PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : صور فلكي و افسانه ها



sara sadeghian
10-23-2010, 11:10 AM
در اين تايپيك با كمك شما دوستان علاقمند به نجوم كهن به جمع آوري مرجعي كامل از داستان هاي اسطوره اي مربوط به صور فلكي مي پردازيم. همانطور كه ميدانيد معمولا صور فلكي در اقوام مختلف سرگذشت خاصي برايشان تعريف شده ، تا آنجا كه بتوانيم در اين تايپيك آنها را جمع آوري ميكنيم. به اميد كمك هاي شما در گرد آوري آن..
بي نقطه...:thumbsup:

sara sadeghian
10-23-2010, 11:14 AM
پيشنهاد ميكنم براي اولين بحث، از داستان و اسطوره هاي مربوط به كهكشان خودمان شروع كنيم. راه شيري!!!!!!!!!!!!
فقط يك نكته را اشاره كنم كه حتما تذكر دهيد كه مربوط به كدام قوم است( سومري؟ مصري؟ بابلي و ...)!!!!:grin:
بي نقطه...

sara sadeghian
10-24-2010, 08:23 AM
يونانی های قديم عقيده داشتند که کهکشان راه شيری راهی مخفی برای مردگان به دنيای زير زمين است:eyes on fire: که آنها از طريق صورت فلکی کژدم و بوسيله خورشيد و ماه و سياره های ديگر راه خودشون را پيدا ميکنند.

خسوف و کسوف به صورت سر دو مار بزرگ تصور ميشد که بدنش با علامتهای ستاره شناسی پوشيده شده است. در آن زمان عقيده بر آن بود ، زمانی که کهکشان راه شيری به صورت عمودی قرار دارد زمان رويش ساقه ذرت و همچنين زمان بوجود آمدن دنيا است.:slow:
بي نقطه...

Green Dream
10-24-2010, 09:46 AM
سلام سارا جان

عجب موضوع جذابی رو شروع کردی

منم به قدر توانم حتمآ کمک میکنم



افسانه مربوط به آندرومدا - ذات الکرسی-قیفاووس-برساوش


http://s5.aks98.com/images/01144317400873822153_thumb.gif (http://s5.aks98.com/viewer.php?file=01144317400873822153.gif)


یکی از زیباترین افسانه های ستارگان آسمان به طور حتم افسانه ذات الکرسی ( کاسیوپیا ) و امراة المسلسله ( آندرومدا ) است . " قیقاووس " ( kepheus ) پادشاه اتیوپی و همسر خودپسندش " کاسیوپیا " ، دختر بسیار زیبایی به نام " آندرومدا " داشتند . روزی ملکه خدایان را از خود رنجاند و آنها را آزرده خاطر کرد ، به این ترتیب که ادعا کرد ، دخترش زیباتر از " نرایدین " ( nereiden ) دختر " نرویس " ( nereus ) خداوند دریاها است .

آنها نزد " پوزیدون " حکمران دریاها ، که ما امروزه اغلب او را " نپتون " ( neptun ) می نامیم ، شکایت وادعای خود را مطرح کردند . پوزایدون از این امر بسیار خشمگین شد و هیولای دریایی ترسناکی را به اتیوپی فرستاد ، که امروزه به شکل صورت فلکی نهنگ در آسمان قرار دارد . این هیولای وحشتناک از دهانش آتش می بارید تمام آن سرزمین را ویران کرد . مردم که از این امر مایوس و ناامید شده بودند بالاخره به پادشاه خود روی کردند . " کفوس " از غیبگویان راه چاره خواست و آنها راه حل وحشتناکی را به او گفتند . او دریافت که هیولای بی رحم تنها در صورتی از سرزمین او دست خواهد برداشت که او یگانه دخترش " آندرومدا " را به هیولا تحویل دهد . شاه ابتدا این کار را به تاخیر انداخت ، ولی هیولای دریایی هر روز خشمگین تر می شد و سرزمین او را بدتر ویران می کرد . بالاخره شاه دستور داد شاهزاده خانم را در غل و زنجیر کنند و بر صخره ای در دریا محکم ببندند .

هیولای دریایی به زودی پدیدار شد و می خواست " آندرومدا " را در چنبره بگیرد ، ولی درست در همان لحظه " برساوش" ( perseus : پرسه یا برساوش پسر زئوس ) پهلوان ، که او نیز به شکل صورت فلکی در آسمان قرار دارد ، از راه رسید . برساوش ، که صندلیهای بالداری در پا داشت و می توانست با آنها پرواز کند ، دختر بیچاره را که برای کمک فریاد می کشید ، دید . او بی درنگ به هیولا حمله ور شد ، اما نتوانست با شمشیر خود بر هیولا غلبه کند . خوشبختانه او در ماجرای دیگری ، سر " گورگون " را به دست آورده بود ، سری که هر موجودی به آن نگاه می کرد ، بلافاصله تبدیل به سنگ می شد . او این سر را در برابر صورت هیولا گرفت ، به نحوی که هیولای دریایی در یک چشم بر هم زدن به سنگ تبدیل شد . برساوش ، شاهزاده خانم را که بعدها همسر او شد ، نجات داد . بر ساوش ، سر گورگون را از بدن " مدوسا " ( medusa : یکی از سه خواهر خدایان افسانه ای یونانی " گوگون ها " می نامیدند .

مدوزا زیبایی خیره کننده و گیسوان جذابی داشت . " آتنا " " دختر زئوس " رب النوع هنر و دانش و صنعت که از او رنجیده بود ، گیسوان او را تبدیل به مار کرد . و بر دیدگانش نیرویی داد که به هر کس می نگریست سنگ می شد . " پرسه " یا برساوش پسر زئوس سر او را با خود در جنگها و لشکرهایش همراه می برد و دشمنانش را به سنگ تبدیل می کرد جدا کرده بود ، هیولای ترسناکی که " پگاسوس " ، اسب بالدار ، از پهلوی او به وجود آمده بود .

محمدرضا صادقیان
10-24-2010, 10:41 AM
سلام سارا جان

عجب موضوع جذابی رو شروع کردی

منم به قدر توانم حتمآ کمک میکنم



افسانه مربوط به آندرومدا - ذات الکرسی-قیفاووس-برساوش


http://s5.aks98.com/images/01144317400873822153_thumb.gif (http://s5.aks98.com/viewer.php?file=01144317400873822153.gif)


یکی از زیباترین افسانه های ستارگان آسمان به طور حتم افسانه ذات الکرسی ( کاسیوپیا ) و امراة المسلسله ( آندرومدا ) است . " قیقاووس " ( kepheus ) پادشاه اتیوپی و همسر خودپسندش " کاسیوپیا " ، دختر بسیار زیبایی به نام " آندرومدا " داشتند . روزی ملکه خدایان را از خود رنجاند و آنها را آزرده خاطر کرد ، به این ترتیب که ادعا کرد ، دخترش زیباتر از " نرایدین " ( nereiden ) دختر " نرویس " ( nereus ) خداوند دریاها است .

آنها نزد " پوزیدون " حکمران دریاها ، که ما امروزه اغلب او را " نپتون " ( neptun ) می نامیم ، شکایت وادعای خود را مطرح کردند . پوزایدون از این امر بسیار خشمگین شد و هیولای دریایی ترسناکی را به اتیوپی فرستاد ، که امروزه به شکل صورت فلکی نهنگ در آسمان قرار دارد . این هیولای وحشتناک از دهانش آتش می بارید تمام آن سرزمین را ویران کرد . مردم که از این امر مایوس و ناامید شده بودند بالاخره به پادشاه خود روی کردند . " کفوس " از غیبگویان راه چاره خواست و آنها راه حل وحشتناکی را به او گفتند . او دریافت که هیولای بی رحم تنها در صورتی از سرزمین او دست خواهد برداشت که او یگانه دخترش " آندرومدا " را به هیولا تحویل دهد . شاه ابتدا این کار را به تاخیر انداخت ، ولی هیولای دریایی هر روز خشمگین تر می شد و سرزمین او را بدتر ویران می کرد . بالاخره شاه دستور داد شاهزاده خانم را در غل و زنجیر کنند و بر صخره ای در دریا محکم ببندند .

هیولای دریایی به زودی پدیدار شد و می خواست " آندرومدا " را در چنبره بگیرد ، ولی درست در همان لحظه " برساوش" ( perseus : پرسه یا برساوش پسر زئوس ) پهلوان ، که او نیز به شکل صورت فلکی در آسمان قرار دارد ، از راه رسید . برساوش ، که صندلیهای بالداری در پا داشت و می توانست با آنها پرواز کند ، دختر بیچاره را که برای کمک فریاد می کشید ، دید . او بی درنگ به هیولا حمله ور شد ، اما نتوانست با شمشیر خود بر هیولا غلبه کند . خوشبختانه او در ماجرای دیگری ، سر " گورگون " را به دست آورده بود ، سری که هر موجودی به آن نگاه می کرد ، بلافاصله تبدیل به سنگ می شد . او این سر را در برابر صورت هیولا گرفت ، به نحوی که هیولای دریایی در یک چشم بر هم زدن به سنگ تبدیل شد . برساوش ، شاهزاده خانم را که بعدها همسر او شد ، نجات داد . بر ساوش ، سر گورگون را از بدن " مدوسا " ( medusa : یکی از سه خواهر خدایان افسانه ای یونانی " گوگون ها " می نامیدند .

مدوزا زیبایی خیره کننده و گیسوان جذابی داشت . " آتنا " " دختر زئوس " رب النوع هنر و دانش و صنعت که از او رنجیده بود ، گیسوان او را تبدیل به مار کرد . و بر دیدگانش نیرویی داد که به هر کس می نگریست سنگ می شد . " پرسه " یا برساوش پسر زئوس سر او را با خود در جنگها و لشکرهایش همراه می برد و دشمنانش را به سنگ تبدیل می کرد جدا کرده بود ، هیولای ترسناکی که " پگاسوس " ، اسب بالدار ، از پهلوی او به وجود آمده بود .
مرسی دوست عزیز...
اما ای کاش بحث کهکشان راه شیری تموم میشد و بعد می رفتیم سراغ صور فلکی...
یه خواهش از دوستان عزیز نجومیم دارم:
در مورد همون موضوع بحث افسانه هایی که می دونین رو بگین تا یه منبع کامل در ادامه هر مورد داشته باشیم... منظورم اینه وقتی بحث کهکشان راه شیری تموم بشه وقتی کسی میاد و می خونه یه منبع کامل داره که در ادامه مثلا صورت فلکی آندرومدا رو داره با تمام افسانه ها بعد.... و بعد....
با تشکر

sara sadeghian
10-24-2010, 10:49 AM
بسیاری از آفرینش اسطوره‌ای در دور تا دور جهان وجود دارد که اساس راه شیری ونامش را توضیح می‌دهند .در اصطلاح انگلیسی یک ترجمه برای یونان باستان است که از لغت شیر گرفته شده‌است. همچنین منشأ این لغت کهکشان است.در یونان باستان ، راه شیری توسط Hera وقتی که شیر خواره بود سبب شد. در سانکسریک وچند زبان هند وآریایی، راه شیری Akash Ganga आकाशगंगा نامیده می‌شود. راه شیری در کتاب‌های مقدس ومعروف هند از قبیل Puranas وGanges مقدس نگه داشته شده وراه شیری در وضعیت زمینی با آنالوگ نجومی مورد بررسی وتحقیق قرار داده شده‌است. هرچند،یک دوره Kshiraنیز نام دیگری برای راه شیری در نوشته‌های هندو استفاده می‌کرده:slow:

در منطقه وسیعی از آسیای مرکزی به سمت آفریقا ،یک نام برای کهکشان راه شیری انتخاب شده ،کلمه‌ای برای «نی» ممکن است از افسانه Armenian باستان تهیه شده‌باشد ودر خارج به وسیله عرب‌ها انجام شده‌است. در اورالی ، زبان ترکی ، Fenno - Ugri ، و در زبانهای بالتیک ،کهکشان راه شیری مسیر "پرندگان' نامیده می‌شود.از زمانی که معلوم شد راه مهاجرت پرندگان از راه شیری پیروی می‌کنند.Xi Qi نوشته مشهوری را به چاپ رساند که در بسیاری از فرهنگ های آسیا در سرتاسر فصل های راه شیری توسط پرندگان شکل می گرفته ، (معمولاً کلاغ‌ها وزاغ‌ها). نام چینی آن رودخانه سفید است که در سر تاسر آسیای شرق از جمله کره و ژاپن استفاده می‌شود. یک نام دیگر برای کهکشان راه شیری در چین باستان ،مخصوصأ در شعر،رودخانه آسمانی است.در ژاپن رودخانه سفید. به طور کلی کهکشان،سیستم رودخانه سفید یا رودخانه سمایی معنی می‌دهد در سوئد Vintergatan یا راه سفید نامیده می‌شود به این دلیل که ستاره‌هایی که در کمربند زمانی که زمستان خواهد رسید را پیشگویی می‌کنند.در بسیاری از زبان ایبری کهکشان راه شیری رابه جاده قدیس James نام گذاشته‌است.
بی نقطه...

sara sadeghian
10-27-2010, 10:04 AM
از بچه هاي گروه آوا استار كسي اسطوره اي جديد درباره كهكشان راه شيري نداره؟ :grin:
اگه نيست كه بريم سراغ صورت هاي فلكي:thumbsup:
بي نقطه...

Edwin
10-27-2010, 10:21 AM
سارا خانم ...

فکر کنم اینجوری بهتر باشه

شما موضوع بعدی رو بگید که بچه ها مطلب بزنن

الآن اگه راه شیری تموم شد , اسم اولین صورت فلکی رو بگید تا اطلاعاتمون رو بریزیم وسط

موفق باشید

sara sadeghian
10-31-2010, 12:05 PM
ممنون كه كسي ديگه چيزي نداره واسه راه شيري:TT TT:
بريم سراغ صورت فلكي ها:thumbsup:
اولين صورت فلكي كه انتخاب ميكنم جبار هستش چون خودم واقعا دوسش ميدارم.
خب منتظر اسطوره هاتون هستم:thumbsup:
بي نقطه...

Hojjat Zafarkhah
11-01-2010, 02:05 PM
سلام به همگی!!!

جناب geologist به نظر من بهتر بود به حرف سارا خانوم گوش میدادید و به ترتیب اسطوره ها رو می نوشتید!!!!!!!!:grin:


البته اسطوره های جالی هستن!!!!!!!ممنون

geologist
11-01-2010, 02:12 PM
سلام به همگی!!!

جناب geologist به نظر من بهتر بود به حرف سارا خانوم گوش میدادید و به ترتیب اسطوره ها رو می نوشتید!!!!!!!!:grin:


البته اسطوره های جالی هستن!!!!!!!ممنون

سلام دوست عزیز
از شما و سرکار خانم صادقیان بابت اشتباه پیش آمده عذر خواهی میکنم.
هر دو پست ها را پاک کردم.

Hojjat Zafarkhah
11-01-2010, 02:18 PM
من چندین اسطوره از جبار شنیدم که اونارو میگم!!!!!!!!!


جبار شکارچی با هموی گرز به دست آسمان و یا orion فرزند خدای دریاها (poseidom) بوده که در برابر خادایان می ایسته و مدعی می شه که هیچ چهار پایی توانایی رویارویی با او را ندارد که این موضوع به گوش آرمیتس (الهه ماه و شکار) میرسه و ا. با نیری زهرآلود نابودش می کند!!!!!!!


قضیه دوم جبار اینه که بعد از مدعی شدم چبار آرمیتس از دل زمین عقربی رو بوجود میاره که می ره جبار رو می کشه:TT TT:!!!و زئوس هم اون دوتا (جبار و عقرب) رو برای عبرت دیگران به آسمون ها می بره!!!!!!!
اگه دقت کرده باشید توی واقعیت هم همینطوریه!!!وقتی چبار غروب می کنه عرپقرب طلوع می کنه!!!!!!!!!!

یه قضیه دیگه ای هم هست که می گن:::جبار عاشق هفت خواهران(خوشه پروین) می شه:blank: البته از اون عاشق های واقعی،و بعدها زئوس با خبر شد و هفت خواهران رو به آسمون برد و گاو(ثور)رو هم برای محافظت از اون گذاشت و اینکه جبار هر شب به دنبال هفت خواهران می ره!!!!!!

دو تا صورت فلکی کلب اکبر و کلب اصغر هم سگان شکاری چبار شکارچی رو تداعی می کنه!!

و ارنب و نهر هم اینو نشون می ده که یه خرگوش رو کنار نهری شکار کرده !!!!!!!!!!



همین!!!:grin:
منتظره بقیه هم هستیم در مورد جبار!!!!!!!!:thumbsup:

geologist
11-01-2010, 02:20 PM
می گویند روزی شکارچی، " آرتمیس " الهه شکار را هنگام شنا در آب غافلگیر کرد ، آرتمیس از این واقعه عصبانی شد و شکارچی را به صورت گوزن در آورد . آنگاه سگ های شکاری او نتوانستند شکارچی را باز شناسند و وی را تکه تکه کردند و از هم دریدند . پس از آن جبار به همراه سگها به شکل صورت فلکی به آسمان صعود کرد و به واقع در آسمان می توانید کلب اکبر و کلب اصغر را با ستارگان اصلی باشکوهشان شعرای یمانی و شعرای شامی مشاهده کنید و به تحسین زیبایی و شکوه آنها بپردازید .

در داستان دیگر جبار ، معشوق آرتمیس یا " آروارا " ( aurora ) ، الهه سرخ فام بامداد ، انگاشته می شود . می گویند الهه شکار آرتیمیس ، که وظیفه نور افشانی ماه را نیز بر عهده داشت ، به خاطر جبار فراموش کرد ، نور ماه را بتاباند . خدای خورشید از این موضوع چنان عصبانی شد ، که شکارچی را با تابش اشعه های نورانی خود نابینا کرد . بر اساس این افسانه آرتمیس خود از روی اشتباه جبار درمانده را مورد اصابت تیر قرار داد . او برای آن لااقل بخشی از این بی عدالتی را جبران کند ، از پدرش ، زئوس خواست که شکارچی یا جبار را با سگهایش و شکاری که کرده بود ، یعنی خرگوش ( صورت فلکی ارنب ) ، به آسمان منتقل کند .

در بابل باستان مردم در صورت فلکی جبار نقش خدایی را می دیدند ، که سنگهای قیمتی و جواهرات را خلق می کرد . در واقع هم ستاره نورانی قرمز رنگ " یدالجوزا " و ستاره نورانی سفید متمایل به آبی " رجل الجوزا " یاقوت و الماس را به خاطر انسان می آورند .

Hojjat Zafarkhah
11-01-2010, 03:03 PM
اینم یه عکس خوب از جبار:::

http://1.xm.comuf.com/images/21d187a8e1a3.jpg

169
11-01-2010, 06:47 PM
زیاد علاقه ای به افسانه ها ندارم به خاطر همن اینجا چیزی نمی نویسم!

sara sadeghian
11-02-2010, 02:10 PM
زیاد علاقه ای به افسانه ها ندارم به خاطر همن اینجا چیزی نمی نویسم!

واااااااااااااااااااااااا اا:pissed off:
خيلي ناراحت شدم:TT TT:
هر جور راحتي!!!!!!
ميتونستي چيزي نگيد من كه چيزي نميگفتم نه اينكه اينجوري بگيد
بي نقطه...

169
11-02-2010, 07:05 PM
واااااااااااااااااااااااا اا:pissed off:
خيلي ناراحت شدم:TT TT:
هر جور راحتي!!!!!!
ميتونستي چيزي نگيد من كه چيزي نميگفتم نه اينكه اينجوري بگيد
بي نقطه...

شما چرا ناراحت شدید!!؟؟:zomg:
میدونی چیه درسته افسانه ا جالبه و احتمالا هم ممکنه واقعیت خارجی داشته باشه ولی نمی دونم چرا علاقه ای به دونستن این افسانه ها ندارم!( البته بگم متن هایی که می نویسید رو می خونم!) یادش بخیر یکی از عزیزان نجومی پزوهش سرامون این افسانه های کتاب نجوم به زبان ساده رو فول خونده و خیلی هم قشنگ توضیح میده! میگه این شوهر عمه ی جبار و اون یکی خواهر زاده ی فلانی و ... در کل این طوری توضیح میده!دوست دارم افسانه هارو بدونم و بخونم ولی علافه ی به پیگیریش ندارم!

aflatoon
11-02-2010, 10:32 PM
با سلام خدمت دوستان عزیز............
از وقتی فهمیدم هر صورت فلکی افسانه ای مخصوص برای خودش دارد خیلی کنجکاو شدم تا از رمز وراز آن افسانه مطلع بشوم. متاسفانه تاکنون موفق نشده ام داستان پیدایش تمامی صور فلکی را بدانم شاید به این دلیل باشد که منبع موثقی بدست نیاورده بودم.
بنابراین از دوستان خواهشمندم اگر منبعی سراغ دارند معرفی کنند. یا اگر اطلاعات جامعتری دارند در سابت قرار دهند.
پیشاپیش از زحمات کلیه دوستان سپاسگذارم..........

Hojjat Zafarkhah
11-02-2010, 10:41 PM
خوب فکر نکنم دوستان زیاد اهل فیلم باشند!!!!!!

ولی توصیه می کنم فیلمcrash of taitans رو حتما ببینید!!!!

این فیلم در مورد آندرومدا و برساوش و بقیه دوستان هستش!!!!!

اگه کسی نداشت بهم بگید تا براتون بفرستم!!!!!!

Setare KOchOlO
11-02-2010, 11:08 PM
خوب فکر نکنم دوستان زیاد اهل فیلم باشند!!!!!!

ولی توصیه می کنم فیلمcrash of taitans رو حتما ببینید!!!!

این فیلم در مورد آندرومدا و برساوش و بقیه دوستان هستش!!!!!

اگه کسی نداشت بهم بگید تا براتون بفرستم!!!!!!


وااااااااای ی ی فیلم تخیلی...آخ جوووووووون...من ندارم به من بدین کاربر اوریون!!!!!!!!
آقای آوااستاری نگفتین سینمادار هم هستین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟کی گیشه سینماس؟؟؟؟؟؟؟؟:wut:

من تاحالا سینما نرفتم...:TT TT: ولی اینجا میررررررررررررررم...این خیلی خوبه........اووووووووه ه ه :grin:

sara sadeghian
11-03-2010, 09:39 AM
اول ممنون از دوستاني كه در اين تايپيك مطلب ميذارن.
دوستان خوبم فرصت رو غنيمت ميشمرم و به معرفي يكي از كتاب هايي كه درباره اسطوره هاست ميپردازم!!! (به پيشنهاد دوست خوبمون "افلاطون")!!!
من وقتي ترم 1 بودم 2 واحد درس اسطوره ها رو پاس كردم(يادش بخير!!!) درس جالبي بود برام. يه پيشنهاد هم واسه شما دوستان دارم. كتابي هستش تحت عنوان "سيري در اساطير يونان و رم" كه در اين كتاب تك تك اسطوره هاي يونان و رم رو توضيح داده نه صورت هاي فلكي!!!:pacman:
به نظرم اگه براتون مقدور باشه اين كتاب رو تهيه كنيد تا ذهنيتي درباره خود اسطوره مورد نظر نه صرفا صورت فلكي به دست بياريد تا از داستان هاي صور فلكي لذت كافي رو ببريد و با شخصيت هاي استفاده شده در اون صورت فلكي آشنايي مختصري داشته باشيد!!!!:hope my fake smile
لازم به ذكر هستش كه نويسنده اين كتاب آقاي اديت هميلتون و مترجم اون آقاي عبدالحسين شريفيان:grin:
بي نقطه...:thumbsup:

Hojjat Zafarkhah
11-03-2010, 03:50 PM
خوب اگه جبار تموم شد بریم سراغ یکی دیگه!!!!!!

البته با اجازه سارا خانوم!!!

aflatoon
11-04-2010, 06:50 PM
با عرض سلام خدمت دوستان عزیز.....
ضمن تشکر و قدر دانی از آبجی همشیره خودم سرکار خانم صادقیان بخاطر لطفی که در حق بنده نمودند.
کتاب مورد نظر را پیدا نکردم ولی کتابی با همان مضمون یافتم که تا حد زیادی گویای مطالب بود وخیلی به دل من نشست.
بخصوص داستان یا بهتر بگویم "افسانه هرکول" که خدایان پس از مرگ او تصمیم میگیرند که او را به آسمان برده و از او استوره بسازند....
صورت فلکی هرکول یادگار همان موقع است.
همینطور 87 صورت فلکی دیگر...............
خواستم بپرسم آیا در آسمان مجموعه ستاره منظم بی نام ونشانی یافت میشود تا ما هم یک استوره ایرانی در آسمان داشته باشیم؟ وبه نظر شما اگر بخواهیم استوره ای ایرانی در آسمان داشته باشیم چه کسی را باید به آسمان بفرستیم ؟
وشما چه کسی را کاندید میکنید تا از او استوره بسازیم ؟
با تشکر از توجهی که به بنده مبذول داشتید.

Mehri Mohammadi
11-04-2010, 07:38 PM
با سلام خدمت دوستان عزیز............
از وقتی فهمیدم هر صورت فلکی افسانه ای مخصوص برای خودش دارد خیلی کنجکاو شدم تا از رمز وراز آن افسانه مطلع بشوم. متاسفانه تاکنون موفق نشده ام داستان پیدایش تمامی صور فلکی را بدانم شاید به این دلیل باشد که منبع موثقی بدست نیاورده بودم.
بنابراین از دوستان خواهشمندم اگر منبعی سراغ دارند معرفی کنند. یا اگر اطلاعات جامعتری دارند در سابت قرار دهند.
پیشاپیش از زحمات کلیه دوستان سپاسگذارم..........

سلام آقای افلاطون
اول بگم که خوشحالم به این بحث علاقه مندید، بعد هم دوباره خوشحال میشم اگه بتونم کمکی بکنم!

اگر براتون مسیله ای نیست که منبع به زبان انگلیسی باشه من یه کتاب جامع و قشنگ سراغ دارم که مطمینا از خوندنش لذت می برید، اسمش Mythologyو نویسندش Edith Hamilton
این کتاب افسانه های یونانی و کمی هم رومی رو توضیح میده. به علاوه ی ایلیاد و اودیسه ی هومر

اما اگه فارسی بخواید یه جلد از کتاب های سری یه انتشارات هست که مختص صورت های فلکی و اسطوره های ملل مختلفه. اون هم کتاب جالبیه. اگه اشتباه نکنم اسمش "افسانه های صورت های فلکی" باشه.
اگه نتونستسد پیدا کنید بگید من اسم خود کتاب و انتشاراتشو دقیق می پرسم بهتون میگم

محمدرضا صادقیان
11-04-2010, 09:31 PM
با عرض سلام خدمت دوستان عزیز.....
ضمن تشکر و قدر دانی از آبجی همشیره خودم سرکار خانم صادقیان بخاطر لطفی که در حق بنده نمودند.
کتاب مورد نظر را پیدا نکردم ولی کتابی با همان مضمون یافتم که تا حد زیادی گویای مطالب بود وخیلی به دل من نشست.
بخصوص داستان یا بهتر بگویم "افسانه هرکول" که خدایان پس از مرگ او تصمیم میگیرند که او را به آسمان برده و از او استوره بسازند....
صورت فلکی هرکول یادگار همان موقع است.
همینطور 87 صورت فلکی دیگر...............
خواستم بپرسم آیا در آسمان مجموعه ستاره منظم بی نام ونشانی یافت میشود تا ما هم یک استوره ایرانی در آسمان داشته باشیم؟ وبه نظر شما اگر بخواهیم استوره ای ایرانی در آسمان داشته باشیم چه کسی را باید به آسمان بفرستیم ؟
وشما چه کسی را کاندید میکنید تا از او استوره بسازیم ؟
با تشکر از توجهی که به بنده مبذول داشتید.

سلام به دوست گلم .:thumbsup: برای شروع به این لینک یه سری بزن:
http://forum.avastarco.com/forum/showthread.php?t=148
اما کتاب:
این کتاب رو که بهت معرفی می کنم حتما گیرش میاری:
اساطیر یونانی و صورفلکی - گردآوری و تالیف :خانم نیلوفر فشنگ ساز - ناشر سبزان...
در ضمن می تونی به صورت اینترنتی از سایت آی آی کتاب بخریش. اینم لینک سایت :(موفق و سربلند باشین)
www.iiketab.com

Setare KOchOlO
11-04-2010, 11:45 PM
سلام به همه وسلام به کاربر افلاطون...یه چیزی بگم اولش بعد هم من یه کتاب معرفی کنم...

وجدانی کاربر افلاطون باورت میشه این همه جمع منجما جمع باشه واین همه حس منجم دوستی قوی باشه...؟؟؟؟باورتون میشه؟؟؟اینو بخاطر این گفتم که اونقد ما بی جواب موندیم وبی جواب مارو گذاشتن که همه منجمای باتجربه عهد کردن هیچ کس رو بی جواب نذارن... مگه نه آوااستاریاااااااااااااااا ااااااااااااااااااااااا !!!! :grin:

وحالا اون کتاب: این کتاب معرف من افسانه های طولانی ودقیق رو ننوشته ولی چون به همراه نقشه صورهست و خوب توضیح داده معرفی میکنم... کتاب صورت فلکی :مهندس دالکی

Hojjat Zafarkhah
11-04-2010, 11:59 PM
سلام به همه وسلام به کاربر افلاطون...یه چیزی بگم اولش بعد هم من یه کتاب معرفی کنم...

وجدانی کاربر افلاطون باورت میشه این همه جمع منجما جمع باشه واین همه حس منجم دوستی قوی باشه...؟؟؟؟باورتون میشه؟؟؟اینو بخاطر این گفتم که اونقد ما بی جواب موندیم وبی جواب مارو گذاشتن که همه منجمای باتجربه عهد کردن هیچ کس رو بی جواب نذارن... مگه نه آوااستاریاااااااااااااااا ااااااااااااااااااااااا !!!! :grin:

وحالا اون کتاب: این کتاب معرف من افسانه های طولانی ودقیق رو ننوشته ولی چون به همراه نقشه صورهست و خوب توضیح داده معرفی میکنم... کتاب صورت فلکی :مهندس دالکی

"ستاره کوچولو" ی عزیز ممنون از اینکه مطالب رو دقیق بیان می کنی ولی یه خواهش:میون کلمات و جملاتت یه ویرگول یا نقطه یا فاصله بذار !!!!!من که اصلا نمی تونم بخونم!:innocent:

شاید این مشکل بعضی از دوستان هم باشه!!!!!

ممنون:thumbsup:

aflatoon
11-05-2010, 01:06 AM
با عرض سلام خدمت همه دوستان....
خیلی خوشحالم از اینکه میبینم این همه مورد لطف وعنایت دوستان قرار گرفته ام.
از صمیم قلب از همه عزیزان تشکر میکنم.
موضوع تاپیک برمیگردد به صور فلکی و وجه تسمیه انها . البته همه آنها ریشه در افسانه های ملل دارند.
تا آنجایی که من مطالعه داشته ام دانشمندان زیادی در رابطه با ریشه های افسانه ها نظریه پردازی کرده اند.و به نظر من .....
تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها....
و اما اینکه چند تا ستاره بدون شکل منظم هندسی در آسمان مورد لطف اقوام گذشته قرار گرفته اند و برای آنها یک شکل سه بعدی از زاویه دید ناظر زمینی در نظر گرفه شده است خیلی ابتکار جالبی میباشد وقدرت خلاقیت اقوام گذشته را میرساند.
اینکه هرکول وجود خارجی داشته باشد یا نه چه اهممیتی برای ما میتواند داشته باشد؟
اینکه مجموع چند تا ستاره تشکیل یک صورت فلکی را بدهند فقط از نظر مختصات یابی هر ستاره میتواند نقش داشته باشد .
که زحمت اینکار را قدما کشیده اند. تقریبا" میشود گفت یک نوع دسته بندی برای یافتن هر ستاره در آسمان میباشد تا به راحتی قابل شناسایی باشند.
در نتیجه به جرات میتوان گفت اقوام گذشته بسیار با هوش وخلاق بوده اند.که زحمت یک چنین کار بزرگی را کشیده اند.
تقریبا" بیشتر ستاره های قابل رویت با چشم غیر مسلح را در قالب 88 صورت فلکی (که البته هر کدام افسانه مخصوص خودش را دارد ) تقسیم بندی کرده اند.
من وظیفه خودم میدانم از این اقدام هوشمندانه اقوام گذشته تشکر و سپاسگزاری کنم.
امید وارم "زئوس "بزرگ روح ایشان را قرین رحمت خوش گرداند.......آمین.

sara sadeghian
11-06-2010, 01:34 PM
ممنون از دوستان گل براي كمك به دوستمون آقاي افلاطون. اول يه عذر خواهي از همتون ميكنم و به اين دليل هستش كه درساي دانشگام سنگين شده وگاهي نميتونم هر روز سر بزنم. :lll._.:
با اجازه ي دوستان عزيز صورت فلكي بعدي كه معرفي ميشه ثور هستش.
راستي دوستان اگه دوست داريد صورت فلكي خاصي در ادامه معرفي بشه در طي يك پيام خصوصي بهم بگيد چون دوست ندارم يه جورايي فقط خودم شروع كننده باشم. (منم حساس!!!!!!!!!!!!!!!!!!!):brigade.baka-wolf.c
پس منتظرم دوستان:thumbsup:
بي نقطه...

Hojjat Zafarkhah
11-06-2010, 06:09 PM
وااااااااای ی ی فیلم تخیلی...آخ جوووووووون...من ندارم به من بدین کاربر اوریون!!!!!!!!
آقای آوااستاری نگفتین سینمادار هم هستین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟کی گیشه سینماس؟؟؟؟؟؟؟؟:wut:

من تاحالا سینما نرفتم...:tt tt: ولی اینجا میررررررررررررررم...این خیلی خوبه........اووووووووه ه ه :grin:

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟:o_o ::o_o:

Setare KOchOlO
11-06-2010, 11:31 PM
سلام به همه...
اولا ) چشم ...فاصله بین کلمات رو رعایت می کنم... نه اینکه تند می نویسم ...آره !!!

ثانیا ) من می خوام یه افسانه درمورد صورت فلکی ثور بذارم البته بااجازه ساراجووووووون...رخصت؟؟؟:grin:

ثالثا ) ازنظر عرفی این صورت فلکیه اردیبهشتیاس. ولی ...ولی ...ازنظر علمی وقانون عالم ماه خردادیاس...اینو جدییییییییییی بگیریییییییییین... لطفا:yaeh am not durnk:

حالا افسانه:
افسانه هاي بابلي حکايت از اين دارن که " ايشتار" الهه عشق بابل به آسمان رفت تا " گيلگمش" قهرمان اسطوره بابلي را چون به نداي عشق او پاسخ نداده بود نابود کنه . اما افسانه هاي يوناني مي گويند : " زئوس" بزرگترين خداي يونان خود را به گاوي تبديل کرد و دختر پادشاه را که اروپا نام داشت با خود ربود و به جزيره " کرت " در درياي مديترانه برد. اروپا از زئوس صاحب پسري به نام "مينوس" شد که " تمدن مينويي " مديون اوست.
در کنار قصر "مينوس " ساختماني با راه پله هاي پيچ در پيچ بود که در اين ساختمان هيولاي بنام " مينوتاروس" بود که از گوشت انسان تغذ يه مي کرد که به دست قهرمان بزرگ يونان تزوس به قتل رسيد که ثور يادآور اين افسانه است.

در صورت فلکي ثور مي توان خوشه پروين را ديد که به هفت خواهر نيز مشهو ر ند . افسانه ها مي گويند : که آنان هفت دختر اطلس کبير بودند
( اطلس خدايي که جهان را بر دوش خود داره ) جبار شهوت پرست (این تیکه عاشقان جبار به دل نگیرن...بابا اینا همش افسانس...آره)هم همواره دنبال اين هفت دختر بود ،توسط زئوس به آسمان منتقل شدند .

این باشه...بازم میام

aflatoon
11-06-2010, 11:39 PM
با عرض سلام خدمت دوستان عزیز آوا استاری.........

خیلی متشکرم از همه دوستانی که وقتی کسی در زمینه علمی از آنها کمکی بطلبد دریغ نمیکنند.

و اما بعد خدمت دوستان گلم عارضم که : بعد از مطالعه ومرور منابع معرفی شده نتیجه ای که بدست آمد خیلی برای من جالب بود.

ولی متاسفانه فعلا"تمیتوانم در سایت قرار دهم چون فردا پس فردا برای شرکت در برنامه آموزشی - توسط موسسه آوا استار

برای کوهنوردان تهرانی - که در تهران بر گزار میشود عازم تهران هستم.

انشاء الله وقتی برگشتم اهواز هم گزارش برنامه وهم تتایج تحقیق پیرامون صور فلکی را در سایت آپ میکنم. شاید در جایی به درد

کسی بخورد. به قول معروف کاشتند و خوردیم اگر باز هم بکارند میخوریم!!!!!

با تشکر از همه عزیزان .....

موفق باشید.

sara sadeghian
11-09-2010, 02:32 PM
صورت فلکی " ثور " (به معنای گاو نر)یکی از مشخصترین ، چشمگیرترین و زیباترین صورتهای فلکی آسمان است . این صورت در عهد بابلیها هم شناخته شده بود . می گویند ثور ( گاو یا گاومیش ) به خواهش " ایشتار " ( ishtar ) الهه عشق بابل ، به آسمان صعود کرد ، تا قهرمان افسانه ای " گیلگمش " ( gilgamesch ) را که به ندای عشق او پاسخ نداده بود ، نابود سازد .:pacman:

مصریان باستان در این صورت فلکی ، گاو مقدس " آپیس " (holly apis ) را می دیدند ، که در آغاز سال ،صفحه خورشید را میان شاخهایش می گرفت و آن را به بالاترین وضعیتش در آسمان بلند می کرد ، وضعیتی که خورشید در تابستان به خود می گیرد .:brigade.baka-wolf.c

اما بر اساس افسانه های یونانی زمانی نیرومندترین خدای یونانیان ، زئوس ، خود را به صورت گاوی و دختر پادشاه را که " اروپا " (Europe ) نام داشت – و قاره اروپا نامش را مدیون اوست – به جزیره کرت ( crete : جزیره ای یونانی در دریای مدیترانه در سواحل جنوب شرقی یونان) ربوده بود . " اروپا " از زئوس صاحب پسری به نام " مینوس " ( minos ) شد ، که تمدن و فرهنگ میتویی در این جزیره زیبای دریای مدیترانه امروزه هنوز به یاد او ، به همین نام خوانده می شود . هنگامی که میتوس بزرگ شد ، به پادشاهی رسید . در کنار قصر او بنایی که " لابیرینت " ( labyrinth ) نامیده می شد قرار داشت ، ساختمانی با راهروهای پیچ در پیچ گیچ کننده فراوان . در این بنا هیولای ترسناکی به نام " مینوتاروس " ( minotaurus ) می زیست . اغلب این هیولا در نقش انسانی با سر گاومیش نشان داده می شود . این هیولا از گوشت انسانها تغذیه می کرد و بالاخره به دست قهرمان افسانه ای بزرگ یونان " تزوس " ( theseus ) به قتل رسید . " تزوس " پس از کشتن هیولا گلوله نخ باز شده ای " آریادنه " ( ariadne ) دختر پادشاه به او داده بود از راهروهای پیچ در پیچ " لابیرینت " خارج شد .:hope my fake smile
بي نقطه...

tahoo
11-09-2010, 05:31 PM
خواستم بپرسم آیا در آسمان مجموعه ستاره منظم بی نام ونشانی یافت میشود تا ما هم یک استوره ایرانی در آسمان داشته باشیم؟ وبه نظر شما اگر بخواهیم استوره ای ایرانی در آسمان داشته باشیم چه کسی را باید به آسمان بفرستیم ؟
وشما چه کسی را کاندید میکنید تا از او استوره بسازیم ؟
با تشکر از توجهی که به بنده مبذول داشتید.
من رشتم هنر در مورد افسانه و تراژدی و ... زیاد خوندم شنیدم اتفاقا یه بار با یکی از استادام داشتم در مورد
افسانه های اسمو نیو صور فلکی و... صحبت میکردم
میگفت ایران افسانه های اسمونی و غیر اسمونی زیاد داشته ولی کسی نبوده که اینارو به صورت مکتوب بنویسه... خیلی از این افسانه ها یا به مرور زمان از بین رفتن ... :TT TT:یا اگرم نوشته شدن اسم ناظم شون معلوم نیست مثل فرامرزنامه و... اتفاقا واسه افسانه های اسمو نی ایرانی و افسانه های کوتاه یه کتاب معرفی کرد گفت کتابش قدیمی پیدا کردنش سخته...
اسمشو گفت ولی من نه اسمش و نه جایی که مکتوب کردم یادمه!
شرمنده:you're kidding, rig

sara sadeghian
11-10-2010, 08:04 AM
من رشتم هنر در مورد افسانه و تراژدی و ... :you're kidding, rig
سلام tahooجان!
خيلي به گروه آوا استار خوش اومدي.:pacman:
حتما ميتونيم بيشتر همكاري كنيم. از خودتو رشتت برامون بگو. يه تايپيك به اسم معرفي اعضا هستش. اونجا از خودتو فعاليت هات برامون بگو:faill:
دوستان در مورد صورت فلكي ثور نبود ديگه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟:in love:

بي نقطه...

Mehri Mohammadi
11-11-2010, 09:20 PM
خوب فکر نکنم دوستان زیاد اهل فیلم باشند!!!!!!

ولی توصیه می کنم فیلمcrash of taitans رو حتما ببینید!!!!

این فیلم در مورد آندرومدا و برساوش و بقیه دوستان هستش!!!!!

اگه کسی نداشت بهم بگید تا براتون بفرستم!!!!!!

من این فیلم رو دیدم آقای شکارچی ، بسیار هم لذت بردم اماااااااااا...
این فیلم با اسطوره ها تطابق نداره و می تونم بگم یه ملقمه ای از داستان های اساطیری یونانه!

به بیان دیگه شخصیت ها از داستان های مختلف توی یه داستان دور هم جمع شدن و شایه بشه گفت یه اسطوره ی جدید ساختن!

اگه نظر منو بخواید، فیلم بیشتر مقاصد سیاسی داره تا بیان تصویریه اساطیر یونان، خیلی جای نقد داره!

Mehri Mohammadi
11-11-2010, 09:24 PM
صورت فلکی " ثور " (به معنای گاو نر)یکی از مشخصترین ، چشمگیرترین و زیباترین صورتهای فلکی آسمان است . این صورت در عهد بابلیها هم شناخته شده بود . می گویند ثور ( گاو یا گاومیش ) به خواهش " ایشتار " ( ishtar ) الهه عشق بابل ، به آسمان صعود کرد ، تا قهرمان افسانه ای " گیلگمش " ( gilgamesch ) را که به ندای عشق او پاسخ نداده بود ، نابود سازد .:pacman:

مصریان باستان در این صورت فلکی ، گاو مقدس " آپیس " (holly apis ) را می دیدند ، که در آغاز سال ،صفحه خورشید را میان شاخهایش می گرفت و آن را به بالاترین وضعیتش در آسمان بلند می کرد ، وضعیتی که خورشید در تابستان به خود می گیرد .:brigade.baka-wolf.c

اما بر اساس افسانه های یونانی زمانی نیرومندترین خدای یونانیان ، زئوس ، خود را به صورت گاوی و دختر پادشاه را که " اروپا " (europe ) نام داشت – و قاره اروپا نامش را مدیون اوست – به جزیره کرت ( crete : جزیره ای یونانی در دریای مدیترانه در سواحل جنوب شرقی یونان) ربوده بود . " اروپا " از زئوس صاحب پسری به نام " مینوس " ( minos ) شد ، که تمدن و فرهنگ میتویی در این جزیره زیبای دریای مدیترانه امروزه هنوز به یاد او ، به همین نام خوانده می شود . هنگامی که میتوس بزرگ شد ، به پادشاهی رسید . در کنار قصر او بنایی که " لابیرینت " ( labyrinth ) نامیده می شد قرار داشت ، ساختمانی با راهروهای پیچ در پیچ گیچ کننده فراوان . در این بنا هیولای ترسناکی به نام " مینوتاروس " ( minotaurus ) می زیست . اغلب این هیولا در نقش انسانی با سر گاومیش نشان داده می شود . این هیولا از گوشت انسانها تغذیه می کرد و بالاخره به دست قهرمان افسانه ای بزرگ یونان " تزوس " ( theseus ) به قتل رسید . " تزوس " پس از کشتن هیولا گلوله نخ باز شده ای " آریادنه " ( ariadne ) دختر پادشاه به او داده بود از راهروهای پیچ در پیچ " لابیرینت " خارج شد .:hope my fake smile
بي نقطه...

ممنون سارا جون از اطلاعات دقیق و درستت!!
من زیاد دیدم دوستان افسانه ای یونان رو نقل میکنن اما اونجوری که خودشون دوست دارن! اما شما خیلی مسلط و اکادمیک درموردشون مطلب میذاری:)
این جای تحسین داره

sepideh
11-13-2010, 11:14 PM
188 این تصویر که صورت فلکی گاو رو به همراه خوشه ی پروین نشون میده نقاشیی هست که در چندین هزار سال قبل توسط انسان های نخستین کشیده شده.

این نکته بسیار جالب و مهمه چون نشون میده خیلی پیش از تمدن بابل توجه به اسمان واسطوره هاش وجود داشته.






(این نقاشی در غار لاسکو واقع در جنوب فرانسه در سال 1941کشف شده)

169
11-14-2010, 01:26 AM
یه چیز جالب برای علاقه مندان به نقشه های صورت فلکی و توضیحات و تکامل نقشه های آسمون دارم
کتاب Star Map's History, Artistry, and Cartography رو گمون نکنم بشناسید! این کتاب دو چند لینک دانولد داره که دوتاشون فیلتره اگه تونستید باز کنید و دانولد کنید. نمیدونم لینکش هست یا نه باید جودتون ببینید.


http://hotfile.com/dl/18799937/b42a321/StarMaps_ThePoet.rar.html
http://www.megaupload.com/?d=3IRFN38Khttp://ecx.images-amazon.com/images/I/61jpAbqJlIL._BO2,204,203,200_PIsitb-sticker-arrow-click,TopRight,35,-76_AA300_SH20_OU01_.jpg (http://www.amazon.com/gp/reader/0387716688/ref=sib_dp_pt#reader-link)

اینم لینک نمایش آنلاین کتاب اگه نتونستید دانولد کنید :
http://books.google.com/books?id=fXNrb_v9q7MC&printsec=frontcover&dq=0387716688&source=bl&ots=NR0FnL1zCG&sig=4VVJqwdGlrZTWIsX_m3NjNtVaQw&hl=fa&ei=TRffTMiSGMT_lgfqhcmgAw&sa=X&oi=book_result&ct=result&resnum=1&ved=0CAYQ6AEwAA#v=onepage&q&f=false

sara sadeghian
11-14-2010, 07:56 AM
188 این تصویر که صورت فلکی گاو رو به همراه خوشه ی پروین نشون میده نقاشیی هست که در چندین هزار سال قبل توسط انسان های نخستین کشیده شده.

این نکته بسیار جالب و مهمه چون نشون میده خیلی پیش از تمدن بابل توجه به اسمان واسطوره هاش وجود داشته.






(این نقاشی در غار لاسکو واقع در جنوب فرانسه در سال 1941کشف شده)

مرسي سپيده جان به خاطر توضيحاتت. منتظر بودم اين مطلب رو بذاري تا به يه نكته اشاره كنم. گاهي اين تصور پيش مي آيد كه چطور اين تصاوير از حدود 16 الي 17 هزار سال قبل باقي مانده اند بدون اينكه از كيفيت رنگهاي آن كاسته شود. غار لاسكو داراي دالان هاي درازي است و موقعيت قرار گيري آن باعث شده كه كه نور به قسمت هاي مياني و انتهايي آن نرسد. اين امر باعث شده تا تصاوير اين غار كمتر در معرض نور و احيانا آلودگي هاي محيطي قرار گيرد و تقريبا رنگ هاي آن با كيفيت اوليه مانده اند :pacman:
يه نكته ديگه اينكه غار لاسكو در سال 1941 توسط دو تا پسر بچه و به صورت كاملا اتفاقي كشف شد چون داشتن اطراف غار بازي ميكردن كه سگشون تو غار افتاد و اينجوري يكي از زيباترين البته به اعتقاد من گالري نقاشي انسان هاي نخستين رو پيدا كردن. منبع حرف هاي بنده صحبت هاي استادم(دكتر محمدي فر دانشيار باستان شناسي و رييس دانشكده هنر و ممعماري دانشگاه بو علي سينا همدان) و دانشنامه آريايي هستش:thumbsup:
بي نقطه...

tahoo
11-14-2010, 07:40 PM
188 این تصویر که صورت فلکی گاو رو به همراه خوشه ی پروین نشون میده نقاشیی هست که در چندین هزار سال قبل توسط انسان های نخستین کشیده شده.

این نکته بسیار جالب و مهمه چون نشون میده خیلی پیش از تمدن بابل توجه به اسمان واسطوره هاش وجود داشته.
(این نقاشی در غار لاسکو واقع در جنوب فرانسه در سال 1941کشف شده)
دوست عزیز از گذاستن این تصویر ممنون ...
اون تصویر اسمش هست گاو کوهاندار که بجز اون تصاویر گاو وحشی و گوزن و... که با کمک برجستگی وفرو رفتگی دیوار اونها رو کشیدن... و هدف از کشیدن اون ها بخاطر صور فلکی نیست...
هدف انسان غار نشین از این تصاویر مسلط شدن بر محیط اطراف خود از طزیق جادوی تصاویر بوده و بیشتر جنبه ی ایینی داشته و با کشیدن این تصاویر می خواستن روح ان حیوان رو به تسخیر درارن
گاهی اوقات شکار چی غار نشین از این تصاویر به عنوان هدف نشانه گیری استفاده میکردن و از طریق کشیدن اون ها با اناتومی حیوان اشنا میشدن و میتونستن بخوبی اونها رو شکار کنن و غار نشینان این نقاشی ها رو با دوده ی ذغال یا سوخته ی استخوان مخلوط با پیه ی جانوران ویا با رنگیزه های کانی مثل گل اخرا و خاک سرخ و...میکشیدند
علت اصلی ماندگاری این تصاویر اهکی بودن دیواره ی غار هست که باعث شده رنگ به اعماق دیواره نفوذ پیدا کنه...
این نقاشی ها دقیقا حدود 15,000-10,000 ق.م کشیده شدن
در غار های التامیرا در شمال اسپانیا و فون دو گوم فرانسه هم اینجور تصاویر کشیده شدن...
کتب خلاصه ی تاریخ هنر جهان اثر پرویز مرزبان و تاریخ هنر جهان انتشارات مدرسه...
ولی از همه اعجاب اور تر خطوط و نقشی هست که بومیان اهل پرو در صحرای غیر قابل کشت نازکا (nazca) این تصاویر رو بصورت نهر یا شیار ترسیم کرده اند این نقاشی ها انقدر بزرگ هست که از روی زمین نمیشه تصاویر رو دید و فقط از طریق هواپیما میشه به شکل نهایی شان پی برد اگه با هواپیما به این شیار های کنده شده نگاه کنیم تصاویر اغراق امیز مرغان ،عنکبوت ،سوسمار، سگ، ماهی، نهنگواشکال هندسی مثل ستاره ها مستطیلها وچند ضلعی ها رو میشه دید... این اشکال متعلق به تمدن نازکا ست که از حدود 200ق.م تا 600 میلادی در این منطقه بودن
این تصاویر رو دکتر پل کوزوک کشف کرد به تعبیر او اینها "بزرگ ترین کتاب نجومی جهان" هستند
خانم ماریا ریچ اختر شناس و ریاضیدان بعد ز تحقیقات فراوان، استنباطها ی خودش رو برای پیام یونسکو فرستاد :
(به نظر می رسد درست ترین تعبیر برای این تصاویر عظیم که برخی از انها 200 تا 300 متر طول دارند این باشد که چنان ترسیم شده اند که از هوا به چشم ایند این نقشها می توانند نمایانگر صور فلکی باشند ... این صور فلکی براساس چگونگی روء یتشا در شب ،معرف فصل های مختلف سال هستند .مهمترین زمان سال برای ان ها دسامبر بوده زیرا در ان ماه ها ابها به حال مد در خشک رود ها جریان میافته و بالا میامده و مردم با حدوث این رویداد به شخم میپرداختند این اعلام بارندگی صور فلکی در نازکا ژرفترین اثر را داشته از انجا که مردم می ترسیده اندکه بارندگی به موقع صورت نگیرد می باید بر زمین تصویری از فیضان الهی رسم کنند .
از این صور فلکی مذکور مربوط به همان زمانی است که فصل بارندگی و فیضان اب بوده است وچنان بزرگ ترسیم شده که رب النوع اب خود بتواند از فراز جایگاه خویش ان نقوش را ببیند و به یاد اورد که فیضان باران را نازل کند.
به دلایل چندی دب اکبر به صورت میمون ترسیم شده است. عنکبوت نیز میتواند تجسمی تصویری از ستاره ی اوریون (جبار) باشد )
کتاب کارگاه هنر 1 ص30

sepideh
11-14-2010, 08:57 PM
دوست عزیز از گذاستن این تصویر ممنون ...
اون تصویر اسمش هست گاو کوهاندار که بجز اون تصاویر گاو وحشی و گوزن و... که با کمک برجستگی وفرو رفتگی دیوار اونها رو کشیدن... و هدف از کشیدن اون ها بخاطر صور فلکی نیست...
هدف انسان غار نشین از این تصاویر مسلط شدن بر محیط اطراف خود از طزیق جادوی تصاویر بوده و بیشتر جنبه ی ایینی داشته و با کشیدن این تصاویر می خواستن روح ان حیوان رو به تسخیر درارن
گاهی اوقات شکار چی غار نشین از این تصاویر به عنوان هدف نشانه گیری استفاده میکردن و از طریق کشیدن اون ها با اناتومی حیوان اشنا میشدن و میتونستن بخوبی اونها رو شکار کنن و غار نشینان این نقاشی ها رو با دوده ی ذغال یا سوخته ی استخوان مخلوط با پیه ی جانوران ویا با رنگیزه های کانی مثل گل اخرا و خاک سرخ و...میکشیدند
......




احتمالا حق با شماست اما من قبلش با سارا خانم مشورت کردم ایشون هم گفتن بزار این مطلب رو. برای شکی هم که داشتیم من تو گوگل سرچ کردم تقریبا نصف مطالب این موضوع رو تایید می کردن.و خود من به خاطر اون نقاطی که مطابقت با خوشه ی پروین دارند و به اونها هم در برخی سایت ها اشاره شده کمی مطمئن شدم.

چه درست وچه نادرست باعث شد شما این مطلب زیبا رو بگذارید .ممنون.

sara sadeghian
11-15-2010, 07:46 AM
دوست عزیز از گذاستن این تصویر ممنون ...
اون تصویر اسمش هست گاو کوهاندار که بجز اون تصاویر گاو وحشی و گوزن و... که با کمک برجستگی وفرو رفتگی دیوار اونها رو کشیدن... و هدف از کشیدن اون ها بخاطر صور فلکی نیست...
هدف انسان غار نشین از این تصاویر مسلط شدن بر محیط اطراف خود از طزیق جادوی تصاویر بوده و بیشتر جنبه ی ایینی داشته و با کشیدن این تصاویر می خواستن روح ان حیوان رو به تسخیر درارن
گاهی اوقات شکار چی غار نشین از این تصاویر به عنوان هدف نشانه گیری استفاده میکردن و از طریق کشیدن اون ها با اناتومی حیوان اشنا میشدن و میتونستن بخوبی اونها رو شکار کنن و غار نشینان این نقاشی ها رو با دوده ی ذغال یا سوخته ی استخوان مخلوط با پیه ی جانوران ویا با رنگیزه های کانی مثل گل اخرا و خاک سرخ و...میکشیدند
علت اصلی ماندگاری این تصاویر اهکی بودن دیواره ی غار هست که باعث شده رنگ به اعماق دیواره نفوذ پیدا کنه...
این نقاشی ها دقیقا حدود 15,000-10,000 ق.م کشیده شدن
در غار های التامیرا در شمال اسپانیا و فون دو گوم فرانسه هم اینجور تصاویر کشیده شدن...
کتب خلاصه ی تاریخ هنر جهان اثر پرویز مرزبان و تاریخ هنر جهان انتشارات مدرسه...
ولی از همه اعجاب اور تر خطوط و نقشی هست که بومیان اهل پرو در صحرای غیر قابل کشت نازکا (nazca) این تصاویر رو بصورت نهر یا شیار ترسیم کرده اند این نقاشی ها انقدر بزرگ هست که از روی زمین نمیشه تصاویر رو دید و فقط از طریق هواپیما میشه به شکل نهایی شان پی برد اگه با هواپیما به این شیار های کنده شده نگاه کنیم تصاویر اغراق امیز مرغان ،عنکبوت ،سوسمار، سگ، ماهی، نهنگواشکال هندسی مثل ستاره ها مستطیلها وچند ضلعی ها رو میشه دید... این اشکال متعلق به تمدن نازکا ست که از حدود 200ق.م تا 600 میلادی در این منطقه بودن
این تصاویر رو دکتر پل کوزوک کشف کرد به تعبیر او اینها "بزرگ ترین کتاب نجومی جهان" هستند
خانم ماریا ریچ اختر شناس و ریاضیدان بعد ز تحقیقات فراوان، استنباطها ی خودش رو برای پیام یونسکو فرستاد :
(به نظر می رسد درست ترین تعبیر برای این تصاویر عظیم که برخی از انها 200 تا 300 متر طول دارند این باشد که چنان ترسیم شده اند که از هوا به چشم ایند این نقشها می توانند نمایانگر صور فلکی باشند ... این صور فلکی براساس چگونگی روء یتشا در شب ،معرف فصل های مختلف سال هستند .مهمترین زمان سال برای ان ها دسامبر بوده زیرا در ان ماه ها ابها به حال مد در خشک رود ها جریان میافته و بالا میامده و مردم با حدوث این رویداد به شخم میپرداختند این اعلام بارندگی صور فلکی در نازکا ژرفترین اثر را داشته از انجا که مردم می ترسیده اندکه بارندگی به موقع صورت نگیرد می باید بر زمین تصویری از فیضان الهی رسم کنند .
از این صور فلکی مذکور مربوط به همان زمانی است که فصل بارندگی و فیضان اب بوده است وچنان بزرگ ترسیم شده که رب النوع اب خود بتواند از فراز جایگاه خویش ان نقوش را ببیند و به یاد اورد که فیضان باران را نازل کند.
به دلایل چندی دب اکبر به صورت میمون ترسیم شده است. عنکبوت نیز میتواند تجسمی تصویری از ستاره ی اوریون (جبار) باشد )
کتاب کارگاه هنر 1 ص30

سلام tahoo جان!!! ممنون از توضيحاتت. اين حرف هاي شما كاملا منطقي و قابل قبول هستش. ما تو باستان شناسي مي خونيم كه اين تصاوير يه جور جنبه جادويي داره و براي اين هستش كه قدرت شكارچي رو بالا ببره براي شكار،اما اين در حد يه نظريه است. اگه دقت كنيد بالاي اين تصوير گاو چند تا نقطه به شكل ستاره هم هستش كه مطمئنا اتفاقي نيست. پس لطفا فقط به نظريه هاي باستان شناسان دهه 60 و70 اكتفا نكنيد. در مورد جنس سنگ هم حق با شماست اما شما دماي محيط كه ميتونه بر رنگ هم اثر بذاره رو ناديده گرفتيد كه جاي تامل داره و يه جورايي آثار به صورت استرليزه موندن.:thumbsup:
بي نقطه...

tahoo
11-16-2010, 11:49 AM
ما تو باستان شناسي مي خونيم كه اين تصاوير يه جور جنبه جادويي داره و براي اين هستش كه قدرت شكارچي رو بالا ببره براي شكار،اما اين در حد يه نظريه است. اگه دقت كنيد بالاي اين تصوير گاو چند تا نقطه به شكل ستاره هم هستش كه مطمئنا اتفاقي نيست. پس لطفا فقط به نظريه هاي باستان شناسان دهه 60 و70 اكتفا نكنيد. در مورد جنس سنگ هم حق با شماست اما شما دماي محيط كه ميتونه بر رنگ هم اثر بذاره رو ناديده گرفتيد كه جاي تامل داره و يه جورايي آثار به صورت استرليزه موندن.:thumbsup:
بي نقطه...
درسته که این ها فرضیه هستن ولی جزء معتبر ترین فرضیه ها هست که در کتاب های درسی و غیر درسی نوشته شده ... توی غار لاسکو بجز گاو کوهاندار نقاشی های دیگری مثل گوزن و اسب و دیگر حیوانات رو کشیدن (بالاخره تمام نقاشی هارو به یک هدف کشیدن )و اگر قرار باشه ما بخاطر چند نقطه فرض رو بر این بزاریم که این ها صور فلکی هستن پس باید گوزن و اسب رو هم جزء صورت فلکی های دیگه بدونیم و تا اونجا که میدونم ما صورت فلکی گوزن و اسب نداریم...! و ضمنا ما این همه صورت فلکی داریم مثل جبار ،عقرب ،دلفین،صلیب و... چطوری که اونا همه ی صورت فلکی هارو ول کردن فقط گیر دادن به صورت فلکی چهار پایان...!
... بله دما و خورشید و فرسایش و نور و همه ی این ها در نگه داری نقاشی ها و اثار قدیمی تاثیر داره ولی من مهمترین علت رو گفتم ...(که لئوناردو داوینچی هم برای کشیدن شام اخر بر روی دیوار از همین روش استفاده کرد که باعث شد این اثر تا الان باقی بمونه البته از بین رفتن درصدی از رنگ ها بخاطر روطوبت و نم کشیدن دیوار هست) ... و قطعا بقیه ی موارد هم بی تاثیر نیستن...

sara sadeghian
11-19-2010, 11:24 AM
درسته که این ها فرضیه هستن ولی جزء معتبر ترین فرضیه ها هست که در کتاب های درسی و غیر درسی نوشته شده ... توی غار لاسکو بجز گاو کوهاندار نقاشی های دیگری مثل گوزن و اسب و دیگر حیوانات رو کشیدن (بالاخره تمام نقاشی هارو به یک هدف کشیدن )و اگر قرار باشه ما بخاطر چند نقطه فرض رو بر این بزاریم که این ها صور فلکی هستن پس باید گوزن و اسب رو هم جزء صورت فلکی های دیگه بدونیم و تا اونجا که میدونم ما صورت فلکی گوزن و اسب نداریم...! و ضمنا ما این همه صورت فلکی داریم مثل جبار ،عقرب ،دلفین،صلیب و... چطوری که اونا همه ی صورت فلکی هارو ول کردن فقط گیر دادن به صورت فلکی چهار پایان...!
... بله دما و خورشید و فرسایش و نور و همه ی این ها در نگه داری نقاشی ها و اثار قدیمی تاثیر داره ولی من مهمترین علت رو گفتم ...(که لئوناردو داوینچی هم برای کشیدن شام اخر بر روی دیوار از همین روش استفاده کرد که باعث شد این اثر تا الان باقی بمونه البته از بین رفتن درصدی از رنگ ها بخاطر روطوبت و نم کشیدن دیوار هست) ... و قطعا بقیه ی موارد هم بی تاثیر نیستن...

هفته گذشته برای حفاری به بیجار رفتم تا هم کار کنم و هم منطقه رو با استادم ارزیابی کنیم. وقتی‌ وارد یه گمانه شدم و داشتم کار می‌کردم یکی‌ از دوستانم تکه سفالی رو پیدا کرد که در کل حفاری اون منطقه پیدا نشده بود و این تکه سفال نشون میداد که این منطقه با یه منطقه شرق کشور در ارتباط!!!!!!!! اینکه شما بخواید کم بودن یه اثر رو ندیده بگیرید و بگید دلیلی‌ نداره که ربط داد به یه موضوع دیگه این درست نیست پس خودمون رو زیر سوال نبریم. من در مورد چهارپایان و گوزن و از این جور حیوانات حرف نمیزنم که شما از صحبت‌های بنده اینجور استنباط می‌کنید. یه نکته دیگه: تصاویر روی غار‌ها به صورت خیلی‌ ساده کشیده میشن و با خطوطی کاملا تیز بدون توجه به جزئیات اما در مورد این تصویر اگه کمی‌ دقت کنیم می‌بینید که این تصویر نصف هستش و روی آن کار شده. اگه فقط بخوایم جنبه جدویی اون رو در نظر بگیریم یکم بی‌ انصافیه چون روی تصویر کار شده. اگه شما با این دید بخواید به کارتون ادامه بدید و شک نکنید خوب نیست. چند نقطه که بالای این تصویر هستش چرا از نظر شما مهم نیست؟؟؟؟؟؟؟ از ما که کمی‌ خودمون رو تحویل میگیریم و معتقدیم که کار پژوهشی انجام میدیم بعید هستش. من باز هم معتقدم که احتمال اینکه صورت فلکی باشه زیاده. شاید بتونیم با گذاشتن این فرضیه که این شکل برای جهت یابی‌ و دنبال کردن شکار مورد نظرشون در فصلی خاص منظور بودرو مطرح کرد.

بی‌ نقطه:thumbsup:

sara sadeghian
11-20-2010, 09:04 AM
صورت فلكي بعدي كلب اكبر!!!!!!!!!!!:grin:
دوستاي خوبم منتظر داستان هاي زيباتون هستم:thumbsup:
بي نقطه...
(پرنده لب تنگ ماهي نشسته بود و به ماهي نگاه ميكرد و گفت: سقف قفست شكسته چرا پرواز نميكني؟؟؟)

sara sadeghian
11-27-2010, 02:45 PM
كلب اكبر نام یک صورت فلکی قابل توجه در نیمکره جنوبی آسمان ومیزبان نورانی ترین ستاره آسمان یعنی شعرای یمانی است.در آسمان زمستان، صورت فلکی شاخص بعد از صورت فلکی جبار، صورت فلکی سگ بزرگ (کلب اکبر) است که یافتنش هم ساده است.سگ بزرگ (کلب اکبر) یکی از دو سگ شکارچی (صورت فلکی جبار) است. سگ دیگر صورت فلکی سگ کوچک (کلب اصغر) است. (منبع: دانشنامه ستاره شناسي):hope my fake smile
حالا افسانه اين صورت فلكي با شما...:grin:
بي نقطه...:thumbsup:

tahoo
12-09-2010, 03:48 PM
هفته گذشته برای حفاری به بیجار رفتم تا هم کار کنم و هم منطقه رو با استادم ارزیابی کنیم. وقتی‌ وارد یه گمانه شدم و داشتم کار می‌کردم یکی‌ از دوستانم تکه سفالی رو پیدا کرد که در کل حفاری اون منطقه پیدا نشده بود و این تکه سفال نشون میداد که این منطقه با یه منطقه شرق کشور در ارتباط!!!!!!!! اینکه شما بخواید کم بودن یه اثر رو ندیده بگیرید و بگید دلیلی‌ نداره که ربط داد به یه موضوع دیگه این درست نیست پس خودمون رو زیر سوال نبریم. من در مورد چهارپایان و گوزن و از این جور حیوانات حرف نمیزنم که شما از صحبت‌های بنده اینجور استنباط می‌کنید. یه نکته دیگه: تصاویر روی غار‌ها به صورت خیلی‌ ساده کشیده میشن و با خطوطی کاملا تیز بدون توجه به جزئیات اما در مورد این تصویر اگه کمی‌ دقت کنیم می‌بینید که این تصویر نصف هستش و روی آن کار شده. اگه فقط بخوایم جنبه جدویی اون رو در نظر بگیریم یکم بی‌ انصافیه چون روی تصویر کار شده. اگه شما با این دید بخواید به کارتون ادامه بدید و شک نکنید خوب نیست. چند نقطه که بالای این تصویر هستش چرا از نظر شما مهم نیست؟؟؟؟؟؟؟ از ما که کمی‌ خودمون رو تحویل میگیریم و معتقدیم که کار پژوهشی انجام میدیم بعید هستش. من باز هم معتقدم که احتمال اینکه صورت فلکی باشه زیاده. شاید بتونیم با گذاشتن این فرضیه که این شکل برای جهت یابی‌ و دنبال کردن شکار مورد نظرشون در فصلی خاص منظور بودرو مطرح کرد.

بی‌ نقطه:thumbsup:
اگه این یه غار مهم و معروف نبود تا حدی می تونستم حرف تون رو قبول کنم اما این غاری هست که تقریبا تمام محققین و باستان شناسان معتبر روش کار کردن و کلی روی تصاویر بحث کردن و اکثرا به این نکته رسیدن که این تصاویر جنبه ی جادویی داره...
نصفه بودن تصویرنمی تونه دال بر این باشه که این تصاویر جادویی نیست و یا این تصویر صورت فلکی هست...و دلایل مختلفی میتونه داشته باشه... به طور مثال: ...
جنسه اون قسمت دیواره جوری نبوده که بتونه ادامه ی اون رو ترسیم کنه و ممکنه نقاش تصور کرده باشه که ارواح نمی خوان ادامه ی تصور کشیده بشه .....
و یاغار نشینان از روی برجستگی و فرو رفتگی دیواره این تصاویر رو نقر میکردن و ممکنه اون قسمت دیواره شبیه به تنه ی گاو نبوده و نقاش هم توان کشیدن ادامه ی گاو رو نداشته و فقط روی همون قسمتی که کشیده کار کرده...
(اگر هم دقت کنید در انتهای قسمت قهوه ای شده(کمر گاو) یک خط مشکی مورب کشیده شده) ...
و خیلی دلایل دیگه ای می تونه داشته باشه...
و اینکه روی نقاشی کارشده ، اگه بخوایم مقاسه کنیم روی گوزن غار فون دو گوم خیلی بیشتر کار شده ...و اگر بخوایم بگیم چون کار شده جنبه ی جادویی نداره پس خیلی راحت میتو نیم بگیم جنبه ی نشانه گیری نداره، صورت فلکی هم نیست چون کار شده و در اخر هم به این نتیجه می رسیم که جنبه ی تزئینی داره !!!! ...
در مورد او سفالینه هم باید بگم که سفالینه فقط توسط انسان (عمدا) ساخته میشه و اصلا نمی تونیم بگیم ساخت اون سهوا بوده اما نقطه از بر خورد بوجود میاد (مثل برخورد جوهر یا مداد با اشیا) و چیزی نیست که فقط عمدا باشه و نقطه میتونه بطور غیر عمد بوجود بیاد...
اون نقطه ها ممکنه انسان غار نشین از اون به عنوان هدف استفاده کرده و به طرف اون سنگ پرت کرده اگه دقت کنین روی صورت گاو ( اطراف چشم) این نقاط هم وجود داره ... و یا ممکنه نقاش خواسته در اون قسمت هایی که نقطه وجود داره نقاشی های دیگه ای بکشه ولی وقتی ذغال یا سنگ رو روی دیوار قرار داده از کشیدن تصاویر منصرف شده و دلایل دیگه...و احتمال اینکه این نقاط صوت فلکی باشن خیلی کمه...

sara sadeghian
12-11-2010, 02:30 PM
اگه این یه غار مهم و معروف نبود تا حدی می تونستم حرف تون رو قبول کنم اما این غاری هست که تقریبا تمام محققین و باستان شناسان معتبر روش کار کردن و کلی روی تصاویر بحث کردن و اکثرا به این نکته رسیدن که این تصاویر جنبه ی جادویی داره...
نصفه بودن تصویرنمی تونه دال بر این باشه که این تصاویر جادویی نیست و یا این تصویر صورت فلکی هست...و دلایل مختلفی میتونه داشته باشه... به طور مثال: ...
جنسه اون قسمت دیواره جوری نبوده که بتونه ادامه ی اون رو ترسیم کنه و ممکنه نقاش تصور کرده باشه که ارواح نمی خوان ادامه ی تصور کشیده بشه .....
و یاغار نشینان از روی برجستگی و فرو رفتگی دیواره این تصاویر رو نقر میکردن و ممکنه اون قسمت دیواره شبیه به تنه ی گاو نبوده و نقاش هم توان کشیدن ادامه ی گاو رو نداشته و فقط روی همون قسمتی که کشیده کار کرده...
(اگر هم دقت کنید در انتهای قسمت قهوه ای شده(کمر گاو) یک خط مشکی مورب کشیده شده) ...
و خیلی دلایل دیگه ای می تونه داشته باشه...
و اینکه روی نقاشی کارشده ، اگه بخوایم مقاسه کنیم روی گوزن غار فون دو گوم خیلی بیشتر کار شده ...و اگر بخوایم بگیم چون کار شده جنبه ی جادویی نداره پس خیلی راحت میتو نیم بگیم جنبه ی نشانه گیری نداره، صورت فلکی هم نیست چون کار شده و در اخر هم به این نتیجه می رسیم که جنبه ی تزئینی داره !!!! ...
در مورد او سفالینه هم باید بگم که سفالینه فقط توسط انسان (عمدا) ساخته میشه و اصلا نمی تونیم بگیم ساخت اون سهوا بوده اما نقطه از بر خورد بوجود میاد (مثل برخورد جوهر یا مداد با اشیا) و چیزی نیست که فقط عمدا باشه و نقطه میتونه بطور غیر عمد بوجود بیاد...
اون نقطه ها ممکنه انسان غار نشین از اون به عنوان هدف استفاده کرده و به طرف اون سنگ پرت کرده اگه دقت کنین روی صورت گاو ( اطراف چشم) این نقاط هم وجود داره ... و یا ممکنه نقاش خواسته در اون قسمت هایی که نقطه وجود داره نقاشی های دیگه ای بکشه ولی وقتی ذغال یا سنگ رو روی دیوار قرار داده از کشیدن تصاویر منصرف شده و دلایل دیگه...و احتمال اینکه این نقاط صوت فلکی باشن خیلی کمه...
:slow::slow::slow::slow:
شما يه جو ر در مورد نقاشي و خطوط اون صحبت مي كنيد كه انگار خودتون اونها رو كشيديد و از هدف اون اطمينان كامل داريد!!!!!!!!!!! در ضمن ،ترجيح ميدم در اين باره ديگه بحث نكنم. چون من هم دلايل خودم و استادانم رو بيان كردم.
بي نقطه...

tahoo
12-11-2010, 03:22 PM
:slow::slow::slow::slow:
شما يه جو ر در مورد نقاشي و خطوط اون صحبت مي كنيد كه انگار خودتون اونها رو كشيديد و از هدف اون اطمينان كامل داريد!!!!!!!!!!! در ضمن ،ترجيح ميدم در اين باره ديگه بحث نكنم. چون من هم دلايل خودم و استادانم رو بيان كردم.
بي نقطه...

:have a nice day:من فقط احتمالات رو گفتم !... و هیچ ادعا و اطمینانی هم ندارم چون هرچیزی ممکنه و فقط غیر ممکن،غیر ممکنه....
هر کس ازاد هرطور که دوست داره فکرکنه... و نظر شما و دیگر دوستان هم (چه موافق چه مخالف) برای من همیشه محترمه...
با نظر اخر تونم کاملا موافقم:thumbsup: چون خود منم از این بحث واقعا خسته شدم ...
به هر حال بابت اطلاعات و وقتی که برای گفتگو مون صرف کردین ممنونم...:wink::thumbsup:

Panahandeh
12-11-2010, 08:11 PM
http://t0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcRwRTdtMGqg9vQLZ1ybb70ETt2b8C9_s Twr3k278VWcjRcvXNJD



صورت فلكي بعدي كلب اكبر!!!!!!!!!!!:grin:
دوستاي خوبم منتظر داستان هاي زيباتون هستم:thumbsup:
بي نقطه...
(پرنده لب تنگ ماهي نشسته بود و به ماهي نگاه ميكرد و گفت: سقف قفست شكسته چرا پرواز نميكني؟؟؟)


كلب اكبر نام یک صورت فلکی قابل توجه در نیمکره جنوبی آسمان ومیزبان نورانی ترین ستاره آسمان یعنی شعرای یمانی است.در آسمان زمستان، صورت فلکی شاخص بعد از صورت فلکی جبار، صورت فلکی سگ بزرگ (کلب اکبر) است که یافتنش هم ساده است.سگ بزرگ (کلب اکبر) یکی از دو سگ شکارچی (صورت فلکی جبار) است. سگ دیگر صورت فلکی سگ کوچک (کلب اصغر) است. (منبع: دانشنامه ستاره شناسي):hope my fake smile
حالا افسانه اين صورت فلكي با شما...:grin:
بي نقطه...:thumbsup:

صحبت را با یک اعتراف صادقانه آغاز می کنم که؛ بنده شخصاً علاقه ی چندانی به افسانه ی صورت های فلکی ندارم اما به دلیل ایجاد رکود در این تاپیک (از اینجا به بعد) و کم لطفی دوستان تصمیم گرفتم به تاپیک جان تازه ای بدهم تا به لطف دوستان در آینده هم شاهد رشد و بالندگی همه ی تاپیک ها باشیم.:have a nice day:


http://www.forexrainbow.com/files/1ubtks4rjzw5iy5t6hzv.jpg

خب بریم سر اصل مطلب :
کلب اکبر به همراه کلب اصغر دو سگ جبار یا همان شکارچی هستند.
در زمان پیدایش افسانه، به دلیل عدم شناسایی و نام گذاری کلب اصغر از سوی یونانیان این شکارچی تنها دارای یک سگ؛ یعنی، همان کلب اکبر بوده است. ولی رومیان با نام گذاری کلب اصغر، این سگ را نیز جزو دارایی های جبار یا شکارچی دانستند و دو سگ کوچک و بزرگ را همراه او کردند.
در افسانه های اروپای باستان کلب اکبر به نام لیپاپس سگ فوق العاده ی آکتئون شناخته می شود. آکتئون هم که همان شکارچی ای بود که با دیدن بدن عریان آرتمیس به شکل گوزن در آمده بود.
در داستان های رومی هم کلب اکبر مأمور مراقبت و نگهبانی از پرنسس اروپا شناخته می شود.
طبق افسانه ای دیگر هم سگ به دست شاه کرت یعنی مینوس افتاد و او نیز برای این که بتواند معشوقه اش پروکریس را تطمیع کند، سگ را به او هدیه کرد.
افسانه ی دیگری هم می گوید بنا به تقدیر این سگ، هیچ حیوانی از چنگال سگ بزرگ نمی گریخت اما تا جایی که کلب اکبر با آخرین شکارش روبرو نشده بود این قانون برقرار بود. وقتی سگ با آخرین شکارش؛ یعنی، یک روباه روبرو شد. معادله ای حل نشدنی به وجود آمد، چراکه در تقدیر روباه هم شکست معنا نداشت. اما زئوس این معما را با تبدیل روباه به یک سگ حل کرد.


منابع :
http://maicar.com/GML/index.html
http://www.farmersalmanac.com/blog/2007/06/21/summer-solstice-and-the-passing-of-an-astronomy-legend/
اساطیر یونان و صور فلکی-نیلوفر فشنگ ساز-تهران-سبزان-1388
دانشنامه ی الکترونیکی رشد
ویکی پدیا

teous
01-23-2011, 06:39 PM
جبار در اسطوره ها:

افسانه هايي كه درباره اين صورت فلكي بزرگ آسمان بر سر زبان هاست، آنقدر زيادند كه خود به تنهايي مي توانند كتابي را به وجود آورند.
چنين
به نظر مي رسد كه هر گاه عقرب طلوع مي كند، اين صورت فلكي در حال فرار
است. زئوس خدای خدایان کژدم سخت زهری را در راه این شکارچی خودخواه قرار
داد و او را نابود کرد. از این رو هیچ گاه کژدم و شبان باهم در آسمان دیده
نمی شوند. در اسطوره های دیگر شبان به عنوان جنگنده ، قهرمان و مرد شیشه
بدست یاد شده است. در گذشته دریانوردان نیم کره ی شمالی طلوع زود هنگام
شبان از افق شرقی را نشانه ای از نزدیک شدن طوفانهای شدید زمستانی می
دانستند. این صورت فلکی در شبهای پاییز و زمستان جلوه خاصی دارد. ستارگان
جبار تصویر مردی را نشان می دهند که سپری از پوست شیر را به سمت غرب، جایی
که با صورت فلکی گاو روبرو می شود، نگاه داشته و چماقی را بالای سر خود
گرفته است.
برابر افسانه اي
ديگر، جبار ( شكارچي ) سرنوشتي به مراتب بدتر داشته است. مي گويند روزي او
" آرتميس " الهه شكار را هنگام شنا در آب غافلگير كرد ، آرتميس از اين
واقعه عصباني شد و شكارچي را به صورت گوزن در آورد . آنگاه سگهاي شكاري او
نتوانستند شكارچي را باز شناسند و وي را تكه تكه كردند و از هم دريدند. پس
از آن جبار به همراه سگ ها به شكل صورت فلكي به آسمان صعود كرد و به واقع
در آسمان مي توانيد كلب اكبر و كلب اصغر را با ستارگان اصلي باشكوهشان
شعراي يماني و شعراي شامي مشاهده كنيد و به تحسين زيبايي و شكوه آن ها
بپردازيد.
در داستان ديگر
جبار، معشوق آرتميس يا " آروارا " ( aurora )، الهه سرخ فام بامداد،
انگاشته مي شود. مي گويند الهه شكار آرتيميس، كه وظيفه نور افشاني ماه را
نيز بر عهده داشت، به خاطر جبار فراموش كرد، نور ماه را بتاباند. خداي
خورشيد از اين موضوع چنان عصباني شد، كه شكارچي را با تابش اشعه هاي
نوراني خود نابينا كرد. بر اساس اين افسانه آرتميس خود از روي اشتباه جبار
درمانده را مورد اصابت تير قرار داد. او براي آن لااقل بخشي از اين بي
عدالتي را جبران كند، از پدرش، زئوس خواست كه شكارچي يا جبار را با سگ
هايش و شكاري كه كرده بود، يعني خرگوش ( صورت فلكي ارنب )، به آسمان منتقل
كند.
رصد با چشم غیر مسلح:

آلفای جبار (ابط الجوزا) پرنورترین ستاره ی
متغیر آسمان نیمکره ی شمالی است. این ستاره ی سرخ نشان دهنده ی بازوی راست
جبار است. ستاره‌ای متغیر و قدر متوسط آن 1 است. این ستاره حدود 400 بار
بزرگتر از خورشید و تقریبا 300 سال نوری از ما فاصله دارد. بتای جبار (رجل
الجبار) یا پای شکارچی، هفتمین ستاره ی پر نور آسمان است که در زانوی جبار
به رنگ سفید مایل به آبی می درخشد و جرمش 50 برابر خورشید و تقریبا 18000
بار درخشان تر از خورشید بوده و 540 سال نوری با ما فاصله دارد. بین ابط
الجوزا و رجل الجبار، سه ستاره از قدر دوم و به فاصله ی مساوی از هم قرار
دارند که کمربند جبار را مشخص می کنند. طول کمربند شبان در آسمان سه درجه
است. غربی ترین ستاره ی کمربند "المنطقه" (به معنای کمربند در عربی) نام
دارد که نزدیک ترین ستاره ی پرنور به ما در صورت فلکی جبار و روی خط فرضی
استوای سماوی است.
اجرام سماوی:

ازاجرام سماوی این صورت فلکی می توان به: NGC 1788 – NGC1981 – NGC 2024 –
NGC 1973– M 42 – M 43 – M 78 اشاره کرد که البته رصد همه ی آنها با وضوح
کامل امکان پذیر نیست.
M 42
یا سحابی جبار با قدری در حدود 5/3 یک سحابی نشری است که 1400 سال نوری با
ما فاصله دارد. ابرهای غبار آلود و تعداد بی شماری ستاره این سحابی را بی
نظیر کرده است. اندازه ی زاویه ای این سحابی 40دقیقه قوسی است و با هر نوع
ابزار رصدی قابل مشاهده است.
NGC1788 سحابی "کله اسبی" از نوع سحابی های تاریک است. جای این سحابی زیبا در اطراف ستاره ی "النطاق" در شرق کمربند جبار است.
NGC1981 با قدر؟ یک خوشه ی ستاره ای ست که شبیه یک دنباله دار در آسمان مشاهده می شود.
در
قسمت شمالی سحابی جبار M 43 با قدر ظاهری 8 و اندازه زاویه ای 12دقیقه
قوسی قابل مشاهده است. 1400 سال نوری با ما فاصله دارد و با ابزار های
کوچک آماتوری قابل مشاهده است.
M78
یک سحابی بازتابی است که با توده ای از غبار و دو ستاره احاطه شده است.
قدر ظاهری این سحابی 8 بوده و 1200 سال نوری با زمین فاصله دارد. اندازه
زاویه ای آن 7 دقیقه قوسی بوده و برای رصد آن باید از ابزار های نسبتا
بزرگ استفاده کرد.

mihman
02-05-2011, 08:21 PM
سلام من از اهالی نجوم نیستم اما تخصص من کار با اساطیر است. به دنبال یک اسطوره اتفاقی این سایت را دیدم و نوشته یکی از دوستانتان را فکر می کنم جناب افلاطون درباره فقدان اسطوره های ستاره ای در ایران. درباره این که مطالب کمی باقی مانده شکی نیست اما تعدادی را که من می شناسم با اجازه توضیح می دهم:

دب اکبر که در فارسی هفت اورنگ نام دارد صورت فلکی ای است که مسئول اداره جهان است و مقر فرمانروایی سیاوش است دلیل این نام این است که معتقد بودند که هفت بند از هفت اقلیم جهان به این صورت فلکی وصل است که به کمک انها سرنوشت هر اقلیم به آن ابلاغ می شود. شکل این صورت که در عربی به آن بنات النعش می گویند هم نشان دهنده مراسم سوگواری سیاوش است . . .

بر توضیحات بیشتر می توانید به این مقاله مراجعه کنید( سیاوش بر اورنگ هفت اورنگ، اطلاعات حکمت و معرفت، 1389، ملیحه کرباسیان)

ضمنا در اوستا هفت اورنگ سپهبد ناحیه شمال است و مراقب است تا اهریمنان از آن ناحیه وارد جهان نشوند.

صورت فلکی نسرواقع که در فارسی ونند نام دارد سپهبد غرب است ونند نگهبان جایگاه ارواح بدکار است تا از زندان خود نگریزند او صاحب چندین دست است که به کمک آنها ارواح فراری را می گیرد. ونند از تاریکی جایگاه ارواح ناراحت است و برای آن که وضع آه بهتر شود از نور خود جایگاه آنها را روشن می کند.

شعرای یمانی که به فارسی تیشتر نام دارد سپهبد مشرق است و در قدیم می پنداشتند آمدن باران و میزان آن در دست این صورت فلکی است. تیشتر به شکل اسبی سفید با یال و دم طلایی با اپوش که دیو خشکسالی است و به شکل اسبی سیاه و بدون یال و دم است مبارزه می کند تا باران ببارد.

(بندهش ایرانی، فصل سوم، مهرداد بهار؛ داستان گلشاه و ...، کتایون مزداپور؛ اوستا تیریشت).

ضمنا راه شیری در فارسی راه کاوسان گفته می شده و معتقد بودند از اثر حرکت تخت کاوس در آسمان باز مانده (فکر می کنم داستان پرواز کاوس را بدانید). در آینده هم اگر مطلب جدیدی پیدا کردم خواهم نوشت.

خوش و پیروز باشید.

mihman
02-08-2011, 10:01 PM
سلام ما در آسمان اسطوره داریم. هفت اورنگ (= دب اکبر) که حاکم آن سیاوش است. تیشتر (= شعرای یمانی). ونند (= نسر واقع). سدویس (=سهیل). من قبلا در مورد اسطوره آنها نوشته ام.

با عرض سلام خدمت دوستان عزیز.....
ضمن تشکر و قدر دانی از آبجی همشیره خودم سرکار خانم صادقیان بخاطر لطفی که در حق بنده نمودند.
کتاب مورد نظر را پیدا نکردم ولی کتابی با همان مضمون یافتم که تا حد زیادی گویای مطالب بود وخیلی به دل من نشست.
بخصوص داستان یا بهتر بگویم "افسانه هرکول" که خدایان پس از مرگ او تصمیم میگیرند که او را به آسمان برده و از او استوره بسازند....
صورت فلکی هرکول یادگار همان موقع است.
همینطور 87 صورت فلکی دیگر...............
خواستم بپرسم آیا در آسمان مجموعه ستاره منظم بی نام ونشانی یافت میشود تا ما هم یک استوره ایرانی در آسمان داشته باشیم؟ وبه نظر شما اگر بخواهیم استوره ای ایرانی در آسمان داشته باشیم چه کسی را باید به آسمان بفرستیم ؟
وشما چه کسی را کاندید میکنید تا از او استوره بسازیم ؟
با تشکر از توجهی که به بنده مبذول داشتید.

sara sadeghian
02-27-2011, 08:35 AM
نام كتابي است كه در آن به معرفي اسطوره هاي تمدن هاي مختلف از مصر، هاوايي، فنلاند، چين و .. ، روزگاران اوليه، اسطوره هاي توفان، قصه هاي عشق و ... مي پردازد. خواندن اين كتاب براي آشنايي علاقمندان به اسطوره ها كمك زيادي ميكند كه نام تعدادي از اين اسطوره ها را در صورت هاي فلكي زياد ميشنويم. براي من كه جالب بود. نويسنده اين كتاب ج.ف.بيرلين هستش كه آقاي عباس مخبر اون رو ترجمه كرده. خوندنش خالي از لطف نيست..
بي نقطه...:thumbsup:

Setare KOchOlO
02-28-2011, 09:05 AM
سلام ...:grin:

خانوم صادقيان صورت فلكي بعدي رو معرفي نمي كنين؟!؟!؟!؟!

Sunrise
03-04-2011, 10:02 PM
خب این هم صورت فلکی بعدی!

البته این نقلی که من میذارم یه صورت دیگه هم داشت ولی با این تناقضی نداشت!:grin:

صورت فلکی خرچنگ یا سرطان

قهرمان کبیر یونانی هرکول ماموریت داشت یک اژدهای آبی چند سر را بکشد . این نبرد نخست نا امید کننده به نظر می رسید . به جای هر سری که هرکول از بدن اژدها قطع می کرد ، دو سر می روئید . تمام جانوران از هرکول پشتیبانی می کردند ، مگر یک خرچنگ – که از سوی الهه " هرا " ( hera ) که از هرکول نفرت داشت – فرستاده شده بود . اگرچه خرچنگ مرتب پاشنه پای قهرمان را گاز می گرفت ، ولی بالاخره هرکول موفق شد بر اژدهای بزرگ پیروز شود و خرچنگ را له کند. پس از آن الهه " هرا " خرچنگ را به شکل یک صورت فلکی در آسمان جای داد.

اینکه چرا باید با اون مار آبی میجنگیده خودش یه ماجرا داشته!
اگر به یه منبع معتبر دسترسی دارید اون قسمت رو هم بذارید:thumbsup:

Sunrise
04-10-2011, 10:40 AM
معروفترین افسانه یونانی خرسها ، که به گونه های مختلفی روایت می شود ، افسانه زئوس و کالیستوی زیباست . پدر خدایان ، زنوس ، عاشق این دختر زیبا شده بود ، که البته امر پیامدهایی را در بر داشت . کالیستو از زئوس پسری به نام " آرکاس " به دنیا آورد که بعدها شکارچی ممتازی شد . چون " هرا " ، همسر زئوس ، از داستان عشق و عاشقی آن دو خبردار شد ، بسیار خشمگین شد و کالیستو را به صورت خرس ماده را دید و می خواست آن را شکار کند . او خبر نداشت که این خرس در واقع مادر خود اوست . زئوس در آخرین لحظه موفق شد ، تیر آرکاس را از مسیرش منحرف کند . او برای این که در آینده از کالیستو محافظت کند ، آرکاس را به خرس نر جوانی تبدیل کرد و مادر و پسرش را به آسمان به شکل صورتهای دب اکبر و دب اصغر به آسمان انتقال داد .:fight:

بر اساس افسانه ای دیگر ، می گویند خود ، کالیستو را به شکل خرس ماده ای ، و پسر کالیستو یعنی آرکاس در این افسانه صورت فلکی محافظ خرس یا عوا شمرده می شود . از آنجایی که صورت فلکی دب اکبر هرگز غروب نمی کند ، مردم بر این باور بودند که خدایان ممنوع کرده اند که خرس ماده ، در اقیانوس ، یعنی در جایی که او هرگز غرق نمی شود ، شنا کند .:rambo:

و بنابر افسانه‌ای دیگر ، روح بزرگ ، را با قصد و عمد بر آسمان نهاد تا گاه شمارخرسهای زمینی باشد. در نیم سالی که خرس بزرگ بر ارتفاعی کم جای دارد، همه خرسهایزمینی در غارهای خود می‌مانند و خود را گرم نگه می‌دارند. وقتی که خرس بزرگ درآسمان اوج می‌گیرد، خرسها نیز غارهایشان را ترک می‌گوبند زیرا تابستان آغاز شدهاست.

رومیان قدیم در ستارهای نورانی دب اکبر ، هفت گاومیش کشنده گاو آن را می دیدند ،که گاو چران ، یعنی صورت فلکی عوا (http://www.haftaseman.ir/webdb/article.asp?id=11) آنها را تعقیب می کند .:guntootsmiley[1]:

رومیان به هر حال صورت فلکی عوا را قبل از هر چیز ، شبانی می دانستند که خیش یا گاوآهنی را که توسط گاومیشها کشیده می شد ، اختراع کرده بود . به این ترتیب این صورت فلکی نمودار سیر تکاملی زندگی بشر از زندگی کوچ نشینی به جامعه ساکن در یک منطقه نیز به حساب می آید . در انگلستان قدیم
مردم در نورانی ترین ستارگان دب اکبر ، ارابه شاه " آرتو " ( king Arthur : قهرمان افسانه ای انگلستان که می گویند شاه بریتانیایی ها در قرن ششم میلادی بوده است) را می دیدند . این صورت فلکی را مردم انگلستان " ارابه چارلز " نیز می خواندند و به این صورت " چارلز کبیر " ( charles the great : شارلمان ، معروف به چارلز کبیر ، چارلز اول پادشاه فرانسه و انگلستان در سال های 768 تا 814 میلادی) را به خاطر می آوردند .


به نقل از هفت آسمان و رشد

hermes
09-06-2011, 05:41 PM
وقتی بحث اسطوره ها مطرح میشه بیشتر ما ها به سراغ اسطوره های یونانی میریم و کمتر کسی از ما به اسطوره های ایرانی و اسامی که قبلا داشتن توجه میکنیم.
بخشی از کتاب اوستا به نام یشت ها هست که به بخش های مختلفی تقسیم شده مثل هورمزد
ناهید
تیر یشت
آبان یشت و...
که در این بخش ها به خصوص تیر یشت افسانه های ایرانی صور فلکی آمده که پیشنهاد من این است که حتما توی این تاپیک به زمان خودش مطرح بشه.

با تشکر

پرستو.
09-16-2011, 04:31 PM
افسانه صورت فلکی حمل
بره يا قوچ ، در زماني صورت فلکي بوده است که هنگام اعتدال بهاري که خورشيد از آن نقطه عبور مي کرده زيباترين فصل سال بوده و مردم کهن در اين صورت نشانه بهره دهي و باروري از گوسفندان خود مي ديدند. پس اين صورت فلکي براي مردم شناخته تر بود و داستان هاي زيادي درباره اش گفته اند . يکي از شيرين ترين افسانه ها درباره حمل داستان قوچ پشم طلا است که از مردم يونان سر چشمه مي گيرد . در زمانهاي دور پادشاهي به نام آتاماس در يونان زندگي مي کرد . او با زني که بانوي ابرها بود به نام نفله ازدواج کرد و از او دو فرزند که يکي پسر به نام فريکسوس و دختري به نام هله حاصل شد. اما مدتي بعد آتاماس ،نفله را طلاق داد و با زني به نام اينو ازدواج کرد . اينو نامادري بد جنس و ظالمي براي هله و فريکسوس بود و آنان را به شدت آزار و اذيت مي کرد .روزي اينو زنان سرزمين خودش را قانع کرد که دانه هاي گندم را تفت بدهند و در خاک بکارند تا گندم ها رشد نکند و مردم با خطر قحطي رو به رو شوند. هنگامي که آتاماس اوضاع را اين گونه ديد دستور داد دو پيک پيش روحاني بروند و از او راه حل مشکل قحطي را بپرسند اما ايندو دوپيک را تطميع کرد و به آنها گفت که به شاه آتاماس بگويند که مشکل حل نمي شود مگر با قرباني کردن فريکسوس در محراب خداي خدايان زئوس . شاه نيز که حرف مزدوران ايندو را پذيرفت فريکسوس را زنجير کرد و او را براي قرباني کردن آماده ساخت اما وي قرباني نشد زيرا قوچي با پشم طلايي از سوي نفله بانوي ابرها ظاهر شد. اين قوچ مي توانست سخن بگويد . فريکسوس وهله سوار بر پشت بره به پرواز در آمدند .سفر از اروپا به آسيا بود اما در بين راه هله که کودکي بيش نبود از پشت قوچ سقوط کرد و در دريا غرق شد. قوچ همراه فريکسوس به پرواز در آمد به دورترين قسمت جهان به نام کلوخيس رسيد .پادشاه کلوخيس قوچ را قرباني کرد و پشم او را بر درختي انداخت که اژدهايي خطرناک از آن محافظت مي کرد. بعدها دريانوردي به نام لاسون با کشتي خود به نام آرگو قوچ را به يونان باز گرداند که به پاس کار وي روح قوچ به آسمان رفت و زئوس او را تبديل به ستاره کرد .

(http://www.astrotalk.ir/attachments/%DA%86%D9%87%D8%B1%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%86-18/959d1316115331-%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D8%A8%D9%88%D8%AF-%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B5%D9%88%D8%B1%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D9%84%DA%A9%DB%8C-aries_constellation.jpg)

noori
09-17-2011, 06:38 AM
پيشنهاد ميكنم براي اولين بحث، از داستان و اسطوره هاي مربوط به كهكشان خودمان شروع كنيم. راه شيري!!!!!!!!!!!!
فقط يك نكته را اشاره كنم كه حتما تذكر دهيد كه مربوط به كدام قوم است( سومري؟ مصري؟ بابلي و ...)!!!!:grin:
بي نقطه...
سلام به سارای عزیز و همه دوستان علاقمند به این قسمت.اگربرای دوستان امکان داره منابع را هم ذکر کنند تا بقیه بتونند اطلاعاتشون را کاملتر کنند.

amin88
09-20-2011, 11:36 AM
سلام من راجع به افسانه های صور فلکی کتابی رو دارم می نویسم که به زودی با عنوان "the legends of constlations" منتشر میشه در این کتاب از منابع زیادی

استفاده کردم و از افسانه های بین النهرین ...مصر...یونان...روم...ایران...آ ریکای شمالی و جنوبی...و اسکاندیناوی..و آسیای شرقی استفاده کردم

smhm
09-20-2011, 01:14 PM
به نظر من واژه راه کاهکشان کاملتر و زیباتر از واژه راه شیری است. چون واژه کهکشان به راهی اشاره می کند که خرده های کاه در آن ریخته شده (کنایه از ستارگان ریز) اما راه شیری فقط رنگ را بیان می کند.
در میان اعراب کهکشان به نام « المجرّه» بمعنی راه معروف است و گاهی هم به آن « نهر المجره» (رودخانه) گفته می شود. در نظر اعراب ستارگان صورت فلکی قوس(کمان) ماده شتر مرغان خوش اقبال هستند که تعدادی از آنها وارد رودخانه شدند(سعد النعام وارده) و بعضی هم از رودخانه گذشته اند (سعد النعام صادره) .

اگه اشتباه نکنم در کتاب السماء و العالم (جلد 54 بحارالانوار) روایاتی در مورد کهکشان هست که خیلی عجیب و قابل تأمله اگه مایلید آنها را بیاورم.

roset
09-20-2011, 02:42 PM
کهکشان راستش واژه ی خیلی قشنگی نیست همیشه این واژه منو یاد بخشی از یک دست نوشته از دکتر شریعتی میندازه که البته تا حدی به ذهنیت مردم هم از کهکشان راه شیری مربوط میشه:
((آن شب نیز ماه با تلالو پرشکوهش که تنها با لبخند نوازشی است که طبیعت بر چهره ی نفرین شدگان کویر می اندازد از راه رسید و گل های الماس شکفتند و قندیل ی زیبای پروین -که هرشب دست ناپیدای الهه ای آن را از گوشه ی آسمان آرام آرام به گوشه ای دیگر مبرد-سر زد وآن جاده ی روشن وخیال انگیزی که گویی یک راست به ابدیت میپیوندد :((شاهراه علی))،((راه مکه))!که بعد ها دبیرانم خندیدند و گفتند نه جانم ((کهکشان))! و حال میفهمم که چه اسم زشتی!کهکشان یعنی از آنجا کاه میکشیده اند و اینها هم کاه هایی است که بر روی زمین ریخته است!))
خوب این هم جالبه!

smhm
09-21-2011, 08:24 AM
البته راه مکه که می دونید اشتباهه. بخاطر چرخش آسمون، در هر لحظه راه شیری جهتش تغییر می کنه پس نمی تونه بعنوان راه مکه در نظر گرفته بشه.

رضا طامهری
09-23-2011, 10:15 AM
البته راه مکه که می دونید اشتباهه. بخاطر چرخش آسمون، در هر لحظه راه شیری جهتش تغییر می کنه پس نمی تونه بعنوان راه مکه در نظر گرفته بشه.

البته خدمت استاد عزيزم اقاي مصدق بايد عرض كنم؛ اينگونه نامگذاري روي راه كاهكشان منحصر به مسلمونا و ايرانيا نيست
مثلا در اسپانيا و بسياري از كشوري هاي اسپانيولي زبان به اين منطقه اي اسمون "road of Santiego" ميگن و تازه شكاف دجاجه رو ورودي اين شهر افسانه اي قلمداد ميكنن و همچنين دركشورهاي امريكاي لاتين هم اين منطقه و "road of Eldorado" (شهر رويايي اقوام مايا و مسو) ميدونن
به نظر من اگرچه راه كاهكشان دربرخي اوقات جهت گيريش نزديك قبله است اما منظور از اين نامگذاري يك مسير معنوي به سمت خانه ي خدا باشه
اسمون دلتون پرستاره

eli-86
09-23-2011, 10:41 AM
سلام دوستان...
لطفا منابعی با این موضوع معرفی کنید. واسه پایان نامه م لازم دارم. همینطور ذکر منبع مطالبی که گذاشته شده...
متشکرم

رضا طامهری
09-23-2011, 01:31 PM
سلام دوستان...
لطفا منابعی با این موضوع معرفی کنید. واسه پایان نامه م لازم دارم. همینطور ذکر منبع مطالبی که گذاشته شده...
متشکرم
سلام
اگه منظورتون مطالب ذكرشده درمورد راه كاهكشانه، بشخصه مطالب فوق الذكر رو درخلال تورهاي رصدي توريستي كه داشتم از بوميان همون كشورها شنيدم ولي اگر منظورتون اساطير يونانيه دوتا كتاب اصلي دراينباره سراغ دارم:
١- تاريخ اديان(جان باير ناس)
٢- تاريخ تمدن،جلد دوم(ويل دورانت)
البته جديدا يه كتاب هم درباره اساطير اسمون نوشته بنام اساطير يوناني و صورفلكي نوشته خانم فشنگساز فكر كنم كه گرچه خالي از اشتباه نيست اما نسبتا كامله

eli-86
09-29-2011, 01:43 PM
متشکرم...
بیشتر منظورم افسانه های مربوط به صور فلکی در ایران (تمدن های پیش از تاریخ) است.

رضا طامهری
09-29-2011, 02:08 PM
ما گشته ايم نيست.......
يعني واقعا ميشه اميد داشت بعد از اينكه كتابهاي كتابخانه هاي ما را براي گرم كردن آب حمامها سوزاندندو دوهفته فقط حمامهاي تيسفون را گرم نگه داشتند، توقع داشت كه افسانه ايراني در اسمان پيدا بشه
من كه نتونستم
البته دريكي از كتابفروشيهاي زرتشتيان كتابي را با مضمون "اساطير گاتها(يا يه چيزي مثل اين) ديدم كه البته فرصت خريدن آن را نداشتم
شايد كتابهاي مانند اين بتواند شما را كمك كند
البته اگر كتابي با چنين مفهومي يافتيد حتما اطلاع دهيد
اسمون دلتون پرستاره

eli-86
09-30-2011, 10:40 PM
بله منم جایی خوندم که در کتاب تیر یشت اوستا به افسانه های صور فلکی پرداخته شده ولی هنوز نتونستم این کتاب رو پیدا کنم....

smhm
10-02-2011, 12:46 PM
البته خدمت استاد عزيزم اقاي مصدق بايد عرض كنم؛ اينگونه نامگذاري روي راه كاهكشان منحصر به مسلمونا و ايرانيا نيست
مثلا در اسپانيا و بسياري از كشوري هاي اسپانيولي زبان به اين منطقه اي اسمون "road of Santiego" ميگن و تازه شكاف دجاجه رو ورودي اين شهر افسانه اي قلمداد ميكنن و همچنين دركشورهاي امريكاي لاتين هم اين منطقه و "road of Eldorado" (شهر رويايي اقوام مايا و مسو) ميدونن
به نظر من اگرچه راه كاهكشان دربرخي اوقات جهت گيريش نزديك قبله است اما منظور از اين نامگذاري يك مسير معنوي به سمت خانه ي خدا باشه
اسمون دلتون پرستاره


البته در مورد راه مکه می تونیم یکسری محدودیت هایی را در نظر بگیریم تا قضیه درست بشه.
مثلا راه شیری اولا در آسمون تابستان واضحتر است ثانیا بعلت اینکه مردم در تابستان بر روی پشت بام ها و زیر آسمون می خوابیدند می توان گفت جهت راه شیری در اوایل شب فصل تابستان بخصوص برای اهل کویر تقریبا به سمت قبله قرار می گیرد. بنابراین اعتقاد به راه مکه چندان هم بی جا نیست.
بهرحال باورهای گذشتگان در مورد آسمون برام خیلی جالبه.
یک نمونه دیگر آن باور مردم در مورد ستاره کف الخضیب است...

mr mohamadreza
02-15-2012, 01:40 PM
سلام
یک افسانه مربوط به صورت فلکی چنگ رومی یاشلیاق
این صورت فلکی به طور نمادی چنگی را نشان می دهد که آپولو به ارفئوس داد. ارفئوس در زمان خود شهرت داشت که میتواند اشیاع جاندار یا بی جان را مسحور موسیقی خود کند. ژوپیتر پس از مرگ ارفئوس چنگ سحرآمیز اورابر آسمان نهاد.

smhm
02-28-2012, 09:32 AM
به نظر من در مورد افسانه ها یک چیز را باید مد نظر داشت و آن اینکه افسانه ها معمولا دو نوع هستند. یک نوع افسانه های اولیه و قدیمی که اغلب مربوط به زمان بابلی هاست (حدود 5 تا 7 هزار سال پیش) و نوع دیگر افسانه های کلاسیک و جدید هست که معمولا افسانه های یونانی است (حدود 2 تا 3 هزار سال پیش).
بنده افسانه های بابلی را بسیار باشکوه و قوی تر از افسانه های یونانی می دانم. و حتی بطلمیوس یونانی هم بسیاری از افسانه ها را از زبان مصر و بابل نقل می کند و چیزهایی از اسطوره های یونانی نیز به آن می افزاید.
یک نمونه از این مورد را می توانیم در افسانه «قیطس» بیابیم. انشاء الله سر فرصت در مورد افسانه قیطس مطلبی را عرض خواهم کرد.

farah/moon
03-05-2012, 08:31 PM
درمورد جبار افسانه های زیادی هست....یکیش اینکه....
جبار "ارتیمیس"!!! رو در اب گرفتار میکنه..ارتیمیس هم از این برخورد عصبانی میشه وجبار رو به گوزن تبدیل میکنه...سگ های شکاری ارتیمیس که تشخیص ندادن این گوزن همون جباره...اون رو تکه تکه میکنن...در همین لحظه سگها به همراه جبار میرن به اسمون ومیشن صورت فلکی....
بابلی ها هم جبار رو خدا میدونستن که سنگ های زیباوجواهرات مثل الماس خلق میکرده...:yaeh am not durnk:.

smhm
03-19-2012, 10:18 AM
<!--[if gte mso 9]><xml> <w:WordDocument> <w:View>Normal</w:View> <w:Zoom>0</w:Zoom> <w:PunctuationKerning/> <w:ValidateAgainstSchemas/> <w:SaveIfXMLInvalid>false</w:SaveIfXMLInvalid> <w:IgnoreMixedContent>false</w:IgnoreMixedContent> <w:AlwaysShowPlaceholderText>false</w:AlwaysShowPlaceholderText> <w:Compatibility> <w:BreakWrappedTables/> <w:SnapToGridInCell/> <w:WrapTextWithPunct/> <w:UseAsianBreakRules/> <w:DontGrowAutofit/> </w:Compatibility> <w:BrowserLevel>MicrosoftInternetExplorer4</w:BrowserLevel> </w:WordDocument> </xml><![endif]--><!--[if gte mso 9]><xml> <w:LatentStyles DefLockedState="false" LatentStyleCount="156"> </w:LatentStyles> </xml><![endif]--><!--[if gte mso 10]> <style> /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:10.0pt; font-family:"Times New Roman"; mso-ansi-language:#0400; mso-fareast-language:#0400; mso-bidi-language:#0400;} </style> <![endif]--> افسانه قیطس

<!--[if gte mso 9]><xml> <w:WordDocument> <w:View>Normal</w:View> <w:Zoom>0</w:Zoom> <w:PunctuationKerning/> <w:ValidateAgainstSchemas/> <w:SaveIfXMLInvalid>false</w:SaveIfXMLInvalid> <w:IgnoreMixedContent>false</w:IgnoreMixedContent> <w:AlwaysShowPlaceholderText>false</w:AlwaysShowPlaceholderText> <w:Compatibility> <w:BreakWrappedTables/> <w:SnapToGridInCell/> <w:WrapTextWithPunct/> <w:UseAsianBreakRules/> <w:DontGrowAutofit/> </w:Compatibility> <w:BrowserLevel>MicrosoftInternetExplorer4</w:BrowserLevel> </w:WordDocument> </xml><![endif]--><!--[if gte mso 9]><xml> <w:LatentStyles DefLockedState="false" LatentStyleCount="156"> </w:LatentStyles> </xml><![endif]--><!--[if gte mso 10]> <style> /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:10.0pt; font-family:"Times New Roman"; mso-ansi-language:#0400; mso-fareast-language:#0400; mso-bidi-language:#0400;} </style> <![endif]-->
قیطس از صورتهای فلکی است که از دیر زمان شناخته شده وچهارمین صورت فلکی از نظر وسعت می‌باشد، ضمن اینکه درخشان‌ترین ستاره آن از قدر دوم است. در تمدنهای اولیه بین النهرین، این ستارگان را تحت نام Tiamat به معنای اژدهای کیهانی که بوسیله مردوک قهرمان کشته شد، می‌شناختند. در اساطیرکلاسیک قیطس همان هیولای دریایی است که آندرومدا را تهدید به مرگ کرد. (به نقل از: ویکی پدیا)

در افسانه های کلاسیک(یونانی) آمده که آندرومدا (شاهزاده سرزمین حبشه پدرش کفئوس و مادرش کاسیوپیه) حسادت حوریان دریایی را برانگیخت و آنها شکایت را به خدای دریا (نپتون) کردند و نپتون هم اژدهای دریا (قیطس) را به قصد حبشه روانه ساخت.
این اژدها توسط پرسئوس از بین می رود (پرسئوس یک قهرمان یونانی است که موفق می شود سر غول مدیوسا را از تنش جدا کند و هر کس آن سر را نگاه میکرد مبدل به سنگ میشد)
طبق افسانه های یونانی پرسئوس رومی و آندرومدای حبشی با هم ازدواج می کنند و از حاصل این ازدواج نسل ایرانیها بوجود می آیند!!!

اما در افسانه های اولیه (بابلی) قیطس یک اژدهای کیهانی است که توسط قهرمانی بنام مردوک کشته می شود.
حالا این اژدهای کیهانی چیست؟ و این مردوک کیست؟
به نظر من قطیس نوعی نهنگ است (نهنگ منقار دار) و چون در قدیم مردم نسبت به جانوران دریایی کمتر شناخت داشتند اینگونه جانواران عظیم الجثه را معمولا بعنوان اژدها تلقی میکردند.
اما چرا اژدهای کیهانی؟
گاهی وقتها در اثر طوفان و گردبادهایی که در سطح دریا رخ میداده جانوران دریایی به سوی ابرها در آسمان کشیده میشدند و بالا میرفتند از جمله همین نهنگ ها. و به همین خاطر نام اژدهای کیهانی نیز در افسانه ها دیده میشود.(البته این حدس بنده است.)

مطلبی را چند وقت پیش در مورد دریای سیاه تو یکی از کتابهای قدیمی خواندم که خیلی جالب با این افسانه در ارتباطه:
کتاب «نخبه الدهر فی عجایب البر و البحر» فصل پنجم: درباره درياى طرابزنده يا درياى روس كه نيطس و سياه نيز نام دارد و سخن از اژدهايى كه در ميان ابرهاى آسمان اين دريا ديده می‏شود ..... ص : 224

اما مردوک کیست؟...... ادامه دارد.

smhm
03-30-2012, 03:13 PM
ادامه افسانه قیطس (نهنگ)

در ادامه اسطوره قیطس یا نهنگ که اتفاقا امسال هم به سال چینی سال نهنگ است، رسیدیم به شخصیتی بنام مردوک.
مردوک یا مردوخ در بابل باستان نام خدای بزرگ یا سرور بزرگ است و سیاره مشتری نماد او در آسمان است.
نام مردوک را همچنین در کتیبه ای که بعنوان منشور کورش معروف است نیز می توان یافت.
کورش پس از فتح بابل با شخصیتی بنام مردوک آشنا می شود که بسیار تحت تأثیر او قرار می گیرد و حتی خود را بنده مردوک می خواند.
متن منشور کورش خط 23 تا 26:
در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم، مردوک دلهای پاک مردم بابل را متوجه من کرد. … زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم.
ارتش بزرگ من به آرامی وارد بابل شد.
نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید.
برده داری را بر انداختم، به بدبختی‌های آنان پایان بخشیدم. …
مردوک از کردار من خشنود شد …

البته نام مردوخ را نباید با نام مردوخای اشتباه گرفت. او فرد دیگری است.
کسی هست در مورد مردوخای اطلاعاتی داشته باشه؟

sasan20oo20
03-30-2012, 08:27 PM
میشه یکم هم در مورد صورت فلکی حوت یکم مطلب بزارین؟؟؟ در مورد اسطوره هاش منظوزمه
ممنون
:دی

Astronomy
03-30-2012, 08:54 PM
میشه یکم هم در مورد صورت فلکی حوت یکم مطلب بزارین؟؟؟ در مورد اسطوره هاش منظوزمه
ممنون
:دی
مخصوص آقا ساسان!!

صورت فلکی حوت با ستاره های ریز آن، از زمان های باستان در منطقه ی دایره البروج، نماینده ماهی در آسمان بوده است. یونانی ها و رومی ها آن را رب النوع عشق و شهوت میدانستند که با پسرش به نام اِرُس از چنگال هیولای تیفون فرار و سپس به نهری جهیده و به ماهی تبدیل شده اند و سپس شناکنان با دم های به هم گره خورده خود، گریختند.

منبع: کتاب صورتهای فلکی، نوشته ی دکتر گری مکلر-دکتر مارک چارترند-ویل تیریون، ترجمه ی مهندس احمد دالکی

smhm
03-31-2012, 09:25 AM
ادامه افسانه قیطس (نهنگ)
البته نام مردوخ را نباید با نام مردوخای اشتباه گرفت. او فرد دیگری است.
کسی هست در مورد مردوخای اطلاعاتی داشته باشه؟

مردوخای کیست؟
مردوخای یا مردخای یک یهودی است که در زمان خشایار شاه به دربار ایران نفوذ می کند و با حیله گری به مقامات بالا و حتی به مقام وزارت می رسد. در مورد این فرد حکایتی نقل شده که اگر درست باشد باید آن را فجیع ترین واقعه در تاریخ ایران دانست.

سیزده به در ، یا جشن پوریم یهود !!



پوریم یا جشن ایرانی کشی جشنی است که 26 قرن است یهودیان هرسال در روزهای 13 و 14 و 15 ماه "ادار" به مناسبت قتل عام 70 هزار ایرانی در 3 روز در زمان خشایارشاه برگزار می کنند. این جشن مصادف است با 13 اسفند یا 13 فروردین بسته به اینکه سال عبری 12 ماهه باشد یا 13 ماهه ! به همین علت است که 13 فروردین برای ایرانیان به عنوان روزی نحس شناخته می شود و ایرانیان در این روز مجبور به ترک خانه ها و منازل و فرار به صحرا و بیابان شدند ( شاید به همین علت باشد که آیین بیرون رفتن از منزل در میان ایرانیان تا کنون باقی مانده است چون در آن زمان هرکس در خانه می ماند کشته میشد.)



اين ماجرا در عهد قديم (تورات)، کتاب «استر» شرح داده شده است. به روايت تورات در زمان «خشايارشا» مردي يهودي به نام «مرد خاي» وارد دربار مي شود. وي بعدها دخترعموي خود، «هدسه» را که به او «استر» مي گفتند وارد حرمسراي شاه کرد و ترتيبي داد تا او ملکه شود. اما به او گفت که نسبتش با مردخاي را پنهان کند. سپس ميان مردخاي و هامان که وزير برجسته پادشاه بود دشمني ايجاد شد به صورتي که هامان تصمیم به اعدام کردن مردخاي نمود. هامان به واسطه قرعه (که به آن «پور» مي گفتند) روز سيزدهم ماه ادار که مصادف است با سیزده فروردین ماه (ماه دوازدهم) را براي اینکار انتخاب کرد. به اين ترتيب مردخاي مجبور شد از استر کمک بخواهد. استر نيز نقشه اي اجرا کرده و پادشاه را مجاب ساخت تا هامان و افراد خانواده اش را اعدام کنند. اما ماجرا به همين جا تمام نشد. در تورات آمده است: «سپس وقتي استر به پادشاه گفت که چه نسبتي با مردخاي دارد، پادشاه مردخاي را به حضور پذيرفت و انگشتر خود را ‎.‎.‎. به مردخاي داد ‎.‎.‎. آن گاه خشايارشا به ملکه استر و مردخاي گفت: «من دستور دادم هامان را که مي خواست شما يهوديان را نابود کند، به دار بياويزند.‎.‎. شما مي توانيد حکم ديگري مطابق ميل خود، به نام پادشاه براي يهوديان صادر کنيد و آن را با انگشتر پادشاه مهر کنيد.» سپس فرماني که مردخاي صادر کرد، نوشتند و به مهر پادشاه ممهور کردند. اين فرمان پادشاه به يهوديان تمام شهرها اجازه مي داد براي دفاع از خود و خانواده هايشان متحد شوند و تمام بدخواهان خود را از هر قومي که باشند، بکشند و دارايي آنها را به غنيمت گيرند. در روز سيزدهم و چهاردهم ادار ۷۵۰۰۰ نفر در سراسر ايران از دم تيغ گذشتند.

این کشتار در 13 فروردین ماه اتفاق افتاد، از آن به بعد روز سیزده فروردین ایرانی ها از خانه هایشان بیرون رفتند تا بار دیگر در خانه هایشان و در چنین روزی کشته نشوند ) . به علاوه در شوش که پايتخت آن روزگار بود طي دو روز ۸۰۰ نفر کشته شدند. مردخاي طي نامه اي به يهوديان سراسر ايران از آنها خواست تا همه ساله روزهاي چهاردهم و پانزدهم ماه ادار را به مناسبت نجات يهود (!) از چنگ دشمنان، جشن بگيرند و شادي نمايند.


واقعا باید گفت کورش که یهودیان را از چنگال بخت النصر نجات داد و آنان را از بردگی رهانید در عوض یهود با این کارشان به خوبی خدمات کورش را پاسخ دادند و جبران کردند.!!

smhm
05-03-2012, 11:46 AM
یک افسانه عربی در مورد ستارگان دب اکبر (هفت ستاره بنات النعش) تو یکی از سایتهای عربی پیدا کردم. کسی هست بتونه ترجمه کنه؟

<!--[if gte mso 9]><xml> <w:WordDocument> <w:View>Normal</w:View> <w:Zoom>0</w:Zoom> <w:PunctuationKerning/> <w:ValidateAgainstSchemas/> <w:SaveIfXMLInvalid>false</w:SaveIfXMLInvalid> <w:IgnoreMixedContent>false</w:IgnoreMixedContent> <w:AlwaysShowPlaceholderText>false</w:AlwaysShowPlaceholderText> <w:Compatibility> <w:BreakWrappedTables/> <w:SnapToGridInCell/> <w:WrapTextWithPunct/> <w:UseAsianBreakRules/> <w:DontGrowAutofit/> </w:Compatibility> <w:BrowserLevel>MicrosoftInternetExplorer4</w:BrowserLevel> </w:WordDocument> </xml><![endif]--><!--[if gte mso 9]><xml> <w:LatentStyles DefLockedState="false" LatentStyleCount="156"> </w:LatentStyles> </xml><![endif]--><!--[if gte mso 10]> <style> /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:10.0pt; font-family:"Times New Roman"; mso-ansi-language:#0400; mso-fareast-language:#0400; mso-bidi-language:#0400;} </style> <![endif]--> وبنات نعش لمن يحب .... أسطورة عربية ... تقول أن سهيلاً قتل نعشاً، وكان لنعش سبع من البنات، فأقسمن أن لا يدفن جثة أبيهن إلا أن يدركن ثأرهن من سهيل،فهرب سهيل إلى الجنوب الشرقي، وحملت أربعة بنات عذراوات نعش أبيهن، وسارتخلف النعش ثلاث، إحداهن حامل، وثانيهن برفقة طفل صغير، وثالثتهن عرجاء تمشي الهوينا.

وبنات نعش يعرفن باسم الدب الكبير ... يظهرن في الجزء الشمالي طوال العام،أما سهيل فهو نجم يظهر في الجنوب الشرقي أحياناً يتبع مجموعة الجدي.

وما زلن من قرون طويلة يحملن النعش، يطاردن سهيلاً، فلا أدركن ثأراً، ولا دفن جثة أبيهن، ولا استراحت أجسادهن.

Ahmad
05-03-2012, 01:42 PM
چیزی که من از این متن عربی به کمک ترجمه گوگل فهمیدم اینه:
سهیل یک نفر را میکشه که این مقتول 7 تا دختر داشته.دختران هم قسم می شوند پدر را دفن نکنند تا زمانی انتقام او را از سهیل بگیرند.و سهیل که میفهمه به سمت جنوب شرقی فرار میکند.4 دختر باکره جسد پدر را حمل میکنند و زیر تابوت را گرفتند و سه دختر دیگر به دنبال تابوت در حرکت اند که اولی حامله است، دومی یک بچه کوچیک همراهش داره و سومی هم داره در سوگ پدر شیون و زاری میکنه(متن نوشته عرجاء تمشي الهوينا که ترجمه گوگل اینه پیاده روی در حالت لنگ و پایکوبی) حالا نمیدونم واقعا داره گریه میکنه یا داره خوشحالی میکنه.

بعدش هم کتن در مورد جایگاه دب اکبر و سهیل در آسمان میگه.

و پس از قرنها آنها همچنان جسد را حمل میکنند و به دنبال سهیل اند و هنوز انتقام نگرفته اند و پدر را دفن نکرده اند و اجساد خودشان نیز استراحت نمیکند

Sunrise
05-03-2012, 01:50 PM
یک افسانه عربی در مورد ستارگان دب اکبر (هفت ستاره بنات النعش) تو یکی از سایتهای عربی پیدا کردم. کسی هست بتونه ترجمه کنه؟

<!--[if gte mso 9]><xml> <w:WordDocument> <w:View>Normal</w:View> <w:Zoom>0</w:Zoom> <w:PunctuationKerning/> <w:ValidateAgainstSchemas/> <w:SaveIfXMLInvalid>false</w:SaveIfXMLInvalid> <w:IgnoreMixedContent>false</w:IgnoreMixedContent> <w:AlwaysShowPlaceholderText>false</w:AlwaysShowPlaceholderText> <w:Compatibility> <w:BreakWrappedTables/> <w:SnapToGridInCell/> <w:WrapTextWithPunct/> <w:UseAsianBreakRules/> <w:DontGrowAutofit/> </w:Compatibility> <w:BrowserLevel>MicrosoftInternetExplorer4</w:BrowserLevel> </w:WordDocument> </xml><![endif]--><!--[if gte mso 9]><xml> <w:LatentStyles DefLockedState="false" LatentStyleCount="156"> </w:LatentStyles> </xml><![endif]--><!--[if gte mso 10]> <style> /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:10.0pt; font-family:"Times New Roman"; mso-ansi-language:#0400; mso-fareast-language:#0400; mso-bidi-language:#0400;} </style> <![endif]--> وبنات نعش لمن يحب .... أسطورة عربية ... تقول أن سهيلاً قتل نعشاً، وكان لنعش سبع من البنات، فأقسمن أن لا يدفن جثة أبيهن إلا أن يدركن ثأرهن من سهيل،فهرب سهيل إلى الجنوب الشرقي، وحملت أربعة بنات عذراوات نعش أبيهن، وسارتخلف النعش ثلاث، إحداهن حامل، وثانيهن برفقة طفل صغير، وثالثتهن عرجاء تمشي الهوينا.

وبنات نعش يعرفن باسم الدب الكبير ... يظهرن في الجزء الشمالي طوال العام،أما سهيل فهو نجم يظهر في الجنوب الشرقي أحياناً يتبع مجموعة الجدي.

وما زلن من قرون طويلة يحملن النعش، يطاردن سهيلاً، فلا أدركن ثأراً، ولا دفن جثة أبيهن، ولا استراحت أجسادهن.

با تشکر از Ahmad گرامی و ترجمه اشون

دختر سومی پاش لنگ بوده و آهسته میرفته/ برای همین پشت تابوت حرکت میکرده

ترجمه ی درستش این میشه که :


و داستان دخترانی که تابوت حمل میکنند برای کسی که دوست دارد از این قرار است که: (منظورش ملاقه دب اکبره) این یک اسطوره ی عربی است که میگوید سهیل کسی را کشته بود و او هفت دختر داشت... آنها قسم خوردند که جسد پدرشان تا زمانی که از سهیل انتقام نگیرند دفن نکنند و سهیل به سمت جنوب شرقی گریخت! و چهار دختر که مجرد بودند جسد پدرشان را برداشتند و سه دختر دیگر دنبال آن رفتند که یکی باردار بود و یکی فرزندی کوچک داشت و سومی لنگ بود و آهسته میرفت!
این هفت دختر به اسم خرس بزرگ شناخته میشوند... در طول سال در نیمکره شمالی دیده میشوند . اما ستاره سهیل در جنوب شرقی و به دنبال جدی ظاهر می شود.
در طول این قرنها که دختران هنوز به تعقیب سهیل فراری هستند و هنوز انتقام نگرفته اند و هنوز جسد پدرشان را دفن نکرده اند و از پای ننشسته اند


البته این متن برای ترجمه راحت بود ;) اگر یه متنی باشه که محاوره ای نوشته شده، سخت تر میشه!

smhm
05-05-2012, 07:39 AM
با توجه به شکل ملاقه دب اکبر، افسانه جالبیه. اونی که بارداره ستاره درشت و پر نوریه. اونی که طفلی بر دوش داره همون عناق هست که سها را در آغوش گرفته و اون سومی هم که لنگ لنگان می رود مشخصه که از قافله عقب افتاده و شکل دسته ملاقه را کج کرده.

Ahmad
05-05-2012, 01:27 PM
خدمت دوستان عرض کنم
با آقای smhm رفته بودیم مکان یابی رصدگاه یک پیر مرد یزدی:advise: میگفت این هفت ستاره دارند تشییع جنازه میکنند. 4 تا برادرها زیر تابوت بابا هستند و سه تا خواهر ها هم پشت سرشون هستند و یکی شون هم بچه اش آورده تشییع جنازه.ریشه این افسانه یزدی را الان متوجه شدم! انشالاه اون پیرمرد هرجایی هست سلامت باشه

smhm
05-06-2012, 01:18 PM
فرق داستان با افسانه:
داستان صرفا یک حکایت خیالی و ساختگی است. اما افسانه ریشه در واقعیت دارد. واقعیتی که بخاطر بزرگ بودن آن یا بخاطر بزرگ جلوه دادن آن با عباراتی مبالغه آمیز به اسطوره تبدیل شده.

SAEED560
11-12-2012, 06:59 PM
صورت فلکی اکلیل شمالی :
هفت ستاره ایی که به صورت تصادفی کنار هم قرار گرفته و نیم دایره ایی ساخته اند را اکلیل شمالی میگویند .. شش تای انها از قدر چهارمند و ستاره میانی به نیرالفکه معروف است . اکلیل شمالی به معنی تاج و افسر و نیر الفکه به معنی مروارید تاج است .
افسانه اکلیل شمالی
ته زئوس همسری داشت به نام اریادنه. همسر اریادنه از اتنی هایی بود که قراربود قربانی مینتور که نیمه ایی انسان و نیمه ایی گاو بود و در دهلیزی در نزدیکی شهر کرت زندگی میکرد .ته زئوس با کمک اریادنه تونستن این غول را بکشند و زئوس با شمشیر و قرقره نخی که از اریادنه گرفته بود داخل دهلیز شد و بعد از بیرون امدن از دهلیز و انجام عملیاتشون با هم از دواج کردند . اما این ازدواج طولی نینجامید و ته زئوس همسرش را رها کرد و رفت . ربالنوع باکوس که این ناراحتی اریادنه را دید به او یک تاج داد که هنوز این تاج در اسمان مانده است .
ستاره های این صورت به طور اتفاقی کنار هم قرار گرفتند و هیچ کدام با یک سرعت و یه جهت حرکت نمیکنند . و در حدود 50000 سال پیش ستاره ای الفا و بتا این صورت فلکی جای خود را تغییر داده اند و در همین مقدار سال شکل تاج از بین میرود .

smhm
02-25-2013, 07:52 AM
بزرگترین صورت فلکی آسمان متعلق به ایرانیان است


اختراع کشتی به ایران باستان باز میگردد. و صورت فلکی کشتی (حمال) بعنوان مهمترین اختراع بشر از جمله افتخارات ایرانیان بشمار می رود.
این صورت فلکی که همواره بزرگترین و گسترده ترین صورت فلکی آسمان بوده و دومین ستاره پرنور آسمان (سهیل) را در خود جای داده و بر رودخانه راه شیری در جریان است، متأسفانه در قرن 18 میلادی به دلایلی(!) به سه صورت فلکی شاه تخته(حمال)، کشتیدم(تفر) و بادبان(شراع) تجزیه شد.

.

پیمان اکبرنیا
02-25-2013, 10:55 AM
بزرگترین صورت فلکی آسمان متعلق به ایرانیان است


اختراع کشتی به ایران باستان باز میگردد. و صورت فلکی کشتی (حمال) بعنوان مهمترین اختراع بشر از جمله افتخارات ایرانیان بشمار می رود.
این صورت فلکی که همواره بزرگترین و گسترده ترین صورت فلکی آسمان بوده و دومین ستاره پرنور آسمان (سهیل) را در خود جای داده و بر رودخانه راه شیری در جریان است، متأسفانه در قرن 18 میلادی به دلایلی(!) به سه صورت فلکی شاه تخته(حمال)، کشتیدم(تفر) و بادبان(شراع) تجزیه شد.

.

مطمئن هستید؟ آخه اکثر قسمتهای این صورت فلکی از ایران دیده نمیشه. صورت فلکی اولیه قبل از تجزیه نامش Argo Navis بوده و به افسانه‌های یونان باستان برمیگرده. البته باز خیلی از قسمتهای این صورت فلکی در یونان هم فکر نکنم دیده بشه. این لینک را ببینید:

http://en.wikipedia.org/wiki/Argo_Navis

رضا طامهری
02-25-2013, 10:58 AM
بزرگترین صورت فلکی آسمان متعلق به ایرانیان است


اختراع کشتی به ایران باستان باز میگردد. و صورت فلکی کشتی (حمال) بعنوان مهمترین اختراع بشر از جمله افتخارات ایرانیان بشمار می رود.
این صورت فلکی که همواره بزرگترین و گسترده ترین صورت فلکی آسمان بوده و دومین ستاره پرنور آسمان (سهیل) را در خود جای داده و بر رودخانه راه شیری در جریان است، متأسفانه در قرن 18 میلادی به دلایلی(!) به سه صورت فلکی شاه تخته(حمال)، کشتیدم(تفر) و بادبان(شراع) تجزیه شد.

.

با تشکر از آقای مصدق عزیز

اینکه اختراع کشتی متعلق به ایرانیان باستان است کاملا صحیح اما اینکه حمال نیز متعلق به ایرانیان باشد جای بحث دارد.

این صورت فلکی عظیم در کمتر نقاط نیمکره شمالی کامل دیده میشود و در ضمن اگر هم دیده شود در افق جنوبی محو و نامرئی است.

اثبات این مدعا خود سهیل است. حتی در یزد هم این ستاره زیاد از افق فاصله نمیگیرد و کمتر دیده میشود که دلیل ورود این ستاره به ضرب المثلهاست"قلانی ستاره سهیل شده". که نشان از کم یاب بودن این ستاره در اسمان است و این درحالی است که سهیل در قسمتهای بالایی عرشه این کشتی قرار دارد پس تصور اینکه ایرانیان این صورت فلکی را کاملا میدیده اند خیلی دور از ذهن است.

آسمون
02-25-2013, 11:05 AM
من اطلاعی ندارم که این قضیه درسته یا نه،و نه میخوام دفاع کنم و چیز دیگه....

فکر کنم اگر ایران رو فقط نواحی شمالی و مرکزی در نظر بگیرید آره نمیشه دید ولی این صورت فلکی توی اهواز و کلا نواحی جنوبی راحت دیده میشه، فکر کنم نواحی جنوبی ایران از نظر تاریخی قدمت بیشتری داشته باشن به خاطر داشتن رود و حاصلخیزی....:دی

smhm
02-25-2013, 11:11 AM
ایران باستان بسیار وسیع تر از اکنون بوده. بطوریکه حتی قسمتهایی از عربستان نیز در آن زمان جزو قلمرو ایران محسوب میشده.

sama.ara
02-25-2013, 12:27 PM
خدمت دوستان عرض کنم
با آقای smhm رفته بودیم مکان یابی رصدگاه یک پیر مرد یزدی:advise: میگفت این هفت ستاره دارند تشییع جنازه میکنند. 4 تا برادرها زیر تابوت بابا هستند و سه تا خواهر ها هم پشت سرشون هستند و یکی شون هم بچه اش آورده تشییع جنازه.ریشه این افسانه یزدی را الان متوجه شدم! انشالاه اون پیرمرد هرجایی هست سلامت باشه
این رو منم از مامان بزرگم شنیده بودم....
حالا منبع و منشأش کجا بوده نمی دونم...

smhm
02-26-2013, 10:10 AM
مطمئن هستید؟ آخه اکثر قسمتهای این صورت فلکی از ایران دیده نمیشه. صورت فلکی اولیه قبل از تجزیه نامش Argo Navis بوده و به افسانه‌های یونان باستان برمیگرده. البته باز خیلی از قسمتهای این صورت فلکی در یونان هم فکر نکنم دیده بشه.
من بشخصه شک دارم صورت فلکی ها منشأ یونانی داشته باشند. (بعضی صورت فلکی ها شاید ولی نه همشون)
چیزی که مسلم است بیشتر افسانه های صورفلکی توسط بطلمیوس نقل شده است. بطلمیوس هم با اینکه اصالتا یونانی است ولی بیشتر عمر خودش را در مصر و بابل گذرانده است. به احتمال زیاد او صورت فلکی ها را ابتدا از بابلیان آموخته است و بعد آنها را با افسانه های یونانی درآمیخته. و اکنون بخاطر شهرت این افسانه ها چنین به نظر میرسد که صورتهای فلکی هم منشأ یونانی دارند در حالیکه اینطور نیست و این یک اشتباه رایج بین منجمین است. (جالب است که بعضی از صورفلکی جنوبی که هرگز در یونان دیده نمیشده باز می بینیم دارای افسانه یونانی است و این چیزی است که انسان را به شک میاندازد)
البته این مطلب جای بررسی و تحقیق بیشتر دارد و من هم نظر شخصی خودم را گفتم.

پیمان اکبرنیا
02-26-2013, 11:21 AM
من بشخصه شک دارم صورت فلکی ها منشأ یونانی داشته باشند. (بعضی صورت فلکی ها شاید ولی نه همشون)
چیزی که مسلم است بیشتر افسانه های صورفلکی توسط بطلمیوس نقل شده است. بطلمیوس هم با اینکه اصالتا یونانی است ولی بیشتر عمر خودش را در مصر و بابل گذرانده است. به احتمال زیاد او صورت فلکی ها را ابتدا از بابلیان آموخته است و بعد آنها را با افسانه های یونانی درآمیخته. و اکنون بخاطر شهرت این افسانه ها چنین به نظر میرسد که صورتهای فلکی هم منشأ یونانی دارند در حالیکه اینطور نیست و این یک اشتباه رایج بین منجمین است. (جالب است که بعضی از صورفلکی جنوبی که هرگز در یونان دیده نمیشده باز می بینیم دارای افسانه یونانی است و این چیزی است که انسان را به شک میاندازد)
البته این مطلب جای بررسی و تحقیق بیشتر دارد و من هم نظر شخصی خودم را گفتم.

بله حرف شما درسته من هم نظرم همینه. ایرانیان و سایر تمدن های جهان نیز در تصورات و فرهنگ خود صورتهای فلکی داشتند اما آنچه امروز در آسمان نامگذاری شده است و از تاریخ نجوم باقی مانده اکثرا از دوران یونان هست. شاید یکی از دلایلش این باشه که بسیاری از کتابهای تاریخی ایرانیان باستان در جنگها و اتفاقات مختلف تاریخ از بین رفته است و امروزه مدارک اندکی از آن دوره برای ما باقی مانده است. نکته دوم اینکه آنطور که در کشورهای غربی به تاریخ علم و استخراج آن اهمیت داده شده است در کشور ما اینطور نبوده و ما هنوز بسیاری از تاریخ علم و گذشته علمی خود را نمیدانیم :)

mohsen4465
02-26-2013, 02:38 PM
بزرگترین صورت فلکی آسمان متعلق به ایرانیان است




اختراع کشتی به ایران باستان باز میگردد. و صورت فلکی کشتی (حمال) بعنوان مهمترین اختراع بشر از جمله افتخارات ایرانیان بشمار می رود.
این صورت فلکی که همواره بزرگترین و گسترده ترین صورت فلکی آسمان بوده و دومین ستاره پرنور آسمان (سهیل) را در خود جای داده و بر رودخانه راه شیری در جریان است، متأسفانه در قرن 18 میلادی به دلایلی(!) به سه صورت فلکی شاه تخته(حمال)، کشتیدم(تفر) و بادبان(شراع) تجزیه شد.

. کشتی اختراعی نیست که بخوایم اونو به ایرانیان نسبت بدیم. بعضی از اختراعات و اکتشافات منشاء باستانی دارن و از قدیم الایام با تمدن‌های مختلف بودن. مطمئناً انسان عصر حجر هم بلد بوده که چطور چند تکه چوب یا نی رو به هم ببافه و از اون یک قایق کوچیک درست کنه.

اما در مورد صورت فلکی کشتی؛ بنده اطلاعی از تاریخش ندارم اما دیده نشدن یک صورت فلکی از اروپا دلیل بر اشتباه بودن افسانه‌های یونانی نیست. یونانی‌ها انسان‌هایی بسیار ماجراجو و کنجکاو بودند و سفرهای دریایی زیادی به مناطق مختلف جهان کردند. علاوه بر اون همونطور که گفتید ایران در گذشته قلمرو متفاوتی داشته، یونان هم در گذشته قلمرو متفاوتی داشته و بسیار وسیعتر بوده.

احتمال اینکه صورت فلکی کشتی منشاء ایرانی داشته باشه هست اما نه اینکه اونو با این قطعیت بخوایم ابراز کنیم مگه اینکه دلیل و منبع معتبری داشته باشیم. بهرحال منشاء صورت فلکی کشتی هر چی که باشه فرق چندانی نداره. حتی انسان‌های اولیه هم با نگاه کردن به آسمان میتونستند شکل ملاقه دب اکبر رو تشخیص بدن. حتی امروز هم افرادی که هیچ چیزی از نجوم نمیدونن میتونن شکل یه بادبادک رو داخل صورت فلکی جبار تشخیص بدن. اینها بنظر من کاشف و مخترع نداره. تاریخ داره و داشته اما مکتشف و ... نه. خوشبحال اروپایی‌ها که تاریخشون رو نگه داشتند و نسل به نسل برای هم تعریف کردند ولی ما فقط کوزه خاکی‌هامون رو نگه داشتیم و کتاب‌ها و نقشه‌ها رو انداختیم دور.

solh
02-26-2013, 06:58 PM
من هم با آقا محسن موافقم ، ببینید این عرض جغرافیایی کاملا توجیه میشه ، شما اگه به تاریخ افسانه ها دقت کنین و ببینید این ها چه زمانی ظاهر میشن به نکته های جالبی میرسید . نه تنها این افسانه ها بلکه بسیاری از آثار هنری هم چنین ویژگی دارند . مثلا شما تا قبل از زمان خاصی هنر های تا اندازه ای کاملا متفاوت را در جزایر یونان و مصر میبینین ( مقایسه کنید با افسانه های متفاوت ) ، اما کم کم با برقراری ارتباط و یا جنگ این فرهنگ ها و هنرها ویژگی های یکدیگر را میگیرند و همچنین اعتقادات دچار تحول میشند که تاریخ آن هم اینقدرها جدید نیست و قطعا قبل از هرگونه ظهور تمدن آنچنانی در یونان بوده است . این ارتباط در تاریخ نقش مهمی دارد ، پس نباید از تاثیر اعتقادات مصری ها در یونان چشم پوشی کرد یا آنچه در یونان به اوج شکوفایی میرسد را مطلقا به آنجا نسبت داد .

در مورد مشاهده نبودن هم که به وضوح ارتباط یونانی ها میتواند آن را توجیه کند ، مثلا شما اگر هرکول را بخوانید میبینید که هرکول حتی تا جبل الطارق میرود (و این چیزی نیست که امروزه بگویند بلکه از هومر می آید). و حتی در زمانی قابل توجه قبل از ظهور دانشمندان برجسته ی یونانی آثاری از یونان باستان(به طور خاص هنر آنان ) در غارهای قسمت های غربی مدیترانه مشاهده میشود . اگر کشتی در آن قسمت است اتفاقا زیباتر به یونان پیوند میخورد ، آن ها ماجراجویی و سفر آرگو را خیلی خوب توضیح داده اند !

smhm
02-27-2013, 02:42 PM
کشتی اختراعی نیست که بخوایم اونو به ایرانیان نسبت بدیم. بعضی از اختراعات و اکتشافات منشاء باستانی دارن و از قدیم الایام با تمدن‌های مختلف بودن. مطمئناً انسان عصر حجر هم بلد بوده که چطور چند تکه چوب یا نی رو به هم ببافه و از اون یک قایق کوچیک درست کنه.
اختراع کشتی (نه چند تکه چوب) بخصوص کشتی بادبان دار بدون شک کار ایرانیان است.
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B9%D8%A7%D8%AA_% D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86_%D 8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%88%D8 %B1%D8%AF%DB%8C
http://saeedt141.blogfa.com/post-11.aspx
http://helicopter.parsiblog.com/Posts/2/%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B9%D8%A7%D8%AA+% D8%AF%D8%B1%D9%8A%D8%A7%D9%8A%D9%8A+%D8%A7%D9%8A%D 8%B1%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86/


اما در مورد صورت فلکی کشتی؛ بنده اطلاعی از تاریخش ندارم اما دیده نشدن یک صورت فلکی از اروپا دلیل بر اشتباه بودن افسانه‌های یونانی نیست.
من نمیگم افسانه ها اشتباه هستند. بلکه میگم افسانه و صورت فلکی لزوما یک پدیده همزمان نیست. یک افسانه ممکنه قبل از ابداع صورت فلکی و یا حتی بعد از اون وجود داشته باشه. بنابراین وجود افسانه یونانی ثابت نمیکنه که صورت فلکی مرتبط با اون هم ابداع یونانیها باشه.
همانطور که گفته شد بطلمیوس بعنوان راوی این افسانه ها بیشتر عمر خودش را در مصر و بابل گذرانده و اگر اندیشه و نظرات او وارد کتب مقدس نمیشد و کلیسا از آن دفاع نمیکرد، چیزی از افکار او تا کنون باقی نمانده بود.
ضمنا به نقل تاریخ (حالا منبعش دقیقا یادم نیست) پس از فتح و آزادسازی بابل توسط کورش، فرهنگ و دانش بابلیان به تمام نقاط جهان سرایت کرد و بخصوص مصر بسیار متأثر از فرهنگ بابلیان است و سپس دانش از مصر به یونان نیز سرایت کرد.
بهرحال به نظر من ابداع صورفلکی قدمتی بسیار بیشتر از تاریخ یونان دارد. در کتاب "تاریخ دانش نجوم" می خوانیم که قدیمیترین سندی که به خط میخی یافت شده و متعلق به بابل باستان است حاوی مطالبی در خصوص 12 صورت فلکی منطقه البروج هست.


یونانی‌ها انسان‌هایی بسیار ماجراجو و کنجکاو بودند و سفرهای دریایی زیادی به مناطق مختلف جهان کردند.

مثلا شما اگر هرکول را بخوانید میبینید که هرکول حتی تا جبل الطارق میرود
ببینید سفرها و ماجراجویی ها توجیه مناسبی برای ابداع یک صورت فلکی نیست. یک صورت فلکی را زمانی می توان متعلق به یک قوم و سرزمین بحساب آورد که مردم آن سرزمین همواره در طول قرنها آن را در آسمان خود مشاهده کنند و این چیزی نیست که در یک سفر ماجراجویانه و موقتی توسط چند نفر معدود اتفاق بیافتد.


خوشبحال اروپایی‌ها که تاریخشون رو نگه داشتند و نسل به نسل برای هم تعریف کردند ولی ما فقط کوزه خاکی‌هامون رو نگه داشتیم و کتاب‌ها و نقشه‌ها رو انداختیم دور.
آقا محسن این قصه سر دراز دارد.... ما کتابهامون را دور نریختیم بلکه بر ما جفا شد. ایران تاریخی مظلومانه دارد. مثل یک لاشه که هرکس یه تیکه ازش برداشت و برد.

mohsen4465
02-27-2013, 03:19 PM
اختراع کشتی (نه چند تکه چوب) بخصوص کشتی بادبان دار بدون شک کار ایرانیان است.
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B9%D8%A7%D8%AA_% D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86_%D 8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%88%D8 %B1%D8%AF%DB%8C
http://saeedt141.blogfa.com/post-11.aspx
http://helicopter.parsiblog.com/Posts/2/%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B9%D8%A7%D8%AA+% D8%AF%D8%B1%D9%8A%D8%A7%D9%8A%D9%8A+%D8%A7%D9%8A%D 8%B1%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86/


من نمیگم افسانه ها اشتباه هستند. بلکه میگم افسانه و صورت فلکی لزوما یک پدیده همزمان نیست. یک افسانه ممکنه قبل از ابداع صورت فلکی و یا حتی بعد از اون وجود داشته باشه. بنابراین وجود افسانه یونانی ثابت نمیکنه که صورت فلکی مرتبط با اون هم ابداع یونانیها باشه.
همانطور که گفته شد بطلمیوس بعنوان راوی این افسانه ها بیشتر عمر خودش را در مصر و بابل گذرانده و اگر اندیشه و نظرات او وارد کتب مقدس نمیشد و کلیسا از آن دفاع نمیکرد، چیزی از افکار او تا کنون باقی نمانده بود.
ضمنا به نقل تاریخ (حالا منبعش دقیقا یادم نیست) پس از فتح و آزادسازی بابل توسط کورش، فرهنگ و دانش بابلیان به تمام نقاط جهان سرایت کرد و بخصوص مصر بسیار متأثر از فرهنگ بابلیان است و سپس دانش از مصر به یونان نیز سرایت کرد.
بهرحال به نظر من ابداع صورفلکی قدمتی بسیار بیشتر از تاریخ یونان دارد. در کتاب "تاریخ دانش نجوم" می خوانیم که قدیمیترین سندی که به خط میخی یافت شده و متعلق به بابل باستان است حاوی مطالبی در خصوص 12 صورت فلکی منطقه البروج هست.



ببینید سفرها و ماجراجویی ها توجیه مناسبی برای ابداع یک صورت فلکی نیست. یک صورت فلکی را زمانی می توان متعلق به یک قوم و سرزمین بحساب آورد که مردم آن سرزمین همواره در طول قرنها آن را در آسمان خود مشاهده کنند و این چیزی نیست که در یک سفر ماجراجویانه و موقتی توسط چند نفر معدود اتفاق بیافتد.


آقا محسن این قصه سر دراز دارد.... ما کتابهامون را دور نریختیم بلکه بر ما جفا شد. ایران تاریخی مظلومانه دارد. مثل یک لاشه که هرکس یه تیکه ازش برداشت و برد.
نه منظورم رو متوجه نشدید. من در مورد مخترع کشتی ادعای کسی رو رد یا قبول نکردم. بلکه گفتم بعضی چیزها مخترع یا مکتشف نداره و از دوران باستان شناخته شده بودند. اگر برای کشتی مخترع قائل بشیم برای خانه، آپارتمان، ویلا، زمین کشاورزی و ... هم باید مخترع قائل بشیم. کشتی صرفاً یک قایق بزرگه و اختراع جدیدی محسوب نمیشه. مگر اینکه کلاً سیستم و مکانیسم جدیدی بهش اضافه بشه. مثلاً کشتی بخار رو میشه یه جورایی اختراع حساب کرد (صحیحترش اختراع موتور بخاره). البته کشتی بادبانی هم باز خیلی ساده ست و میشه گفت بطور همزمان در جای جای جهان اختراع شده اونهم نه از دوران کشتی رانی بلکه از دوران قایق سواری. لینکهایی که دادید همگی منابع فارسی بودند که بهیچ وجه قابل اعتماد نیستند. الالخصوص اینکه در هر سه اونها مخترع قطب‌نما ایرانی‌ها عنوان شدن در حالی که مخترع قطب‌نما چینی‌ها هستند.

بهرحال منظور من این نبود که ایرانی‌ها مخترع کشتی و آفریننده صورت فلکی کشتی نیستند. منظور من این بود که شما هم که این موضوع رو به ایرانیان نسبت دادید هیچ سند و مدرک معتبری ندارید. :دی اینهو صاحب خونه‌ای که سند خونه رو نداره که هیچ، هیچ شاهد و نشونی هم نداره که صاحب خونه ست. :thumbsup:

solh
02-27-2013, 03:35 PM
فکر نمیکنم کسی اینجا ادعا کرده باشه که این صورت های فلکی مطلقا از یونان میآیند ، همانطور که آقا محسن در مورد کشتی گفتند ، صورت های فلکی هم چنین بوده اند .اما یونان اولین جایی است که به صورت گسترده تری و بعد از آن به صورت علمی آسمان بررسی شده بود . وگرنه همه ی ما نقاشی های مصری ها را از آسمان به خاطر داریم که در آن با رسم خطوطی میان ستاره ها اعتقادات خودشان را در آنجا نشان داده اند ، و یا داستان های مشهور آن ها از آسمان ، و حتی قبل از آن ما همه جا میبینیم که از چینیها هم نام برده شده . فکر کنم چیزی که در نظر گرفته نمیشود زمان است ، کار درستی نیست مقاسیه کردن بدون نام بردن از تاریخ .

افسانه های مصری که نام برده میشود فکر میکنم به اندازه ای که ما از بطلمیوس دوریم از او دور بوده اند ، و همچنین اینکه دیگر آن مصر ، مصر چند هزار پیشش نیست ، بطلمیوس در زمانی زندگی میکند که سال هاست در آن منطقه آداب یونانی رواج دارد و فرهنگ مصر از اصالت خودش درامده که مسلما بی تاثیر از جنگ نیست ، و همچنین پیشرفت شگرف یونانی ها در این زمینه . الان هم شما آثار تاریخی اسکندریه را نگاه کنید قطعا تناسب بیشتری را با یونان خواهید یافت تا آثار تمدن رود نیل .

smhm
02-27-2013, 03:51 PM
بهرحال منظور من این نبود که ایرانی‌ها مخترع کشتی و آفریننده صورت فلکی کشتی نیستند. منظور من این بود که شما هم که این موضوع رو به ایرانیان نسبت دادید هیچ سند و مدرک معتبری ندارید.
بله بنده هم با قطعیت چنین ادعایی ندارم. اصولا تاریخ باستان چیزی نیست که کسی بتواند با قطعیت در مودش صحبت کند.
اما مجموع مطالعات و شواهد و قرائن ما را به چنین دیدگاهی سوق می دهد. همین دو عاملی که عرض کردم یعنی اختراع کشتی بادبان دار و سریع توسط ایرانیان و قابل رویت بودن ستارگان کشتی در قلمرو ایران به نظرم تا این اندازه قانع کننده هست که به صورت فلکی کشتی بعنوان ابداع ایرانیان نگاه کنیم تا ابداع یونان.

mohsen4465
02-27-2013, 04:40 PM
بله بنده هم با قطعیت چنین ادعایی ندارم. اصولا تاریخ باستان چیزی نیست که کسی بتواند با قطعیت در مودش صحبت کند.


اما مجموع مطالعات و شواهد و قرائن ما را به چنین دیدگاهی سوق می دهد. همین دو عاملی که عرض کردم یعنی اختراع کشتی بادبان دار و سریع توسط ایرانیان و قابل رویت بودن ستارگان کشتی در قلمرو ایران به نظرم تا این اندازه قانع کننده هست که به صورت فلکی کشتی بعنوان ابداع ایرانیان نگاه کنیم تا ابداع یونان. توضیحاتتون سندیت نداره. اما خودم گشتم و سندش رو پیدا کردم. این قدیمی‌ترین سند از این صورت فلکیه که من پیدا کردم. اینکه سندی قدیمی‌تر هم باشه یا نه بنده اطلاعی ندارم.



http://up.avastarco.com/images/yom2pcl66ep6mozhxyvd.jpg (http://up.avastarco.com/images/yom2pcl66ep6mozhxyvd.jpg)


طرح صورت فلکی کشتی از کتاب «صور الکواکب» نوشته «عبدالرحمن صوفی» بسال 964 میلادی


کتابخانه ملی فرانسه، پاریس.







صفحات این کتاب رو بصورت آنلاین میتونید در لینک زیر مشاهده کنید.
واقعاً جالبه، بیشتر صورتهای فلکی با طرح‌های بسیار قدیمی‌شون تو این کتاب مشاهده میشن: :)
http://gallica.bnf.fr/ark:/12148/btv1b60006156/f1.planchecontact

================================================== =

البته مثل اینکه آقای بطلمیوس قدمتی بیشتر از این حرفها دارند. برم بگردم ببینم سندی قدیمیتر از یونان باستان پیدا میشه یا نه.

mohsen4465
02-27-2013, 05:50 PM
طبق تحقیق کوتاهی که انجام دادم بطلمیوس دانشمند و فیلسوف یونانی در کتاب المجسطی خودش در مورد صورت فلکی کشتی مطالبی داره. از اونجایی که این کتاب مربوط به صده دوم پس از میلاد مسیح میشه بنابراین تا بدینجای کار آفریننده صورت فلکی کشتی یونانیان هستند مگر اینکه سندی ایرانی و کهن‌تر پیدا کنیم.

solh
02-27-2013, 06:51 PM
لطفا این (http://members.westnet.com.au/gary-david-thompson/page11-19.html) را ببینید ، در اینجا توضیح نسبتا مفصلی از شواهد صورت های فلکی مصر گفته شده . و همانطور که فکر میکردیم آنها هم صورت فلکی های خود را داشته اند و آسمان را به قسمت های خود تقسیم کرده بودهاند. اما دقیقا در پیوست این متن ذکر شده است که این موضوع که آرگو ریشه ی مصری دارد رد شده است .

همچنین ببینید این را (http://www.constellationsofwords.com/Constellations/ArgoNavis.html) که اولین ذکر این نام را میگوید و ریشه ی آن(در شعر شاعران یونانی) . که بر میگردد فکر کنم به قرن سوم پیش از میلاد .

smhm
02-28-2013, 11:01 AM
توضیحاتتون سندیت نداره. اما خودم گشتم و سندش رو پیدا کردم.

طرح صورت فلکی کشتی از کتاب «صور الکواکب» نوشته «عبدالرحمن صوفی» بسال 964 میلادی

آقا محسن کجای کارید؟ بنده در مورد تمدن بابل و مصر که قبل از تمدن یونان هست گفتم شما کتاب صور الکواکب را می آورید!
عبدالرحمن صوفی کتابش را از روی منابع ستاره شناسی یونانی بخصوص از نوشته های بطلمیوس اقتباس و ترجمه کرده. این کتاب هیچ سندیتی در مورد منشأ صورفلکی نمی تواند باشد.
ضمنا دلایلی که بنده مطرح کردم دلایل منطقی است. منطق که نیاز به سند ندارد. سندش فقط عقل است.

یک دلیل اینکه صورت فلکی حمال در یونان مشاهده نمی شود (اینکه دیگه سند نمیخواد)

دلیل دوم اینکه اسناد تاریخی صنعت کشتی رانی را متعلق به ایران باستان می دانند نه یونان. (البته این مطلب نیاز به سند داره و بنده چند تا سند فارسی آوردم شما می تونید در اسناد خارجی نیز جستجو کنید)

دلیل سوم اینکه بطلمیوس در بیشتر منابع بعنوان یک دانشمند مصری مطرح است هر چند زادگاهش یونان است. مثل اینکه شما مثلا در تهران متولد شدید اما بقیه عمرتون را در مشهد سپری کرده باشید. (و بنا به یک احتمال عقلی شاید بطلمیوس اصول هندسه و ریاضی را که مبنای دیدگاه زمین مرکزی او بوده ابتدا در مصر آموخته باشد)

دلیل چهارم اینکه اسنادی وجود دارد که صورت های فلکی در مصر و بابل باستان نیز وجود داشته اند. (مراجعه کنید به کتاب تاریخ پیدایش نجوم)

دلیل پنجم اینکه نام لاتین بسیاری از ستارگان برگرفته از نامهای عربی است (مانند thuban برگرفته از نام ثعبان، deneb برگرفته از نام ذنب، algol برگرفته از نام الغول، zaurak برگرفته از نام زورق، altair برگرفته از نام الطیر و....) و این نشان می دهد که اصل نامگذاری این ستارگان به اعراب باز میگردد نه به یونان.

دلیل ششم اینکه صورت فلکی های جنوبی اصلا در یونان مشاهده نمی شوند ولی افسانه یونانی دارند (این برای شما شک برانگیز نیست؟)

دلیل هفتم اینکه بعضی صورت فلکی ها حتی افسانه یونانی هم ندارند (این که دیگه خیلی تابلو هست) مثل صورت فلکی قیفاوس که در افسانه ها قیفاوس پادشاه حبشه است. به نظر شما چرا یونانیان باید یک صورت فلکی ابداع کنند ولی افسانه مصری بر روی آن بگذارند؟

و دلیل های دیگر ... که همه از لحاظ منطقی ذهن انسان را درگیر می کند هرچند اسناد و مدارک تاریخی مفقود شده باشند و یا آنچه اکنون در دست ماست چیز دیگری گفته باشد.

mohsen4465
02-28-2013, 01:40 PM
ضمنا دلایلی که بنده مطرح کردم دلایل منطقی است. منطق که نیاز به سند ندارد. سندش فقط عقل است.

یک دلیل اینکه صورت فلکی حمال در یونان مشاهده نمی شود (اینکه دیگه سند نمیخواد)
تاریخ رو با استنباط عقلی نمیشه مشخص کرد.

مشاهده نشدن یک صورت فلکی در یونان دلیل قانع کننده‌ای نیست. سیب های تمام جهان از درخت به پایین میافتند اما این نیوتن بود که جاذبه رو فرمول بندی کرد. ممکنه ایرانیان برای اون قسمت از آسمان کلاً صورت فلکی کاملاً متفاوتی متصور شده باشن که امروز کاملاً گمنام باقی مونده باشه باید سندی پیدا کنیم که نشون بده ایرانیان قبل از یونانیان ستارگان اون قسمت از آسمان رو بشکل یک کشتی به هم وصل میکردن.

smhm
02-28-2013, 04:14 PM
تاریخ رو با استنباط عقلی نمیشه مشخص کرد.
ایراد که میشه گرفت. عقل شاید نتونه تاریخ را مشخص کنه اما موارد نقض را میتونه تشخیص بدهد.
مطمئن باشید یونانی بودن صورفلکی هم چندان سند تاریخی محکم ندارد. صرف یک افسانه سرایی چیزی را نمی تواند ثابت کند. ضمن اینکه بابلیان و ایرانیان چندان بدنبال افسانه پردازی نبودند بلکه صورت های فلکی را بعنوان نماد و سمبل می شناختند. مثلا نماد یک صفت و ویژگی یا نماد یک خصلت حیوانی یا انسانی یا نماد یک نیرو و حادثه.
تا حالا دقت کردید بعضی از صورت های فلکی اصلا و بهیچ وجه شباهتی به نام آنها ندارد. مثلا سرطان، حمل، دو ماهی متصل بهم، موجود نیمه اسب و نیمه انسان، ...

solh
02-28-2013, 04:40 PM
ایراد که میشه گرفت. عقل شاید نتونه تاریخ را مشخص کنه اما موارد نقض را میتونه تشخیص بدهد.
مطمئن باشید یونانی بودن صورفلکی هم چندان سند تاریخی محکم ندارد. صرف یک افسانه سرایی چیزی را نمی تواند ثابت کند. ضمن اینکه بابلیان و ایرانیان چندان بدنبال افسانه پردازی نبودند بلکه صورت های فلکی را بعنوان نماد و سمبل می شناختند. مثلا نماد یک صفت و ویژگی یا نماد یک خصلت حیوانی یا انسانی یا نماد یک نیرو و حادثه.
تا حالا دقت کردید بعضی از صورت های فلکی اصلا و بهیچ وجه شباهتی به نام آنها ندارد. مثلا سرطان، حمل، دو ماهی متصل بهم، موجود نیمه اسب و نیمه انسان، ...
پیشنهاد میکنم لینکی را که پیشنهاد دادم را مطالعه کنید ، قطعا سخنان ما از روی تنها استدلال نیست ، وقتی از صور مصری صحبت میکنیم به قطع ارجاع داده میشود به نقاشی های آنان در ساختمان هایشان و یا نشانه های دیگر . در مورد یونان که قطعا بیش از اینها سند و مدرک وجود دارد . همانطور که گفتم احساس میکنم شما مسئله ی تاریخ را در نظر نمیگیرد . صحبت ما از صور فلکی به آثار آنان در مصر به حدود 2000 سال پیش از میلاد برمیگردد (دقیقا تاریخ نگاشته های آنان که برجای ماندهاند از تقسیم آسمان به صور فلکی که نشان دهنده ی اعتقاد آن ها بوده است ) . اما ایران در آن زمان کجاست ؟

صور فلکی در ابتدای تمدن های اولیه بودهاند و اگر بخواهیم ریشه یابی کنیم باید به یکی از آنان رجوع دهیم ، یعنی رود نیل ، بین النهرین ، و یا چین . فقط هم از اینها آثاری مانده است . که بعد از گذشت سال ها یونان با ایجاد تحول عظیمی دوره ی تاریخی شگفتی را در این میان خلق میکند ، و سال ها بعد از شروع آن تمدن ، تازه در ایران اولین آثار حکومتی که تا اندازه ای متمرکز باشد پیدا میشود . که اگر تمدنی داشته باشد و آثاری در معماری ، اینطور که من میبینم نمایش بی نظیری از ترکیب هنر مصر و یونان و استفاده از تجربیات آنان است . در مورد افسانه ها که من شک ندارم افسانه ها و یا نماد های ایرانیان به طرز بسیار مشهودی برگرفته شده از اسطوره های یونان هستند .

mohsen4465
02-28-2013, 08:05 PM
ایراد که میشه گرفت. عقل شاید نتونه تاریخ را مشخص کنه اما موارد نقض را میتونه تشخیص بدهد.
مطمئن باشید یونانی بودن صورفلکی هم چندان سند تاریخی محکم ندارد. صرف یک افسانه سرایی چیزی را نمی تواند ثابت کند. ضمن اینکه بابلیان و ایرانیان چندان بدنبال افسانه پردازی نبودند بلکه صورت های فلکی را بعنوان نماد و سمبل می شناختند. مثلا نماد یک صفت و ویژگی یا نماد یک خصلت حیوانی یا انسانی یا نماد یک نیرو و حادثه.
تا حالا دقت کردید بعضی از صورت های فلکی اصلا و بهیچ وجه شباهتی به نام آنها ندارد. مثلا سرطان، حمل، دو ماهی متصل بهم، موجود نیمه اسب و نیمه انسان، ...
نمیدونم چرا منظورم رو متوجه نمیشید. شاید بد توضیح میدم. بذارین جور دیگه‌ای بگم. صورت فلکی اختراع یا اکتشاف نیست که بخوایم بگیم هر کس در جایی از زمین بوده که ستاره سهیل رو تونسته ببینه پس کاشف یا مخترع صورت فلکی کشتیه. میشه گفت صورفلکی در واقع نوعی طرح و نقاشی کشیدن در آسمونه. با روش‌های بسیار مختلفی میشه ستارگان رو به هم متصل کرد و طرح‌های مختلفی ایجاد کرد. اینکه کشتی رو در آسمان کی کشیده صرفاً از روی منابع تاریخی بدست میاد نه از روی عقل و منطق. قدیمی‌ترین سندی که داریم المجسطی بطلمیوسه که یک دانشمند یونانی بوده. بنابراین صورت فلکی کشتی رو به یونانیان نسبت بدیم بهتره.

شما این موضوع رو که چون ایرانیان اولین کشتی سازان بودند رو به صورت فلکی کشتی نسبت دادید و نتیجه گرفتید که پس این صورت فلکی هم اولین بار توسط ایرانیان خلق شده. اما این اصلاً دلیل معتبری نیست. به سه دلیل:

1) به احتمال زیاد ایرانیان قبل از اختراع کشتی هم این صورت فلکی رو دیدن و برای این صورت فلکی اشکالی متصور شده بودند تا لااقل ستاره پرنور سهیل رو در اون جای بدن.
2) یونانیان این صورت فلکی رو بدلیل موقعیت جغرافیایی دیرتر مشاهده کردن. احتمالاً زمانی که با کشتی به حاشیه جنوبی دریای مدیترانه سفر کردند (مصر).
3) همونطور که گفتم کشتی اختراعی باستانیه. طبق حدسیات 45000 سال قبل انسان از طریق قایق به قاره استرالیا قدم گذاشت. 5000 سال قبل مصریان بلد بودند که چطور از کنار هم قرار دادن قطعات چوبی بدنه کشتی را بسازند. حتی دانش ساخت بادبان را هم داشتند. طبق نوشته‌های هرودوت یونانی (تاریخ نویس)، نخاو دوم، فرمانروای مصر، هیئتی سوار بر کشتی بادبانی رو اعزام کرد که از دریای سرخ طی 3 سال به دهانه نیل رسیدن (دقت کنید که کانال سوئزی وجود نداشت!).

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/e/e2/Barque-sesostris3.jpg/220px-Barque-sesostris3.jpg (http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/e/e2/Barque-sesostris3.jpg/220px-Barque-sesostris3.jpg) http://upload.wikimedia.org/wikipedia/en/thumb/a/aa/Model_of_Khufu%27s_solar_barque.jpg/250px-Model_of_Khufu%27s_solar_barque.jpg (http://upload.wikimedia.org/wikipedia/en/thumb/a/aa/Model_of_Khufu%27s_solar_barque.jpg/250px-Model_of_Khufu%27s_solar_barque.jpg)
..................قایق مصری............................ مدلی از کشتی 44 متری مصری

رضا طامهری
02-28-2013, 09:38 PM
3) همونطور که گفتم کشتی اختراعی باستانیه. طبق حدسیات 45000 سال قبل انسان از طریق قایق به قاره استرالیا قدم گذاشت. 5000 سال قبل مصریان بلد بودند که چطور از کنار هم قرار دادن قطعات چوبی بدنه کشتی را بسازند. حتی دانش ساخت بادبان را هم داشتند. طبق نوشته‌های هرودوت یونانی (تاریخ نویس)، نخاو دوم، فرمانروای مصر، هیئتی سوار بر کشتی بادبانی رو اعزام کرد که از دریای سرخ طی 3 سال به دهانه نیل رسیدن (دقت کنید که کانال سوئزی وجود نداشت!).



اینکه اختراع کشتی توسط ایرانیها هیییییچ دلیلی بر رصد یا یافتن صورت فلکی کشتی به نام اونها نیست رو کاملا قبول دارم چون کلا دو معقوله جدا از هم هستند و من با شما در این زمینه موافقم


ولی با این قسمتش که گفتین اختراع کشتی متعلق به ایرانیها نیست موافق نیستم.

اینکه 45هزار سال پیش با قایق یا هرچیزی موجودی به نام انسان رسیده به استرالیا یه بحث ریخت شناسیه چون در وهله اول در اون زمان هنوز انسان کنونی زیست نمیکرده بلکه این گویسها(یک نسل انسان قبل از انسان کنونی) زندگی میکردند که بحثش کاملا جداست.

دوم اینکه کشتی مصری که شما فرمودین نشون میده واقعا به اجداد ایرانیمون کم لطفین...اگر سری به تواریخ قدیمی بزنین میبینین که مثلا زرتشت در اواخر هزاره یازدهم بعد از رصد متولد شده و یا سلسله اردشیر ساسانی در اوایل هزاره سیزدهم بعداز رصد به تخت نشست که تازه فقط 200 سال از تولد حضرت مسیح گذشته بود...ببینین ما تو اون دوران نه تنها یه تقویم فوق العاده دقیق داشتیم بلکه ازش حدود 13هزارسال هم میگذشته که این یعنی اوج تمدن...اینو در قیاس یا اون پنج هزارسال پیش که فرموده بودین گفتم که نشون بدم اون زمان در مقابل تمدن ما هیچه

اینها همه حاکی از قدمت تمدن و تاریخ این مرز و بومه ... واختراع کشتی توسط ایرانیها هم تقریبا ادعایی غیرقابل رده که همه به او اذعان دارند

اسمون دلتون پرستاره

solh
02-28-2013, 10:56 PM
اینکه اختراع کشتی توسط ایرانیها هیییییچ دلیلی بر رصد یا یافتن صورت فلکی کشتی به نام اونها نیست رو کاملا قبول دارم چون کلا دو معقوله جدا از هم هستند و من با شما در این زمینه موافقم


ولی با این قسمتش که گفتین اختراع کشتی متعلق به ایرانیها نیست موافق نیستم.

اینکه 45هزار سال پیش با قایق یا هرچیزی موجودی به نام انسان رسیده به استرالیا یه بحث ریخت شناسیه چون در وهله اول در اون زمان هنوز انسان کنونی زیست نمیکرده بلکه این گویسها(یک نسل انسان قبل از انسان کنونی) زندگی میکردند که بحثش کاملا جداست.

دوم اینکه کشتی مصری که شما فرمودین نشون میده واقعا به اجداد ایرانیمون کم لطفین...اگر سری به تواریخ قدیمی بزنین میبینین که مثلا زرتشت در اواخر هزاره یازدهم بعد از رصد متولد شده و یا سلسله اردشیر ساسانی در اوایل هزاره سیزدهم بعداز رصد به تخت نشست که تازه فقط 200 سال از تولد حضرت مسیح گذشته بود...ببینین ما تو اون دوران نه تنها یه تقویم فوق العاده دقیق داشتیم بلکه ازش حدود 13هزارسال هم میگذشته که این یعنی اوج تمدن...اینو در قیاس یا اون پنج هزارسال پیش که فرموده بودین گفتم که نشون بدم اون زمان در مقابل تمدن ما هیچه

اینها همه حاکی از قدمت تمدن و تاریخ این مرز و بومه ... واختراع کشتی توسط ایرانیها هم تقریبا ادعایی غیرقابل رده که همه به او اذعان دارند

اسمون دلتون پرستاره

من فکر نمیکنم اعتقادات ما سند علمی باشند ، بعد از آن که شهر سوخته کشف شد همه به خاطر قدمت بی سابقه آن تعجب کردند و هرگز کسی باور نمیکرد در آن زمان در ایران چنین شهری بوده باشد ، یعنی قدمت شش هزار ساله ، میشود گفت این اولین آثار تمدن در این مرزبوم هست . خوب نقشه های تاریخی مصریان در پیش از آن ، و کشتی هایی در 10000سال پیش را شما چگونه توجیح میکنید ؟

شما برای حرف هایتان نوشته های مردم باستان را ندارید ، چیزی از هنر آن ها و بناهای آنان در اختیار ندارید ، جز اعتقاداتی که ریشه هایی مشکوک دارند .

آیا شما به این که تمدن های اولیه به چند قسمت محدود تقسیم میشوند اعتقاد ندارید ؟(همان مصرو و چین و بین النهرین و امریکای جنوبی و...) که همه از ویژگی های جغرافیایی خاص برخوردارند . و آیا اعتقاد ندارید همه از کشتی استفاده میکردند ؟ زندگی کردن کنار رود اولین دلیل آنان را فراهم کرده بود .

rezash
03-01-2013, 01:51 AM
متاسفانه بشر در چند فاجعه تاریخی تمامی تاریخچه و سابقه خود را از دست داده است.

همیشه در گذشته تمدنها مورد هجوم قومهای وحشی قرار گرفته اند و اینچنین بزرگترین سرمایه های خود را از دست داده اند.

شاید اگر این گنجینه ها همکنون وجود داشتند ما بسیاری از سوالات خود را میگرفتیم.

بدترین این فاجعه ها عبارت بودند از سوختن و به یغما رفتن کتابخانه های بزرگ کشورهای متمدن آن زمان.کشورهائی مثل ایران یونان و مصر.

کتابخانه بزرگ اسکندریه در مصر و کتابخانه بزرگ ایرانیان از جمله این گنجینه ها بودند.

کشور ایران بارها و بارها مورد تعرض دیگران قرار گرفت و بسیاری از سوابق تاریخی دنیا در این حملات نابود شد.

حمله اسکندر به ایران,حمله اعراب به ایران و حمله قوم مغول به ایران از بزرگترین این فجایع هستند که جدا از اینکه چه مقدار بر روی فرهنگ و یکپارچگی کشورمان تاثیر گذار بودند بدون شک باعث از دست رفتن و گم شدن قسمت بزرگی از تاریخ ایران و جهان شدند.

با اینحال مجبوریم که با اسناد و سوابق تاریخی موجود به نوعی نتیجه گیری برسیم.

احتمال قریب به یقین,صورت فلکی کشتی را سرنشینان یک کشتی از کشورهای متمدن آنروز به ثبت رسانده اند.کسانیکه به عرضهای پائینتری مسافرت کرده اند.

