PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : جهان های موازی و سفر در زمان



javadstar76
09-05-2010, 05:47 PM
سلام خدمت همه ی دوستان عزیزم.
این تاپیک رو ایجاد کردم تا همه ی ما بیشتر با جهان موازی آشنا شویم و بتوانیم این موضوع واقعا غیر قابل درک رو بهتر و بیشتر درک کنیم.
ابتدا با جهان موازی شروع می کنیم و سپس به سفر در زمان می پردازیم

البته با کمک شما دوستان عزیز.

javadstar76
09-07-2010, 05:47 PM
فيزيکدانان کوانتمي دانشگاه کاليفرنيا کشف عجيبي کرده اند که به گونه اي نشان مي دهد جسمي که در مقابل يک فرد قرار گرفته و ديده مي شود مي تواند به صورت همزمان در جهاني موازي نيز وجود داشته باشد.

[Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])

اين کشف به واسطه ذره اي کوچک و فلزي انجام گرفته است ، براده اي به قطر يک تار مو ، جسمي که بسيار ريز است اما در عين حال مي توان آن را با چشم غير مسلح نيز مشاهده کرد.

دانشمندان اين ذره را در کاسه اي مخروطي و تاريک سرد کرده و تمامي هواي اطراف آن را به منظور حذف ارتعاش خارج کردند. سپس محققان ذره را مانند يک دياپازون حرکت داده و مشاهده کردند ذره در زماني واحد حرکت کرده و متوقف مي شود.



چگونه اين پديده را درک کنيم؟

براي درک اين پديده که کاملا غيرممکن به نظر مي رسد ، بايد بسيار بسيار کوچک انديشيد حتي کوچکتر از اتمها، الکترونهايي که به دور هسته اتم در گردشند ، در آن واحد در حالت هاي چند گانه حرکت مي کنند که ثابت کردن آنها تقريبا غير ممکن است. به بيان ساده تر مي توان گفت زماني که فردي در شهر اکلاهاما به ديدن مادر خود مي رود در جهان موازي که ذرات اتمي وي در آن حضور دارند همان فرد در خانه مشغول تماشاي تلويزيون است.

به گفته دانشمندان شايد اين پديده کاملا غير واقعي به نظر آيد اما بر پايه علم حقيقي رخ مي دهد. بر اساس يکي از نظريه هاي فيزيکي زماني که پديده اي در يک حالت مشاهده مي شود اين پديده جهان را به دو بخش تقسيم مي کند. نظريه چند حالتي بر اين پايه استوار است که جهان فعلي طي مشاهده انسان متوقف شده و انسان تنها يکي از واقعيات در حال وقوع را مشاهده مي کند. براي مثال مي تواند توپ فوتبال را ببيند که در هوا در پرواز است، اما شايد در جهان موازي اين توپ در همان لحظه سقوط کرده باشد و يا شايد اصلا فردي در آن لحظه مشغول بازي فوتبال نباشد.

بسياري از فيزيکدانان بزرگ پايه هاي علمي جهان چند حالتي را حتي اگر نتوان آن را به اثبات رساند قبول دارند. «شان کرول» از موسسه تکنولوژي کاليفرنيا يکي از اين فيزيکدانان بوده و معتقد است تا زماني که نتوان تمدنهاي فوق پيشرفته بيگانه را تصور کرد که پي به واقعيت اين نظريه برده اند، انسانها تحت تاثير امکان وجود جهانهاي ديگر قرار نخواهند گرفت. وي در عين حال معتقد است هرگز فردي قادر به ابداع دستگاهي نخواهد بود که با استفاده از آن بتوان ميان اين جهانها ارتباط برقرار کرد.

درک واقعيت جهان موازي بستگي شديدي به درک انسان از زمان دارد. به گفته «کرول» ما زمان را به صورت واقعي احساس نمي کنيم، تنها شاهد گذشت آن هستيم. براي مثال گذشت زمان در هنگام يک مسابقه هيجان انگيز بسيار سريع و در سر کلاس يک درس کسل کننده کاملا کند است. يا هنگامي که فردي تلاش دارد با تاخير در دفتر کارش حاضر نشود، دقايق براي وي با سرعتي باور نکردني مي گذرند اما چند دقيقه باقي مانده از ساعت کار به راحتي با چندين ساعت برابري مي کنند.

بازگشت به آينده

«فرد آلن ولف» از دانشمندان فيزيک کوانتم نيز معتقد است زمان به شکل يک خيابان يک طرفه به نظر مي آيد که از گذشته به سوي حال در حرکت است اما با در نظر گرفتن نظريه هاي قابل ملاحظه اي که در سطح کوانتمي ارائه شده اند، ذرات در آن واحد به سمت عقب و جلو در حرکتند. در صورتي که بتوانيم از بخش «جلو و عقب رفتن در آن واحد» صرف نظر کنيم، شانس درک بخشي از فيزيک را از خود گرفته ايم.

به گفته «ولف» زمان در ماشين هاي کوانتمي به صورت مستقيم حرکت نمي کند بلکه حرکتي زيگزاگ داشته و به همين دليل وي معتقد است امکان ساختن ماشيني که بتواند زمان را منحرف کند ، وجود دارد.

به گفته «ريچارد گات» فيزيکدان دانشگاه پرينستون «سرگئي کريکالو» فضانورد روسي که در 6 ماموريت فضايي حضور داشته است نسبت به بقيه انسانهاي روي زمين 1.48 ثانيه جوانتر است زيرا وي در سرعتي بسيار بالا در مدار حرکت کرده است و کم سن تر بودن نسبت به بقيه به معني جهش به آينده و تجربه نکردن زمان حال مشابه با ديگران است. به گفته وي از جهتي مي توان گفت اين فضانورد به سوي آينده سفر کرده و دوباره بازگشته است.

«گات» مي گويد نيوتن باور داشت زمان پديده اي جهاني است و تمامي ساعتهاي جهان به صورت يکسان حرکت مي کنند. اکنون با توجه به نظريه نسبيت خصوصي اينشتين مي توان گفت سفر به آينده امکان پذير است. با در نظر گرفتن نظريه گرانش اينشتين ، قوانين فيزيک از منظري که امروز آنها را درک مي کنيم نشان مي دهند حتي سفر در زمان به سوي گذشته نيز امکانپذير است اما براي مشاهده امکان اين سفر بايد قوانين جديد فيزيکي در سطح کوانتمي فراگرفته شوند.

درک اين قوانين نيز با استفاده از ذره اي فلزي و بسيار کوچک و کاسه اي مخروطي شکل آغاز شده است. در واقع فيزيکدانان دانشگاه کاليفرنيا با ابداع خود مقياس ماشين هاي کوانتمي را به ابعاد بزرگتري تغيير دادند.

بر اساس گزارش فاکس نيوز ، مسئله بعدي فراگرفتن چگونگي کنترل ماشين هاي کوانتمي و استفاده از آنها براي اجسام بزرگتر است. در اين صورت شايد بتوان با دستکاري تنها چند الکترون کوچک به جهان موازي دست پيدا کرد.

javadstar76
09-07-2010, 05:53 PM
به نظر من باور کردن این موضوع که در یک جهان دیگر انسان هایی شبیه خودمان زندگی می کنند از همه سخت تر است.

Lilac
09-07-2010, 06:27 PM
چه مسئله گیج کننده ای!
من نفهمیدم. توی دنیای موازی, انسان ها, یا کلا موجودات, از چه جنسی هستند؟ انرژی؟
من یه جا خوندم ممکنه اصلا زمان وجود نداشته باشه! می دونم چیز غیر ممکنه ایه :you're kidding, rig

javadstar76
09-07-2010, 10:45 PM
برای خودم هم این سوال پیش اومده بود که او نجا آدماش از چه جنسی هستند.
ممنون که مطرحش کردی.

لیتیوم
09-07-2010, 11:11 PM
خوب بعله موضوع بسیار جالبی است اما باید این فرض رو هم داشت که هنوز در حد نظری است و اگر عملی باشد راه درازی در پیش داریم بعلاوه اینکه در اینجا ما پارادوکس های زیادی داریم مثل گربه ی شرودینگر:
لینکش رو از ویکی فارسی میذارم:
[Only Registered And Activated Users Can See Links] DB%8C%D9%86%DA%AF%D8%B1

javadstar76
09-07-2010, 11:27 PM
خوب بعله موضوع بسیار جالبی است اما باید این فرض رو هم داشت که هنوز در حد نظری است و اگر عملی باشد راه درازی در پیش داریم بعلاوه اینکه در اینجا ما پارادوکس های زیادی داریم مثل گربه ی شرودینگر:
لینکش رو از ویکی فارسی میذارم:
[Only Registered And Activated Users Can See Links] db%8c%d9%86%da%af%d8%b1

قابل توجه لیتیوم این موضوع توسط دانشمندان ثابت شده.

شايان سليم شهشهانى
09-07-2010, 11:41 PM
قابل توجه لیتیوم این موضوع توسط دانشمندان ثابت شده.

من فکر نکنم اقا جواد ،
از کجا میگی!؟

حدس من اینه که فقط یک فرضیه است!

javadstar76
09-07-2010, 11:49 PM
من فکر نکنم اقا جواد ،
از کجا میگی!؟

حدس من اینه که فقط یک فرضیه است!

شایان جان نظریه های متعدد دانشمندان کافی نیست؟

شايان سليم شهشهانى
09-08-2010, 12:03 AM
شایان جان نظریه های متعدد دانشمندان کافی نیست؟

نظریه با اونی که مثلا انیشتین اثبات کرد خیلی فرق داره ، دلیل معروف شدن انیشتین اثبات نظریه اش بود ، و قدرت ارایه اش ، و بزرگ بودن نظریه ای که اثبات کرد

دلیل معروف شدن استیون هاوکینگ اینه که نظریه های متعددی داده و فکر کنم بعضی از اونا را هم اثبات کرده ،

حالا اگر یک چنین چیزی اثبات شده باشه ، مطمعنا دیگه مردمی که انقدر راحت با زندگی برخورد می کنند ، انگونه نخواهند بود ،و دید انها به زندگی عوض خواهد شد ،

در هر صورت ، اثبات کردن نظریه ای با دادن نظریه خیلی فرق داره ، از نظر راحتی ارایش ،

مثلا من خیلی راحت می تونم بگم که زمین گرد نیست ، حالا کی میتونه خلافش را اثبات کنه!؟

shishi
09-08-2010, 12:16 AM
یه لحظه به این موضوع فکر کنید که توی یه دنیایی موازی با دنیای ما، آدمایی زندگی میکنن درست هم شکل و هم اسم ما و با همون علایق و افکار...
یه مقدار ترسناکه! اما بازم خیلی جالبه.

لیتیوم
09-08-2010, 08:55 AM
جواد ایکاش یک لینک از این اثبات میزاشتی...البته در حد اینکه بگه آره آقاجون این نظریه اثبات شده است و من طالب فرمولهاش نیستم.
اما ببین این حرف تو فرا تر از متناقض نماهایی که براش وجود داره یک اشکال عمده دیگر هم داره،ببین اون جا ذکر کردی که جسم مذکور با چشم غیر مسلح هم دیده میشه یعنی تو حوزه ی مکانیک نیوتونی قرار داره اما کمی پایین تر گفتی در یک لحظه هم حرکت کرده و هم ثابت بوده که در حوزه ی مکانیک کوانتومی قرار میگی...تا جایی که من میدونم اجسامی که بزرگتر از اتم هستند و در حوزه ی مکانیک کوآنتومی قرار نمیگیرند هیچ گاه توانایی چنین کاری رو ندارند.

Hojjat Zafarkhah
11-02-2010, 10:47 PM
سلام به همگی
ما توی این تاپیک قصد داریم بحث سف در زمان رو بررسی کنیم،البته فکر کنم قبلا چنین تاپیکی ایجاد شده بود ولی اینچا می خواهیم بیشتر و علمی تر و واقعی تر بررسی کنیم تا ببینیم که چرا این کارا امکان نداره و دلائل عملی شدن اون چیه؟؟؟؟؟؟

خوب الان زمان در حال گذشتن هست یعنی در همین لحظه که شما این تاپیکو می خونید آینده ها به حال و حال ها به گذشته تبدیل می شوند نشون به اون نشون که ما ها رشد می کنیم و بزرگتر می شیم و می میریم!!!!!!!

چندی پیش پس از اینکه انیشتین نظریه معروف نسبیت ها عام و خاص رو مطرح کرد این مسئله هم خود به خود بوجو اومد که می تونیم در زمان سفر کنیم!!!!
انیشتین این موضوع رو با یه مثال ساده مطرح کرد: بالفرض شما 10 دقیقه ای را در نظر بگیرید که در ماشین سرعتی خاص در حال حرکت به سمت محل کار یا محل تحصیل و...هستید. و 10 دقیقه ای را در نظر بگیرید که در محل کار یا تحصیل خود ساکن نشسته اید!!!! آن 10 دقیقه اول که در حال حرکت هستید زمان کند تر از 10 دقیقه دوم است که در حالت سکون هستید!!!!!!!
خوب مثلا همین سرعت کم را به سرعت نور میل دهیم زمان هر لحظه برای ما کندتر و کندتر خواهد گذشت و وقتی به سرعت نور برسیم گذر زمان را احساس نخواهیم کرد!!!!!!!!
و اگر با سرعتی بیش از سرعت نور حرکت کنیم زمان حرکتب منفی خواهد داشت!!!!
این ها نتیجه هایی از نظریه های انیشتین بود!!!!!!!!!!


اما فرضیه های من::

نمی دونم که این فرضیه ای رو که می گم قبل از من کسی گفته بود یا نه!!!!!:wut:

حدودا 6 یا 7 ماه پیش سر کلاس فیزیک پیشدانشگاهی بحث از انیشتین شد و بعد از کلی بحث به یه فکر عمیق فرو رفتم که دیگه تو کلاس نبودم!!

فرضیه اول:خوب فرض کنیم با سرعتی بیشتر از سرعت نور (مثلا 5/1 یا 2 برابر سرعت نور)سوار سفینه ای از زمین دور شویم و در پشت سفیه یک تلسکوپ با بزرگنمایی بسیار زیاد (حالا بر حسب فاصله کانونی و قطر آینه و اینا) قرار دهیم هنگام حرکت خودمون رو از بالا ببینیم و حتی می تونیم سفینه خودمون رو ببینیم!!!!!!!

بعد از کمی فکر کردم با صدای معلممون از فکرهام بیرون اومدم ولی بعد از چند دقیقه دوباره به فکر عمیق (تخیل) فرورفتم که فرضیه دوم رو تشکیل دادم.

فرضیه دوم:خوب اگر ما دوباره سوار سفینه ای با سرعت حدودا 5/1 یا 2 برابر سرعت نور حرکت کنیم . پس از گذشت یه مسافت یا یک زمان معین با 4 یا 5 برابر سرعت نور به طرف زمین برگردیم می تونیم به گذشته بریم!!!!!!

خوب البته از نظر من فرضیه اول نسبت به فرضیه دوم یه واقعیت شبیه تره!!!!!!


کاش معلممون می گذاشت بقیه تفکرات اولم رو ادامه می دادم!

نظر شما چیه؟؟؟؟به نظرتون کدوم فرضیه واقعی تره؟؟؟
خلاصه هر کی هر نظری داره بذاره دیگه!!!:thumbsup:


ممنون:cool:

Hojjat Zafarkhah
11-02-2010, 10:58 PM
نظریه ها و مطالب فوق در مورد سفر به گذشته بوده اما در مورد سفر به آینده چطور؟
تا به حال بهش فکر نکردم ولی حالا که فکر می کنم باید اصولا برعکس عوامل سفر به گذشته رو اعمال کنبم یعنی سرعتمون رو یه سفر میل بدهیم!!!

که البته به نظر من اصلا عملی نیست: چرا؟؟؟؟

چون:
اولا:ما نمی توانیم سرعتمون رو به صفر میل دهیم چون حرکت وضعی و انتقالی زمین به دور خورشید ،یا حرکت خورشید به دور مرکز کهکشان راه شیری،و حرکت کهکشان راه شیری به دور کهکشان آندرومدا،و حرکت این دو کهکشان به سمت خوشه کهکشانی رو نمی تونیم در نظر بگیریم حالا برعکس این هم هستحرکت صفحات قاره ها،حرکت خون در رگ،حرکت سلول ها، که روی هم نمی تونیم نادیده بگیریم!!!!

تازه دوما:سفر به گذشته با استفاده از سرعت نور و خود نور می تونیم امچامش بدیم ولی اگر حرکتمون رو ثابت یا حتی صفر نگه داشته باشیم نمی تونیم نور هایی رو که از آینده به ما می رسه رو ببینیم!!!!
حتی اگه ببینیم شاید 1 ثانیه یا حتی کمتر از اون رو می تونیم ببینیم!!!!!!!:wut:

farhad
12-19-2010, 05:19 PM
انقلاب جدید در فیزیک
کشف شواهد وجود دنیاهای موازی با جهان ما
با کشف چهار الگوی دایره‌ای در تابش زمینه کیهانی دانشمندان حدس می‌زنند این الگوها مربوط به محل برخورد دیگر جهان‌های موازی با دنیای ما باشد. تایید یا رد این فرضیه در گرو اطلاعات فضاپیمای پلانک است.

به گزارش «خبر آنلاین»، در اوایل قرن بیستم، دانشمندان توانستند با خیره شدن به دوردست‌های عالم و مشاهده آنچه در حال وقوع است، نظریه‌ای برای نحوه شکل‌گیری جهان ارائه دهند. طبق این نظریه، همه چیز با یک انفجار بزرگ آغاز شد، انفجاری که بلافاصله با یک دوره کوتاه از انبساط فوق سریع که تورم خوانده می‌شود، همراه شد. شاید این سرآغاز همه چیز باشد، اما اخیرا گروهی از دانشمندان این فرضیه را مطرح کرده‌اند که شاید چیزی قبل از آن وجود داشته که شرایط اولیه را برای تولد جهان ما فراهم کرده است.

به گزارش نیوساینتیست، گروهی از محققان به رهبری استفان فینی در بررسی موضوع پیش مهبانگ، چهار الگوی دایره‌ای را در تابش زمینه کیهانی کشف کرده‌اند که وجود آنها از نظر آماری بسیار بعید است. دانشمندان تصور می‌کنند که اینها نشانه‌هایی از کوفتگی دنیای ما هستند که حاصل برخورد آن با دنیاهای دیگر است. اگر این حدس درست باشد، این یافته نخستین مدرکی است که وجود دنیاهای دیگری به غیر از دنیای ما (دنیاهای موازی) را ثابت می‌کند.

این ایده که دنیاهای دیگری در آن بیرون وجود دارد چیز تازه‌ای نیست. دانشمندان قبلا این فرضیه را مطرح کرده‌اند که شاید ما در شرایطی چند دنیایی زندگی می‌کنیم که از بی‌نهایت دنیا تشکیل شده است. مفهوم چنددنیایی ریشه در مفهوم تورم ابدی دارد. در این مفهوم، دوره تورمی که دنیای ما بلافاصله پس از مهبانگ آن را تجربه کرد، تنها یکی از بی‌شمار دوره‌های تورمی است که در قسمت‌های مختلف فضا اتفاق می‌افتد و هنوز هم ادامه دارد. هم‌زمان با توقف تورم در بخشی از فضا، بخش دیگری از آن شاهد تورم خواهد بود. در این حالت دنیاهای جدید به طور پیوسته در یک گستره وسیع و رو به رشد فضا-زمان به وجود می‌آیند؛ همان‌طور که یک حباب پس از تولید شدن به سرعت فضای اطراف خود را با خصوصیات فیزیکی‌اش پر می‌کند. تورم ابدی همان‌گونه که از نام آن نیز بر می‌آید، بی‌نهایت بار اتفاق می‌افتد و بی‌نهایت دنیا را به وجود می‌آورد که منجر به خلق چنددنیایی می‌شود.

این دنیاهای بی‌نهایت گاهی اوقات دنیاهای حبابی نامیده می‌شوند، ولو این‌که شکل نامنظمی داشته باشند. دنیاهای حبابی می‌توانند به اطراف حرکت کنند و گه‌گاه با سایر دنیاهای حبابی برخورد می‌کنند. اگر دنیای ما با یک دنیای حبابی دیگر برخورد کند، این تصادف انفجارهای عظیمی از انرژی به دنبال خواهد داشت. اگر این برخورد قبل از اتمام تورم دنیای ما رخ داده باشد، ممکن است از خود ردی به جای گذاشته باشد که تا امروز نیز قابل ردیابی باشد. این همان چیزی است که فینی و همکارانش کشف کرده‌اند.

موقعیت 4 الگوی دایره ای کشف شده در نقشه آسمان

آن‌طور که فینی و همکارانش در مقاله‌شان توضیح می‌دهند، چنین برخوردی دوام تورم را در ناحیه برخورد تغییر می‌دهد که باعث ایجاد ناهمسانی‌هایی در کیهان‌شناسی داخل حباب می‌شود که در تابش زمینه کیهانی خود را نشان می‌دهد. اگر تورم بیش از مقدار معمول طول بکشد، چگالی ماده در ناحیه برخورد کمتر از نواحی اطراف خواهد بود. این مساله خود را به شکل نقطه‌ای سرد در تابش زمینه کیهانی نشان می‌دهد. به طور عکس، دوره کوتاه‌تری از تورم منجر به ایجاد یک نقطه گرم در این تابش می‌شود. این دانشمندان با استفاده از الگوریتمی که به دنبال برخوردهای حبابی با مشخصات خاصی در تابش زمینه کیهانی می‌گشت، توانستند چهار الگوی دایره‌ای را کشف کنند.

با این وجود، این محققان تایید می‌کنند که یافتن طیف وسیعی از مشخصات غیرمحتمل آماری در یک مجموعه داده بزرگ مانند تابش زمینه کیهانی کار ساده‌ای است. در نتیجه برای تایید این ادعا، تحقیقات بیشتری لازم است. موضوعی که با استفاده از داده‌های ماهواره پلانک که تفکیک‌پذیری آن سه برابر بهتر از ماهواره دبلیومپ ناسا -که نقشه فعلی تابش زمینه کیهانی توسط آن تهیه شده- است، در کوتاه مدت قابل دستیابی است. اگر داده‌های آتی وجود یک برخورد حبابی را تایید کنند، باعث تقویت نظریه‌های دیگر مانند نظریه ریسمان می‌شود که مستلزم وجود تعداد بی‌شماری دنیا با مشخصات متفاوت هستند. چنین کشفی منجر به ایجاد یک بینش عمیق نه فقط نسبت به دنیای خودمان، بلکه نسبت به تمام دنیاهای چندگانه ماورای آن خواهد شد.

-----------------------
منبع فارسی خبر ([Only Registered And Activated Users Can See Links]) : khabaronline.ir
نقل قول : تابناک ([Only Registered And Activated Users Can See Links]) - آفتاب ([Only Registered And Activated Users Can See Links])

iooi
12-19-2010, 05:27 PM
بهتر بود لینک خود مطلب رو می ذاشتید ها : من این کار رو براتون می کنم

[Only Registered And Activated Users Can See Links]

iooi
12-19-2010, 05:35 PM
البته من یه احتمال دیگه هم می دم در این مورد و اونم اینه که این برخورد ها اگر وجود داشته باشن باید بعضی چیزای دیگه رو هم تغییر بدن، مثل پلاریته ی فوتون های cmb تو اون ناحیه ! حالا اینکه اینو چطور می خوان اندازه گیری کنن نمی دونم واقعا ! احتمالا بشه از روی تغییرات میدان تورمی به شبیه سازی این برخورد ها دست زد !

rezash
12-19-2010, 06:34 PM
من همیشه به این فکر میکنم اگه این نظریه که دنیای ما به مانند حبابی شناور در اقیانوسی از حبابها قرار داشته باشه فضایی که این حبابها در اون قرار گرفتند چه ماهیتی داره ایا اون هم میتونه حبابی بزرگتر حاوی حبابهای کوچک و شناور در اقیانوسی از حبابهای مانند خودش باشه؟
ایا این پازل تودر تو و عجیب بی نهایت ادامه داره؟این عظمت و بزرگی برای چیه؟
امیدوارم عمرم اینقدر کفاف بده که انسان بتونه حداقل کمی از این پازل رو حل کنه و ما اونو درک کنیم.

iooi
12-19-2010, 06:39 PM
صد البته کیهانشناسی خیلی حرفا برا گرفتن و خیلی چیزا برا کشف کردن داره اما تو این مقاله هم گفته نشده که ما یه حباب از اقیانوسی از حباب ها هستیم، بحث چند تا و فقط چند تا دنیاست و فقط احتمال می دن که اگر دنیا های موازی دنیای ما وجود داشته باشن و سرعت تورم اونها بیشتر از سرعت دور شدنشون در خلا باشه اونوقت ممکنه به هم برخورد کنن و اثراتی رو هم داشته باشن ! در کل مدل استاندارد بیگ بنگ و بعدش مدل تورمی وجود دنیای دیگه ای رو پیش بینی نکرده و نمی کنه ! این فقط یه احتماله که ممنکنه خود این نظریه های رو زیر سوال ببره !

rezash
12-19-2010, 07:32 PM
با سلام خدمت دوست عزیز.
من هم میدونم این یک نظریه است ولی شواهدی هم برای اثباتش نه چندان زیاد وجود داره.
ولی در هر صورت سالهاست که همین دنیا انسانها رو به شگفتی وا داشته.میخواد این دنیا حبابها باشه یا پوسته ها. دنیای هولو گرافیک باشه یا یک برنامه ی رایانه ای.
و تا اونجا که من تو این مقاله دیدم نوشته شده:ما در شرایط چند دنیایی زندگی میکنیم که از بینهایت دنیا تشکیل شده است.مفهوم چند دنیایی ریشه در تورم ابدی دارد.
در این اینجا نیز از بینهایت دنیا که هر یک در جایی به ناگهان متورم میشوند صحبت میشه وامکان داره بعضی از انها با هم برخورد کنند.
دقت کنید.

iooi
12-19-2010, 09:07 PM
منظور من مقاله ی اصلی بود که نگفته دنیا های بینهایتی وجود دارند ! به هر حل کل کل که نیست منم دوس ندارم همچین بشه فقط من باب اینکه واقعیت بیان بشه گفتم !

rezash
12-19-2010, 09:34 PM
ممنون
در این زمینه اینقدر نظریه وجود داره که ادم گیج میشه به هر حال فعلا هیچ کدوم قطعی نیست.
من فقط همین که بهشون فکر کنم برام عجیب و سرگرم کنندست.

Hooman
01-03-2011, 10:35 PM
این نظریه ی جهان موازی پایه اش از کوانتوم گرفته میشه و حتی فیلم هم براش ساختن .نمیدونم شما فیلم جت لی رو دیدن که 2 تا جتلی وجود داره؟

169
01-03-2011, 10:37 PM
منظورت قلمرو ممنوع اس؟! با جکی بازی کردن!؟

به نظرم یه چیزایی تو دنیا هست که دیر با زود همه بهش میرسند! ما انسان ها هم میتونیم برسیم!!!

sky_way_007
01-04-2011, 03:44 AM
منظورت قلمرو ممنوع اس؟! با جکی بازی کردن!؟

به نظرم یه چیزایی تو دنیا هست که دیر با زود همه بهش میرسند! ما انسان ها هم میتونیم برسیم!!!

نه داداش اسمش یکه تازه که 13،14تا جتلی توشه، در مورد دنیاهای موازیه
قلمرو ممنوعه درباره ی اکسیر حیاته
هر دوتاشونم درباره جاودانه شدنه (آرزوی دیرین بشریت)
درسته که بشر با تخیلشه که به علم می رسه ولی به نظر من اگه به اندازه ی همین تخیلش دانش داشت الان خیلی از سوالات مطرح شده تو این سایت جواب قطعی داشتن.......

rezash
01-04-2011, 04:16 PM
اسم فیلم به انگلیسی"the one " میباشد که فکر کنم معنیش میشه "بی همتا".
و جت لی قدرت خیلی زیادی داره واخرش با همزادش میجنگه و نابودش میکنه وبعد میره اون دنیا.
خدا بیا مرزدش.
در کل تفکر در مورد جهانهای موازی تخیل خیلی خیلی قوی ای میخواد چون خیلی دنیای عجیبیه.
در مجله دانستنیها شماره اخیرش در این مورد مقالاتی داره ودر قسمتی عنوان میکنه داستانهایی مثل پینوکیو و نظیر این داستانهای تخیلی در این دنیاها واقعا رخ داده.
در هر صورت خیلی سخته ادم بپذیره پینوکیویی از چوب بسازی و یهو بعدش انسان شه.

169
01-04-2011, 06:06 PM
فکر کنم اون فیلم یکه تاز رو دیده باشم ولی دقیقا یادم نمیاد!:rambo:
امیدوارم شواهد جدیدی بر این نظریه ی جهان های موازی پیدا بشه!!! خوبه که انسان راه درستی رو انتخاب کرده و داره جلو میره!

jafarpour
01-25-2011, 07:13 PM
منم مطلبی راجع به سفردرزمان پیداکردم که به نظرم جالب اومدوبااجازه صاحبان این علم دراینجا اوردم
مقدمه
یکی از جالبترین افکار بشر ، ایده جابجایی در بعد زمان است. البته اگر از یک بعد دیگر به قضیه نگاه کنیم همه ما مسافر زمان هستیم. همین الان که شما این را می‌خوانید، زمان در حول و حوش و به پیش می‌رود و آینده به حال و حال به گذشته تبدیل می‌شود. نشانه‌اش هم رشد موجودات است. ما بزرگ می‌شویم و می‌میریم. پس زمان در جریان است. آلبرت انیشتین با ارائه نظریه نسبیت خاص نشان داد که این کار از نظر تئوری شدنی است. بر طبق این نظریه اگر شیئ به سرعت نور نزدیک شود گذشت زمان برایش آهسته‌تر صورت می‌گیرد. بنابراین اگر بشود با سرعت بیش از سرعت نور حرکت کرد، زمان به عقب برمی‌گردد. مانع اصلی این است که اگر جسمی به سرعت نور نزدیک شود جرم نسبی آن به بینهایت میل می‌کند؛ لذا نمی‌شود شتابی بیش از سرعت نور پیدا کرد. اما شاید یک روز این مشکل هم حل شود. برخلاف نویسنده‌ها و خیال پردازها که فکر می‌کنند سفر در زمان باید با یک ماشین انجام شود، دانشمندان بر این عقیده هستند که اینکار به کمک یک پدیده طبیعی صورت می‌گیرد. در این خصوص سه پدیده مد نظر است: سیاهچاله‌های دوار ، کرمچاله‌ها و ریسمانهای کیهانی.





سیاهچاله ماشینی برای سفر به زمان
سیاهچاله‌ها اگر یک ستاره چند برابر خورشید باشد و همه سوختش را بسوزاند، از آنجا که یک نیروی جاذبه قوی دارد لذا جرم خودش در خودش فشرده می‌شود و یک حفره سیاه رنگ مثل یک قیف درست می‌کند که نیروی جاذبه فوق العاده زیادی دارد طوری که حتی نور هم نمی‌تواند از آن فرار کند. اما این حفره‌ها بر دو نوع هستد. یک نوعشان نمی‌چرخند لذا انتهای قیف یک نقطه است. در آنجا هر جسمی که به حفره مکش شده باشه نابود می‌شود. اما یک نوع دیگر سیاهچاله نوعی است که در حال دوران است و برای همین ته قیف یک قاعده داره که به شکل حلقه است. مثل یک قیف واقعی است که ته آن باز است. همین نوع سیاهچاله است که می تواند سکوی پرتاب به آینده یا گذشته باشد. انتهای قیف به یک قیف دیگر به اسم سفیدچاله می‌رسد که درست عکس آن عمل می‌کند. یعنی هر جسمی را به شدت به بیرون پرتاب می‌کند. از همین جاست که می‌توانیم پا به زمانها و جهانهای دیگر بگذاریم.
کرم چاله ماشینی برای سفر به زمان
کرم چاله: یک سکوی دیگر گذر از زمان است که می‌تواند در عرض چند ساعت ما را چندین سال نوری جابجا کند. فرض کنید دو نفر دو طرف یک ملافه رو گرفته‌اند و می‌کشند. اگر یک توپ تنیس بر روی ملافه قرار دهیم یک انحنا در سطح ملافه به سمت توپ ایجاد می‌شود. اگر یک تیله به روی این ملافه قرار دهیم به سمت چاله‌ای که آن توپ ایجاد کرده است می‌رود. این نظر انیشتین است که کرات آسمانی در فضا و زمان انحنا ایجاد می‌کنند؛ درست مثل همان توپ روی ملافه. حالا اگر فرض کنیم فضا به صورت یک لایه دوبعدی روی یک محور تا شده باشد و بین نیمه بالا و پایین آن خالی باشد و دو جرم هم اندازه در قسمت بالا و پایین مقابل هم قرار گیرند، آن وقت حفره ای که هر دو ایجاد می کنند می تواند به همدیگر رسیده و ایجاد یک تونل کند. مثل این که یک میانبر در زمان و مکان ایجاد شده باشد. به این تونل می‌گویند کرم چاله. این امید است که یک کهکشانی که ظاهرا میلیونها سال نوری دور از ماست، از راه یک همچین تونلی بیش از چند هزار کیلومتر دور از ما نباشد. در اصل می‌شود گفت کرمچاله تونل ارتباطی بین یک سیاهچاله و یک سفیدچاله است و می‌تواند بین جهانهای موازی ارتباط برقرار کند و در نتیجه به همان ترتیب می‌تواند ما را در زمان جابجا کند.





ریسمان های کیهانی ماشینی برای گذر به زمان
آخرین راه سفر در زمان ریسمانهای کیهانی است. طبق این نظریه یک سری رشته هایی به ضخامت یک اتم در فضا وجود دارند که کل جهان را پوشش می‌دهند و تحت فشار خیلی زیادی هستند. اینها هم یک نیروی جاذبه خیلی قوی دارند که هر جسمی را سرعت می‌دهند و چون مرزهای فضا - زمان را مغشوش می‌کند، لذا می‌شود از آنها برای گذر از زمان استفاده کرد.
نقدی برای بررسی سفر به زمان
چند اشکال در این کار است، اول اینکه اصلا نفس تئوری سفر در زمان یک پارادوکس است. پارادوکس یا محال نما یعنی چیزی که نقض کننده (نقیض) خودش در درونش است. یک مثال دیگر این است که اگر من در زمان به عقب برگردم، به تاریخی که هنوز بدنیا نیامده بودم، پس چطور می‌توانم آنجا باشم. یا مثلا اگر برگردم و پدربزرگ خودم را بکشم پس من چطور بوجود آمده‌ام؟ یک راه حلی که برای این مشکل پیدا شده است، نظریه جهانهای موازی است. طبق این نظریه امکان دارد چندین جهان وجود داشته باشد که مشابه جهان ماست، اما ترتیب وقایع در آنها فرق می‌کند. پس وقتی که به عقب بر می‌گردیم در یک جهان دیگر وجود داریم نه در جهانی که در آن هستیم. طبق این نظریه بینهایت جهان موازی وجود دارد و ما هر دست کاری که در گذشته انجام بدهیم یک جهان جدید پدید می‌آید.

Milad.n
02-01-2011, 12:22 AM
با سلام خدمت دوستان
مشخصه که دوستان علاقه س زیادی به نسبیت دارند.من فقط به یه نکته اشاره کنم که طبق تبدیلات لورنتس دسترسی به سرعت های بیشتر از سرعت نور غیر ممکنه.ما حتی اگه به سرعت نور هم برسیم دیگه ماهیت خودمون رو از دست میدیم.طبق اصل نسبیت سرعت نور در تمام دستگاه های لخت بدون تغییر و برابر c است.یعنی اگه شما با سرعت c/2 در حرکت باشید باز هم سرعت نور رو c اندازه می گیرید.پس امکان نداره که بتونید خودتون رو ببینید.چون نور بازتابیده شده از شما باز هم با سرعت c از کنار شما عبور می کند !!!!

jafarpour
02-02-2011, 10:22 PM
سلام اقامیلاد.اگرنشه بیشترازسرعت نور رفت پس چطورمیشه که به وسیله سیاه چاله وسفیدچاله که باهم1طونل ارتباطی میسازن مسافت طولانی رابازمان فوق العاده کم سیرکرد{یابوسیله کرم چاله}

saturn
02-03-2011, 11:47 PM
سلام من فکر کنم نظریه ی سفر در زمان بوسیله ی سياه چاله توسط هاوکینگ نغز شد (آخر کتاب جهان در پوست گردو)

Milad.n
02-05-2011, 12:17 AM
با سلام
از تاخیر پاسخ معذرت می خوام.
ما معتقدیم که نمی شه با سرعتی بیش از سرعت نور حرکت کرد اما راجع به رسیدن به سرعت نور چیزی نمی گیم.یعنی شاید بشه با سرعت نور حرکت کرد.اگه با سرعت نور حرکت کنیم زمان برای ما صفر می شه و گذر زمان بی معنی میشه.البته تمام جرم ما به انرژی تبدیل می شه.پس طبق فرضیه های کرم چاله میشه بدون گذر زمان از جایی به جای دیگه رفت.این فرضیه هنوز نقض نشده

Milad.n
02-05-2011, 02:26 PM
عرض سلام دارم خدمت همه ی دوستان
ابتدای بحث خیلی عالی بود اما کم کم به یک تاپیک سینمایی تبدیل شد.البته اونم به جای خودش خوب بود.من که اسم چند فیلم مرتبط یاد گرفتم!!
اگر رفرنس نظریه ی بیگ بنگ رو مطالعه کرده باشید حتما به یاد دارید که جهان اولیه ی ما 10 بعدی بوده که در انفجار بزرگ 4 بعد آن(3 بعد فضا و 1 بعد زمان) از آن جدا شده.دقت داشته باشید که ده بعدی بودن دنیا از محاسبات تحلیل تانسوری بیگ بنگ به دست آمده و منشا فرضیه ای ندارد.بعد از این محاسبات بود که تحقیقات بر روی جهان های موازی شکل گرفت.تا جایی که من اطلاع دارم سفر به این ابعاد گمشده بدون خروج از بعد زمان میسر نیست و خروج از زمان هم در گروی رسیدن به سرعت رویایی ی نور است که در تاپیک سفر در زمان بیشتر در مورد اون بحث شده

gandom
02-05-2011, 05:23 PM
من یادم میاد یه مستندی داشتم می دیدم ولی توی واقعی بودنش شک دارم:
طبق نظریه ی نسبیت خاص(؟) انیشتین اگه فردی بره درون یه سیاهچاله و برگرده به زمانی که حداقل نطفه اش وجود داشته می تونه دوباره برگرده ولی اگه برگرده به زمانی که هیچ اثری از اون نبوده نمی تونه به زمان حال برگرده. و این مستند در مورد سفر در زمان بود.

Milad.n
02-05-2011, 08:55 PM
شما باید ببینید که این مستند تحت نظر چه کسی ساخته شده متاسفانه جدیدا مستند های تجاری زیادی ساخته میشه که صحت علمی نداره.نکته ی اصلی مستندی که شما دیدین اینه که بازگشت به گذشته فقط در صورتی امکان داره که پاهامون رو از گلیممون دراز تر کنیم و از سرعت نور فراتر بریم !!! که این هم خلاف مخروط نوریه

jafarpour
02-05-2011, 11:45 PM
خواهش میکنم اقامیلاد منظورم این که اگربتونیم باسرعت نورحرکت کنیم بازنمیتونیم نیازمون به سفرهای طولانی مان برطرف بشه بتازه کرم چاله یاسیاه چاله ها چه جوری دونقطه ی دوررابهم نزدیک میکنه.
باتشکر

Milad.n
02-06-2011, 02:09 AM
من دقیق متوجه منظورتون نشدم.
وقتی به سرعت نور رسیدیم زمان صفر میشه و وقتی زمان صفر شد یعنی بدون گذر زمان از یه جایی به جای دیگه رفتیم.هر قسمتی که ملموس نیست بفرمایید تا کامل ترش کنم

Hojjat Zafarkhah
02-06-2011, 01:10 PM
با اجازه دوستان منم يه اظهار نظري بكنم!!!!

اگه با اين علمي كه الان در دست داريم حساب كنيم حرف آقا ميلاد درسته يعني"اگه با سرعت نور حركت كنيم زمان صفر ميشه و سرعتي بيشتر از سرعت نور نمي شه رفت "!!!!!


اما نظريه فوق نسبيه!!!!!


يعني اينكه علم ما هنوز كامل نيست و فقط ميتونيم در مورد سفر در زمان بصورت تخيل نگاه كنيم!!!!

و وقتي سير تصاعدي و تكاملي علم به اونجايي رسيد كه توان سفر با سرعتي بيش از سرعت نور رو داشتيم اون وقت ديگه نظريه فوق براي ما يه نوع نظريه خنده آوري خواهد شد!!!!!



يعني (در آينده اي دور يا نزديك) مي شه با سرعتي بيشتر از سرعت نور حركت كرد و سفر در زمان را تحقق بخشيد!!!!!!!!


فقط تلاش و زمان نياز است!!!!!

Milad.n
02-07-2011, 11:06 PM
من هم تا حدی به اینکه شاید بشه از سرعت نور فراتر رفت تو ذهن خودم اعتقاد دارم ولی نمی تونم بیان کنم چون تا نتونم با منطق ریاضی بیان کنم کسی از من نمی پذیره.منطق ریاضی تا سرعت نور رو توجیه می کنه اما بعد از اون دیگه نه.البته تا الان به 60% سرعت نور رسیدن

mh.noori
02-08-2011, 09:30 AM
من هم تا حدی به اینکه شاید بشه از سرعت نور فراتر رفت تو ذهن خودم اعتقاد دارم ولی نمی تونم بیان کنم چون تا نتونم با منطق ریاضی بیان کنم کسی از من نمی پذیره.منطق ریاضی تا سرعت نور رو توجیه می کنه اما بعد از اون دیگه نه.البته تا الان به 60% سرعت نور رسیدن


اگر ممکنه بیشتر توضیح بدین .

Milad.n
02-08-2011, 12:23 PM
ببینید دوستان یک شخصیت علمی باید برای بیان هر مطلبی با زبان علم و منطق صحبت کنه.شاید دانشمندان گذشته خیای از مباحث علم امروز رو حدس می زدند و در ذهن خود حلاجی می کردن اما تا وقتی که با زبان علم بیان نمی شد کسی ازشون نمی پذیرفت.منظور من هم همینه.ما هرچی بخواهیم بگیم(مثلا بگیم که میشه از سرعت نور فراتر رفت یا خارج از کیهان ما جهانی دیگر وجود دارد) باید با زبان علمی بیان کنیم.هیچ نمیپذیرفت که امکان این وجود دارد که طول یک خط کش 10 سانتی رو که دو نفر اندازه بگیرند و هر کدوم یه عددی بدست بیارن اما انیشتین با تبدیلات لورنتس نشون داد که امکان پذیره

jafarpour
02-09-2011, 11:30 PM
تشکرازهمه ی دوستان که نظراتشون دادن
به نظرمن موضوع<<زمان صفردرسرعت نور>>نیازبه تعریف ذرست زمان رادارد.به نظرمن زمان یعنی درجابجایی بین دومکان واحدی صرف میشودبه اسم زمان.حالااگرباسرعت نورحرکت کنیم فاصله ی300000کیلومتری را1ثانیه میریم اگرزمان اینجوری تعریف کنیم درسرعت نورباززمان صفرنمیشود.
اگردوستان من تعریفی اززمان دارن لطفا بگن
باتشکر

Astronomer
02-09-2011, 11:45 PM
سلام!
اين چندمين تاپيكي است كه با مفهوم زمان مشكل دارد نمي دانم!!!

خوب همونطور كه در تاپيك هاي ديگه اي هم گفتيم واقعا چيزي به نام زمان و حتي چيزي به نام فضا وجود ندارد و اين نياز انسان براي درك و تحليل امور غير دهني است!

ببينيد، انسان نمي تواند چيزي درمورد زمان بگويد چون واقعا وجود ندارد!
چون چيزي نبود كه وجود داشته باشد و انسان اون رو كشف كنه بلكه براي حل يكسري محسوسات به اون نياز داشت و با توهم خود آن را ساخت!!!

jafarpour
02-09-2011, 11:58 PM
سلام.
پس اگرزمان وجودنداره پس چه جوری گفتن بعدچهارم به اسم زمان است.
باتشکرید

Astronomer
02-10-2011, 12:25 AM
سلام.
پس اگرزمان وجودنداره پس چه جوری گفتن بعدچهارم به اسم زمان است.
باتشکرید
خوب دوست عزيز! من گفتم ما در 3بعد فضا هم مشكل داريم، فضا هم يك مفهوم موهومي است و براي نياز ذهن ما در درك امور غير ذهني وهم شده! چه برسه به 4بعد!!!

فلاسفه ميگن ذهن انسان محدوده و براي درك يك پديده اگر ذهني باشد بايد 12 مؤلفه در آن اعمال شود تا در ذهن بگنجد و بتوان آن را درك كرد و تحليلي ارائه داد! اگر هم غير ذهني باشد، به 2چيز: فضا و زمان!!!

بحث در اين باره زياده و بهتره با اين پايه اي كه فلاسفه چيدن تا فيزيك روي اون به اوج برسه رو فعلا رها كنيم و به فيزيك بپردازيم!!!

فقط يك چيز بگم و تمام،اگر تونستيد تعريفي صحيح از فضا، زمان، جرم و... ارائه بديد ما رو هم خبر كنيد چون همش يه سري صفتند كه نسبت داده شده خودشون هم نمي دونن چرا اينا هست؟ الآن فيزيكدان ها در سرن بدنبال ذره بنيادي هيگز اند، ذره اي كه جرم داشتن يك ذره از اون ناشي ميشه!!! كلا بيخيال!!!

Milad.n
02-10-2011, 12:43 AM
خوب من هم راجع به زمان این رو بگم که همون طور که دوستمون گفتن زمان یه مختصه ایه که ما برای تعریف پدیده های اطراف به اون نیاز داریم.شناخت ما از زمان به نسبت کمتر از مکانه یعنی ما مکان رو بهتر از زمان شناختیم و درک خواص زمان برامون سخت تره.در حدی که ما نیاز به مفهوم زمان داریم همین بس که به عنوان یک متغیر برای توصیف رویداد های جهان به اون نیاز داریم و این متغیر مستقل بودن ابعاد مکان رو به هم زده.
حالا فقط باید بتونیم تبدیلات لورنتس رو درک کنیم.من نمی دونم سطح تحصیلات دوستان چقدره اما اگه لازمه بگید تا من راجع به تبدیلات لورنتس بیشتر توضیح بدم

na3r
02-12-2011, 06:43 PM
[Only Registered And Activated Users Can See Links]

[Only Registered And Activated Users Can See Links]

شاگرد:
- به هیچ وجه باورم نمی شه که تا ساعاتی بعد، کوششهای شما برای سفر در زمان به نتیجه می رسه. واقعا که شاهکار بی نظیریه.
دانشمند:
- دقیقا همینطوره. خودت شاهد بودی که سالها روی این پروژه کار کردم. هرچند که بخاطر مخفی بودن اون، از خیلی کمکها محروم شدم. ولی به هرحال آنرا به انجام رساندم.
- با اینکه تنها کسی بودم که در جریان جزء به جزء کارهاتون قرار داشتم، ولی هنوز هم به لحاظ تئوریک نمی دونم اون رو درک کنم. کاری ندارم به اینکه ماشین زمان شما چطوری کار می کنه … (و لبخندی می زنه و ادامه می ده) هرچند که می دونم اگه ازتون بپرسم هم تا لحظۀ آزمایش، جوابی نمی گیرم. با اینحال هنوز هم دوست دارم پارادوکسهای سفر در زمان برام حل بشه.
- می دونی پسرم. مشکل تو اینه که درک فلسفی ت از قضیه ضعیفه. موضوع زمان - در حال حاضر - بیشتر از اونی که به لحاظ تجربی و محاسباتی قابل درک باشه، یک مفهوم فلسفی و ماوراء طبیعه محسوب می شه. به همین جهت هم توضیح فرآیندی که رخ می ده، حتی برای من هم مشکله. از طرفی بخاطر الکن بودن زبان - در بیان حقیقت - اونچه که بیان می کنم نیز پر از اشکال و کاستی هست. موضوع، مشابه انسانهای ماقبلی است که وقتی سفاین فضایی بر آنها وارد می شدن، ناچار بودن از واژه هایی که در دسترسشون بود استفاده کنن. اونها ارابۀ خدایان رو می دیدن که با اسبهای آتشین حمل می شدن و هنگام عصبانیت صاعقه پرتاب می کردن...

برای خواندن ادامه داستان می تونین PDF زیر ([Only Registered And Activated Users Can See Links]) رو دانلود کنین...
[Only Registered And Activated Users Can See Links] -

---------
خوندن این داستان رو به همه ی علاقمندان این تاپیک پیشنهاد می کنم.

parisa
02-13-2011, 10:04 AM
ممنون ،خيلي مقاله ي جالبي بود كه كلي آدم رو به فكر فرو مي برد
ميشه اسم اين دانشمند رو اگه وجود خارجي داره بفرماييد؟؟؟؟؟؟؟؟

na3r
02-13-2011, 06:55 PM
ممنون ،خيلي مقاله ي جالبي بود كه كلي آدم رو به فكر فرو مي برد
ميشه اسم اين دانشمند رو اگه وجود خارجي داره بفرماييد؟؟؟؟؟؟؟؟
تا جایی که من اطلاع دارم، داستان و دو شخصیت شاگرد و استاد کاملا ذهنی بوده و وجود خارجی ندارند.

jafarpour
02-14-2011, 10:17 PM
خوب من هم راجع به زمان این رو بگم که همون طور که دوستمون گفتن زمان یه مختصه ایه که ما برای تعریف پدیده های اطراف به اون نیاز داریم.شناخت ما از زمان به نسبت کمتر از مکانه یعنی ما مکان رو بهتر از زمان شناختیم و درک خواص زمان برامون سخت تره.در حدی که ما نیاز به مفهوم زمان داریم همین بس که به عنوان یک متغیر برای توصیف رویداد های جهان به اون نیاز داریم و این متغیر مستقل بودن ابعاد مکان رو به هم زده.
حالا فقط باید بتونیم تبدیلات لورنتس رو درک کنیم.من نمی دونم سطح تحصیلات دوستان چقدره اما اگه لازمه بگید تا من راجع به تبدیلات لورنتس بیشتر توضیح بدم

لطفا این تبدیلات رابگین
باتشکر

Milad.n
02-17-2011, 02:32 AM
تبدیلات لورنتس به طور کلی ارتباط دهنده ی کمیات مکان و زمان به سرعت است
یعنی این تبدیلات اختلاف در مقدار اندازه گیری شده ی کمیت های مکان و زمان که ناشی از داشتن سرعت است را بیان می دارد.که روابط آن به شکل زیر است:
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
Cسرعت نور ، V سرعت ناظر دوم از دید ناظر ساکن اول،tزمان برای ناظر اول،'tزمان برای ناظر دوم،xمکان ناظر اول ، 'x مکان ناظر دوم

البته چند رابطه ی فرعی نیز وجود دارد اما می توان گفت این دو رابطه سرآغاز روابط نسبیتی است.

با کمی دقت در این فرمول ها می توان به این نتیجه ی مهم پی برد که در سرعت های بسیار پائین و نزدیک به صفر این فرمول ها به روابط کلاسیکی متناظر تبدیل می شود که گواه خوبی برای صحت این روابط نیز هست.

rasool karimi
07-05-2011, 05:19 PM
از نظر من سفر در زمان مردود است .
درسته که با نزدیک شده به سرعت نور زمان کند می شود اما شکستن بعد زمان امکان پذیر نیست .
فرضیه ای جدیدا در دو مرکز سویس و امریکا به طور هم زمان در حال انجام است که ببینند می توانند توسک مارپیچ چاله ها در بعد زمان تغییر ایجاد کنند ؟ قابل توجه دوستان بنده تضمین می کنم که این طرح محکوم به شکست است .

rasool karimi
07-09-2011, 06:18 PM
برای درک بهتر مفهوم جهان های موازی باید نظریه تار و ابر ریسمان را با گوانتم ترکیب کنید آن وقت خیلی چیزها روشن می شود .
دوستان در مورد جهان های موازی تصوری شبیه به شنا ور بودن حبابهایی در اقیانوس را داشتند اما اگر واقعیت را بخواید جهان های موازی شبیه به لایه هاای نازک است .

rasool karimi
07-09-2011, 06:23 PM
عرض سلام دارم خدمت همه ی دوستان
ابتدای بحث خیلی عالی بود اما کم کم به یک تاپیک سینمایی تبدیل شد.البته اونم به جای خودش خوب بود.من که اسم چند فیلم مرتبط یاد گرفتم!!
اگر رفرنس نظریه ی بیگ بنگ رو مطالعه کرده باشید حتما به یاد دارید که جهان اولیه ی ما 10 بعدی بوده که در انفجار بزرگ 4 بعد آن(3 بعد فضا و 1 بعد زمان) از آن جدا شده.دقت داشته باشید که ده بعدی بودن دنیا از محاسبات تحلیل تانسوری بیگ بنگ به دست آمده و منشا فرضیه ای ندارد.بعد از این محاسبات بود که تحقیقات بر روی جهان های موازی شکل گرفت.تا جایی که من اطلاع دارم سفر به این ابعاد گمشده بدون خروج از بعد زمان میسر نیست و خروج از زمان هم در گروی رسیدن به سرعت رویایی ی نور است که در تاپیک سفر در زمان بیشتر در مورد اون بحث شده

در مورد ابعاد فضا مطالعات جدید نشان داده که 11 بعد مکان و یک بعد زمان وجود دارد .
جالب اینجاست که بدانید بعد زمان غیر قابل تغییر و بعد های مکان قابل تغییر هستند پس می توان نتیجه گرفت که جهانهای موازی می تواند به یکدیگر ارتباط داشته باشند .
ضمنا ابعاد مکانی در هر جهان موازی با جهان های دیگر متفاوت است به همین دلیل وجود آنها تقریبا مخفی است .

galaxy 1996
07-09-2011, 08:00 PM
دوستان همه به بنده توجه کنید.[Only Registered And Activated Users Can See Links]
سلام.
کسی فیلم بمان رو دیده دیده؟
به انگلیسی میشه stay.[Only Registered And Activated Users Can See Links]
هرکی دیده بگه.
مرسی از توجهتون.[Only Registered And Activated Users Can See Links]

rezash
08-10-2011, 12:08 PM
آخرین تحقیقات درباره سفر در زمان/ واقعیتهای ماشین زمان از دیدگاه فیزیک


سفر در زمان به عنوان یکی از مهیج ترین موضوعات مورد توجه ذهن انسان معاصر بیش از یک سده است که از یک طرف از سوی نویسندگان داستانهای علمی تخیلی و فیلمسازان و از طرف دیگر از سوی فیزیکدانان مورد بررسی قرار گرفته است. به گزارش خبرنگار مهر، سفر در زمان بی شک یکی از اساسی ترین گنجینه های علمی تخیلی است. در سال 1895 "اچ. جی. ولز" با رمان معروف "ماشین زمان" مفاهیم علمی جدیدی را بنیان نهاد که در طول بیش از یک قرن به مهمترین دغدغه ذهنی انسان تبدیل شده است.
خارج از داستانهای علمی تخیلی، بسیاری از دانشمندان نیز در سده اخیر به دنبال نظریه هایی در تائید امکان و یا حتی انجام این سفر مهیج بوده اند.
در این میان نظریه نسبیت عمومی انیشتین بیش از همه حائز اهمیت است. در حقیقت خاصیت نور در نسبیت عمومی، نسبیت خاص، جاذبه عمومی و مکانیک کوانتوم این فکر را ایجاد می کند که شاید سفر در زمان ممکن باشد.
هرچند نتایج این نظریه ها تاکنون برای کسی یا چیزی امکان عقب و جلو رفتن در زمان را فراهم نکرده اما به نویسندگان جدید اجازه داده است که با پایه های "علمی تری" در آثار خود به بررسی این مقوله بپردازند.
سفر در زمان چیست
سفر در زمان، جابجایی فرضی در دوره های مختلف زمانی به سمت گذشته و یا آینده است. تا به امروز، بعضی از نظریه های علمی، سفر در زمان را امکانپذیر می دانند اما تنها در شرایط سختی که هنوز با فناوریهای کنونی دستیابی به آنها غیرممکن است.

نظریه نسبیت خاص که انیشتین در 1950 ارائه کرد پدیده انبساط زمان را در بوته آزمایش می گذارد و به خصوص نشان می دهد ناظرانی که با سرعت نزدیک به سرعت نور (299792.458 کیلومتر بر ثانیه) جابجا می شوند می توانند انبساط زمان را درک کنند.

به نظر می رسد این پدیده که تاکنون توسط آزمایشات متعددی بررسی شده است بتواند در آینده دری را به سوی فرضیه جابجایی در زمان بگشاید. اما لازم به یادآوری است که این سفر احتمالاً به ایده سفر در زمان که در داستانهای علمی تخیلی دیده می شود هیچ شباهتی ندارد.

سفر در زمان در داستانها و در تصور عمومی به عنوان تمحیدی شناخته می شود که هر دو روش سفر به آینده با سرعتی بسیار بالا و سفر به اعصار گذشته را در بر می گیرد. این درحالی است که از دیدگاه علمی، موضوع کمی پیچیده تر است.

در جستجوی ماشین زمان

ماشین زمان "کلاسیک" که در سینما و در داستانهای علمی تخیلی استفاده می شود ظاهری شبیه به یک خودروی معمولی و یا دستگاهی در ابعاد یک اتاق کوچک دارد. به طوریکه فرد وارد آن می شود، پارامترهای سفر را در دستگاههای ویژه ای تعیین می کند، ماشین را روشن می کند و پس از چند ثانیه از صحنه خارج شده و وارد دوره زمانی مورد نظر خود می شود.

درحالی که در عرصه فیزیک، آزمایش ایده آل سفر در زمان تنها برای بررسی نظریات علمی چون نسبیت خاص، نسبیت عمومی و مکانیک کوانتوم استفاده می شود.

نظریه های نسبیت انیشتین تا به امروز بزرگترین ابزارهایی هستند که ما برای فرض کردن و متصور شدن شرایط ممکن سفر در زمان در اختیار داریم.

یکی از اصول بنیادی در این نظریه ها ثابت سرعت نور در خلاء است. این اصل اجازه داده است که سه شرط مرتبط با امکان سفر در زمان را شناسایی کنیم.

1- در سرعت زیر سرعت نور در خلاء، اجسام دارای جرم چه در حالت سکون و چه در حالت شتاب بالای صفر، وجود دارند. این اجسام می توانند تنها در فضا و نه در زمان به عقب و جلو حرکت کنند. (در جهان ما جهت زمان از پیش تعیین شده است و از گذشته به آینده می رود).

2- در سرعت برابر با سرعت نور، فضا و زمان حذف می شوند: فوتون دارای جرم در این سرعت می تواند بدون "لَختی" (اینرسی) حرکت کند. در سرعت نور، انقباض زمان، صفر و انبساط فضا نامحدود است. در این شرایط، شناسایی موقعیت جسم در چهار مختصات غیرممکن است: مختصات زمانی متوقف می شود. بنابراین ساعت در سرعت نور به طور مرتب تنها یک زمان را نشان می دهد.

از نظر مختصات فضایی، در این شرایط جسم همزمان در همه جا هست و در یک حضور ابدی قرار دارد همچنین، جسم دارای جرم بیش از جرم فوتون نمی تواند به سرعت نور برسد و بنابراین هیچ چیز سریعتر از نور نیست.

3- در سرعت فراتر از سرعت نور، جسم فرضی هم در حالت سکون و هم در حالت شتاب تنها می تواند دارای یک جرم مجازی باشد. این جسم می تواند در فضایی حرکت کند که هنوز وجود ندارد. در حقیقت قادر است در یک "فضای منفی" و در یک "زمان وارونه" حرکت کند و توالی زمانی اش از آینده به گذشته برود.

از این رو، برپایه نظریه های نسبیت انیشتین برای اجسام دارای جرم، سفرهای زمانیِ قابل قیاس با تجربیات انسانی تنها برای اجسامی ممکن است که با سرعت متناسب با سرعت نور در خلاء و یا در میدانهای گرانشی بالا (میدان گرانشی در نزدیکی یک سیاه چاله یا ستاره نوترونی) حرکت کنند. در این موارد، جریان زمان به شدت تحت تاثیر قرار می گیرد و حتی در شرایط خاصی برای مثال در نزدیکی افق حوادث متوقف شود.

افق حوادث، منطقه‌ای از فضازمان است که در آنجا تمام مرزهای فضا به شدت تحت تأثیر سیاه‌ چاله قرار می گیرد و اگر جسمی وارد این منطقه شود، سرانجام بروی تکینگی یا مرکز سیاه چاله سقوط می‌کند. افق حوادث بخشی از مناطق خارجی سیاه چاله است.

تکینگی به مرکز یک سیاه چاله گفته می شود. در این منطقه تمام جرم سیاه چاله متراکم شده و چگالی آن به بی نهایت می رسد.

سفر در زمان از طریق سیاه چاله ها

سیاه چاله ها اجرامی فیزیکی هستند که در آنها ماده و میدان گرانشی در حداکثر تراکم و چگالی قرار دارد. در این سیاه چاله ها امکان ایجاد "پل های فضا- زمان" که همچنین با عنوان "پل انیشتین- روزن" شناخته می شود وجود دارد.

در اینجا، برای درک بهتر مفهوم "زمان تحت تاثیر گرانش"، فضا- زمان به عنوان یک ورقه کاملاً الاستیک معرفی می شود که می تواند به آسانی خم و راست شود و "خمیدگی فضا- زمان" را بسازد. گرانش از بدشکلی این ورقه یا خمیدگی فضا- زمان پدید می آید. درحالی که زمان می تواند به عنوان شیب این ورقه که در نزدیکی لبه ها منبسط شده و کش آمده است دیده شود.

برپایه نظریه های انیشتین، هیچ چیز نمی تواند در خلاء فراتر از سرعت نور برود، اما در این نظریه ها هیچ محدودیتی درباره شدت میدان گرانشی در بدشکلی فضا- زمان وجود ندارد. بنابراین، ساخت ماشینی برای سفر در زمان باید برپایه فرضیه بدشکلیهای فضا- زمان و نه نسبیت ها باشند.

یک نمونه از دستگاههای فضا- زمان که قادر است سفرهای در زمان را حتی به سوی عقب امکانپذیر کند "پل انیشتین- روزن" است.

پل انیشتین- روزن

این پل با عنوان "کرم- چاله" (wormhole) نیز شناخته می شود. کرم چاله یک ویژگی مکان نگر فرضی از فضا- زمان و یک نوع راه میانبر از یک نقطه جهان به نقطه ای دیگر است. این پل اجازه می دهد که سفر در میان این دو نقطه انجام شود.

به این کرم چاله "تونل گرانشی" نیز گفته می شود. این تکینگی گرانشی از فضا- زمان که حداقل دو انتها دارد به یک عبورگاه فرعی متصل می شود. این عبورگاه یا تونل واحد می تواند وسیله لازم برای سفر از یک انتها به انتهای دیگر کرم چاله را میسر کند.

مشکلات فرضیه استفاده از سیاه چاله به عنوان یک "ماشین زمان"

سیاه چاله ها، تنها اجسام حاضر در طبیعت هستند که می توانند امکان سفر در زمان را فراهم کنند. باوجود این، مشکلاتی در استفاده از وسیله طبیعی به عنوان ماشین زمان وجود دارد.

1- سیاه چاله ها در جهان تعداد زیاد و ابعاد بسیار متنوعی دارند. اما اثرات گرانشی این اجرام حتی قبل از رسیدن به افق حوادث نیز بسیار چشمگیر است و بنابراین اندازه گیری جرم تکینگی مرکزی که پهنای افق حوادث به آن بستگی دارد چندان آسان نیست. به طوریکه حتی یک خطای جزئی در محاسبات مربوط به تکینگی می تواند آزمایشگر فرضی را به داخل سیاه چاله بیندازد و برای همیشه آن را در این منطقه زندانی کند.

2- در همسایگی منظومه خورشیدی هیچ سیاه چاله ای که بتواند به عنوان یک ماشین زمان احتمالی مورد استفاده قرار گیرد وجود ندارد.

3- فناوریهای کنونی قادر نیستند سیاه چاله های مصنوعی را در آزمایشگاه ایجاد کنند.

استفان هاوکینگ سفر در زمان را امکانپذیر می داند

استفان هاوکینگ، دانشمند انگلیسی و فیزیکدان دانشگاه کمبریج است که شهرت خود را به خاطر تحقیقاتی به دست آورده که در عرصه گرانش کوانتومی، "افق حوادث" و "تکینگی" فضا- زمان در سیاه چاله ها انجام داده است در سال 2010 در یک فیلم مستند با عنوان "جهان استفان هاوکینگ" که از شبکه دیسکاوری پخش شد اظهار داشت که از چند راه می توان از مانع زمان عبور کرد.

به اعتقاد هاوکینگ، زمانی خواهد رسید که فضاپیماها به اندازه ای سریع خواهند شد که زمان را برای کسی که سوار آنها است آهسته خواهند کرد. این فضاپیما قادر است از تئوری انیشتین فراتر رود و در زمان سفر کند، حتی اگر این سفر در زمان تنها به سوی آینده باشد.

این فضاپیما برای رسیدن به 98 درصد از سرعت نور به شش سال زمان نیاز دارد. پس از رسیدن به این سرعت، طول یک روز در این فضاپیما برابر با طول یکسال در زمین خواهد شد. به این ترتیب، سرنشینان می توانند جلوتر از زمان حرکت کنند.

این درحالی است که سفر به گذشته ممکن نیست. چراکه قانونی بنیادی را که بیان می دارد "علت بر معلول مقدم است" را نقض می کند. در واقع، سفر به گذشته نوعی نابود کردن وجود خود است.

وی توضیح داد: "اکنون به کمک شتابگرهای ذرات می دانیم که زمان برای اجسامی که با سرعت بالا حرکت می کنند آهسته می شود. امروز می توانیم در برخورد دهنده بزرگ هادرون (LHC) در سرن ژنو یک ذره کوچک را با 99.99 درصد از سرعت نور حرکت دهیم که این زمان تنها کسری از زمان ما است. درصورتیکه یک فضاپیمای به اندازه کافی سریع را بسازیم این فضاپیما می تواند در طول زندگی سرنشینان خود به تعداد بسیاری از ستارگان دیگر برسد درحالی که زمین دو و نیم میلیارد سال را پشت سر گذاشته است."

هاوکینگ افزود:" برای رسیدن به چنین شتاب و سرعتی انسان باید در فضا باشد. سریعترین سفر فضایی انسانها یعنی سفر آپولو 10 با سرعت 40 هزار و 233 کیلومتر بر ساعت بوده است. درحالی که برای سفر به زمان باید با سرعتی 10 برابر این سرعت در فضا حرکت کرد و برای عملی شدن آن به فضاپیمایی بسیار بزرگتر نیاز خواهد بود تا بتواند مقادیر زیادی سوخت را برای تامین انرژی مورد نیاز چنین سرعتی حمل کند. از نظر تئوری تنها می توانیم در طول عمر خود یکبار به سفری بسیار دوردست برویم، سفری کوتاه به مرز کهکشان راه شیری به تنهایی به 80 سال زمان نیاز خواهد داشت."

این فیزیکدان انگلیسی معتقد است که در آن روز، نظریه نسبیت انیشتین منسوخ خواهد شد. این درحالی است که آزمایشاتی که تاکنون در بررسی این نظریه انجام شده اند همگی مهر تائیدی بر پیش بینی های انیشتین بوده اند.

تائید نظریه انیشتین و رد امکان سفر در زمان

در روزهای اخیر، گروهی از پژوهشگران دانشگاه علم و فناوری هنگ کنگ با انجام تحقیقاتی درباره فوتونهای مجزای نور ضمن تائید تئوری انیشتین درباره سرعت نور در خلاء حرف آخر درباره احتمال تحقق رویای سفر در زمان را زدند.

این تیم تحقیقاتی نشان دادند همانطور که آلبرت انیشتین در نظریه نسبیت عمومی تعیین کرده بود، هیچ چیز سریعتر از نور نیست.

درحقیقت احتمال انجام سفر در زمان با امکان حرکت سریعتر از سرعت نور ارتباط دارد. یک دهه قبل گروهی از دانشمندان پالسهایی از سرعت مافوق نور را کشف کردند.

هرچند این کشف تنها یک "اثر اپتیکی" بود این تردید را به وجود آورد که سرعت حرکت یک فوتون مجزا به چند روش می تواند از سرعت نور بیشتر شود.

اکنون فیزیکدانان هنگ کنگی موفق شدند با دقت بالایی سرعت حرکت یک فوتون مجزا را اندازه گیری کنند. نتایج این بررسیها نشان داد که حتی یک فوتون مجزا که واحد پایه نور است همانند سرعت فاز امواج الکترومغناطیس محدود به سرعت نور است.

به عبارت دیگر، حتی فوتونهای مجزا نیز نمی توانند سریعتر از سرعت نور حرکت کنند. به طور خلاصله، این بار نیز انیشتین حق داشت و بنابراین سفر در زمان غیرممکن است.

در این تحقیق، فرضیه سفر در زمان رد شده است اما هنوز آزمایشات دیگری پیش روی دانشمندان وجود دارد.

Mojtaba.M
08-10-2011, 02:15 PM
ببخشید اگه مثلا من بخوام در زمان سفر کنم باید سرعت خاصی داشته باشم .....؟

این سوال یه ذره عجیب غریبه ولی من نمیدونم که اصلا همچین چیزی میشه یا نه .آخه من هفته ی پیش یه مقاله ای رو در مورد همین موضوع خوندم از دانشگاه آکسفورد که میگفت پژوهشگرا تازه دارن روی این کار تحقیق میکنن.

solh
08-10-2011, 11:18 PM
خوب من هم راجع به زمان این رو بگم که همون طور که دوستمون گفتن زمان یه مختصه ایه که ما برای تعریف پدیده های اطراف به اون نیاز داریم.شناخت ما از زمان به نسبت کمتر از مکانه یعنی ما مکان رو بهتر از زمان شناختیم و درک خواص زمان برامون سخت تره.در حدی که ما نیاز به مفهوم زمان داریم همین بس که به عنوان یک متغیر برای توصیف رویداد های جهان به اون نیاز داریم و این متغیر مستقل بودن ابعاد مکان رو به هم زده.
حالا فقط باید بتونیم تبدیلات لورنتس رو درک کنیم.من نمی دونم سطح تحصیلات دوستان چقدره اما اگه لازمه بگید تا من راجع به تبدیلات لورنتس بیشتر توضیح بدم
گفتنش ضرر نداره

الفا قنطورس
08-17-2011, 01:38 PM
در مورد جهان های موازی یک سوال داشتم ایا وجود کرم چاله ها اثبات شده

پیمان اکبرنیا
08-17-2011, 02:35 PM
لطفا اگر خبر یا نظریه می گذارید منبع هم ذکر کنید. لینکش رو بذارید تا بتونیم بحث کنیم.

امکان وجود جهان های موازی وجود داره ولی تا کنون من خبری ندیدم که چنین چیزی اثبات شده باشه. ممکنه باشه ولی ما تا ابد نفهمیم چون جهان های موازی میتونن به هم راهی نداشته باشند! اگر وصل بودند که متقاطع میشد نه موازی.

کرم چاله ها هم از نظر تئوری وجود دارند ولی برای ایجادشون به گرانشی در حد ستاره های نوترونی نیاز دارند و محاسبات نشون میده اگر به وجود بیایند هم اصلا پایدار نیستند و به سرعت ناپدید میشوند.

الفا قنطورس
08-23-2011, 01:03 PM
سلام دوباره منظور من از اثبات کرو چاله ها به صورت عملی بود نه طئوری همان طور که میدانید در شتاب دهنده پروتنی ال.اچ.سی ان موضوع مورد بررسی است اما من از نتایج ازمایش خبری ندارم
ممنون

پیمان اکبرنیا
08-23-2011, 02:42 PM
راستش تا جایی که من خبر دارم شتاب دهنده برنامه ای برای بررسی یا ایجاد کرم چاله نداره! اگر شخصی خبری در این رابطه داره اعلام کنه

شهناز
08-23-2011, 11:23 PM
باسلام خدمت دوستان عزیز
من عضو جدید انجمن هستم و اطلاعات کافی نسبت به فیزیک یا نجوم ندارم اما بینهایت به هردو این مسائل علاقه مندم .
اما در مورد جهان های موازی : من معتقدم جهانی دیگر اگر وجود داشته باشه که فکر می کنم داره ، انسان با اینکه اشرف مخلوقات و این مسئله از ذهنش عبور کرده و اونو متوجه خودش کرده مطمعنا اگر خدا قبلا از اون (انسان)متوجه چنین چیزی نشده باشه و چنین چیزی رو در بین آفریده هاش قرار نداده باشه کلامم ناتمام ممکنه جای انسان و خدا جابه جا شده باشه. (یعنی اگر جهان های موازی وجود نداشت خدا حتی این فکر را هم در سر بندگانش قرار نمی داد )اما اگر جهانهای دیگری وجود دارد دلیلی بر این نیست که از جنس دنیای ما باشند .مثلا اگر ما جسمیم اونا میتوانند روح - انرژی ویا چیزهای دیگری باشند.

پیمان اکبرنیا
08-24-2011, 11:43 PM
باسلام خدمت دوستان عزیز
من عضو جدید انجمن هستم و اطلاعات کافی نسبت به فیزیک یا نجوم ندارم اما بینهایت به هردو این مسائل علاقه مندم .
اما در مورد جهان های موازی : من معتقدم جهانی دیگر اگر وجود داشته باشه که فکر می کنم داره ، انسان با اینکه اشرف مخلوقات و این مسئله از ذهنش عبور کرده و اونو متوجه خودش کرده مطمعنا اگر خدا قبلا از اون (انسان)متوجه چنین چیزی نشده باشه و چنین چیزی رو در بین آفریده هاش قرار نداده باشه کلامم ناتمام ممکنه جای انسان و خدا جابه جا شده باشه. (یعنی اگر جهان های موازی وجود نداشت خدا حتی این فکر را هم در سر بندگانش قرار نمی داد )اما اگر جهانهای دیگری وجود دارد دلیلی بر این نیست که از جنس دنیای ما باشند .مثلا اگر ما جسمیم اونا میتوانند روح - انرژی ویا چیزهای دیگری باشند.

دوست عزیز ما مجبوریم بر مبنای مشاهدات، محاسبات و روند علمی صحبت کنیم. اگر بخواهیم از دید فلسفی نگاه کنیم چندان موفق نخواهیم بود چون کسی نمیتونه نظرشو به کس دیگری ثابت کنه. بنابراین تا زمانی که نتوانیم مشاهداتی از جهان های موازی انجام بدیم نمیتونیم نظر بدیم. تنها میتونیم بگیم که ممکنه وجود داشته باشند اما درباره جنس و ... نمیتوانیم چیزی بگوییم.

hermes
08-25-2011, 01:12 AM
وقتی این تاپیک رو دیدم و با چیز هایی که شما عزیزان نوشتین مواجه شدم این مسئله خیلی جالب به نظرم رسید و قصد کردم در سایت های دیگر مطابی راع بهش پیدا کنم .
حالا چیزهایی که خوندم رو در اختیار شما هم قرار میدم:

[Only Registered And Activated Users Can See Links]

نظریه جهانهای موازی

اندیشه وجود یک خود دیگر نظیر آنچه که در بالا شرح آن رفت عجیب و غیر معقول به نظر می‌رسد، اما آنگونه که از قرائن بر می‌آید انگار مجبوریم آن را بپذیریم. زیرا مشاهدات نجومی از این اندیشه غیر مادی پشتیبانی می‌کنند. بنابر این پیش بینی ساده‌ترین و پر طرافدارترین الگوی کیهان شناسی که امروزه وجود دارد، این است که هر یک از ما یک جفت (همزاد) داریم که در کهکشانی که حدود 10280 متر دورتر از زمین قراردارد، زندگی می‌کنند.

این مسافت آنچنان زیاد است که بطور کامل خارج از هر گونه امکان بررسیهای نجومی است، اما این امر واقعیت وجود نسخه دوم ما را کمرنگ نمی‌کند. این مسافت بر اساس نظریه احتمالات مقدماتی برآورده شده و حتی فرضیات خیال پردازانه فیزیک نوین را نیز در بر نگرفته است.

فضای بیکران

اینکه فضا بیکران است و تقریبا بطور یکنواخت از ماده انباشته شده است، چیزی که مشاهدات هم آن را تأیید می‌کنند. در فضای بی کران حتی غیر محتمل‌ترین رویدادها نیز بالاخره در جایی ، اتفاق خواهند افتاد. در این فضا ، بینهایت سیاره مسکونی دیگر وجود دارد، که نه تنها یکی بلکه تعداد بیشماری از آنها مردمانی دارند که شکل ظاهری ، نام و خاطرات آنها دقیقا همان هاست که ما داریم. به ساکنانی که تمامی حالتهای ممکن ار گزینه‌های موجود در زندگی ما را تجربه می‌کنند. من و شما احتمالا هرگز خودهای دیگران را نخواهیم دید.



[Only Registered And Activated Users Can See Links]
وسعت
عالم

دورترین فاصله‌ای که ما قادر به دیدن آن هستیم، مسافتی است که نور در مدت 14 میلیارد سال که از انفجار بزرگ و آغاز انبساط عالم سپری شده است، طی می‌کند. دورترین اجرام مرئی هم اکنون حدود 4x1026 متر دور تر از زمین قرار دارند. این فاصله که عالم قابل مشاهده توسط ما را تعریف می‌کند. بطور مشابه ، عالمهای خودهای دیگر ما کراتی هستند به همین اندازه ، که مرکزشان روی سیاره محل سکونت آنهاست. چنین ترکیبی ساده‌ترین و سر راست‌ترین نمونه از جهانهای موازی است. هر جهان تنها بخشی کوچک از "جهان چند گانه" بزرگتر است.

جدال فیزیک و متا فیزیک

با این تعریف از جهان ممکن است شما تصور کنید که مفهوم جهان چند گانه تا ابد در محدوده قلمرو متا فیزیک باقی خواهد ماند. اما باید توجه داشت که مرز میان فیزیک و متا فیزیک را این مسأله که یک نظریه از لحاظ تجربه قابل آزمون است، یا خیر تعیین می‌کند نه این موضوع که فلان نظریه شامل اندیشه‌های غریب و ماهیتهای غیر قابل مشاهده است. مرزهای فیزیک به تدریج با گذر زمان فراتر رفته و اکنون مفاهیمی است بسیار انتزاعی تر نظیر زمین کروی ، میدان الکترو مغناطیسی نامرئی ، کند شدن گذر زمان در شرعتهای بالا ، برهمنهی کوانتومی ، فضای خمیده و سیاهچاله را در بر گرفته است. طی چند سال گذشته مفهوم جهان چند گانه نیز به این فهرست اضافه شده است.

پایه این اندیشه بر نظریاتی است که امتحان خود را به خوبی پس داده‌اند. نظریاتی همچون نسبیت و نظریه مکانیک کوانتومی ، افزون بر آن به دو قاعده اساسی علوم تجربی نیز وفادار است. که پیش بینی می‌کنند و می‌توانند آن را دستکاری نمایند.

انواع جهانهای موازی

دانشمندان تا کنون چهار نوع جهان موازی متفاوت را تشریح کرده‌اند. هم اکنون پرسش کلیدی وجود یا عدم جهان چند گانه نیست، بلکه سوال بر سر تعداد سطوحی است که چنین جهان می‌توان داشته باشد. یکی از نتایج متعدد مشاهدات کیهان شناسی اخیر این بوده است که جهانهای موازی دیگر مفهومی خیال پردازانه و انتزاعی صرف نیست. به نظر می‌رسد که اندازه فضا بینهایت است. اگر اینگونه باشد، بالاخره در جایی از این فضا هر چیزی که امکان پذیر باشد واقعیت خواهد یافت. اصلاً مهم نیست که امکان پذیری آن تا چه حد نامتحمل است.

فراسوی محدوده دید تلسکوپهای ما ، نواحی دیگری از فضا کاملا شبیه آنچه که پیرامون ماست وجود دارند، آن نواحی یکی از انواع جهانهای موازی هستند. دانشمندان حتی می‌توانند محاسبه کنند که این جهانها بطور متوسط چقدر با ما فاصله دارند و مهمتر از همه اینکه تمامی اینها فیزیک حقیقی و واقعی است. زمانی که کیهان شناسان با نظریاتی روبرو می‌شوند که از استحکام لازم برخوردار نیستند، نتیجه می‌گیرند که جهانهای دیگر می‌توانند ویژگیها و قوانین فیزیکی کاملا متفاوتی داشته باشند. وجود این جهانها بسیاری از جنبه‌های پرسش بنیادی در خصوص ماهیت زمان و قابل درک بودن جهان فیزیکی را پاسخ داد

hermes
08-25-2011, 01:29 AM
در سال 1954 يك جوان كانديداي دكترا به نام «هوگ اورت» در دانشگاه پرينستون با ارائه‌ي يك نظريه‌ي بنيادي خود را مطرح مي‌كند (وجود جهان‌هاي موازي درست مانند دنياي ما)

[Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])

اين جهان‌ها همگي به ما وابسته مي‌باشند؛ در واقع آن‌ها از ما جدا شده‌اند و ما نيز از بقيه‌ جدا شده‌ايم. در اين جهان‌هاي موازي نزاع‌هاي ما نتايج متفاوتي داشته‌اند نسبيت به آن‌چه ما مي‌دانيم

. گونه‌هايي كه در دنياي ما منقرض شدند، سازگار شده‌اند و يا خلق شده باشند. در ساير جهان‌ها، ما انسان‌ها ممكن است منقرض شده باشيم.

اين عقيده ذهن را وحشت زده مي‌كند و در عين حال قابل درك هم هست. تصورات و ابعاد موازي گونه‌هايي ديگر از ما در نوشته‌هاي علمي تخيلي ظاهر شدند و به عنوان تعبيرهايي براي متافيزيك به كار رفتند. ولي چرا اصلاً يك جوان آينده‌ي تحصيلي‌اش را بايد با طرح چنين نظريه‌اي به خطر بيندازد؟

اورت با نظريه‌ي چند جهاني (MANY WORLDS) كوشيد به پرسش دشوارتري در رابطه‌ با فيزيك كوانتم پاسخ دهد: چرا ذرات كوانتمي به‌صورت غيرقابل پيش‌بيني رفتار مي‌كنند؟ سطح كوانتم براي علومي كه بسيار نوپا هستند ديگر آن‌قدرها هم بالا نيست.

مطالعه‌ي فيزيك كوانتمي در سال 1900 آغاز شد؛ ماكس پلانك براي اولين بار مفهوم آن را به جهان علم معرفي مي‌كند. مطالعه‌ي پلانك دربار‌ه‌ي تابش، يافته‌هاي غيرعادي را نتيجه داد كه با قوانين فيزيك كلاسيك تناقض داشت. اين يافته‌ها نشان مي‌داد كه قوانين ديگري در جهان در كار بوده، و در سطحي ژرف‌تر از آن‌چه ما مي‌شناسيم فعال است.

در مرتبه‌ي پايين‌تر، فيزيكدانان در حال مطالعه‌ي كوانتم درباره‌ي اين دنياي بسيار كوچك، چيزهاي عجيب و غريبي را متوجه شدند. يكي اين‌كه ذراتي كه در اين مرتبه قرار دارند، براي در‌آمدن به قالب‌هاي مختلف دلخواه روش خاصي دارند. براي مثال دانشمندان مشاهده‌ كردند كه فوتون‌ها مانند ذرات و امواج عمل مي‌كنند. حتي يك تك فوتون اين تغيير شكل را به نمايش مي‌گذارد


[Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])


اين به عنوان اصل عدم قطعيت هايزنبرگ شناحته مي‌شود. ورنر هايزنبرگ پيشنهاد كرده كه فقط با مشاهده‌ي جسم كوانتمي رفتار آن ماده را تغيير مي‌دهيم . هرگز نمي‌توانيم به طور كامل طبيعت جسم كوانتمي يا خواص آن را همچون سرعت و موقعيت آن مطمئن شويم. اين عقيده تعبير كپنهاگي از مكانيك كوانتمي اين كه نيلز بوهر آن را مطرح مي‌كند. اين تعبير بيان مي كند كه همه‌ي ذرات كوانتمي در يك وضعيت خاص يا وضعيت ديگر قرار ندارند. ليكن همگي وضعيت‌هايي با احتمال برابر دارند. جمع كُل وضعيت‌هاي ممكن يك جسم كوانتمي تابع موج ناميده مي‌‌شود. حالت يك جسم در همه‌ي وضعيت‌هاي ممكن برهم‌نهي ناميده مي‌شود.

طبق نظريه‌ي بوهر وقتي يك جسم كوانتمي را مشاهده مي‌كنيم بر رفتار آن تأثير مي‌گذاريم. مشاهده برهم‌نهي يك جسم و نيروهايي كه اساساً جسم در يك حالت از تابع موج خود انتخاب كرده را مي‌شكند. اين نظريه بيان مي‌كند دليل اين را كه چرا فيزيكدانان اندازه‌گيري‌هاي مثبت را از جسم كوانتمي مشابه به‌دست مي‌آورند: يك جسم حالت‌هاي متفاوتي را در حين اندازه‌گيري‌هاي مختلف انتخاب مي‌كند. تعبير بوهر به ‌طور گسترده‌اي تاكنون توسط بسياري از انجمن‌هاي كوانتم مورد قبول واقع شده است. ولي اخيراً نظريه‌ي چند جهاني اورت مورد توجه جدي برخي قرار گرفته است.

نظريه‌ي چند جهاني

«هوگ اورت» جوان با بسياري از آن‌چه نيلز بوهر در مورد دنياي كوانتم پيشنهاد كرد موافق بود. او با عقيده بر هم‌نهي‌ها و به همان اندازه با انديشه توابع موج موافق بود. ولي «اورت» با «بوهر» در يك مسأله‌ي اساسي موافق نبود. از نظر اورت اندازه‌گيري يك جسم كوانتمي ناگزير مي كند كه به يك حالت قابل درك يا حالت ديگري برود. در عوض گرفتن اندازه‌ي يك جسم كوانتمي شكافي واقعي را در جهان موجب مي‌شود. جهان به ‌طور دقيق دونسخه‌اي مي‌شود، شكاف برداشتن در يك جهان براي هر نتيجه‌ي ممكن از اندازه است.

به عنوان مثال تابع موج يك جسم هم يك موج و هم يك ذره است. هنگامي كه يك فيزيكدان، ذره‌اي را اندازه‌گيري مي‌كند، ممكن است دو نتيجه به‌دست آورد: ذره يا موج! اين تشخيص نظريه‌ي چند‌جهاني را به‌وجود آورد؛ يعني رقيبي براي تعبير كپنهاگي.

هنگامي كه يك فيزيكدان چيزي را اندازه‌گيري مي‌كند، جهان براي سازگاري آن دو نوع اندازه‌گيري كه ذكر كرديم، به دو دنياي مجزا تجزيه مي‌شود. بنابراين وقتي يك دانشمند در يكي از اين‌ها در مي‌يابد كه جسم اندازه‌گيري شده موج است، دانشمندي ديگر آن را در دنياي مجزا موج مي‌بيند (مي‌توانيم براي درك بهتر از چارچوب مرجع‌هاي متفاوت استفاده كنيم). در اين صورت توضيحي هم براي چنين دوگانگي در اندازه‌گيري‌ها دارد.

تعبير چند جهاني اورت برآن سوي تراز كوانتمي دلالت دارد. اگر يك كنش بيش از يك نتيجه را در بر داشته باشد،‌ (فرض بر درستي نظريه ي اورت) پس با انجام كنش جهان به دو نيم تقسيم مي‌شود. حتي وقتي آزمايشگري يكي از كنش‌ها را انتخاب نكند.

اين بدان معناست كه اگر شما دريابيد يكي از نتايج محتمل هميشه اين‌است كه شما مرده باشيد، در جهان ديگر نيز مرده‌ايد. اين فقط مثالي ساده‌انگاره براي درك بهتر قضيه است. جنبه‌ي ديگر تعبير چند جهاني اين است كه مفهوم جهان خط را به هم‌مي‌ريزد. فرض كنيد جهان‌خطي خورشيد گرفتگي زمان باستان را نشان مي‌دهد.

جهان خط مبتني بر تعبير چندجهاني هر كدام از نتايج ممكن را نشان مي‌دهد. از اين‌جا هر نتيجه‌ي ممكن از آن رويداد حتي اگر برخلاف آن‌چه رويداده است باشد، ممكن است ببينيد. گويي آن رويداد جور ديگري اتفاق افتاده

[Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])


شكل 3- در اين نوع فضا- زمان كه ساده‌ترين هندسه‌ي عالم نيز هست (تخت)، رويدادي در طول زمان اتفاق ي‌افتد. خط آبي كه از وسط مخروط گذشته يك رويداد است. مثلاً يك كسوف.اتفاقاتي كه در لحظه‌ي حال روي ي‌دهند، در منقطه‌ي مركزي دو مخروط گذشته و آينده قرار دارند.

ولي يك شخص نمي‌تواند از خود ديگرش (!) حتي اگر مرده باشد و در جهاني موازي زندگي مي‌كند، آگاهي داشته باشد. بنابراين اصلاً چگون مي‌تواينم بدانيم كه نظريه‌ي چندجهاني صحيح است؟

پشت گرمي اين تعبير احتمالي نظري در اواخر دهه 1990 است كه از آزمايشي ذهني شكل گرفت. آزمايشي فرضي كه براي تأييد يا رد يك ايده به‌كار مي‌رود (كه «انتحار كوانتمي» ناميده مي‌شود!). اين آزمايش ذهني تكرارپذير به‌سود نظريه‌ي اورت بود كه سال‌هاي زيادي آن را بي ارزش مي‌دانستند. از وقتي تأييد چندجهاني ممكن شد، فيزيكدانان و رياضيدانان براي تحقيقات خود آن را با معاني نظريه‌‌اي ژرف مورد توجه قرار دادند.

ولي تعبير چندجهاني تنها نظريه‌اي نيست كه توضيح جهان را جستجو مي كند. اين نظريه فقط جهان‌ را توصيف كند؛

دنياهاي موازي: ريسمان يا شكاف

نظريه‌ي چند جهاني و تعبير كپنهاگي تنها رقيب‌هايي نيستند كه سعي دارند اساس عالم را توضيح دهند. در واقع حتي مكانيك كوانتم هم تنها زمينه‌ي تحقيقات فيزيك براي چنين استدلالي كُلي درباره‌ي جهان نيست. نظريه‌هايي كه از مطالعه‌ي فيزيك زيراتمي پديدار شده‌اند هنوز هم به عنوان رقباي اصلي جاي خود را دارند.

اين موجب شده كه زمينه‌ي مطالعه به بيش‌از چند روش تقسيم شود – درست مانند روانشانسي و فلسفه كه الان ديگر كاملا جزئي از فيزيك است. نظريه‌ها طرفداران و منتقداني هم دارند. درست مانند كارل يوونگ، آلبرت اليس و زيگموند فرويد در روانشناسي.

از وقتي كه علم پيشرفت‌ها كرده، فيزيكدانان در دنياي مهندسي معكوس متعهد شده‌اند. آن‌ها آن‌چه را كه توانستند مشاهده كنند و كم‌تر عقب مانده و در سطوح پايين‌تر دنياي فيزيك كار مي‌كند را مطالعه‌ كرده‌اند. با استفاده از اين روش فيزيكدانان براي رسيدن به سرانجام و پايه‌اي‌ترين سطح فيزيك تلاش كرده‌اند. در پايه‌هاي فيزيك است كه مباني درك طبيعت مورد بررسي قرار مي‌گيرد.

به دنبال نظريه‌ي مشهور نسبيت، آلبرت آينشتاين بقيه‌ي زندگي خود را صرف جستجوي نظريه‌اي نهايي كرد تا همه‌ي پرسش‌هاي فيزيكي را پاسخگو باشد. فيزيكدانان به نظريه‌اي خيالي به‌نام «نظريه‌ي همه چيز» رجوع مي‌كنند. فيزيكدانان كوانتم باور دارند كه به دنبال يافته‌هاي آن‌ها، اين نظريه‌ي نهايي به‌دست خواهد آمد. ولي حوزه‌ي ديگري از فيزيك كوانتم اساسي ترين نظريه در فيزيك نيست، در نتيجه نمي‌تواند نظريه‌ي همه‌ چيز را تأييد كند. فيزيكداناني كه براين باور هستند به سمت نظريه‌اي بنيادي‌تر از كوانتم رفته‌‌اند: ريسمان‌ها.

آن‌چه مبهوت كننده است، وجود دنياهاي موازي از طريق ريسمان‌هاست.

نظريه‌ي ريسمان توسط فيزيكدانان ژاپني- آمريكايي، مايكل كاكو ارائه شد. اين نظريه بيان مي‌كند كه بلوك‌‌هاي بنيادي همه‌ي مواد مانند همه‌ي نيروهاي بنيادي مانند گرانش بر روي يك سطح زير كوانتمي هستند. اين بلوك‌هاي بنيادي شبيه نوارهاي لاستيكي يا ريسمان‌هاي كوچكي هستند كه كوارك‌ها را مي‌سازند كه خود الكترون‌‌ها و اتم ها و سلول ها و غيره را درست‌ مي‌كنند. در واقع نوع ماده به‌وسيله‌ي ريسمان‌ها ايجاد مي‌شود و چگونگي رفتارهاي ماده به ارتعاش اين ريسمان‌ها بستگي دارد. اين روشي‌است كه همه‌ي جهان ما را تشكيل داده است. و بر طبق نظريه‌ي ريسمان اين ساختار 11 بُعد دارد

[Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])


نظريه‌ي ريسمان مانند نظريه ي چندجهاني وجود دنياهاي موازي را اثبات مي‌كند. براساس اين نظريه، ‌جهاني كه ما در آن هستيم، مانند حبابي است كه در كنار جهان‌هاي موازي مشابه قرار دارد. برخلاف نظريه‌ي چندجهاني ريسمان فرض مي‌كند اين جهان‌ها مي‌توانند با هم در تماس باشند. ميدان‌هاي گرانشي مي‌توانند بينابين دنياهاي موازي جريان يابند. در اثر كنش متقابل اين دنياها يك مهبانگ همانند آن‌چه جهان ما را پديد آورده رخ مي‌دهد

[Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])


هنگامي كه فيزيكدانان موفق به ساخت ماشين‌هايي شدند كه ذره‌ي كوانتمي را رديابي كند، اين ريسمان‌هاي زيراتمي اكنون قابل مشاده نيستند. به همين دليل عده‌اي برخلاف نظر اكثر فيزيكدانان، آن را صحيح نمي‌دانند. بنابراين آيا واقعاً دنياهاي موازي وجود دارند؟ از صحت نظريه‌ي چندجهاني نمي‌توانيم به راستي مطمئن باشيم چراكه آن را نمي‌توانيم مشاهده‌ كنيم. ريسمان هم يكبار به‌طور ناموفقي آزموده شده است.

آينشتاين چندان زنده نماند تا ببيند از تلاش‌هايش براي نظريه‌ي همه‌چيز توسط ديگر فيزيكدانان چه برداشت‌هايي شده است. پس اگر جهاني‌هاي موازي صحيح باشد، آينشتاين هنوز در يك دنياي موازي زنده است. شايد در چنين دنيايي فيزيكدانان پيش از اين به نظريه‌ي همه چيز رسيده باشند؟

--------------------------------------

دوست گرامی ؛ درج مطالب سایت های دیگر بدون ذکر منبع در فروم ممنوع است .

اگر منبع این نوشته اضافه نگردد ، متآسفانه این مطلب حذف خواهد شد ./ مدیر سایت

roset
08-26-2011, 01:23 PM
چند سال پیش یه کتاب داستان خوندم (اسمش یادم نیست!) در ارتباط با دنیاهای موازی و شخصیت اصلی داستان در اثر اتفاقاتی وارد یک دنیای موازی شده بود و با خودش مواجه شده بود و...از نظر منطقی اصلا نتونستم باهاش ارتباط برقرار کنم .حالا دوباره سوالای اون موقع به ذهنم اومده طبق نظریه اگه اثبات بشه یعنی ما به طور همزمان در چند جهان زندگی میکنیم ؟ و آیا مثل قصه ی همون کتاب واقعا ارتباط این دنیا ها ممکنه ؟ والبته پارادوکس های دیگه ای که ایجاد میشه که البته چون به سمت فلسفی شدن پیش میره حرفی ازشون نمیزنم

mahdi77
08-29-2011, 09:37 AM
دیگر در این دوره زمانه با پیشرفت علم ،دانشمندان با محاسبات ریاضی و دستاوردهای نجومی ،وجود تمدن های فضایی هوشمند غیر ما و جهان های دیگر به غیر از جهان ما را حتمی می دانند. در ضمن در جواب به دوستمان که نوشته باورکردن اینکه در جهان دیگر انسان هایی شبیه خودمان زندگی می کنند سخت است ،می خواهم بگویم که دانشمندان احتمال وجود یک میلیون تمدن به جز ما را در این عالم داده اند.
اکنون دیگر نظریه جهان های موازی خیلی مورد توجه نیست و نظریه ی جهان های حبابی بیشتر مورد توجه هست. نظریه ی حبابی می گوید که چندین جهان به صورت کراتی که درون آن ها کهکشان و منظومه و سحابی و ... قرار دارد ،وجود دارد. و انفجار بیگ بنگ نیز حاصل برخورد یک جهان دیگر با جهان ما بوده است. و ماده ی تاریک که اکثر جاهای جهان را گرفته ،نیز از جهان های دیگر وارد شده.

roset
08-29-2011, 11:38 AM
دیگر در این دوره زمانه با پیشرفت علم ،دانشمندان با محاسبات ریاضی و دستاوردهای نجومی ،وجود تمدن های فضایی هوشمند غیر ما و جهان های دیگر به غیر از جهان ما را حتمی می دانند. در ضمن در جواب به دوستمان که نوشته باورکردن اینکه در جهان دیگر انسان هایی شبیه خودمان زندگی می کنند سخت است ،می خواهم بگویم که دانشمندان احتمال وجود یک میلیون تمدن به جز ما را در این عالم داده اند.
اکنون دیگر نظریه جهان های موازی خیلی مورد توجه نیست و نظریه ی جهان های حبابی بیشتر مورد توجه هست. نظریه ی حبابی می گوید که چندین جهان به صورت کراتی که درون آن ها کهکشان و منظومه و سحابی و ... قرار دارد ،وجود دارد. و انفجار بیگ بنگ نیز حاصل برخورد یک جهان دیگر با جهان ما بوده است. و ماده ی تاریک که اکثر جاهای جهان را گرفته ،نیز از جهان های دیگر وارد شده.
منظور من درک یه تمدن دیگه نبود اتفاقا از نظر منطقی اصلا سخت نیست .منظورم از انسان هایی مثل ما خود ما یا اتم های ما (انسان هایی در قالب خود ما)بود که در یکی از پست های تاپیک والبته کتابی که خوندم بهش اشاره شده بود .امیدوارم این دفعه منظور م رو درست رسونده باشم

rasool karimi
10-07-2011, 11:28 AM
احتمال
اگر فرض کنیم که جهان دارای 11 بعد مکان و یک بعد زمان باشد با یک محاسبه ریاضی می توان حدس زد چند جهان موازی ممکن است وجود داشته باشد . (البته چهار بعدی )

fakhruddin
10-07-2011, 12:31 PM
درود
من تازه در حال فراگیری هستم.ممکنه سوالاتم استناندارد نباشه و مضحک بنظر بیاد چون به اون درک واقعیش نرسیدم ولی خب کنجکاویه و نمیشه کاریش کرد :grin:
اگه نظریه جهان های موازی درست باشه میشه گفت کل جهان سنش خیلی بیشتر از 13.7 میلیارد ساله و طول عمر خیلی بیشتری پیشرو داره ؟

Ehsan
10-07-2011, 07:14 PM
درود
من تازه در حال فراگیری هستم.ممکنه سوالاتم استناندارد نباشه و مضحک بنظر بیاد چون به اون درک واقعیش نرسیدم ولی خب کنجکاویه و نمیشه کاریش کرد :grin:
اگه نظریه جهان های موازی درست باشه میشه گفت کل جهان سنش خیلی بیشتر از 13.7 میلیارد ساله و طول عمر خیلی بیشتری پیشرو داره ؟

وقتی می گیم سن جهان یعنی از انفجار ِ بزرگ تا الان چه قدر طول کشیده اما وقتی می گیم طول ِ عمر ِ کیهان خوب این بستگی به خیلی چیزها (انرژی داخل کیهان و غیره) داره و حتی می تونه بی نهایت باشه ولی واقعا جهان ِ موازی ربطی به این قضایا نداره! :)

jooyande
10-07-2011, 07:27 PM
درود
من تازه در حال فراگیری هستم.ممکنه سوالاتم استناندارد نباشه و مضحک بنظر بیاد چون به اون درک واقعیش نرسیدم ولی خب کنجکاویه و نمیشه کاریش کرد :grin:
اگه نظریه جهان های موازی درست باشه میشه گفت کل جهان سنش خیلی بیشتر از 13.7 میلیارد ساله و طول عمر خیلی بیشتری پیشرو داره ؟


وقتی می گیم سن جهان یعنی از انفجار ِ بزرگ تا الان چه قدر طول کشیده اما وقتی می گیم طول ِ عمر ِ کیهان خوب این بستگی به خیلی چیزها (انرژی داخل کیهان و غیره) داره و حتی می تونه بی نهایت باشه ولی واقعا جهان ِ موازی ربطی به این قضایا نداره! :)

ایشون گویا یک چیزهایی متوجه شده بودن، اما خوب نگفتن. :)
در حقیقت ایشون میگن اگر جهان موازی ای وجود داشته باشه، یعنی اون جهان موازی و جهان ما و جهان های موازی احتمالی دیگه، در مکانی هستن که مطمئنا همه ما (جهان ها) رو در برداره و بزرگتر هست، که اصطلاحا بهش از این به بعد میگیم "جهان اصلی"! به این شکل لزومی نداره که سن اون "جهان اصلی" حتما هم اندازه سن جهان ما باشه.
پس، بله، احتمال اینکه سن "جهان اصلی" خیلی بیشتر باشه، هست.


خوش باشید.

rasool karimi
10-11-2011, 08:52 PM
آفرین من از آدمهای اینجوری خوشم میاد چون این افراد اگر حمایت بشن یک دفعه شکوفا میشن (fakhruddin )
در جواب سوال شما تولد جهانهای موازی هم زمان با انفجار بزرگ است و از این موضوع می توان نتیجه گرفت که تخمین سن جهان در تمام لایه های موازی (جهانهای موازی ) به یک اندازه است .

البته بهتر بود در مورد جهانهای موازی ابتدابه منشاء تشکیل جهانهای موازی می پرداختیم تا بتوان بهتر نتیجه گرفت از مدیر سایت تقاضا دارم که چکیده ای در مورد این مطلب بنویسد تا دوباره موضوعات منظم شود .

rasool karimi
10-12-2011, 09:33 PM
ببخشید اگه مثلا من بخوام در زمان سفر کنم باید سرعت خاصی داشته باشم .....؟

این سوال یه ذره عجیب غریبه ولی من نمیدونم که اصلا همچین چیزی میشه یا نه .آخه من هفته ی پیش یه مقاله ای رو در مورد همین موضوع خوندم از دانشگاه آکسفورد که میگفت پژوهشگرا تازه دارن روی این کار تحقیق میکنن.

بله درسته جدیدا دانشمندان بر روی نظریه جدیدی کار می کنند که مضمون آن این است که می خواهند یک مارپیچ چاله کوچک درست کنند و ببینند که آیا امکان این هست که در زمان سفر کرد یا نه البته خود دانشمندان می گویند که مثلا اگر فردی به زمان گذشته برود و مثلا پدربزرگ خود را بکشد تکلیف خود او بعد از بازگشت از سفر زمان چیست ؟ بنده بر روی ابعادی از این مسائل کار کردم گوشه ای از نتایج این است اگر کسی بتواند به مرز بازگشت زمان برسد فقط رفتارهای آن روزگار را حس می کند و نمی تواند تغییر ایجاد کند باز هم می گویم شکستن بعد زمان امکان پذیر نیست .

nakhodaye aseman
10-26-2011, 10:41 PM
سلام من در مورد جهان موازي يه سوال دارم اونم اينه كه
آيا ما در جهان موازي همزاد داريم يا نه ؟ اگه داريم اون وابسته به ماست يا ما وابسته به اونيم ؟

Ehsan
10-27-2011, 01:51 AM
سلام من در مورد جهان موازي يه سوال دارم اونم اينه كه
آيا ما در جهان موازي همزاد داريم يا نه ؟ اگه داريم اون وابسته به ماست يا ما وابسته به اونيم ؟

جای ِ بحث ِ زیادی داره این که مثلا کدوم جهان ِ موازی (البته در صورت ِ وجود) اصالت داره پرسش ِ اصلی هستش اما واقعا خود ِ جهان ِ موازی معلوم نیست چیه که رو این چیزها هم بشه بحث کرد.

rasool karimi
10-28-2011, 01:39 PM
سلام من در مورد جهان موازي يه سوال دارم اونم اينه كه
آيا ما در جهان موازي همزاد داريم يا نه ؟ اگه داريم اون وابسته به ماست يا ما وابسته به اونيم ؟
سوال جالبیه اما باید بگم که هر جهان موازی مختص به خود خصوصیاتی داره (به گفته محققین این رشته دارای نواساناتی مختص به خود هستند ) این باعث میشه که اونها از یکدیگر جدا باشند و ما اونها رو نبینیم اما از دیدگاه من هر چیزی در یک جهان موازی بر روی جهانهای دیگر تاثیر می گذارد اما خود در آن جهان وجود ندارد . البته ببخشید که خیلی کلی گفتم

gandom
10-28-2011, 05:39 PM
یه مطلبی رو تو شماره ی 17هم مجله ی لذت فیزیک خوندم...به قلم آقای دانشیار.. گفتم قسمتیشو اینجا بذارم که همه بخونن...
"در دوران معاصر،از منطق فیزیک کوانتومی در ساخت دسته ای از رایانه ها بهره می برند که به رایانه های کوانتومی موسوم اند. این رایانه ها ویژگی خاصی دارند. از گزاره "و" به جای "یا" استفاده شده است. رایانه های معمولی به صورت شبیه سازی از مغز انسان است و منطق ذهن انسان در آن وجود دارد، و به همین خاطر، انجام دو عملیات متضاد در یک زمان ،در آن غیرممکن است. ولی در رایانه های کوانتومی منطق فیزیک کوانتومی این اجازه را می دهد که رایانه هم زمان پدیده ها را در حالات مختلف انجام دهد. بنابراین ،این روش می تواند تا حد بسیار زیادی ،محدودیت زمان در پردازش داده هایی خاص را از بین برده و سرعت پردازش را بالا ببرد.
به عنوان مثال، همان طور که می دانید،علم ژنتیک حدود 114 ژن را برای تشکیل یک انسان جسمانی کامل در کروموزوم ها کشف کرده است،شاید که بتواند آن را به عنوان یکی از بزرگترین دستاوردهای بشر به حساب آورد. این 114 ژن حامل اطلاعاتی کامل در بوجود آمدن انسان و با خصوصیات خاص انسانی است. به واسطه ی آن هدف خلقت میسر می شود. اما با وجود 114 ژن،چند انسان با حالات مختلف می توان ساخت. بدیهی است که 114 فاکتوریل حالت می تواند وجود داشته باشد و به همین اندازه ،احتمال اینکه با تفاوت هر ژنی انسانی خلق شود. یک رایانه ی کوانتومی ممکن است برای شبیه سازی این تعداد از انسان ها در بازه ی زمانی نسبتا" کوتاهی نسبت به پردازش معمولی عمل کند.
نکته این است که آیا طبیعت نیز همانند رایانه کوانتومی عمل می کند؟ و این نکته دقیقا" درست است که طبیعت همانند یک پردازش گر کوانتومی به پردازش همزمان میلیاردها ژن در هر بازه ی زمانی می پردازد؛در طول عمر جهان، تمام حالات مختلف ترکیب ژن ها را انجام می دهد و جهان های موازی که هر کدام را یک انسان می نامیم،به وجود آورد. این رایانش تا تکمیل 114 فاکتوریل ادامه خواهد داشت.
همین نکته درباره ی انفجار بزرگ نبز می تواند صاذق باشد. که به نظریه ی جهان های موازی منجر شده است. در اثر انفجار بزرگ،چند حالت ممکن است برای پیدایش جهان متصور شده باشد. اگر ژن های آن، یعنی اطلاعات حاکم برآن را بدانیم، که مثلا" ب حالت باشد؛ پس ب فاکتوریل حالت ممکن برای جهان وجود دارد. طبق نظریه ی جهان های موازی در حال حاضر ممکن است دذ اثر انفجار بزرگ ب فاکتوریل حالت برای جهان بوجود آید و مانن ژنوم های انسانی ممکن است چندین حالت آن بصورت موازی از بدو پیدایش تا حال حاضر اتفاق افتاده باشد. در آینده نیز حالات جدیدتری ظهور کند و ممکن است که در هر کدام از حالت های ممکن حیات بگونه ای متناسب با آن بوجود آمده باشد"

fakhruddin
10-29-2011, 08:00 PM
ایشون گویا یک چیزهایی متوجه شده بودن، اما خوب نگفتن. :)
در حقیقت ایشون میگن اگر جهان موازی ای وجود داشته باشه، یعنی اون جهان موازی و جهان ما و جهان های موازی احتمالی دیگه، در مکانی هستن که مطمئنا همه ما (جهان ها) رو در برداره و بزرگتر هست، که اصطلاحا بهش از این به بعد میگیم "جهان اصلی"! به این شکل لزومی نداره که سن اون "جهان اصلی" حتما هم اندازه سن جهان ما باشه.
پس، بله، احتمال اینکه سن "جهان اصلی" خیلی بیشتر باشه، هست.


خوش باشید.


آفرین من از آدمهای اینجوری خوشم میاد چون این افراد اگر حمایت بشن یک دفعه شکوفا میشن (fakhruddin )
در جواب سوال شما تولد جهانهای موازی هم زمان با انفجار بزرگ است و از این موضوع می توان نتیجه گرفت که تخمین سن جهان در تمام لایه های موازی (جهانهای موازی ) به یک اندازه است .

البته بهتر بود در مورد جهانهای موازی ابتدابه منشاء تشکیل جهانهای موازی می پرداختیم تا بتوان بهتر نتیجه گرفت از مدیر سایت تقاضا دارم که چکیده ای در مورد این مطلب بنویسد تا دوباره موضوعات منظم شود .

درود
اگر اشتباه نکنم به نظر میاد این دو نظر متفاوت از هم باشه ! پس کدومشون درسته ؟

jooyande
10-30-2011, 06:44 PM
درود
اگر اشتباه نکنم به نظر میاد این دو نظر متفاوت از هم باشه ! پس کدومشون درسته ؟

در حقیقت، علت این تضاد حرفی هست که دوست عزیزمون در این مورد گفتن:


البته بهتر بود در مورد جهانهای موازی ابتدابه منشاء تشکیل جهانهای موازی می پرداختیم تا بتوان بهتر نتیجه گرفت ...

باید دید ما داریم سن جهان خودمون رو به نسبت کدوم دسته از جهان های موازی که نظریه هایی در موردشون وجود داره، بررسی می کنیم.
اون دسته که با پیدایش جهان ما به وجود آمدند (که خب طبیعتا هم سن هستند با جهان ما)، یا اون دسته که مثلا به وسیله "زنجیره اتفاقات ناشی از تصمیم های متفاوت" به وجود آمدن (که مطمئنا سنشون میتونه در محدوده بسیار متفاوت، کمتر یا حتی بیشتر از جهان ما باشه، چون شاید خود جهان ما حاصل زنجیره متفاوتی از اتفاقات در دنیای دیگه ای باشه!).

هرچند که با توجه به تلاش های محققان، مسائلی همچون "جهان های موازی" در حال ورود به دنیای نسبتا واضح علم هستند، اما هنوز وابستگی هایی به دنیای علوم حاشیه ای، فراروانشناسی و ماورایی دارند و طبیعتا اونقدر گنگ هستند که نمیشه در موردشون نظر قطعی داد. اونچه هم که ما میگیم، تنها در حد فرضیه های خام و نپخته هستند.

تنها زمانی میشه به این سوال شما پاسخ قطعی داد که "جهان های موازی رو به دقت شناخته باشیم"، "مکانیزم ایجادشون رو بدونیم"، "انواع اونها رو بشناسیم" و امثال اینها ...




خوش باشید.
جوینده.
یا حق.

Ehsan
10-30-2011, 07:25 PM
احسنت بر شما آقای جوینده!!!!

من می خواستم نکته ای رو بگم که شما تقریبا ( و نه دقیقا) گفتید.

ببینید ما دو موقع هستش که می تونیم راجع به یک مبحث ِ فیزیکی بحث کنیم و بحثمون واقعا نتیجه ای داشته باشه (واقعا یعنی این نباشه که صرفا بحث کنیم تا خوش باشیم مثل ِ این که یک داستان ِ علمی-تخیلی خوندیم!!)

:

1. کاملا به شهود ِ فیزیکی ِ مبحث آشنا باشیم.

2.به ریاضیات ِ قضیه آشنا باشیم.

مورد ِ یک وقتی پیش میاد که شهود ِ فیزیکی دم ِ دست باشند مثل ِ نیرو و انرژی یا تکانه ، طول ، دما، گرما.......

پس اصولا در حوزه ای مثل ِ کوانتم که بزرگترین دانشمندان و فیزیکدانان نتونستند شهودی روی ِ اون داشته باشند ما کلاهمون پس ِ معرکه است! چون واقعا نمی شه مفاهیمش رو شهودی درک کرد و صرفا فقط چند مثال میتونه چیزی شبیه به مطلب رو در ذهن بیاره که بالطبع موجب به وجود اومدن ِ تناقضهایی خواهد شد که در اصل ِ قضیه این به ظاهر تناقضات خنده دار خواهند بود ( چه برسه به این که تناقض محسوب بشه).

مورد ِ دو هم که باید یک فیزکدان ( دست ِ کم دانشجوی ِ ارشد ِ فیزیک!) باشید تا بهش برسید!!!!!

حالا در مورد ِ جهان های موازی و از این دست چیزها ما نه شهود داریم و نه به ریاضیاتش آشناییم پس اگر واقعا طالب ِ حقیقتیم ( و نه داستان ِ علمی-تخیلی) نباید خیلی مانور بدیم و ترجیحا باید از روش رد بشیم و کار رو به فیزیک دانها بسپاریم.

نکته برای دوستانی که فرمول های ِ فیزیک رو دستو پا گیر فرض می کنند:

هر حرفی که در حوزه ی فیزیک زده میشه باید مبنایی ریاضی هم داشته باشه و الا از نظر ِ فیزیک دانان یک داستان ِ علمی-تخیلی (در بهترین حالت یک نظر ِ فلسفی ِ جذاب و نه الزاما درست) محسوب خواهد شد!
اگر قانع نشدید بیشتر توضیح بدم.

nakhodaye aseman
10-30-2011, 10:30 PM
سوال جالبیه اما باید بگم که هر جهان موازی مختص به خود خصوصیاتی داره (به گفته محققین این رشته دارای نواساناتی مختص به خود هستند ) این باعث میشه که اونها از یکدیگر جدا باشند و ما اونها رو نبینیم اما از دیدگاه من هر چیزی در یک جهان موازی بر روی جهانهای دیگر تاثیر می گذارد اما خود در آن جهان وجود ندارد . البته ببخشید که خیلی کلی گفتم

خوبه مثل اينكه شما جهان موازي رو قبول دارين پس بازم يه سوال
آخه ما از كجا جهان موازي خودمون رو بشناسيم ؟ بعدش اگه هم نتونستيم بشناسيم چرا م ا از روش هاي انتقال پيام استفاده نمي كنيم ؟
كمي مشكل شد مثل اينكه

sam
11-14-2011, 10:37 PM
با سلام
دوستان کسی پاور پوینتی که درباره سفر در زمان به زبان ساده وقابل فهم برای همه باشه نداره؟
خیلی واجبه!

rasool karimi
11-21-2011, 06:26 PM
خوبه مثل اينكه شما جهان موازي رو قبول دارين پس بازم يه سوال
آخه ما از كجا جهان موازي خودمون رو بشناسيم ؟ بعدش اگه هم نتونستيم بشناسيم چرا م ا از روش هاي انتقال پيام استفاده نمي كنيم ؟
كمي مشكل شد مثل اينكه
دوست عزیز هنوز ابهامات زیادی در مورد جهانهای موازی وجود دارد اما این را بگویم جهانهای موازی می تواند دارای ابعادی متفاوت با ابعادی که جهان ما دارد داشته باشد و انتقال پیام در بعد های یکسان معنا دارد و ممکن است این پیغامها اصلا راهی به جهانهای دیگر نداشته باشد . ضمنا از زمانی که انسان توسط امواج اقدام به انتقال داده کرد در حقیقت پیامهای خود را در فضا منتشر کرد .

STAR4U
01-30-2012, 02:22 AM
دانشمندان با بررسی سرعت گردش کهکشان ها متوجه شدند که جرم جهان پیش از چیزی است که ما میبینیم
پس به دنبال علت این موضوع رفتن نظریه های متعددی بیان شد مثل انرژی تاریک و ماده تاریک
ولی این پژوهش باعث تقویت نظریه جهان های موازی شد چون آنها باور داشتن که این نیروی گرانش اضافی از جهان دیگری ساطع می شود
امواج الکترومغتاطیس بین دو جهان نمیتوانند عبور کنند پس ما نمی توانیم آنها را ببینیم فقط تاثیر جاذبه ی آن را می توانیم محاسبه کنیم چون فقط جاذبه بین این جهان ها میتونه منتقل بشه

azadeh
02-06-2012, 07:21 PM
ba dorodo salam
mage marzi ham baine falsafe ba nojom va baqieye olom vojod dare akhe

man divoneye shekastane marzaye baine olomam falsafe nojom riazi pezeshki shimi mekanik va har elme takhasosie ke fekresho kony davayere motahedolmarkazand khob

vaghti be khorshid khire shavi anghadr ke kor shavim angah khorshid ra mibinim
ba mehr azadeh


با درود و سلام

مگه مرزی هم بین فلسفه با نجوم و بقیه اولم وجود داره آخه / من دیوونهٔ شکستن مرزی بین علمم فلسفه نجوم ریاضی‌ پزشکی‌ شیمی‌ مکانیک و هر علم تخصصی که فکرشو کنی‌ دوائر متحدالمرکزند خوب / وقتی‌ به خورشید خیر شوی آنقدر که کور شویم، آنگاه خورشید را میبینیم
با مهر آزاده

---------------------
دوست عزیز لطفا با فونت فارسی بنویسید : Sunrise

azadeh
02-06-2012, 07:47 PM
خیلی چیزهاست که درباره "هیچ چیز" نمیدانیم

nasa021
04-24-2012, 01:06 PM
<!--[if gte mso 9]><xml> <o:OfficeDocumentSettings> <o:TargetScreenSize>800x600</o:TargetScreenSize> </o:OfficeDocumentSettings> </xml><![endif]--><!--[if gte mso 9]><xml> <w:WordDocument> <w:View>Normal</w:View> <w:Zoom>0</w:Zoom> <w:TrackMoves/> <w:TrackFormatting/> <w:PunctuationKerning/> <w:ValidateAgainstSchemas/> <w:SaveIfXMLInvalid>false</w:SaveIfXMLInvalid> <w:IgnoreMixedContent>false</w:IgnoreMixedContent> <w:AlwaysShowPlaceholderText>false</w:AlwaysShowPlaceholderText> <w:DoNotPromoteQF/> <w:LidThemeOther>EN-US</w:LidThemeOther> <w:LidThemeAsian>X-NONE</w:LidThemeAsian> <w:LidThemeComplexScript>AR-SA</w:LidThemeComplexScript> <w:Compatibility> <w:BreakWrappedTables/> <w:SnapToGridInCell/> <w:WrapTextWithPunct/> <w:UseAsianBreakRules/> <w:DontGrowAutofit/> <w:SplitPgBreakAndParaMark/> <w:EnableOpenTypeKerning/> <w:DontFlipMirrorIndents/> <w:OverrideTableStyleHps/> </w:Compatibility> <w:BrowserLevel>MicrosoftInternetExplorer4</w:BrowserLevel> <m:mathPr> <m:mathFont m:val="Cambria Math"/> <m:brkBin m:val="before"/> <m:brkBinSub m:val="&#45;-"/> <m:smallFrac m:val="off"/> <m:dispDef/> <m:lMargin m:val="0"/> <m:rMargin m:val="0"/> <m:defJc m:val="centerGroup"/> <m:wrapIndent m:val="1440"/> <m:intLim m:val="subSup"/> <m:naryLim m:val="undOvr"/> </m:mathPr></w:WordDocument> </xml><![endif]--><!--[if gte mso 9]><xml> <w:LatentStyles DefLockedState="false" DefUnhideWhenUsed="true" DefSemiHidden="true" DefQFormat="false" DefPriority="99" LatentStyleCount="267"> <w:LsdException Locked="false" Priority="0" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Normal"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="heading 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 7"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 8"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 9"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 7"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 8"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 9"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="35" QFormat="true" Name="caption"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="10" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Title"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="0" Name="Default Paragraph Font"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="11" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Subtitle"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="22" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Strong"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="20" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Emphasis"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="59" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Table Grid"/> <w:LsdException Locked="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Placeholder Text"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="1" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="No Spacing"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Light Shading"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Light List"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Light Grid"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Dark List"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Shading"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful List"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Grid"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Light Shading Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Light List Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Light Grid Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 1 Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 2 Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 1 Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Revision"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="34" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="List Paragraph"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="29" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Quote"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="30" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Intense Quote"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 2 Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 1 Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 2 Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 3 Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Dark List Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Shading Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful List Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Grid Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Light Shading Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Light List Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Light Grid Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 1 Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 2 Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 1 Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 2 Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 1 Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 2 Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 3 Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Dark List Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Shading Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful List Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Grid Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Light Shading Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Light List Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Light Grid Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 1 Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 2 Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 1 Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 2 Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 1 Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 2 Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 3 Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Dark List Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Shading Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful List Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Grid Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Light Shading Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Light List Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Light Grid Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 1 Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 2 Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 1 Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 2 Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 1 Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 2 Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 3 Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Dark List Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Shading Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful List Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Grid Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Light Shading Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Light List Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Light Grid Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 1 Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 2 Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 1 Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 2 Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 1 Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 2 Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 3 Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Dark List Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Shading Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful List Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Grid Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Light Shading Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Light List Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Light Grid Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 1 Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 2 Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 1 Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 2 Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 1 Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 2 Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 3 Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Dark List Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Shading Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful List Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Grid Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="19" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Subtle Emphasis"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="21" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Intense Emphasis"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="31" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Subtle Reference"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="32" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Intense Reference"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="33" SemiHidden="false" UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Book Title"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="37" Name="Bibliography"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" QFormat="true" Name="TOC Heading"/> </w:LatentStyles> </xml><![endif]--><!--[if gte mso 10]> <style> /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin:0in; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:10.0pt; font-family:"Times New Roman","serif";} </style> <![endif]--> سلام
به نظرمن جهان های موازی ازضدماده ان چون
خصوصیات ضد ذرات
به توسط اصول نسبیت و مکانیک کوانتومی وجود ضد ذره‌ای برای هر ذره که دارای همان جرم و اسپین باشد ، نتیجه می‌شود. سایر اعداد کوانتومی ، «بارالکتریکی ، ایزو اسپین ، شگفتی ، عدد بار یونی ، عدد لپتونی) دارای همان اندازه‌ای هستند که ذرات معمولی دارند ولی با علامت معکوس ، رابطه ذرات و ضد ذرات همواره به قوانین بقای فیزیک منجر می‌شود.
برهمکنش ذرات و ضد ذرات
قوانین بقا در برهمکنش ذرات و ضد ذرات معتبر است. برای مثال ، در برهمکنش پروتون با پروتون قانون بقای بار الکتریکی ، قانون بقای جرم ، قانون بقای بار باریونی ، قانون بقای اندازه ،قانون بقای اندازه حرکت زاویه‌ای ، برآیند اسپین سیستم و ... به قوت خود باقی است. البته وقتی صحبت از ضد ماده می‌شود باید دو فرایند زیر لحاظ شود. پدیده تولید جفت و پدیده نابودی جفت. بدین معنی که ذره و ضد ذره‌اش در برخورد متقابل نابود می‌شوند و انرژی آنها به فوتون یا مزون مبدل می‌شود. در فرایند معکوس فوتون پرانرژی نابود می‌شود و تولید جفت ذره و ضد ذره می‌کند.
چشمه تولید ذرات و ضد ذرات
پاد ذرات در شتابدهنده‌های بزرگ ذرات و به طور کلی در هر جا که نشانی از ذرات پرانرژی یافت می‌شود ، بعنوان مثال ، ذرات اشعه کیهانی در جو زمین یا اشعه کیهانی در فضای بین ستاره‌ها و غیره ، تولید می‌شوند. اما هنوز کسی نمی‌داند که آیا ضد ماده به مقدار زیاد در جهان وجود دارد یا نه؟ البته فوتونی که از ماده منتشر می‌شود دقیقا همان فوتونی است که از ضد ماده منتشر می‌یابد ، از اینرو تنها با مشاهده تابش الکترومغناطیسی ستاره‌ای نمی‌توان تعیین کرد که از ماده ساخته شده‌است یا از ضد ماده.
خاصیت شگفت انگیز نوترینو
برای تشخیص ماده از ضد ماده ، شناسایی نوترینو ، موثر است. ستارگان ساخته شده از ماده معمولی باید سرچشمه نوترینوها باشند در حالی که پادستارگان سرچشمه پاد نوترینوها هستند. اما حساسیت آشکار سازهای نوترینویی کنونی از لحاظ اندازه ، چند مرتبه کمتر از حدی است که بتوان مشخص کرد آیا ضد ماده به مقدار آنقدر بزرگ ، در آن حد که برای ساختمان و تکامل جهان دارای اهمیت باشد ، وجود دارد یا نه.
ناگفته‌های ذرات و ضد ذرات
این احتمال وجود دارد در فاز اولیه تاریخ جهان ، پاد ذره‌های بسیاری وجود داشته‌اند. اما هنوز معلوم نیست که تعداد ذرات با تعداد پاد ذرات مساوی بوده ، و یا نا متقارنی اندکی به سود ذرات وجود داشته‌است.

nasa021
04-24-2012, 02:49 PM
سلام به دوستان گرامی
اگه زمان1رودخونه فرض کنیم ابهایی که ازبالامیان اینده وابهایی که پایین گذشته.میشه گفت زمان دارای سرعت خاص باشه بااین فرض بانظریه زمان صفردرسرعت نورهم قابل فهم میشه.
1سوال چه جوری1شخص درصفینه باشه باسرعت حرکت کنه عمرش کمترازاون کسی که درصفینه ای به نام زمین هست باسرعت زمین حرکت میکنه؟

Mani
08-02-2012, 12:29 PM
1سوال چه جوری1شخص درصفینه باشه باسرعت حرکت کنه عمرش کمترازاون کسی که درصفینه ای به نام زمین هست باسرعت زمین حرکت میکنه؟

این یکی از اثرات نسبیت ــه که هنگام حرکت با سرعت "نزدیک" به سرعت نور زمان آهسته تر میشه، بنابراین اون شخص درون سفینه که زمان براش دیرتر میگذره جوون تر از اون کسی که بر روی زمین ایستاده. این پدیده به گمونم "پارادوکس دوقلوها" نام داره.

estardast
08-02-2012, 05:04 PM
برای خودم هم این سوال پیش اومده بود که او نجا آدماش از چه جنسی هستند.
ممنون که مطرحش کردی.

شاید زیاد جنبه علمی جهان های موازی رو رعایت نکنم ولی پائولو کوئیلو در کتاب الف به نوعی جهان موازی رو توصیف میکنه.....جهان موازی یه معناش می تونه این باشه که من در زمانی که هم اکنون هستم ، زمانی که در آینده و در پیری در اون هستم و زمانی که در کودکی خودم بودم..تمام این زمان ها در ابعادی به صورت موازی در حال حرکت کنار هم هستند...مثل قطاری که به سوی مقصدی در حرکت هست و واگن های زیادی داره، هر کدوم از این واگن ها شرایط خاص خودش رو داره ولی همشون در کنار هم به سوی مقصدی در حال حرکتند، تصور جهان موازی می تونه به این صورت باشه...چند جهان که موازی هم در حال حرکتند ....و هستند انسان هایی که با یافتن قدرت های نهفته در دورن خودشون قادرند که به جهان های موازی دیگه راه پیدا کنند، یعنی همون که در دنیایی هستیم که زمان هم جزو یکی از ابعاد به حساب میاد.

NARUTO
08-06-2012, 02:06 PM
شاید زیاد جنبه علمی جهان های موازی رو رعایت نکنم ولی پائولو کوئیلو در کتاب الف به نوعی جهان موازی رو توصیف میکنه.....جهان موازی یه معناش می تونه این باشه که من در زمانی که هم اکنون هستم ، زمانی که در آینده و در پیری در اون هستم و زمانی که در کودکی خودم بودم..تمام این زمان ها در ابعادی به صورت موازی در حال حرکت کنار هم هستند...مثل قطاری که به سوی مقصدی در حرکت هست و واگن های زیادی داره، هر کدوم از این واگن ها شرایط خاص خودش رو داره ولی همشون در کنار هم به سوی مقصدی در حال حرکتند، تصور جهان موازی می تونه به این صورت باشه...چند جهان که موازی هم در حال حرکتند ....و هستند انسان هایی که با یافتن قدرت های نهفته در دورن خودشون قادرند که به جهان های موازی دیگه راه پیدا کنند، یعنی همون که در دنیایی هستیم که زمان هم جزو یکی از ابعاد به حساب میاد.


سلام . پس میتوان اینطور تصور کرد که هر نسلی از نژاد بشر زمینی در رده های مختلف سنی یک جهان موازی دارد تا انقدر به عقب برگردد تا به زمان دایناسورها و قبل از آنها یعنی موجودات تک سلولی برسد به بیان دیگر می توان به اندازه 4 میلیارد سال تکامل موجودات زمینی جهان های موازی تصور کرد .

Ehsan
08-06-2012, 05:15 PM
شاید زیاد جنبه علمی جهان های موازی رو رعایت نکنم ولی پائولو کوئیلو در کتاب الف به نوعی جهان موازی رو توصیف میکنه.....جهان موازی یه معناش می تونه این باشه که من در زمانی که هم اکنون هستم ، زمانی که در آینده و در پیری در اون هستم و زمانی که در کودکی خودم بودم..تمام این زمان ها در ابعادی به صورت موازی در حال حرکت کنار هم هستند...مثل قطاری که به سوی مقصدی در حرکت هست و واگن های زیادی داره، هر کدوم از این واگن ها شرایط خاص خودش رو داره ولی همشون در کنار هم به سوی مقصدی در حال حرکتند، تصور جهان موازی می تونه به این صورت باشه...چند جهان که موازی هم در حال حرکتند ....و هستند انسان هایی که با یافتن قدرت های نهفته در دورن خودشون قادرند که به جهان های موازی دیگه راه پیدا کنند، یعنی همون که در دنیایی هستیم که زمان هم جزو یکی از ابعاد به حساب میاد.


سلام . پس میتوان اینطور تصور کرد که هر نسلی از نژاد بشر زمینی در رده های مختلف سنی یک جهان موازی دارد تا انقدر به عقب برگردد تا به زمان دایناسورها و قبل از آنها یعنی موجودات تک سلولی برسد به بیان دیگر می توان به اندازه 4 میلیارد سال تکامل موجودات زمینی جهان های موازی تصور کرد .

دقت کنید از طرف ِ خودشون هم گفته شده که زیاد جنبه ی ِ علمی رعایت نشده!!!!! جهان های ِ موازی بیشتر یک تئوریی هستش که بتونه یه جوری به خاک و خون کشیده شدن ِ شهود ِ انسانی در نظریه ی ِ کوانتم رو توجیه بکنه!!! در حال ِ حاضر چیزی بیشتر از یک دیدگاه ِ توجیهی-فلسفی برای ِ توجیه ِ نتایج ِ عجیب و دور از انتظار ِ مکانیک ِ کوانتمی نیست و هنوز هیچ شاهد ِ آزمایشگاهی ِ قطعی برای ِ وجود ِ چنین جهانی پیدا نشده :)

NARUTO
08-06-2012, 07:08 PM
دقت کنید از طرف ِ خودشون هم گفته شده که زیاد جنبه ی ِ علمی رعایت نشده!!!!! جهان های ِ موازی بیشتر یک تئوریی هستش که بتونه یه جوری به خاک و خون کشیده شدن ِ شهود ِ انسانی در نظریه ی ِ کوانتم رو توجیه بکنه!!! در حال ِ حاضر چیزی بیشتر از یک دیدگاه ِ توجیهی-فلسفی برای ِ توجیه ِ نتایج ِ عجیب و دور از انتظار ِ مکانیک ِ کوانتمی نیست و هنوز هیچ شاهد ِ آزمایشگاهی ِ قطعی برای ِ وجود ِ چنین جهانی پیدا نشده :)

سلام من به گفته غیر علمی پائولو کوئلیو که جنبه علمی زیاد رعایت نشده کاری ندارم به استناد چند سایت خبری ناسا و اسپیس و چند سایت ایرانی از جمله : ( به گزارش خبرگزاری مهر، این کشف به واسطه ذره ای کوچک و فلزی انجام گرفته است؛ براده ای به قطر یک تار مو، جسمی که بسیار ریز است اما در عین حال می توان آن را با چشم غیر مسلح نیز مشاهده کرد.

دانشمندان این ذره را در کاسه ای مخروطی و تاریک سرد کرده و تمامی هوای اطراف آن را به منظور حذف ارتعاش خارج کردند. سپس محققان ذره را مانند یک دیاپازون حرکت داده و مشاهده کردند ذره در زمانی واحد حرکت کرده و متوقف می شود. [Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links]) ) گفته شده که جهانی هست مربوط به گذشته بشر و جهان دیگری هم هست مربوط به آینده . اینجا بحث زمان پیش میاد . گفته شده وقتی فضانوردی به فضا سفر میکنه و مدتی آنجا میمونه مثلا 100 روز ساکنانی که در زمین هستند در این مدت 100 روز به عمرشون اضافه شده اما آن فضانورد هیچ روز و دقیقه و ثانیه ای به عمرش اضافه نمیشه یا به عبارتی دیگه زمان برای او ایستاده یا ممکنه زیاد تغییر نکنه . حالا در جهانهای موازی همین بحث پیش میاد کسی که به جهان آینده سفر میکنه بر طبق مقالاتی که نوشته شده آن جهان فقط مال آینده انسان هست یعنی در آن جهان فقط زمانی ّبنام آینده وجود داره . البته اسم زمان رو آوردم در صورتی که در جهان موازی ( آینده ) و حتی گذشته زمان دیگه مفهومی نداره . چون فقط مربوط به گذشته و آینده نوع انسان میشه .

حالا سوال من اینه که جهان موازی چگونه جهانی هست ( حالا ممکنه خیلیها بگن فقط یک تخیل هست . پس به فرض تخیل : از لحاظ تئوری چطور میشه درک کرد که در آینده و گذشته زمان وجود ندارد و اینکه چطور میشه تصور کرد این جهانها به موازات مثل واگنهای قطار روبروی هم قرار گرفته اند ؟

آیا اگر همچین جهانهایی وجود داشته باشه میشه گفت به نسبت هر نسل جهانهای موازی وجود داره یعنی یک نسل متولد میشه به سنین جوانی تا مسنی میرسه و بعد پیر میشه به نسبت این سه رده جهانهایی وجود داره ؟

پس نسلهای گذشته چطور ؟ آیا میتوان تصور کرد که جهانهایی برای نسلهای انسانهای نخستین و بخصوص دایناسورها و قبل از اون وجود دارد به بیانی دیگر میشه تصور کرد که بیش از یک میلیارد جهان موازی وجود دارد ؟ ) من خیلی در این مبحث سردرگم شدم .

NARUTO
08-06-2012, 09:20 PM
سلام آیا نسخه دومی از شما ، یک رونوشت از خود شما وجوددارد که همین الان مشغول خواندن این مقاله باشد؟
آیا شخصی دیگر با اینکه شما نیست، روی سیاره ای دیگر به نام زمین با کوه های بسیار عظیم و دشتها و جنگلها و اقیانوسها در منظومه خورشیدی که هشت سیاره دیگر نیز دارد، زندگی می کند؟
آیا زندگی این شخص از هر لحاظ درست عین زندگی شما بوده است؟




نظریه جهان های موازی : اندیشه وجود یک خود دیگر نظیر آنچه که در بالا شرح داده شد بسیار عجیب است. اما آنگونه که شواهد نشان میدهد انگار مجبوریم آن را بپذیریم. زیرا مشاهدات نجومی از این اندیشه غیر مادی پشتیبانی می کنند. بنابر این پیش بینی ساده ترین و پر طرافدار ترین الگوی کیهان شناسی که امروزه وجود دارد، این است که هر یک از ما یک جفت ( همزاد ) داریم که در کهکشانی در حدود ۲۸۰ ^ ۱۰ متر دورتر از زمین قراردارد، زندگی می کنند .
این مسافت آنچنان زیاد است که بطور کامل خارج از هر گونه امکان بررسی های نجومی است اما این امر واقعیت وجود نسخه دوم ما را کمرنگ نمی کند. این مسافت بر اساس نظریه احتمالات مقدماتی برآورده شده و حتی فرضیات خیالپردازانه فیزیک نوین را نیز در بر نگرفته است .


فضای بیکران :


اینکه فضا بیکران است و تقریبا بطور یکنواخت از ماده انباشته شده است، چیزی که مشاهدات هم آن را تأیید می کنند. در فضای بی کران حتی غیر محتمل ترین رویدادها نیز بالاخره در جایی ، اتفاق خواهند افتاد.
در این فضا ، بینهایت سیاره مسکونی دیگر وجود دارد، که نه تنها یکی بلکه تعداد بیشماری از آنها مردمانی دارند که شکل ظاهری ، نام و خاطرات آنها دقیقا همان است که ما داریم. به ساکنانی که تمامی حالت های ممکن از گزینه های موجود در زندگی ما را تجربه می کنند. من و شما احتمالا هرگز “خود” های دیگران را نخواهیم دید . شاید هم ببینیم هیچ چیز معلوم نیست . به نظر من ذهن انسان مثل اسرار کیهانی بسیار پیچیده و اسرار آمیز است . مثلا اگر امروزه پیش بینی شود 100 سال دیگه انسان میتونه به مریخ پا بگذاره ممکنه 20 ساله دیگه تحقق پیدا کنه شاید هم دویست ساله دیگه . معلوم نیست هر انسانی با نیروی قدرت تفکر و اندیشه خاصی خلق شده است .



وسعت عالم :


دورترین فاصله ای که ما قادر به دیدن آن هستیم، مسافتی است که نور در مدت حدود ۱۴ میلیارد سال که از انفجار بزرگ و آغاز انبساط عالم سپری شده است، طی می کند. دورترین اجرام مرئی هم اکنون حدود ۲۶^۱۰×۴ متر دور تر از زمین قرار دارند. این فاصله که عالم قابل مشاهده توسط ما را تعریف می کند.
به طور مشابه ، عالم های خود های دیگر ما کراتی هستند به همین اندازه ، که مرکزشان روی سیاره محل سکونت آنهاست. چنین ترکیبی ساده ترین و سر راست ترین نمونه از جهان های موازی است. هر جهان تنها بخشی کوچک از “جهان چند گانه” بزرگتر است.


جدال فیزیک و متا فیزیک :


با این تعریف از جهان ممکن است شما تصور کنید که مفهوم جهان چند گانه تا ابد در محدوده قلمرو متا فیزیک باقی خواهد ماند. اما باید توجه داشت که مرز میان فیزیک و متا فیزیک را این مسأله که یک نظریه از لحاظ تجربه قابل آزمون است، یا خیر تعیین می کند نه این موضوع که فلان نظریه شامل اندیشه های غریب و ماهیت های غیر قابل مشاهده است .


مرز های فیزیک به تدریج با گذر زمان فراتر رفته و اکنون مفاهیمی است بسیار انتزاعی تر نظیر زمین کروی ، میدان الکترو مغناطیسی نامرئی ، کند شدن گذر زمان در سرعتهای بالا ، برهم نهی کوانتومی ، فضای خمیده و سیاهچاله ها را در بر گرفته است. طی چند سال گذشته مفهوم جهان چند گانه نیز به این فهرست اضافه شده است .
پایه این اندیشه بر نظریاتی است که امتحان خود را به خوبی پس داده اند. نظریاتی همچون نسبیت و نظریه مکانیک کوانتومی ، افزون بر آن به دو قاعده اساسی علوم تجربی نیز وفادار است. که پیش بینی می کنند و می توانند آن را دستکاری نمایند .


انواع جهان های موازی :


دانشمندان تاکنون چهار نوع جهان موازی متفاوت را تشریح کرده اند. هم اکنون پرسش کلیدی وجود یا عدم جهان چند گانه نیست ، بلکه سوال بر سر تعداد سطوحی است که چنین جهانی می تواند داشته باشد .
یکی از نتایج متعدد مشاهدات کیهان شناسی اخیر این بوده است که جهان های موازی دیگر مفهومی خیالپردازانه نیست. به نظر می رسد که اندازه فضا بینهایت است. اگر این گونه باشد، بالاخره در جایی از این فضا هر چیزی که امکان پذیر باشد واقعیت خواهد یافت. اصلاً مهم نیست که امکان پذیری آن تا چه حد نامتحمل است . ( منظور از بینهایت یعنی وسعتی بسیار عظیم که کیهان دارد . زیرا از لحاظ فیزیک روزی ماده تمام میشود و انتهایی دارد _ حالا هر چقدر که میخواهند بزرگ و عظیم باشند ) .



فراسوی محدوده دید تلسکوپ های ما ، نواحی دیگری از فضا کاملا شبیه آنچه که پیرامون ماست وجود دارند آن نواحی یکی از انواع جهان های موازی هستند. دانشمندان حتی می توانند محاسبه کنند که این جهان ها بطور متوسط چقدر با ما فاصله دارند و مهم تر از همه اینکه تمامی اینها فیزیک حقیقی و واقعی است .
زمانی که کیهان شناسان با نظریاتی روبرو می شوند که از استحکام لازم برخوردار نیستند، نتیجه می گیرند که جهان های دیگر می توانند ویژگیها و قوانین فیزیکی کاملا متفاوتی داشته باشند. وجود این جهان ها بسیاری از جنبه های پرسش بنیادی در خصوص ماهیت زمان و قابل درک بودن جهان فیزیکی را پاسخ داد.


نگاهی به دیدگاه دانشمندان درباره جهان ______________________________


جهان های موازی :



هزاران سال است که اخبار و اطلاعاتی درباره جهان های دیگری جز آنچه در اطرافمان می بینیم، در اختیار بشر قرار گرفته است. این اطلاعات که گاه در حد یک خبر کوتاه و گاه به پیشرفتگی توصیفی دقیق از آنها و ساکنانشان یا چگونگی دسترسی به آنها و کاربردها و امکانات این دسترسی بوده اند، تا مدتی پیش تماماً در حیطه دانش باطنی قرار می گرفتند و علوم تجربی ظاهری را یارای اظهار نظر کردن در این باره نبود. اما با نگاهی به اطراف می توان دید که پیشرفت های علوم ظاهری اکنون چنان شتاب برق آسایی گرفته اند که گویی سفینه دانش بشری در آستانه پرواز قرار دارد. تا دیروز مفاهیمی چون میدان های مغناطیسی ( کهربا )، کند شدن زمان در سرعت های بالا، سیاهچاله ها و… استناد علمی نداشتند، اما امروزه این مفاهیم کاملاً علمی و اثبات شده به شمار می روند. به نظر می رسد در آینده ای نه چندان دور، مفهوم جهان های موازی و چگونگی برقرار کردن ارتباط با آنها نیز موضوعی کاملاً علمی باشد. در این مقاله سعی داریم دستاوردهای جدید علوم ظاهری درباره جهان های دیگر و به ویژه جهان های موازی جهان خودمان را مروری کنیم.

انسان های حقیقت جو در طول تاریخ، مجنون وار به دنبال کشف جلوه های حقیقت بوده اند و در این میان دغدغه اصلی محققان و دانشمندان علم فیزیک، یکپارچه سازی و وحدت بخشیدن به ایده ها و مفاهیم به ظاهر مختلفی از دانش بشری بود که از کوچک ترین اجزای ریزاتمی تا بزرگ ترین کهکشان های عالم را دربرمی گرفتند. دانشمندان به دنبال این منظور در تلاش برای پر کردن شکاف های دیوار دانش بوده اند و اکنون نیز به آن ادامه می دهند. اکنون به نظر می رسد پر کردن این شکاف ها بدون قبول وجود جهان های دیگر به صورت علمی ناممکن باشد. برای بررسی این موضوع بد نیست از گذشته ای نه چندان دور آغاز کنیم.

تاریخچه :


تنها چند قرن پیش یعنی در عصر دانشمندانی چون کپلر، گالیله، کپرنیک و نیوتن انسان تصور می کرد که جهان مانند چرخ دنده ای بزرگ است که سیارات را به چرخیدن به دور خورشید مجبور می کند. در آن دوران گرچه گذر زمان به وسیله ساعت قابل اندازه گیری بود اما خود زمان مفهومی ابدی داشت که تجزیه و تحلیل آن چیزی غیرممکن تلقی می شد. مکان یا فضا نیز در همه جهت ها بی انتها بود و اندیشیدن درباره آن به دیوانگان و شعرا اختصاص داشت. چنین دیدگاهی همچنان ادامه داشت تا این که در قرن بیستم میلادی، نظریه های نسبیت اینشتین انقلاب جدیدی در تفکر علمی به پا کرد و برخی شکاف های علم را پوشاند. دیگر زمان و مکان به رازآلودگی قبل نبودند بلکه آنها به یکدیگر متصل شدند و مفهوم جدیدی به نام « فضا – زمان » را تشکیل دادند. ماده نیز چیزی بود که در داخل همین فضا – زمان به وجود آمده بود. سرعت نور هرچند بسیار زیاد بود اما به صورت مقداری مشخص و کمتر از بی نهایت تعیین شد. بدین ترتیب فرض جاودانی بودن جهان تغییر کرد تا امکان طرح این سوال به وجود آید که به راستی در آغازین لحظات آفرینش جهان که به نام « انفجار بزرگ » یا « مهبانگ » معروف است چه اتفاقی رخ داد؟ یعنی همان زمانی که اندازه ای نامعلوم و آنقدر کوچک و غیر قابل دید که به قول هاوکینگ جهان از هیچ بوجود آمد . در پاسخ به این پرسش تئوری ها و مدل هایی برای جهان ارائه شدند که به تئوری های کیهان شناختی معروفند. از سویی دیگر با کشف نظریه فیزیک کوانتومی ( علمی که به رفتارهای اتمی و زیراتمی می پردازد ) شکاف های بیشتری در علم پوشیده شد. بر اساس این نظریه رفتار ماده با توجه به نحوه مشاهده اش تغییر می کند. به عبارتی دیگر عمل مشاهده کردن یک مشاهده گر نقش موثری در رفتارهای جهان اتمی بازی می کند. بدین ترتیب یکی از مسائل مهم فیزیکدانان امروز به هم رساندن فاصله بین فیزیک کوانتوم و نسبیت است و از نظریه هایی که برای کمک به این مقصود می توان امید زیادی بر آنها داشت، نظریه هایی هستند که وجود یک چندجهانی متشکل از جهان ما و جهان های دیگر را مفروض می دارند.

ساده ترین نوع جهان های دیگر :



وجود جهان های دیگر، جهان های موازی و به طور کلی وجود یک چندجهانی ( که جهان ما نیز عضوی از اعضای آن است ) توسط تعدادی از تئوری های فیزیکی درباره توصیف جهان، به طور غیرمستقیم و ضمنی تایید می شود. به عنوان مثال یکی از ساده ترین این تئوری ها از نتایج اندازه گیری های پرتوی زمینه کیهان(یعنی همان پژواکی که از مهبانگ باقی مانده است) استنتاج شده است. از آنجایی که پس از تئوری نسبیت اینشتین، مدل هایی برای تشریح فرم فضا – زمان ما و نیز نحوه توزیع جرم در آن مطرح شد، این اندازه گیری ها می توانستند درستی آنها را تایید یا رد کنند. مثلاً در کنار مدل فضا – مکان بیکران، مدل های فضا – مکان انحنادار مثل کروی یا هزلولی و در کنار مدل توزیع یکنواخت ماده در جهان، مدل های توزیع فرکتالی یا تجمع ماده در اطراف ما و تهی بودن بقیه جهان می توانستند امکان پذیر باشند. اما نتایج اندازه گیری های پرتوی زمینه کیهانی بیشترین انطباق را با فرض جهان نامحدود و توزیع یکنواخت ماده در مقیاس بزرگ داشت. یعنی جهان ما ( با بیشترین احتمال ریاضیاتی ) فضایی بیکران است که سرتاسر آن را ستار گان و کهکشان ها پر کرده است. چنین جهانی بسیار بزرگتر از آن چیزی است که ما می توانیم به وسیله تلسکوپ ها ببینیم چرا که ما تنها قسمتی از جهان را می بینیم که نور آن از زمان وقوع مهبانگ یعنی حدود چهارده میلیارد سال قبل تاکنون فرصت رسیدن به زمین را داشته است ، هنگامی که این مدل فضای بیکران با توزیع یکنواخت ماده در آن با نظریه کوانتوم ( که بر اساس آن جهان گسسته است و می توان آن را به وسیله مقداری متناهی از اطلاعات مشخص کرد ) ترکیب می شود، می توان چنین نتیجه گرفت که وجود دنیایی کاملاً شبیه به دنیای ما در نقطه ای دیگر از جهان بیکران امکان پذیر است. به عنوان مثال اگر می توانستیم تا فاصله ۱۰ به توان ۱۰۹۱ متری ( یعنی یک عدد یک و به تعداد ۱۰۹۱ نقطه ( یا صفر ) در سمت راست آن ) اطرافمان را جست وجو کنیم، انتظار داشتیم دنیایی مشابه آنچه تا فاصله ۱۰۰ سال نوری از زمین وجود دارد، پیدا کنیم .


جهان هایی در دیگر ابعاد مکان – زمان :



دسته دیگری از مباحثی که درباره جهان های موازی مطرح است به مدل هایی مربوط می شود که برای توصیف و تشریح مبداء آفرینش ابداع شده اند. مدل هایی که توان پاسخگویی به سوالاتی را که به وسیله تئوری های قبلی بی پاسخ مانده بود، داشته اند. سوالاتی مثل همین سوال که علت این که جهان ما تا به این اندازه بزرگ، یکنواخت و مسطح است، چیست. بر اساس برخی از این مدل های جدید کیهان شناختی مهبانگ نه به عنوان یگانه لحظه آغازین خلقت بلکه به صورت واقعه ای عادی و روزمره (البته نه روز زمینی) در جهان است. یکی از چنین مدل هایی از نظریه «ریسمان ها» نشأت گرفته است. نظریه ریسمان ها نظریه ای درباره توصیف ذرات بنیادین جهان (که اجزای زیراتمی را تشکیل می دهند) است. این نظریه هنگامی مطرح شد که دانشمندان در تلاش برای یکپارچه سازی نیروی جاذبه با دیگر نیروهای طبیعی بودند. گذشته از آنچه این نظریه مستقیماً به آن می پردازد، دانشمندان به این نتیجه رسیدند که به غیر از ابعاد جهان ما (سه بعد مکان و یک بعد زمان)، باید ابعاد دیگری نیز وجود داشته باشند که از دید ما پنهانند و ممکن است در فاصله ای بسیار کوچک تر از اندازه هسته اتم درهم پیچیده شده باشند. در ادامه نظریه ریسمان ها، دانشمندان در دهه ۱۹۹۰ میلادی تئوری جدیدی را به نام «تئوری m» ارائه کردند که بر اساس آن به جای این که ابعاد دیگر به صورت درهم پیچیده و مخفی شده توصیف شوند، فضا را در جهان ما به صورت پوسته ای سه بعدی در ساختاری بزرگتر و با ابعاد بیشتر معرفی کردند که فضای ما را دربرمی گیرد. از آنجایی که تصور چنان ساختاری برای ما امکان پذیر نیست، می توانیم فضای سه بعدی خود را به صورت صفحه ای دوبعدی در نظر بگیریم و آن ساختار را به صورت فضایی سه بعدی. نکته جالب توجه اینجاست که هیچ دلیلی وجود ندارد که صفحه ما در این فضا تنها صفحه موجود باشد و ممکن است صفحات بی شماری به موازات آن وجود داشته باشند (مثل یک دسته کاغذ) بدون اینکه صفحه ما را قطع کنند. حال این سوال مطرح می شود که چرا ما نمی توانیم از صفحات یا پوسته های دیگر اطلاعی داشته باشیم؟ دلیل آن این است که تقریباً همه نیروهای فیزیکی تنها در پوسته خود عمل می کنند و نمی توانند از مرزهای آن خارج شوند و به بیرون نشت کنند. مثلاً نور که تحت کنترل نیروی الکترومغناطیسی است نمی تواند از جهانی دیگر به جهان ما بیاید و بنابراین ما چیزی از جهانی دیگر را نمی بینیم. البته به نظر می رسد در میان همه نیروهای فیزیکی جهان، نیروی جاذبه یک استثنا باشد و به عنوان یک کلید بتوان از طریق آن اثری از جهان های دیگر را ردیابی کرد.

یکی از مدل های جدید و جالبی که بر مبنای این دیدگاه به وجود آمده است مدل « اکپیروتیک » ( این نام از کلمه ای یونانی به معنای آتش کیهان گرفته شده است ) نام دارد. بر اساس این مدل کیهان شناختی مهبانگ می تواند حاصل تصادمی بین پوسته ما و پوسته دیگری باشد که همین تصادم علت به وجود آمدن ماده موجود در جهان است. به عبارت دیگر، مهبانگ نقطه آغاز زمان نبوده بلکه تنها انتقالی از یک مبداء کیهانی به مبدأیی دیگر است. گامی فراتر و جالب تر در ادامه این مدل، این است که چنین تصادمی ممکن است در فواصل زمانی منظم و به صورت متناوب تکرار شود. گویی این دو پوسته مانند دو صفحه لاستیکی هستند که با فنری به هم متصل شده اند و در زمان هایی معین به یکدیگر برخورد می کنند.

NARUTO
08-07-2012, 02:07 AM
سلام به دوستداران نجوم . گفته شده انسان هیچوقت نمیتواند وسیله ای بسازد که از جهانی به جهان دیگر سفر کند حتی اگر با سرعت نور ! اما قبل از اینکه به سراغ لانه های کرمی شکل بروم میخوام بگم که مگر گفته نشده که وقتی انسان در فضا حرکت میکنه و داره به سوی مکان مشخصی میره در این فاصله زمان باید برای او بی معنا باشد چون به قول مقالاتی در این باره انسان دارد به سوی آینده سفر میکند پس پیر نمیشود و سنش همانطوری که بوده باقی میماند . پس اگر سفینه ای ساخته بشه که با سرعت نور حرکت کنه اگر 100000 سال نوری هم طول بکشد پس نباید بدن انسان از لحاظ بیولوژیکی تغییر پیدا بکنه . در مقاله ای دیگه خوندم اینطور نیست که اگر انسان به فضا رفت هیچوت سنش تغییر نمیکند . سن انسان بالا میره اما نه مثل سن افرادی که در زمین ساکن هستند . مثلا شاید هر 100 سال فضایی برابر با 1 سال زمینی باشه . اما چرا با این گفته ها نمی توان یک سفینه با سرعت نور ساخت که بدون مشکل به جهانی دیگه بره . جواب اینجاست : بخاطر اینکه ممکن فاصله جهانهای موازی به چند یا چندین یا چنصد میلیارد سال نوری برسد . البته ارقام بسیار بالایی را به کار بردم چون مسافت کل دنیایی که تا به اینجا میشناسیم حدود 14 میلیارد سال نوری است اما طبق تازه ترین پژوهشها مشخص شده که وسعت جهان از اینی که هست بسیار بیشتر است و این مقدار فقط جزء کوچکی از جهان پنهان است . بنابراین فاصله جهان های موازی را با حدس و گمان با مقدارهای نجومی عظیم تخمین میزنند . به قول بعضی از منابع معروف کیهان شناسی ادعا کرده اند ( البته سندهای محکمی هم برای اثبات ادعایشان ارائه کرده اند ) وجود جهان های موازی برایشان ثابت شده است اما از مکان وجود آنها باخبر نیستند . علتش رو در مقاله قبلی توضیح دادم . بخاطر همین تردیدی که دانشمندان دارند نمیتونن سفینه ای بسازن حتی با سرعت نور .

سندها و نشانه های فراوانی موجودیت سیاه چاله ها را غیر قابل انکار می سازد . اما احتمالات عجیبی که فراتر از مقوله سیاه چاله هاست در میان است . آلبرت انیشتین و ناتهان رزن در سال 1935 نشان دادند که یک سیاه چاله می تواند بجای یک سر دو سر داشته باشد . آنها این سیاچاله های دو سر را پل انیشتین رزن نامیدند . امروزه این سیاه چاله ها به نام لانه های کرمی شکل معروفند .

لانه های کرمی شکل از لحاظ تئوری اتصال بین دو مکان در فضاست . در یک سر این لانه کرمی شکل سیاه چاله ای وجود دارد که به یک حفره سفید متصل است حفره ای در فضا که ماده را به همان شیوه ای که یک سیاه چاله میمکد به بیرون پرتاب میکند . یک لانه کرمی شکل میتواند جهان هستی ما را با جهان هستی دیگری که کاملا متفاوت هست به یکدیگر پیوند دهد . بنابراین اگر روزی یک لانه کرمی شکل ساخته شود امکان سفر کردن از مکانی به مکان دیگه میسر میشه . اما بر اساس نظریه ای که انیشتین ارائه کرد لانه های کرمی شکل ناپایدارندو فقط به مدت کسری از ثانیه و پیش از آنکه آنها از وسط بشکنند و دو سیاه چاله مجزا رو بوجود بیارن ظاهر میشن . یعنی راه عبور اتصال فقط برای مدت بسیار کوتاهی باز میماند و به سرعت بسته میشود .

مسئله لانه های کرمی شکل را برای این عنوان کردم که با استفاده از این شگفتی می توان فاصله یک کهکشان مثل راه شیری تا کهکشان بعدی مثل آندرومدا را فقط در مدت حدود یک ساعت طی کرد زیرا مسئله لانه های کرمی شکل برای این عنوان شد که با کوتاهترین زمان بتوان طولانیترین مسافتهای کیهانی را پیمود و به نظر بسیاری از دانشمندان تنها را رفتن به جهانهای دیگر از جمله جهان های موازی و دیدن نوعهای خودمان فقط از طریق لانه های کرمی شکل به وقوع میپیوندد . آیا این آرزو به تحقق خواهد رسید .

Mani
08-07-2012, 03:03 PM
پس اگر سفینه ای ساخته بشه که با سرعت نور حرکت کنه اگر 100000 سال نوری هم طول بکشد پس نباید بدن انسان از لحاظ بیولوژیکی تغییر پیدا بکنه .تغییر میکنه، خوبشم تغییر میکنه!:d بر طبق معادله ی معروف E=MC2 هر جسمی که به سرعت نور برسه تبدیل به انرژی یا همون نور میشه! این مواقع باید از لفظ "نزدیک به سرعت نور" استفاده کرد.

آیا این آرزو به تحقق خواهد رسید؟جواب این سوال هم منفیه! برای ساخت یک کرم چاله و پایدار نگه داشتنش به یک منبع بی نهایت انرژی نیازه که چنین چیزی در کیهان وجود نداره! و بر طبق این مسئله هیچ چیز به جز نور نمیتونه درون یک کرم چاله دوام بیاره( چون که سرعت باز و بسته شدنش بسیار بالاست و هر ماهیتی که درونش قرار بگیره نابود میشه!)
البته اینم بگم که کرم چاله فقط و فقط یک مدل ریاضی هست و وجودش هنوز اثبات نشده.

estardast
03-31-2013, 10:46 AM
من هم فقط یه مثال از یه کتاب فلسفی رو زدم و گفتم که غیر علمی هست.....تنها تشابهش واسم جالب بود که به واگن های قطار تشبیهش کرد...
اینجا همش نظریه گفته شده...نظریه های چالش برانگیز که ذهن آدم رو درگیر میکنه .. ..بدون هیچ مثال عینی !

دقت کنید از طرف ِ خودشون هم گفته شده که زیاد جنبه ی ِ علمی رعایت نشده!!!!! جهان های ِ موازی بیشتر یک تئوریی هستش که بتونه یه جوری به خاک و خون کشیده شدن ِ شهود ِ انسانی در نظریه ی ِ کوانتم رو توجیه بکنه!!! در حال ِ حاضر چیزی بیشتر از یک دیدگاه ِ توجیهی-فلسفی برای ِ توجیه ِ نتایج ِ عجیب و دور از انتظار ِ مکانیک ِ کوانتمی نیست و هنوز هیچ شاهد ِ آزمایشگاهی ِ قطعی برای ِ وجود ِ چنین جهانی پیدا نشده :)

سينا منجم
05-11-2013, 02:34 PM
احتمالا كيهان ما توي يه كيهان ديگس چون كيهان ما نميتونه توي هيچ بزرگ بشه يا معلق بمونه.ولي سوال اينه كه كيهاني كه كيهان ما توشه بازم توي يه كيهان ديگس يا اينكه تموم ميشه.از نظر علمي توضيح بديد نه فلسفي و منطقي.