادکنک فرض کنیم پس میتوانیم مرز داشته باشیم ! ( حالا مرز داشتن و یا نداشتن جهان ما رو دیگه نمیدونم )

    .................
    این سرا را سزا بیش از این است ....

  12. 5 کاربر مقابل از Mojtaba.M عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  13. #37
    مدير ارشد Ehsan آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Feb 2011
    محل سکونت
    tabriz-tehran!!!
    نوشته ها
    1,559
    تشکر
    7,686
    تشکر شده 16,949 بار در 1,518 ارسال

    چند نکته
    ـــــــــــــــ
    ببینید، در این بحث استفاده از گذاره های ِ فلسفی-کلامی-ریاضی ظاهرا درست، کار ِ کاملا اشتباهی هستش، چون جملاتی مطرح میشه که ما درکی ازش نداریم. تو فلسفه یا کلام شاید این کار درست باشه اما وقتی شما تو فیزیک «چیزی که درکی ازش نداریم» (مثلا x مجهول) رو با «چیزی که میشناسیم» (مثلا y معلوم) مقایسه می کنید، دقیقا به خطا رفتید! چون هیچ لزومی نداره x دقیقا ویژگی های ِ y رو داشته باشه، در واقع ما اصلا x رو نمی شناسیم که بخواهیم به چیزی هم تشبیه کنیم، این تشبیه فقط ما رو به بیراهه می کشونه
    ـــــــــــ
    جهان محدود هستش! پارادکس ِ اولبرس ما رو مطمئن می کنه که جهان محدود باشه! قطعا بی نهایت نیست!
    ــــــــــ
    نقل قول نوشته اصلی توسط smhm نمایش پست ها
    من فکر میکنم چون در اونجا سرعت انبساط خیلی زیاده و حتی از سرعت نور هم ممکنه بیشتر باشه در نتیجه اصلا هیچی نمی بینیم. حتی دست و پای خودمون را هم نمی تونیم ببینیم.!
    اصلا شاید خودمون هم با این سرعت زیاد تبدیل به انرژی میشیم.!
    به این پست مراجعه کنید، انبساط طوری هستش که ما به صورت ِ موضعی قطعا خودمون رو ساکن خواهیم یافت. از طرفی انبساط ِ سریعتر از سرعت ِ نور مشکلات ِ نسبیتی رو به وجود نمیاره، به این تاپیک هم سری بزنید
    ــــــــــــــــــــ

    نقل قول نوشته اصلی توسط Mojtaba.M نمایش پست ها
    درستی و یا نادرستی این نظریه رو نمیدونم ولی یک نکته ای در مطلب شما توجه من رو جلب کرده ...

    خوب اگر ما شبیه مورچه ای هستیم که داره روی بادکنک راه میره خوب پس ما در جهان هم باید روی این انبساط باشیم نه درون آن ؟

    منظورم این هست که ما درون جهان منبسط شده و در حال انبساط قرار داریم دیگه ؟ اینطور نیست ؟

    اگر این مثالی که زدید در رابطه با ما و جهان ما درست باشه خوب پس ما باید روی این مرز نامتناهی باشیم. و اگر داخل بادکنک باشیم هم کلا مثال نغض خواهد شد .

    چون اگر خود را درون بادکنک فرض کنیم پس میتوانیم مرز داشته باشیم ! ( حالا مرز داشتن و یا نداشتن جهان ما رو دیگه نمیدونم )

    .................
    خانم nacissus flower حدود ِ بسیار زیادی از جواب رو گفتن اما متوجه ِ اشکال ِ شما نشدم! یعنی چی درون ِ بادکنک باشیم؟ ببینید تعبیر ِ صحیح ِ حرف ِ ایشون این خواهد بود که مورچه یک موجود ِ دو بعدی خواهد بود که توی ِ پوسته ی ِ بادکنک زندگی می کنه، مورچه ابدا نمی تونه از روی ِ بادکنک کنده بشه مثل ِ ما که نمی تونیم از فضای ِ سه بعدی کنده بشیم و ازش خارج بشیم. الان با این اوصاف باز هم اشکال ِ شما مطرح هست؟
    یک سر به هوای کوچک در این دنیای بزرگ


  14. #38
    کاربر ممتاز آوا استار mohsen4465 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    May 2012
    محل سکونت
    تنکابن (شهسوار)
    نوشته ها
    2,182
    تشکر
    8,890
    تشکر شده 18,188 بار در 2,267 ارسال

    نقل قول نوشته اصلی توسط Ehsan نمایش پست ها
    جهان محدود هستش! پارادکس ِ اولبرس ما رو مطمئن می کنه که جهان محدود باشه! قطعا بی نهایت نیست!
    بله حق با شماست آقا احسان. اگه جهان بینهایت بود ما الان کباب میشدیم.
    بنابراین نمیشه جهان رو حداقل از لحاظ سن و سال بینهایت تصور کرد. اما اینجا یک نکته‌ حساسی نهفته است... انرژی تاریک.
    “Most people die at 25 and aren’t buried until they’re 75.”
    Benjamin Franklin

  15. 3 کاربر مقابل از mohsen4465 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  16. #39
    مدير ارشد Ehsan آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Feb 2011
    محل سکونت
    tabriz-tehran!!!
    نوشته ها
    1,559
    تشکر
    7,686
    تشکر شده 16,949 بار در 1,518 ارسال

    نقل قول نوشته اصلی توسط mohsen4465 نمایش پست ها
    ...... اما اینجا یک نکته‌ حساسی نهفته است... انرژی تاریک.

    انرژی ِ تاریک چی؟ چه نکته ای درش نهفته است؟
    یک سر به هوای کوچک در این دنیای بزرگ

  17. 5 کاربر مقابل از Ehsan عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  18. #40
    کاربر جدید آوا استار
    تاریخ عضویت
    Mar 2013
    نوشته ها
    21
    تشکر
    418
    تشکر شده 71 بار در 20 ارسال

    انفجار بزرگ         
    چون انفجار بزرگ از یک نقطه شروع شده و ماده یا انرژی قبل از اون در یک نقطه با چگالی و دما ی بینهایت بوده (تکینگی) پس طبیعیه که الان همه جا مرکز باشه و مرکز انبساط.

  19. 5 کاربر مقابل از Khoofo عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


صفحه 4 از 14 نخستنخست 12345678 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •