PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : سفر در زمان



صفحه ها : [1] 2

javadstar76
09-05-2010, 06:47 PM
سلام خدمت همه ی دوستان عزیزم
این تاپیک رو ایجاد کردم تا همه ی ما بیشتر با مباحث كلي نسبيت و ارتباط آن با جهان هاي موازي و بحث سفر در زمان آشنا شویم و بتوانیم این موضوع واقعا غیر قابل درک رو بهتر و بیشتر درک کنیم.
كمك دوستان عزيز باعث پيشرفت اين بحث خواهد شد .

javadstar76
09-07-2010, 06:47 PM
فيزيکدانان کوانتمي دانشگاه کاليفرنيا کشف عجيبي کرده اند که به گونه اي نشان مي دهد جسمي که در مقابل يک فرد قرار گرفته و ديده مي شود مي تواند به صورت همزمان در جهاني موازي نيز وجود داشته باشد.

http://www.forexrainbow.com/files/vqw905tdgq3u5lmdmxcm.jpg (http://www.forexrainbow.com/)

اين کشف به واسطه ذره اي کوچک و فلزي انجام گرفته است ، براده اي به قطر يک تار مو ، جسمي که بسيار ريز است اما در عين حال مي توان آن را با چشم غير مسلح نيز مشاهده کرد.

دانشمندان اين ذره را در کاسه اي مخروطي و تاريک سرد کرده و تمامي هواي اطراف آن را به منظور حذف ارتعاش خارج کردند. سپس محققان ذره را مانند يک دياپازون حرکت داده و مشاهده کردند ذره در زماني واحد حرکت کرده و متوقف مي شود.



چگونه اين پديده را درک کنيم؟

براي درک اين پديده که کاملا غيرممکن به نظر مي رسد ، بايد بسيار بسيار کوچک انديشيد حتي کوچکتر از اتمها، الکترونهايي که به دور هسته اتم در گردشند ، در آن واحد در حالت هاي چند گانه حرکت مي کنند که ثابت کردن آنها تقريبا غير ممکن است. به بيان ساده تر مي توان گفت زماني که فردي در شهر اکلاهاما به ديدن مادر خود مي رود در جهان موازي که ذرات اتمي وي در آن حضور دارند همان فرد در خانه مشغول تماشاي تلويزيون است.

به گفته دانشمندان شايد اين پديده کاملا غير واقعي به نظر آيد اما بر پايه علم حقيقي رخ مي دهد. بر اساس يکي از نظريه هاي فيزيکي زماني که پديده اي در يک حالت مشاهده مي شود اين پديده جهان را به دو بخش تقسيم مي کند. نظريه چند حالتي بر اين پايه استوار است که جهان فعلي طي مشاهده انسان متوقف شده و انسان تنها يکي از واقعيات در حال وقوع را مشاهده مي کند. براي مثال مي تواند توپ فوتبال را ببيند که در هوا در پرواز است، اما شايد در جهان موازي اين توپ در همان لحظه سقوط کرده باشد و يا شايد اصلا فردي در آن لحظه مشغول بازي فوتبال نباشد.

بسياري از فيزيکدانان بزرگ پايه هاي علمي جهان چند حالتي را حتي اگر نتوان آن را به اثبات رساند قبول دارند. «شان کرول» از موسسه تکنولوژي کاليفرنيا يکي از اين فيزيکدانان بوده و معتقد است تا زماني که نتوان تمدنهاي فوق پيشرفته بيگانه را تصور کرد که پي به واقعيت اين نظريه برده اند، انسانها تحت تاثير امکان وجود جهانهاي ديگر قرار نخواهند گرفت. وي در عين حال معتقد است هرگز فردي قادر به ابداع دستگاهي نخواهد بود که با استفاده از آن بتوان ميان اين جهانها ارتباط برقرار کرد.

درک واقعيت جهان موازي بستگي شديدي به درک انسان از زمان دارد. به گفته «کرول» ما زمان را به صورت واقعي احساس نمي کنيم، تنها شاهد گذشت آن هستيم. براي مثال گذشت زمان در هنگام يک مسابقه هيجان انگيز بسيار سريع و در سر کلاس يک درس کسل کننده کاملا کند است. يا هنگامي که فردي تلاش دارد با تاخير در دفتر کارش حاضر نشود، دقايق براي وي با سرعتي باور نکردني مي گذرند اما چند دقيقه باقي مانده از ساعت کار به راحتي با چندين ساعت برابري مي کنند.

بازگشت به آينده

«فرد آلن ولف» از دانشمندان فيزيک کوانتم نيز معتقد است زمان به شکل يک خيابان يک طرفه به نظر مي آيد که از گذشته به سوي حال در حرکت است اما با در نظر گرفتن نظريه هاي قابل ملاحظه اي که در سطح کوانتمي ارائه شده اند، ذرات در آن واحد به سمت عقب و جلو در حرکتند. در صورتي که بتوانيم از بخش «جلو و عقب رفتن در آن واحد» صرف نظر کنيم، شانس درک بخشي از فيزيک را از خود گرفته ايم.

به گفته «ولف» زمان در ماشين هاي کوانتمي به صورت مستقيم حرکت نمي کند بلکه حرکتي زيگزاگ داشته و به همين دليل وي معتقد است امکان ساختن ماشيني که بتواند زمان را منحرف کند ، وجود دارد.

به گفته «ريچارد گات» فيزيکدان دانشگاه پرينستون «سرگئي کريکالو» فضانورد روسي که در 6 ماموريت فضايي حضور داشته است نسبت به بقيه انسانهاي روي زمين 1.48 ثانيه جوانتر است زيرا وي در سرعتي بسيار بالا در مدار حرکت کرده است و کم سن تر بودن نسبت به بقيه به معني جهش به آينده و تجربه نکردن زمان حال مشابه با ديگران است. به گفته وي از جهتي مي توان گفت اين فضانورد به سوي آينده سفر کرده و دوباره بازگشته است.

«گات» مي گويد نيوتن باور داشت زمان پديده اي جهاني است و تمامي ساعتهاي جهان به صورت يکسان حرکت مي کنند. اکنون با توجه به نظريه نسبيت خصوصي اينشتين مي توان گفت سفر به آينده امکان پذير است. با در نظر گرفتن نظريه گرانش اينشتين ، قوانين فيزيک از منظري که امروز آنها را درک مي کنيم نشان مي دهند حتي سفر در زمان به سوي گذشته نيز امکانپذير است اما براي مشاهده امکان اين سفر بايد قوانين جديد فيزيکي در سطح کوانتمي فراگرفته شوند.

درک اين قوانين نيز با استفاده از ذره اي فلزي و بسيار کوچک و کاسه اي مخروطي شکل آغاز شده است. در واقع فيزيکدانان دانشگاه کاليفرنيا با ابداع خود مقياس ماشين هاي کوانتمي را به ابعاد بزرگتري تغيير دادند.

بر اساس گزارش فاکس نيوز ، مسئله بعدي فراگرفتن چگونگي کنترل ماشين هاي کوانتمي و استفاده از آنها براي اجسام بزرگتر است. در اين صورت شايد بتوان با دستکاري تنها چند الکترون کوچک به جهان موازي دست پيدا کرد.

javadstar76
09-07-2010, 06:53 PM
به نظر من باور کردن این موضوع که در یک جهان دیگر انسان هایی شبیه خودمان زندگی می کنند از همه سخت تر است.

Lilac
09-07-2010, 07:27 PM
چه مسئله گیج کننده ای!
من نفهمیدم. توی دنیای موازی, انسان ها, یا کلا موجودات, از چه جنسی هستند؟ انرژی؟
من یه جا خوندم ممکنه اصلا زمان وجود نداشته باشه! می دونم چیز غیر ممکنه ایه :you're kidding, rig

javadstar76
09-07-2010, 11:45 PM
برای خودم هم این سوال پیش اومده بود که او نجا آدماش از چه جنسی هستند.
ممنون که مطرحش کردی.

لیتیوم
09-08-2010, 12:11 AM
خوب بعله موضوع بسیار جالبی است اما باید این فرض رو هم داشت که هنوز در حد نظری است و اگر عملی باشد راه درازی در پیش داریم بعلاوه اینکه در اینجا ما پارادوکس های زیادی داریم مثل گربه ی شرودینگر:
لینکش رو از ویکی فارسی میذارم:
http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%AF%D8%B1%D8%A8%D9%87_%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%AF% DB%8C%D9%86%DA%AF%D8%B1

javadstar76
09-08-2010, 12:27 AM
خوب بعله موضوع بسیار جالبی است اما باید این فرض رو هم داشت که هنوز در حد نظری است و اگر عملی باشد راه درازی در پیش داریم بعلاوه اینکه در اینجا ما پارادوکس های زیادی داریم مثل گربه ی شرودینگر:
لینکش رو از ویکی فارسی میذارم:
http://fa.wikipedia.org/wiki/%da%af%d8%b1%d8%a8%d9%87_%d8%b4%d8%b1%d9%88%d8%af% db%8c%d9%86%da%af%d8%b1

قابل توجه لیتیوم این موضوع توسط دانشمندان ثابت شده.

شايان سليم شهشهانى
09-08-2010, 12:41 AM
قابل توجه لیتیوم این موضوع توسط دانشمندان ثابت شده.

من فکر نکنم اقا جواد ،
از کجا میگی!؟

حدس من اینه که فقط یک فرضیه است!

javadstar76
09-08-2010, 12:49 AM
من فکر نکنم اقا جواد ،
از کجا میگی!؟

حدس من اینه که فقط یک فرضیه است!

شایان جان نظریه های متعدد دانشمندان کافی نیست؟

شايان سليم شهشهانى
09-08-2010, 01:03 AM
شایان جان نظریه های متعدد دانشمندان کافی نیست؟

نظریه با اونی که مثلا انیشتین اثبات کرد خیلی فرق داره ، دلیل معروف شدن انیشتین اثبات نظریه اش بود ، و قدرت ارایه اش ، و بزرگ بودن نظریه ای که اثبات کرد

دلیل معروف شدن استیون هاوکینگ اینه که نظریه های متعددی داده و فکر کنم بعضی از اونا را هم اثبات کرده ،

حالا اگر یک چنین چیزی اثبات شده باشه ، مطمعنا دیگه مردمی که انقدر راحت با زندگی برخورد می کنند ، انگونه نخواهند بود ،و دید انها به زندگی عوض خواهد شد ،

در هر صورت ، اثبات کردن نظریه ای با دادن نظریه خیلی فرق داره ، از نظر راحتی ارایش ،

مثلا من خیلی راحت می تونم بگم که زمین گرد نیست ، حالا کی میتونه خلافش را اثبات کنه!؟

shishi
09-08-2010, 01:16 AM
یه لحظه به این موضوع فکر کنید که توی یه دنیایی موازی با دنیای ما، آدمایی زندگی میکنن درست هم شکل و هم اسم ما و با همون علایق و افکار...
یه مقدار ترسناکه! اما بازم خیلی جالبه.

لیتیوم
09-08-2010, 09:55 AM
جواد ایکاش یک لینک از این اثبات میزاشتی...البته در حد اینکه بگه آره آقاجون این نظریه اثبات شده است و من طالب فرمولهاش نیستم.
اما ببین این حرف تو فرا تر از متناقض نماهایی که براش وجود داره یک اشکال عمده دیگر هم داره،ببین اون جا ذکر کردی که جسم مذکور با چشم غیر مسلح هم دیده میشه یعنی تو حوزه ی مکانیک نیوتونی قرار داره اما کمی پایین تر گفتی در یک لحظه هم حرکت کرده و هم ثابت بوده که در حوزه ی مکانیک کوانتومی قرار میگی...تا جایی که من میدونم اجسامی که بزرگتر از اتم هستند و در حوزه ی مکانیک کوآنتومی قرار نمیگیرند هیچ گاه توانایی چنین کاری رو ندارند.

Hojjat Zafarkhah
11-02-2010, 10:47 PM
سلام به همگی
ما توی این تاپیک قصد داریم بحث سف در زمان رو بررسی کنیم،البته فکر کنم قبلا چنین تاپیکی ایجاد شده بود ولی اینچا می خواهیم بیشتر و علمی تر و واقعی تر بررسی کنیم تا ببینیم که چرا این کارا امکان نداره و دلائل عملی شدن اون چیه؟؟؟؟؟؟

خوب الان زمان در حال گذشتن هست یعنی در همین لحظه که شما این تاپیکو می خونید آینده ها به حال و حال ها به گذشته تبدیل می شوند نشون به اون نشون که ما ها رشد می کنیم و بزرگتر می شیم و می میریم!!!!!!!

چندی پیش پس از اینکه انیشتین نظریه معروف نسبیت ها عام و خاص رو مطرح کرد این مسئله هم خود به خود بوجو اومد که می تونیم در زمان سفر کنیم!!!!
انیشتین این موضوع رو با یه مثال ساده مطرح کرد: بالفرض شما 10 دقیقه ای را در نظر بگیرید که در ماشین سرعتی خاص در حال حرکت به سمت محل کار یا محل تحصیل و...هستید. و 10 دقیقه ای را در نظر بگیرید که در محل کار یا تحصیل خود ساکن نشسته اید!!!! آن 10 دقیقه اول که در حال حرکت هستید زمان کند تر از 10 دقیقه دوم است که در حالت سکون هستید!!!!!!!
خوب مثلا همین سرعت کم را به سرعت نور میل دهیم زمان هر لحظه برای ما کندتر و کندتر خواهد گذشت و وقتی به سرعت نور برسیم گذر زمان را احساس نخواهیم کرد!!!!!!!!
و اگر با سرعتی بیش از سرعت نور حرکت کنیم زمان حرکتب منفی خواهد داشت!!!!
این ها نتیجه هایی از نظریه های انیشتین بود!!!!!!!!!!


اما فرضیه های من::

نمی دونم که این فرضیه ای رو که می گم قبل از من کسی گفته بود یا نه!!!!!:wut:

حدودا 6 یا 7 ماه پیش سر کلاس فیزیک پیشدانشگاهی بحث از انیشتین شد و بعد از کلی بحث به یه فکر عمیق فرو رفتم که دیگه تو کلاس نبودم!!

فرضیه اول:خوب فرض کنیم با سرعتی بیشتر از سرعت نور (مثلا 5/1 یا 2 برابر سرعت نور)سوار سفینه ای از زمین دور شویم و در پشت سفیه یک تلسکوپ با بزرگنمایی بسیار زیاد (حالا بر حسب فاصله کانونی و قطر آینه و اینا) قرار دهیم هنگام حرکت خودمون رو از بالا ببینیم و حتی می تونیم سفینه خودمون رو ببینیم!!!!!!!

بعد از کمی فکر کردم با صدای معلممون از فکرهام بیرون اومدم ولی بعد از چند دقیقه دوباره به فکر عمیق (تخیل) فرورفتم که فرضیه دوم رو تشکیل دادم.

فرضیه دوم:خوب اگر ما دوباره سوار سفینه ای با سرعت حدودا 5/1 یا 2 برابر سرعت نور حرکت کنیم . پس از گذشت یه مسافت یا یک زمان معین با 4 یا 5 برابر سرعت نور به طرف زمین برگردیم می تونیم به گذشته بریم!!!!!!

خوب البته از نظر من فرضیه اول نسبت به فرضیه دوم یه واقعیت شبیه تره!!!!!!


کاش معلممون می گذاشت بقیه تفکرات اولم رو ادامه می دادم!

نظر شما چیه؟؟؟؟به نظرتون کدوم فرضیه واقعی تره؟؟؟
خلاصه هر کی هر نظری داره بذاره دیگه!!!:thumbsup:


ممنون:cool:

Hojjat Zafarkhah
11-02-2010, 10:58 PM
نظریه ها و مطالب فوق در مورد سفر به گذشته بوده اما در مورد سفر به آینده چطور؟
تا به حال بهش فکر نکردم ولی حالا که فکر می کنم باید اصولا برعکس عوامل سفر به گذشته رو اعمال کنبم یعنی سرعتمون رو یه سفر میل بدهیم!!!

که البته به نظر من اصلا عملی نیست: چرا؟؟؟؟

چون:
اولا:ما نمی توانیم سرعتمون رو به صفر میل دهیم چون حرکت وضعی و انتقالی زمین به دور خورشید ،یا حرکت خورشید به دور مرکز کهکشان راه شیری،و حرکت کهکشان راه شیری به دور کهکشان آندرومدا،و حرکت این دو کهکشان به سمت خوشه کهکشانی رو نمی تونیم در نظر بگیریم حالا برعکس این هم هستحرکت صفحات قاره ها،حرکت خون در رگ،حرکت سلول ها، که روی هم نمی تونیم نادیده بگیریم!!!!

تازه دوما:سفر به گذشته با استفاده از سرعت نور و خود نور می تونیم امچامش بدیم ولی اگر حرکتمون رو ثابت یا حتی صفر نگه داشته باشیم نمی تونیم نور هایی رو که از آینده به ما می رسه رو ببینیم!!!!
حتی اگه ببینیم شاید 1 ثانیه یا حتی کمتر از اون رو می تونیم ببینیم!!!!!!!:wut:

farhad
12-19-2010, 05:19 PM
انقلاب جدید در فیزیک
کشف شواهد وجود دنیاهای موازی با جهان ما
با کشف چهار الگوی دایره‌ای در تابش زمینه کیهانی دانشمندان حدس می‌زنند این الگوها مربوط به محل برخورد دیگر جهان‌های موازی با دنیای ما باشد. تایید یا رد این فرضیه در گرو اطلاعات فضاپیمای پلانک است.

به گزارش «خبر آنلاین»، در اوایل قرن بیستم، دانشمندان توانستند با خیره شدن به دوردست‌های عالم و مشاهده آنچه در حال وقوع است، نظریه‌ای برای نحوه شکل‌گیری جهان ارائه دهند. طبق این نظریه، همه چیز با یک انفجار بزرگ آغاز شد، انفجاری که بلافاصله با یک دوره کوتاه از انبساط فوق سریع که تورم خوانده می‌شود، همراه شد. شاید این سرآغاز همه چیز باشد، اما اخیرا گروهی از دانشمندان این فرضیه را مطرح کرده‌اند که شاید چیزی قبل از آن وجود داشته که شرایط اولیه را برای تولد جهان ما فراهم کرده است.

به گزارش نیوساینتیست، گروهی از محققان به رهبری استفان فینی در بررسی موضوع پیش مهبانگ، چهار الگوی دایره‌ای را در تابش زمینه کیهانی کشف کرده‌اند که وجود آنها از نظر آماری بسیار بعید است. دانشمندان تصور می‌کنند که اینها نشانه‌هایی از کوفتگی دنیای ما هستند که حاصل برخورد آن با دنیاهای دیگر است. اگر این حدس درست باشد، این یافته نخستین مدرکی است که وجود دنیاهای دیگری به غیر از دنیای ما (دنیاهای موازی) را ثابت می‌کند.

این ایده که دنیاهای دیگری در آن بیرون وجود دارد چیز تازه‌ای نیست. دانشمندان قبلا این فرضیه را مطرح کرده‌اند که شاید ما در شرایطی چند دنیایی زندگی می‌کنیم که از بی‌نهایت دنیا تشکیل شده است. مفهوم چنددنیایی ریشه در مفهوم تورم ابدی دارد. در این مفهوم، دوره تورمی که دنیای ما بلافاصله پس از مهبانگ آن را تجربه کرد، تنها یکی از بی‌شمار دوره‌های تورمی است که در قسمت‌های مختلف فضا اتفاق می‌افتد و هنوز هم ادامه دارد. هم‌زمان با توقف تورم در بخشی از فضا، بخش دیگری از آن شاهد تورم خواهد بود. در این حالت دنیاهای جدید به طور پیوسته در یک گستره وسیع و رو به رشد فضا-زمان به وجود می‌آیند؛ همان‌طور که یک حباب پس از تولید شدن به سرعت فضای اطراف خود را با خصوصیات فیزیکی‌اش پر می‌کند. تورم ابدی همان‌گونه که از نام آن نیز بر می‌آید، بی‌نهایت بار اتفاق می‌افتد و بی‌نهایت دنیا را به وجود می‌آورد که منجر به خلق چنددنیایی می‌شود.

این دنیاهای بی‌نهایت گاهی اوقات دنیاهای حبابی نامیده می‌شوند، ولو این‌که شکل نامنظمی داشته باشند. دنیاهای حبابی می‌توانند به اطراف حرکت کنند و گه‌گاه با سایر دنیاهای حبابی برخورد می‌کنند. اگر دنیای ما با یک دنیای حبابی دیگر برخورد کند، این تصادف انفجارهای عظیمی از انرژی به دنبال خواهد داشت. اگر این برخورد قبل از اتمام تورم دنیای ما رخ داده باشد، ممکن است از خود ردی به جای گذاشته باشد که تا امروز نیز قابل ردیابی باشد. این همان چیزی است که فینی و همکارانش کشف کرده‌اند.

موقعیت 4 الگوی دایره ای کشف شده در نقشه آسمان

آن‌طور که فینی و همکارانش در مقاله‌شان توضیح می‌دهند، چنین برخوردی دوام تورم را در ناحیه برخورد تغییر می‌دهد که باعث ایجاد ناهمسانی‌هایی در کیهان‌شناسی داخل حباب می‌شود که در تابش زمینه کیهانی خود را نشان می‌دهد. اگر تورم بیش از مقدار معمول طول بکشد، چگالی ماده در ناحیه برخورد کمتر از نواحی اطراف خواهد بود. این مساله خود را به شکل نقطه‌ای سرد در تابش زمینه کیهانی نشان می‌دهد. به طور عکس، دوره کوتاه‌تری از تورم منجر به ایجاد یک نقطه گرم در این تابش می‌شود. این دانشمندان با استفاده از الگوریتمی که به دنبال برخوردهای حبابی با مشخصات خاصی در تابش زمینه کیهانی می‌گشت، توانستند چهار الگوی دایره‌ای را کشف کنند.

با این وجود، این محققان تایید می‌کنند که یافتن طیف وسیعی از مشخصات غیرمحتمل آماری در یک مجموعه داده بزرگ مانند تابش زمینه کیهانی کار ساده‌ای است. در نتیجه برای تایید این ادعا، تحقیقات بیشتری لازم است. موضوعی که با استفاده از داده‌های ماهواره پلانک که تفکیک‌پذیری آن سه برابر بهتر از ماهواره دبلیومپ ناسا -که نقشه فعلی تابش زمینه کیهانی توسط آن تهیه شده- است، در کوتاه مدت قابل دستیابی است. اگر داده‌های آتی وجود یک برخورد حبابی را تایید کنند، باعث تقویت نظریه‌های دیگر مانند نظریه ریسمان می‌شود که مستلزم وجود تعداد بی‌شماری دنیا با مشخصات متفاوت هستند. چنین کشفی منجر به ایجاد یک بینش عمیق نه فقط نسبت به دنیای خودمان، بلکه نسبت به تمام دنیاهای چندگانه ماورای آن خواهد شد.

-----------------------
منبع فارسی خبر (http://www.khabaronline.ir/news-116816.aspx) : khabaronline.ir
نقل قول : تابناک (http://www.tabnak.ir/fa/news/136864/%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%DB%8C%D8%B2%DB%8C%DA%A9) - آفتاب (http://aftabnews.ir/vdceep8zvjh8zfi.b9bj.html)

iooi
12-19-2010, 05:27 PM
بهتر بود لینک خود مطلب رو می ذاشتید ها : من این کار رو براتون می کنم

http://www.newscientist.com/article/dn19887-microwave-radiation-map-hints-at-other-universes.html

iooi
12-19-2010, 05:35 PM
البته من یه احتمال دیگه هم می دم در این مورد و اونم اینه که این برخورد ها اگر وجود داشته باشن باید بعضی چیزای دیگه رو هم تغییر بدن، مثل پلاریته ی فوتون های cmb تو اون ناحیه ! حالا اینکه اینو چطور می خوان اندازه گیری کنن نمی دونم واقعا ! احتمالا بشه از روی تغییرات میدان تورمی به شبیه سازی این برخورد ها دست زد !

rezash
12-19-2010, 06:34 PM
من همیشه به این فکر میکنم اگه این نظریه که دنیای ما به مانند حبابی شناور در اقیانوسی از حبابها قرار داشته باشه فضایی که این حبابها در اون قرار گرفتند چه ماهیتی داره ایا اون هم میتونه حبابی بزرگتر حاوی حبابهای کوچک و شناور در اقیانوسی از حبابهای مانند خودش باشه؟
ایا این پازل تودر تو و عجیب بی نهایت ادامه داره؟این عظمت و بزرگی برای چیه؟
امیدوارم عمرم اینقدر کفاف بده که انسان بتونه حداقل کمی از این پازل رو حل کنه و ما اونو درک کنیم.

iooi
12-19-2010, 06:39 PM
صد البته کیهانشناسی خیلی حرفا برا گرفتن و خیلی چیزا برا کشف کردن داره اما تو این مقاله هم گفته نشده که ما یه حباب از اقیانوسی از حباب ها هستیم، بحث چند تا و فقط چند تا دنیاست و فقط احتمال می دن که اگر دنیا های موازی دنیای ما وجود داشته باشن و سرعت تورم اونها بیشتر از سرعت دور شدنشون در خلا باشه اونوقت ممکنه به هم برخورد کنن و اثراتی رو هم داشته باشن ! در کل مدل استاندارد بیگ بنگ و بعدش مدل تورمی وجود دنیای دیگه ای رو پیش بینی نکرده و نمی کنه ! این فقط یه احتماله که ممنکنه خود این نظریه های رو زیر سوال ببره !

rezash
12-19-2010, 07:32 PM
با سلام خدمت دوست عزیز.
من هم میدونم این یک نظریه است ولی شواهدی هم برای اثباتش نه چندان زیاد وجود داره.
ولی در هر صورت سالهاست که همین دنیا انسانها رو به شگفتی وا داشته.میخواد این دنیا حبابها باشه یا پوسته ها. دنیای هولو گرافیک باشه یا یک برنامه ی رایانه ای.
و تا اونجا که من تو این مقاله دیدم نوشته شده:ما در شرایط چند دنیایی زندگی میکنیم که از بینهایت دنیا تشکیل شده است.مفهوم چند دنیایی ریشه در تورم ابدی دارد.
در این اینجا نیز از بینهایت دنیا که هر یک در جایی به ناگهان متورم میشوند صحبت میشه وامکان داره بعضی از انها با هم برخورد کنند.
دقت کنید.

iooi
12-19-2010, 09:07 PM
منظور من مقاله ی اصلی بود که نگفته دنیا های بینهایتی وجود دارند ! به هر حل کل کل که نیست منم دوس ندارم همچین بشه فقط من باب اینکه واقعیت بیان بشه گفتم !

rezash
12-19-2010, 09:34 PM
ممنون
در این زمینه اینقدر نظریه وجود داره که ادم گیج میشه به هر حال فعلا هیچ کدوم قطعی نیست.
من فقط همین که بهشون فکر کنم برام عجیب و سرگرم کنندست.

Hooman
01-03-2011, 10:35 PM
این نظریه ی جهان موازی پایه اش از کوانتوم گرفته میشه و حتی فیلم هم براش ساختن .نمیدونم شما فیلم جت لی رو دیدن که 2 تا جتلی وجود داره؟

169
01-03-2011, 10:37 PM
منظورت قلمرو ممنوع اس؟! با جکی بازی کردن!؟

به نظرم یه چیزایی تو دنیا هست که دیر با زود همه بهش میرسند! ما انسان ها هم میتونیم برسیم!!!

sky_way_007
01-04-2011, 03:44 AM
منظورت قلمرو ممنوع اس؟! با جکی بازی کردن!؟

به نظرم یه چیزایی تو دنیا هست که دیر با زود همه بهش میرسند! ما انسان ها هم میتونیم برسیم!!!

نه داداش اسمش یکه تازه که 13،14تا جتلی توشه، در مورد دنیاهای موازیه
قلمرو ممنوعه درباره ی اکسیر حیاته
هر دوتاشونم درباره جاودانه شدنه (آرزوی دیرین بشریت)
درسته که بشر با تخیلشه که به علم می رسه ولی به نظر من اگه به اندازه ی همین تخیلش دانش داشت الان خیلی از سوالات مطرح شده تو این سایت جواب قطعی داشتن.......

rezash
01-04-2011, 04:16 PM
اسم فیلم به انگلیسی"the one " میباشد که فکر کنم معنیش میشه "بی همتا".
و جت لی قدرت خیلی زیادی داره واخرش با همزادش میجنگه و نابودش میکنه وبعد میره اون دنیا.
خدا بیا مرزدش.
در کل تفکر در مورد جهانهای موازی تخیل خیلی خیلی قوی ای میخواد چون خیلی دنیای عجیبیه.
در مجله دانستنیها شماره اخیرش در این مورد مقالاتی داره ودر قسمتی عنوان میکنه داستانهایی مثل پینوکیو و نظیر این داستانهای تخیلی در این دنیاها واقعا رخ داده.
در هر صورت خیلی سخته ادم بپذیره پینوکیویی از چوب بسازی و یهو بعدش انسان شه.

169
01-04-2011, 06:06 PM
فکر کنم اون فیلم یکه تاز رو دیده باشم ولی دقیقا یادم نمیاد!:rambo:
امیدوارم شواهد جدیدی بر این نظریه ی جهان های موازی پیدا بشه!!! خوبه که انسان راه درستی رو انتخاب کرده و داره جلو میره!

jafarpour
01-25-2011, 07:13 PM
منم مطلبی راجع به سفردرزمان پیداکردم که به نظرم جالب اومدوبااجازه صاحبان این علم دراینجا اوردم
مقدمه
یکی از جالبترین افکار بشر ، ایده جابجایی در بعد زمان است. البته اگر از یک بعد دیگر به قضیه نگاه کنیم همه ما مسافر زمان هستیم. همین الان که شما این را می‌خوانید، زمان در حول و حوش و به پیش می‌رود و آینده به حال و حال به گذشته تبدیل می‌شود. نشانه‌اش هم رشد موجودات است. ما بزرگ می‌شویم و می‌میریم. پس زمان در جریان است. آلبرت انیشتین با ارائه نظریه نسبیت خاص نشان داد که این کار از نظر تئوری شدنی است. بر طبق این نظریه اگر شیئ به سرعت نور نزدیک شود گذشت زمان برایش آهسته‌تر صورت می‌گیرد. بنابراین اگر بشود با سرعت بیش از سرعت نور حرکت کرد، زمان به عقب برمی‌گردد. مانع اصلی این است که اگر جسمی به سرعت نور نزدیک شود جرم نسبی آن به بینهایت میل می‌کند؛ لذا نمی‌شود شتابی بیش از سرعت نور پیدا کرد. اما شاید یک روز این مشکل هم حل شود. برخلاف نویسنده‌ها و خیال پردازها که فکر می‌کنند سفر در زمان باید با یک ماشین انجام شود، دانشمندان بر این عقیده هستند که اینکار به کمک یک پدیده طبیعی صورت می‌گیرد. در این خصوص سه پدیده مد نظر است: سیاهچاله‌های دوار ، کرمچاله‌ها و ریسمانهای کیهانی.





سیاهچاله ماشینی برای سفر به زمان
سیاهچاله‌ها اگر یک ستاره چند برابر خورشید باشد و همه سوختش را بسوزاند، از آنجا که یک نیروی جاذبه قوی دارد لذا جرم خودش در خودش فشرده می‌شود و یک حفره سیاه رنگ مثل یک قیف درست می‌کند که نیروی جاذبه فوق العاده زیادی دارد طوری که حتی نور هم نمی‌تواند از آن فرار کند. اما این حفره‌ها بر دو نوع هستد. یک نوعشان نمی‌چرخند لذا انتهای قیف یک نقطه است. در آنجا هر جسمی که به حفره مکش شده باشه نابود می‌شود. اما یک نوع دیگر سیاهچاله نوعی است که در حال دوران است و برای همین ته قیف یک قاعده داره که به شکل حلقه است. مثل یک قیف واقعی است که ته آن باز است. همین نوع سیاهچاله است که می تواند سکوی پرتاب به آینده یا گذشته باشد. انتهای قیف به یک قیف دیگر به اسم سفیدچاله می‌رسد که درست عکس آن عمل می‌کند. یعنی هر جسمی را به شدت به بیرون پرتاب می‌کند. از همین جاست که می‌توانیم پا به زمانها و جهانهای دیگر بگذاریم.
کرم چاله ماشینی برای سفر به زمان
کرم چاله: یک سکوی دیگر گذر از زمان است که می‌تواند در عرض چند ساعت ما را چندین سال نوری جابجا کند. فرض کنید دو نفر دو طرف یک ملافه رو گرفته‌اند و می‌کشند. اگر یک توپ تنیس بر روی ملافه قرار دهیم یک انحنا در سطح ملافه به سمت توپ ایجاد می‌شود. اگر یک تیله به روی این ملافه قرار دهیم به سمت چاله‌ای که آن توپ ایجاد کرده است می‌رود. این نظر انیشتین است که کرات آسمانی در فضا و زمان انحنا ایجاد می‌کنند؛ درست مثل همان توپ روی ملافه. حالا اگر فرض کنیم فضا به صورت یک لایه دوبعدی روی یک محور تا شده باشد و بین نیمه بالا و پایین آن خالی باشد و دو جرم هم اندازه در قسمت بالا و پایین مقابل هم قرار گیرند، آن وقت حفره ای که هر دو ایجاد می کنند می تواند به همدیگر رسیده و ایجاد یک تونل کند. مثل این که یک میانبر در زمان و مکان ایجاد شده باشد. به این تونل می‌گویند کرم چاله. این امید است که یک کهکشانی که ظاهرا میلیونها سال نوری دور از ماست، از راه یک همچین تونلی بیش از چند هزار کیلومتر دور از ما نباشد. در اصل می‌شود گفت کرمچاله تونل ارتباطی بین یک سیاهچاله و یک سفیدچاله است و می‌تواند بین جهانهای موازی ارتباط برقرار کند و در نتیجه به همان ترتیب می‌تواند ما را در زمان جابجا کند.





ریسمان های کیهانی ماشینی برای گذر به زمان
آخرین راه سفر در زمان ریسمانهای کیهانی است. طبق این نظریه یک سری رشته هایی به ضخامت یک اتم در فضا وجود دارند که کل جهان را پوشش می‌دهند و تحت فشار خیلی زیادی هستند. اینها هم یک نیروی جاذبه خیلی قوی دارند که هر جسمی را سرعت می‌دهند و چون مرزهای فضا - زمان را مغشوش می‌کند، لذا می‌شود از آنها برای گذر از زمان استفاده کرد.
نقدی برای بررسی سفر به زمان
چند اشکال در این کار است، اول اینکه اصلا نفس تئوری سفر در زمان یک پارادوکس است. پارادوکس یا محال نما یعنی چیزی که نقض کننده (نقیض) خودش در درونش است. یک مثال دیگر این است که اگر من در زمان به عقب برگردم، به تاریخی که هنوز بدنیا نیامده بودم، پس چطور می‌توانم آنجا باشم. یا مثلا اگر برگردم و پدربزرگ خودم را بکشم پس من چطور بوجود آمده‌ام؟ یک راه حلی که برای این مشکل پیدا شده است، نظریه جهانهای موازی است. طبق این نظریه امکان دارد چندین جهان وجود داشته باشد که مشابه جهان ماست، اما ترتیب وقایع در آنها فرق می‌کند. پس وقتی که به عقب بر می‌گردیم در یک جهان دیگر وجود داریم نه در جهانی که در آن هستیم. طبق این نظریه بینهایت جهان موازی وجود دارد و ما هر دست کاری که در گذشته انجام بدهیم یک جهان جدید پدید می‌آید.

Milad.n
02-01-2011, 12:22 AM
با سلام خدمت دوستان
مشخصه که دوستان علاقه س زیادی به نسبیت دارند.من فقط به یه نکته اشاره کنم که طبق تبدیلات لورنتس دسترسی به سرعت های بیشتر از سرعت نور غیر ممکنه.ما حتی اگه به سرعت نور هم برسیم دیگه ماهیت خودمون رو از دست میدیم.طبق اصل نسبیت سرعت نور در تمام دستگاه های لخت بدون تغییر و برابر c است.یعنی اگه شما با سرعت c/2 در حرکت باشید باز هم سرعت نور رو c اندازه می گیرید.پس امکان نداره که بتونید خودتون رو ببینید.چون نور بازتابیده شده از شما باز هم با سرعت c از کنار شما عبور می کند !!!!

jafarpour
02-02-2011, 10:22 PM
سلام اقامیلاد.اگرنشه بیشترازسرعت نور رفت پس چطورمیشه که به وسیله سیاه چاله وسفیدچاله که باهم1طونل ارتباطی میسازن مسافت طولانی رابازمان فوق العاده کم سیرکرد{یابوسیله کرم چاله}

saturn
02-03-2011, 11:47 PM
سلام من فکر کنم نظریه ی سفر در زمان بوسیله ی سياه چاله توسط هاوکینگ نغز شد (آخر کتاب جهان در پوست گردو)

Milad.n
02-05-2011, 12:17 AM
با سلام
از تاخیر پاسخ معذرت می خوام.
ما معتقدیم که نمی شه با سرعتی بیش از سرعت نور حرکت کرد اما راجع به رسیدن به سرعت نور چیزی نمی گیم.یعنی شاید بشه با سرعت نور حرکت کرد.اگه با سرعت نور حرکت کنیم زمان برای ما صفر می شه و گذر زمان بی معنی میشه.البته تمام جرم ما به انرژی تبدیل می شه.پس طبق فرضیه های کرم چاله میشه بدون گذر زمان از جایی به جای دیگه رفت.این فرضیه هنوز نقض نشده

Milad.n
02-05-2011, 02:26 PM
عرض سلام دارم خدمت همه ی دوستان
ابتدای بحث خیلی عالی بود اما کم کم به یک تاپیک سینمایی تبدیل شد.البته اونم به جای خودش خوب بود.من که اسم چند فیلم مرتبط یاد گرفتم!!
اگر رفرنس نظریه ی بیگ بنگ رو مطالعه کرده باشید حتما به یاد دارید که جهان اولیه ی ما 10 بعدی بوده که در انفجار بزرگ 4 بعد آن(3 بعد فضا و 1 بعد زمان) از آن جدا شده.دقت داشته باشید که ده بعدی بودن دنیا از محاسبات تحلیل تانسوری بیگ بنگ به دست آمده و منشا فرضیه ای ندارد.بعد از این محاسبات بود که تحقیقات بر روی جهان های موازی شکل گرفت.تا جایی که من اطلاع دارم سفر به این ابعاد گمشده بدون خروج از بعد زمان میسر نیست و خروج از زمان هم در گروی رسیدن به سرعت رویایی ی نور است که در تاپیک سفر در زمان بیشتر در مورد اون بحث شده

gandom
02-05-2011, 05:23 PM
من یادم میاد یه مستندی داشتم می دیدم ولی توی واقعی بودنش شک دارم:
طبق نظریه ی نسبیت خاص(؟) انیشتین اگه فردی بره درون یه سیاهچاله و برگرده به زمانی که حداقل نطفه اش وجود داشته می تونه دوباره برگرده ولی اگه برگرده به زمانی که هیچ اثری از اون نبوده نمی تونه به زمان حال برگرده. و این مستند در مورد سفر در زمان بود.

Milad.n
02-05-2011, 08:55 PM
شما باید ببینید که این مستند تحت نظر چه کسی ساخته شده متاسفانه جدیدا مستند های تجاری زیادی ساخته میشه که صحت علمی نداره.نکته ی اصلی مستندی که شما دیدین اینه که بازگشت به گذشته فقط در صورتی امکان داره که پاهامون رو از گلیممون دراز تر کنیم و از سرعت نور فراتر بریم !!! که این هم خلاف مخروط نوریه

jafarpour
02-05-2011, 11:45 PM
خواهش میکنم اقامیلاد منظورم این که اگربتونیم باسرعت نورحرکت کنیم بازنمیتونیم نیازمون به سفرهای طولانی مان برطرف بشه بتازه کرم چاله یاسیاه چاله ها چه جوری دونقطه ی دوررابهم نزدیک میکنه.
باتشکر

Milad.n
02-06-2011, 02:09 AM
من دقیق متوجه منظورتون نشدم.
وقتی به سرعت نور رسیدیم زمان صفر میشه و وقتی زمان صفر شد یعنی بدون گذر زمان از یه جایی به جای دیگه رفتیم.هر قسمتی که ملموس نیست بفرمایید تا کامل ترش کنم

Hojjat Zafarkhah
02-06-2011, 01:10 PM
با اجازه دوستان منم يه اظهار نظري بكنم!!!!

اگه با اين علمي كه الان در دست داريم حساب كنيم حرف آقا ميلاد درسته يعني"اگه با سرعت نور حركت كنيم زمان صفر ميشه و سرعتي بيشتر از سرعت نور نمي شه رفت "!!!!!


اما نظريه فوق نسبيه!!!!!


يعني اينكه علم ما هنوز كامل نيست و فقط ميتونيم در مورد سفر در زمان بصورت تخيل نگاه كنيم!!!!

و وقتي سير تصاعدي و تكاملي علم به اونجايي رسيد كه توان سفر با سرعتي بيش از سرعت نور رو داشتيم اون وقت ديگه نظريه فوق براي ما يه نوع نظريه خنده آوري خواهد شد!!!!!



يعني (در آينده اي دور يا نزديك) مي شه با سرعتي بيشتر از سرعت نور حركت كرد و سفر در زمان را تحقق بخشيد!!!!!!!!


فقط تلاش و زمان نياز است!!!!!

Milad.n
02-07-2011, 11:06 PM
من هم تا حدی به اینکه شاید بشه از سرعت نور فراتر رفت تو ذهن خودم اعتقاد دارم ولی نمی تونم بیان کنم چون تا نتونم با منطق ریاضی بیان کنم کسی از من نمی پذیره.منطق ریاضی تا سرعت نور رو توجیه می کنه اما بعد از اون دیگه نه.البته تا الان به 60% سرعت نور رسیدن

mh.noori
02-08-2011, 09:30 AM
من هم تا حدی به اینکه شاید بشه از سرعت نور فراتر رفت تو ذهن خودم اعتقاد دارم ولی نمی تونم بیان کنم چون تا نتونم با منطق ریاضی بیان کنم کسی از من نمی پذیره.منطق ریاضی تا سرعت نور رو توجیه می کنه اما بعد از اون دیگه نه.البته تا الان به 60% سرعت نور رسیدن


اگر ممکنه بیشتر توضیح بدین .

Milad.n
02-08-2011, 12:23 PM
ببینید دوستان یک شخصیت علمی باید برای بیان هر مطلبی با زبان علم و منطق صحبت کنه.شاید دانشمندان گذشته خیای از مباحث علم امروز رو حدس می زدند و در ذهن خود حلاجی می کردن اما تا وقتی که با زبان علم بیان نمی شد کسی ازشون نمی پذیرفت.منظور من هم همینه.ما هرچی بخواهیم بگیم(مثلا بگیم که میشه از سرعت نور فراتر رفت یا خارج از کیهان ما جهانی دیگر وجود دارد) باید با زبان علمی بیان کنیم.هیچ نمیپذیرفت که امکان این وجود دارد که طول یک خط کش 10 سانتی رو که دو نفر اندازه بگیرند و هر کدوم یه عددی بدست بیارن اما انیشتین با تبدیلات لورنتس نشون داد که امکان پذیره

jafarpour
02-09-2011, 11:30 PM
تشکرازهمه ی دوستان که نظراتشون دادن
به نظرمن موضوع<<زمان صفردرسرعت نور>>نیازبه تعریف ذرست زمان رادارد.به نظرمن زمان یعنی درجابجایی بین دومکان واحدی صرف میشودبه اسم زمان.حالااگرباسرعت نورحرکت کنیم فاصله ی300000کیلومتری را1ثانیه میریم اگرزمان اینجوری تعریف کنیم درسرعت نورباززمان صفرنمیشود.
اگردوستان من تعریفی اززمان دارن لطفا بگن
باتشکر

Astronomer
02-09-2011, 11:45 PM
سلام!
اين چندمين تاپيكي است كه با مفهوم زمان مشكل دارد نمي دانم!!!

خوب همونطور كه در تاپيك هاي ديگه اي هم گفتيم واقعا چيزي به نام زمان و حتي چيزي به نام فضا وجود ندارد و اين نياز انسان براي درك و تحليل امور غير دهني است!

ببينيد، انسان نمي تواند چيزي درمورد زمان بگويد چون واقعا وجود ندارد!
چون چيزي نبود كه وجود داشته باشد و انسان اون رو كشف كنه بلكه براي حل يكسري محسوسات به اون نياز داشت و با توهم خود آن را ساخت!!!

jafarpour
02-09-2011, 11:58 PM
سلام.
پس اگرزمان وجودنداره پس چه جوری گفتن بعدچهارم به اسم زمان است.
باتشکرید

Astronomer
02-10-2011, 12:25 AM
سلام.
پس اگرزمان وجودنداره پس چه جوری گفتن بعدچهارم به اسم زمان است.
باتشکرید
خوب دوست عزيز! من گفتم ما در 3بعد فضا هم مشكل داريم، فضا هم يك مفهوم موهومي است و براي نياز ذهن ما در درك امور غير ذهني وهم شده! چه برسه به 4بعد!!!

فلاسفه ميگن ذهن انسان محدوده و براي درك يك پديده اگر ذهني باشد بايد 12 مؤلفه در آن اعمال شود تا در ذهن بگنجد و بتوان آن را درك كرد و تحليلي ارائه داد! اگر هم غير ذهني باشد، به 2چيز: فضا و زمان!!!

بحث در اين باره زياده و بهتره با اين پايه اي كه فلاسفه چيدن تا فيزيك روي اون به اوج برسه رو فعلا رها كنيم و به فيزيك بپردازيم!!!

فقط يك چيز بگم و تمام،اگر تونستيد تعريفي صحيح از فضا، زمان، جرم و... ارائه بديد ما رو هم خبر كنيد چون همش يه سري صفتند كه نسبت داده شده خودشون هم نمي دونن چرا اينا هست؟ الآن فيزيكدان ها در سرن بدنبال ذره بنيادي هيگز اند، ذره اي كه جرم داشتن يك ذره از اون ناشي ميشه!!! كلا بيخيال!!!

Milad.n
02-10-2011, 12:43 AM
خوب من هم راجع به زمان این رو بگم که همون طور که دوستمون گفتن زمان یه مختصه ایه که ما برای تعریف پدیده های اطراف به اون نیاز داریم.شناخت ما از زمان به نسبت کمتر از مکانه یعنی ما مکان رو بهتر از زمان شناختیم و درک خواص زمان برامون سخت تره.در حدی که ما نیاز به مفهوم زمان داریم همین بس که به عنوان یک متغیر برای توصیف رویداد های جهان به اون نیاز داریم و این متغیر مستقل بودن ابعاد مکان رو به هم زده.
حالا فقط باید بتونیم تبدیلات لورنتس رو درک کنیم.من نمی دونم سطح تحصیلات دوستان چقدره اما اگه لازمه بگید تا من راجع به تبدیلات لورنتس بیشتر توضیح بدم

na3r
02-12-2011, 06:43 PM
http://na3r.20upload.net/files/1389/bahman/time-travel-jpg.jpg

http://452388.20upload.net/files/shahrivar/12844441572.jpg

شاگرد:
- به هیچ وجه باورم نمی شه که تا ساعاتی بعد، کوششهای شما برای سفر در زمان به نتیجه می رسه. واقعا که شاهکار بی نظیریه.
دانشمند:
- دقیقا همینطوره. خودت شاهد بودی که سالها روی این پروژه کار کردم. هرچند که بخاطر مخفی بودن اون، از خیلی کمکها محروم شدم. ولی به هرحال آنرا به انجام رساندم.
- با اینکه تنها کسی بودم که در جریان جزء به جزء کارهاتون قرار داشتم، ولی هنوز هم به لحاظ تئوریک نمی دونم اون رو درک کنم. کاری ندارم به اینکه ماشین زمان شما چطوری کار می کنه … (و لبخندی می زنه و ادامه می ده) هرچند که می دونم اگه ازتون بپرسم هم تا لحظۀ آزمایش، جوابی نمی گیرم. با اینحال هنوز هم دوست دارم پارادوکسهای سفر در زمان برام حل بشه.
- می دونی پسرم. مشکل تو اینه که درک فلسفی ت از قضیه ضعیفه. موضوع زمان - در حال حاضر - بیشتر از اونی که به لحاظ تجربی و محاسباتی قابل درک باشه، یک مفهوم فلسفی و ماوراء طبیعه محسوب می شه. به همین جهت هم توضیح فرآیندی که رخ می ده، حتی برای من هم مشکله. از طرفی بخاطر الکن بودن زبان - در بیان حقیقت - اونچه که بیان می کنم نیز پر از اشکال و کاستی هست. موضوع، مشابه انسانهای ماقبلی است که وقتی سفاین فضایی بر آنها وارد می شدن، ناچار بودن از واژه هایی که در دسترسشون بود استفاده کنن. اونها ارابۀ خدایان رو می دیدن که با اسبهای آتشین حمل می شدن و هنگام عصبانیت صاعقه پرتاب می کردن...

برای خواندن ادامه داستان می تونین PDF زیر (http://s1.picofile.com/file/6345548288/time_travelmany_dimentions.pdf.html) رو دانلود کنین...
http://s1.picofile.com/file/6345548288/time_travelmany_dimentions.pdf.html -

---------
خوندن این داستان رو به همه ی علاقمندان این تاپیک پیشنهاد می کنم.

parisa
02-13-2011, 10:04 AM
ممنون ،خيلي مقاله ي جالبي بود كه كلي آدم رو به فكر فرو مي برد
ميشه اسم اين دانشمند رو اگه وجود خارجي داره بفرماييد؟؟؟؟؟؟؟؟

na3r
02-13-2011, 06:55 PM
ممنون ،خيلي مقاله ي جالبي بود كه كلي آدم رو به فكر فرو مي برد
ميشه اسم اين دانشمند رو اگه وجود خارجي داره بفرماييد؟؟؟؟؟؟؟؟
تا جایی که من اطلاع دارم، داستان و دو شخصیت شاگرد و استاد کاملا ذهنی بوده و وجود خارجی ندارند.

jafarpour
02-14-2011, 10:17 PM
خوب من هم راجع به زمان این رو بگم که همون طور که دوستمون گفتن زمان یه مختصه ایه که ما برای تعریف پدیده های اطراف به اون نیاز داریم.شناخت ما از زمان به نسبت کمتر از مکانه یعنی ما مکان رو بهتر از زمان شناختیم و درک خواص زمان برامون سخت تره.در حدی که ما نیاز به مفهوم زمان داریم همین بس که به عنوان یک متغیر برای توصیف رویداد های جهان به اون نیاز داریم و این متغیر مستقل بودن ابعاد مکان رو به هم زده.
حالا فقط باید بتونیم تبدیلات لورنتس رو درک کنیم.من نمی دونم سطح تحصیلات دوستان چقدره اما اگه لازمه بگید تا من راجع به تبدیلات لورنتس بیشتر توضیح بدم

لطفا این تبدیلات رابگین
باتشکر

Milad.n
02-17-2011, 02:32 AM
تبدیلات لورنتس به طور کلی ارتباط دهنده ی کمیات مکان و زمان به سرعت است
یعنی این تبدیلات اختلاف در مقدار اندازه گیری شده ی کمیت های مکان و زمان که ناشی از داشتن سرعت است را بیان می دارد.که روابط آن به شکل زیر است:
http://up.iranblog.com/images/wfqwdgk2oufmfmvxrn8x.jpg
Cسرعت نور ، V سرعت ناظر دوم از دید ناظر ساکن اول،tزمان برای ناظر اول،'tزمان برای ناظر دوم،xمکان ناظر اول ، 'x مکان ناظر دوم

البته چند رابطه ی فرعی نیز وجود دارد اما می توان گفت این دو رابطه سرآغاز روابط نسبیتی است.

با کمی دقت در این فرمول ها می توان به این نتیجه ی مهم پی برد که در سرعت های بسیار پائین و نزدیک به صفر این فرمول ها به روابط کلاسیکی متناظر تبدیل می شود که گواه خوبی برای صحت این روابط نیز هست.

rasool karimi
07-05-2011, 06:19 PM
از نظر من سفر در زمان مردود است .
درسته که با نزدیک شده به سرعت نور زمان کند می شود اما شکستن بعد زمان امکان پذیر نیست .
فرضیه ای جدیدا در دو مرکز سویس و امریکا به طور هم زمان در حال انجام است که ببینند می توانند توسک مارپیچ چاله ها در بعد زمان تغییر ایجاد کنند ؟ قابل توجه دوستان بنده تضمین می کنم که این طرح محکوم به شکست است .

rasool karimi
07-09-2011, 07:18 PM
برای درک بهتر مفهوم جهان های موازی باید نظریه تار و ابر ریسمان را با گوانتم ترکیب کنید آن وقت خیلی چیزها روشن می شود .
دوستان در مورد جهان های موازی تصوری شبیه به شنا ور بودن حبابهایی در اقیانوس را داشتند اما اگر واقعیت را بخواید جهان های موازی شبیه به لایه هاای نازک است .

rasool karimi
07-09-2011, 07:23 PM
عرض سلام دارم خدمت همه ی دوستان
ابتدای بحث خیلی عالی بود اما کم کم به یک تاپیک سینمایی تبدیل شد.البته اونم به جای خودش خوب بود.من که اسم چند فیلم مرتبط یاد گرفتم!!
اگر رفرنس نظریه ی بیگ بنگ رو مطالعه کرده باشید حتما به یاد دارید که جهان اولیه ی ما 10 بعدی بوده که در انفجار بزرگ 4 بعد آن(3 بعد فضا و 1 بعد زمان) از آن جدا شده.دقت داشته باشید که ده بعدی بودن دنیا از محاسبات تحلیل تانسوری بیگ بنگ به دست آمده و منشا فرضیه ای ندارد.بعد از این محاسبات بود که تحقیقات بر روی جهان های موازی شکل گرفت.تا جایی که من اطلاع دارم سفر به این ابعاد گمشده بدون خروج از بعد زمان میسر نیست و خروج از زمان هم در گروی رسیدن به سرعت رویایی ی نور است که در تاپیک سفر در زمان بیشتر در مورد اون بحث شده

در مورد ابعاد فضا مطالعات جدید نشان داده که 11 بعد مکان و یک بعد زمان وجود دارد .
جالب اینجاست که بدانید بعد زمان غیر قابل تغییر و بعد های مکان قابل تغییر هستند پس می توان نتیجه گرفت که جهانهای موازی می تواند به یکدیگر ارتباط داشته باشند .
ضمنا ابعاد مکانی در هر جهان موازی با جهان های دیگر متفاوت است به همین دلیل وجود آنها تقریبا مخفی است .

galaxy 1996
07-09-2011, 09:00 PM
دوستان همه به بنده توجه کنید.http://www.barsa.co/images/smilies/Laie_221.gifhttp://www.barsa.co/images/smilies/wavesmile.gif
سلام.
کسی فیلم بمان رو دیده دیده؟
به انگلیسی میشه stay.http://www.barsa.co/images/smilies/cowboysmile.gif
هرکی دیده بگه.
مرسی از توجهتون.http://www.barsa.co/images/smilies/solh1.gifhttp://www.barsa.co/images/smilies/nishkhand1.gif

rezash
08-10-2011, 01:08 PM
آخرین تحقیقات درباره سفر در زمان/ واقعیتهای ماشین زمان از دیدگاه فیزیک


سفر در زمان به عنوان یکی از مهیج ترین موضوعات مورد توجه ذهن انسان معاصر بیش از یک سده است که از یک طرف از سوی نویسندگان داستانهای علمی تخیلی و فیلمسازان و از طرف دیگر از سوی فیزیکدانان مورد بررسی قرار گرفته است. به گزارش خبرنگار مهر، سفر در زمان بی شک یکی از اساسی ترین گنجینه های علمی تخیلی است. در سال 1895 "اچ. جی. ولز" با رمان معروف "ماشین زمان" مفاهیم علمی جدیدی را بنیان نهاد که در طول بیش از یک قرن به مهمترین دغدغه ذهنی انسان تبدیل شده است.
خارج از داستانهای علمی تخیلی، بسیاری از دانشمندان نیز در سده اخیر به دنبال نظریه هایی در تائید امکان و یا حتی انجام این سفر مهیج بوده اند.
در این میان نظریه نسبیت عمومی انیشتین بیش از همه حائز اهمیت است. در حقیقت خاصیت نور در نسبیت عمومی، نسبیت خاص، جاذبه عمومی و مکانیک کوانتوم این فکر را ایجاد می کند که شاید سفر در زمان ممکن باشد.
هرچند نتایج این نظریه ها تاکنون برای کسی یا چیزی امکان عقب و جلو رفتن در زمان را فراهم نکرده اما به نویسندگان جدید اجازه داده است که با پایه های "علمی تری" در آثار خود به بررسی این مقوله بپردازند.
سفر در زمان چیست
سفر در زمان، جابجایی فرضی در دوره های مختلف زمانی به سمت گذشته و یا آینده است. تا به امروز، بعضی از نظریه های علمی، سفر در زمان را امکانپذیر می دانند اما تنها در شرایط سختی که هنوز با فناوریهای کنونی دستیابی به آنها غیرممکن است.

نظریه نسبیت خاص که انیشتین در 1950 ارائه کرد پدیده انبساط زمان را در بوته آزمایش می گذارد و به خصوص نشان می دهد ناظرانی که با سرعت نزدیک به سرعت نور (299792.458 کیلومتر بر ثانیه) جابجا می شوند می توانند انبساط زمان را درک کنند.

به نظر می رسد این پدیده که تاکنون توسط آزمایشات متعددی بررسی شده است بتواند در آینده دری را به سوی فرضیه جابجایی در زمان بگشاید. اما لازم به یادآوری است که این سفر احتمالاً به ایده سفر در زمان که در داستانهای علمی تخیلی دیده می شود هیچ شباهتی ندارد.

سفر در زمان در داستانها و در تصور عمومی به عنوان تمحیدی شناخته می شود که هر دو روش سفر به آینده با سرعتی بسیار بالا و سفر به اعصار گذشته را در بر می گیرد. این درحالی است که از دیدگاه علمی، موضوع کمی پیچیده تر است.

در جستجوی ماشین زمان

ماشین زمان "کلاسیک" که در سینما و در داستانهای علمی تخیلی استفاده می شود ظاهری شبیه به یک خودروی معمولی و یا دستگاهی در ابعاد یک اتاق کوچک دارد. به طوریکه فرد وارد آن می شود، پارامترهای سفر را در دستگاههای ویژه ای تعیین می کند، ماشین را روشن می کند و پس از چند ثانیه از صحنه خارج شده و وارد دوره زمانی مورد نظر خود می شود.

درحالی که در عرصه فیزیک، آزمایش ایده آل سفر در زمان تنها برای بررسی نظریات علمی چون نسبیت خاص، نسبیت عمومی و مکانیک کوانتوم استفاده می شود.

نظریه های نسبیت انیشتین تا به امروز بزرگترین ابزارهایی هستند که ما برای فرض کردن و متصور شدن شرایط ممکن سفر در زمان در اختیار داریم.

یکی از اصول بنیادی در این نظریه ها ثابت سرعت نور در خلاء است. این اصل اجازه داده است که سه شرط مرتبط با امکان سفر در زمان را شناسایی کنیم.

1- در سرعت زیر سرعت نور در خلاء، اجسام دارای جرم چه در حالت سکون و چه در حالت شتاب بالای صفر، وجود دارند. این اجسام می توانند تنها در فضا و نه در زمان به عقب و جلو حرکت کنند. (در جهان ما جهت زمان از پیش تعیین شده است و از گذشته به آینده می رود).

2- در سرعت برابر با سرعت نور، فضا و زمان حذف می شوند: فوتون دارای جرم در این سرعت می تواند بدون "لَختی" (اینرسی) حرکت کند. در سرعت نور، انقباض زمان، صفر و انبساط فضا نامحدود است. در این شرایط، شناسایی موقعیت جسم در چهار مختصات غیرممکن است: مختصات زمانی متوقف می شود. بنابراین ساعت در سرعت نور به طور مرتب تنها یک زمان را نشان می دهد.

از نظر مختصات فضایی، در این شرایط جسم همزمان در همه جا هست و در یک حضور ابدی قرار دارد همچنین، جسم دارای جرم بیش از جرم فوتون نمی تواند به سرعت نور برسد و بنابراین هیچ چیز سریعتر از نور نیست.

3- در سرعت فراتر از سرعت نور، جسم فرضی هم در حالت سکون و هم در حالت شتاب تنها می تواند دارای یک جرم مجازی باشد. این جسم می تواند در فضایی حرکت کند که هنوز وجود ندارد. در حقیقت قادر است در یک "فضای منفی" و در یک "زمان وارونه" حرکت کند و توالی زمانی اش از آینده به گذشته برود.

از این رو، برپایه نظریه های نسبیت انیشتین برای اجسام دارای جرم، سفرهای زمانیِ قابل قیاس با تجربیات انسانی تنها برای اجسامی ممکن است که با سرعت متناسب با سرعت نور در خلاء و یا در میدانهای گرانشی بالا (میدان گرانشی در نزدیکی یک سیاه چاله یا ستاره نوترونی) حرکت کنند. در این موارد، جریان زمان به شدت تحت تاثیر قرار می گیرد و حتی در شرایط خاصی برای مثال در نزدیکی افق حوادث متوقف شود.

افق حوادث، منطقه‌ای از فضازمان است که در آنجا تمام مرزهای فضا به شدت تحت تأثیر سیاه‌ چاله قرار می گیرد و اگر جسمی وارد این منطقه شود، سرانجام بروی تکینگی یا مرکز سیاه چاله سقوط می‌کند. افق حوادث بخشی از مناطق خارجی سیاه چاله است.

تکینگی به مرکز یک سیاه چاله گفته می شود. در این منطقه تمام جرم سیاه چاله متراکم شده و چگالی آن به بی نهایت می رسد.

سفر در زمان از طریق سیاه چاله ها

سیاه چاله ها اجرامی فیزیکی هستند که در آنها ماده و میدان گرانشی در حداکثر تراکم و چگالی قرار دارد. در این سیاه چاله ها امکان ایجاد "پل های فضا- زمان" که همچنین با عنوان "پل انیشتین- روزن" شناخته می شود وجود دارد.

در اینجا، برای درک بهتر مفهوم "زمان تحت تاثیر گرانش"، فضا- زمان به عنوان یک ورقه کاملاً الاستیک معرفی می شود که می تواند به آسانی خم و راست شود و "خمیدگی فضا- زمان" را بسازد. گرانش از بدشکلی این ورقه یا خمیدگی فضا- زمان پدید می آید. درحالی که زمان می تواند به عنوان شیب این ورقه که در نزدیکی لبه ها منبسط شده و کش آمده است دیده شود.

برپایه نظریه های انیشتین، هیچ چیز نمی تواند در خلاء فراتر از سرعت نور برود، اما در این نظریه ها هیچ محدودیتی درباره شدت میدان گرانشی در بدشکلی فضا- زمان وجود ندارد. بنابراین، ساخت ماشینی برای سفر در زمان باید برپایه فرضیه بدشکلیهای فضا- زمان و نه نسبیت ها باشند.

یک نمونه از دستگاههای فضا- زمان که قادر است سفرهای در زمان را حتی به سوی عقب امکانپذیر کند "پل انیشتین- روزن" است.

پل انیشتین- روزن

این پل با عنوان "کرم- چاله" (wormhole) نیز شناخته می شود. کرم چاله یک ویژگی مکان نگر فرضی از فضا- زمان و یک نوع راه میانبر از یک نقطه جهان به نقطه ای دیگر است. این پل اجازه می دهد که سفر در میان این دو نقطه انجام شود.

به این کرم چاله "تونل گرانشی" نیز گفته می شود. این تکینگی گرانشی از فضا- زمان که حداقل دو انتها دارد به یک عبورگاه فرعی متصل می شود. این عبورگاه یا تونل واحد می تواند وسیله لازم برای سفر از یک انتها به انتهای دیگر کرم چاله را میسر کند.

مشکلات فرضیه استفاده از سیاه چاله به عنوان یک "ماشین زمان"

سیاه چاله ها، تنها اجسام حاضر در طبیعت هستند که می توانند امکان سفر در زمان را فراهم کنند. باوجود این، مشکلاتی در استفاده از وسیله طبیعی به عنوان ماشین زمان وجود دارد.

1- سیاه چاله ها در جهان تعداد زیاد و ابعاد بسیار متنوعی دارند. اما اثرات گرانشی این اجرام حتی قبل از رسیدن به افق حوادث نیز بسیار چشمگیر است و بنابراین اندازه گیری جرم تکینگی مرکزی که پهنای افق حوادث به آن بستگی دارد چندان آسان نیست. به طوریکه حتی یک خطای جزئی در محاسبات مربوط به تکینگی می تواند آزمایشگر فرضی را به داخل سیاه چاله بیندازد و برای همیشه آن را در این منطقه زندانی کند.

2- در همسایگی منظومه خورشیدی هیچ سیاه چاله ای که بتواند به عنوان یک ماشین زمان احتمالی مورد استفاده قرار گیرد وجود ندارد.

3- فناوریهای کنونی قادر نیستند سیاه چاله های مصنوعی را در آزمایشگاه ایجاد کنند.

استفان هاوکینگ سفر در زمان را امکانپذیر می داند

استفان هاوکینگ، دانشمند انگلیسی و فیزیکدان دانشگاه کمبریج است که شهرت خود را به خاطر تحقیقاتی به دست آورده که در عرصه گرانش کوانتومی، "افق حوادث" و "تکینگی" فضا- زمان در سیاه چاله ها انجام داده است در سال 2010 در یک فیلم مستند با عنوان "جهان استفان هاوکینگ" که از شبکه دیسکاوری پخش شد اظهار داشت که از چند راه می توان از مانع زمان عبور کرد.

به اعتقاد هاوکینگ، زمانی خواهد رسید که فضاپیماها به اندازه ای سریع خواهند شد که زمان را برای کسی که سوار آنها است آهسته خواهند کرد. این فضاپیما قادر است از تئوری انیشتین فراتر رود و در زمان سفر کند، حتی اگر این سفر در زمان تنها به سوی آینده باشد.

این فضاپیما برای رسیدن به 98 درصد از سرعت نور به شش سال زمان نیاز دارد. پس از رسیدن به این سرعت، طول یک روز در این فضاپیما برابر با طول یکسال در زمین خواهد شد. به این ترتیب، سرنشینان می توانند جلوتر از زمان حرکت کنند.

این درحالی است که سفر به گذشته ممکن نیست. چراکه قانونی بنیادی را که بیان می دارد "علت بر معلول مقدم است" را نقض می کند. در واقع، سفر به گذشته نوعی نابود کردن وجود خود است.

وی توضیح داد: "اکنون به کمک شتابگرهای ذرات می دانیم که زمان برای اجسامی که با سرعت بالا حرکت می کنند آهسته می شود. امروز می توانیم در برخورد دهنده بزرگ هادرون (LHC) در سرن ژنو یک ذره کوچک را با 99.99 درصد از سرعت نور حرکت دهیم که این زمان تنها کسری از زمان ما است. درصورتیکه یک فضاپیمای به اندازه کافی سریع را بسازیم این فضاپیما می تواند در طول زندگی سرنشینان خود به تعداد بسیاری از ستارگان دیگر برسد درحالی که زمین دو و نیم میلیارد سال را پشت سر گذاشته است."

هاوکینگ افزود:" برای رسیدن به چنین شتاب و سرعتی انسان باید در فضا باشد. سریعترین سفر فضایی انسانها یعنی سفر آپولو 10 با سرعت 40 هزار و 233 کیلومتر بر ساعت بوده است. درحالی که برای سفر به زمان باید با سرعتی 10 برابر این سرعت در فضا حرکت کرد و برای عملی شدن آن به فضاپیمایی بسیار بزرگتر نیاز خواهد بود تا بتواند مقادیر زیادی سوخت را برای تامین انرژی مورد نیاز چنین سرعتی حمل کند. از نظر تئوری تنها می توانیم در طول عمر خود یکبار به سفری بسیار دوردست برویم، سفری کوتاه به مرز کهکشان راه شیری به تنهایی به 80 سال زمان نیاز خواهد داشت."

این فیزیکدان انگلیسی معتقد است که در آن روز، نظریه نسبیت انیشتین منسوخ خواهد شد. این درحالی است که آزمایشاتی که تاکنون در بررسی این نظریه انجام شده اند همگی مهر تائیدی بر پیش بینی های انیشتین بوده اند.

تائید نظریه انیشتین و رد امکان سفر در زمان

در روزهای اخیر، گروهی از پژوهشگران دانشگاه علم و فناوری هنگ کنگ با انجام تحقیقاتی درباره فوتونهای مجزای نور ضمن تائید تئوری انیشتین درباره سرعت نور در خلاء حرف آخر درباره احتمال تحقق رویای سفر در زمان را زدند.

این تیم تحقیقاتی نشان دادند همانطور که آلبرت انیشتین در نظریه نسبیت عمومی تعیین کرده بود، هیچ چیز سریعتر از نور نیست.

درحقیقت احتمال انجام سفر در زمان با امکان حرکت سریعتر از سرعت نور ارتباط دارد. یک دهه قبل گروهی از دانشمندان پالسهایی از سرعت مافوق نور را کشف کردند.

هرچند این کشف تنها یک "اثر اپتیکی" بود این تردید را به وجود آورد که سرعت حرکت یک فوتون مجزا به چند روش می تواند از سرعت نور بیشتر شود.

اکنون فیزیکدانان هنگ کنگی موفق شدند با دقت بالایی سرعت حرکت یک فوتون مجزا را اندازه گیری کنند. نتایج این بررسیها نشان داد که حتی یک فوتون مجزا که واحد پایه نور است همانند سرعت فاز امواج الکترومغناطیس محدود به سرعت نور است.

به عبارت دیگر، حتی فوتونهای مجزا نیز نمی توانند سریعتر از سرعت نور حرکت کنند. به طور خلاصله، این بار نیز انیشتین حق داشت و بنابراین سفر در زمان غیرممکن است.

در این تحقیق، فرضیه سفر در زمان رد شده است اما هنوز آزمایشات دیگری پیش روی دانشمندان وجود دارد.

Mojtaba.M
08-10-2011, 03:15 PM
ببخشید اگه مثلا من بخوام در زمان سفر کنم باید سرعت خاصی داشته باشم .....؟

این سوال یه ذره عجیب غریبه ولی من نمیدونم که اصلا همچین چیزی میشه یا نه .آخه من هفته ی پیش یه مقاله ای رو در مورد همین موضوع خوندم از دانشگاه آکسفورد که میگفت پژوهشگرا تازه دارن روی این کار تحقیق میکنن.

solh
08-11-2011, 12:18 AM
خوب من هم راجع به زمان این رو بگم که همون طور که دوستمون گفتن زمان یه مختصه ایه که ما برای تعریف پدیده های اطراف به اون نیاز داریم.شناخت ما از زمان به نسبت کمتر از مکانه یعنی ما مکان رو بهتر از زمان شناختیم و درک خواص زمان برامون سخت تره.در حدی که ما نیاز به مفهوم زمان داریم همین بس که به عنوان یک متغیر برای توصیف رویداد های جهان به اون نیاز داریم و این متغیر مستقل بودن ابعاد مکان رو به هم زده.
حالا فقط باید بتونیم تبدیلات لورنتس رو درک کنیم.من نمی دونم سطح تحصیلات دوستان چقدره اما اگه لازمه بگید تا من راجع به تبدیلات لورنتس بیشتر توضیح بدم
گفتنش ضرر نداره

الفا قنطورس
08-17-2011, 02:38 PM
در مورد جهان های موازی یک سوال داشتم ایا وجود کرم چاله ها اثبات شده

پیمان اکبرنیا
08-17-2011, 03:35 PM
لطفا اگر خبر یا نظریه می گذارید منبع هم ذکر کنید. لینکش رو بذارید تا بتونیم بحث کنیم.

امکان وجود جهان های موازی وجود داره ولی تا کنون من خبری ندیدم که چنین چیزی اثبات شده باشه. ممکنه باشه ولی ما تا ابد نفهمیم چون جهان های موازی میتونن به هم راهی نداشته باشند! اگر وصل بودند که متقاطع میشد نه موازی.

کرم چاله ها هم از نظر تئوری وجود دارند ولی برای ایجادشون به گرانشی در حد ستاره های نوترونی نیاز دارند و محاسبات نشون میده اگر به وجود بیایند هم اصلا پایدار نیستند و به سرعت ناپدید میشوند.

الفا قنطورس
08-23-2011, 02:03 PM
سلام دوباره منظور من از اثبات کرو چاله ها به صورت عملی بود نه طئوری همان طور که میدانید در شتاب دهنده پروتنی ال.اچ.سی ان موضوع مورد بررسی است اما من از نتایج ازمایش خبری ندارم
ممنون

پیمان اکبرنیا
08-23-2011, 03:42 PM
راستش تا جایی که من خبر دارم شتاب دهنده برنامه ای برای بررسی یا ایجاد کرم چاله نداره! اگر شخصی خبری در این رابطه داره اعلام کنه

شهناز
08-24-2011, 12:23 AM
باسلام خدمت دوستان عزیز
من عضو جدید انجمن هستم و اطلاعات کافی نسبت به فیزیک یا نجوم ندارم اما بینهایت به هردو این مسائل علاقه مندم .
اما در مورد جهان های موازی : من معتقدم جهانی دیگر اگر وجود داشته باشه که فکر می کنم داره ، انسان با اینکه اشرف مخلوقات و این مسئله از ذهنش عبور کرده و اونو متوجه خودش کرده مطمعنا اگر خدا قبلا از اون (انسان)متوجه چنین چیزی نشده باشه و چنین چیزی رو در بین آفریده هاش قرار نداده باشه کلامم ناتمام ممکنه جای انسان و خدا جابه جا شده باشه. (یعنی اگر جهان های موازی وجود نداشت خدا حتی این فکر را هم در سر بندگانش قرار نمی داد )اما اگر جهانهای دیگری وجود دارد دلیلی بر این نیست که از جنس دنیای ما باشند .مثلا اگر ما جسمیم اونا میتوانند روح - انرژی ویا چیزهای دیگری باشند.

پیمان اکبرنیا
08-25-2011, 12:43 AM
باسلام خدمت دوستان عزیز
من عضو جدید انجمن هستم و اطلاعات کافی نسبت به فیزیک یا نجوم ندارم اما بینهایت به هردو این مسائل علاقه مندم .
اما در مورد جهان های موازی : من معتقدم جهانی دیگر اگر وجود داشته باشه که فکر می کنم داره ، انسان با اینکه اشرف مخلوقات و این مسئله از ذهنش عبور کرده و اونو متوجه خودش کرده مطمعنا اگر خدا قبلا از اون (انسان)متوجه چنین چیزی نشده باشه و چنین چیزی رو در بین آفریده هاش قرار نداده باشه کلامم ناتمام ممکنه جای انسان و خدا جابه جا شده باشه. (یعنی اگر جهان های موازی وجود نداشت خدا حتی این فکر را هم در سر بندگانش قرار نمی داد )اما اگر جهانهای دیگری وجود دارد دلیلی بر این نیست که از جنس دنیای ما باشند .مثلا اگر ما جسمیم اونا میتوانند روح - انرژی ویا چیزهای دیگری باشند.

دوست عزیز ما مجبوریم بر مبنای مشاهدات، محاسبات و روند علمی صحبت کنیم. اگر بخواهیم از دید فلسفی نگاه کنیم چندان موفق نخواهیم بود چون کسی نمیتونه نظرشو به کس دیگری ثابت کنه. بنابراین تا زمانی که نتوانیم مشاهداتی از جهان های موازی انجام بدیم نمیتونیم نظر بدیم. تنها میتونیم بگیم که ممکنه وجود داشته باشند اما درباره جنس و ... نمیتوانیم چیزی بگوییم.

hermes
08-25-2011, 02:12 AM
وقتی این تاپیک رو دیدم و با چیز هایی که شما عزیزان نوشتین مواجه شدم این مسئله خیلی جالب به نظرم رسید و قصد کردم در سایت های دیگر مطابی راع بهش پیدا کنم .
حالا چیزهایی که خوندم رو در اختیار شما هم قرار میدم:

http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/img/daneshnameh_up/5/5e/origins.jpg

نظریه جهانهای موازی

اندیشه وجود یک خود دیگر نظیر آنچه که در بالا شرح آن رفت عجیب و غیر معقول به نظر می‌رسد، اما آنگونه که از قرائن بر می‌آید انگار مجبوریم آن را بپذیریم. زیرا مشاهدات نجومی از این اندیشه غیر مادی پشتیبانی می‌کنند. بنابر این پیش بینی ساده‌ترین و پر طرافدارترین الگوی کیهان شناسی که امروزه وجود دارد، این است که هر یک از ما یک جفت (همزاد) داریم که در کهکشانی که حدود 10280 متر دورتر از زمین قراردارد، زندگی می‌کنند.

این مسافت آنچنان زیاد است که بطور کامل خارج از هر گونه امکان بررسیهای نجومی است، اما این امر واقعیت وجود نسخه دوم ما را کمرنگ نمی‌کند. این مسافت بر اساس نظریه احتمالات مقدماتی برآورده شده و حتی فرضیات خیال پردازانه فیزیک نوین را نیز در بر نگرفته است.

فضای بیکران

اینکه فضا بیکران است و تقریبا بطور یکنواخت از ماده انباشته شده است، چیزی که مشاهدات هم آن را تأیید می‌کنند. در فضای بی کران حتی غیر محتمل‌ترین رویدادها نیز بالاخره در جایی ، اتفاق خواهند افتاد. در این فضا ، بینهایت سیاره مسکونی دیگر وجود دارد، که نه تنها یکی بلکه تعداد بیشماری از آنها مردمانی دارند که شکل ظاهری ، نام و خاطرات آنها دقیقا همان هاست که ما داریم. به ساکنانی که تمامی حالتهای ممکن ار گزینه‌های موجود در زندگی ما را تجربه می‌کنند. من و شما احتمالا هرگز خودهای دیگران را نخواهیم دید.



http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/img/daneshnameh_up/d/db//Meghyasejahan.jpg
وسعت
عالم

دورترین فاصله‌ای که ما قادر به دیدن آن هستیم، مسافتی است که نور در مدت 14 میلیارد سال که از انفجار بزرگ و آغاز انبساط عالم سپری شده است، طی می‌کند. دورترین اجرام مرئی هم اکنون حدود 4x1026 متر دور تر از زمین قرار دارند. این فاصله که عالم قابل مشاهده توسط ما را تعریف می‌کند. بطور مشابه ، عالمهای خودهای دیگر ما کراتی هستند به همین اندازه ، که مرکزشان روی سیاره محل سکونت آنهاست. چنین ترکیبی ساده‌ترین و سر راست‌ترین نمونه از جهانهای موازی است. هر جهان تنها بخشی کوچک از "جهان چند گانه" بزرگتر است.

جدال فیزیک و متا فیزیک

با این تعریف از جهان ممکن است شما تصور کنید که مفهوم جهان چند گانه تا ابد در محدوده قلمرو متا فیزیک باقی خواهد ماند. اما باید توجه داشت که مرز میان فیزیک و متا فیزیک را این مسأله که یک نظریه از لحاظ تجربه قابل آزمون است، یا خیر تعیین می‌کند نه این موضوع که فلان نظریه شامل اندیشه‌های غریب و ماهیتهای غیر قابل مشاهده است. مرزهای فیزیک به تدریج با گذر زمان فراتر رفته و اکنون مفاهیمی است بسیار انتزاعی تر نظیر زمین کروی ، میدان الکترو مغناطیسی نامرئی ، کند شدن گذر زمان در شرعتهای بالا ، برهمنهی کوانتومی ، فضای خمیده و سیاهچاله را در بر گرفته است. طی چند سال گذشته مفهوم جهان چند گانه نیز به این فهرست اضافه شده است.

پایه این اندیشه بر نظریاتی است که امتحان خود را به خوبی پس داده‌اند. نظریاتی همچون نسبیت و نظریه مکانیک کوانتومی ، افزون بر آن به دو قاعده اساسی علوم تجربی نیز وفادار است. که پیش بینی می‌کنند و می‌توانند آن را دستکاری نمایند.

انواع جهانهای موازی

دانشمندان تا کنون چهار نوع جهان موازی متفاوت را تشریح کرده‌اند. هم اکنون پرسش کلیدی وجود یا عدم جهان چند گانه نیست، بلکه سوال بر سر تعداد سطوحی است که چنین جهان می‌توان داشته باشد. یکی از نتایج متعدد مشاهدات کیهان شناسی اخیر این بوده است که جهانهای موازی دیگر مفهومی خیال پردازانه و انتزاعی صرف نیست. به نظر می‌رسد که اندازه فضا بینهایت است. اگر اینگونه باشد، بالاخره در جایی از این فضا هر چیزی که امکان پذیر باشد واقعیت خواهد یافت. اصلاً مهم نیست که امکان پذیری آن تا چه حد نامتحمل است.

فراسوی محدوده دید تلسکوپهای ما ، نواحی دیگری از فضا کاملا شبیه آنچه که پیرامون ماست وجود دارند، آن نواحی یکی از انواع جهانهای موازی هستند. دانشمندان حتی می‌توانند محاسبه کنند که این جهانها بطور متوسط چقدر با ما فاصله دارند و مهمتر از همه اینکه تمامی اینها فیزیک حقیقی و واقعی است. زمانی که کیهان شناسان با نظریاتی روبرو می‌شوند که از استحکام لازم برخوردار نیستند، نتیجه می‌گیرند که جهانهای دیگر می‌توانند ویژگیها و قوانین فیزیکی کاملا متفاوتی داشته باشند. وجود این جهانها بسیاری از جنبه‌های پرسش بنیادی در خصوص ماهیت زمان و قابل درک بودن جهان فیزیکی را پاسخ داد

hermes
08-25-2011, 02:29 AM
در سال 1954 يك جوان كانديداي دكترا به نام «هوگ اورت» در دانشگاه پرينستون با ارائه‌ي يك نظريه‌ي بنيادي خود را مطرح مي‌كند (وجود جهان‌هاي موازي درست مانند دنياي ما)

http://roshd.ir/roshd/Portals/0/0and1/olympiad/physics/BreakTime/Bt-ph-069-1.jpg (http://roshd.ir/roshd/Portals/0/0and1/olympiad/physics/BreakTime/Bt-ph-069-1.jpg)

اين جهان‌ها همگي به ما وابسته مي‌باشند؛ در واقع آن‌ها از ما جدا شده‌اند و ما نيز از بقيه‌ جدا شده‌ايم. در اين جهان‌هاي موازي نزاع‌هاي ما نتايج متفاوتي داشته‌اند نسبيت به آن‌چه ما مي‌دانيم

. گونه‌هايي كه در دنياي ما منقرض شدند، سازگار شده‌اند و يا خلق شده باشند. در ساير جهان‌ها، ما انسان‌ها ممكن است منقرض شده باشيم.

اين عقيده ذهن را وحشت زده مي‌كند و در عين حال قابل درك هم هست. تصورات و ابعاد موازي گونه‌هايي ديگر از ما در نوشته‌هاي علمي تخيلي ظاهر شدند و به عنوان تعبيرهايي براي متافيزيك به كار رفتند. ولي چرا اصلاً يك جوان آينده‌ي تحصيلي‌اش را بايد با طرح چنين نظريه‌اي به خطر بيندازد؟

اورت با نظريه‌ي چند جهاني (MANY WORLDS) كوشيد به پرسش دشوارتري در رابطه‌ با فيزيك كوانتم پاسخ دهد: چرا ذرات كوانتمي به‌صورت غيرقابل پيش‌بيني رفتار مي‌كنند؟ سطح كوانتم براي علومي كه بسيار نوپا هستند ديگر آن‌قدرها هم بالا نيست.

مطالعه‌ي فيزيك كوانتمي در سال 1900 آغاز شد؛ ماكس پلانك براي اولين بار مفهوم آن را به جهان علم معرفي مي‌كند. مطالعه‌ي پلانك دربار‌ه‌ي تابش، يافته‌هاي غيرعادي را نتيجه داد كه با قوانين فيزيك كلاسيك تناقض داشت. اين يافته‌ها نشان مي‌داد كه قوانين ديگري در جهان در كار بوده، و در سطحي ژرف‌تر از آن‌چه ما مي‌شناسيم فعال است.

در مرتبه‌ي پايين‌تر، فيزيكدانان در حال مطالعه‌ي كوانتم درباره‌ي اين دنياي بسيار كوچك، چيزهاي عجيب و غريبي را متوجه شدند. يكي اين‌كه ذراتي كه در اين مرتبه قرار دارند، براي در‌آمدن به قالب‌هاي مختلف دلخواه روش خاصي دارند. براي مثال دانشمندان مشاهده‌ كردند كه فوتون‌ها مانند ذرات و امواج عمل مي‌كنند. حتي يك تك فوتون اين تغيير شكل را به نمايش مي‌گذارد


http://roshd.ir/roshd/Portals/0/0and1/olympiad/physics/BreakTime/Bt-ph-069-3.jpg (http://roshd.ir/roshd/Portals/0/0and1/olympiad/physics/BreakTime/Bt-ph-069-3.jpg)


اين به عنوان اصل عدم قطعيت هايزنبرگ شناحته مي‌شود. ورنر هايزنبرگ پيشنهاد كرده كه فقط با مشاهده‌ي جسم كوانتمي رفتار آن ماده را تغيير مي‌دهيم . هرگز نمي‌توانيم به طور كامل طبيعت جسم كوانتمي يا خواص آن را همچون سرعت و موقعيت آن مطمئن شويم. اين عقيده تعبير كپنهاگي از مكانيك كوانتمي اين كه نيلز بوهر آن را مطرح مي‌كند. اين تعبير بيان مي كند كه همه‌ي ذرات كوانتمي در يك وضعيت خاص يا وضعيت ديگر قرار ندارند. ليكن همگي وضعيت‌هايي با احتمال برابر دارند. جمع كُل وضعيت‌هاي ممكن يك جسم كوانتمي تابع موج ناميده مي‌‌شود. حالت يك جسم در همه‌ي وضعيت‌هاي ممكن برهم‌نهي ناميده مي‌شود.

طبق نظريه‌ي بوهر وقتي يك جسم كوانتمي را مشاهده مي‌كنيم بر رفتار آن تأثير مي‌گذاريم. مشاهده برهم‌نهي يك جسم و نيروهايي كه اساساً جسم در يك حالت از تابع موج خود انتخاب كرده را مي‌شكند. اين نظريه بيان مي‌كند دليل اين را كه چرا فيزيكدانان اندازه‌گيري‌هاي مثبت را از جسم كوانتمي مشابه به‌دست مي‌آورند: يك جسم حالت‌هاي متفاوتي را در حين اندازه‌گيري‌هاي مختلف انتخاب مي‌كند. تعبير بوهر به ‌طور گسترده‌اي تاكنون توسط بسياري از انجمن‌هاي كوانتم مورد قبول واقع شده است. ولي اخيراً نظريه‌ي چند جهاني اورت مورد توجه جدي برخي قرار گرفته است.

نظريه‌ي چند جهاني

«هوگ اورت» جوان با بسياري از آن‌چه نيلز بوهر در مورد دنياي كوانتم پيشنهاد كرد موافق بود. او با عقيده بر هم‌نهي‌ها و به همان اندازه با انديشه توابع موج موافق بود. ولي «اورت» با «بوهر» در يك مسأله‌ي اساسي موافق نبود. از نظر اورت اندازه‌گيري يك جسم كوانتمي ناگزير مي كند كه به يك حالت قابل درك يا حالت ديگري برود. در عوض گرفتن اندازه‌ي يك جسم كوانتمي شكافي واقعي را در جهان موجب مي‌شود. جهان به ‌طور دقيق دونسخه‌اي مي‌شود، شكاف برداشتن در يك جهان براي هر نتيجه‌ي ممكن از اندازه است.

به عنوان مثال تابع موج يك جسم هم يك موج و هم يك ذره است. هنگامي كه يك فيزيكدان، ذره‌اي را اندازه‌گيري مي‌كند، ممكن است دو نتيجه به‌دست آورد: ذره يا موج! اين تشخيص نظريه‌ي چند‌جهاني را به‌وجود آورد؛ يعني رقيبي براي تعبير كپنهاگي.

هنگامي كه يك فيزيكدان چيزي را اندازه‌گيري مي‌كند، جهان براي سازگاري آن دو نوع اندازه‌گيري كه ذكر كرديم، به دو دنياي مجزا تجزيه مي‌شود. بنابراين وقتي يك دانشمند در يكي از اين‌ها در مي‌يابد كه جسم اندازه‌گيري شده موج است، دانشمندي ديگر آن را در دنياي مجزا موج مي‌بيند (مي‌توانيم براي درك بهتر از چارچوب مرجع‌هاي متفاوت استفاده كنيم). در اين صورت توضيحي هم براي چنين دوگانگي در اندازه‌گيري‌ها دارد.

تعبير چند جهاني اورت برآن سوي تراز كوانتمي دلالت دارد. اگر يك كنش بيش از يك نتيجه را در بر داشته باشد،‌ (فرض بر درستي نظريه ي اورت) پس با انجام كنش جهان به دو نيم تقسيم مي‌شود. حتي وقتي آزمايشگري يكي از كنش‌ها را انتخاب نكند.

اين بدان معناست كه اگر شما دريابيد يكي از نتايج محتمل هميشه اين‌است كه شما مرده باشيد، در جهان ديگر نيز مرده‌ايد. اين فقط مثالي ساده‌انگاره براي درك بهتر قضيه است. جنبه‌ي ديگر تعبير چند جهاني اين است كه مفهوم جهان خط را به هم‌مي‌ريزد. فرض كنيد جهان‌خطي خورشيد گرفتگي زمان باستان را نشان مي‌دهد.

جهان خط مبتني بر تعبير چندجهاني هر كدام از نتايج ممكن را نشان مي‌دهد. از اين‌جا هر نتيجه‌ي ممكن از آن رويداد حتي اگر برخلاف آن‌چه رويداده است باشد، ممكن است ببينيد. گويي آن رويداد جور ديگري اتفاق افتاده

http://roshd.ir/roshd/Portals/0/0and1/olympiad/physics/BreakTime/Bt-ph-069-6.jpg (http://roshd.ir/roshd/Portals/0/0and1/olympiad/physics/BreakTime/Bt-ph-069-6.jpg)


شكل 3- در اين نوع فضا- زمان كه ساده‌ترين هندسه‌ي عالم نيز هست (تخت)، رويدادي در طول زمان اتفاق ي‌افتد. خط آبي كه از وسط مخروط گذشته يك رويداد است. مثلاً يك كسوف.اتفاقاتي كه در لحظه‌ي حال روي ي‌دهند، در منقطه‌ي مركزي دو مخروط گذشته و آينده قرار دارند.

ولي يك شخص نمي‌تواند از خود ديگرش (!) حتي اگر مرده باشد و در جهاني موازي زندگي مي‌كند، آگاهي داشته باشد. بنابراين اصلاً چگون مي‌تواينم بدانيم كه نظريه‌ي چندجهاني صحيح است؟

پشت گرمي اين تعبير احتمالي نظري در اواخر دهه 1990 است كه از آزمايشي ذهني شكل گرفت. آزمايشي فرضي كه براي تأييد يا رد يك ايده به‌كار مي‌رود (كه «انتحار كوانتمي» ناميده مي‌شود!). اين آزمايش ذهني تكرارپذير به‌سود نظريه‌ي اورت بود كه سال‌هاي زيادي آن را بي ارزش مي‌دانستند. از وقتي تأييد چندجهاني ممكن شد، فيزيكدانان و رياضيدانان براي تحقيقات خود آن را با معاني نظريه‌‌اي ژرف مورد توجه قرار دادند.

ولي تعبير چندجهاني تنها نظريه‌اي نيست كه توضيح جهان را جستجو مي كند. اين نظريه فقط جهان‌ را توصيف كند؛

دنياهاي موازي: ريسمان يا شكاف

نظريه‌ي چند جهاني و تعبير كپنهاگي تنها رقيب‌هايي نيستند كه سعي دارند اساس عالم را توضيح دهند. در واقع حتي مكانيك كوانتم هم تنها زمينه‌ي تحقيقات فيزيك براي چنين استدلالي كُلي درباره‌ي جهان نيست. نظريه‌هايي كه از مطالعه‌ي فيزيك زيراتمي پديدار شده‌اند هنوز هم به عنوان رقباي اصلي جاي خود را دارند.

اين موجب شده كه زمينه‌ي مطالعه به بيش‌از چند روش تقسيم شود – درست مانند روانشانسي و فلسفه كه الان ديگر كاملا جزئي از فيزيك است. نظريه‌ها طرفداران و منتقداني هم دارند. درست مانند كارل يوونگ، آلبرت اليس و زيگموند فرويد در روانشناسي.

از وقتي كه علم پيشرفت‌ها كرده، فيزيكدانان در دنياي مهندسي معكوس متعهد شده‌اند. آن‌ها آن‌چه را كه توانستند مشاهده كنند و كم‌تر عقب مانده و در سطوح پايين‌تر دنياي فيزيك كار مي‌كند را مطالعه‌ كرده‌اند. با استفاده از اين روش فيزيكدانان براي رسيدن به سرانجام و پايه‌اي‌ترين سطح فيزيك تلاش كرده‌اند. در پايه‌هاي فيزيك است كه مباني درك طبيعت مورد بررسي قرار مي‌گيرد.

به دنبال نظريه‌ي مشهور نسبيت، آلبرت آينشتاين بقيه‌ي زندگي خود را صرف جستجوي نظريه‌اي نهايي كرد تا همه‌ي پرسش‌هاي فيزيكي را پاسخگو باشد. فيزيكدانان به نظريه‌اي خيالي به‌نام «نظريه‌ي همه چيز» رجوع مي‌كنند. فيزيكدانان كوانتم باور دارند كه به دنبال يافته‌هاي آن‌ها، اين نظريه‌ي نهايي به‌دست خواهد آمد. ولي حوزه‌ي ديگري از فيزيك كوانتم اساسي ترين نظريه در فيزيك نيست، در نتيجه نمي‌تواند نظريه‌ي همه‌ چيز را تأييد كند. فيزيكداناني كه براين باور هستند به سمت نظريه‌اي بنيادي‌تر از كوانتم رفته‌‌اند: ريسمان‌ها.

آن‌چه مبهوت كننده است، وجود دنياهاي موازي از طريق ريسمان‌هاست.

نظريه‌ي ريسمان توسط فيزيكدانان ژاپني- آمريكايي، مايكل كاكو ارائه شد. اين نظريه بيان مي‌كند كه بلوك‌‌هاي بنيادي همه‌ي مواد مانند همه‌ي نيروهاي بنيادي مانند گرانش بر روي يك سطح زير كوانتمي هستند. اين بلوك‌هاي بنيادي شبيه نوارهاي لاستيكي يا ريسمان‌هاي كوچكي هستند كه كوارك‌ها را مي‌سازند كه خود الكترون‌‌ها و اتم ها و سلول ها و غيره را درست‌ مي‌كنند. در واقع نوع ماده به‌وسيله‌ي ريسمان‌ها ايجاد مي‌شود و چگونگي رفتارهاي ماده به ارتعاش اين ريسمان‌ها بستگي دارد. اين روشي‌است كه همه‌ي جهان ما را تشكيل داده است. و بر طبق نظريه‌ي ريسمان اين ساختار 11 بُعد دارد

http://roshd.ir/roshd/Portals/0/0and1/olympiad/physics/BreakTime/Bt-ph-069-2.jpg (http://roshd.ir/roshd/Portals/0/0and1/olympiad/physics/BreakTime/Bt-ph-069-2.jpg)


نظريه‌ي ريسمان مانند نظريه ي چندجهاني وجود دنياهاي موازي را اثبات مي‌كند. براساس اين نظريه، ‌جهاني كه ما در آن هستيم، مانند حبابي است كه در كنار جهان‌هاي موازي مشابه قرار دارد. برخلاف نظريه‌ي چندجهاني ريسمان فرض مي‌كند اين جهان‌ها مي‌توانند با هم در تماس باشند. ميدان‌هاي گرانشي مي‌توانند بينابين دنياهاي موازي جريان يابند. در اثر كنش متقابل اين دنياها يك مهبانگ همانند آن‌چه جهان ما را پديد آورده رخ مي‌دهد

http://roshd.ir/roshd/Portals/0/0and1/olympiad/physics/BreakTime/Bt-ph-069-5.jpg (http://roshd.ir/roshd/Portals/0/0and1/olympiad/physics/BreakTime/Bt-ph-069-5.jpg)


هنگامي كه فيزيكدانان موفق به ساخت ماشين‌هايي شدند كه ذره‌ي كوانتمي را رديابي كند، اين ريسمان‌هاي زيراتمي اكنون قابل مشاده نيستند. به همين دليل عده‌اي برخلاف نظر اكثر فيزيكدانان، آن را صحيح نمي‌دانند. بنابراين آيا واقعاً دنياهاي موازي وجود دارند؟ از صحت نظريه‌ي چندجهاني نمي‌توانيم به راستي مطمئن باشيم چراكه آن را نمي‌توانيم مشاهده‌ كنيم. ريسمان هم يكبار به‌طور ناموفقي آزموده شده است.

آينشتاين چندان زنده نماند تا ببيند از تلاش‌هايش براي نظريه‌ي همه‌چيز توسط ديگر فيزيكدانان چه برداشت‌هايي شده است. پس اگر جهاني‌هاي موازي صحيح باشد، آينشتاين هنوز در يك دنياي موازي زنده است. شايد در چنين دنيايي فيزيكدانان پيش از اين به نظريه‌ي همه چيز رسيده باشند؟

--------------------------------------

دوست گرامی ؛ درج مطالب سایت های دیگر بدون ذکر منبع در فروم ممنوع است .

اگر منبع این نوشته اضافه نگردد ، متآسفانه این مطلب حذف خواهد شد ./ مدیر سایت

roset
08-26-2011, 02:23 PM
چند سال پیش یه کتاب داستان خوندم (اسمش یادم نیست!) در ارتباط با دنیاهای موازی و شخصیت اصلی داستان در اثر اتفاقاتی وارد یک دنیای موازی شده بود و با خودش مواجه شده بود و...از نظر منطقی اصلا نتونستم باهاش ارتباط برقرار کنم .حالا دوباره سوالای اون موقع به ذهنم اومده طبق نظریه اگه اثبات بشه یعنی ما به طور همزمان در چند جهان زندگی میکنیم ؟ و آیا مثل قصه ی همون کتاب واقعا ارتباط این دنیا ها ممکنه ؟ والبته پارادوکس های دیگه ای که ایجاد میشه که البته چون به سمت فلسفی شدن پیش میره حرفی ازشون نمیزنم

mahdi77
08-29-2011, 10:37 AM
دیگر در این دوره زمانه با پیشرفت علم ،دانشمندان با محاسبات ریاضی و دستاوردهای نجومی ،وجود تمدن های فضایی هوشمند غیر ما و جهان های دیگر به غیر از جهان ما را حتمی می دانند. در ضمن در جواب به دوستمان که نوشته باورکردن اینکه در جهان دیگر انسان هایی شبیه خودمان زندگی می کنند سخت است ،می خواهم بگویم که دانشمندان احتمال وجود یک میلیون تمدن به جز ما را در این عالم داده اند.
اکنون دیگر نظریه جهان های موازی خیلی مورد توجه نیست و نظریه ی جهان های حبابی بیشتر مورد توجه هست. نظریه ی حبابی می گوید که چندین جهان به صورت کراتی که درون آن ها کهکشان و منظومه و سحابی و ... قرار دارد ،وجود دارد. و انفجار بیگ بنگ نیز حاصل برخورد یک جهان دیگر با جهان ما بوده است. و ماده ی تاریک که اکثر جاهای جهان را گرفته ،نیز از جهان های دیگر وارد شده.

roset
08-29-2011, 12:38 PM
دیگر در این دوره زمانه با پیشرفت علم ،دانشمندان با محاسبات ریاضی و دستاوردهای نجومی ،وجود تمدن های فضایی هوشمند غیر ما و جهان های دیگر به غیر از جهان ما را حتمی می دانند. در ضمن در جواب به دوستمان که نوشته باورکردن اینکه در جهان دیگر انسان هایی شبیه خودمان زندگی می کنند سخت است ،می خواهم بگویم که دانشمندان احتمال وجود یک میلیون تمدن به جز ما را در این عالم داده اند.
اکنون دیگر نظریه جهان های موازی خیلی مورد توجه نیست و نظریه ی جهان های حبابی بیشتر مورد توجه هست. نظریه ی حبابی می گوید که چندین جهان به صورت کراتی که درون آن ها کهکشان و منظومه و سحابی و ... قرار دارد ،وجود دارد. و انفجار بیگ بنگ نیز حاصل برخورد یک جهان دیگر با جهان ما بوده است. و ماده ی تاریک که اکثر جاهای جهان را گرفته ،نیز از جهان های دیگر وارد شده.
منظور من درک یه تمدن دیگه نبود اتفاقا از نظر منطقی اصلا سخت نیست .منظورم از انسان هایی مثل ما خود ما یا اتم های ما (انسان هایی در قالب خود ما)بود که در یکی از پست های تاپیک والبته کتابی که خوندم بهش اشاره شده بود .امیدوارم این دفعه منظور م رو درست رسونده باشم

rasool karimi
10-07-2011, 11:28 AM
احتمال
اگر فرض کنیم که جهان دارای 11 بعد مکان و یک بعد زمان باشد با یک محاسبه ریاضی می توان حدس زد چند جهان موازی ممکن است وجود داشته باشد . (البته چهار بعدی )

fakhruddin
10-07-2011, 12:31 PM
درود
من تازه در حال فراگیری هستم.ممکنه سوالاتم استناندارد نباشه و مضحک بنظر بیاد چون به اون درک واقعیش نرسیدم ولی خب کنجکاویه و نمیشه کاریش کرد :grin:
اگه نظریه جهان های موازی درست باشه میشه گفت کل جهان سنش خیلی بیشتر از 13.7 میلیارد ساله و طول عمر خیلی بیشتری پیشرو داره ؟

Ehsan
10-07-2011, 07:14 PM
درود
من تازه در حال فراگیری هستم.ممکنه سوالاتم استناندارد نباشه و مضحک بنظر بیاد چون به اون درک واقعیش نرسیدم ولی خب کنجکاویه و نمیشه کاریش کرد :grin:
اگه نظریه جهان های موازی درست باشه میشه گفت کل جهان سنش خیلی بیشتر از 13.7 میلیارد ساله و طول عمر خیلی بیشتری پیشرو داره ؟

وقتی می گیم سن جهان یعنی از انفجار ِ بزرگ تا الان چه قدر طول کشیده اما وقتی می گیم طول ِ عمر ِ کیهان خوب این بستگی به خیلی چیزها (انرژی داخل کیهان و غیره) داره و حتی می تونه بی نهایت باشه ولی واقعا جهان ِ موازی ربطی به این قضایا نداره! :)

jooyande
10-07-2011, 07:27 PM
درود
من تازه در حال فراگیری هستم.ممکنه سوالاتم استناندارد نباشه و مضحک بنظر بیاد چون به اون درک واقعیش نرسیدم ولی خب کنجکاویه و نمیشه کاریش کرد :grin:
اگه نظریه جهان های موازی درست باشه میشه گفت کل جهان سنش خیلی بیشتر از 13.7 میلیارد ساله و طول عمر خیلی بیشتری پیشرو داره ؟


وقتی می گیم سن جهان یعنی از انفجار ِ بزرگ تا الان چه قدر طول کشیده اما وقتی می گیم طول ِ عمر ِ کیهان خوب این بستگی به خیلی چیزها (انرژی داخل کیهان و غیره) داره و حتی می تونه بی نهایت باشه ولی واقعا جهان ِ موازی ربطی به این قضایا نداره! :)

ایشون گویا یک چیزهایی متوجه شده بودن، اما خوب نگفتن. :)
در حقیقت ایشون میگن اگر جهان موازی ای وجود داشته باشه، یعنی اون جهان موازی و جهان ما و جهان های موازی احتمالی دیگه، در مکانی هستن که مطمئنا همه ما (جهان ها) رو در برداره و بزرگتر هست، که اصطلاحا بهش از این به بعد میگیم "جهان اصلی"! به این شکل لزومی نداره که سن اون "جهان اصلی" حتما هم اندازه سن جهان ما باشه.
پس، بله، احتمال اینکه سن "جهان اصلی" خیلی بیشتر باشه، هست.


خوش باشید.

rasool karimi
10-11-2011, 08:52 PM
آفرین من از آدمهای اینجوری خوشم میاد چون این افراد اگر حمایت بشن یک دفعه شکوفا میشن (fakhruddin )
در جواب سوال شما تولد جهانهای موازی هم زمان با انفجار بزرگ است و از این موضوع می توان نتیجه گرفت که تخمین سن جهان در تمام لایه های موازی (جهانهای موازی ) به یک اندازه است .

البته بهتر بود در مورد جهانهای موازی ابتدابه منشاء تشکیل جهانهای موازی می پرداختیم تا بتوان بهتر نتیجه گرفت از مدیر سایت تقاضا دارم که چکیده ای در مورد این مطلب بنویسد تا دوباره موضوعات منظم شود .

rasool karimi
10-12-2011, 09:33 PM
ببخشید اگه مثلا من بخوام در زمان سفر کنم باید سرعت خاصی داشته باشم .....؟

این سوال یه ذره عجیب غریبه ولی من نمیدونم که اصلا همچین چیزی میشه یا نه .آخه من هفته ی پیش یه مقاله ای رو در مورد همین موضوع خوندم از دانشگاه آکسفورد که میگفت پژوهشگرا تازه دارن روی این کار تحقیق میکنن.

بله درسته جدیدا دانشمندان بر روی نظریه جدیدی کار می کنند که مضمون آن این است که می خواهند یک مارپیچ چاله کوچک درست کنند و ببینند که آیا امکان این هست که در زمان سفر کرد یا نه البته خود دانشمندان می گویند که مثلا اگر فردی به زمان گذشته برود و مثلا پدربزرگ خود را بکشد تکلیف خود او بعد از بازگشت از سفر زمان چیست ؟ بنده بر روی ابعادی از این مسائل کار کردم گوشه ای از نتایج این است اگر کسی بتواند به مرز بازگشت زمان برسد فقط رفتارهای آن روزگار را حس می کند و نمی تواند تغییر ایجاد کند باز هم می گویم شکستن بعد زمان امکان پذیر نیست .

nakhodaye aseman
10-26-2011, 10:41 PM
سلام من در مورد جهان موازي يه سوال دارم اونم اينه كه
آيا ما در جهان موازي همزاد داريم يا نه ؟ اگه داريم اون وابسته به ماست يا ما وابسته به اونيم ؟

Ehsan
10-27-2011, 01:51 AM
سلام من در مورد جهان موازي يه سوال دارم اونم اينه كه
آيا ما در جهان موازي همزاد داريم يا نه ؟ اگه داريم اون وابسته به ماست يا ما وابسته به اونيم ؟

جای ِ بحث ِ زیادی داره این که مثلا کدوم جهان ِ موازی (البته در صورت ِ وجود) اصالت داره پرسش ِ اصلی هستش اما واقعا خود ِ جهان ِ موازی معلوم نیست چیه که رو این چیزها هم بشه بحث کرد.

rasool karimi
10-28-2011, 01:39 PM
سلام من در مورد جهان موازي يه سوال دارم اونم اينه كه
آيا ما در جهان موازي همزاد داريم يا نه ؟ اگه داريم اون وابسته به ماست يا ما وابسته به اونيم ؟
سوال جالبیه اما باید بگم که هر جهان موازی مختص به خود خصوصیاتی داره (به گفته محققین این رشته دارای نواساناتی مختص به خود هستند ) این باعث میشه که اونها از یکدیگر جدا باشند و ما اونها رو نبینیم اما از دیدگاه من هر چیزی در یک جهان موازی بر روی جهانهای دیگر تاثیر می گذارد اما خود در آن جهان وجود ندارد . البته ببخشید که خیلی کلی گفتم

gandom
10-28-2011, 05:39 PM
یه مطلبی رو تو شماره ی 17هم مجله ی لذت فیزیک خوندم...به قلم آقای دانشیار.. گفتم قسمتیشو اینجا بذارم که همه بخونن...
"در دوران معاصر،از منطق فیزیک کوانتومی در ساخت دسته ای از رایانه ها بهره می برند که به رایانه های کوانتومی موسوم اند. این رایانه ها ویژگی خاصی دارند. از گزاره "و" به جای "یا" استفاده شده است. رایانه های معمولی به صورت شبیه سازی از مغز انسان است و منطق ذهن انسان در آن وجود دارد، و به همین خاطر، انجام دو عملیات متضاد در یک زمان ،در آن غیرممکن است. ولی در رایانه های کوانتومی منطق فیزیک کوانتومی این اجازه را می دهد که رایانه هم زمان پدیده ها را در حالات مختلف انجام دهد. بنابراین ،این روش می تواند تا حد بسیار زیادی ،محدودیت زمان در پردازش داده هایی خاص را از بین برده و سرعت پردازش را بالا ببرد.
به عنوان مثال، همان طور که می دانید،علم ژنتیک حدود 114 ژن را برای تشکیل یک انسان جسمانی کامل در کروموزوم ها کشف کرده است،شاید که بتواند آن را به عنوان یکی از بزرگترین دستاوردهای بشر به حساب آورد. این 114 ژن حامل اطلاعاتی کامل در بوجود آمدن انسان و با خصوصیات خاص انسانی است. به واسطه ی آن هدف خلقت میسر می شود. اما با وجود 114 ژن،چند انسان با حالات مختلف می توان ساخت. بدیهی است که 114 فاکتوریل حالت می تواند وجود داشته باشد و به همین اندازه ،احتمال اینکه با تفاوت هر ژنی انسانی خلق شود. یک رایانه ی کوانتومی ممکن است برای شبیه سازی این تعداد از انسان ها در بازه ی زمانی نسبتا" کوتاهی نسبت به پردازش معمولی عمل کند.
نکته این است که آیا طبیعت نیز همانند رایانه کوانتومی عمل می کند؟ و این نکته دقیقا" درست است که طبیعت همانند یک پردازش گر کوانتومی به پردازش همزمان میلیاردها ژن در هر بازه ی زمانی می پردازد؛در طول عمر جهان، تمام حالات مختلف ترکیب ژن ها را انجام می دهد و جهان های موازی که هر کدام را یک انسان می نامیم،به وجود آورد. این رایانش تا تکمیل 114 فاکتوریل ادامه خواهد داشت.
همین نکته درباره ی انفجار بزرگ نبز می تواند صاذق باشد. که به نظریه ی جهان های موازی منجر شده است. در اثر انفجار بزرگ،چند حالت ممکن است برای پیدایش جهان متصور شده باشد. اگر ژن های آن، یعنی اطلاعات حاکم برآن را بدانیم، که مثلا" ب حالت باشد؛ پس ب فاکتوریل حالت ممکن برای جهان وجود دارد. طبق نظریه ی جهان های موازی در حال حاضر ممکن است دذ اثر انفجار بزرگ ب فاکتوریل حالت برای جهان بوجود آید و مانن ژنوم های انسانی ممکن است چندین حالت آن بصورت موازی از بدو پیدایش تا حال حاضر اتفاق افتاده باشد. در آینده نیز حالات جدیدتری ظهور کند و ممکن است که در هر کدام از حالت های ممکن حیات بگونه ای متناسب با آن بوجود آمده باشد"

fakhruddin
10-29-2011, 08:00 PM
ایشون گویا یک چیزهایی متوجه شده بودن، اما خوب نگفتن. :)
در حقیقت ایشون میگن اگر جهان موازی ای وجود داشته باشه، یعنی اون جهان موازی و جهان ما و جهان های موازی احتمالی دیگه، در مکانی هستن که مطمئنا همه ما (جهان ها) رو در برداره و بزرگتر هست، که اصطلاحا بهش از این به بعد میگیم "جهان اصلی"! به این شکل لزومی نداره که سن اون "جهان اصلی" حتما هم اندازه سن جهان ما باشه.
پس، بله، احتمال اینکه سن "جهان اصلی" خیلی بیشتر باشه، هست.


خوش باشید.


آفرین من از آدمهای اینجوری خوشم میاد چون این افراد اگر حمایت بشن یک دفعه شکوفا میشن (fakhruddin )
در جواب سوال شما تولد جهانهای موازی هم زمان با انفجار بزرگ است و از این موضوع می توان نتیجه گرفت که تخمین سن جهان در تمام لایه های موازی (جهانهای موازی ) به یک اندازه است .

البته بهتر بود در مورد جهانهای موازی ابتدابه منشاء تشکیل جهانهای موازی می پرداختیم تا بتوان بهتر نتیجه گرفت از مدیر سایت تقاضا دارم که چکیده ای در مورد این مطلب بنویسد تا دوباره موضوعات منظم شود .

درود
اگر اشتباه نکنم به نظر میاد این دو نظر متفاوت از هم باشه ! پس کدومشون درسته ؟

jooyande
10-30-2011, 06:44 PM
درود
اگر اشتباه نکنم به نظر میاد این دو نظر متفاوت از هم باشه ! پس کدومشون درسته ؟

در حقیقت، علت این تضاد حرفی هست که دوست عزیزمون در این مورد گفتن:


البته بهتر بود در مورد جهانهای موازی ابتدابه منشاء تشکیل جهانهای موازی می پرداختیم تا بتوان بهتر نتیجه گرفت ...

باید دید ما داریم سن جهان خودمون رو به نسبت کدوم دسته از جهان های موازی که نظریه هایی در موردشون وجود داره، بررسی می کنیم.
اون دسته که با پیدایش جهان ما به وجود آمدند (که خب طبیعتا هم سن هستند با جهان ما)، یا اون دسته که مثلا به وسیله "زنجیره اتفاقات ناشی از تصمیم های متفاوت" به وجود آمدن (که مطمئنا سنشون میتونه در محدوده بسیار متفاوت، کمتر یا حتی بیشتر از جهان ما باشه، چون شاید خود جهان ما حاصل زنجیره متفاوتی از اتفاقات در دنیای دیگه ای باشه!).

هرچند که با توجه به تلاش های محققان، مسائلی همچون "جهان های موازی" در حال ورود به دنیای نسبتا واضح علم هستند، اما هنوز وابستگی هایی به دنیای علوم حاشیه ای، فراروانشناسی و ماورایی دارند و طبیعتا اونقدر گنگ هستند که نمیشه در موردشون نظر قطعی داد. اونچه هم که ما میگیم، تنها در حد فرضیه های خام و نپخته هستند.

تنها زمانی میشه به این سوال شما پاسخ قطعی داد که "جهان های موازی رو به دقت شناخته باشیم"، "مکانیزم ایجادشون رو بدونیم"، "انواع اونها رو بشناسیم" و امثال اینها ...




خوش باشید.
جوینده.
یا حق.

Ehsan
10-30-2011, 07:25 PM
احسنت بر شما آقای جوینده!!!!

من می خواستم نکته ای رو بگم که شما تقریبا ( و نه دقیقا) گفتید.

ببینید ما دو موقع هستش که می تونیم راجع به یک مبحث ِ فیزیکی بحث کنیم و بحثمون واقعا نتیجه ای داشته باشه (واقعا یعنی این نباشه که صرفا بحث کنیم تا خوش باشیم مثل ِ این که یک داستان ِ علمی-تخیلی خوندیم!!)

:

1. کاملا به شهود ِ فیزیکی ِ مبحث آشنا باشیم.

2.به ریاضیات ِ قضیه آشنا باشیم.

مورد ِ یک وقتی پیش میاد که شهود ِ فیزیکی دم ِ دست باشند مثل ِ نیرو و انرژی یا تکانه ، طول ، دما، گرما.......

پس اصولا در حوزه ای مثل ِ کوانتم که بزرگترین دانشمندان و فیزیکدانان نتونستند شهودی روی ِ اون داشته باشند ما کلاهمون پس ِ معرکه است! چون واقعا نمی شه مفاهیمش رو شهودی درک کرد و صرفا فقط چند مثال میتونه چیزی شبیه به مطلب رو در ذهن بیاره که بالطبع موجب به وجود اومدن ِ تناقضهایی خواهد شد که در اصل ِ قضیه این به ظاهر تناقضات خنده دار خواهند بود ( چه برسه به این که تناقض محسوب بشه).

مورد ِ دو هم که باید یک فیزکدان ( دست ِ کم دانشجوی ِ ارشد ِ فیزیک!) باشید تا بهش برسید!!!!!

حالا در مورد ِ جهان های موازی و از این دست چیزها ما نه شهود داریم و نه به ریاضیاتش آشناییم پس اگر واقعا طالب ِ حقیقتیم ( و نه داستان ِ علمی-تخیلی) نباید خیلی مانور بدیم و ترجیحا باید از روش رد بشیم و کار رو به فیزیک دانها بسپاریم.

نکته برای دوستانی که فرمول های ِ فیزیک رو دستو پا گیر فرض می کنند:

هر حرفی که در حوزه ی فیزیک زده میشه باید مبنایی ریاضی هم داشته باشه و الا از نظر ِ فیزیک دانان یک داستان ِ علمی-تخیلی (در بهترین حالت یک نظر ِ فلسفی ِ جذاب و نه الزاما درست) محسوب خواهد شد!
اگر قانع نشدید بیشتر توضیح بدم.

nakhodaye aseman
10-30-2011, 10:30 PM
سوال جالبیه اما باید بگم که هر جهان موازی مختص به خود خصوصیاتی داره (به گفته محققین این رشته دارای نواساناتی مختص به خود هستند ) این باعث میشه که اونها از یکدیگر جدا باشند و ما اونها رو نبینیم اما از دیدگاه من هر چیزی در یک جهان موازی بر روی جهانهای دیگر تاثیر می گذارد اما خود در آن جهان وجود ندارد . البته ببخشید که خیلی کلی گفتم

خوبه مثل اينكه شما جهان موازي رو قبول دارين پس بازم يه سوال
آخه ما از كجا جهان موازي خودمون رو بشناسيم ؟ بعدش اگه هم نتونستيم بشناسيم چرا م ا از روش هاي انتقال پيام استفاده نمي كنيم ؟
كمي مشكل شد مثل اينكه

sam
11-14-2011, 10:37 PM
با سلام
دوستان کسی پاور پوینتی که درباره سفر در زمان به زبان ساده وقابل فهم برای همه باشه نداره؟
خیلی واجبه!

rasool karimi
11-21-2011, 06:26 PM
خوبه مثل اينكه شما جهان موازي رو قبول دارين پس بازم يه سوال
آخه ما از كجا جهان موازي خودمون رو بشناسيم ؟ بعدش اگه هم نتونستيم بشناسيم چرا م ا از روش هاي انتقال پيام استفاده نمي كنيم ؟
كمي مشكل شد مثل اينكه
دوست عزیز هنوز ابهامات زیادی در مورد جهانهای موازی وجود دارد اما این را بگویم جهانهای موازی می تواند دارای ابعادی متفاوت با ابعادی که جهان ما دارد داشته باشد و انتقال پیام در بعد های یکسان معنا دارد و ممکن است این پیغامها اصلا راهی به جهانهای دیگر نداشته باشد . ضمنا از زمانی که انسان توسط امواج اقدام به انتقال داده کرد در حقیقت پیامهای خود را در فضا منتشر کرد .

STAR4U
01-30-2012, 02:22 AM
دانشمندان با بررسی سرعت گردش کهکشان ها متوجه شدند که جرم جهان پیش از چیزی است که ما میبینیم
پس به دنبال علت این موضوع رفتن نظریه های متعددی بیان شد مثل انرژی تاریک و ماده تاریک
ولی این پژوهش باعث تقویت نظریه جهان های موازی شد چون آنها باور داشتن که این نیروی گرانش اضافی از جهان دیگری ساطع می شود
امواج الکترومغتاطیس بین دو جهان نمیتوانند عبور کنند پس ما نمی توانیم آنها را ببینیم فقط تاثیر جاذبه ی آن را می توانیم محاسبه کنیم چون فقط جاذبه بین این جهان ها میتونه منتقل بشه

azadeh
02-06-2012, 07:21 PM
ba dorodo salam
mage marzi ham baine falsafe ba nojom va baqieye olom vojod dare akhe

man divoneye shekastane marzaye baine olomam falsafe nojom riazi pezeshki shimi mekanik va har elme takhasosie ke fekresho kony davayere motahedolmarkazand khob

vaghti be khorshid khire shavi anghadr ke kor shavim angah khorshid ra mibinim
ba mehr azadeh


با درود و سلام

مگه مرزی هم بین فلسفه با نجوم و بقیه اولم وجود داره آخه / من دیوونهٔ شکستن مرزی بین علمم فلسفه نجوم ریاضی‌ پزشکی‌ شیمی‌ مکانیک و هر علم تخصصی که فکرشو کنی‌ دوائر متحدالمرکزند خوب / وقتی‌ به خورشید خیر شوی آنقدر که کور شویم، آنگاه خورشید را میبینیم
با مهر آزاده

---------------------
دوست عزیز لطفا با فونت فارسی بنویسید : Sunrise

azadeh
02-06-2012, 07:47 PM
خیلی چیزهاست که درباره "هیچ چیز" نمیدانیم

nasa021
04-24-2012, 02:06 PM
<!--[if gte mso 9]><xml> <o:OfficeDocumentSettings> <o:TargetScreenSize>800x600</o:TargetScreenSize> </o:OfficeDocumentSettings> </xml><![endif]--><!--[if gte mso 9]><xml> <w:WordDocument> <w:View>Normal</w:View> <w:Zoom>0</w:Zoom> <w:TrackMoves/> <w:TrackFormatting/> <w:PunctuationKerning/> <w:ValidateAgainstSchemas/> <w:SaveIfXMLInvalid>false</w:SaveIfXMLInvalid> <w:IgnoreMixedContent>false</w:IgnoreMixedContent> <w:AlwaysShowPlaceholderText>false</w:AlwaysShowPlaceholderText> <w:DoNotPromoteQF/> <w:LidThemeOther>EN-US</w:LidThemeOther> <w:LidThemeAsian>X-NONE</w:LidThemeAsian> <w:LidThemeComplexScript>AR-SA</w:LidThemeComplexScript> <w:Compatibility> <w:BreakWrappedTables/> <w:SnapToGridInCell/> <w:WrapTextWithPunct/> <w:UseAsianBreakRules/> <w:DontGrowAutofit/> <w:SplitPgBreakAndParaMark/> <w:EnableOpenTypeKerning/> <w:DontFlipMirrorIndents/> <w:OverrideTableStyleHps/> </w:Compatibility> <w:BrowserLevel>MicrosoftInternetExplorer4</w:BrowserLevel> <m:mathPr> <m:mathFont m:val="Cambria Math"/> <m:brkBin m:val="before"/> <m:brkBinSub m:val="&#45;-"/> <m:smallFrac m:val="off"/> <m:dispDef/> <m:lMargin m:val="0"/> <m:rMargin m:val="0"/> <m:defJc m:val="centerGroup"/> <m:wrapIndent m:val="1440"/> <m:intLim m:val="subSup"/> <m:naryLim m:val="undOvr"/> </m:mathPr></w:WordDocument> </xml><![endif]--><!--[if gte mso 9]><xml> <w:LatentStyles DefLockedState="false" DefUnhideWhenUsed="true" DefSemiHidden="true" DefQFormat="false" DefPriority="99" LatentStyleCount="267"> <w:LsdException Locked="false" Priority="0" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Normal"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="heading 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 7"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 8"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 9"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 7"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 8"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 9"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="35" QFormat="true" Name="caption"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="10" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Title"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="0" Name="Default Paragraph Font"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="11" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Subtitle"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="22" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Strong"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="20" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Emphasis"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="59" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Table Grid"/> <w:LsdException Locked="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Placeholder Text"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="1" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="No Spacing"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Light Shading"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Light List"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Light Grid"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Dark List"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Shading"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful List"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Grid"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Light Shading Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Light List Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Light Grid Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 1 Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 2 Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 1 Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Revision"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="34" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="List Paragraph"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="29" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Quote"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="30" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Intense Quote"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 2 Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 1 Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 2 Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 3 Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Dark List Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Shading Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful List Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Grid Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Light Shading Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Light List Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Light Grid Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 1 Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 2 Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 1 Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 2 Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 1 Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 2 Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 3 Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Dark List Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Shading Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful List Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Grid Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Light Shading Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Light List Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Light Grid Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 1 Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 2 Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 1 Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 2 Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 1 Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 2 Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 3 Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Dark List Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Shading Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful List Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Grid Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Light Shading Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Light List Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Light Grid Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 1 Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 2 Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 1 Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 2 Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 1 Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 2 Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 3 Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Dark List Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Shading Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful List Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Grid Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Light Shading Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Light List Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Light Grid Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 1 Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 2 Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 1 Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 2 Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 1 Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 2 Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 3 Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Dark List Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Shading Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful List Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Grid Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Light Shading Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Light List Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Light Grid Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 1 Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 2 Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 1 Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 2 Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 1 Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 2 Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 3 Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Dark List Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Shading Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful List Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Grid Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="19" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Subtle Emphasis"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="21" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Intense Emphasis"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="31" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Subtle Reference"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="32" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Intense Reference"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="33" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Book Title"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="37" Name="Bibliography"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" QFormat="true" Name="TOC Heading"/> </w:LatentStyles> </xml><![endif]--><!--[if gte mso 10]> <style> /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin:0in; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:10.0pt; font-family:"Times New Roman","serif";} </style> <![endif]--> سلام
به نظرمن جهان های موازی ازضدماده ان چون
خصوصیات ضد ذرات
به توسط اصول نسبیت و مکانیک کوانتومی وجود ضد ذره‌ای برای هر ذره که دارای همان جرم و اسپین باشد ، نتیجه می‌شود. سایر اعداد کوانتومی ، «بارالکتریکی ، ایزو اسپین ، شگفتی ، عدد بار یونی ، عدد لپتونی) دارای همان اندازه‌ای هستند که ذرات معمولی دارند ولی با علامت معکوس ، رابطه ذرات و ضد ذرات همواره به قوانین بقای فیزیک منجر می‌شود.
برهمکنش ذرات و ضد ذرات
قوانین بقا در برهمکنش ذرات و ضد ذرات معتبر است. برای مثال ، در برهمکنش پروتون با پروتون قانون بقای بار الکتریکی ، قانون بقای جرم ، قانون بقای بار باریونی ، قانون بقای اندازه ،قانون بقای اندازه حرکت زاویه‌ای ، برآیند اسپین سیستم و ... به قوت خود باقی است. البته وقتی صحبت از ضد ماده می‌شود باید دو فرایند زیر لحاظ شود. پدیده تولید جفت و پدیده نابودی جفت. بدین معنی که ذره و ضد ذره‌اش در برخورد متقابل نابود می‌شوند و انرژی آنها به فوتون یا مزون مبدل می‌شود. در فرایند معکوس فوتون پرانرژی نابود می‌شود و تولید جفت ذره و ضد ذره می‌کند.
چشمه تولید ذرات و ضد ذرات
پاد ذرات در شتابدهنده‌های بزرگ ذرات و به طور کلی در هر جا که نشانی از ذرات پرانرژی یافت می‌شود ، بعنوان مثال ، ذرات اشعه کیهانی در جو زمین یا اشعه کیهانی در فضای بین ستاره‌ها و غیره ، تولید می‌شوند. اما هنوز کسی نمی‌داند که آیا ضد ماده به مقدار زیاد در جهان وجود دارد یا نه؟ البته فوتونی که از ماده منتشر می‌شود دقیقا همان فوتونی است که از ضد ماده منتشر می‌یابد ، از اینرو تنها با مشاهده تابش الکترومغناطیسی ستاره‌ای نمی‌توان تعیین کرد که از ماده ساخته شده‌است یا از ضد ماده.
خاصیت شگفت انگیز نوترینو
برای تشخیص ماده از ضد ماده ، شناسایی نوترینو ، موثر است. ستارگان ساخته شده از ماده معمولی باید سرچشمه نوترینوها باشند در حالی که پادستارگان سرچشمه پاد نوترینوها هستند. اما حساسیت آشکار سازهای نوترینویی کنونی از لحاظ اندازه ، چند مرتبه کمتر از حدی است که بتوان مشخص کرد آیا ضد ماده به مقدار آنقدر بزرگ ، در آن حد که برای ساختمان و تکامل جهان دارای اهمیت باشد ، وجود دارد یا نه.
ناگفته‌های ذرات و ضد ذرات
این احتمال وجود دارد در فاز اولیه تاریخ جهان ، پاد ذره‌های بسیاری وجود داشته‌اند. اما هنوز معلوم نیست که تعداد ذرات با تعداد پاد ذرات مساوی بوده ، و یا نا متقارنی اندکی به سود ذرات وجود داشته‌است.

nasa021
04-24-2012, 03:49 PM
سلام به دوستان گرامی
اگه زمان1رودخونه فرض کنیم ابهایی که ازبالامیان اینده وابهایی که پایین گذشته.میشه گفت زمان دارای سرعت خاص باشه بااین فرض بانظریه زمان صفردرسرعت نورهم قابل فهم میشه.
1سوال چه جوری1شخص درصفینه باشه باسرعت حرکت کنه عمرش کمترازاون کسی که درصفینه ای به نام زمین هست باسرعت زمین حرکت میکنه؟

Mani
08-02-2012, 01:29 PM
1سوال چه جوری1شخص درصفینه باشه باسرعت حرکت کنه عمرش کمترازاون کسی که درصفینه ای به نام زمین هست باسرعت زمین حرکت میکنه؟

این یکی از اثرات نسبیت ــه که هنگام حرکت با سرعت "نزدیک" به سرعت نور زمان آهسته تر میشه، بنابراین اون شخص درون سفینه که زمان براش دیرتر میگذره جوون تر از اون کسی که بر روی زمین ایستاده. این پدیده به گمونم "پارادوکس دوقلوها" نام داره.

estardast
08-02-2012, 06:04 PM
برای خودم هم این سوال پیش اومده بود که او نجا آدماش از چه جنسی هستند.
ممنون که مطرحش کردی.

شاید زیاد جنبه علمی جهان های موازی رو رعایت نکنم ولی پائولو کوئیلو در کتاب الف به نوعی جهان موازی رو توصیف میکنه.....جهان موازی یه معناش می تونه این باشه که من در زمانی که هم اکنون هستم ، زمانی که در آینده و در پیری در اون هستم و زمانی که در کودکی خودم بودم..تمام این زمان ها در ابعادی به صورت موازی در حال حرکت کنار هم هستند...مثل قطاری که به سوی مقصدی در حرکت هست و واگن های زیادی داره، هر کدوم از این واگن ها شرایط خاص خودش رو داره ولی همشون در کنار هم به سوی مقصدی در حال حرکتند، تصور جهان موازی می تونه به این صورت باشه...چند جهان که موازی هم در حال حرکتند ....و هستند انسان هایی که با یافتن قدرت های نهفته در دورن خودشون قادرند که به جهان های موازی دیگه راه پیدا کنند، یعنی همون که در دنیایی هستیم که زمان هم جزو یکی از ابعاد به حساب میاد.

NARUTO
08-06-2012, 03:06 PM
شاید زیاد جنبه علمی جهان های موازی رو رعایت نکنم ولی پائولو کوئیلو در کتاب الف به نوعی جهان موازی رو توصیف میکنه.....جهان موازی یه معناش می تونه این باشه که من در زمانی که هم اکنون هستم ، زمانی که در آینده و در پیری در اون هستم و زمانی که در کودکی خودم بودم..تمام این زمان ها در ابعادی به صورت موازی در حال حرکت کنار هم هستند...مثل قطاری که به سوی مقصدی در حرکت هست و واگن های زیادی داره، هر کدوم از این واگن ها شرایط خاص خودش رو داره ولی همشون در کنار هم به سوی مقصدی در حال حرکتند، تصور جهان موازی می تونه به این صورت باشه...چند جهان که موازی هم در حال حرکتند ....و هستند انسان هایی که با یافتن قدرت های نهفته در دورن خودشون قادرند که به جهان های موازی دیگه راه پیدا کنند، یعنی همون که در دنیایی هستیم که زمان هم جزو یکی از ابعاد به حساب میاد.


سلام . پس میتوان اینطور تصور کرد که هر نسلی از نژاد بشر زمینی در رده های مختلف سنی یک جهان موازی دارد تا انقدر به عقب برگردد تا به زمان دایناسورها و قبل از آنها یعنی موجودات تک سلولی برسد به بیان دیگر می توان به اندازه 4 میلیارد سال تکامل موجودات زمینی جهان های موازی تصور کرد .

Ehsan
08-06-2012, 06:15 PM
شاید زیاد جنبه علمی جهان های موازی رو رعایت نکنم ولی پائولو کوئیلو در کتاب الف به نوعی جهان موازی رو توصیف میکنه.....جهان موازی یه معناش می تونه این باشه که من در زمانی که هم اکنون هستم ، زمانی که در آینده و در پیری در اون هستم و زمانی که در کودکی خودم بودم..تمام این زمان ها در ابعادی به صورت موازی در حال حرکت کنار هم هستند...مثل قطاری که به سوی مقصدی در حرکت هست و واگن های زیادی داره، هر کدوم از این واگن ها شرایط خاص خودش رو داره ولی همشون در کنار هم به سوی مقصدی در حال حرکتند، تصور جهان موازی می تونه به این صورت باشه...چند جهان که موازی هم در حال حرکتند ....و هستند انسان هایی که با یافتن قدرت های نهفته در دورن خودشون قادرند که به جهان های موازی دیگه راه پیدا کنند، یعنی همون که در دنیایی هستیم که زمان هم جزو یکی از ابعاد به حساب میاد.


سلام . پس میتوان اینطور تصور کرد که هر نسلی از نژاد بشر زمینی در رده های مختلف سنی یک جهان موازی دارد تا انقدر به عقب برگردد تا به زمان دایناسورها و قبل از آنها یعنی موجودات تک سلولی برسد به بیان دیگر می توان به اندازه 4 میلیارد سال تکامل موجودات زمینی جهان های موازی تصور کرد .

دقت کنید از طرف ِ خودشون هم گفته شده که زیاد جنبه ی ِ علمی رعایت نشده!!!!! جهان های ِ موازی بیشتر یک تئوریی هستش که بتونه یه جوری به خاک و خون کشیده شدن ِ شهود ِ انسانی در نظریه ی ِ کوانتم رو توجیه بکنه!!! در حال ِ حاضر چیزی بیشتر از یک دیدگاه ِ توجیهی-فلسفی برای ِ توجیه ِ نتایج ِ عجیب و دور از انتظار ِ مکانیک ِ کوانتمی نیست و هنوز هیچ شاهد ِ آزمایشگاهی ِ قطعی برای ِ وجود ِ چنین جهانی پیدا نشده :)

NARUTO
08-06-2012, 08:08 PM
دقت کنید از طرف ِ خودشون هم گفته شده که زیاد جنبه ی ِ علمی رعایت نشده!!!!! جهان های ِ موازی بیشتر یک تئوریی هستش که بتونه یه جوری به خاک و خون کشیده شدن ِ شهود ِ انسانی در نظریه ی ِ کوانتم رو توجیه بکنه!!! در حال ِ حاضر چیزی بیشتر از یک دیدگاه ِ توجیهی-فلسفی برای ِ توجیه ِ نتایج ِ عجیب و دور از انتظار ِ مکانیک ِ کوانتمی نیست و هنوز هیچ شاهد ِ آزمایشگاهی ِ قطعی برای ِ وجود ِ چنین جهانی پیدا نشده :)

سلام من به گفته غیر علمی پائولو کوئلیو که جنبه علمی زیاد رعایت نشده کاری ندارم به استناد چند سایت خبری ناسا و اسپیس و چند سایت ایرانی از جمله : ( به گزارش خبرگزاری مهر، این کشف به واسطه ذره ای کوچک و فلزی انجام گرفته است؛ براده ای به قطر یک تار مو، جسمی که بسیار ریز است اما در عین حال می توان آن را با چشم غیر مسلح نیز مشاهده کرد.

دانشمندان این ذره را در کاسه ای مخروطی و تاریک سرد کرده و تمامی هوای اطراف آن را به منظور حذف ارتعاش خارج کردند. سپس محققان ذره را مانند یک دیاپازون حرکت داده و مشاهده کردند ذره در زمانی واحد حرکت کرده و متوقف می شود. www.tabnak.ir (http://www.tabnak.ir) ) گفته شده که جهانی هست مربوط به گذشته بشر و جهان دیگری هم هست مربوط به آینده . اینجا بحث زمان پیش میاد . گفته شده وقتی فضانوردی به فضا سفر میکنه و مدتی آنجا میمونه مثلا 100 روز ساکنانی که در زمین هستند در این مدت 100 روز به عمرشون اضافه شده اما آن فضانورد هیچ روز و دقیقه و ثانیه ای به عمرش اضافه نمیشه یا به عبارتی دیگه زمان برای او ایستاده یا ممکنه زیاد تغییر نکنه . حالا در جهانهای موازی همین بحث پیش میاد کسی که به جهان آینده سفر میکنه بر طبق مقالاتی که نوشته شده آن جهان فقط مال آینده انسان هست یعنی در آن جهان فقط زمانی ّبنام آینده وجود داره . البته اسم زمان رو آوردم در صورتی که در جهان موازی ( آینده ) و حتی گذشته زمان دیگه مفهومی نداره . چون فقط مربوط به گذشته و آینده نوع انسان میشه .

حالا سوال من اینه که جهان موازی چگونه جهانی هست ( حالا ممکنه خیلیها بگن فقط یک تخیل هست . پس به فرض تخیل : از لحاظ تئوری چطور میشه درک کرد که در آینده و گذشته زمان وجود ندارد و اینکه چطور میشه تصور کرد این جهانها به موازات مثل واگنهای قطار روبروی هم قرار گرفته اند ؟

آیا اگر همچین جهانهایی وجود داشته باشه میشه گفت به نسبت هر نسل جهانهای موازی وجود داره یعنی یک نسل متولد میشه به سنین جوانی تا مسنی میرسه و بعد پیر میشه به نسبت این سه رده جهانهایی وجود داره ؟

پس نسلهای گذشته چطور ؟ آیا میتوان تصور کرد که جهانهایی برای نسلهای انسانهای نخستین و بخصوص دایناسورها و قبل از اون وجود دارد به بیانی دیگر میشه تصور کرد که بیش از یک میلیارد جهان موازی وجود دارد ؟ ) من خیلی در این مبحث سردرگم شدم .

NARUTO
08-06-2012, 10:20 PM
سلام آیا نسخه دومی از شما ، یک رونوشت از خود شما وجوددارد که همین الان مشغول خواندن این مقاله باشد؟
آیا شخصی دیگر با اینکه شما نیست، روی سیاره ای دیگر به نام زمین با کوه های بسیار عظیم و دشتها و جنگلها و اقیانوسها در منظومه خورشیدی که هشت سیاره دیگر نیز دارد، زندگی می کند؟
آیا زندگی این شخص از هر لحاظ درست عین زندگی شما بوده است؟




نظریه جهان های موازی : اندیشه وجود یک خود دیگر نظیر آنچه که در بالا شرح داده شد بسیار عجیب است. اما آنگونه که شواهد نشان میدهد انگار مجبوریم آن را بپذیریم. زیرا مشاهدات نجومی از این اندیشه غیر مادی پشتیبانی می کنند. بنابر این پیش بینی ساده ترین و پر طرافدار ترین الگوی کیهان شناسی که امروزه وجود دارد، این است که هر یک از ما یک جفت ( همزاد ) داریم که در کهکشانی در حدود ۲۸۰ ^ ۱۰ متر دورتر از زمین قراردارد، زندگی می کنند .
این مسافت آنچنان زیاد است که بطور کامل خارج از هر گونه امکان بررسی های نجومی است اما این امر واقعیت وجود نسخه دوم ما را کمرنگ نمی کند. این مسافت بر اساس نظریه احتمالات مقدماتی برآورده شده و حتی فرضیات خیالپردازانه فیزیک نوین را نیز در بر نگرفته است .


فضای بیکران :


اینکه فضا بیکران است و تقریبا بطور یکنواخت از ماده انباشته شده است، چیزی که مشاهدات هم آن را تأیید می کنند. در فضای بی کران حتی غیر محتمل ترین رویدادها نیز بالاخره در جایی ، اتفاق خواهند افتاد.
در این فضا ، بینهایت سیاره مسکونی دیگر وجود دارد، که نه تنها یکی بلکه تعداد بیشماری از آنها مردمانی دارند که شکل ظاهری ، نام و خاطرات آنها دقیقا همان است که ما داریم. به ساکنانی که تمامی حالت های ممکن از گزینه های موجود در زندگی ما را تجربه می کنند. من و شما احتمالا هرگز “خود” های دیگران را نخواهیم دید . شاید هم ببینیم هیچ چیز معلوم نیست . به نظر من ذهن انسان مثل اسرار کیهانی بسیار پیچیده و اسرار آمیز است . مثلا اگر امروزه پیش بینی شود 100 سال دیگه انسان میتونه به مریخ پا بگذاره ممکنه 20 ساله دیگه تحقق پیدا کنه شاید هم دویست ساله دیگه . معلوم نیست هر انسانی با نیروی قدرت تفکر و اندیشه خاصی خلق شده است .



وسعت عالم :


دورترین فاصله ای که ما قادر به دیدن آن هستیم، مسافتی است که نور در مدت حدود ۱۴ میلیارد سال که از انفجار بزرگ و آغاز انبساط عالم سپری شده است، طی می کند. دورترین اجرام مرئی هم اکنون حدود ۲۶^۱۰×۴ متر دور تر از زمین قرار دارند. این فاصله که عالم قابل مشاهده توسط ما را تعریف می کند.
به طور مشابه ، عالم های خود های دیگر ما کراتی هستند به همین اندازه ، که مرکزشان روی سیاره محل سکونت آنهاست. چنین ترکیبی ساده ترین و سر راست ترین نمونه از جهان های موازی است. هر جهان تنها بخشی کوچک از “جهان چند گانه” بزرگتر است.


جدال فیزیک و متا فیزیک :


با این تعریف از جهان ممکن است شما تصور کنید که مفهوم جهان چند گانه تا ابد در محدوده قلمرو متا فیزیک باقی خواهد ماند. اما باید توجه داشت که مرز میان فیزیک و متا فیزیک را این مسأله که یک نظریه از لحاظ تجربه قابل آزمون است، یا خیر تعیین می کند نه این موضوع که فلان نظریه شامل اندیشه های غریب و ماهیت های غیر قابل مشاهده است .


مرز های فیزیک به تدریج با گذر زمان فراتر رفته و اکنون مفاهیمی است بسیار انتزاعی تر نظیر زمین کروی ، میدان الکترو مغناطیسی نامرئی ، کند شدن گذر زمان در سرعتهای بالا ، برهم نهی کوانتومی ، فضای خمیده و سیاهچاله ها را در بر گرفته است. طی چند سال گذشته مفهوم جهان چند گانه نیز به این فهرست اضافه شده است .
پایه این اندیشه بر نظریاتی است که امتحان خود را به خوبی پس داده اند. نظریاتی همچون نسبیت و نظریه مکانیک کوانتومی ، افزون بر آن به دو قاعده اساسی علوم تجربی نیز وفادار است. که پیش بینی می کنند و می توانند آن را دستکاری نمایند .


انواع جهان های موازی :


دانشمندان تاکنون چهار نوع جهان موازی متفاوت را تشریح کرده اند. هم اکنون پرسش کلیدی وجود یا عدم جهان چند گانه نیست ، بلکه سوال بر سر تعداد سطوحی است که چنین جهانی می تواند داشته باشد .
یکی از نتایج متعدد مشاهدات کیهان شناسی اخیر این بوده است که جهان های موازی دیگر مفهومی خیالپردازانه نیست. به نظر می رسد که اندازه فضا بینهایت است. اگر این گونه باشد، بالاخره در جایی از این فضا هر چیزی که امکان پذیر باشد واقعیت خواهد یافت. اصلاً مهم نیست که امکان پذیری آن تا چه حد نامتحمل است . ( منظور از بینهایت یعنی وسعتی بسیار عظیم که کیهان دارد . زیرا از لحاظ فیزیک روزی ماده تمام میشود و انتهایی دارد _ حالا هر چقدر که میخواهند بزرگ و عظیم باشند ) .



فراسوی محدوده دید تلسکوپ های ما ، نواحی دیگری از فضا کاملا شبیه آنچه که پیرامون ماست وجود دارند آن نواحی یکی از انواع جهان های موازی هستند. دانشمندان حتی می توانند محاسبه کنند که این جهان ها بطور متوسط چقدر با ما فاصله دارند و مهم تر از همه اینکه تمامی اینها فیزیک حقیقی و واقعی است .
زمانی که کیهان شناسان با نظریاتی روبرو می شوند که از استحکام لازم برخوردار نیستند، نتیجه می گیرند که جهان های دیگر می توانند ویژگیها و قوانین فیزیکی کاملا متفاوتی داشته باشند. وجود این جهان ها بسیاری از جنبه های پرسش بنیادی در خصوص ماهیت زمان و قابل درک بودن جهان فیزیکی را پاسخ داد.


نگاهی به دیدگاه دانشمندان درباره جهان ______________________________


جهان های موازی :



هزاران سال است که اخبار و اطلاعاتی درباره جهان های دیگری جز آنچه در اطرافمان می بینیم، در اختیار بشر قرار گرفته است. این اطلاعات که گاه در حد یک خبر کوتاه و گاه به پیشرفتگی توصیفی دقیق از آنها و ساکنانشان یا چگونگی دسترسی به آنها و کاربردها و امکانات این دسترسی بوده اند، تا مدتی پیش تماماً در حیطه دانش باطنی قرار می گرفتند و علوم تجربی ظاهری را یارای اظهار نظر کردن در این باره نبود. اما با نگاهی به اطراف می توان دید که پیشرفت های علوم ظاهری اکنون چنان شتاب برق آسایی گرفته اند که گویی سفینه دانش بشری در آستانه پرواز قرار دارد. تا دیروز مفاهیمی چون میدان های مغناطیسی ( کهربا )، کند شدن زمان در سرعت های بالا، سیاهچاله ها و… استناد علمی نداشتند، اما امروزه این مفاهیم کاملاً علمی و اثبات شده به شمار می روند. به نظر می رسد در آینده ای نه چندان دور، مفهوم جهان های موازی و چگونگی برقرار کردن ارتباط با آنها نیز موضوعی کاملاً علمی باشد. در این مقاله سعی داریم دستاوردهای جدید علوم ظاهری درباره جهان های دیگر و به ویژه جهان های موازی جهان خودمان را مروری کنیم.

انسان های حقیقت جو در طول تاریخ، مجنون وار به دنبال کشف جلوه های حقیقت بوده اند و در این میان دغدغه اصلی محققان و دانشمندان علم فیزیک، یکپارچه سازی و وحدت بخشیدن به ایده ها و مفاهیم به ظاهر مختلفی از دانش بشری بود که از کوچک ترین اجزای ریزاتمی تا بزرگ ترین کهکشان های عالم را دربرمی گرفتند. دانشمندان به دنبال این منظور در تلاش برای پر کردن شکاف های دیوار دانش بوده اند و اکنون نیز به آن ادامه می دهند. اکنون به نظر می رسد پر کردن این شکاف ها بدون قبول وجود جهان های دیگر به صورت علمی ناممکن باشد. برای بررسی این موضوع بد نیست از گذشته ای نه چندان دور آغاز کنیم.

تاریخچه :


تنها چند قرن پیش یعنی در عصر دانشمندانی چون کپلر، گالیله، کپرنیک و نیوتن انسان تصور می کرد که جهان مانند چرخ دنده ای بزرگ است که سیارات را به چرخیدن به دور خورشید مجبور می کند. در آن دوران گرچه گذر زمان به وسیله ساعت قابل اندازه گیری بود اما خود زمان مفهومی ابدی داشت که تجزیه و تحلیل آن چیزی غیرممکن تلقی می شد. مکان یا فضا نیز در همه جهت ها بی انتها بود و اندیشیدن درباره آن به دیوانگان و شعرا اختصاص داشت. چنین دیدگاهی همچنان ادامه داشت تا این که در قرن بیستم میلادی، نظریه های نسبیت اینشتین انقلاب جدیدی در تفکر علمی به پا کرد و برخی شکاف های علم را پوشاند. دیگر زمان و مکان به رازآلودگی قبل نبودند بلکه آنها به یکدیگر متصل شدند و مفهوم جدیدی به نام « فضا – زمان » را تشکیل دادند. ماده نیز چیزی بود که در داخل همین فضا – زمان به وجود آمده بود. سرعت نور هرچند بسیار زیاد بود اما به صورت مقداری مشخص و کمتر از بی نهایت تعیین شد. بدین ترتیب فرض جاودانی بودن جهان تغییر کرد تا امکان طرح این سوال به وجود آید که به راستی در آغازین لحظات آفرینش جهان که به نام « انفجار بزرگ » یا « مهبانگ » معروف است چه اتفاقی رخ داد؟ یعنی همان زمانی که اندازه ای نامعلوم و آنقدر کوچک و غیر قابل دید که به قول هاوکینگ جهان از هیچ بوجود آمد . در پاسخ به این پرسش تئوری ها و مدل هایی برای جهان ارائه شدند که به تئوری های کیهان شناختی معروفند. از سویی دیگر با کشف نظریه فیزیک کوانتومی ( علمی که به رفتارهای اتمی و زیراتمی می پردازد ) شکاف های بیشتری در علم پوشیده شد. بر اساس این نظریه رفتار ماده با توجه به نحوه مشاهده اش تغییر می کند. به عبارتی دیگر عمل مشاهده کردن یک مشاهده گر نقش موثری در رفتارهای جهان اتمی بازی می کند. بدین ترتیب یکی از مسائل مهم فیزیکدانان امروز به هم رساندن فاصله بین فیزیک کوانتوم و نسبیت است و از نظریه هایی که برای کمک به این مقصود می توان امید زیادی بر آنها داشت، نظریه هایی هستند که وجود یک چندجهانی متشکل از جهان ما و جهان های دیگر را مفروض می دارند.

ساده ترین نوع جهان های دیگر :



وجود جهان های دیگر، جهان های موازی و به طور کلی وجود یک چندجهانی ( که جهان ما نیز عضوی از اعضای آن است ) توسط تعدادی از تئوری های فیزیکی درباره توصیف جهان، به طور غیرمستقیم و ضمنی تایید می شود. به عنوان مثال یکی از ساده ترین این تئوری ها از نتایج اندازه گیری های پرتوی زمینه کیهان(یعنی همان پژواکی که از مهبانگ باقی مانده است) استنتاج شده است. از آنجایی که پس از تئوری نسبیت اینشتین، مدل هایی برای تشریح فرم فضا – زمان ما و نیز نحوه توزیع جرم در آن مطرح شد، این اندازه گیری ها می توانستند درستی آنها را تایید یا رد کنند. مثلاً در کنار مدل فضا – مکان بیکران، مدل های فضا – مکان انحنادار مثل کروی یا هزلولی و در کنار مدل توزیع یکنواخت ماده در جهان، مدل های توزیع فرکتالی یا تجمع ماده در اطراف ما و تهی بودن بقیه جهان می توانستند امکان پذیر باشند. اما نتایج اندازه گیری های پرتوی زمینه کیهانی بیشترین انطباق را با فرض جهان نامحدود و توزیع یکنواخت ماده در مقیاس بزرگ داشت. یعنی جهان ما ( با بیشترین احتمال ریاضیاتی ) فضایی بیکران است که سرتاسر آن را ستار گان و کهکشان ها پر کرده است. چنین جهانی بسیار بزرگتر از آن چیزی است که ما می توانیم به وسیله تلسکوپ ها ببینیم چرا که ما تنها قسمتی از جهان را می بینیم که نور آن از زمان وقوع مهبانگ یعنی حدود چهارده میلیارد سال قبل تاکنون فرصت رسیدن به زمین را داشته است ، هنگامی که این مدل فضای بیکران با توزیع یکنواخت ماده در آن با نظریه کوانتوم ( که بر اساس آن جهان گسسته است و می توان آن را به وسیله مقداری متناهی از اطلاعات مشخص کرد ) ترکیب می شود، می توان چنین نتیجه گرفت که وجود دنیایی کاملاً شبیه به دنیای ما در نقطه ای دیگر از جهان بیکران امکان پذیر است. به عنوان مثال اگر می توانستیم تا فاصله ۱۰ به توان ۱۰۹۱ متری ( یعنی یک عدد یک و به تعداد ۱۰۹۱ نقطه ( یا صفر ) در سمت راست آن ) اطرافمان را جست وجو کنیم، انتظار داشتیم دنیایی مشابه آنچه تا فاصله ۱۰۰ سال نوری از زمین وجود دارد، پیدا کنیم .


جهان هایی در دیگر ابعاد مکان – زمان :



دسته دیگری از مباحثی که درباره جهان های موازی مطرح است به مدل هایی مربوط می شود که برای توصیف و تشریح مبداء آفرینش ابداع شده اند. مدل هایی که توان پاسخگویی به سوالاتی را که به وسیله تئوری های قبلی بی پاسخ مانده بود، داشته اند. سوالاتی مثل همین سوال که علت این که جهان ما تا به این اندازه بزرگ، یکنواخت و مسطح است، چیست. بر اساس برخی از این مدل های جدید کیهان شناختی مهبانگ نه به عنوان یگانه لحظه آغازین خلقت بلکه به صورت واقعه ای عادی و روزمره (البته نه روز زمینی) در جهان است. یکی از چنین مدل هایی از نظریه «ریسمان ها» نشأت گرفته است. نظریه ریسمان ها نظریه ای درباره توصیف ذرات بنیادین جهان (که اجزای زیراتمی را تشکیل می دهند) است. این نظریه هنگامی مطرح شد که دانشمندان در تلاش برای یکپارچه سازی نیروی جاذبه با دیگر نیروهای طبیعی بودند. گذشته از آنچه این نظریه مستقیماً به آن می پردازد، دانشمندان به این نتیجه رسیدند که به غیر از ابعاد جهان ما (سه بعد مکان و یک بعد زمان)، باید ابعاد دیگری نیز وجود داشته باشند که از دید ما پنهانند و ممکن است در فاصله ای بسیار کوچک تر از اندازه هسته اتم درهم پیچیده شده باشند. در ادامه نظریه ریسمان ها، دانشمندان در دهه ۱۹۹۰ میلادی تئوری جدیدی را به نام «تئوری m» ارائه کردند که بر اساس آن به جای این که ابعاد دیگر به صورت درهم پیچیده و مخفی شده توصیف شوند، فضا را در جهان ما به صورت پوسته ای سه بعدی در ساختاری بزرگتر و با ابعاد بیشتر معرفی کردند که فضای ما را دربرمی گیرد. از آنجایی که تصور چنان ساختاری برای ما امکان پذیر نیست، می توانیم فضای سه بعدی خود را به صورت صفحه ای دوبعدی در نظر بگیریم و آن ساختار را به صورت فضایی سه بعدی. نکته جالب توجه اینجاست که هیچ دلیلی وجود ندارد که صفحه ما در این فضا تنها صفحه موجود باشد و ممکن است صفحات بی شماری به موازات آن وجود داشته باشند (مثل یک دسته کاغذ) بدون اینکه صفحه ما را قطع کنند. حال این سوال مطرح می شود که چرا ما نمی توانیم از صفحات یا پوسته های دیگر اطلاعی داشته باشیم؟ دلیل آن این است که تقریباً همه نیروهای فیزیکی تنها در پوسته خود عمل می کنند و نمی توانند از مرزهای آن خارج شوند و به بیرون نشت کنند. مثلاً نور که تحت کنترل نیروی الکترومغناطیسی است نمی تواند از جهانی دیگر به جهان ما بیاید و بنابراین ما چیزی از جهانی دیگر را نمی بینیم. البته به نظر می رسد در میان همه نیروهای فیزیکی جهان، نیروی جاذبه یک استثنا باشد و به عنوان یک کلید بتوان از طریق آن اثری از جهان های دیگر را ردیابی کرد.

یکی از مدل های جدید و جالبی که بر مبنای این دیدگاه به وجود آمده است مدل « اکپیروتیک » ( این نام از کلمه ای یونانی به معنای آتش کیهان گرفته شده است ) نام دارد. بر اساس این مدل کیهان شناختی مهبانگ می تواند حاصل تصادمی بین پوسته ما و پوسته دیگری باشد که همین تصادم علت به وجود آمدن ماده موجود در جهان است. به عبارت دیگر، مهبانگ نقطه آغاز زمان نبوده بلکه تنها انتقالی از یک مبداء کیهانی به مبدأیی دیگر است. گامی فراتر و جالب تر در ادامه این مدل، این است که چنین تصادمی ممکن است در فواصل زمانی منظم و به صورت متناوب تکرار شود. گویی این دو پوسته مانند دو صفحه لاستیکی هستند که با فنری به هم متصل شده اند و در زمان هایی معین به یکدیگر برخورد می کنند.

NARUTO
08-07-2012, 03:07 AM
سلام به دوستداران نجوم . گفته شده انسان هیچوقت نمیتواند وسیله ای بسازد که از جهانی به جهان دیگر سفر کند حتی اگر با سرعت نور ! اما قبل از اینکه به سراغ لانه های کرمی شکل بروم میخوام بگم که مگر گفته نشده که وقتی انسان در فضا حرکت میکنه و داره به سوی مکان مشخصی میره در این فاصله زمان باید برای او بی معنا باشد چون به قول مقالاتی در این باره انسان دارد به سوی آینده سفر میکند پس پیر نمیشود و سنش همانطوری که بوده باقی میماند . پس اگر سفینه ای ساخته بشه که با سرعت نور حرکت کنه اگر 100000 سال نوری هم طول بکشد پس نباید بدن انسان از لحاظ بیولوژیکی تغییر پیدا بکنه . در مقاله ای دیگه خوندم اینطور نیست که اگر انسان به فضا رفت هیچوت سنش تغییر نمیکند . سن انسان بالا میره اما نه مثل سن افرادی که در زمین ساکن هستند . مثلا شاید هر 100 سال فضایی برابر با 1 سال زمینی باشه . اما چرا با این گفته ها نمی توان یک سفینه با سرعت نور ساخت که بدون مشکل به جهانی دیگه بره . جواب اینجاست : بخاطر اینکه ممکن فاصله جهانهای موازی به چند یا چندین یا چنصد میلیارد سال نوری برسد . البته ارقام بسیار بالایی را به کار بردم چون مسافت کل دنیایی که تا به اینجا میشناسیم حدود 14 میلیارد سال نوری است اما طبق تازه ترین پژوهشها مشخص شده که وسعت جهان از اینی که هست بسیار بیشتر است و این مقدار فقط جزء کوچکی از جهان پنهان است . بنابراین فاصله جهان های موازی را با حدس و گمان با مقدارهای نجومی عظیم تخمین میزنند . به قول بعضی از منابع معروف کیهان شناسی ادعا کرده اند ( البته سندهای محکمی هم برای اثبات ادعایشان ارائه کرده اند ) وجود جهان های موازی برایشان ثابت شده است اما از مکان وجود آنها باخبر نیستند . علتش رو در مقاله قبلی توضیح دادم . بخاطر همین تردیدی که دانشمندان دارند نمیتونن سفینه ای بسازن حتی با سرعت نور .

سندها و نشانه های فراوانی موجودیت سیاه چاله ها را غیر قابل انکار می سازد . اما احتمالات عجیبی که فراتر از مقوله سیاه چاله هاست در میان است . آلبرت انیشتین و ناتهان رزن در سال 1935 نشان دادند که یک سیاه چاله می تواند بجای یک سر دو سر داشته باشد . آنها این سیاچاله های دو سر را پل انیشتین رزن نامیدند . امروزه این سیاه چاله ها به نام لانه های کرمی شکل معروفند .

لانه های کرمی شکل از لحاظ تئوری اتصال بین دو مکان در فضاست . در یک سر این لانه کرمی شکل سیاه چاله ای وجود دارد که به یک حفره سفید متصل است حفره ای در فضا که ماده را به همان شیوه ای که یک سیاه چاله میمکد به بیرون پرتاب میکند . یک لانه کرمی شکل میتواند جهان هستی ما را با جهان هستی دیگری که کاملا متفاوت هست به یکدیگر پیوند دهد . بنابراین اگر روزی یک لانه کرمی شکل ساخته شود امکان سفر کردن از مکانی به مکان دیگه میسر میشه . اما بر اساس نظریه ای که انیشتین ارائه کرد لانه های کرمی شکل ناپایدارندو فقط به مدت کسری از ثانیه و پیش از آنکه آنها از وسط بشکنند و دو سیاه چاله مجزا رو بوجود بیارن ظاهر میشن . یعنی راه عبور اتصال فقط برای مدت بسیار کوتاهی باز میماند و به سرعت بسته میشود .

مسئله لانه های کرمی شکل را برای این عنوان کردم که با استفاده از این شگفتی می توان فاصله یک کهکشان مثل راه شیری تا کهکشان بعدی مثل آندرومدا را فقط در مدت حدود یک ساعت طی کرد زیرا مسئله لانه های کرمی شکل برای این عنوان شد که با کوتاهترین زمان بتوان طولانیترین مسافتهای کیهانی را پیمود و به نظر بسیاری از دانشمندان تنها را رفتن به جهانهای دیگر از جمله جهان های موازی و دیدن نوعهای خودمان فقط از طریق لانه های کرمی شکل به وقوع میپیوندد . آیا این آرزو به تحقق خواهد رسید .

Mani
08-07-2012, 04:03 PM
پس اگر سفینه ای ساخته بشه که با سرعت نور حرکت کنه اگر 100000 سال نوری هم طول بکشد پس نباید بدن انسان از لحاظ بیولوژیکی تغییر پیدا بکنه .تغییر میکنه، خوبشم تغییر میکنه!:d بر طبق معادله ی معروف E=MC2 هر جسمی که به سرعت نور برسه تبدیل به انرژی یا همون نور میشه! این مواقع باید از لفظ "نزدیک به سرعت نور" استفاده کرد.

آیا این آرزو به تحقق خواهد رسید؟جواب این سوال هم منفیه! برای ساخت یک کرم چاله و پایدار نگه داشتنش به یک منبع بی نهایت انرژی نیازه که چنین چیزی در کیهان وجود نداره! و بر طبق این مسئله هیچ چیز به جز نور نمیتونه درون یک کرم چاله دوام بیاره( چون که سرعت باز و بسته شدنش بسیار بالاست و هر ماهیتی که درونش قرار بگیره نابود میشه!)
البته اینم بگم که کرم چاله فقط و فقط یک مدل ریاضی هست و وجودش هنوز اثبات نشده.

estardast
03-31-2013, 11:46 AM
من هم فقط یه مثال از یه کتاب فلسفی رو زدم و گفتم که غیر علمی هست.....تنها تشابهش واسم جالب بود که به واگن های قطار تشبیهش کرد...
اینجا همش نظریه گفته شده...نظریه های چالش برانگیز که ذهن آدم رو درگیر میکنه .. ..بدون هیچ مثال عینی !

دقت کنید از طرف ِ خودشون هم گفته شده که زیاد جنبه ی ِ علمی رعایت نشده!!!!! جهان های ِ موازی بیشتر یک تئوریی هستش که بتونه یه جوری به خاک و خون کشیده شدن ِ شهود ِ انسانی در نظریه ی ِ کوانتم رو توجیه بکنه!!! در حال ِ حاضر چیزی بیشتر از یک دیدگاه ِ توجیهی-فلسفی برای ِ توجیه ِ نتایج ِ عجیب و دور از انتظار ِ مکانیک ِ کوانتمی نیست و هنوز هیچ شاهد ِ آزمایشگاهی ِ قطعی برای ِ وجود ِ چنین جهانی پیدا نشده :)

سينا منجم
05-11-2013, 03:34 PM
احتمالا كيهان ما توي يه كيهان ديگس چون كيهان ما نميتونه توي هيچ بزرگ بشه يا معلق بمونه.ولي سوال اينه كه كيهاني كه كيهان ما توشه بازم توي يه كيهان ديگس يا اينكه تموم ميشه.از نظر علمي توضيح بديد نه فلسفي و منطقي.

سينا منجم
06-07-2013, 06:43 PM
سلامي گرم و صميمي به همه ي شما دوستداران فيزيك و نجوم.
بشر خاكي از همان ابتداي خلقت در اين فكر بوده كه بتوان زمان را به عقب برگرداند و روياي خود را به نسل هاي بعدي منتقل كرده.مطمئنا همه ي ما هم اينگونه هستيم.ميخواهيم زمان را به عقب برگردانيم و كاري كه قبلا كرديم جبران كنيم يا اينكه ميخواهيم به گذشته برويم و زندگي گذشتگان خود را ببينيم.
خب ما ميدانيم كه چطور به آينده برويم با سرعت نور استفاده از سياهچاله و ....
اما راه رفتن به گذشته چيست؟بشريت كه نميتواند برود آينده به اميد اينكه معجزه شود و ناگهان در زمان خودش ظاهر شود.
ما در اين تاپيك سعي در رمز گشايي اين كار داريم.ميدانيم ميشود چون زمان ميگذرد و اين زمان گذشته وجود دارد.و خيلي هم خوب ميشه كه از قوانين نسبيت عام انيشتين نيز كمك بگيريم.
چطور به گذشته برويم.بعد از اينكه به ايده هاي جديدي در اينباره رسيديم،مكانيزه كردن اين كار رو هم بررسي ميكنيم.شايد در اين زمينه به كشفيات تازه اي هم رسيديم.
اميدوارم حضور گرم شما به ما در كشف اينكار كمك كند.:thumbsup:
http://up.avastarco.com/images/3v061h36djrb7au2nzr.png (http://up.avastarco.com/images/3v061h36djrb7au2nzr.png)
ميتونيم در زمينه ي لانه كرمي ها هم باكمي تفكر به پاسخ دست پيدا كنيم.

سينا منجم
06-07-2013, 08:20 PM
همانطور كه در بحث قسمت سياهچاله ها كه در همين تالار انجام شد گفته شد كه ميتوان با استفاده از قدرت جرم و جاذبه ي سياهچاله به آينده سفر كرد.يا ميتوان در هر حال زير هر چيز پرجرمي كه برويم درحال سفر در زمانم.مثلا اگر زير هرم خئوپس كه حدود 5750000تن وزن دارد برويد زمان در حد هزارم ثانيه كندتر پيش ميرود و در نتيجه زماني كه از زي هرم بيرون مياييد مثلا 1 ساعت 3/6 ثانيه در زمان جلو رفته ايد _چون زمان در هر ثانيه 0/001 كندتر پيشرفته_پس در اينجا نيز نسبيت عام انيشتين موثر بوده.چون جرم هرم انحنايي در ديوار زمان ايجاد ميكند.پس يعني به سادگي ميتوانيد برويد در زير هرم خئوپس واقع در جيزه ي مصر و در آنجا بمانيد و يك سفر در زمان واقعي را تجربه كنيد.
از طرفي ميتوان _اگر وجود داشته باشد كه ندارد_مثلا سوار يك قطار كه با سرعت نور حركت ميكند بشويم و دور زمين را بگرديم.اين قطار فرضي ما ميتواند در هر ثانيه 7 دور دور زمين بچرخد بعد كه از قطار بيرون مياييم _بستگي به زماني كه در قطار بوديم_به ميزان قابل توجهي در زمان پيشرفتيم و به آينده قدم گذاشتيم مثلا اگر تعداد دور زدنهايما خيلي زياد بود 300 سال در زمان جلو برويم در حالي كه اگر فردي كه در لحظه ي سوار شدن به قطار 20ساله بوده در آن زمان بايد 320 ساله باشد درحالي كه همون شكلي كه رفته برگشته.البته اين كار عواقبي دارد مانند اينكه فرد نميتواند به زمان خودش برگردد_پس اين ايده به درد كساني ميخوره مثل كساني كه داوطلب سفر بي بازگشت به مريخ شده اند:دی;)_و هم اينكه ضربه ي روحي سختي به فرد ميزند كه ممكن است جبران ناپذير باشد.:66:
خب ما چه كار ميتوانيم بكنيم كه بتوانيم پس از سفر در زمان به سمت آينده دوباره به زمان خودمان ربگرديم؟

gandom
06-07-2013, 09:33 PM
صرفاً جهت اطلاع!
یک چنین تاپیکی در تالار انگلیسی هم قبلاً ایجاد شده که بیش تر جنبه مباحثه داره...می تونید از این (http://forum.avastarco.com/forum/showthread.php?1320-time-machine) تاپیک هم دیدن کنید ;)

berjis93
06-07-2013, 09:38 PM
سلام سینا جان
من با سفر در زمان مشکل زیادی دارم .در واقع نمیتونم مطلبو هضم کنم.
من معتقدم زمان مثلا یه صفحه ای نیست که بتونیم توش حرکت کنیم و سازوکار سفرو براش رقم بزنیم.
در واقع زمان یه یه سازوکار جاریه که همیشه با سیستم خودش جریان داره .درمورد قضیه قطارم این چنینه که زمان داره بره خودش سپریمیشه فقط اینه که ما با سرعت نورداریم حرکت میکنیم و یه جورایی دورش میزنیم.
حالاما که با سرعت نور حرکت میکنیم ایا تبدیل به نیرو نمیشیم؟

Pale_Rider
06-07-2013, 10:31 PM
من یه سری تحقیقات هم در این زمینه انجام دادم ، توی وبلاگم گذاشته بودم :) با اجازه ی خودم ، اینجا کپی می کنم .
به نقل از تازه های پیشرفته = http://www.adv-news.blogfa.com :
بحثی که از گذشته تا کنون ذهن بشر را به خود مشغول کرده ، سفر در زمان و یا نگه داشتن زمان است .علوم نظری در مورد این بحث فرضیه ای به نام " کرونوسفر " را مطرح می کنند ، کرونوسفر یک کره است که زمان در آن نگه داشته می شود ، حال آیا این واقعا امکان دارد ؟
بعد از کشف ذره ی هیگز ، به این فرضیه نزدیک شدیم ، چرا که به وسیله ی مشاهده ی بوزون هیگز و اسکنر های جرمی می توان با سرعت نور حرکت کرد ، در اصل تمام جرم به انرژی تبدیل شده و حرکت می کند !
http://blog.adw.org/wp-content/uploads/stop-time.jpg [I

http://up.avastarco.com/images/w2evcz6xt7c4se20k0ip.jpg
http://ts3.mm.bing.net/th?id=H.4625032297318634&pid=1.9
اما این تکنولوژی واقعا زمان زیادی برای شروع به کار می خواهد و فعلا فقط در حد یک فرضیه است !
بشر امروزی در کره ی زمین مطمئن است که حیاتی باهوش تر و پیشرفته تر در بقیه ی سیارات کیهان وجود دارد ، اگر آنان هنوز در زمان سفر نکرده اند و متوجه حیات روی زمین نشده اند ، احتمالا کرونوسفر برای ما تا سالیان طویل یک فرضیه باقی خواهد ماند ...
البته ، با نسبیت انیشتین به یه درک بزرگتر از فضا و زمان می رسیم و همچنین محاسبه های دست بالای مکانیک با سرعت های بالا ( نزدیک سرعت نور ) رو می تونیم حساب کنیم ! این بحث نسبیت زمان هم فقط وقتی معنی پیدا می کنه که دو ناظر داشته باشیم ، یعنی در کل ما نمی تونیم زمان رو نگه داریم !

سينا منجم
06-08-2013, 11:38 AM
من یه سری تحقیقات هم در این زمینه انجام دادم ، توی وبلاگم گذاشته بودم :) با اجازه ی خودم ، اینجا کپی می کنم .
به نقل از تازه های پیشرفته = http://www.adv-news.blogfa.com :
بحثی که از گذشته تا کنون ذهن بشر را به خود مشغول کرده ، سفر در زمان و یا نگه داشتن زمان است .علوم نظری در مورد این بحث فرضیه ای به نام " کرونوسفر " را مطرح می کنند ، کرونوسفر یک کره است که زمان در آن نگه داشته می شود ، حال آیا این واقعا امکان دارد ؟
بعد از کشف ذره ی هیگز ، به این فرضیه نزدیک شدیم ، چرا که به وسیله ی مشاهده ی بوزون هیگز و اسکنر های جرمی می توان با سرعت نور حرکت کرد ، در اصل تمام جرم به انرژی تبدیل شده و حرکت می کند !
[/URL]http://blog.adw.org/wp-content/uploads/stop-time.jpg (http://blog.adw.org/wp-content/uploads/stop-time.jpg) [I

http://up.avastarco.com/images/w2evcz6xt7c4se20k0ip.jpg (http://up.avastarco.com/images/w2evcz6xt7c4se20k0ip.jpg)
http://ts3.mm.bing.net/th?id=H.4625032297318634&pid=1.9 (http://ts3.mm.bing.net/th?id=H.4625032297318634&pid=1.9)
اما این تکنولوژی واقعا زمان زیادی برای شروع به کار می خواهد و فعلا فقط در حد یک فرضیه است !
بشر امروزی در کره ی زمین مطمئن است که حیاتی باهوش تر و پیشرفته تر در بقیه ی سیارات کیهان وجود دارد ، اگر آنان هنوز در زمان سفر نکرده اند و متوجه حیات روی زمین نشده اند ، احتمالا کرونوسفر برای ما تا سالیان طویل یک فرضیه باقی خواهد ماند ...
البته ، با نسبیت انیشتین به یه درک بزرگتر از فضا و زمان می رسیم و همچنین محاسبه های دست بالای مکانیک با سرعت های بالا ( نزدیک سرعت نور ) رو می تونیم حساب کنیم ! این بحث نسبیت زمان هم فقط وقتی معنی پیدا می کنه که دو ناظر داشته باشیم ، یعنی در کل ما نمی تونیم زمان رو نگه داریم !
اما اين امكان داره ميشه زمان رو نگه داشت.با افزودن جرمي باورنكردني كه كمتر از سياهچاله و بيشتر از بقيه ي اجرام آسماني ميشود زمان را به قدري كند كرد كه انگار ايستاده.و همينطور ميتوان زمان را انقدر كند كرد كه شروع به عقب رفتن بكند.يعني سفر در گذشته.
از طرفي از نظريه ي استفان هاوكينگ هم ميشه در زمان و مكان سفر كرد با سرعتي خارق العاده ميانبري عظيم.يعني لانه كرمي ها.اما اين لانه كرمي ها كه نميتوانند سريعتر از سرعت نور فرد را به جايي و زماني ديگر ببرند.پس چرا اينقدر سريع از اين سر جهان به آن سر جهان ميرويم؟شايد به خاطر زمان باشه.هركي فيزيكش خوبه يه توضيحي بده.بقيه هم ميتونن توضيح بدن.فقط مباحث و سوالاي بسيار زيادي كه اين نظريه رو از يه پنير سوئيسي هم سوراخ سوراخ ترش كرده پيدا كنيم و براي پيدا كردن جوابشون بكوشيم.
http://forum.avastarco.com/forum/images/misc/quote_icon.png (http://forum.avastarco.com/forum/images/misc/quote_icon.png) نوشته اصلی توسط berjis93 [URL="http://forum.avastarco.com/forum/images/buttons/viewpost-left.png"]http://forum.avastarco.com/forum/images/buttons/viewpost-left.png (http://forum.avastarco.com/forum/images/buttons/viewpost-left.png)
سلام سینا جان
من با سفر در زمان مشکل زیادی دارم .در واقع نمیتونم مطلبو هضم کنم.
من معتقدم زمان مثلا یه صفحه ای نیست که بتونیم توش حرکت کنیم و سازوکار سفرو براش رقم بزنیم.
در واقع زمان یه یه سازوکار جاریه که همیشه با سیستم خودش جریان داره .درمورد قضیه قطارم این چنینه که زمان داره بره خودش سپریمیشه فقط اینه که ما با سرعت نورداریم حرکت میکنیم و یه جورایی دورش میزنیم.
حالاما که با سرعت نور حرکت میکنیم ایا تبدیل به نیرو نمیشیم؟
----------
برجيس جان.الان كلي چيز هستند كه با سرعت نور حركت ميكنند.وقتي يه بيد كه تازگي ها كشف شده ميتونه با سرعت 3 ماخ حركت كنه(يعني 3 برابر سرعت صوت)يك قطار به اون مستحكمي با فلزي كه معمولا در همه ي قطارها استفاده ميشه و اونو قوي و مستحكم ميكنه نتونه با سرعت نور يا حداقل نصف سرعت نور حركت كنه؟درواقع ميشه اينكارو مكانيزه كرد چون در نسبيت كاملا توضيح داده شده و با فيزيك هم اثباتش كردن.

Ehsan
06-08-2013, 03:03 PM
ببینید، تند و کند کردن ِزمان یک بحثه و به عقب برگردوندنش یک بحث ِ دیگه است.

فرض کنید که ما بتونیم زمان ِ داخلی ِ یک سیستم رو که با نرخ ِ t گذر می کنه با ضریب ِ a کم و زیاد کنیم، یعنی اگر برای یک ساعت ِ محلی (داخلی) زمان t ثانیه بگذره، برای ساعت ِ مرجع ِ جهانی t/a بگذره، اگر a بزرگتر از یک باشه به این معنی هست از دید ِ سیستم، زمان ِ جهان کندتر از حالت ِ قبل می‌گذره اما اگر a بین ِ صفر و یک باشه به این معنی هست که از دید ِ سیستم، زمان ِ جهان ِ خارج تند تر از سیستم می‌گذره (به وضوح با نزدیک کردن ِ a به صفر میشه به هر میزان ِ دلخواهی به آینده صفر کنیم)

اگر خدایی نکرده a منفی بشه اون وقت میشه سفر به گذشته. نسبیت ِ خاص هیچ راهی رو پیشنهاد نمی‌ده تا بشه ضریب ِ a رو منفی کرد، صرفا راجع به a بین ِ صفر و یک حرف می‌زنه ( دقت کنید حتی برای a بزرگتر از یک هم پیشنهادی نداره، شاید اعتراض کنید که پس نسبی بودن چی میشه؟ اگر برای ما زمان کندتر بشه برای جهان تندتر میشه، اما در نسبیت ِ خاص زمان فقط می تونه کندتر بشه، تندتر نمیشه!)

نسبیت ِ عام برای a بزرگتر از یک راهی ارائه می‌ده اما اینجا هم برای a منفی راهی وجود نداره.

با وجود ِ ملاحظات ِ کوانتمی نمی‌دونم این قضایا چه حالتی پیدا می‌کنند اما می‌دونم با وجود ِ ملاحظات ِ کوانتمی کرمچاله معنی پیدا می کنه اما خود ِ کرمچاله هم مبحثی هست مربوط به گرانش ِ کوانتمی که هنوز مورد ِ بحث ِ فیزیکدانهاست و توافق ِ جمعی راجع به درستی ِ این بحث حاصل نشده پس صرفا به صورت ِ یک احتمال مطرح هست :)

از این گذشته بحثهایی در مکانیک ِ کلاسیک (و البته فیزیک نوین) وجود داره که میگه زمان چیزی نیست مگر یک برچسب برای مشخص کردن ِ توالی ِ رویداد ها و نه آن طور که همه فکر می‌کنند یک جریان و موجودیت ِ جاری در اجسام. از این دید، سفر در زمان به نحوی که یک هو غیب بشیم و در زمان ِ دیگه ای ظاهر بشیم کاملا بی‌معنی و غیرواقعی جلوه می کنه، البته این که اعتبار ِ این برداشت از زمان چه قدره هنوز اختلاف ِ نظر هست مخصوصا این که این حوزه خارج از فیزیک محسوب می‌شه و بیشتر به فلسفه مربوطه برای همین هم فیزیک دانها راجع بهش نظر نمی‎دهند. پس این رو هم در نظر داشته باشید که امکان ِ سفر در زمان خیلی زیاد مربوطه به شناخت ِ ما از ماهیت ِ زمان.

سينا منجم
06-08-2013, 04:08 PM
ببینید، تند و کند کردن ِزمان یک بحثه و به عقب برگردوندنش یک بحث ِ دیگه است.

فرض کنید که ما بتونیم زمان ِ داخلی ِ یک سیستم رو که با نرخ ِ t گذر می کنه با ضریب ِ a کم و زیاد کنیم، یعنی اگر برای یک ساعت ِ محلی (داخلی) زمان t ثانیه بگذره، برای ساعت ِ مرجع ِ جهانی t/a بگذره، اگر a بزرگتر از یک باشه به این معنی هست از دید ِ سیستم، زمان ِ جهان کندتر از حالت ِ قبل می‌گذره اما اگر a بین ِ صفر و یک باشه به این معنی هست که از دید ِ سیستم، زمان ِ جهان ِ خارج تند تر از سیستم می‌گذره (به وضوح با نزدیک کردن ِ a به صفر میشه به هر میزان ِ دلخواهی به آینده صفر کنیم)

اگر خدایی نکرده a منفی بشه اون وقت میشه سفر به گذشته. نسبیت ِ خاص هیچ راهی رو پیشنهاد نمی‌ده تا بشه ضریب ِ a رو منفی کرد، صرفا راجع به a بین ِ صفر و یک حرف می‌زنه ( دقت کنید حتی برای a بزرگتر از یک هم پیشنهادی نداره، شاید اعتراض کنید که پس نسبی بودن چی میشه؟ اگر برای ما زمان کندتر بشه برای جهان تندتر میشه، اما در نسبیت ِ خاص زمان فقط می تونه کندتر بشه، تندتر نمیشه!)

نسبیت ِ عام برای a بزرگتر از یک راهی ارائه می‌ده اما اینجا هم برای a منفی راهی وجود نداره.

با وجود ِ ملاحظات ِ کوانتمی نمی‌دونم این قضایا چه حالتی پیدا می‌کنند اما می‌دونم با وجود ِ ملاحظات ِ کوانتمی کرمچاله معنی پیدا می کنه اما خود ِ کرمچاله هم مبحثی هست مربوط به گرانش ِ کوانتمی که هنوز مورد ِ بحث ِ فیزیکدانهاست و توافق ِ جمعی راجع به درستی ِ این بحث حاصل نشده پس صرفا به صورت ِ یک احتمال مطرح هست :)

از این گذشته بحثهایی در مکانیک ِ کلاسیک (و البته فیزیک نوین) وجود داره که میگه زمان چیزی نیست مگر یک برچسب برای مشخص کردن ِ توالی ِ رویداد ها و نه آن طور که همه فکر می‌کنند یک جریان و موجودیت ِ جاری در اجسام. از این دید، سفر در زمان به نحوی که یک هو غیب بشیم و در زمان ِ دیگه ای ظاهر بشیم کاملا بی‌معنی و غیرواقعی جلوه می کنه، البته این که اعتبار ِ این برداشت از زمان چه قدره هنوز اختلاف ِ نظر هست مخصوصا این که این حوزه خارج از فیزیک محسوب می‌شه و بیشتر به فلسفه مربوطه برای همین هم فیزیک دانها راجع بهش نظر نمی‎دهند. پس این رو هم در نظر داشته باشید که امکان ِ سفر در زمان خیلی زیاد مربوطه به شناخت ِ ما از ماهیت ِ زمان.
من فكر نكنم درست متوجه شده باشم.يعني اگر aسفر بشه زمان مي ايسته؟
----------------------------
حالا منم ميتونم فكر خودمو بگم؟
همونطور كه ميدونيد هر چيزي كه دارا جسم باشه جرم هم داره خب مثلا سيارهي زمين يه مقدار در ديوار زمان و مكان انحنا ايجاد مكينه و خورشيد بيشتر.يعني هر چه جرم چيزي بيشتر باشه بيشتر در ديوار زمان انحنا ايجاد ميكنه.اگر مقدار جرمي كه روي ديواره به اندازه ي مقاومت ديواره ديوار صاف مي ايسته.درسته؟كه اگه ذهنم درست متوجه شده باشه زمان با سرعت زيادي جلو ميره يا مي ايسته غير از اين دو حالت وجود نداره.ولي اگر هيچ جرمي جلويديوار نباشه ديوار زمان برآمده ميشه و اگر هيچي نباشه سوراخ ميشه مثل سياهچاله البته برعكسش.خوب اونوقت اگه از اينوري سوراخ بشه چي؟طرف پرت ميشه گذشته يا پرت ميشه به آينده.اگه گير اين ديوار بيوفته.؟
درمورد كيهانهاي موازي هم مطمئنم حقيقت داره چون _البته در تئوري_بيگ بنگ باعث بزرگ شدن فضا شده_انبساط_خوب اين فضا يا كيهاني كه ما ميشناسيم بايد در يه چيزي بزرگ شده باشه ديگه وگرنه يك فضا اندازهي نخود كه نميتونه توي هيچ بزرگ شده باشه پس بايد در يك كيهان بزرگ تر باشه.البته اگر از نظر بيگ بنگ نگاه كنين.
حالا اگه اشتباهي شد ببخشيد.

سينا منجم
06-09-2013, 10:43 AM
حالا فكر كنيد ايده ي جديد.
آدما در برابر هر مشكلي كه اتفاق افتاد ميتونن به نزديكي يك جسم پرجرم مثل سياهچاله برن و در اونجا كه زمان خيلي كند ميگذره بمونن ميتونن مثلا 20 سال اونجا براي خودشون زندگي كنن ولي به جاي بيست سال مثلا 200 سال گذشته باشه.
از ديد كسي كه از بيرون داره اينا رو نگاه ميكنه.اونا با سرعت حلزون يا شايدم كمتر حركت ميكنند.ولي براي ساكنان اونتو براي آنها زمان مثل زمان عادي ميگذره.و اين يعني خبري از دوران خوش سالمندي نيست.:advise:
تازه مغز كه مثل بدن نيست كه همه چي رو سرسري بگيره غز كارش درسته و ممكنه در مثلا 1 سال مغز فرد به فرد دستور خوابيدن بده.
اما اين ساكنان كه بالاخره ميميرن شايد مثلا در هزار سالگي.و وقتي هم برگردن ديگه زميني نيستش كه بخوان توش زندگي كنن چون اونقدر در نزديكي سياهچاله به سرعت نور چرخ زدن كه زمان سريع گذشته و زمين مثلا از بين رفته.بايد چيكار كنن.بايد بازم به سياهچالشون برگردن؟و آخر سر كه چي غذا و آبشون تمام ميشه و بالاخره ميميرن ديگه.پس ايده ي من فقط براي مدت چند قرن دوام مياره.:th_cry:

berjis93
06-09-2013, 01:00 PM
البته سینا جان نمیشه سرعت نورو با سه ماخ مقایسه کرد چونعملا سه ماخ نسبتبه سرعت نور ناچیزه .حالا هر چند که یه بید بتونه سه ماخ سرعت بره ولی بازم ناچیزه

سينا منجم
06-09-2013, 04:09 PM
البته سینا جان نمیشه سرعت نورو با سه ماخ مقایسه کرد چونعملا سه ماخ نسبتبه سرعت نور ناچیزه .حالا هر چند که یه بید بتونه سه ماخ سرعت بره ولی بازم ناچیزه
درسته برجيس جان.اما توجه كنيد بيد بي مهرس.استحكام يه قطارو قطعا نداره.اما بازم ميتونه.اين بيد ميتونه با سرعت باورنكردني 1029/6 متر بر ثانيه پرواز كنه يعني (1/0296 كيلومتر بر ثانيه)كه اگر با سرعت نور مقايسش كنيم ميشه0/000003432نسبت به سرعت نور.درسته برجيس جان 3 ماخ خيلي ناچيزه اما اينكه يه بي مهره ميتونه با چنين سرعتي پرواز كنه كه تا حالا هيچ ماشين به غير از موشك ها بهش نرسيدن خيلي مهمه ديگه.حالا فرض كنيد قطاري بسازيم كه حداقل نصف يا حدا كثر هم اندازه ي سرعت نور حركت كنه با كلي فولاد و آهن كه جلوي شديد ترين فشارها هم مقاومت ميكنن.از نظر تئوري من فكر ميكنم ميره.فقط به انرژيه خيلي زيادي احتياج داره.

berjis93
06-09-2013, 06:03 PM
درست میگی اما مشکل اینه که بفهمیم چه نیرویی میتونه مارو به این سرعت برسونه.که فک نمیکنم ابزاریو سراغ داشته باشیم که بتونه یه همچین نیرویی رو برامون تامین کنه.و این که از این نیرو به چه نحوی به این سرعت برسیم؟
در مورد اون بیده هم جل الخالق...!!!!!!!!!!!

Pale_Rider
06-09-2013, 08:23 PM
اما اين امكان داره ميشه زمان رو نگه داشت.با افزودن جرمي باورنكردني كه كمتر از سياهچاله و بيشتر از بقيه ي اجرام آسماني ميشود زمان را به قدري كند كرد كه انگار ايستاده.و همينطور ميتوان زمان را انقدر كند كرد كه شروع به عقب رفتن بكند.يعني سفر در گذشته.
از طرفي از نظريه ي استفان هاوكينگ هم ميشه در زمان و مكان سفر كرد با سرعتي خارق العاده ميانبري عظيم.يعني لانه كرمي ها.اما اين لانه كرمي ها كه نميتوانند سريعتر از سرعت نور فرد را به جايي و زماني ديگر ببرند.پس چرا اينقدر سريع از اين سر جهان به آن سر جهان ميرويم؟شايد به خاطر زمان باشه.هركي فيزيكش خوبه يه توضيحي بده.بقيه هم ميتونن توضيح بدن.فقط مباحث و سوالاي بسيار زيادي كه اين نظريه رو از يه پنير سوئيسي هم سوراخ سوراخ ترش كرده پيدا كنيم و براي پيدا كردن جوابشون بكوشيم.

نگفتم که نمی شه ، میشه ، اما چطوری می خوای یه جسم سنگین رو درست کنی که فضا زمان رو خم کنه ؟ یعنی در حد تکنولوژی زمینی نیست چون اگه همچین جرمی رو روی زمین درست کنیم ، قبل از هر کاری اون جرمه خورشید رو می بلعه ، زمین که هیچی !!
مگر اینکه از جرم استفاده نکنیم و سرعت خودمون رو ببریم بالا ،
در مورد کرمچاله ها هم بگم که ، چون زمان وایساده ، پس سرعت باید برابر سرعت نور باشه (؟) ... اگه با سرعت نور حرکت کنیم که به انرژی تبدیل میشیم !
از نظر نسبیتی ، بازگشت در زمان امکان نداره ! اما نظریه ی ریسمان حرف های تازه ای داره که خب فک کنم خیلی مورد قبول نباشه ...

سينا منجم
06-10-2013, 04:19 PM
نگفتم که نمی شه ، میشه ، اما چطوری می خوای یه جسم سنگین رو درست کنی که فضا زمان رو خم کنه ؟ یعنی در حد تکنولوژی زمینی نیست چون اگه همچین جرمی رو روی زمین درست کنیم ، قبل از هر کاری اون جرمه خورشید رو می بلعه ، زمین که هیچی !!
مگر اینکه از جرم استفاده نکنیم و سرعت خودمون رو ببریم بالا ،
در مورد کرمچاله ها هم بگم که ، چون زمان وایساده ، پس سرعت باید برابر سرعت نور باشه (؟) ... اگه با سرعت نور حرکت کنیم که به انرژی تبدیل میشیم !
از نظر نسبیتی ، بازگشت در زمان امکان نداره ! اما نظریه ی ریسمان حرف های تازه ای داره که خب فک کنم خیلی مورد قبول نباشه ...
اين حرف درسته.اما مگر همهچيز از انرژي درست نشده.با انرژي ي بسيار زياد هم ميشه اينكارو كرد.
و برجيس جان.با انرژي همجوشي هسته اي و انرژي اتمي ميشه.

narcissus flower
06-10-2013, 04:44 PM
اين حرف درسته.اما مگر همهچيز از انرژي درست نشده.با انرژي ي بسيار زياد هم ميشه اينكارو كرد.
و برجيس جان.با انرژي همجوشي هسته اي و انرژي اتمي ميشه.


سلام از فعالیت خوب شما خوشحالم:)

اما سوال؟
چه طوری میخواین از انرژی هسته ای استفاده کنید؟ارتباط شون رو بیشتر توضیح بدید
واینکه شما به چی میزان انرژی نیاز دارید؟خب درسته که فرایند هسته ای انرژی زیادی تولید میکنه ,اما خوب محدود هست ...

berjis93
06-10-2013, 04:55 PM
البته سینا جان میدونیم به هر نسبت که وزن حالا به تعبیر تو قطارمون میره بالا تر تا مستحکم تر و مقاوم تر شه نیرو رانشی که باید به سرعت نور برسونتش خیلی باید زیاد باشه و اگه بخوایم به سرعت نور برسونیمش با بالا رفتن سرعت اصطحکاک ودر نتیجه استهلاک قطارمون میره بالا در نتیجه برای مستحکم ساختنش باید کلی الیازو فلز ببندیم به نافش .واین منتج به بسیار بسیار بالا رفتن وزنش میشه .حالا باچه نیرویی میخوایم به سرعت نور برسونیمش؟
راجب نیرو گرمایی گداخت که به جنبشی تبدیل میکنیمش یه توضیح کوچولو ام بده لطفا

mohsen4465
06-10-2013, 06:50 PM
درسته برجيس جان.اما توجه كنيد بيد بي مهرس.استحكام يه قطارو قطعا نداره.اما بازم ميتونه.اين بيد ميتونه با سرعت باورنكردني 1029/6 متر بر ثانيه پرواز كنه يعني (1/0296 كيلومتر بر ثانيه)كه اگر با سرعت نور مقايسش كنيم ميشه0/000003432نسبت به سرعت نور.درسته برجيس جان 3 ماخ خيلي ناچيزه اما اينكه يه بي مهره ميتونه با چنين سرعتي پرواز كنه كه تا حالا هيچ ماشين به غير از موشك ها بهش نرسيدن خيلي مهمه ديگه.حالا فرض كنيد قطاري بسازيم كه حداقل نصف يا حدا كثر هم اندازه ي سرعت نور حركت كنه با كلي فولاد و آهن كه جلوي شديد ترين فشارها هم مقاومت ميكنن.از نظر تئوري من فكر ميكنم ميره.فقط به انرژيه خيلي زيادي احتياج داره. بیدی که با سرعت 3 ماخ پرواز میکنه؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
حتی تصور وجود چنین حشره ای با چنین سرعتی کاملاً غیرمعقولانه است مگه اینکه یک زره از جنس بهترین آلیاژها تنش کرده باشه تا در مقابل گرمای شدید ناشی از اصطحکاک با هوا دوام بیاره!!!!!!!

لطفاً آدرس منبعی که این مطلب علمی کذب رو منتشر کرده رو اعلام کنید تا خودم یه نامه واسشون بفرستم. ضمناً بنظر من اصلاً از سایت‌های اینترنتی مخصوصاً فارسی مطالب علمی مطالعه نکنید. 90 درصدشون چرندیات رو به اسم علم منتشر میکنن. حتی ویکی پدیا فارسی هم غیر معتبره. متأسفانه هیچ کس هم در ایران جلوی فعالیت های این افراد و سایت ها رو نمیگیره.


ضمناً رابطه این قضیه سرعت بالا در سفرهای فضایی و استحکام بدنه رو من متوجه نشدم؟!! :)


راجب نیرو گرمایی گداخت که به جنبشی تبدیل میکنیمش یه توضیح کوچولو ام بده لطفا پیشرانه‌های هسته‌ای انواع مختلف دارن. نوع بر پایه شکافت هسته‌ای با انجام انفجارهای کوچک هسته‌ای در داخل محفظه احتراق نیروی جنبشی رو به جلو ایجاد میکنه و میتونه به 5 درصد سرعت نور دست پیدا کنه. نوع دیگه بر پایه جوش هسته‌اییه و میتونه به سرعتی معادل 15 درصد سرعت نور برسه و نوع آخر بر پایه واکنش تباهی ماده-ضدماده هست که بطرز خارق العاده ای میتونه ما رو به سرعتی تا نزدیکی سرعت نور برسونه. البته اینا تا حالا هیچکدومش بطور عملی ساخته نشدن.

berjis93
06-10-2013, 07:44 PM
ممنون اقا محسن به خاطر توضیح خوبتون ولی سوال من چیز دیگه بود .
منظورم از این سوال این بود که یه همچین جرم زیادیو چه نیرویی میتونه به سرعت نور برسونه .
حالا گیریم براساس واکنش تباهی ماده و ضدماده این کارو انجام بدیم .چه حجم عظیمی از این واکنش باید انجام بگیره تا مارو به اون سرعت مطلوبمون برسونه؟
این مباحث و حرفا صرفا تو تئوری ها میگنجن بلکه تو عمل هبچ جایگاهی نمیتونن داشته باشن به اعتقاد من

سينا منجم
06-10-2013, 07:54 PM
بیدی که با سرعت 3 ماخ پرواز میکنه؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
حتی تصور وجود چنین حشره ای با چنین سرعتی کاملاً غیرمعقولانه است مگه اینکه یک زره از جنس بهترین آلیاژها تنش کرده باشه تا در مقابل گرمای شدید ناشی از اصطحکاک با هوا دوام بیاره!!!!!!!

لطفاً آدرس منبعی که این مطلب علمی کذب رو منتشر کرده رو اعلام کنید تا خودم یه نامه واسشون بفرستم. ضمناً بنظر من اصلاً از سایت‌های اینترنتی مخصوصاً فارسی مطالب علمی مطالعه نکنید. 90 درصدشون چرندیات رو به اسم علم منتشر میکنن. حتی ویکی پدیا فارسی هم غیر معتبره. متأسفانه هیچ کس هم در ایران جلوی فعالیت های این افراد و سایت ها رو نمیگیره.


ضمناً رابطه این قضیه سرعت بالا در سفرهای فضایی و استحکام بدنه رو من متوجه نشدم؟!! :)
پیشرانه‌های هسته‌ای انواع مختلف دارن. نوع بر پایه شکافت هسته‌ای با انجام انفجارهای کوچک هسته‌ای در داخل محفظه احتراق نیروی جنبشی رو به جلو ایجاد میکنه و میتونه به 5 درصد سرعت نور دست پیدا کنه. نوع دیگه بر پایه جوش هسته‌اییه و میتونه به سرعتی معادل 15 درصد سرعت نور برسه و نوع آخر بر پایه واکنش تباهی ماده-ضدماده هست که بطرز خارق العاده ای میتونه ما رو به سرعتی تا نزدیکی سرعت نور برسونه. البته اینا تا حالا هیچکدومش بطور عملی ساخته نشدن.
در ويكيپديا ي فارسي.همين امروز رفتم دوباره نگاه كنم حذف شده بود.احتمالا چرنديات بوده كه حذف شده.خلاصه به ما كه اطلاعات غلط داد منم متاسفم كه اين اطلاعات غلط كه بعضي سايتا منتشر ميكنن رو تروج دادم ببخشيد.
اما من فكر كنم منظور برجيس جان همجوشي هسته ايست.همجوشي هسته اي به عملي گفته ميشود كه تمام ستاره ها انجامش ميدن.بر اثر واكنش هاي درون ستاره هيدروژن به هليوم تبديل ميكنه و منبع اصلي گرما،درخشندگي و انرژي ستاره ها همين عمله.انرژي حاصل از همجوشي هسته اي با ديگر انرژي هاي جهان قابل مقايسه نيست و حتي انرژي هسته اي نيز مقابلش كم مياورد.اين انرژي كه گرمايي بسيار شديد توليد ميكند ميتواند (البته به مقدار زياد)آب يك اقيانوس رو هم بخار كند.اگر بشه اين انرژي گرمايي رو به انرژي برق و همينطور در كنارش از همه ي انرژي ها و همينطور انرژي هايي كه محسن جان گفته اند استفاده كرد تبديل به برق كرد و به حركتي.البته ميشه براي كم كردن استحكاك ميان ريل و قطار قطار را به صورت مونو ريل ساخت.

سينا منجم
06-10-2013, 08:00 PM
ممنون اقا محسن به خاطر توضیح خوبتون ولی سوال من چیز دیگه بود .
منظورم از این سوال این بود که یه همچین جرم زیادیو چه نیرویی میتونه به سرعت نور برسونه .
حالا گیریم براساس واکنش تباهی ماده و ضدماده این کارو انجام بدیم .چه حجم عظیمی از این واکنش باید انجام بگیره تا مارو به اون سرعت مطلوبمون برسونه؟
این مباحث و حرفا صرفا تو تئوری ها میگنجن بلکه تو عمل هبچ جایگاهی نمیتونن داشته باشن به اعتقاد من
ميتونن برجيس جان.درسي كه همه از زندگي ميگيرن.درست زماني كه چيزي رو مسخره ميكني و ميگي امكان نداره ناگهان اون چيز ممكن ميشه.
خب حالا بياين از بحث دور نشيم.هدف ما اين بود كه سفر در زمان،نسبيت انيشتين و شيوه ي مكانيزه كردنش رو بررسي كنيم.

berjis93
06-10-2013, 08:16 PM
سینا جان تو چه حجمی میخوایم این همجوشی به انجام برسونیم تا نیرو مطلوبمونو برامون تامین کنه؟در ثانی روی این منو ریل چه موتوری با چه ابعدی باید تعبیه بشه که بتونه یه همچین نیرویی رو تامین کنه؟فقط موتوری که این نیرو رو بهمون میده ممکنه چند ده متر با چند ده تن وزن باشه این وزنو بذار رو وزن چند ده تنی قطار ببین ممکنه یه همچین نیرویی تولید بشه که بتونه به سرعت نور برسونه قطارو یا نه؟
به اعتقاد من باید مطالب تو این حوضرو با دنیای اطرافمون بسنجسم و ببینیم که حرفایی که میزنیم عملین یا صرفا در حد فرضیه و حرفن.
باید به این نکته توجه داشت سینا جان

mohsen4465
06-10-2013, 08:17 PM
ممنون اقا محسن به خاطر توضیح خوبتون ولی سوال من چیز دیگه بود .
منظورم از این سوال این بود که یه همچین جرم زیادیو چه نیرویی میتونه به سرعت نور برسونه .
حالا گیریم براساس واکنش تباهی ماده و ضدماده این کارو انجام بدیم .چه حجم عظیمی از این واکنش باید انجام بگیره تا مارو به اون سرعت مطلوبمون برسونه؟
این مباحث و حرفا صرفا تو تئوری ها میگنجن بلکه تو عمل هبچ جایگاهی نمیتونن داشته باشن به اعتقاد من
یک روز ممکنه در عمل هم ممکن بشن. در این خصوص فقط همینقدر میدونم که 10 گرمش میتونه یک سفر یک ماهه تا مریخ رو برای ما داشته باشه. حالا اینکه برای رسیدن به نزدیکی سرعت نور چه مقدار لازمه رو دقیقاً نمیدونم.

berjis93
06-10-2013, 08:25 PM
بله درست میگید الان تو بیشتر فضا پیما ها از نیروی یونیدن عناصری مثل نقره استفاده میشه که مثلا 50 گرم نقره نیرو سفر چند ساله رو تامین میکنه .ولی این نمیتونه راه حل خوبی برای مسئله تامین نیرو ما باشه

mohsen4465
06-10-2013, 08:40 PM
بله درست میگید الان تو بیشتر فضا پیما ها از نیروی یونیدن عناصری مثل نقره استفاده میشه که مثلا 50 گرم نقره نیرو سفر چند ساله رو تامین میکنه .ولی این نمیتونه راه حل خوبی برای مسئله تامین نیرو ما باشه فرآیند شتاب گرفتن در موتورهای یونی خیلی کنده و زمان زیادی میبره تا سرعت رو به اندازه کافی بالا ببره. حالا تصور کنید پیشرانه ای داریم که هم مثل موتور یونی با مقدار کمی سوخت حجم زیادی انرژی تولید میکنه و هم اینکه شتاب حرکتش خیلی بیشتره. مطمئناً خیلی راحت به سرعت های بالا میتونیم دست پیدا کنیم. چرا میگید که نمیشه؟ وقتی با 10 گرمش میشه یکماهه رفت مریخ مطمئناً با مقدار بیشترش میشه خیلی سرعت رو بیشتر افزایش داد. مشکل اصلی تو مسافرت های فضایی اینه که نمیتونیم به مدت طولانی موتور رو روشن نگه داریم وگرنه سوختمون سریع تموم میشه. اما اگه سوخت هسته ای باشه به این راحتی ها تموم شدنی نیست. تصور کنید فضاپیمای نیوهوریزونز یک پیشرانه ضدماده داشت در این صورت از اینجا تا خود پلوتو رو میتونست با موتور روشن سفر کنه. حالا تصور کنید این همه مدت تو سفر رو با موتور روشن حرکت کنید به چه سرعتی میرسید؟ :)

سينا منجم
06-10-2013, 08:56 PM
دوستان اگر راه هاي ديگري ميشناسيد بگيد.اينجا از هر نظريه اي استقبال ميشه.
من ميگم ميشه كه با برداشتن ماده ي تاريك موجود در فضا حجم قسمتي از اونجا رو كم كرد.در نتيجه ميشه مثلا صدها سال زنده موند.فقط نميدونم اين عمل چه تاثيري روي ذهن داره.ممكنه هر فكر كردنما يك سال طول بكشه يا نه با سرعت هميشگي فكر ميكنيم؟
راستي اين راه هايي كه برجيس و محسن جان گفتن همش درسته.
راستي برجيس جان.خيلي از حقايق جهان فقط زماني يه حرف يا داستان بودن.

berjis93
06-10-2013, 09:25 PM
بله ممکنه یه سفینه یکی دو تنی رو با سرعت پیش ببره اما یه قطاری چی?اونم با سرعت نور

narcissus flower
06-10-2013, 09:29 PM
فرآیند شتاب گرفتن در موتورهای یونی خیلی کنده و زمان زیادی میبره تا سرعت رو به اندازه کافی بالا ببره. حالا تصور کنید پیشرانه ای داریم که هم مثل موتور یونی با مقدار کمی سوخت حجم زیادی انرژی تولید میکنه و هم اینکه شتاب حرکتش خیلی بیشتره. مطمئناً خیلی راحت به سرعت های بالا میتونیم دست پیدا کنیم. چرا میگید که نمیشه؟ وقتی با 10 گرمش میشه یکماهه رفت مریخ مطمئناً با مقدار بیشترش میشه خیلی سرعت رو بیشتر افزایش داد. مشکل اصلی تو مسافرت های فضایی اینه که نمیتونیم به مدت طولانی موتور رو روشن نگه داریم وگرنه سوختمون سریع تموم میشه. اما اگه سوخت هسته ای باشه به این راحتی ها تموم شدنی نیست. تصور کنید فضاپیمای نیوهوریزونز یک پیشرانه ضدماده داشت در این صورت از اینجا تا خود پلوتو رو میتونست با موتور روشن سفر کنه. حالا تصور کنید این همه مدت تو سفر رو با موتور روشن حرکت کنید به چه سرعتی میرسید؟ :)
ممنون از همراهی دوستان

اما ببینید صحبت از انرژی هسته ای واستفاده از اون به همین راحتی که گفته میشه نیست...

درسته که به واسطه ی شرایط شکافت وگداخت انرژی حاصل میشه , اما بازهم من میپرسم ,برای این سفر ما به چه میزان انرژی نیاز داریم؟حدودا هم معلوم باشه خوبه

مثلا تو هر شکافت اورانیوم ما حالا فانتزی نگاه کنیم 200mevانرژی حرارتی داریم و با توجه به بازده ی پایین راکتور های موجود و شرایط تبدیل برق , قدرت بالا نیست
یا مثلا همجوشی هیدرون هم میزان مشخصی انرژی تولید میکنه, بی نهایت که نیست

خب باید ببینیم ما میخواهیم به چه انرژی برسیم که با خودمون سوخت ببریم,واین مارو مجبور میکنه که به فرض سازه ای برزگتر داشته باشیم...

اینکه راحت بگیم خب واکنش هسته ای هست دیگه مشکل انرژی نداریم هم درست نیست, راکتور های همجوشی هنوز هم در حال حاضر یک طرح جامع نیست ....


اصلا ما مشکل دیگه ای هم داریم, در سرعت بالا ما جرم ما نسبیتی میشه وباید حواسمون باشه


البته جهان مشتاق ایده های بلند پروازانه هست :) اما تا ما زنده هستیم یه فکری بکنید....:)

berjis93
06-10-2013, 09:37 PM
دقیقا حرف منم همین بود.دستتون درد نکنه بخشی از حرف دلمون زدید

aysa
06-10-2013, 09:43 PM
منم با شما كاملا موافقم. با اين تدابيري كه دوستان گفتن باز هم برا تامين سوخت با سرعت نور اصن كافي نيست.
راستش تقريبي گفتنش هم سخته.چون بستگي داره كه جسممون چه اندازه اي باشه.هر چه قد بيشتر دستيابي به اون چيزي هم كه ميخوايم سختر. :)
در ضمن اين كه بتونن شكافت يا همجوشي هسته اي رو واسه مسافرت هاي طولاني استفاده كنن يه كم غير عمليه.(البته با امكانات دنياي امروز)!
يه موضوع ديگه :تامين انرژي اوليه هم هست... :)

mohsen4465
06-10-2013, 11:53 PM
دوستان برای آشنایی با پیشرانه ضدماده و امکان دستیابی اون به سرعتی نزدیک به سرعت نور میتونید به قسمت ششم از فصل ششم مستند The Universe مراجعه کنید. با این عنوان: UFO-The Real Deal

narcissus flower
06-11-2013, 12:21 AM
دوستان برای آشنایی با پیشرانه ضدماده و امکان دستیابی اون به سرعتی نزدیک به سرعت نور میتونید به قسمت ششم از فصل ششم مستند The Universe مراجعه کنید. با این عنوان: UFO-The Real Deal

اقای مدیر ما که نداریم این مستند رو.....:)
اما آیا در این فیلم گفته در حال حاضر ما این تکنولوژی داریم؟؟یا نظریه هست؟؟
چون دنیای ما برپایه ی ماده استوار هست, اینکه بخواهیم از ضد ماده استفاده کنیم, اولین سوال نحوه ی تولیدش هست,واینکه منظورتون اصلا از ضد ماده چیه در اینجا؟؟در واقع ضد ماده ی چه ماده ای؟؟

mohsen4465
06-11-2013, 12:45 AM
اقای مدیر ما که نداریم این مستند رو.....
اما آیا در این فیلم گفته در حال حاضر ما این تکنولوژی داریم؟؟یا نظریه هست؟؟
چون دنیای ما برپایه ی ماده استوار هست, اینکه بخواهیم از ضد ماده استفاده کنیم, اولین سوال نحوه ی تولیدش هست,واینکه منظورتون اصلا از ضد ماده چیه در اینجا؟؟در واقع ضد ماده ی چه ماده ای؟؟ اتم های ضد ماده دیگه. خودتون هم که میدونید در واکنشهای هسته ای عادی فقط کسر کوچکی از جرم به انرژی تبدیل میشه اما در تباهی ماده-ضدماده تمام جرم به انرژی تبدیل میشه. بنابراین حجم انرژی در دسترس خیلی خیلی زیاده. البته من در خصوص وجود داشتن این تکنولوژی چیزی نگفتم و فقط خواستم بگم که با این منبع انرژی میشه به سرعتی بسیار نزدیک به سرعت نور رسید. تو این مستند هم گفته که هزینه تولید سوخت برای فقط یک فضاپیما از این نوع برای بشر یک رقم نجومیه ولی شاید موجودات فضایی به تکنولوژی پیشرفته تری مجهز باشن و در حال حاضر از اون استفاده کنن. شاید هم ما در آینده بتونیم به این تکنولوژی دست پیدا کنیم. البته ضریب خطر تولید و نگهداری چنین سوختی هم بسیار بسیار بالاست تا حدی که فکر نکنم روی زمین جایی مناسب برای ساختنش باشه. چون اگه احیاناً منفجر بشه اونوقته که فکر کنم یه طرف کره زمین کلاً بره هوا. :109::دی

narcissus flower
06-11-2013, 01:00 AM
اتم های ضد ماده دیگه. خودتون هم که میدونید در واکنشهای هسته ای عادی فقط کسر کوچکی از جرم به انرژی تبدیل میشه اما در تباهی ماده-ضدماده تمام جرم به انرژی تبدیل میشه. بنابراین حجم انرژی در دسترس خیلی خیلی زیاده. البته من در خصوص وجود داشتن این تکنولوژی چیزی نگفتم و فقط خواستم بگم که با این منبع انرژی میشه به سرعتی بسیار نزدیک به سرعت نور رسید. تو این مستند هم گفته که هزینه تولید سوخت برای فقط یک فضاپیما از این نوع برای بشر یک رقم نجومیه ولی شاید موجودات فضایی به تکنولوژی پیشرفته تری مجهز باشن و در حال حاضر از اون استفاده کنن. شاید هم ما در آینده بتونیم به این تکنولوژی دست پیدا کنیم. البته ضریب خطر تولید و نگهداری چنین سوختی هم بسیار بسیار بالاست تا حدی که فکر نکنم روی زمین جایی مناسب برای ساختنش باشه. چون اگه احیاناً منفجر بشه اونوقته که فکر کنم یه طرف کره زمین کلاً بره هوا. :109::دی

ببینید ضد ماده الان منظور شما چیه؟هر ذره ای در جهان میتونه پاد ذره ی خودشو داشته باشه,مثل الکترون که انتی ذره ش میشه پوزیترون
اما مثلا نوترینو هم پاد ذره داره ,کلا ذرات بنیادی یک پاد ذره دارند...پس اینکه میگید پادذره کاملا مبهم هست , پاد ذره ی چی...
مثل اینکه بگیم اتم,خب اتم چی؟؟
در مورد تولید انرژی حتی در صورتی که از پوزیترون والکترون استفاده کنیم , به ازای هر واپاشی اگر اگر در حال سکون باشند 1.02Mev تولید انرژی داریم
پس به نظر من اول باید بدونیم چه مقدار انرژی لازم داریم,بعد به طراحی بپردازیم

در مورد قسمت دیگه هم ,به جهت اینکه من این مستند رو ندیده ام , پرسیدم که ایا در حال حاضر وجود داره یانه؟ همین قربان:)

berjis93
06-11-2013, 01:10 AM
حمل بر سیاه نمایی نشه دوستان اما من فک میکنم باتوجه به هزینه فوق العاده ای که این چرخه تولید نیرو میتونه داشته باشه که خودتونم بهش اشاره کردید نباید تولید نیرو از این راه به صرفه اقتصادی باشه وکسیم به سراغش بره چون به جز هزنه و درد سر چیزی نداره

سينا منجم
06-11-2013, 11:08 AM
بچه ها اصلا نگاه كنين.اگه ما بخوايم به گذشته برويم تمام آينده ي زمين رو تباه كرديم اگربريم آينده آينده رو ساختيم و ديگه نميشه رفت گذشته.فقط ميگن كه مثلا سينا مسافر زماني بود رفت بعد ديگر چيزي نوشته نشد در تاريخ و كسي اورا نديد تا زمان مثلا 1 هزار سال بعد.اين خيلي مهمه كه اگه ميخوايم اينكارو بكنيم بايد حتما زماني باشه كه واقعا لازمه.تازه ميشه اين قطارو تك سرنشين ساخت كه ديگه اين همه دردسر براي انرژي و وزنش نداشته باشيم.راستي اگه به زمان گذشته برويم مثلا در سال 2008 اگه من برم گذشته دو تا سينا ميمونه.يكي خودم و اون يكي گذشته ي خودم.تازه اينا همه به كنار ما داريم يه دفعه از نا كجا آبباد يه حجم نيرو رو كه مصلا مسافرين زمانن رو وارد زمين ميكنيموطبيعت چطور واكنش نشون ميده؟اگه ميشه توضيح بديد.

berjis93
06-11-2013, 12:25 PM
لی دوستان فکر کنید اگه یه روز یه همچین اتفاقی بیفته که حتی مردم عادی تو زمان بتونن سفر کنن حالا جدای از جالب بودن و جذابیت موضوع چقدر میتونه برای دنیایی که توش رندگی میکنیم.برای تاریخ. برای بشریت و...خطرناک و مضر باشه.و همچنین تو جهاتی میتونه ام مفید باشه مثلا این که ادما میرن گذشته و کارای خطاشونو تصحیح میکنن.
راستی اگه با این نیت به گذشته بریم وقتی که رسیدیم به اون زمانی که دلمون میخواد یادمون میمونه که برای چی اومدیم اینور وکارامونو درست میکنیم یا این که رو همون منوال گذشته پیش میریم؟

mohsen4465
06-11-2013, 03:17 PM
ببینید ضد ماده الان منظور شما چیه؟هر ذره ای در جهان میتونه پاد ذره ی خودشو داشته باشه,مثل الکترون که انتی ذره ش میشه پوزیترون
اما مثلا نوترینو هم پاد ذره داره ,کلا ذرات بنیادی یک پاد ذره دارند...پس اینکه میگید پادذره کاملا مبهم هست , پاد ذره ی چی...
مثل اینکه بگیم اتم,خب اتم چی؟؟
در مورد تولید انرژی حتی در صورتی که از پوزیترون والکترون استفاده کنیم , به ازای هر واپاشی اگر اگر در حال سکون باشند 1.02Mev تولید انرژی داریم
پس به نظر من اول باید بدونیم چه مقدار انرژی لازم داریم,بعد به طراحی بپردازیم

در مورد قسمت دیگه هم ,به جهت اینکه من این مستند رو ندیده ام , پرسیدم که ایا در حال حاضر وجود داره یانه؟ همین قربان:)
حالا نوعش که فرقی نداره. من منظورم ضدماده در مقیاس ماکروسکوپی بود. یعنی اتم ها و مولکولهایی که از ذرات ضدماده تشکیل شدن. چون اینجوری میشه اونو راحتتر در مقیاس ماکروسکوپی انبار کرد. در خصوص مستند هم تو همون پست قبلی گفتم. این فضاپیماها در حال حاضر فقط یک ایده رویایی هستن. دلیل رویایی بودنشون هم به سختی بسیار زیاد تولید اتم‌های ضد ماده برمیگرده. توانایی بشر امروزی برای تولید اتم‌های ضدماده در حدیه که میشه اونها رو با دست شمرد! حالا فکرشو بکنید که بخوایم یک گرم ضد-هیدروژن تولید کنیم یعنی تقریباً 600،000،000،000،000،000،000،000 اتمممممممممم.


بچه ها اصلا نگاه كنين.اگه ما بخوايم به گذشته برويم تمام آينده ي زمين رو تباه كرديم اگربريم آينده آينده رو ساختيم و ديگه نميشه رفت گذشته.فقط ميگن كه مثلا سينا مسافر زماني بود رفت بعد ديگر چيزي نوشته نشد در تاريخ و كسي اورا نديد تا زمان مثلا 1 هزار سال بعد.اين خيلي مهمه كه اگه ميخوايم اينكارو بكنيم بايد حتما زماني باشه كه واقعا لازمه.تازه ميشه اين قطارو تك سرنشين ساخت كه ديگه اين همه دردسر براي انرژي و وزنش نداشته باشيم.راستي اگه به زمان گذشته برويم مثلا در سال 2008 اگه من برم گذشته دو تا سينا ميمونه.يكي خودم و اون يكي گذشته ي خودم.تازه اينا همه به كنار ما داريم يه دفعه از نا كجا آبباد يه حجم نيرو رو كه مصلا مسافرين زمانن رو وارد زمين ميكنيموطبيعت چطور واكنش نشون ميده؟اگه ميشه توضيح بديد. سفر به گذشته غیر ممکنه. دلیلش رو خیلی ساده بخوام بگم اینه که: شما خودتون هم بعنوان جزئی از جهان به گذشته برمیگردید؛ همینطور ماشین زمانی که ساختید. این پارادوکس بتنهایی اثبات کننده غیرممکن بودن این سفره. مگر اینکه گذشته رو بشکل یک تصویر ببینید و نتونید درش تغییری ایجاد کنید.

aysa
06-11-2013, 04:01 PM
ولي الان خيلي دارن روي اين موضوع كار ميكنن.اين كه سفر در زمان حقيقت پيدا كنه.و اونم با استفاده از قوانين فيزيك.ميرم يه مطلبي رو كه در اين مورد هست پيدا ميكنم.خلاصشو ميذارم اينجا.
اما اين موضوع مشكلاتي هم داره.مثلا شما برگردين به زمان پدر بزرگتون كه يه بچه ي 6سالس.پدر شما وجود نداره.اما شما وجود دارين.پس الان شما اون وسط چي ميگين؟
در ضمن دانشمندايي كه رو اين موضوع تحقيق ميكنن اعتقاد دارن زمان رو تا اونجايي كه ماشين زمان ساخته شده ميشه عقب برد.نه بيش تر ازاون .چون قبل اون ماشيني نيست كه شمارو ببره. يعني روياي پدربزرگ هم به باد ميره:)

سينا منجم
06-11-2013, 04:32 PM
سفر به گذشته غیر ممکنه. دلیلش رو خیلی ساده بخوام بگم اینه که: شما خودتون هم بعنوان جزئی از جهان به گذشته برمیگردید؛ همینطور ماشین زمانی که ساختید. این پارادوکس بتنهایی اثبات کننده غیرممکن بودن این سفره. مگر اینکه گذشته رو بشکل یک تصویر ببینید و نتونید درش تغییری ایجاد کنید.
اين همونيه كه من بهش اعتقاد دارم.شما وقتي به گذشته برميگرديد به عنوان يه عضو خارجي هستيد.اينو ميگم فقط عده ي كمي مثل من و محسن جان بهش اعتقاد دارن.اينكه شما اونجا هيچ كاري نميتونين بكنين.حتي اگه برين پدربزرگتون رو بكشيد دوحالت امكان داره.ناگهان شما تبديل به انرژي ميشين و اين انرژي ميخواد بهآينده برگرده به وسعت يك بمب پلوتونيمي خرابي به بار مياره.يا اينكه هيچي نميشه.غير از اين دوحالت وجود نداره.

berjis93
06-11-2013, 06:42 PM
حالا یه سوال.
مگه ما نمیگیم که فضا زمان یه مقولس و از هم جدا نیست پس چجوریه که تو سفر زمان ما زمانو به عبارتی میشکافیم ودر مکانی ثابت(زمین)در زمان سفر میکنیم؟قاعدتا از اونجایی که فضا زمان یه ماهیت در هم تنیده اس اگه ما زمانو بشکافیم فضا هم شکافته خواهد شد در نتیجه ممکنه به یه نقطه دیگه از عالم پرتاب شیم.
جواب لطفا...

سينا منجم
06-11-2013, 08:03 PM
حالا یه سوال.
مگه ما نمیگیم که فضا زمان یه مقولس و از هم جدا نیست پس چجوریه که تو سفر زمان ما زمانو به عبارتی میشکافیم ودر مکانی ثابت(زمین)در زمان سفر میکنیم؟قاعدتا از اونجایی که فضا زمان یه ماهیت در هم تنیده اس اگه ما زمانو بشکافیم فضا هم شکافته خواهد شد در نتیجه ممکنه به یه نقطه دیگه از عالم پرتاب شیم.
جواب لطفا...
اصلا اصل نسبيت اينه ديگه برجيس جان.ديواري كه داريم ازش صحبت ميكنيم ديوار زمان و مكانه.بايد دقيقا محاسبه كنيم كي ميخوايم بريم.چه زماني ميريم و كجا ميريم.اگه من از كرج با محاسبات دقيق مثلا ديوار زمان و مكانو بشكافم و به يك ثانيه قبل برگردم مثلا به تهران ميرم.

berjis93
06-11-2013, 10:51 PM
خب حال نمیده که اینجوری تمام حالش به اینه که همون جایی که هستی تو زمانای مختلف سفر کنی

aysa
06-11-2013, 10:58 PM
خب حال نمیده که اینجوری تمام حالش به اینه که همون جایی که هستی تو زمانای مختلف سفر کنی

ولي خب مثلااگه از تهران برين به يه كهكشان ديگه واقعا عالي ميشه.مثلا بتونيم مكاني رو كه ميريم مديريت كنيم اون وقت ميشه به جاهايي رفت كه آرزوي بشري هست.مثلا يه سياره ي ديگه.
اون موقع ميتونيم شرايط اونجا رو برا سكونت بررسي كنيم.
دوستان اين موضوعي كه ما درموردش داريم حرف ميزنيم تخيل (در حد كم)همراه علمه.ولي فك كنم موضوع داره فقط تخيلي ميشه.لطفا به مباحث علمي بيشتر بپردازيم ونظريات موجود در جهان رو مطرح كنين نه اين كه هر كس نظر شخصيش روبگه :)

berjis93
06-12-2013, 01:36 AM
دوستان خوبم دقت کنید اگر قرار باشه به یه سیاره ای بریم که قابل حیات نباشه قبل از اینکه شرایط حیاطش رو بخوایم بررسی کنیم خودمون مردیم و ثانیا کلا حال نمی ده اینجوری . والسلام

H.Taeb
06-12-2013, 05:18 PM
سلام از وسطای بحث دنبال کردم گفت و گو تونو . جالب بود

نظرتون راجع به این ذره چیه؟ من این مطلب رو خیلی وقت پیش توی یک وبلاگ خوندم که منبع نذاشته بود.جای دیگه هم چیزی نیشنیدم راجع بهش.میشه اگه اطلاعی دارین راجع به این موضوع مطرح کنید؟چون برا من خیلی جالب بود.اینجا هم که بحثشو دیدم ،گفتم که بپرسم و پست بذارم



آلبرت انیشتین نظریه‌ای داشت؛ و یک قرن تحقیق همیشه با آن موافق بود. نظریه انیشتین یکی از پایه‌های فیزیک مدرن است: هیچ چیز نمی‌تواند از نور سریعتر حرکت کند.


اما حالا دانشمندان فیزیک تجربی سازمان اروپایی برای تحقیقات هسته‌ای (CERN یا همان سرن) (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D8%B1%D9%86) می‌گویند که بعضی از ذرات می‌خواهند این قانون را به چالش بطلبند.


ماجرا این است که این دانشمندان رشته‌ای ذرات ریز - ذرات زیراتمی که نوترینو نامیده می‌شوند - را از سرن ژنو به سمت گیرنده‌هایی در آزمایشگاه ملی گرن ساسوی ایتالیا بعنی ۷۲۰ کیلومتر آنطرف‌تر سرازیر کرده‌اند.


نوترینوها کمی زود به مقصد رسیده‌اند. تقریبا ۶۰ نانوثانیه زودتر از زمانی که باید در صورت طی این مسافت با سرعت نور طول می‌کشیده. این اختلاف کوچک تاثیر عظیمی در علم خواهد داشت.


دیو گولدبرگ - پروفسور فیزیک از دانشگاه درسکل - می‌گوید که «اگر این موضوع صحیح باشد، کل نظریه نسبیت خاص زیر سوال خواهد رفت.». او در مورد نظریه انیشتین حرف می‌زند که از ۱۹۰۵ تا به امروز همیشه تایید شده و می‌گوید که سرعت نور، حدکثر سرعت ممکن در جهان است.


استفان پارکه - فیزیکدان تئوری دانشگاه فرمی‌لب می‌گوید «اگر ذراتی داشته باشیم که از نور سریعتر حرکت می‌کنند، در تئوری می‌توانیم زمان را به عقب برگردانیم و شما می‌توانید مادربزرگ خودتان باشید. متوجه هستید که این موضوع چه مشکلاتی ایجاد می‌کند.»


و در گفته او توجه به این «اگر» بسیار مهم است. گولدبرگ اضافه کرده که به نتایج این تحقیق مشوک است و باید منتظر بماند تا دیگران هم همین موضوع را تحقیق کنند.


یکی از فیزیک دانان مرکز سرن هم موافق است. او می‌گوید که نتایج بسیار مشکوکند چرا که تغییر عظیمی در علم ایجاد خواهند کرد ولی اضافه می‌کند که «ما سعی کرده‌ایم اشکال را پیدا کنیم ولی موفق نشده‌ایم. همه چیز به نظر درست است. چون این یک کشف اعجاب انگیز است، ما همه چیز را منتشر کرده‌ایم. ما سه سال کار کردیم و اندازه گرفتیم.»


سرن قبل از چاپ مقاله مورد نظر، کنفرانسی تحقیقاتی در دفتر مرکزی اش ترتیب داده و نتایج را به اطلاع عموم رسانده است.


در سال ۲۰۰۷ هم آزمایش های MINOS در فرمی‌لب نتایج مشابهی گرفته بود ولی به علت بالا بودن محدوده خطا در آن تحقیق، نتایج چندان جدی گرفته نشدند اما اینبار نتایج سرن در محدوده خطای قابل قبول از نظر علمی قرار گرفته‌اند. فرمی‌لب هم اعلام کرده که در طول شش ماه آینده آمادگی تکرار دقیق‌تر آزمایش اش را خواهد داشت.


ژاپن هم برنامه‌ای برای بررسی نتایج سرن در آزمایشگاه بین المللی خودش دارد. آزمایشگاه ژاپن T2K (Toki-to-Kamioka) نامیده می‌شود و سخنگویش چانگ کی جونگ اعلام کرده که به زودی آزمایش بزرگی در مورد سرعت نوترینوها ترتیب خواهد داد.


در حال حاضر پدیده‌های بسیاری در طبیعت با تئوری نسبیت خاص انیشتین توضیح داده می‌شوند و به گفته گلدبرگ حتی در صورت اثبات سرعت بیشتر از نور برای برخی ذرات، تمام آن فرو نخواهد ریخت. هنوز آن نظریه بخش بزرگی از طبیعت را توضیح خواهد داد و ما باید به دنبال تئوری‌هایی جامع‌تر باشیم.


احتمال دیگر، استفاده نوترینوها از یک میانبر است. شاید استفاده از یک بعد دیگر برای طی مسیر ژنو و گرن ساسوی ایتالیا. پارکه هم گفته که «ممکن است بتوانیم این پدیده را بدون دور انداختن نظریه نسبیت توضیح دهیم. برای مثال ممکن است بگوییم که مسیر نوترینوها را به درستی محاسبه نکرده‌ایم.»

narcissus flower
06-13-2013, 02:25 AM
سلام H.taeb گرامی
به فروم اوااستار خوش امدید
خوشبختانه یا متاسفانه همچنان نظریات اینشتین پابرجاست واینکه سرعت نوترینو ها بیشتر از سرعت نور نیست
اینو مطالعه (http://www.redorbit.com/news/science/1112551696/cern-confirms-neutrinos-not-faster-than-light/)بفرمایید

اما

دوستان عزیز اجازه بدید چند نکته خدمتتون بگم::)
1-درسته که تخیل ما دنیای فردا رو میسازه ,اما پایه های تخیل باید براساس یک اصل باشه
مثلا میگم اگر یک فرض کاملا رد شده هست ,با دلایل منطقی ,یعنی اینکه این نباید براساس اون تخیل مون رو پی ریزی کنیم
2-یک اصولی رو برای خودمون معین کنیم, مثلا بگیم اصل ما این هست که بیشتر سرعت نور حرکتی نداشته باشیم ... یا مثلا بگیم که ما در سفر به زمان ناظر بیرونی هستیم وفقط داریم تحولات رو بررسی میکنیم , در واقع ما داریم از بیرون نگاه میکنیم(به فرض گفتم , میشه اصلا این اصل رو قرار نداد..)
3-با دلیل و استدلال نظریاتمون رو پیش ببریم, نه اینکه راه تخیل وایده پردازی رو به روی خودمون ببندیم , بلکه سعی کنیم ایده ونظرمون رو طوری تشریح کنیم که مخاطب بتونه نظرشما رو نقد کنه( چه مثبت وچه منفی) و فقط از کلمات هیجان آور ومبهم استفاده نکنیم.اینجوری ممکنه مخاطب ما بگه که شما داری رمان تخیلی مینویسی ولی وقتی براش دلیل بیاری هر چند نه خیلی محکم حداقل سعی میکنه بهش فکر کنه...

ویک چیز دیگه تکلیف رو اول مشخص کنید کجا و چه زمانی میخواهید برید, شما میتونید در زمین سفر در زمان رو داشته باشید.....

من فکر میکنم اگر موارد بالا رو تلاش کنیم رعایت کنیم , میتونیم بحث های چالش برانگیزی رو در این تاپیک داشته باشیم...:)

در ضمن یاد یه خاطره افتادم, سالهای پیش که نوجوون بودیم , تو فیلم سوم هری پاتر,هرمیون یک زمان برگردان داشت ,که بتونه زمان رو برگردونه ودر یک زمان در دو کلاس شرکت کنه...حالا که میبینم اینجا داره بحث ماشین زمان میشه یه حس نوستالوژی از اون دوران برام ایجاد شد , اون موقع کلی هیجان زده شدیم!!!:105:

berjis93
06-13-2013, 02:49 AM
یه سوال مطرح میشه اینجا و اون اینه که با توجه به این که زمین حجم کوچکی از فضا رو اشغال میکه (در قیاس با عالم)اگه ما بخوایم تو زمین سفر در زمانو انجام بدیم میزان کوچکی از زمانو میتونیم بشکافیم در نتیجه مثلا به اینده و گذشته دوری نمیتونیم سفر کنیم بلکه یه بازه زمانی کمی رو میتونیم روش مانور بدیم.
درسته؟

mohsen4465
06-13-2013, 02:36 PM
اینجا بحث سفر به گذشته خیلی داغ شده و این در حالیه که سفر به گذشته پارادوکس های بسیار فراوانی ایجاد میکنه. ساده ترین پارادوکسش رو با یک مثال خیلی ساده براتون بیان میکنم:

فرض کنید که یک ماشین زمان ساختیم که میتونه به گذشته سفر کنه. بعضی جاها شنیدم که میگن ماشین زمان نمیتونه به زمان قبل از ساخته شدن خودش سفر کنه که اصن نمیفهمم یعنی چی. شاید من نتونم با ماشین زمانی که الان ساختم به گذشته برم و پدربزرگم رو بکشم ولی نوه من چطور؟ نوه من که میتونه به گذشته بیاد و منو بکشه؟

حالا اینا به کنار. قرار بود پارادوکسش رو بگیم. من میرم داخل ماشین زمان میشینم و تکمه بازگشت به 3 ساعت گذشته رو میزنم. بنظرتون چه اتفاقی میافته؟ خیلی ساده ست... من از ماشین زمان پیاده میشم و ... . خب چی شد؟ همینجا پارادوکس ایجاد شد. :26:

با وجود این پارادوکس، بیاید بزور بازهم فرض کنیم سفر به گذشته بدون اینکه باعث پیاده شدن من از ماشین زمان بشه ممکن باشه و تأثیرات اونو بررسی کنیم:

فرض کنید من میرم یه لیوان آب میخورم. سرآخر لیوان از دستم میافته میشکنه و موقع جمع کردنش یکی از اون خرده شیشه ها دستم رو میبره. دستم رو چسب میزنم و میرم سوار ماشین زمان میشم و به گذشته سفر میکنم. حالا از ماشین پیاده میشم. همه چیز به در زمان به عقب برگشته اما یه پارادوکس های جدیدی ایجاد شده. لیوان آب باید سالم سرجا باشه اما آب داخلش چی؟! چسب هم بایستی سرجاش باشه اما الان که رو نوک انگشت خودمه؟! موقعی که دستم رو بریدم یه قطره از خونم افتاده بود روی زمین. بنظرتون اون قطره خون الان هم که تو گذشته هستیم هم هست یا نه؟! با من که وارد ماشین زمان نشده پس اگه میگین نیست اونوقت کجاست؟! اگر هم که بگیم هست چطوری هست وقتی من به گذشته برگشتم؟ از همه مهمتر الان 3 ساعت به گذشته برگشتم. تا اونجایی که یادم میاد من 3 ساعت پیش داشتم ماشین زمان رو برای حرکت آماده میکردم. پس خود من کجا هستم؟ یعنی ممکنه من، ماشین زمان، آب داخل لیوان، چسب و ... همگی دوتا شده باشیم و یک نسخمون الان تو گذشته باشه؟ (همون حالتی که تو هری پاتر با بازگشت به گذشته اتفاق افتاد و پاتر و هرمیون دونسخه شده بودن). اگه اینطوری بخوایم حساب کنیم نه فقط چیزهایی که بظاهر درشون تغییراتی دادم بلکه خیلی چیزها باید دوتا بشه. تک تک مولکول های هوایی که من تنفس کردم و الان رفتن تو خونم باید دوتا بشن و یک نسخشون در گذشته باشه! فوتون هایی که چشمم دریافت کردن و الان بشکل انرژی داخل سلول های شبیکه چشمم هستن باید دوباره بوجود بیان و دوباره در گذشته باشن، همینطور فوتون هایی که بدنم جذب کرد، تمام صداهایی که شنیدم هم همینطور و هزاران چیز دیگه. خیلی چیزها باید دوتا بشن و هرچقدر بیشتر به عقب برگردیم این خیلی چیزها بازهم خیلی بیشتر میشن. :26:

هنوز خودم رو میبینم که دارم همون کارها رو تکرار میکنم. حالا میخوام یه کاری بکنم که پارادوکس ایجاد شده رو بهتر درک کنید. میرم جلو و نسخه ای از خودم که در گذشته هست رو میکشم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

berjis93
06-13-2013, 03:12 PM
ینی با این تفاسیر با سفر کردن در زمان یه جورایی ما به جهان های موازی راه میابیم؟

mohsen4465
06-13-2013, 03:49 PM
ینی با این تفاسیر با سفر کردن در زمان یه جورایی ما به جهان های موازی راه میابیم؟ مگر اینکه به فرضیه جهان های موازی اعتقاد داشته باشید. من به این فرضیه اعتقادی ندارم چون بنظر من معادلات ریاضی جهان فقط یک جواب دارن و اون همین دنیاییه که می‌بینیم. اگر کل جهان رو بشکل یک معادله بسیار بسیار عظیم ریاضی تصور کنیم اونوقت این معادله بنظر من همواره نتیجش همین جهانی میشه که داریم میبینیم. اتفاقات گذشته و آینده بنظر من همگی از قبل داخل این معادله تعریف شدن و قابل تغییر نیستن. هیچکس نمیتونه بگه سکه ای که در هوا معلقه با کدون طرف به زمین میاد فقط به این خاطر که معادله ریاضی اون بسیار بسیار پیچیدهست. وگرنه حتی همین سکه هم از قبل مشخص شده که از کدوم سمت به زمین فرود میاد. اگر ما یک ابررایانه بسیار پیشرفته داشتیم و داده های محیطی رو هم با دقت 100% میتونستیم به ابررایانه بدیم انوقت ابرایانه ما با دقت 100% میتونست به ما بگه که سکه با کدوم جهت به زمین میافته. سکه معلق هرگز سرنوشت دیگری غیر از اون چیزی که معادلات ریاضی مجبورش میکنن نمیتونه داشته باشه و بنابراین در تمام دنیاهای موازی به یک طرف میافته. البته این نظر منه.

aysa
06-13-2013, 04:36 PM
ینی با این تفاسیر با سفر کردن در زمان یه جورایی ما به جهان های موازی راه میابیم؟
ممنونم آقا محسن. :)منم يه چيزي در ادامه ميگم:
ببينيد اين جهان موازي بيشتر از اين كه يه نظريه باشه يه فرضيه است .تا حالا هيچ دليل قانع كننده اي براش وجود نداره.واين يكي از بي ثبات ترين نظريه هاست.
در مورد موضوع دوم هم ما تا همچين چيزي رو نسازيم و به گذشته سفر نكنيم هيچي نمي فهميم.مثل اينه كه در زمان نيوتون بياين از ماده ي تاريك بگين كه همين الانشم هيچي اثبات نشده.
ما الان فقط ميتونيم اون چيزي رو كه حدس ميزنيم رو بگيم.ممكنه يه روز بريم به گذشته و ممكنه اين اتفاق هيچ وقت نيوفته.پس حرف زدن در موردش هيچ دركي رو ازون بهمون نميده.
بنابراين ما هيچ حرفي رو با قطعيت نميگيم.
اين موضوع ماشين زمان هم ميگه ما فقط تا اونجايي ميتونيم زمان رو برگردونيم كه ماشين زمان بوده وقبل اون رو نميتونيم بريم و ببينيم .چون ماشيني هنوز ساخته نشده.البته همون طور كه گفتم هيچ چي قطعي نيست.!

berjis93
06-13-2013, 07:00 PM
ممنون اسیا جان .حرفتو راجب جهان های موازی قبول دارم اما یه مسئله هست واون اینه که جهان های موازیو تو فلسفه غرب خیلی روش دارن کار میکنن و مانور میدن روش .یه جورایی تو حوضه فلسفی(فلسفه غربی)خیلی قبولش دارن و چه بخوایم و چه نخوایم بالاخره یه ایده ئولوزیی هست که قبولش دارن.مثل همون اده تاریکی که هیچ سرنخ مشهودی ازش وجود نداره ولی کیهان شناسا قبولش دارن

H.Taeb
06-13-2013, 10:39 PM
فک نکنم نیاز باشه که ما تا جایی بر گردیم که ماشین زمان ساخته شده،چون ما داریم با ماشینمون طوری حرکت میکنیم که باعث میشه به گذشته بریم.پس صرفا ماشین جابه جا میشه. فک کنم البته!!

با فرض اینکه جهان های موازی وجود داشته باشه،مشکلی پیش نمیاد که شما برین به گذشته و وارد یه جهان موازی بشین و نسخه ی خودتون و بکشین.شما هنوز هم در جهان موازی که قرار داشتین زنده این و میتونین زندگی کنین و دلیلی نداره از بین برین.

این مطلب برای وجود جهان های دیگره :


اولين شاهد قطعي از وجود جهان هاي ديگر



دانشمندان دانشگاههای کارولینالی شمالی و کارنگی ملون موفق به شناسایی اولین گواه قطعی از وجود جهانهای دیگر شدند.

به گزارش ایسنا، کیهان‌شناسان با بررسی نقشه‌ای از جهان از داده‌های فضاپیمای پلانک نتیجه گرفته‌اند که این نقشه نشانگر ناهنجاری‌هایی است که تنها می‌توانند توسط کشش گرانشی جهانهای دیگر ایجاد شده باشند.

این نقشه نشان‌دهنده تابش‌های انفجار بزرگ در 13.8 میلیارد سال پیش موسوم به تابش زمینه کیهانی است که هنوز در جهان قابل مشاهده است.

دانشمندان پیش‌بینی کرده بودند که این تابش باید بطور مساوی توزیع شده باشد؛ اما این نقشه تمرکز بیشتری از آن را در نیمه جنوبی آسمان و یک نقطه سرد را نشان داد که با درک کنونی از فیزیک قابل توضیح نیست.

لائورا مرسینی هیوتون، فیزیکدان نظری دانشگاه کارولینای شمالی و ریچارد هولمان، استاد دانشگاه کارنگی ملون در سال 2005 پیش‌بینی کردند که ناهنجاریها در تابش وجود داشته و در اثر کشش از سوی جهانهای دیگر ایجاد شده‌اند.

اکنون که مرسینی هیوتون داده‌های پلانک را برسی کرده، بر این باور است که فرضیه وی درست بوده است.

یافته‌های وی نشان می‌دهد که تعداد نامحدودی از جهانهای دیگر در خارج از جهان ما وجود دارد.

اگرچه برخی دانشمندان در مورد فرضیه جهانهای دیگر تردید دارند، این یافته‌ها می‌تواند گامی رو به جلو در جهت تغییر دیدگاه فیزیک باشد.


منبع خبر: تابناك


اینو خوندیم؟قضیه فیلادلفیا است.. نیمدونم راسته یا نه ولی اگه نخوندین حتما یه نگاهی بندازین

http://www.taknaz.ir/news_detail_17244.html

berjis93
06-14-2013, 01:57 AM
سلام.ممنون به خاطر مطلب خوبت.فیلادلفیا رو من خوندم .پروژه ی وحشت ناکی بود واکثریت پرسنل اون کشتی کشته شده بودن و فقط یکی دو نفر از جمله فرمانده ناو زنده مونده بود اما اتفاقی که براش افتاده بود این بود کلا دیوانه شده بود ویه جورایی تعطیل شده بود.و کارای عجیب و غریبی انجام میداد.ازاین جهت رو حرفانش نمیشه اعتماد کردوخیلیا از جمله خودم معتقدن که این پروژهدرست نبوده و نتیجه اعلان شده پروژه کذب بوده.

mohsen4465
06-14-2013, 05:30 AM
فک نکنم نیاز باشه که ما تا جایی بر گردیم که ماشین زمان ساخته شده،چون ما داریم با ماشینمون طوری حرکت میکنیم که باعث میشه به گذشته بریم.پس صرفا ماشین جابه جا میشه. فک کنم البته!!

فرض کنید که من ماشین زمان رو برای سفر به 20 میلیارد سال قبل تنظیم کنم. آیا این سفر ممکنه؟ سفر به قبل از بیگ بنگ!!!!!!!!



با فرض اینکه جهان های موازی وجود داشته باشه،مشکلی پیش نمیاد که شما برین به گذشته و وارد یه جهان موازی بشین و نسخه ی خودتون و بکشین.شما هنوز هم در جهان موازی که قرار داشتین زنده این و میتونین زندگی کنین و دلیلی نداره از بین برین.

این مطلب برای وجود جهان های دیگره :



اولين شاهد قطعي از وجود جهان هاي ديگر








دانشمندان دانشگاههای کارولینالی شمالی و کارنگی ملون موفق به شناسایی اولین گواه قطعی از وجود جهانهای دیگر شدند.

به گزارش ایسنا، کیهان‌شناسان با بررسی نقشه‌ای از جهان از داده‌های فضاپیمای پلانک نتیجه گرفته‌اند که این نقشه نشانگر ناهنجاری‌هایی است که تنها می‌توانند توسط کشش گرانشی جهانهای دیگر ایجاد شده باشند.

این نقشه نشان‌دهنده تابش‌های انفجار بزرگ در 13.8 میلیارد سال پیش موسوم به تابش زمینه کیهانی است که هنوز در جهان قابل مشاهده است.

دانشمندان پیش‌بینی کرده بودند که این تابش باید بطور مساوی توزیع شده باشد؛ اما این نقشه تمرکز بیشتری از آن را در نیمه جنوبی آسمان و یک نقطه سرد را نشان داد که با درک کنونی از فیزیک قابل توضیح نیست.

لائورا مرسینی هیوتون، فیزیکدان نظری دانشگاه کارولینای شمالی و ریچارد هولمان، استاد دانشگاه کارنگی ملون در سال 2005 پیش‌بینی کردند که ناهنجاریها در تابش وجود داشته و در اثر کشش از سوی جهانهای دیگر ایجاد شده‌اند.

اکنون که مرسینی هیوتون داده‌های پلانک را برسی کرده، بر این باور است که فرضیه وی درست بوده است.

یافته‌های وی نشان می‌دهد که تعداد نامحدودی از جهانهای دیگر در خارج از جهان ما وجود دارد.

اگرچه برخی دانشمندان در مورد فرضیه جهانهای دیگر تردید دارند، این یافته‌ها می‌تواند گامی رو به جلو در جهت تغییر دیدگاه فیزیک باشد.


منبع خبر: تابناك


این مطلبی که ارائه کردین ارتباطی با جهان های موازی نداره. جهان های موازی داخل همدیگر هستن بدون اینکه روی هم اثری بذارن. در واقع در ابعاد موازی مختلف قرار دارن.




اینو خوندیم؟قضیه فیلادلفیا است.. نیمدونم راسته یا نه ولی اگه نخوندین حتما یه نگاهی بندازین

http://www.taknaz.ir/news_detail_17244.html


داستان علمی تخیلی زیبایی بود!!! قضیه آزمایش فیلادلفیا رو بشکل های مختلف شنیده بودم ولی این یکی دیگه واقعاً شاهکار شایعه پردازی و چرندیات نویسی بود!
سایت های علمی فارسی از لحاظ بار علمی فقط بدرد پیدا کردن سوژه برای نوشتن یک فیلمنامه علمی تخیلی میخورن. اینا رو اگه بچلونی یه قطره علم ازشون بیرون نمیافته ولی تا دلت بخواد چرندیات چرا. پیشنهاد میکنم کلاً مطالب سایت های فارسی رو مطالعه نکنید. ;)

H.Taeb
06-14-2013, 02:39 PM
100% نمیشه رفت به زمانی که هنوز نه زمانی بوده نه مکانی !! ولی فک میکنم بشه با ماشین زمان ،به مثلا 5000 سال قبل رفت. زمانی که حتی هیچ نظریه ای وجود نداشته!

mohsen4465
06-14-2013, 11:45 PM
100% نمیشه رفت به زمانی که هنوز نه زمانی بوده نه مکانی !! ولی فک میکنم بشه با ماشین زمان ،به مثلا 5000 سال قبل رفت. زمانی که حتی هیچ نظریه ای وجود نداشته! خب پس مجبورم دلیلی محکم تر بیارم. :) محکم ترین دلیل برای غیر ممکن بودن سفر به قبل از اختراع ماشین زمان این سواله که پس چرا ما تابحال مسافران زمان رو ندیدیم که از آینده به امروز بیان؟! بنابراین سفر به قبل از اختراع ماشین زمان غیر ممکنه. هر چند که بنظر من کلاً سفر به گذشته غیرممکنه.

narcissus flower
06-15-2013, 12:21 AM
یک سوال من دارم
منظور از سفر به اینده دقیقا یعنی چی؟
اصلا با چه استدلالی میتونیم بگیم آینده تشکیل شده؟
چراما پیشتازان زمان نباید باشیم؟
مثل این میمونه که اینده درست شده وما در گذشته مانده باشیم:)
نظر شما چیه؟؟

پیشتازان فضا :به نظر من یعنی اینکه ما در زمان حال هستیم وزمان با پیش میره , نه جلوتر از ما....

berjis93
06-15-2013, 01:32 AM
مگه زمان یه سیر جاری و تکوینی نیست که پدیده های عالم با گذشتنش سیر تکاملیشونو طی میکنن و به خصوص انسان ها که تو انتخاب نوع عملکرداشون قدرت انتخاب دارن حالا اگه اینده درست شده باشه و ما توش جامونده باشیم وبه وسیله سفر در زمان ما بتونیم به نوعی عقب موندگیمونو جبران کنیم در واقع تمام این چیزایی که گفتم به خصوص قضیه قدرت انتخاب انسان هابه چالش کشیده میشه.پس به نظر من این تلقی که اینده از حالا درست شده و ما توش میتونیم به طور غیر معمول جلو بریم درست نیست

H.Taeb
06-15-2013, 04:14 PM
خب پس مجبورم دلیلی محکم تر بیارم. :) محکم ترین دلیل برای غیر ممکن بودن سفر به قبل از اختراع ماشین زمان این سواله که پس چرا ما تابحال مسافران زمان رو ندیدیم که از آینده به امروز بیان؟! بنابراین سفر به قبل از اختراع ماشین زمان غیر ممکنه. هر چند که بنظر من کلاً سفر به گذشته غیرممکنه.

خب من که گفتم. :) با فرض این که جهان های موازی وجود داشته باشه،ما وقتی میریم به گذشته وارد یه جهان موازی می شیم.این جوری دیگه مشکلی نیست که.. فک کنم !

............

به نظر من هم نمیشه به آینده ای رفت که هنوز ساخته نشده !! اصل مائیم که هنوز در این زمان و مکانیم

سينا منجم
06-15-2013, 05:33 PM
اينكه بخوايم با ماشين زمان به آينده برويم سراسر اشتباهه.شايد به گذشته كه قبلا وجود داشته بتونيم برويم اما اينده نه.چون از اسمش پيداست آينده.ما خودمون آينده رو ميسازيم.و همين ايده ی قطارو كه مطرح كرديم اصلا يه چيزه ديگه بود.ايده ي قطار سفر در زمان اين بود كه ما ميتونيم با شتاب دادن يه قطار تا نرديكي سرعت نور زمان براي ما كند ميشه.ولي زمان در بيرون داره عادي ميگذره.اينجوري ما در زمان جلو ميوفتيم.به هر حال زمان گذشته و اصلا به آينده نرفتيم.بلكه زندگيمونو به صورت كندتري سپري كرديم.ما اونو آينده ناميديم.به هرحال رفتن به زماني كه وجود نداره غير ممكنه.اما گذشته امكان داره گرچه هنوز اختلاف نظر هست.

mohsen4465
06-15-2013, 08:48 PM
خب من که گفتم. :) با فرض این که جهان های موازی وجود داشته باشه،ما وقتی میریم به گذشته وارد یه جهان موازی می شیم.این جوری دیگه مشکلی نیست که.. فک کنم !

خب خود ما هم یکی از این جهان های موازی هستیم درسته؟ حالا سوال من اینه که چرا کسی (مثلاً آیندگان خودمون یا حتی فضایی ها) از جهان های موازی دیگه به دنیا و زمان ما نیومدن؟ اگر فرض کنیم زمان بینهایت باشه تا به امروز بایستی بینهایت مسافر زمان رو از آینده می داشتیم. یعنی چنان ازدحام عظیمی از مسافران زمان که حتی امان از خواب ما رو هم میبریدن. بایستی تمام دنیاها با هم ترکیب میشد و به قولی همه دنیاها باهم قاطی پاتی میشدن و همه چیز در همه لحظه در همه دنیاها می‌بود!


به نظر من هم نمیشه به آینده ای رفت که هنوز ساخته نشده !! اصل مائیم که هنوز در این زمان و مکانیم

اينكه بخوايم با ماشين زمان به آينده برويم سراسر اشتباهه.شايد به گذشته كه قبلا وجود داشته بتونيم برويم اما اينده نه.چون از اسمش پيداست آينده.ما خودمون آينده رو ميسازيم.و همين ايده ی قطارو كه مطرح كرديم اصلا يه چيزه ديگه بود.ايده ي قطار سفر در زمان اين بود كه ما ميتونيم با شتاب دادن يه قطار تا نرديكي سرعت نور زمان براي ما كند ميشه.ولي زمان در بيرون داره عادي ميگذره.اينجوري ما در زمان جلو ميوفتيم.به هر حال زمان گذشته و اصلا به آينده نرفتيم.بلكه زندگيمونو به صورت كندتري سپري كرديم.ما اونو آينده ناميديم.به هرحال رفتن به زماني كه وجود نداره غير ممكنه.اما گذشته امكان داره گرچه هنوز اختلاف نظر هست.
بله تنها روش سفر در زمان همینه که گفتید و اون تغییر دادن نسبت هاست. یعنی کاری کنیم که زمان برای ما نسبت به دنیای اطرافمون کندتر بگذره.

سفر به گذشته هم بنظر من فقط و فقط به یک شکل ممکنه. و اون سفر بشکل مجازیه. یعنی فقط بتونیم گذشته رو ببینیم نه اینکه درش تغییری ایجاد کنیم. اگه یادتون باشه تو یکی از قسمت های هری پاتر (تالار اسرار) هری از کتاب خاطرات تام ریدل در مورد تالار اسرار میپرسه و بعد کتاب اونو به 50 سال قبل میبره. هری تو گذشته قدم میزنه اما هیچکس اونو نمیبینه و هیچ تغییری هم نمیتونه در گذشته ایجاد کنه. اگر سفر به گذشته ممکن بشه بنظر من باید به همین شکل باشه.
--------------------------------------------------------------------------

زیر پست نویس:

1- این هری پاتر هم چه کاربردهای فیزیکی داشت ما خبر نداشتیم ها. :15:
2-حواستون باشه کارهای خوب خوب انجام بدین و همه جا خوشتیپ بگردین. چون ممکنه همین الان یه مسافر زمان داخل اتاقتون و در کنار شما ایستاده باشه و شما رو نگاه کنه بدون اینکه شما وجود اونو تشخیص بدین. :17::دی

aysa
06-15-2013, 10:10 PM
يادتون باشه در مورد اينكه اگه پدر بزرگيتون رو برين و ببينين يه مطالبي نوشتم.بعد گفتم منبع اصلي رو پيدا كرده ميذارم.اينم از منبع:
يكي از قوانين اصلي توي فيزيك پديده ي علت ومعلوله.يعني هرمعلولي به يه علت نياز داره!اگه شما پدر بزرگتون رو بكشين علت از بين ميره پس بايد معلول يعني شما هم نباشين!اين نظريه به اسم ناسازنماي (پارادوكس يا باطل نما)پدر بزرگ توي فيزيك شناخته ميشه!
راه هايي از جمله جهان هاي موازي برا فرار وجوداره.بنيان گذار جهان هاي موازي هيو اورت بود. ايشون اومدن وگفتن جهان هاي مختلفي وجود داره.توي يكي جنگ جهانيه توي يكي شما در مقابل مانيتورتونين توي يكي جنگ هسته اي همه چيرو داغون كرده و...تعداد بينهايت جهان كه توشون عوامل مختلفي وجود دارن.البته هممون اين موضوع رو ميشناسيم!
جهاني هم هست كه نوه قبل تولد خودش پدربزرگشو كشته.در اين صورت آن نوه در جهان ديگه باقي ميمونه و ديگه نميتونه به اين جا برگرده.خسته نباشه:41:
------------------------------------------------------------------------------------
دوستان لطفا احساسي با ماجرا برخورد نكنين.اين جا همه حق دارن نظرشونو بدن.ولي نه اين كه بقيه ي چيزارو زير سؤال ببرن.همه ي مطالبي كه من اين جا نوشتم شايد به نظرتون حقيقي نباشه اما الان جزو علم محسوب ميشه و يه منبع معتبر داره.پس لطفا سعي كنين با تكيه بر نظريات موجود پست بذارين.:)

mohsen4465
06-15-2013, 10:51 PM
يادتون باشه در مورد اينكه اگه پدر بزرگيتون رو برين و ببينين يه مطالبي نوشتم.بعد گفتم منبع اصلي رو پيدا كرده ميذارم.اينم از منبع:
يكي از قوانين اصلي توي فيزيك پديده ي علت ومعلوله.يعني هرمعلولي به يه علت نياز داره!اگه شما پدر بزرگتون رو بكشين علت از بين ميره پس بايد معلول يعني شما هم نباشين!اين نظريه به اسم ناسازنماي (پارادوكس يا باطل نما)پدر بزرگ توي فيزيك شناخته ميشه!
راه هايي از جمله جهان هاي موازي برا فرار وجوداره.بنيان گذار جهان هاي موازي هيو اورت بود. ايشون اومدن وگفتن جهان هاي مختلفي وجود داره.توي يكي جنگ جهانيه توي يكي شما در مقابل مانيتورتونين توي يكي جنگ هسته اي همه چيرو داغون كرده و...تعداد بينهايت جهان كه توشون عوامل مختلفي وجود دارن.البته هممون اين موضوع رو ميشناسيم!
جهاني هم هست كه نوه قبل تولد خودش پدربزرگشو كشته.در اين صورت آن نوه در جهان ديگه باقي ميمونه و ديگه نميتونه به اين جا برگرده.خسته نباشه:41:
------------------------------------------------------------------------------------
دوستان لطفا احساسي با ماجرا برخورد نكنين.اين جا همه حق دارن نظرشونو بدن.ولي نه اين كه بقيه ي چيزارو زير سؤال ببرن.همه ي مطالبي كه من اين جا نوشتم شايد به نظرتون حقيقي نباشه اما الان جزو علم محسوب ميشه و يه منبع معتبر داره.پس لطفا سعي كنين با تكيه بر نظريات موجود پست بذارين.:) جهان‌های موازی صرفاً یک فرضیه است و تکیه کردن بر یک فرضیه برای نتیجه گیری کار اشتباهیه مگر اینکه بخوایم به یک نتیجه فرضی دیگه برسیم. اعتقاد بر وجود جهان های موازی خودش نتیجه یک فرض دیگه ست. اینکه شما در دنیا قوه اختیار واقعی دارید یا خیر؟

aysa
06-15-2013, 10:58 PM
جهان‌های موازی صرفاً یک فرضیه است و تکیه کردن بر یک فرضیه برای نتیجه گیری کار اشتباهیه مگر اینکه بخوایم به یک نتیجه فرضی دیگه برسیم. اعتقاد بر وجود جهان های موازی خودش نتیجه یک فرض دیگه ست. اینکه شما در دنیا قوه اختیار واقعی دارید یا خیر؟

ببينيد ما اينجا ميايم يه چيزي ياد بگيريم.يه عالمه توي فيزيك نظريه وفرضيه ي اثبات نشده داريم.اما اونا فقط در حد فرضين.ما هيچ وقت نميتونيم دلايل جهان رو با چيز هاي اثبات نشده پايه ريزي كنيم.
من خودم به وجود جهان هاي موازي اعتقاد ندارم.اين دليل نميشه كه اونو كلا حذف كنيم.من ميگم از منابع مطمئني كه هست اطلاعات جديد رو پيدا كنيم تااين جا بذاريم.چه واقعيت چه خيال.
اين طوري ميفهميم كه چه چيزهايي توي فيزيك هست.:)

berjis93
06-15-2013, 11:02 PM
من واقعا نمیتونم هضمش کنم.اگه اینطور باشه به عدد تک تک لحظه های عالم باید جهان موازی وجود داشته باشه و با جلو رفتن هر ثانیه به تعداد این جهان ها افزوده شه و تو همه جهان ها کپی های ما وجود دارن وهمین جوری مدام داره از رو ما ادما کپی میشه اره؟

ببخشید یه سوال دیگه.
تو جهان موازی زمان سپری میشه یا ثابته؟

mohsen4465
06-15-2013, 11:41 PM
ببينيد ما اينجا ميايم يه چيزي ياد بگيريم.يه عالمه توي فيزيك نظريه وفرضيه ي اثبات نشده داريم.اما اونا فقط در حد فرضين.ما هيچ وقت نميتونيم دلايل جهان رو با چيز هاي اثبات نشده پايه ريزي كنيم.
من خودم به وجود جهان هاي موازي اعتقاد ندارم.اين دليل نميشه كه اونو كلا حذف كنيم.من ميگم از منابع مطمئني كه هست اطلاعات جديد رو پيدا كنيم تااين جا بذاريم.چه واقعيت چه خيال.
اين طوري ميفهميم كه چه چيزهايي توي فيزيك هست.:)
فرضیات بوجود میان تا از بین اونها نادرست هاش رو حذف کنیم و درست هاش رو بعنوان نظریه قبول کنیم نه اینکه بیایم و هر چی فرضیه هست رو قبول کنیم.
فرضیه استنباطیه که پس از مشاهده زده میشه. اما در این مورد هیچ چیزی حتی برای مشاهده هم وجود نداره تا بخوایم جهان های موازی رو یک فرضیه علمی بنامیم. کلاً از پایه و اساس یک فرض مطلقه و هیچ چیزی حداقل برای مشاهده نتیجه این حدس ما از جهان های موازی وجود نداره. به همین خاطره خیالی بودن اونه که نه میشه ردش کرد نه میشه تأییدش کرد. اینهو این میمونه که من بگم چوب دستی مانند چوب دستی هری پاتر وجود داره. حالا میتونی بیا ثابت کن وجود نداره. :دی

aysa
06-16-2013, 09:48 AM
ببخشید یه سوال دیگه.
تو جهان موازی زمان سپری میشه یا ثابته؟
در مورد سؤال اولتون بله بايد اين طوري باشه.ولي خب هيچ اثباتي واسه وجودش نيس.
سؤال دوم:بله سپري ميشه.طبق اين نظريه ما الان خومون توي يكي از اين جهان هاييم!
-----------------------------------------------------------
ما هيچ دركي از اين ها نداريم.اصن كلا نميدونيم وجود دارن يانه.كه به احتمال بسيار قوي وجود ندارن.كه به قول آقا محسن درس مثله چوب دستيه هري پاتره:دی

سينا منجم
06-16-2013, 11:56 AM
در مورد سؤال اولتون بله بايد اين طوري باشه.ولي خب هيچ اثباتي واسه وجودش نيس.
سؤال دوم:بله سپري ميشه.طبق اين نظريه ما الان خومون توي يكي از اين جهان هاييم!
-----------------------------------------------------------
ما هيچ دركي از اين ها نداريم.اصن كلا نميدونيم وجود دارن يانه.كه به احتمال بسيار قوي وجود ندارن.كه به قول آقا محسن درس مثله چوب دستيه هري پاتره:دی
دانستن اينكه وجود دارن هم كمكي بهمون نميكنه.مشكل اينه كه چطوري بتونيم به اين كيهانها راه پيدا كنيم.

berjis93
06-16-2013, 01:03 PM
البته باید بتونیم وجودشونو اثبات کنیمبعد به فکر پیدا کردن راه به این کیهان ها باشیم

berjis93
06-16-2013, 01:03 PM
البته باید بتونیم وجودشونو اثبات کنیم بعد به فکر پیدا کردن راه به این کیهان ها باشیم

narcissus flower
06-16-2013, 01:58 PM
دوستان عزیزم , توجه بفرمایید ...
اینکه چون جهان های موازی یک نظریه هست , واینکه ما با مشاهده نمیتونیم اونو درک کنیم , دلیلی بر نبود ونقصش نیست واینکه کلا بزاریمش کنار

مگه ما ابعاد بالاتر رو میبینم ؟؟نه ولی با توجه به دلایل ریاضی سعی کردیم حضورشون رو بپذیریم....

میتونیم حداقل در موردش بحث کنیم بعد ردش کنیم,در این حالت حداقل با یک درک بهتری ردش میکنیم...واگر خواستید به کسی بگید این موضوع وجود نداره میتونید با دلایل بهتری توضیح بدید

درسته ما شاید نتونیم هیچوقت نتونیم جهان های دیگر رو درک کنیم , اما این روهم میتونیم با دلیل بیان کنیم...
فکر کنم اینجوری بهتر میتونید با هم مباحثه کنید:)


دانستن اينكه وجود دارن هم كمكي بهمون نميكنه.مشكل اينه كه چطوري بتونيم به اين كيهانها راه پيدا كنيم.

اقا سینا , شما باید بدونی وجود داره یا نه بعد به سمتش سفر کنی...اگر واقعا وجود نداشته باشه میخوای به کجا سفر کنید؟؟

سينا منجم
06-16-2013, 03:27 PM
دوستان عزیزم , توجه بفرمایید ...
اینکه چون جهان های موازی یک نظریه هست , واینکه ما با مشاهده نمیتونیم اونو درک کنیم , دلیلی بر نبود ونقصش نیست واینکه کلا بزاریمش کنار

مگه ما ابعاد بالاتر رو میبینم ؟؟نه ولی با توجه به دلایل ریاضی سعی کردیم حضورشون رو بپذیریم....

میتونیم حداقل در موردش بحث کنیم بعد ردش کنیم,در این حالت حداقل با یک درک بهتری ردش میکنیم...واگر خواستید به کسی بگید این موضوع وجود نداره میتونید با دلایل بهتری توضیح بدید

درسته ما شاید نتونیم هیچوقت نتونیم جهان های دیگر رو درک کنیم , اما این روهم میتونیم با دلیل بیان کنیم...
فکر کنم اینجوری بهتر میتونید با هم مباحثه کنید:)



اقا سینا , شما باید بدونی وجود داره یا نه بعد به سمتش سفر کنی...اگر واقعا وجود نداشته باشه میخوای به کجا سفر کنید؟؟



مثل اينكه دوستان حرف منو درست متوجه نشدن.منظورم اين بود كه تا وقتي نتونيم به اونها سفر كنيم دونستنشون بدرد نميخوره.اگه بفهميم فقط فهميديم.ولي اگه بتونيم بفهميم چطوري بهشون سفر كنيم اونوقته كه بدرد ميخوره و ميتونيم به گذشته بريم.خب براي چي بدرد نميخوره.؟براي اينكه كيهان ما اينقدر بزرگه كيهان قبليش به اندازه ي يك ثانيه ازش كوچيكتره ولي با اينحال كيهان به اين بزرگي رو چطور ميخوايم اونقدر با سرعت طي كنيم تا به موازيش برسيم.؟ما كه هنوز از منظومه ي شمسي هم به زور خارج شديم.تازه اونم بدون سرنشين هنوز با سرنشين به نزديكترين سياره ي پشتمونم نرسيديم.بنابراين فكر كردن در اين زمينه ي بزرگ نياز به همفكري داره.يه نفر نميتونه.

mohsen4465
06-16-2013, 04:30 PM
دوستان عزیزم , توجه بفرمایید ...
اینکه چون جهان های موازی یک نظریه هست , واینکه ما با مشاهده نمیتونیم اونو درک کنیم , دلیلی بر نبود ونقصش نیست واینکه کلا بزاریمش کنار

مگه ما ابعاد بالاتر رو میبینم ؟؟نه ولی با توجه به دلایل ریاضی سعی کردیم حضورشون رو بپذیریم....

میتونیم حداقل در موردش بحث کنیم بعد ردش کنیم,در این حالت حداقل با یک درک بهتری ردش میکنیم...واگر خواستید به کسی بگید این موضوع وجود نداره میتونید با دلایل بهتری توضیح بدید

درسته ما شاید نتونیم هیچوقت نتونیم جهان های دیگر رو درک کنیم , اما این روهم میتونیم با دلیل بیان کنیم...
فکر کنم اینجوری بهتر میتونید با هم مباحثه کنید:)

البته بنظر من اون کسی که میگه چوب هری پاتر وجود داره باید برای گفته هاش دلیل بیاره نه اینکه ما برای ردش دلیل بیاریم. :grin::54:
اما بهرحال بعنوان یک مدل فرضی کیهانی برای اندیشیدن و تفکر سوژه جالبیه. :)

AZIN
06-16-2013, 05:14 PM
با دیدن این پست خیلی خوشحال شدم..چون جهان های موازی و درک زمان همیشه جز اعجاب انگیزترین مطالب برام بوده برای همین یکسری مطالعه راجع بش انجام دادم..و دوست دارم به همه بگم که بهترین راه برای درک زمان (درحد متوسط) دیدن مستندهای دکتر کاکس هست که تو سایت ted.com موجوده و همچنین you tube اگه این تیتر رو جستجو کنید Do you know what time is it? brian cox که تو این مستندها دکتر کاکس می خواد درک کنیم که نمیشه هیچ وقت جواب این سوال رو داد...همچنین توی این مستند که قسمتیش رو چهارسوی علم هم پخش کرد درباره جهانهای موازی و بعدهای مختصات زمانی بحث میشه که میتونم بگم اعجاب انگیزه..

سينا منجم
06-16-2013, 09:25 PM
دوستان،اوضاع خرابه.هركي مياد در مورد يه چيزي خارج از بحث حرف ميزنه كه خودمم بودم.بياين از موضوع خارج نشيم.
----------------------------------------------------------------------------------------------------
خب دوستان.كيهانهاي موازي احتمالا كيهانهاي كوچكتري در آنطرف ديوار زمان و مكان هستند يا اينكه در قلب كيهان ما مدفونند.به نظر من اين كيهان ها موازي هركدام براي خودشون يه ديوار زمان و مكان مجزا دارن.اگه اين فرضيه درست باشه اينجوري ميشه به گذشته سفر كرد.با رفتن به درون يك سياهچاله به اتم تبديل شدن و مجدادا وقتي از سفيد چاله بيرون ميايد دوباره با ابزاري كه نميدونم؟دوباره خودمونو شكل همون ي كه بوديم كنيم.:7:با رفتن از اين سياهچاله ها يا لانه كرميها(بروبچ فيزيكدان بايد بدانند كه از كدام بايد استفاده كرد)ميتونيم هي به عقب تر برگرديم.
اگه اين ممكن باشه ديگه مسئله حله.
تازه در اينصورت ديگه شما خارجي نيستيد گرچه يه كپي جوان تر از شما وجود داره ولي خودتونم ميتونيد تغييرات ايجاد كنيد.مثل سفر از يك جا به جاي ديگر.فقط اگه وسيله ي برگرداندن اتمها به حالت يكپارچه يكم مشكله.

Pale_Rider
06-16-2013, 09:28 PM
دوستان ، من یک سوال برام پیش اومده ؛
چرا میگن توی فاصله ی 10 به توان 10 به توان 21 باید حتما یه موجود باشه که رفتار مارو تقلید کنه ؟ البته این برام سواله چون از شخص معتبری شنیدم و شرایط برای سوال پرسیدن از اون شخص فراهم نبود و مثل همیشه به شما روی میارم :)
آیا این درسته ؟
آیا به جهان های موازی ربطی داره ؟
آیا 21 ، نمی تونه 22 باشه ؟
چطور اثبات میشه ؟
:((

berjis93
06-16-2013, 10:54 PM
سینا جان ار کجا معلومه وقتی داخل سیاهچاله شدب از سفید چاله میزنی بیرون؟ شاید بلعیده شدی و همون جا از بین رفتی!!!

narcissus flower
06-16-2013, 11:08 PM
دوستان گرامی ,
به منظور بررسی همه جانبه ی سفر در زمان و همین طور نظریه های پیش رو
عنوان تاپیک

به سفر در زمان

تغییر یافت تا محدودیتی برای بررسی موضوعات مربوطه پیش نیاد

سينا منجم
06-17-2013, 12:40 PM
سینا جان ار کجا معلومه وقتی داخل سیاهچاله شدب از سفید چاله میزنی بیرون؟ شاید بلعیده شدی و همون جا از بین رفتی!!!
دوست عزيز.
با قوانين فيزيك اثباط شده.و اينكه انرژي و ماده هرگز از بين نميره.

H.Taeb
06-17-2013, 12:51 PM
سلام . من درباره ی سفر به آینده به یه تناقض جدی بر خوردم :

نگاه کنید،با فرض اینکه ما بتونیم بریم به گذشته : مثلا ما میریم به یکم قبل از جنگ جهانی دوم و هیتلر و میبینیم.

خب اون موقع ما برای مردم اون موقع از آینده اومدیم.این خودش تناقضه،اون ها فک میکنند که خودشون پیشتازه فضان و هنوز آینده ای نیست.درحالی که ما از آینده اومدیم و حتی میدونیم که قراره جنگ جهانی دوم رخ بده.

حالا این به کنار، فک کنید که ما هیتلر و با خودمون بیاریم به آینده،اینجوری اون تونسته به آینده ای سفر کنه که فکرشو نمیکرده.پس سفر به یک زمان میشه 2 طرفه.پس اونا میتونن به آینده سفر کنند.

حالا همین اتفاق میتونه برای ما بیافته.یعنی وقتی میگیم که از آینده چرا کسی نمیاد یعنی قبول کردیم که آینده ای هست پس ما هم میتونیم به اون سفر کنیم و اون ها هم میتونن بیان به گذشته که میشه زمان ما!!!

حالا یه سوال:پس ما پیشتاز فضا نیستیم؟ پس اصلا پیشتاز فضا با این فرضیات بی معنیه؟پس یعنی ما میتونیم بریم به آینده ای که به نظرمون هنوز تشکیل نشده؟
(خیلی پیچیده شد)

narcissus flower
06-17-2013, 03:36 PM
سینا جان ار کجا معلومه وقتی داخل سیاهچاله شدب از سفید چاله میزنی بیرون؟ شاید بلعیده شدی و همون جا از بین رفتی!!!



سینا منجم
دوست عزيز.
با قوانين فيزيك اثباط شده.و اينكه انرژي و ماده هرگز از بين نميره.


از بین رفتن شما در یک سیاه چاله به معنی نابودی جرم وانرژی نیست , بلکه به جزئی از یک سیاه چاله تبدیل شدید واین عین تبدیله!!! اگر نابود بشی ماهیت جرم وانژی شما ناپدید نخواهد شد.بلکه جرمی که سیاه چاله مبلعه ,به جزئی از جرم وانرژی مجموعه تبدیل خواهد شد!!

اما مشکل دیگه این هست که شما در مورد چه سیاه چاله ای صحبت میکنید.
ما انواع سیاه چاله داریم .در سیاه چاله در مرکزش مکانی به نام تکینگی وجود داره .که تمام جرم سیاه چاله در ان خلاصه میشه,
مکانی که بسیار کوچک ودر عین حال چگالی بی نهایت داره.
حالا بسته به نوع سیاه چاله ما دو نوع تکینگی داریم

تکینگی نقطه ای
تکینگی حلقوی

گفته میشه ,تکینگی حلقوی این امکان رو به ما میدهد که بتونیم به جای دیگر برویم.البته اگر نیروهای فوق العاده ی موجود در سیاه چاله رو در خیلی نظر نگیریم!!!:)


http://up.avastarco.com/images/myyz1jqiqelvh2j9d7t.png

سينا منجم
06-17-2013, 05:48 PM
از بین رفتن شما در یک سیاه چاله به معنی نابودی جرم وانرژی نیست , بلکه به جزئی از یک سیاه چاله تبدیل شدید واین عین تبدیله!!! اگر نابود بشی ماهیت جرم وانژی شما ناپدید نخواهد شد.بلکه جرمی که سیاه چاله مبلعه ,به جزئی از جرم وانرژی مجموعه تبدیل خواهد شد!!

اما مشکل دیگه این هست که شما در مورد چه سیاه چاله ای صحبت میکنید.
ما انواع سیاه چاله داریم .در سیاه چاله در مرکزش مکانی به نام تکینگی وجود داره .که تمام جرم سیاه چاله در ان خلاصه میشه,
مکانی که بسیار کوچک ودر عین حال چگالی بی نهایت داره.
حالا بسته به نوع سیاه چاله ما دو نوع تکینگی داریم

تکینگی نقطه ای
تکینگی حلقوی

گفته میشه ,تکینگی حلقوی این امکان رو به ما میدهد که بتونیم به جای دیگر برویم.البته اگر نیروهای فوق العاده ی موجود در سیاه چاله رو در خیلی نظر نگیریم!!!:)


http://up.avastarco.com/images/myyz1jqiqelvh2j9d7t.png (http://up.avastarco.com/images/myyz1jqiqelvh2j9d7t.png)
خوب اگه با همون دستگاه(ميدونم تخيلي شد)بتونيم اون نيروي عظيم رو اثرش رو روي خودمون كم كنيم شايد بشه ها؟
دوستان بحث داره تخصصي ميشه و من به اشتباه ميفتم.بهتره تا موقعي كه از موضوع سر در نياوردم ناظر باشم.

berjis93
06-17-2013, 05:56 PM
تو سیاهچاله انقدز برایند نیرو ها بالاست که عملا نه ما بلکه هیچ جرم دیگه ای با هیچ قانون فیزیکیی نمیتونه پایستگی داشته باشه.باید اینو قبول کنیم.
حالا با این تفاسیر شیرجه رفتن تو سیاهچاله و از سفید چاله سردر اوردن عملا یه داستان تخیلی قشنگه نه یه پروسه علمی قابل استناد

narcissus flower
06-17-2013, 08:43 PM
خوب اگه با همون دستگاه(ميدونم تخيلي شد)بتونيم اون نيروي عظيم رو اثرش رو روي خودمون كم كنيم شايد بشه ها؟
دوستان بحث داره تخصصي ميشه و من به اشتباه ميفتم.بهتره تا موقعي كه از موضوع سر در نياوردم ناظر باشم.

نه دوست عزیز !! تخصصی چیه؟؟!!:)

برای اینکه تخیلمون پایه های درستی داشته باشه باید چاشنی علم رو هم اضافه کنیم...
تخیل +علم=کشفیات واختراعات بزرگی که تاحالا رخ داده

starturk
06-17-2013, 11:45 PM
متن واقعا جالبی بود.ممنون. :41:
ببخشید نمی خوام بحث فلسفه رو وارد این بحث علمی بکنم ولی میشه گفت که عالم موازی همون عالم مثل یا مثال افلاطون هست؟؟؟ :confused:
افلاطون دقیقا همین عقیده رو داشت ولی از دید فلسفه، که هریک از موجودات یک وجود دیگه ای دارند (مثل سایه یا انرژی ) که در عالم مثل زندگی میکنه و وجود مادی اون موجود الان در این عالم هست.

berjis93
06-18-2013, 12:59 AM
خب به نظر من جهانهای موازی نمیتونه عالم مثل افلاطون باشه.
چون تو عالم مثل افلاطون ما صرفا اونتیک و هستی رو از حیث روحانی و متا فیزیک بررسی می کنیم اما در جهان های موازی تعریف دیگه ای برای این اونتیکمون داریم.
ما در فیزیک هر پدیده و اتفاقی رو معلول واپاشی تابع موج خاصی میدونیم و میگیم که مثلا وقتی یه لیوان اب از دستمون میفته دو تابع موج براش تعرف میشه.هم میشکنه و هم نمیشکنه .(بر اساس اصل عدم قطعیت هایزنبرگ گذاره یا رو به کار نمیبریم بلکه فقط از گذاره هم استفاده میکنیم.)
حالا اگه لیوان ما بشکنه یعنی تابع موج شکستن در این عالم براش واپاشی شده.حالا چه بلایی سر اون یکی تابع موجمون اومده؟ما میدونیم اون یکی تابع موج در عالمی دیگه واپاشی شده و لیوان ما همچنان علیرغم زمین خوردن سالم مونده. این نشون میده که تمام پدیده های عالم میشه گفت(به تعبیر من)کپی هایی دارن که هم زمان درشون اتفاقای مشترکی میفته و تعداد این عوالم برای هر پدیده ای بر حسب احتمالات (تعداد تابع موج هر پدیده)مختلفه و هر تابع موج در جهانی خاص واپاشیده میشه.
خیلی طولانی شد. ببخشید

smhm
06-18-2013, 12:01 PM
بعضا سوال پیش میاد که اگر سفر به گذشته امکان پذیر باشه و در آینده بشر به چنین تکنولوژی دست پیدا کنه، پس چرا ما الان شاهد اومدن اونها به زمان خودمون نیستیم؟ و چرا در کتابهای تاریخ حضور چنین افرادی را مشاهده نمی کنیم؟
من میگم شاید چنین افرادی واقعا وجود داشته باشند و در برهه ای از تاریخ نیز تا آنجا که اجازه داشتند سعی کردند مسیر تاریخ را عوض کنند و تاحدودی هم موفق شده اند. اما در بین مردم بعنوان مسافر زمان شناخته شده نیستند. به عبارتی دیگه اونها اصلا از آینده به گذشته سفر نکرده اند بلکه از یک جهانی آمده اند که در اون جهان اصلا زمان بی معنی است و گذشته و حال و آینده یکسان است. اما مردم فقط وجود مادی اونها را که یک زمانی متولد میشن و یک زمانی از دنیا میرند را می بینند و از وجود برتر اونها که متصل به عالمی دیگر هستند غافلند.
شبیه همون عالم مثال افلاطون که ذکر شد یا عالم امر که بعضا در عرفان نظری بحث می شود. اما با این تفاوت که اون عالم سایه این عالم نیست بلکه این عالم مادی ما سایه اون هست. و اصل هر چیزی بدون ابعاد زمانی و مکانی در اون عالم وجود دارد. یا به بیانی دیگر هر شیئی دو نوع وجود دارد یک وجود مادی و مرکب در این جهان و یک وجود بسیط و مجرد در آن جهان. که آن جهان اصل است و این جهان فرع. کسی که بتونه با اون عالم ارتباط برقرار کنه به حجم عظیمی از اطلاعات میتونه دست پیدا کنه چون همه چیز از گذشته و آینده و همه اتفاقاتی که قراره رخ بده در اون عالم به عینه موجود و مشهود است. (البته مطمئنا تصور چنین جهانی که خالی از ابعاد زمان و مکانی باشد برای ما موجودات مادی غیر قابل تصور است)

حالا از این بحثها بگذریم.
می خواستم یک حکایتی براتون تعریف کنم که بی ارتباط با سفر در زمان نیست. البته این حکایت را از جایی شنیدم و منبع اون را الان خاطرم نیست..
خلاصه حکایت این است که:
زمانی که حضرت امیرالمومنین علی(ع) کودک شیرخوار بودند روزی در گهواره با مادر خود (فاطمه بنت اسد) سخن می گویند. مادر از اینکه یک نوزاد شیرخوار سخن می گوید بسیار تعجب می کند.
اما حضرت او را آرام می کند و بعد یک خاطره ای را بیاد مادر خود می آورد. حضرت به مادر می گوید آیا یادت هست زمانی که نوجوان بودی و در راه از کاروان عقب افتادی و گم شدی. و همانطور که در بیابان سرگشته بودی یک شیر درنده به طرف تو آمد و قصد حمله داشت. در آن هنگام یک اسب سوار آمد و شیر را از تو دور کرد و راه را به تو نشان داد.
مادر گفت: بله یادم هست.
حضرت فرمود: آن اسب سوار من بودم.

یعنی حضرت حتی قبل از تولدش وجود داشته!!! واقعا تو توجیه و تفسیر این حکایت ها عقل آدم سوت میکشه و مغز آدم به معنی واقعی کلمه هنگ میکنه.

سينا منجم
06-18-2013, 12:28 PM
بعضا سوال پیش میاد که اگر سفر به گذشته امکان پذیر باشه و در آینده بشر به چنین تکنولوژی دست پیدا کنه، پس چرا ما الان شاهد اومدن اونها به زمان خودمون نیستیم؟ و چرا در کتابهای تاریخ حضور چنین افرادی را مشاهده نمی کنیم؟
من میگم شاید چنین افرادی واقعا وجود داشته باشند و در برهه ای از تاریخ نیز تا آنجا که اجازه داشتند سعی کردند مسیر تاریخ را عوض کنند و تاحدودی هم موفق شده اند. اما در بین مردم بعنوان مسافر زمان شناخته شده نیستند. به عبارتی دیگه اونها اصلا از آینده به گذشته سفر نکرده اند بلکه از یک جهانی آمده اند که در اون جهان اصلا زمان بی معنی است و گذشته و حال و آینده یکسان است.
شبیه همون عالم مثال افلاطون که ذکر شد یا عالم امر که بعضا در عرفان نظری بحث می شود. اما با این تفاوت که اون عالم سایه این عالم نیست بلکه این عالم مادی ما سایه اون هست. و اصل هر چیزی بدون ابعاد زمانی و مکانی در اون عالم وجود دارد. یا به بیانی دیگر هر شیئی دو نوع وجود دارد یک وجود مادی و مرکب در این جهان و یک وجود بسیط و مجرد در آن جهان. که آن جهان اصل است و این جهان فرع. کسی که بتونه با اون عالم ارتباط برقرار کنه به حجم عظیمی از اطلاعات میتونه دست پیدا کنه چون همه چیز از گذشته و آینده و همه اتفاقاتی که قراره رخ بده در اون عالم به عینه موجود و مشهود است. (البته مطمئنا تصور چنین جهانی که خالی از ابعاد زمان و مکانی باشد برای ما موجودات مادی غیر قابل تصور است)

حالا از این بحثها بگذریم.
می خواستم یک حکایتی براتون تعریف کنم که بی ارتباط با سفر در زمان نیست. البته این حکایت را از جایی شنیدم و منبع اون را الان خاطرم نیست..
خلاصه حکایت این است که:
زمانی که حضرت امیرالمومنین علی(ع) کودک شیرخوار بودند روزی در گهواره با مادر خود (فاطمه بنت اسد) سخن می گویند. مادر از اینکه یک نوزاد شیرخوار سخن می گوید بسیار تعجب می کند.
اما حضرت او را آرام می کند و بعد یک خاطره ای را بیاد مادر خود می آورد. حضرت به مادر می گوید آیا یادت هست زمانی که نوجوان بودی و در راه از کاروان عقب افتادی و گم شدی. و همانطور که در بیابان سرگشته بودی یک شیر درنده به طرف تو آمد و قصد حمله داشت. در آن هنگام یک اسب سوار آمد و شیر را از تو دور کرد و راه را به تو نشان داد.
مادر گفت: بله یادم هست.
حضرت فرمود: آن اسب سوار من بودم.

یعنی حضرت حتی قبل از تولدش وجود داشته!!! واقعا تو توجیه و تفسیر این حکایت ها عقل آدم سوت میکشه و مغز آدم به معنی واقعی کلمه هنگ میکنه.
دوست عزيز.اين از معجزات حضرت بوده.همانطور كه در بحث ها گفته شد،ما نميتوانيم مسافرين زمان را ببينيم.چون مسافران زمان به عنوان يك ناظر بر فعاليت هاي گذشته هستند و نميتوانند تغييري در زمان ايجاد كنند.و ما آن هار ا نميبينيم.البته اين هم يك فرضيس و به نظر درست مياد.من فلسفم هيچوقت هخوب نبوده پس بخش دوم در رابطه با افلاطون و اينجور چيزا به عهده يدوستان ديگر.

berjis93
06-18-2013, 12:42 PM
ببینید در رابطه با روایتی که حضرت چنین فرمودن .اینه که روایت درسته اما به قول سینا یه جورایی یکی از معجزات حضرت بودهه و خب معجزه هم همونطور که از اسمش پیداس کار خارق العاده ایه.
من فکر میکنم تفسیر این روایت اینجوری باشه که چون پیامبران و امامان محیط بر زمان هستند و غالبند بر زمان خلی راحت میتونن این کارا رو انجام بن مثلا تو قضیه شق القمر که پیامبر ماهو نصف میکنن .ما الان میدونیم که ماه هیچ وقت نصف نشده اما با توجه به ایه که هر سال داره 5 سانتی متر از ما دور میشه بالاخره یه روز از وسط نصف خواهد شد.حالا چون پیامبر غالب بر زمان بودن تونستن زمان نصف شدن ماهو بیارن و به مردم نشونش بدم و بعد زمانو برگردوننن و ماه به حالت عادی برگرده.
والسلام منبر تمام:))

smhm
06-18-2013, 01:25 PM
پس بهرحال یکسری افراد در تاریخ بوده اند که زمان را درنوردیده اند. حالا چه معجزه باشه چه کرامت...

berjis93
06-18-2013, 01:29 PM
اره دقیقا.حالا یه چیزیم که یادم رفت بگم اینه اصلا تو جهان های موازی اصل و فرع نمیتونه وجود داشته باشه چون هر موجودی.انسانی محوریتومیذاره رو جهان خودش و جهان خودشو اصل قرار میده .پس اصل و فرع وجود نداره

saba.si
06-18-2013, 01:57 PM
H.Taeb اين جا تو بيشتر به تناقض اين برخوردي كه سفر به گذشته چه طوره.
نمي تونم به طور علمي بگم ولي بسته به چيزايي كه از مستنداي دانشمندايي مثل استيون هاوكينگ و ميچييو كاكو ديدم فكر مي كنم سفر به گذشته نمي تونه اتفاق بيفته مثلا مثال خيلي سادش اينه كه اگه يه نفر به گذشته سفر كنه و خودش رو بكشه در واقع آدمي وجود نداشته كه توي آينده به گذشته سفر كنه و خودش رو بكشه!!! اين يعني تناقض!
پس نمي تونيم هيتلر رو ببينيم و كسايي كه تو آينده هستن هم نمي تونن بيان زمان ما 

berjis93
06-18-2013, 03:26 PM
ببین سفر در زمان این طور که تو فکر میکنی نیست.تو تصور میکنی وقتی میخوای تو زمان سفر کنی باید تو دنیای خودت با موجودیت فعلیت به زمان قبل تر برگردی.بلکه اینطور نیست.شما وقتی میخوای تو زمان سفر کنی باید در واقع به یه دنیای دیگه(جهان های موازی)سفر کنی اما در یه بعد زمانی دیگه.

mohsen4465
06-18-2013, 04:03 PM
بعضا سوال پیش میاد که اگر سفر به گذشته امکان پذیر باشه و در آینده بشر به چنین تکنولوژی دست پیدا کنه، پس چرا ما الان شاهد اومدن اونها به زمان خودمون نیستیم؟ و چرا در کتابهای تاریخ حضور چنین افرادی را مشاهده نمی کنیم؟
من میگم شاید چنین افرادی واقعا وجود داشته باشند و در برهه ای از تاریخ نیز تا آنجا که اجازه داشتند سعی کردند مسیر تاریخ را عوض کنند و تاحدودی هم موفق شده اند. اما در بین مردم بعنوان مسافر زمان شناخته شده نیستند. به عبارتی دیگه اونها اصلا از آینده به گذشته سفر نکرده اند بلکه از یک جهانی آمده اند که در اون جهان اصلا زمان بی معنی است و گذشته و حال و آینده یکسان است. اما مردم فقط وجود مادی اونها را که یک زمانی متولد میشن و یک زمانی از دنیا میرند را می بینند و از وجود برتر اونها که متصل به عالمی دیگر هستند غافلند.
شبیه همون عالم مثال افلاطون که ذکر شد یا عالم امر که بعضا در عرفان نظری بحث می شود. اما با این تفاوت که اون عالم سایه این عالم نیست بلکه این عالم مادی ما سایه اون هست. و اصل هر چیزی بدون ابعاد زمانی و مکانی در اون عالم وجود دارد. یا به بیانی دیگر هر شیئی دو نوع وجود دارد یک وجود مادی و مرکب در این جهان و یک وجود بسیط و مجرد در آن جهان. که آن جهان اصل است و این جهان فرع. کسی که بتونه با اون عالم ارتباط برقرار کنه به حجم عظیمی از اطلاعات میتونه دست پیدا کنه چون همه چیز از گذشته و آینده و همه اتفاقاتی که قراره رخ بده در اون عالم به عینه موجود و مشهود است. (البته مطمئنا تصور چنین جهانی که خالی از ابعاد زمان و مکانی باشد برای ما موجودات مادی غیر قابل تصور است)

حالا از این بحثها بگذریم.
می خواستم یک حکایتی براتون تعریف کنم که بی ارتباط با سفر در زمان نیست. البته این حکایت را از جایی شنیدم و منبع اون را الان خاطرم نیست..
خلاصه حکایت این است که:
زمانی که حضرت امیرالمومنین علی(ع) کودک شیرخوار بودند روزی در گهواره با مادر خود (فاطمه بنت اسد) سخن می گویند. مادر از اینکه یک نوزاد شیرخوار سخن می گوید بسیار تعجب می کند.
اما حضرت او را آرام می کند و بعد یک خاطره ای را بیاد مادر خود می آورد. حضرت به مادر می گوید آیا یادت هست زمانی که نوجوان بودی و در راه از کاروان عقب افتادی و گم شدی. و همانطور که در بیابان سرگشته بودی یک شیر درنده به طرف تو آمد و قصد حمله داشت. در آن هنگام یک اسب سوار آمد و شیر را از تو دور کرد و راه را به تو نشان داد.
مادر گفت: بله یادم هست.
حضرت فرمود: آن اسب سوار من بودم.

یعنی حضرت حتی قبل از تولدش وجود داشته!!! واقعا تو توجیه و تفسیر این حکایت ها عقل آدم سوت میکشه و مغز آدم به معنی واقعی کلمه هنگ میکنه. داستان‌ها، حکایت‌ها و روایت ها بهیچ وجه نمیتونن یک منبع معتبر علمی باشن. از این جور افسانه‌ها مردم تمام کشورها و قبایل دارن. قبایل آفریقا، قبایل استرالیا، بومی‌های آسیای شرقی، آمریکای جنوبی و ... همگی افسانه‌هایی برای خودشون دارن. اما این دلیل نمیشه که موجودات خیالی، داستان های خیالی، سیمرغ، ققنوس، اژدها و ... که اونها بازگو میکنن واقعیت داشته باشه. از کجا معلوم روایتی که گفتید واقعاً اتفاق افتاده باشه و زاده تخیل نباشه؟ از کجا معلوم به قول معروف یک داستان ساده نباشه که بعدها یک کلاغ چهل کلاغ شده باشه؟


ببین سفر در زمان این طور که تو فکر میکنی نیست.تو تصور میکنی وقتی میخوای تو زمان سفر کنی باید تو دنیای خودت با موجودیت فعلیت به زمان قبل تر برگردی.بلکه اینطور نیست.شما وقتی میخوای تو زمان سفر کنی باید در واقع به یه دنیای دیگه(جهان های موازی)سفر کنی اما در یه بعد زمانی دیگه. پس چرا تا بحال کسی از دنیایی موازی با بعد زمانی واقع در آینده به دنیای ما سفر نکرده؟ اگر چنین سفری ممکن بود همین الان سیل عظیمی از مسافران زمان رو باید شاهد می‌بودیم که از دنیاهای موازی واقع در آینده به دنیای موازی ما بیان.

berjis93
06-18-2013, 04:15 PM
خب شاید به هری پاتر تبشه تکیه کرد اینجا:9:
ممکنه همین الان به دنیای ما سفر کنن و بین ما باشن ولی ما نمیتونیم ببینیمشون

aysa
06-18-2013, 04:20 PM
دوستان بحث تاپيك داره عوض ميشه.در زمان قديم فلسفه وعلم رو يك موضوع مي دونستن.دو مورد كاملا يكسان كه رابطه ي تنگاتنگ با هم داشتن.ويكي اون يكي رو تكميل كرد.
اما الان اين قانون ديگه صحت نداره.مرز بين فلسفه وعلم خيلي وقته از هم جداشده وهيچ ارتباطي باهم ندارن.شما وقتي در مورد فلسفه امروزي حرف ميزنين بايد كلا علم رو فراموش كنين.
اين دوتا تكامل اصليشون بعد جدا شدن از هم بوده. يادتون هم باشه ما داريم اين جا درمورد علم حرف ميزنيم نه فلسفه.:)
در ضمن اين روايتي كه گفته شد در هيچ كتاب معتبري بيان نشده.هر كي مياد يه چيزي واسه خودش ميگه وميره.اگه قرار باشه هر داستاني رو باور كنيم درست عين زماني عمل ميكنيم كه مردم از روي ناداني به سمت خرافات ميرفتن.لطفا به بحث قبلي برگردين.
براي سفر در زمان همون طور كه تو پست قبلي اشاره كرده بودم براي پارادوكس پدر بزرگ پيشنهاد هاي مختلفي داده شده كه يكيش جهان هاي موازيه.اگه كسي در مورد راه حل هاي ديگر گفته شدهموجود در علم فيزيكچيزي ميدونه لطفا بگه:blink:

narcissus flower
06-18-2013, 04:36 PM
حالا از این بحثها بگذریم.
می خواستم یک حکایتی براتون تعریف کنم که بی ارتباط با سفر در زمان نیست. البته این حکایت را از جایی شنیدم و منبع اون را الان خاطرم نیست..
خلاصه حکایت این است که:
زمانی که حضرت امیرالمومنین علی(ع) کودک شیرخوار بودند روزی در گهواره با مادر خود (فاطمه بنت اسد) سخن می گویند. مادر از اینکه یک نوزاد شیرخوار سخن می گوید بسیار تعجب می کند.
اما حضرت او را آرام می کند و بعد یک خاطره ای را بیاد مادر خود می آورد. حضرت به مادر می گوید آیا یادت هست زمانی که نوجوان بودی و در راه از کاروان عقب افتادی و گم شدی. و همانطور که در بیابان سرگشته بودی یک شیر درنده به طرف تو آمد و قصد حمله داشت. در آن هنگام یک اسب سوار آمد و شیر را از تو دور کرد و راه را به تو نشان داد.
مادر گفت: بله یادم هست.
حضرت فرمود: آن اسب سوار من بودم.

یعنی حضرت حتی قبل از تولدش وجود داشته!!! واقعا تو توجیه و تفسیر این حکایت ها عقل آدم سوت میکشه و مغز آدم به معنی واقعی کلمه هنگ میکنه.





داستان‌ها، حکایت‌ها و روایت ها بهیچ وجه نمیتونن یک منبع معتبر علمی باشن. از این جور افسانه‌ها مردم تمام کشورها و قبایل دارن. قبایل آفریقا، قبایل استرالیا، بومی‌های آسیای شرقی، آمریکای جنوبی و ... همگی افسانه‌هایی برای خودشون دارن. اما این دلیل نمیشه که موجودات خیالی، داستان های خیالی، سیمرغ، ققنوس، اژدها و ... که اونها بازگو میکنن واقعیت داشته باشه. از کجا معلوم روایتی که گفتید واقعاً اتفاق افتاده باشه و زاده تخیل نباشه؟ از کجا معلوم به قول معروف یک داستان ساده نباشه که بعدها یک کلاغ چهل کلاغ شده باشه؟



اعضای گرامی
لطفا به منظور حفظ ساحت مقدسات دینی و جلوگیری از شکستن حرمت بزرگان دینمون ,خواهشمندم در مثال های خود از ان بزرگوارن نامی نبرید ...به شخصه به حقانیت آن بزرگوارن اعتقاد کامل دارم.
اما چون ما داریم در مورد یک نظریه که نمیدونیم درست هست یا نه بحث میکنیم , درست نمیدونم از این مثال ها استفاده بشه....

با تشکر

smhm
06-18-2013, 06:16 PM
دوستان بحث تاپيك داره عوض ميشه.در زمان قديم فلسفه وعلم رو يك موضوع مي دونستن.دو مورد كاملا يكسان كه رابطه ي تنگاتنگ با هم داشتن.ويكي اون يكي رو تكميل كرد.
اما الان اين قانون ديگه صحت نداره.مرز بين فلسفه وعلم خيلي وقته از هم جداشده وهيچ ارتباطي باهم ندارن.شما وقتي در مورد فلسفه امروزي حرف ميزنين بايد كلا علم رو فراموش كنين.
اين دوتا تكامل اصليشون بعد جدا شدن از هم بوده. يادتون هم باشه ما داريم اين جا درمورد علم حرف ميزنيم نه فلسفه.:)
در ضمن اين روايتي كه گفته شد در هيچ كتاب معتبري بيان نشده.هر كي مياد يه چيزي واسه خودش ميگه وميره.اگه قرار باشه هر داستاني رو باور كنيم درست عين زماني عمل ميكنيم كه مردم از روي ناداني به سمت خرافات ميرفتن.لطفا به بحث قبلي برگردين.
براي سفر در زمان همون طور كه تو پست قبلي اشاره كرده بودم براي پارادوكس پدر بزرگ پيشنهاد هاي مختلفي داده شده كه يكيش جهان هاي موازيه.اگه كسي در مورد راه حل هاي ديگر گفته شدهموجود در علم فيزيكچيزي ميدونه لطفا بگه:blink:
علم و فلسفه از لحاظ روش از هم جدا هستند اما از لحاظ هدف که هر دو طالب کشف حقیقت اند یکسانند.
ببینید ممکنه یک دانشمند باستان شناس از روی آثار موجود بر روی سنگها یا رسوبات زیر زمینی پی به یک حقیقت و واقعه ای در گذشته ببرد.
از طرفی به موازات کار او یک مورخ و تاریخ شناس نیز با بررسی اخبار و روایاتی که بین مردم و افراد معتمد سینه به سینه نقل شده نیز پی به همان واقعه در گذشته می برد.
هر دو به یک نتیجه رسیده اند اما با روش هایی متفاوت. بنابراین هر دو علم محسوب می شوند و کسی نمی تواند منکر علم تاریخ شود.
حال اگر آن حکایت نیز از طریق سلسله سند روایی مورد وثوق و قابل اعتماد باشد برای یک مورخ قابل پذیرش است. این می تواند کمک مهمی برای علم فیزیک یا سایر علوم باشد یا لااقل تأییدی بر نظریه های علمی.
به نظر من ما باید با دیدی فراتر به علوم نگاه کنیم. اگر در یک موضوع خاص همه جانبه و از زاویه همه علوم به آن نگاه کنیم شانس موفقیت بیشتری خواهیم داشت.

در اینجا یکی از دوستان بحثی مبنایی مطرح کرد که اصلا آیا امکان سفر در زمان قابل قبول هست یا نه؟ و اگر ممکن باشه پس چرا در تاریخ از حضور این افراد بی خبریم؟
بنده چون دیدم یک موضوع تاریخی اینجا مطرح شد لذا بحث حکایت که یک موضوع تاریخی است را پیش کشیدم. بهر حال تاریخ هم اگر درست مطالعه شود علم است و نمی توان آن را منکر شد.

اصلا من می خواهم پا را فراتر از این بگذارم و بگویم تاریخ مهم تر و قطعی تر از علم فیزیک است و این تاریخ هست که علم فیزیک را بوجود می آورد.
وقتی سیب به سر نیوتن می خورد (واقعه تاریخی) آنگاه نیوتن به فکر جاذبه و فرمول بندی آن می افتد (فیزیک).
وقتی یک پدیده مثلا کهکشانی را درون تلسکوپ می بینیم (واقعه تاریخی) آنگاه به فکر می رویم که این پدیده چگونه اتفاق افتاده و بر اساس چه قانونی تبعیت می کند (فیزیک).
تاریخ همان مشاهده عینی است فقط با این تفاوت که با چند واسطه این مشاهده بما گزارش شده است. اگر این واسطه ها صادق باشند تاریخ نیز دقیقا حکم فیزیک برای ما دارد.

berjis93
06-18-2013, 07:16 PM
ببینید دوستان شما علم فیزیکو از فلسفه جدا ندونید.فلسفه و فیزیک به اعتقاد من در دل هم جا گرفتن و. الان که ما نشستیم داریم راجع بهفرمولا بحث میکنیم تو دانشگاه های بزرگ دنیا فیزیکو از حیثفلسفش بحث میکنن دانشمندا.پس این دو علم تنیده در همند دوستان

H.Taeb
06-18-2013, 07:47 PM
mohsen4465 : خب من یک ساعت توضیح دادم که به تناقض رسیدم. اینجوری شما داری قبول میکنی که آینده ای هست. که ما بعضی جاها میگیم نیست و نمیدونیم. من خودم که این سوال و پرسیدین جوابی نداشتم ولی بعدش که فک کردم دیدم،در این صورت باید قبول کرد که آینده هست و این خودش با همه چی در تضاده!!!

saba.si: به نظر منم میشه رفت در گذشته ی جهان موازی دیگه!!

واقعا با یک سری فرضیه چه فکرایی که نمیشه کرد

smhm
06-19-2013, 08:25 AM
اگر چنین سفری ممکن بود همین الان سیل عظیمی از مسافران زمان رو باید شاهد می‌بودیم که از دنیاهای موازی واقع در آینده به دنیای موازی ما بیان.
لزومی نداره سیل عظیمی از مسافران زمان وجود داشته باشه. اولا عمر انسان بر روی زمین محدوده و آینده بی نهایت نیست. ثانیا امکان سفر در زمان ممکنه یک توانایی محدودی باشه که در طول تمام تاریخ فقط تعداد معدودی از افراد بشر بتوانند به این توانایی برسند. ثالثا شاید جهانهای خیلی زیباتر و غنی تری نسبت به جهان ما وجود داشته باشه که مسافران رفتن به اونجا را ترجیح می دهند تا زمین مخروبه ما. پس دلیلی وجود نداره که شاهد جمعیت زیادی از این افراد باشیم.

mohsen4465
06-19-2013, 04:16 PM
سلام . من درباره ی سفر به آینده به یه تناقض جدی بر خوردم :

نگاه کنید،با فرض اینکه ما بتونیم بریم به گذشته : مثلا ما میریم به یکم قبل از جنگ جهانی دوم و هیتلر و میبینیم.

خب اون موقع ما برای مردم اون موقع از آینده اومدیم.این خودش تناقضه،اون ها فک میکنند که خودشون پیشتازه فضان و هنوز آینده ای نیست.درحالی که ما از آینده اومدیم و حتی میدونیم که قراره جنگ جهانی دوم رخ بده.

حالا این به کنار، فک کنید که ما هیتلر و با خودمون بیاریم به آینده،اینجوری اون تونسته به آینده ای سفر کنه که فکرشو نمیکرده.پس سفر به یک زمان میشه 2 طرفه.پس اونا میتونن به آینده سفر کنند.

حالا همین اتفاق میتونه برای ما بیافته.یعنی وقتی میگیم که از آینده چرا کسی نمیاد یعنی قبول کردیم که آینده ای هست پس ما هم میتونیم به اون سفر کنیم و اون ها هم میتونن بیان به گذشته که میشه زمان ما!!!

حالا یه سوال:پس ما پیشتاز فضا نیستیم؟ پس اصلا پیشتاز فضا با این فرضیات بی معنیه؟پس یعنی ما میتونیم بریم به آینده ای که به نظرمون هنوز تشکیل نشده؟
(خیلی پیچیده شد)


mohsen4465 : خب من یک ساعت توضیح دادم که به تناقض رسیدم. اینجوری شما داری قبول میکنی که آینده ای هست. که ما بعضی جاها میگیم نیست و نمیدونیم. من خودم که این سوال و پرسیدین جوابی نداشتم ولی بعدش که فک کردم دیدم،در این صورت باید قبول کرد که آینده هست و این خودش با همه چی در تضاده!!! بطور خلاصه منظور شما اینه که فقط جهان های موازی واقع در گذشته وجود دارن و جهان های موازی آینده هنوز شکل نگرفتن. هر چند بنظر من آینده از لحظه انفجار بزرگ واضح و روشن بوده اما خب بهرحال با این فرض که شما گفتید سوال من توجیه شده است. اما خب این فرض آینده عجیبی رو برای جهان رقم میزنه و اون درهم و برهم شدن اتفاقات در تمامی جهان های موازی پس از اختراع ماشین زمانه که در نتیجه اون خیلی از قوانین فیزیک امروز از هم میپاشه. از بهم خوردن سلسله علت و معلول گرفته تا بهم خوردن قوانینی چون پایستگی جرم و انرژی و ... .


لزومی نداره سیل عظیمی از مسافران زمان وجود داشته باشه. اولا عمر انسان بر روی زمین محدوده و آینده بی نهایت نیست. ثانیا امکان سفر در زمان ممکنه یک توانایی محدودی باشه که در طول تمام تاریخ فقط تعداد معدودی از افراد بشر بتوانند به این توانایی برسند. ثالثا شاید جهانهای خیلی زیباتر و غنی تری نسبت به جهان ما وجود داشته باشه که مسافران رفتن به اونجا را ترجیح می دهند تا زمین مخروبه ما. پس دلیلی وجود نداره که شاهد جمعیت زیادی از این افراد باشیم.

1- با فرض اینکه زمین و تمام بشریت قبل از اختراع ماشین زمان نابود بشن میشه گفت حق با شماست.
2- بلاخره یک مورد که باید اتفاق بیافته. پس چرا هیچ نشانه ای نیست؟ مگر با این فرض مکمل که بگیم اونها مخفیانه اومدند و رفتن تا سوال من توجیه بشه.
3- اولین چیزی که برای سفر به گذشته به ذهن میرسه سفر به گذشته خودمونه نه جای دیگری در فضا. بهرحال با این فرض که سفر در زمان با سفر در مکان همراهه و از طرف دیگه هیچ مسافری سعی نکرده پس از سفر در زمان به زمین برگرده اونوقت دلیلتون قابل تأمله.

:)

narcissus flower
06-19-2013, 05:26 PM
چندتا سوال ویا ابهام که از خوندن مطالب شما برام ایجاد شده که لطفا شفاف سازی کنید:)



لزومی نداره سیل عظیمی از مسافران زمان وجود داشته باشه. اولا عمر انسان بر روی زمین محدوده و آینده بی نهایت نیست. ثانیا امکان سفر در زمان ممکنه یک توانایی محدودی باشه که در طول تمام تاریخ فقط تعداد معدودی از افراد بشر بتوانند به این توانایی برسند. ثالثا شاید جهانهای خیلی زیباتر و غنی تری نسبت به جهان ما وجود داشته باشه که مسافران رفتن به اونجا را ترجیح می دهند تا زمین مخروبه ما. پس دلیلی وجود نداره که شاهد جمعیت زیادی از این افراد باشیم.

آیا لزومی وجود داره که ما حتما قادر باشیم مسافران زمان رو ببینیم؟؟منظورم این هست که ما به چشم خودمون ببینیمشون؟؟شاید به واسطه ی سفر در زمان اتفاقاتی رخ بده و ما قادر نباشیم به چش ببینیمشون....

و 2-چرا آینده رو بی نهایت فرض نمیکنید؟؟ دلیلتون کیهان شناسی هست یا فلسفی؟



بطور خلاصه منظور شما اینه که فقط جهان های موازی واقع در گذشته وجود دارن و جهان های موازی آینده هنوز شکل نگرفتن. هر چند بنظر من آینده از لحظه انفجار بزرگ واضح و روشن بوده اما خب بهرحال با این فرض که شما گفتید سوال من توجیه شده است. اما خب این فرض آینده عجیبی رو برای جهان رقم میزنه و اون درهم و برهم شدن اتفاقات در تمامی جهان های موازی پس از اختراع ماشین زمانه که در نتیجه اون خیلی از قوانین فیزیک امروز از هم میپاشه. از بهم خوردن سلسله علت و معلول گرفته تا بهم خوردن قوانینی چون پایستگی جرم و انرژی و ... .

:)

این قسمت قرمزه رو بیشتر توضیح میدید؟؟یعنی چی آینده از لحظه ی انفجار بزرگ واضح بوده؟؟

ممنون از همراهی دوستان عزیز با این تاپیک:)

H.Taeb
06-19-2013, 05:53 PM
خب تناقض من همینه که هم میشه گفت میشه رفت آینده و هم میشه گفت نمیشه !! اگه بشه رفت به زمان گذشته و از گذشته به زمان حال ، پس همین اتفاق میتونه برای ما هم بیافته که از آینده بیان زمان ما و ما بریم به آینده... ولی اگه قرار باشه که بالاخره روزی ماشین زمان به گذشته ساخته بشه و قرار باشه که ما هم بیتونیم بریم به گذشته،پس الان باید مسافرانی از آینده داشته باشیم.مگر اینکه این ماشین بر جایی غیر از زمین و یا توسط انسان هایی که هیچ خاطره ای از زمین ندارند ساخته بشه!!

نمیدونم هنوز،که آیا آینده هست یا نه؟ مگه برای گذشتگان بود؟ :-??

mohsen4465
06-19-2013, 08:39 PM
این قسمت قرمزه رو بیشتر توضیح میدید؟؟یعنی چی آینده از لحظه ی انفجار بزرگ واضح بوده؟؟

ممنون از همراهی دوستان عزیز با این تاپیک:) البته این نظر منه و شاید بعضی‌ها باهاش مخالف باشن. بنظر من از همون لحظات اول انفجار بزرگ از روی مسیر حرکت ذرات، سرعت اونها، جنس اونها و ... میشد آینده رو به وضوح دید. برای مثال فرض کنید یک ابررایانه غول پیکر داشتیم و تمام خصوصیات و مسیر حرکت ذرات حاصل از انفجار بزرگ رو داخلش شبه سازی میکردیم. اونوقت این ابررایانه با شبیه سازی میتونست به ما بگه که مثلاً میلیاردها سال بعد کهکشانی بنام کهکشان راه شیری بوجود میاد که در بازوی اون ستاره ای بنام خورشید شکل میگیره و سیاره ای بنام زمین که سپس گونه‌ای جانور هوشمند بنام انسان بوجود میاد و حتی کشوری بنام ایران و افرادی بنام من و شما و فورامی بنام آوااستار که بعد میام و در این مورد اینجا صحبت میکنیم. :دی درست مثل یک فیلم سینمایی که از قبل ضبط شده و نمیشه تغییرش داد و آینده در این فیلم از قبل مشخص و ضبط شده هست. :)

esm
06-20-2013, 12:02 AM
به نظر من برای سفر به گذشته کافیه که بریم و به آسمون و ستاره ها نگاه کنیم ...
بحث خیلی جالبه از اولش خوندم ممنون:)

سينا منجم
06-20-2013, 01:26 PM
یا لزومی وجود داره که ما حتما قادر باشیم مسافران زمان رو ببینیم؟؟منظورم این هست که ما به چشم خودمون ببینیمشون؟؟شاید به واسطه ی سفر در زمان اتفاقاتی رخ بده و ما قادر نباشیم به چش ببینیمشون....

و 2-چرا آینده رو بی نهایت فرض نمیکنید؟؟ دلیلتون کیهان شناسی هست یا فلسفی؟
بيبينيد دوست عزيز.
در اصل اصلا ما نميتونيم مسافران زمان رو ببينيم.چون خودمون مسافر زمانيمما خودمونم داريم توي زمان سفر ميكنيم پس يك كسي كه مثلا سوار يك ماشين زمان بشه و به حال بياد چه ما بتونيم ببينيمش چه نه ديگه به آينده تعلق نداره بلكه جزئي از حال شده.و نميتونيم بهش بگيم تو مال آينده اي چون بمحض ورود به اين زمان جزءالان شده.و بنظر من مسافرين زمانو ميشه ديد و اونها ميتونن توي اتفاقات دست داشته باشند اما خب از قبل مقرر بوده كه اون فرد خاص سوار ماشين زمان بشه بياد و مثلا در گذشته يك آدمو نجات بده در حالي كه بايد ميمرده.اما خب اين در تاريخ از همون اولش ثبت شده بوده و تغيري در تاريخ ايجاد نميشه چون فرد در گذشته بوده.
از نظر فلسفي و فيزيكي زمان پاياني نداره.چون هميشه جريان داشته و خواهد داشت.حتي اگر جرم زيادي روش باشه باز هم زمان هرچند كندتر ولي بازم ميگذره.پس پاياني واسش وجود نداره.

aysa
06-20-2013, 02:48 PM
يه موضوع هست من نميفهمم.اين كه ما نمي تونيم به آينده سفر كنيم.آخه چرا؟مگه همين الان لحظه ي حال نيست؟يك ثانيه بعد آينده.ما الان از گذشته (يك ثانيه پيش )اومديم به ‌اينده.
خب شايد عجيب باشه ولي ما هر لحظه اين كارو ميكنيم.10 دقيقه پيش چيكار ميكردين؟اون گذشتس.و 10 دقيقه بعد آينده.همين حالا هم كه الانه.
اگه ما با سرعت نور توي فضا حركت كنيم زمان برامون كند ميشه.ولي تو زمين ثابته.خب ما اگه بعد 20سال از فضا به زمين برگرديم.چندين قرن گذشته.ولي ما اونجاييم.ميتونيم چندين نسل بعد خودمون رو ببينيم.
يعني ما به آينده سفر كرديم.خب اگه برعكس كنيم اين كارو برميگرديم گذشته!
سؤال من اين جاست كه ما چرا ميگيم سفر به آينده امكان پذير نيس؟مگه همين الان اين كارو نميكنيم؟

berjis93
06-20-2013, 03:47 PM
ببین به قول شما ما دقیقا همین کارو داریم انجام میدیم.ولی مسءله ای که هست اینه ایا میشه مثلاتو یک ثانیه به اندازه دو سال بریم جلو؟انگار که عجله داریم ونمیتونیم بزای دیدن دو سال دیگه دوسال صبر کنیم باید دو ثانیه دیگه ببینیمش.

سينا منجم
06-20-2013, 06:09 PM
يه موضوع هست من نميفهمم.اين كه ما نمي تونيم به آينده سفر كنيم.آخه چرا؟مگه همين الان لحظه ي حال نيست؟يك ثانيه بعد آينده.ما الان از گذشته (يك ثانيه پيش )اومديم به ‌اينده.
خب شايد عجيب باشه ولي ما هر لحظه اين كارو ميكنيم.10 دقيقه پيش چيكار ميكردين؟اون گذشتس.و 10 دقيقه بعد آينده.همين حالا هم كه الانه.
اگه ما با سرعت نور توي فضا حركت كنيم زمان برامون كند ميشه.ولي تو زمين ثابته.خب ما اگه بعد 20سال از فضا به زمين برگرديم.چندين قرن گذشته.ولي ما اونجاييم.ميتونيم چندين نسل بعد خودمون رو ببينيم.
يعني ما به آينده سفر كرديم.خب اگه برعكس كنيم اين كارو برميگرديم گذشته!
سؤال من اين جاست كه ما چرا ميگيم سفر به آينده امكان پذير نيس؟مگه همين الان اين كارو نميكنيم؟
دوست عزيز.حرف شما درسته.من در پست قبل شما هم همينو گفتم.اما اگه برعكس اينكارو بكنيم زمان براي ما سريع و در زمين كند ميگذره بنا براين ممكنه در همون ثانيه ي اول بميريم.يا اينكه با چروكيده ترين حالت ممكن و پير و رنجور از اون فضا پيما بيايم بيرون.البته اگه منظور شما اثر نذاشتن روي ديوار زمان و مكان باشه جايي كه هيچي نيست و فقط شمائيد و اينكه ديوار به خاطر وزن شما اصلا واكنش زيادي نشون نميده مثلا براي يه ستاره انحناي زيادي پيدا ميكنه و مسلما يك آدم يا هر چيز ديگري وزن يك ستاره يا سياره رو نداره كه بخواهد انحناي زيادي ايجاد كنه.بنابراين به عقيده ي من ديوار زمان و مكان قسمتي كه هيچ يا جرم كمي روشه مياد بالا و زمان با سرعت خارق العاده اي ميگذره.البته باز هم در زمين زمان عادي ميگذره.
و راستش سفر به آينده امكان پذير نيست.نه با يك ماشين زمان.اما با اين روش ها ميشه.
و ما مسافر زمان هستيم ولي بازم مسافر زمان به آينده نيستيم.چون براي ما زمان مثل بقيه ميگذره.و اين زمانو كه ما مثلا يك ثانيه بعدو بگيريم بگيم من از يك ثانيه قبل به حالا اومدم پس مسافر زمانم اما نيستيد.چون الان حاله و شما به اينده نرفتيد.بلكه بريا ما هر لحظه حاله.

mohsen4465
06-20-2013, 06:56 PM
ببین به قول شما ما دقیقا همین کارو داریم انجام میدیم.ولی مسءله ای که هست اینه ایا میشه مثلاتو یک ثانیه به اندازه دو سال بریم جلو؟انگار که عجله داریم ونمیتونیم بزای دیدن دو سال دیگه دوسال صبر کنیم باید دو ثانیه دیگه ببینیمش. چرا که نشه. شما میرید کنار یک سیاه چاله یک ثانیه توقف میکنید. بعد دوباره به زمین برمیگردید. نه تنها دوسال بلکه در زمین ممکنه چندین سال زمان گذشته باشه. سفر به آینده خیلی ساده ست. فقط کافیه تا نسبت ها رو تغییر بدیم تا زمان برای ما نسبت به جهان کندتر بگذره.

narcissus flower
06-20-2013, 07:32 PM
اعضای محترم و همراه

شما میتونید برای بررسی سفر در زمان از نظریات دیگه هم بهره ببرید...
قطعا ایده های زیادی برای سفر در زمان مطرح شده که میشه در موردش بحث بشه ویا حتی راهکار خوبی جلوی پامون قرار بده:)

مثلا تا الان جهان موازی رو بررسی کردید ....میشه از موضوعات دیگه استفاده کرد:)

aysa
06-20-2013, 07:57 PM
اعضای محترم و همراه

شما میتونید برای بررسی سفر در زمان از نظریات دیگه هم بهره ببرید...
قطعا ایده های زیادی برای سفر در زمان مطرح شده که میشه در موردش بحث بشه ویا حتی راهکار خوبی جلوی پامون قرار بده:)

مثلا تا الان جهان موازی رو بررسی کردید ....میشه از موضوعات دیگه استفاده کرد:)
راستش من اين حرف رو تو صفحه ي پيش گفتم هيچكي موافقت نكرد.يه نگاهي به پست قبليم لطفا بندازين...:blink:
تو نت در مورد سؤالم داشتم ميگشتم كه به يه موضوع جالب رسيدم.:)
اگر یکی از دو نوزاد دوقلو از روز اوّل تولد با سرعتی معادل سه پنجم سرعت نور سیر کند و در جشن هشتاد سالگی خود به زمین برگردد مشاهده خواهد که برادر دوقلویش جشن صد سالگی خود را گرفته . از این پدیده در علم فیزیک به اتّساع و انقباض زمان تعبیر می شود. همچنین وقتی گفته می شه با افزایش سرعت می توان در زمان سفر نمود مقصود همینه. یعنی از دید قلوی مسافر ، برادر زمینی او بیست سال به آینده رفته و از دید قلوی زمینی ، برادر فضانورد او بیست سال به گذشته رفته است. در واقع زمان هر دوی این دوقلوها رو به جلو بوده ، ولي گذر زمان برای یکی کندتر از دیگری بوده یا بالعکس گذر زمان برای یکی سریعتر از دیگری بوده است. امّا اگر موجودی بخواد واقعاً زمان خود را وارونه کنه ، به گونه ای که حوادث رخ داده را وارونه مشاهده کنه ( مثل فیلمی که به عقب برگردانده می شود ) لازم است که آن موجود ، سرعتی فراتر از سرعت نور داشته باشد.
و لازمه این امر آاينه که حجم و جرم شخص ، زیر صفر(منفی) باشد که بی معنی است. همچنین برای رسیدن به این سرعت نیاز به بی نهایت مقدار انرژی دارد که آن هم محال است. لذا سفر در زمان به این معنی از نظر علم فیزیک و بر اساس قواعد شناخته شده موجود ، غیر ممکن است. البته شاید از راههای متافیزیکی ممکن باشد .:)

berjis93
06-21-2013, 12:11 AM
بله حرف شماصحیحه اقا محسن.ولی چقدر زمان میبره که ما به یه سیاهچاله برسیم و یک ثانیه صبر کنیم که زمان چند سال بگذره و حالا دوباره این مسافت تو همون مدت زمانی که اومدم برگردیم به طور مثال سی هزار سال نوریراهبرم و به نزدیک ترین سیاهچاله برسیم و یک ثانیه صبر کنیم ودوباره سی هزار سالنوری برگردیم و ببینیم رو زمین مثلا چند سال زمان از ما جلو افتاده.فک میکنم یه کم غیر منطقی باشه این پروسه رو طی کردن.

mohsen4465
06-21-2013, 01:19 AM
بله حرف شماصحیحه اقا محسن.ولی چقدر زمان میبره که ما به یه سیاهچاله برسیم و یک ثانیه صبر کنیم که زمان چند سال بگذره و حالا دوباره این مسافت تو همون مدت زمانی که اومدم برگردیم به طور مثال سی هزار سال نوریراهبرم و به نزدیک ترین سیاهچاله برسیم و یک ثانیه صبر کنیم ودوباره سی هزار سالنوری برگردیم و ببینیم رو زمین مثلا چند سال زمان از ما جلو افتاده.فک میکنم یه کم غیر منطقی باشه این پروسه رو طی کردن.
البته اون کلاً جنبه مثال داشت. منظورم کلاً این بود که در میادین گرانشی زمان کندتر میگذره. حالا شاید بعدها بشر ماشینی ساخت که خودش این میدان رو تولید کنه و نیازی نباشه بریم تا سیاه چاله. روش ساده ترش هم که خودتون میدونید سرعت گرفتن تا حد سرعت نوره. :)

berjis93
06-21-2013, 01:55 AM
به چه نکته خوبی اشاره کردید!!!!!!!!!
اگه ما بتونیم یه همچی میدان عظیمی رو درست کنیم شایدبشه باهاش زمانو کند تر کرد .
مثلا این که با یه میدان مغناطیسی فوق العاده قوی یه میدان جاذبه به شدت قوی ساخت که فضا زمانو در حد یه سیاهچاله کوچولو خمش کنه و بعد با قرار گرفتن در مدار این میدان زمان برامون کند تر میگذره در نتیجه میتونیم درزمان سفر کنیم.
البته حرفایی که زدم میدونم که فعلا عملی نمیتونه باشه و یه جورایی دارم داستان سرایی میکنم.:دی
اما فک کنم برای تکنولوزی ایندگان الهام بخش خوبی هستم .:دی:دی:دی
لطفا تندیسمم بسازید:دی

mohsen4465
06-21-2013, 02:15 AM
به چه نکته خوبی اشاره کردید!!!!!!!!!
اگه ما بتونیم یه همچی میدان عظیمی رو درست کنیم شایدبشه باهاش زمانو کند تر کرد .
مثلا این که با یه میدان مغناطیسی فوق العاده قوی یه میدان جاذبه به شدت قوی ساخت که فضا زمانو در حد یه سیاهچاله کوچولو خمش کنه و بعد با قرار گرفتن در مدار این میدان زمان برامون کند تر میگذره در نتیجه میتونیم درزمان سفر کنیم.
البته حرفایی که زدم میدونم که فعلا عملی نمیتونه باشه و یه جورایی دارم داستان سرایی میکنم.:دی
اما فک کنم برای تکنولوزی ایندگان الهام بخش خوبی هستم .:دی:دی:دی
لطفا تندیسمم بسازید:دی نه دیگه میدان مغناطیسی با جاذبه هیچ سنخیتی نداره و نمیتونه مثل جاذبه مکان زمان رو بپیچونه. :دی

berjis93
06-21-2013, 02:20 AM
پس نمستونم الهام بخش باشم...:th_cry:
حالا نه فقط مغناطیس شاید بشه ازنیرو های دیگه کمک گرفت.هااااا؟؟؟؟؟





مدیر تالار:
در پاسخ به پستها از گزینه ی (پاسخ با نقل قول) استفاده بفرمایید

سينا منجم
06-21-2013, 07:55 PM
پس نمستونم الهام بخش باشم...:th_cry:
حالا نه فقط مغناطیس شاید بشه ازنیرو های دیگه کمک گرفت.هااااا؟؟



مدیر تالار:
در پاسخ به پستها از گزینه ی (پاسخ با نقل قول) استفاده بفرمایید
دوستان.مگه نميگيم همه چيز از انرژي ساخته شده.خب ميشه با دادن حجم بزرگي از انرژي در مثلا قسمتي از فضا(چون در زمين همه چيز بلعيده ميشه.)يه جاذبه ي موقتي درست كرد مثل سياهچاله بعد مثلا به قول آقا محسن يك ثانيه اونجا بود بعد دوباره انرژي اي كه باهاش اينكارو كرديم ذخيره ميكنيم برميگرديم زمين.

berjis93
06-21-2013, 09:54 PM
انرزی رو چطور میشه ذخیره کرد؟انرزی هر لحظه در حال تبدیل شدن از صورتی به صورت دیگه هست.اگه بخوایم اوضاع رو به حالت اول برگردونیم قاعدتا باید انرزی رو از منبع قطعش کنیم (دستگاهمونو خاموش کنیم)
دوستان.مگه نميگيم همه چيز از انرژي ساخته شده.خب ميشه با دادن حجم بزرگي از انرژي در مثلا قسمتي از فضا(چون در زمين همه چيز بلعيده ميشه.)يه جاذبه ي موقتي درست كرد مثل سياهچاله بعد مثلا به قول آقا محسن يك ثانيه اونجا بود بعد دوباره انرژي اي كه باهاش اينكارو كرديم ذخيره ميكنيم برميگرديم زمين.

aysa
06-21-2013, 11:40 PM
انرزی رو چطور میشه ذخیره کرد؟انرزی هر لحظه در حال تبدیل شدن از صورتی به صورت دیگه هست.اگه بخوایم اوضاع رو به حالت اول برگردونیم قاعدتا باید انرزی رو از منبع قطعش کنیم (دستگاهمونو خاموش کنیم)
خب يه راه حل هست.اون مقدار انرژي رو در يه منبع جمع كرده وبعد مايحتاجمون رو از اون استفاده كنيم!حالا بي خيال اينا.برا اين كار بايد اول اثبات كرد كه سياه چاله وجود داره وبعد...:)
خب دوستان يه متني رو ميذارم كه هم خلاصه ي تاپيكه وهم خلاصه اي برا اون چيزيكه مدير تالار گفتن.اگه راضي باشين بقيه ي تاپيك رو با اين ادامه بديم:)

یکی از اصول بنیادی در این نظریه سفر در زمان ثابت سرعت نور در خلاء اه. این اصل اجازه داده است که سه شرط مرتبط با امکان سفر در زمان را شناسایی کنیم.

1- در سرعت زیر سرعت نور در خلاء، اجسام دارای جرم چه در حالت سکون و چه در حالت شتاب بالای صفر، وجود دارند. این اجسام می تونن تنها در فضا و نه در زمان به عقب و جلو حرکت کنن. (در جهان ما جهت زمان از پیش تعیین شده و از گذشته به آینده می ره).

2- در سرعت برابر با سرعت نور، فضا و زمان حذف می شن: فوتون دارای جرم در این سرعت می تونه بدون "لَختی" (اینرسی) حرکت کنه.

در سرعت نور، انقباض زمان، صفر و انبساط فضا نامحدود است. در این شرایط، شناسایی موقعیت جسم در چهار مختصات غیرممکن است: مختصات زمانی متوقف می شه. بنابراین ساعت در سرعت نور به طور مرتب تنها یک زمان را نشون ميده.
از نظر مختصات فضایی، در این شرایط جسم همزمان در همه جا هست و در یک حضور ابدی قرار داره همچنین، جسم دارای جرم بیش از جرم فوتون نمی تونه به سرعت نور برسه و بنابراین هیچ چیز سریعتر از نور نیست.

3- در سرعت فراتر از سرعت نور، جسم فرضی هم در حالت سکون و هم در حالت شتاب تنها می تونه دارای یک جرم مجازی باشه. این جسم می تونه در فضایی حرکت کنه که هنوز وجود نداره. در حقیقت قادره در یک "فضای منفی" و در یک "زمان وارونه" حرکت کهد و توالی زمانی اش از آینده به گذشته بره.

از این رو، برپایه نظریه های نسبیت انیشتین برای اجسام دارای جرم، سفرهای زمانیِ قابل قیاس با تجربیات انسانی تنها برای اجسامی ممکنه که با سرعت متناسب با سرعت نور در خلاء و یا در میدانهای گرانشی بالا (میدان گرانشی در نزدیکی یک سیاه چاله یا ستاره نوترونی) حرکت کنه!

در این موارد، جریان زمان به شدت تحت تاثیر قرار می گيره و حتی در شرایط خاصی برای مثال در نزدیکی افق حوادث متوقف ميشن:)
حالا ادامه...

berjis93
06-22-2013, 12:01 AM
3- در سرعت فراتر از سرعت نور، جسم فرضی هم در حالت سکون و هم در حالت شتاب تنها می تونه دارای یک جرم مجازی باشه. این جسم می تونه در فضایی حرکت کنه که هنوز وجود ندارد. در حقیقت قادره در یک "فضای منفی" و در یک "زمان وارونه" حرکت کند و توالی زمانی اش از آینده به گذشته بره.

...
میشه یه کم راجب این که جسم مستونه تو فضایی که هنوز وجود نداره حرکت کنه توضیح بدید.هر جوری فکر میکنم این تو کتم نمیره که یه جسم با سرعت نور بتونه تو فضایی که هنوز وجود نداره حرکت کنه.اصلا چجوری میخواد راه پیدا کنه به این فضا/اصلا مگه هست یه چنین فضایی که هنوز به وجود نسومده؟در ثانی قضا تنها چیزی هست در عالم که میتونه با سرعت بیشتر ار نور حرکت کنه.

سينا منجم
06-22-2013, 11:33 AM
میشه یه کم راجب این که جسم مستونه تو فضایی که هنوز وجود نداره حرکت کنه توضیح بدید.هر جوری فکر میکنم این تو کتم نمیره که یه جسم با سرعت نور بتونه تو فضایی که هنوز وجود نداره حرکت کنه.اصلا چجوری میخواد راه پیدا کنه به این فضا/اصلا مگه هست یه چنین فضایی که هنوز به وجود نسومده؟در ثانی قضا تنها چیزی هست در عالم که میتونه با سرعت بیشتر ار نور حرکت کنه.
منم نميفهمم.بيشتر زا سرعت نور امكان نداره و فقط توي داستاناي علمي تخيلي هستش حتي اگه انرژي بي نظيري مثلا حالا هر چيزي اگر به سرعت نور برسه و بازم انرژي بيشتري براي از سرعت نور هم فرا رفتن داره.در عوض اينكه سرعتش از سرعتش نور بيشتر بشه.به جرمش اضافه ميشه.اگر منظورتون چيزه ديگه اي بود لطفا بگيد.فقط يكم واضح تر.ممنونم.

aysa
06-22-2013, 01:49 PM
میشه یه کم راجب این که جسم مستونه تو فضایی که هنوز وجود نداره حرکت کنه توضیح بدید.هر جوری فکر میکنم این تو کتم نمیره که یه جسم با سرعت نور بتونه تو فضایی که هنوز وجود نداره حرکت کنه.اصلا چجوری میخواد راه پیدا کنه به این فضا/اصلا مگه هست یه چنین فضایی که هنوز به وجود نسومده؟در ثانی قضا تنها چیزی هست در عالم که میتونه با سرعت بیشتر ار نور حرکت کنه.
فك كنم يه چيزي گفتم كه خودمم موندم زيرش!:دی
زياد سخت نگيرين. همونايي كه گفتيمن.:have a nice day:منظور اين بود كه در سرعت بالاتر از نور با توجه به فرمول جرم ديگه جرمي وجود نداره وصفر يا منفي ميشه.در اين صورت ديگه جسمس هم وجود نداره.
من تواين مثال اومدم مخالف اين حرفمو گفتم و واسه همين در نظر گرفته شده كه اون فضايي كه جسم در حال حركته مجازي وهستو وجود نداره.
ودر نتيجه زمان به گذشته بر ميگرده.البته اين مثال هارو من از خودم ننوشتم.نظزيه هاي انيشتين بزرگترين اطلاعات ما درمورد سفر در زمانه.همون طور كه ميدونين ثابت بودن سرعت نور در خلا يكي از اصل هاي مهم وبنيادي تو اين نظريه هاس كه با توجه به اونا سه شرط در مورد سفر در زمان مياد كه تو پست بالا بهشون اشاره كردم!:)

berjis93
06-22-2013, 02:21 PM
من تواين مثال اومدم مخالف اين حرفمو گفتم و واسه همين در نظر گرفته شده كه اون فضايي كه جسم در حال حركته مجازي وهستو وجود نداره.
ودر نتيجه زمان به گذشته بر ميگرده.
چوریه که جسم واقعی ای که در حال حرکته و برای حرکتش نیاز به یه فضا واقعی داره تو یه فضای مجازی حرکت میکنه؟
ایا اینم یکی از نظریات اینیشتینه؟

berjis93
06-22-2013, 11:30 PM
میشه یه کم راجب این که جسم مستونه تو فضایی که هنوز وجود نداره حرکت کنه توضیح بدید.هر جوری فکر میکنم این تو کتم نمیره که یه جسم با سرعت نور بتونه تو فضایی که هنوز وجود نداره حرکت کنه.اصلا چجوری میخواد راه پیدا کنه به این فضا/اصلا مگه هست یه چنین فضایی که هنوز به وجود نسومده؟در ثانی قضا تنها چیزی هست در عالم که میتونه با سرعت بیشتر ار نور حرکت کنه.


ما تو نسبیت این قانون رو داریم که سریع ترین سرعت در عالم سرعت نوره و هیچ جسمی بیشتر از سرعت نور نمیتونهه سرعت بگیره.ولی فقط فضآست که میتونه با سرعتی بیشتر از سرعت نور منبسط بشه

سينا منجم
06-23-2013, 11:56 AM
سلام دوستان عزيزم.
ديشب داشتم به اين تاپيك فكر ميكردم يكهو ايده فوق العاده اي به ذهنم رسيد:اونطوري كه برجيس جان گفتن كه چطور ميشه انرژي رو ذخيره كرد ما اين انرژي اي كه گفتم در چند پست قبلي رو براي انجام كاري بيرون نميفرستيم بلكه فقط در يك نقطه مشخص جمع ميكنيم.بعد كه مثلا به خاطر حجم بالاي انرژي ديوار زمان و مكان رو كمي مثل يك سياهچاله كوچك انحنا داديم و مثلا رفتيم يك ثانيه توي افق رويداد مصنوعيش بمونيم بعدم برگديم ميتونيم اون انرژي رو به صورت مجدد به باتري هاي بزرگمون.(البته اين قسمت تخيلي ميشه اما اين بحث تمامش بر پايه تخيل بود)برگردونيم تا براي دفعه ي بعدي استفاده بشه.اين عملكرد يه سياهچاله ي خيلي كوچيك ميشه مثلا در جايي كه زمين تحت تاثير قرار نگيره.اين كارو انجام بديم احتمالا موفق ميشيم.البته اين فرضيه چندتا نكته ي امنيتي داره:lock1:
1_به هبچوجه در زمين يا سياره اي ديگر نميشه اينكارو انجام داد.چون اونوقت ما ميگيم يه سياهچاله ي كوچيكه ولي به هرحال بازم اين سياهچاله كوچيك قدرت اونو داره كه بتونه زمين يا هر چيز ديگه اي رو ببلعه.و ما هم اگه در نزديكي افق رويداد سياهچاله دست سازمون با سرعت مثلا 99/999999%حركت نكنيم و بعد از يك ثانيه فرار نكنيم با اون سرعت ماهم به سياهچاله ميپيونديم.
2_بايد توجه كرد كه اين كار نياز به محاسبات خيلي پيچيده كه ابر كامپيوتر ها هم به زور از پسش برميان داره.چون اگه به اندازه ي يك سر سوزن نزديك تر به سياهچاله بشيد،ديگه نميتونيد فرار كنيد حتي اگر بر فرض محال با سرعت نور هم سعي كنيد فرار كنيد بازهم وارد جاذبه قدرتمند سياهچالتون شديد و ديگر راه فراري وجود نداره.:25:
3_با چه وسيله اي ميشه اينكارو كرد(انتقال دادن انرژي به محدوده مخصوص)كه توسط خود سياهچاله بلعيده نشه؟اين ديگه جوابش با شما.

تازه اگر با مشكل كمبود انرژي مواجه باشيد ميتونيد از روش هاي همجوشي هسته اي انرژي هسته اي و روش هايي كه محسن جان گفتن.
البته من براي اينكار يه فرضيه ي ديگر هم دارم.با استفاده از ماده تاريك و انرژي تاريك(اگر وجود داشته باشند چون دانشمندان به وجودشون شك دارند)استفاده كرد از آنجايي كه اين ماده و انرژي تاريك در فضا به وفور يافت ميشوند ميشود با عملكر هاي شيمي و واكنش هاي شيميايي اون ها رو تبديل به انرژي كرد.و مورد استفاده قرار داد.:smile:
ببخشيد اگه اشتباهي شد يا طولاني شد.

berjis93
06-23-2013, 02:56 PM
دوستان حالا جدای از سناریو ها.به نوشته سینا دقت کنید خیلی منو به فکر فرو برد که ایا این ممکنه که با نیرو عظیمی مثل گداخت هسته ای به وسیله نظریه تبدیل نیرو ها از حالتی به حالت دیگه بشه نیرو گرانش ساخت؟(گرانشی که بتونه فضا زمانو جم کنه).بذارید یه کم بشتر توضیح بدم.
گداخت هسته ای رو ببینید.نیرویی ازاد میکنه این واکنش که انقدر در سیستم انتالپی وانتروپی رو افزایش میده که درون سیستم قدرت نابودی اجسام رو داراست.حالا ما میخوایم از این نیروی به عبارتی مخرب گرانش به عمل بیاریم ینی یه جورایی عکس اتفاقات بعد از واکنش رو دقیقا بعد واکنش به عمل برسونیم.به بیان ساده تر از نیرویی که منتج میشه به حالت انفجاری و وادهی نیروی گرانش و جمع اوری به عمل بیاریم.که دقیقا عکس طبیعت این سیستم هستش.
حالا ایا این کار ممکنه؟
تو چه زمینه ای میشه رو این موضوع کار کرد؟تو زمینه کوانتوم یا حوضه دیگه ای؟
واین که تکنولوزی انسان به این حدرسیده که تو این حجم انرزی یه همچین فعالیت سنگینی انجام بده؟؟؟

narcissus flower
06-23-2013, 03:30 PM
دوستان عزیز واقعا خوشحالم از حضور و فعالیت مفید شما در اینجا....

berjis93
06-23-2013, 05:00 PM
دوستان یه سناریو توپ دارم برای این سیاهچاله هه.:دی
ببینید ما به یه نیروی گرانشی نیاز داریم که بتونه فضا زمانو برامون جم کنه حالا ما این نیرو گرانشو از کجا بیاریم؟
من یه فکری دارم.با استفاده از سیاهچاله های مینیاتوری.
ما میتونیم با جم گردن و ادغام کردن چندتا سیاهچاله مینیاتوری از برایند گرانششون برای هدفمون استفاده کنیم.
حالاچطوری این سیاهچاله هارو تولید و یه جا جم کنیم؟
میتونیم این کارو انجام بدیم البته دور از زمین.ما میتونیم یه شتابدهنده بزرگ حتی بزرگتر از سرن و همچنین قوی تر از اون تو فضای دور داشته باشیم و تعداد زیادی ماده باریونی داخلش شتاب بدیم و بعد این تعداد زیاد ماده در یک لحظه ودر یک مکان با هم برخورد میکنن اونموقس که چند تا از این سیاهچاله ها به وجود میان واگه بتونیم قبل از نابودیشون باهم ادغامشون کنیمسیاهچالمون ایجاد شده و ما به هدفمون رسیدیم.فقط یه نکته سیاهچاله هه دیگه از بین نمیره چونبزرگ شده باید باهاش بسوزیمو بسازیم:thumbsup:

سينا منجم
06-23-2013, 06:16 PM
دوستان یه سناریو توپ دارم برای این سیاهچاله هه.:دی
ببینید ما به یه نیروی گرانشی نیاز داریم که بتونه فضا زمانو برامون جم کنه حالا ما این نیرو گرانشو از کجا بیاریم؟
من یه فکری دارم.با استفاده از سیاهچاله های مینیاتوری.
ما میتونیم با جم گردن و ادغام کردن چندتا سیاهچاله مینیاتوری از برایند گرانششون برای هدفمون استفاده کنیم.
حالاچطوری این سیاهچاله هارو تولید و یه جا جم کنیم؟
میتونیم این کارو انجام بدیم البته دور از زمین.ما میتونیم یه شتابدهنده بزرگ حتی بزرگتر از سرن و همچنین قوی تر از اون تو فضای دور داشته باشیم و تعداد زیادی ماده باریونی داخلش شتاب بدیم و بعد این تعداد زیاد ماده در یک لحظه ودر یک مکان با هم برخورد میکنن اونموقس که چند تا از این سیاهچاله ها به وجود میان واگه بتونیم قبل از نابودیشون باهم ادغامشون کنیمسیاهچالمون ایجاد شده و ما به هدفمون رسیدیم.فقط یه نکته سیاهچاله هه دیگه از بین نمیره چونبزرگ شده باید باهاش بسوزیمو بسازیم:thumbsup:
ايده جالبي نيست چون اين شتاب دهنده اولين چيزيه كه تو.سط سياهچالمون بلعيده ميشه.يا بايد يك فضاي حلقوي باشه كه سفينمونم خيلي بزرگ باشه كه به محدوده افق رويداد سياهچالمون نرسه.

berjis93
06-23-2013, 10:03 PM
ايده جالبي نيست چون اين شتاب دهنده اولين چيزيه كه تو.سط سياهچالمون بلعيده ميشه.يا بايد يك فضاي حلقوي باشه كه سفينمونم خيلي بزرگ باشه كه به محدوده افق رويداد سياهچالمون نرسه.

هیچ لزومی نداره که تو سفینه خودمون باشه.میتونه تو یه سفینه جدا باشه وما تو یه سفینه جدا به افق رویداد نزدیک بشیم

mahnaz mazlomzadeh
06-24-2013, 01:04 PM
پاسخ سوالات درباره نظریه ی جهان موازی رو نظریه ی m یا همون ریسمان میدهو پاسخ سوالات درباره نظریه یm را هم نظریه ی پرده ها یا پوسته ها میدن و پاسخ این دو نظریه هم نظریه ی اثبات ظرات سنگین s میده که دانشمندا در تلاشن ان را برای اثبات نظریات خود کشف کنند
پیشنهاد می کنم حتما این نظریه هارو بخونید !!

narcissus flower
06-24-2013, 03:55 PM
پاسخ سوالات درباره نظریه ی جهان موازی رو نظریه ی m یا همون ریسمان میدهو پاسخ سوالات درباره نظریه یm را هم نظریه ی پرده ها یا پوسته ها میدن و پاسخ این دو نظریه هم نظریه ی اثبات ظرات سنگین s میده که دانشمندا در تلاشن ان را برای اثبات نظریات خود کشف کنند
پیشنهاد می کنم حتما این نظریه هارو بخونید !!

دوست عزیز ورودتون به فروم اوااستار رو خوشامد میگیم...
خوشحال میشم با توضیح بیشتر در مورد نظریات فوق , این تاپیک رو همراهی بفرمایید:)

mohsen4465
06-24-2013, 05:24 PM
دوستان بهترین راه برای متمرکز کردن انرژی در یک نقطه خود ماده ست. از طرف دیگه تمرکز انرژی رو در فضا از حد خاصی نمیشه بیشتر کرد و بیشتر از اون حد منجر به جفت-زایی در خلاء میشه. بهترین روش برای متمرکز کردن انرژی تولید کردن ذراتی با محتوای انرژی (جرم) بسیار بالاست.

سينا منجم
06-24-2013, 09:37 PM
ممنونم از همكاري شما با اين تاپيك.
دوستان،نظر بر اين نيستش كه حتما بايد اينم سياهچاله رو درست كنيمو بريم توي افق رويدادش 1 ثانيه بمونيم بعد برگرديم.؟در حالي كه اصلا خود نظريه ي سياهچاله از اسمش پيداس يه نظريس گرچه احتمال وجود خيلي زياده اما هنوز هم دانشمندان سرش موندن.پس بهتره فعلا روي چيزاي اثبات شده حرف بزنيم نه چيزهايي كه صرفا در حد نظريه و فرضيه و قوانين شك برانگيز است.

berjis93
06-25-2013, 12:24 AM
ممنونم از همكاري شما با اين تاپيك.
دوستان،نظر بر اين نيستش كه حتما بايد اينم سياهچاله رو درست كنيمو بريم توي افق رويدادش 1 ثانيه بمونيم بعد برگرديم.؟در حالي كه اصلا خود نظريه ي سياهچاله از اسمش پيداس يه نظريس گرچه احتمال وجود خيلي زياده اما هنوز هم دانشمندان سرش موندن.پس بهتره فعلا روي چيزاي اثبات شده حرف بزنيم نه چيزهايي كه صرفا در حد نظريه و فرضيه و قوانين شك برانگيز است.


ببینید دوستان بحثی که ما داریم میکنیم خودش مشکوکه و معلوم نیست که واقعا بشه سفر کرد در زمان یا نه.بنابراین کلا بیخیال قضیه شیم دیگه؟؟؟؟؟؟ما تو این تاپیک جمع شدیم تا از همین مجهولا به معلومات برسیم پس هر کسی در این زمینه مطلبی یا طرحی به ذهنش میرسه باید اراءه بده تا همه به دونسته هامون اضافه بشه و به یه نتیجه ای برسیم

smhm
06-25-2013, 09:57 AM
ايده جالبي نيست چون اين شتاب دهنده اولين چيزيه كه تو.سط سياهچالمون بلعيده ميشه.يا بايد يك فضاي حلقوي باشه كه سفينمونم خيلي بزرگ باشه كه به محدوده افق رويداد سياهچالمون نرسه.
این سیاه چاله های کوچک (زیراتمی) عمری در حد چند میلیاردم ثانیه دارند. بنابراین قبل از اینکه به ذره ای دیگر و یا به سطح شتابدهنده برخورد کنند تبخیر می شوند. در نتیجه عملا فرصتی برای آزمایش و مطالعه این سیاه چاله ها وجود ندارد.

سينا منجم
06-25-2013, 11:49 AM
اصلا بايد ببينيم با عقلو چيزهاي علمي جور در مياد بعد بيايم بگيم.مثلا به قولsmhm جان اين سياهچاله دست سازمون فقط در حد چند ميليارديم ثانيه دووم مياره.پس ديگه ارزشي نداره حتي روش فكر كنيم.به نظر من سفر به آينده كشف شده.چون الان داريم اينكارو ميكنيمو در زمان جلو ميريم.مخصوصا اين كه همه دوستان همكاري بي نظيري كردند و راه هايي براي تسريع اين سفر ارائه دادند.بهتره به فكر گذشته بشيم.

berjis93
06-25-2013, 11:50 AM
این سیاه چاله های کوچک (زیراتمی) عمری در حد چند میلیاردم ثانیه دارند. بنابراین قبل از اینکه به ذره ای دیگر و یا به سطح شتابدهنده برخورد کنند تبخیر می شوند. در نتیجه عملا فرصتی برای آزمایش و مطالعه این سیاه چاله ها وجود ندارد.
خب ظاهرا پروندش بسته شد.

سينا منجم
06-25-2013, 01:14 PM
-
پرونده ي سفر به آينده هم بسته شد.
امروز افتتاحيه ي بحث ذرباره ي سفر به گذشته.

narcissus flower
06-25-2013, 03:51 PM
-
پرونده ي سفر به آينده هم بسته شد.
امروز افتتاحيه ي بحث ذرباره ي سفر به گذشته.

الان چی شد؟؟بالاخره با این تفاسیر نتیجه چی شد؟؟
نباید از نظریات دیگه هم استفاده کنید شاید نتیجه ای حاصل بشه؟
اگر میخواهید بحث سفر به گذشته رو باز کنید , لطف کنید یه خلاصه از آنچه بحث شد رو بفرمایید که دوستانی از این به بعد همراه میشوند یه دید سریع به دست بیارند :)

berjis93
06-25-2013, 04:25 PM
-
پرونده ي سفر به آينده هم بسته شد.
امروز افتتاحيه ي بحث ذرباره ي سفر به گذشته.

البته من پرونده سیاهچاله مینیاتوری رو گفتما سینا جان.
پرونده سفر به اینده هنوز مفتوحست دوستان.باید سزش به یه نتیجه ای برسیم دیگه این طور نیست؟؟؟

سينا منجم
06-25-2013, 07:55 PM
<!--[if gte mso 9]><xml> <w:WordDocument> <w:View>Normal</w:View> <w:Zoom>0</w:Zoom> <w:TrackMoves/> <w:TrackFormatting/> <w:PunctuationKerning/> <w:ValidateAgainstSchemas/> <w:SaveIfXMLInvalid>false</w:SaveIfXMLInvalid> <w:IgnoreMixedContent>false</w:IgnoreMixedContent> <w:AlwaysShowPlaceholderText>false</w:AlwaysShowPlaceholderText> <w:DoNotPromoteQF/> <w:LidThemeOther>EN-US</w:LidThemeOther> <w:LidThemeAsian>X-NONE</w:LidThemeAsian> <w:LidThemeComplexScript>AR-SA</w:LidThemeComplexScript> <w:Compatibility> <w:BreakWrappedTables/> <w:SnapToGridInCell/> <w:WrapTextWithPunct/> <w:UseAsianBreakRules/> <w:DontGrowAutofit/> <w:SplitPgBreakAndParaMark/> <w:DontVertAlignCellWithSp/> <w:DontBreakConstrainedForcedTables/> <w:DontVertAlignInTxbx/> <w:Word11KerningPairs/> <w:CachedColBalance/> </w:Compatibility> <m:mathPr> <m:mathFont m:val="Cambria Math"/> <m:brkBin m:val="before"/> <m:brkBinSub m:val="--"/> <m:smallFrac m:val="off"/> <m:dispDef/> <m:lMargin m:val="0"/> <m:rMargin m:val="0"/> <m:defJc m:val="centerGroup"/> <m:wrapIndent m:val="1440"/> <m:intLim m:val="subSup"/> <m:naryLim m:val="undOvr"/> </m:mathPr></w:WordDocument> </xml><![endif]-->
البته من پرونده سیاهچاله مینیاتوری رو گفتما سینا جان.
پرونده سفر به اینده هنوز مفتوحست دوستان.باید سزش به یه نتیجه ای برسیم دیگه این طور نیست؟؟؟
مگه به نتيجه نرسيديم؟
كلي راه بريا سفر به آينده پيشنهاد داديم.
و اما نتيجه گيري.
سفر در زمان دو راه دارد كه بستگي داره به كدوم طرف بخواهيد بريد.آينده ، گذشته.
بريا آينده راه هايي رو پيشنهاد داديم.مانند قطار سرعت نور و سياهچاله ها.البته طبيعتا هيچكدوم از اين راه ها عملي نشده و فقط در حد تئوريست.ما به اين نتيجه رسيديم كه اگه بخوايم به گذشته بريم (البته هيج راه قابل قبولي پيشنهاد نشد.)مثلا با يك ماشين زمان مثل يك آدم پشت آيينه دوطرفه(آيينه اي كه وقتي كسي به آن از روبه رو نگاه ميكند مانند آيينه عمل ميكند اما كسي كه در پشت ايينه است فرد روبه روي ايينه را ميبيند)هستيم.هيچكسمارا نميبيند ما را حس هم نميكند ولي ما وقايع رو ميبينيم ولي نميتونيم در اون تغييري ايجاد كنيم.
حالا ما ميتونيم بر روي اين نيز بحث كنيم همچنين بحث رفتن به آينده.چون دوستان ميخوان اين بحث رو ادامه بدن.
<!--[if gte mso 9]><xml> <w:LatentStyles DefLockedState="false" DefUnhideWhenUsed="true" DefSemiHidden="true" DefQFormat="false" DefPriority="99" LatentStyleCount="267"> <w:LsdException Locked="false" Priority="0" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Normal"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="heading 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 7"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 8"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 9"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 7"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 8"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 9"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="35" QFormat="true" Name="caption"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="10" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Title"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="1" Name="Default Paragraph Font"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="11" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Subtitle"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="22" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Strong"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="20" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Emphasis"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="59" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Table Grid"/> <w:LsdException Locked="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Placeholder Text"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="1" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="No Spacing"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Light Shading"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Light List"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Light Grid"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Dark List"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Shading"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful List"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Grid"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Light Shading Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Light List Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Light Grid Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 1 Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 2 Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 1 Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Revision"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="34" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="List Paragraph"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="29" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Quote"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="30" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Intense Quote"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 2 Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 1 Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 2 Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 3 Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Dark List Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Shading Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful List Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Grid Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Light Shading Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Light List Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Light Grid Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 1 Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 2 Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 1 Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 2 Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 1 Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 2 Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 3 Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Dark List Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Shading Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful List Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Grid Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Light Shading Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Light List Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Light Grid Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 1 Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 2 Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 1 Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 2 Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 1 Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 2 Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 3 Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Dark List Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Shading Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful List Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Grid Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Light Shading Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Light List Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Light Grid Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 1 Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 2 Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 1 Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 2 Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 1 Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 2 Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 3 Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Dark List Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Shading Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful List Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Grid Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Light Shading Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Light List Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Light Grid Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 1 Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 2 Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 1 Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 2 Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 1 Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 2 Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 3 Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Dark List Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Shading Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful List Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Grid Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Light Shading Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Light List Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Light Grid Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 1 Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 2 Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 1 Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 2 Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 1 Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 2 Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 3 Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Dark List Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Shading Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful List Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Grid Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="19" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Subtle Emphasis"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="21" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Intense Emphasis"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="31" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Subtle Reference"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="32" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Intense Reference"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="33" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Book Title"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="37" Name="Bibliography"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" QFormat="true" Name="TOC Heading"/> </w:LatentStyles> </xml><![endif]--><!--[if gte mso 10]> <style> /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;} </style> <![endif]-->

berjis93
06-25-2013, 08:14 PM
[quote=سينا منجم;62973]
مگه به نتيجه نرسيديم؟
كلي راه بريا سفر به آينده پيشنهاد داديم.
و اما نتيجه گيري.
سفر در زمان دو راه دارد كه بستگي داره به كدوم طرف بخواهيد بريد.آينده ، گذشته.
بريا آينده راه هايي رو پيشنهاد داديم.مانند قطار سرعت نور و سياهچاله ها.البته طبيعتا هيچكدوم از اين راه ها عملي نشده و فقط در حد تئوريست.ما به اين نتيجه رسيديم كه اگه بخوايم به گذشته بريم (البته هيج راه قابل قبولي پيشنهاد نشد.)مثلا با يك ماشين زمان مثل يك آدم پشت آيينه دوطرفه(آيينه اي كه وقتي كسي به آن از روبه رو نگاه ميكند مانند آيينه عمل ميكند اما كسي كه در پشت ايينه است فرد روبه روي ايينه را ميبيند)هستيم.هيچكسمارا نميبيند ما را حس هم نميكند ولي ما وقايع رو ميبينيم ولي نميتونيم در اون تغييري ايجاد كنيم.
حالا ما ميتونيم بر روي اين نيز بحث كنيم همچنين بحث رفتن به آينده.چون دوستان ميخوان اين بحث رو ادامه بدن.
[/qu
ببینید سینا جان این قضیه اینه هم مثل سیاهچاله یه تئوریه و این دو مقوله به لحاظ مجهول بودن در یک سطح قرار دارن.و باید بیشتر بررسی بشن تا به کمک هم بتویم به نتیجه قابل قبول و منطقی نسبت بهشون برسبم.
پاز دوستاندیگه هم خواهش دارم که راجب این مقوله برامون مطلب بذارن یااین که فکر کنن و ایده بدن براش تا با هم به یه نتیجه برسیم
باسپاس...

aysa
06-25-2013, 08:30 PM
الان دقيقا چه اتفاقي افتاده؟
چرا ميگين اين قضيه كلا بسته شد؟
آخه ما همه چي رو گفتيم به جز نظريه هاي موجود!
ميشه كلا يه نفربهم بگه كه آخرش از اين سفر به آينده به چه نتيجه اي رسيديم؟:)

berjis93
06-25-2013, 11:18 PM
الان دقيقا چه اتفاقي افتاده؟
چرا ميگين اين قضيه كلا بسته شد؟
آخه ما همه چي رو گفتيم به جز نظريه هاي موجود!
ميشه كلا يه نفربهم بگه كه آخرش از اين سفر به آينده به چه نتيجه اي رسيديم؟:)


پرونده هنوز بازه هیچ جای نگرانی نیست فقط یه اشتباه لپی به وجود اومده بود که اونم رفع شد.

سينا منجم
06-26-2013, 10:54 AM
البته پرونده هنوز بازه.ولي سعي كنيم كمتر در اين باره بحث كنيم و ايده بديم.بهتره اگر ميخوايم ايده بديم اول توش يكم از نظريه هاي موجود هم قاتي كنيم،بهش فكر كنيم ببينيم اصلا با عقل جور در مياد؟بعد اينجا منتشرش كنيم سعي كنيم بيشتر روي گذشته فكر كنيم نه آينده چون راه هاي زيادي براي آينده پيشنهاد شد اما هيچ راهي براي رفتن به گذشته نداشتيم.

berjis93
06-29-2013, 01:57 PM
پاسخ سوالات درباره نظریه ی جهان موازی رو نظریه ی m یا همون ریسمان میدهو پاسخ سوالات درباره نظریه یm را هم نظریه ی پرده ها یا پوسته ها میدن و پاسخ این دو نظریه هم نظریه ی اثبات ظرات سنگین s میده که دانشمندا در تلاشن ان را برای اثبات نظریات خود کشف کنند
پیشنهاد می کنم حتما این نظریه هارو بخونید !!
بچه ها کسی نظری نداره در مورد این نظریه ها؟؟؟؟؟؟