از مهمترین اموزشهای آنموقع ملوانان به یقین شناخت صورتهای فلکی آسمان بوده است.وهمین گروهها نقشه های آسمان را ثبت میکرده اند.

ولی مساله مهم اینست که برای سفرهای اینچنینی که خطرناک هم بوده است چه کشورهائی و برای چه منافعی و به چه مقصدی عازم میشده اند.

از کتابهای تاریخی باقی مانده میتوان نام کشورهائی مثل یمن- مصر -کشورهای حوزه دریای سرخ را نتیجه گیری کرد.

کوروش کبیر سفرهای زیادی به مصر داشته و گویا ایجاد کانال سوئز فعلی را در آنموقع در سر داشته است.

ایرانیان در تاریخ باستان همواره نیروی دریائی بسیار منسجمی داشته اند و حمله خشایار شاه به یونان و ایجاد پل توسط کشتیها برای عبور سپاهیان ایران از ترکیه فعلی به اروپا در متون تاریخی ثبت شده است.

من هم خیلی دوست دارم بدونم چه کسانی این صور ت فلکی را نامگذاری کرده اند..

خودم بیشتر به ایرانیان و چینیها و تا حدودی مصریان ظنین هستم.فکر نمیکنم این نامگذاری کار یونانیان باشد.

با اینحال بارقه ای شد برای تحقیق در این زمینه.

mohsen4465
03-01-2013, 06:09 AM
اینکه اختراع کشتی توسط ایرانیها هیییییچ دلیلی بر رصد یا یافتن صورت فلکی کشتی به نام اونها نیست رو کاملا قبول دارم چون کلا دو معقوله جدا از هم هستند و من با شما در این زمینه موافقم


ولی با این قسمتش که گفتین اختراع کشتی متعلق به ایرانیها نیست موافق نیستم.

اینکه 45هزار سال پیش با قایق یا هرچیزی موجودی به نام انسان رسیده به استرالیا یه بحث ریخت شناسیه چون در وهله اول در اون زمان هنوز انسان کنونی زیست نمیکرده بلکه این گویسها(یک نسل انسان قبل از انسان کنونی) زندگی میکردند که بحثش کاملا جداست.

دوم اینکه کشتی مصری که شما فرمودین نشون میده واقعا به اجداد ایرانیمون کم لطفین...اگر سری به تواریخ قدیمی بزنین میبینین که مثلا زرتشت در اواخر هزاره یازدهم بعد از رصد متولد شده و یا سلسله اردشیر ساسانی در اوایل هزاره سیزدهم بعداز رصد به تخت نشست که تازه فقط 200 سال از تولد حضرت مسیح گذشته بود...ببینین ما تو اون دوران نه تنها یه تقویم فوق العاده دقیق داشتیم بلکه ازش حدود 13هزارسال هم میگذشته که این یعنی اوج تمدن...اینو در قیاس یا اون پنج هزارسال پیش که فرموده بودین گفتم که نشون بدم اون زمان در مقابل تمدن ما هیچه

اینها همه حاکی از قدمت تمدن و تاریخ این مرز و بومه ... واختراع کشتی توسط ایرانیها هم تقریبا ادعایی غیرقابل رده که همه به او اذعان دارند

اسمون دلتون پرستاره

به این نمودار نگاه کنید:

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/en/timeline/a4e0f925facc5cb36776b736a76b747f.png

اولین پادشاهی تأسیس شده در ایران پادشاهی هخامنشی (Achaemenid) بود اما همونطور که از نمودار مشخصه فنیقی‌ها (Phoenicia) و حتی یونان باستان (Ancient Greece) سابقه‌ای طولانی‌تر دارن. حال این فقط قسمتی از جهان بود و اگه چین باستان و ... رو هم مدنظر قرار بدیم میبینیم که ایران تنها جایی نبود که تمدن باستانی داشت.


منظور من این نیست که بگم ایران قدمت کمی داره. تمدن‌های اطراف بین النهرین جزء اولین تمدن‌ها بودن و ایران هم قبل از هخامنش تمدن‌های کوچکی داشت اما یکم باید دید نژادپرستانمون رو کنار بگذاریم و بجای دیدگاه ملی دیدگاه بشری داشته باشیم.

خط، زبان، دریانوردی، کشتی سازی و ... چیزی نبود که ما اختراعش کرده باشیم و جزء اختراعات باستانیه و ممکنه همزمان در جایجای جهان اختراع شده باشه.

یکی از دلایلی که در ایران آثار باستانی بسیار قدیمی بوفور یافت میشه آب و هوای خشک ایرانه که باعث سالم باقی موندن این نشانه‌های تاریخی در دل طبیعت شده. اما این دلیل نمیشه که اروپا قدمتی نداشته باشه. در اروپا بدلیل آب و هوای مرطوب و بارانی و وفور پوشش گیاهی، عامل فرسایش بسیار بسیار سریعتر عمل میکنه و آثار باستانی رو تخریب میکنه. برای مثال در همین شمال ایران آثار باستانی بسیار بسیار کمی نسبت به فلات مرکزی ایران یافت میشه. این به این معنی نیست که شمال ایران هیچ تمدنی و تاریخی نداشته اما اگر هم داشته خیلی سریع آثارش در دل طبیعت از بین رفته.

solh
03-01-2013, 09:35 AM
ممنون از آقا محسن که نمودار آوردن تامنظور را بهتر متوجه شویم .

راستش من هنوز متوجه نمیشوم که شما چطور به این تناقض میرسید ! عرض چغرافیایی به راحتی توجیه میشود و اصلا تناقضی نیست . ببینید اولین حکومت ایران نمیگویم 2500 سال ، اصلا 3500 سال !! یونانی ها حد اقل در 1500 سال پیش از میلاد به مصر میرفتند و شواهدی مبنی بر آوردن طلا از آنجا هست ، و کرت قبل از آن میشود گفت که تا 2000سال پیش از میلاد حدس زده میشود (نه با صرف استدلال !سفال هایی در کرت پیدا شده که نشان دهنده ی تاثیر پذیری از هنر مصری است با قدمت همان 2000سال پ‌م) با مصر تبادل داشته اند و کاملا در ارتباط بودند . حالا داستان های یونانی ها (به خصوص هومر) را بیاد بیاورید که از جهان زیرین سخن میگوید و از کشتیی که در جستجوی پشم به دور دست ها رفته ، حتی اگر من هم به جای یونانی ها با آن اعتقاد بودم آن صورت فلکی ها را که از یونان دیده نمیشود را نمادی از آرگو تصور میکردم .

جدا از این همانطور که قبلا گفتم ارزش بیشتر کار یونانی ها برای کار علمی است ، و گرنه صور فلکی و علوم بوده اند ، ولی به صرف کار کرد نه از لحاظ علمی .

smhm
03-02-2013, 03:20 PM
صورت فلکی اختراع یا اکتشاف نیست که بخوایم بگیم هر کس در جایی از زمین بوده که ستاره سهیل رو تونسته ببینه پس کاشف یا مخترع صورت فلکی کشتیه. میشه گفت صورفلکی در واقع نوعی طرح و نقاشی کشیدن در آسمونه. با روش‌های بسیار مختلفی میشه ستارگان رو به هم متصل کرد و طرح‌های مختلفی ایجاد کرد.
من نمیگم هرکس سهیل را دیده پس کاشف اون بوده. بلکه من میگم هر کس کاشف سهیل بوده پس حتما اون را در آسمان هم می دیده. (دقت کنید کاشف صورفلکی جنوبی به احتمال قریب به یقین می توان گفت مربوط به ساکنان جنوبی است نه ساکنان یونان)
شما یک نگاهی به افسانه های این صورت های فلکی که معمولا صورتهای آبی هستند بیاندازید. (مثل جدی، دلو، قیطس، مار آبی، رودخانه و...) معمولا این صورت های فلکی دو نوع افسانه برایشان ذکر شده. افسانه های اولیه که مربوط به افسانه های بابلی است و دوم افسانه های کلاسیک که از نوع افسانه های یونانی است. مسلما افسانه های بابلی قدمتی بیشتر از افسانه های یونانی دارند. اصلا شک نکنید.


اینکه کشتی رو در آسمان کی کشیده صرفاً از روی منابع تاریخی بدست میاد نه از روی عقل و منطق. قدیمی‌ترین سندی که داریم المجسطی بطلمیوسه که یک دانشمند یونانی بوده. بنابراین صورت فلکی کشتی رو به یونانیان نسبت بدیم بهتره.
آقا محسن، کتاب المجسطی در سال 150 میلادی نوشته شده. در حالی که کهن ترین متون نجومی که به خط میخی در مناطق غرب ایران یافت شده و یا نگاره های مصری (خط هیروگلیف) حداقل مربوط به 3000 سال قبل از میلاد است. (این کجا و آن کجا!) به راحتی می توان نتیجه گرفت که المجسطی از روی متون قبلی نوشته شده است حتی بطلمیوس هم ادعا نکرده که خودش مبدع این صورت های فلکی است. اما منبع او چه بوده معلوم نیست. مطمئن باشد بنده بهیچ وجه روحیه نژادپرستی ندارم (این را جدی عرض می کنم).
به نظر من یونانیان و اروپائیها انسانهایی با همت و پشتکار عالی هستند اما یک عیب هم دارند و آن اینکه در نوشته های خود منابع و مأخذ خود را ذکر نکرده اند. میشه گفت یک نوع حس شهرت طلبی دارند که میخواهند همه چیز را بنام خود درآورند. امروزه تقریبا ثابت شده که یافته های کپرنیک و کپلر بعضا عین ترجمه کتابهای دانشمندان ایرانی نظیر خواجه نصیر طوسی است اما متأسفانه آنها نامی از این اساتید خود را در کتابهایشان ذکر نکرده اند.
شما یک نگاهی به کتابهای دانشمندان متقدم خودمان بیاندازید. دائما می نویسند قال الاستاذ، استاد ما چنین گفت، مولای من چنین گفت، استاد و سرورم که جانم به قربانش باد چنین گفت،...
اصلا انگار موجودیتی برای خود قائل نیستند و همه چیزشان استاد است. بعضی وقتها فقط در پایان کتاب نامشان را می بینیم که گفته: الحقیر فلانی غفر الله ذنبه سنه فلان. حتی از دانشمندان یونانی نیز به بزرگی یاد می کنند. اینها نشان دهنده شخصیت فرهیخته و کمال امانت داری آنان در نقل قول علمی است که متأسفانه در خیلی از انسانهای امروزی چنین روحیه ای را نمی بینیم. (یک مقدار حاشیه روی شد ببخشید.)

smhm
03-02-2013, 03:33 PM
یکی از دلایلی که در ایران آثار باستانی بسیار قدیمی بوفور یافت میشه آب و هوای خشک ایرانه که باعث سالم باقی موندن این نشانه‌های تاریخی در دل طبیعت شده. اما این دلیل نمیشه که اروپا قدمتی نداشته باشه. در اروپا بدلیل آب و هوای مرطوب و بارانی و وفور پوشش گیاهی، عامل فرسایش بسیار بسیار سریعتر عمل میکنه و آثار باستانی رو تخریب میکنه. برای مثال در همین شمال ایران آثار باستانی بسیار بسیار کمی نسبت به فلات مرکزی ایران یافت میشه. این به این معنی نیست که شمال ایران هیچ تمدنی و تاریخی نداشته اما اگر هم داشته خیلی سریع آثارش در دل طبیعت از بین رفته.
اتفاقا همین تغییرات آب و هوایی نشان دهنده آن است که تمدن در اروپا ثبات نداشته و دائما در اثر این تغییرات و همچنین عصرهای یخبندان کوچک جوامع اروپایی دچار انقراض و یا مهاجرت می شدند. در عوض سرزمینهای مثل ایران که در منطقه معتدله قرار داشتند قدمت و ثبات بیشتری در عرصه تاریخ علم و تمدن داشته اند.

mohsen4465
03-02-2013, 04:17 PM
من نمیگم هرکس سهیل را دیده پس کاشف اون بوده. بلکه من میگم هر کس کاشف سهیل بوده پس حتما اون را در آسمان هم می دیده. (دقت کنید کاشف صورفلکی جنوبی به احتمال قریب به یقین می توان گفت مربوط به ساکنان جنوبی است نه ساکنان یونان)
شما یک نگاهی به افسانه های این صورت های فلکی که معمولا صورتهای آبی هستند بیاندازید. (مثل جدی، دلو، قیطس، مار آبی، رودخانه و...) معمولا این صورت های فلکی دو نوع افسانه برایشان ذکر شده. افسانه های اولیه که مربوط به افسانه های بابلی است و دوم افسانه های کلاسیک که از نوع افسانه های یونانی است. مسلما افسانه های بابلی قدمتی بیشتر از افسانه های یونانی دارند. اصلا شک نکنید.


آقا محسن، کتاب المجسطی در سال 150 میلادی نوشته شده. در حالی که کهن ترین متون نجومی که به خط میخی در مناطق غرب ایران یافت شده و یا نگاره های مصری (خط هیروگلیف) حداقل مربوط به 3000 سال قبل از میلاد است. (این کجا و آن کجا!) به راحتی می توان نتیجه گرفت که المجسطی از روی متون قبلی نوشته شده است. مطمئن باشد بنده بهیچ وجه روحیه نژادپرستی ندارم (این را جدی میگم).
به نظر من یونانیان و اروپائیها انسانهایی با همت و پشتکار عالی هستند اما یک عیب هم دارند و آن اینکه در نوشته های خود منابع و مأخذ خود را ذکر نکرده اند. میشه گفت یک نوع روحیه شهرت طلبی دارند که میخواهند همه چیز را بنام خود درآورند. امروزه تقریبا ثابت شده که یافته های کپرنیک و کپلر بعضا عین ترجمه کتابهای دانشمندان ایرانی نظیر خواجه نصیر طوسی است اما متأسفانه آنها نامی از این اساتید خود را در کتابهایشان ذکر نکرده اند.
شما یک نگاهی به کتابهای دانشمندان متقدم خودمان بیاندازید. دائما می نویسند قال الاستاذ، استاد ما چنین گفت، مولای من چنین گفت، استاد و سرورم که جانم به قربانش باد چنین گفت،...
اصلا انگار موجودیتی برای خود قائل نیستند و همه چیزشان استاد است. بعضی وقتها فقط در پایان کتاب نامشان را می بینیم که گفته: الحقیر فلانی غفر الله ذنبه سنه فلان. اینها نشان دهنده شخصیت عالی و اوج بینش آنهاست که متأسفانه در خیلی از انسانهای امروزی چنین روحیه ای را نمی بینیم. (یک مقدار حاشیه روی شد ببخشید.)

شما بازم منظور منو متوجه نشدید. نمیدونم دیگه چجوری بگم.:relief:

ببینید من اصلاً نمیگم ایرانیان خالق صورت فلکی کشتی نمیتونن باشن. بله ممکنه باشن (ممکنه). اما میگم قابل دید بودن یک صورت فلکی در یک سرزمین دلیل بر این نیست که مردمان اون سرزمین فلان صورت فلکی رو خلق کرده باشن. شاید ایرانیان بجای شکل کشتی مثلاً شکل سفره هفت سین رو تو اون قسمت آسمون کشیده بودند. کسی چه میدونه؟ دلیل نمیشه که چون ایرانی ها ستارگان اون قسمت از آسمان رو میدیدن پس حتماً شکل کشتی رو براش پیشنهاد داده باشن.


باید بشینیم مطالعه کنیم ببینیم شکل کشتی رو چه قومی برای اون قسمت از آسمون پیشنهاد داده. از اونجایی که قدیمیترین منبع موجود در این باب، المجسطی بوطلمیوس هست بنابراین مجبوریم صورت فلکی کشتی رو به یونانیان نسبت بدیم.


نمونش در جنوب صورت فلکی صلیب جنوبی رو داریم. آیا بنظر شما بومیان استرالیا مسیحی بودند؟


الان تو تحقیقاتی که انجام دادم متوجه شدم که صورت فلکی صلیب جنوبی در قرن چهارم قبل از میلاد مسیح در اروپا دیده میشده.

smhm
03-02-2013, 05:11 PM
شما بازم منظور منو متوجه نشدید. نمیدونم دیگه چجوری بگم.:relief:
ببینید من اصلاً نمیگم ایرانیان خالق صورت فلکی کشتی نمیتونن باشن. بله ممکنه باشن (ممکنه). اما میگم قابل دید بودن یک صورت فلکی در یک سرزمین دلیل بر این نیست که مردمان اون سرزمین فلان صورت فلکی رو خلق کرده باشن. شاید ایرانیان بجای شکل کشتی مثلاً شکل سفره هفت سین رو تو اون قسمت آسمون کشیده بودند. کسی چه میدونه؟ دلیل نمیشه که چون ایرانی ها ستارگان اون قسمت از آسمان رو میدیدن پس حتماً شکل کشتی رو براش پیشنهاد داده باشن.
باید بشینیم مطالعه کنیم ببینیم شکل کشتی رو چه قومی برای اون قسمت از آسمون پیشنهاد داده. از اونجایی که قدیمیترین منبع موجود در این باب، المجسطی بوطلمیوس هست بنابراین مجبوریم صورت فلکی کشتی رو به یونانیان نسبت بدیم.
بنده متوجه منظور شما هستم. شما میگید ممکن است صورت فلکی کشتی را یونانیان و یا ایرانیان ابداع کرده باشند یعنی هر دو حالت یکسان است. ولی من اصرار دارم که حالت دوم به حالت اول می چربد. این را با توجه به مجموع مطالعات و بررسیها می توان دریافت.
ما مجبور نیستیم صورت فلکی کشتی را به یونانیان نسبت دهیم چون تنها منبع ما المجسطی است. البته چنین کاری در مجامع رسمی شاید درست باشد اما در عرصه تحقیق و از نظر یک محقق علمی چنین اجباری وجود ندارد.


الان تو تحقیقاتی که انجام دادم متوجه شدم که صورت فلکی صلیب جنوبی در قرن چهارم قبل از میلاد مسیح در اروپا دیده میشده.
متوجه نشدم.

mohsen4465
03-02-2013, 06:44 PM
بنده متوجه منظور شما هستم. شما میگید ممکن است صورت فلکی کشتی را یونانیان و یا ایرانیان ابداع کرده باشند یعنی هر دو حالت یکسان است. ولی من اصرار دارم که حالت دوم به حالت اول می چربد. این را با توجه به مجموع مطالعات و بررسیها می توان دریافت.
ما مجبور نیستیم صورت فلکی کشتی را به یونانیان نسبت دهیم چون تنها منبع ما المجسطی است. البته چنین کاری در مجامع رسمی شاید درست باشد اما در عرصه تحقیق و از نظر یک محقق علمی چنین اجباری وجود ندارد. خب پس باید نتیجه مطالعاتتون رو ارائه کنید تا ما هم قانع بشیم. قدمت تاریخی و رویت پذیری بهیچ وجه دلایل منطقی محسوب نمیشن.

محکمترین سندی که میگه این صورت فلکی یونانیه فقدان سند ایرانیه.



متوجه نشدم. بدلیل رقص محوری زمین گنبد آسمان به آرامی حرکت میکنه که در طول هزاران سال این حرکت میتونه بسیار قابل توجه باشه. در صده چهارم قبل از میلاد خیلی از صورت فلکی های جنوبی از جمله صلیب جنوبی و کشتی در اروپا قابل مشاهده شدن بودند. :)

rezash
03-02-2013, 10:14 PM
از دیر باز بشر به آسمان نظر افکنده و از تجمع و بهم پیوستن ستاره ها تصاویر عمدتا خیالی را تصویر کرده و به این تصاویر نامی گذارده است.

در تمدنهای مختلف و بنا به فرهنگ های متفاوت هر تمدن نام و هیبتی خاص به این تصاویر تخیلی داده است

طبعا نقش این صورتها در تمدنهای مختلف یکسان نبوده است و هر تمدن افسانه و نامی خاص بر این صورتها در نظر گرفته است.

شاید فقط چند صورت فلکی خاص بوده اند که در تمامی فرهنگها به یک شکل دیده شده اند که از آن جمله میتوان به صورت فلکی عقرب اشاره کرد

ولی از آنجا که پس از شکوفائی تمدن یونان بیشتر این علوم تدوین شده و همینطور از گزندها و آسیبهای تاریخی به نحوی در امان مانده اند و همینطور به این دلیل که علوم یونانی بر بخش وسیعی از جهان پذیرفته شدند,اغلب تصورات یونانیها درباره صورتهای فلکی و ستارگان به طور بسیار وسیعی پذیرفته شده اند.

مهمترین منبع برای صورتهای فلکی را میتوان فهرست بطلمیوس دانست که در حدود 150 سال پس از میلاد شکل گرفت و مشخصات 48 صورت فلکی و حدود 1000 ستاره را مشخص کرده است.

پس از تمدن یونان میتوان به تمدن اسلامی اشاره کرد که این تمدن نیز کم و بیش برگرفته از یونان ایران هند و خاورمیانه بوده است.عبدالرحمن صوفی از منجمان این دوره است که معتبرترین کتاب با نام صورالکواکب را تالیف کرد.در این کتاب بسیاری از رصدهای بطلمیوس تصحیح شده اند.

پس از آن نیز تاریخ نجوم و تغییرات دوران مدرن نیز مشخص است و نامهای امروزی صورتهای فلکی در طول تاریخ به اینجا رسیده که میدانید.

اسامی فعلی و متداول صورت فلکی ترکیبی از نامهای قدیمی فارسی و عربی و ترجمه ای از نامهای یونانی و لاتین آنهاست.

از صورت فلکی کشتیدم در دایره المعارف مصاحب با نام تفر یا مرد چرکین نام برده شده است.

با استفاده از مطلبی از استاد توفیق حیدرزاده

smhm
03-03-2013, 07:59 AM
خب پس باید نتیجه مطالعاتتون رو ارائه کنید تا ما هم قانع بشیم.
بسیار خوب این شد یک حرف حساب.


قدمت تاریخی و رویت پذیری بهیچ وجه دلایل منطقی محسوب نمیشن.
قدمت تاریخی بله ولی رویت پذیری نه. رویت پذیری یکی از دلایل مهم محسوب می شود. امکان ندارد یک صورت فلکی در بین مردم یک سرزمین مشهور باشد در حالیکه اصلا مردم آن صورت فلکی را در آسمان نبینند.


محکمترین سندی که میگه این صورت فلکی یونانیه فقدان سند ایرانیه.
اینکه دلیل نشد. فقدان یک چیز که دلیلی برای اثبات چیز دیگری نمی شود. اصلا منطقی نیست.


بدلیل رقص محوری زمین گنبد آسمان به آرامی حرکت میکنه که در طول هزاران سال این حرکت میتونه بسیار قابل توجه باشه. در صده چهارم قبل از میلاد خیلی از صورت فلکی های جنوبی از جمله صلیب جنوبی و کشتی در اروپا قابل مشاهده شدن بودند.
الان آسمان یونان را برای سال 400 قبل از میلاد با نرم افزار شبیه سازی کردم. صلیب جنوبی در مرز قابل رویت قرار میگیرد اما حمال همچنان در زیر افق باقی است (یعنی دور قطبی جنوبی است)

حالا دلایل خودم را می آورم:
اولا در مورد منشأ صورت فلکی کشتی هیچ سندی (فعلا) وجود ندارد. نه سند یونانی و نه سند ایرانی. (لازم بذکر است کتاب المجسطی سندی برای منشأ صورت فلکی ها نیست چون بطلمیوس هرگز ادعا نکرده که خودش ابداع کننده آنهاست)
پس تا اینجا هر دو حالت یکسان است. یعنی نه ایران و نه یونان.

اما دلایلی که حالت ایران را تقویت می کند:
1. قابل رویت بودن صورت فلکی کشتی در ایران باستان
2. پیشرفت صنعت کشتی رانی و دریانوردی در ایران باستان
3. قدمت بیشتر افسانه های بابلی نسبت به افسانه های یونانی
4. تحصیلات بطلمیوس در مصر و بابل
5. وجود کهن ترین متون بابلی در زمینه نجوم و ستارگان
6. نامهای لاتینی بسیاری از ستارگان که برگرفته از نامهای عربی است
7. وقوع حملات اسکندر، مغول ها و جنگهای صلیبی که بسیاری از منابع ایرانی از دست رفت یا مفقود شد
8. مظنون بودن اروپایی ها به سرقت علمی
...

ELAHE77
06-04-2013, 11:58 AM
سلام. ببخشید من دیر رسیدم ولی یک افسانه از راه شیری می دونم که دیدم حیفه اگر ننوسیم:
می گویند خداوند هرمس در ماموریتی از جانب زئوس هرکول نوزاد را بر سینه ی الهه ی هرا که خفته بود گذاشت. نوزاد با تغذیه از این شیر خدایی چنان قوی و قدرتمند شد که در میان فناپذیران مثل و مانند نداشت.وقتی که هرا از خواب بیدار شد،هرکول کوچک را با شدت و سرعت از سینه خود جدا کرد،شیر او تا دور دست های آسمان پاشید و راه شیری را به وجود آورد.

ببخشید که دیر شد...

skynight
07-30-2013, 02:51 PM
سلام
امیدوارم تا حالا کسی این رو نذاشه باشه
این هم از افسانه ی صورت فلکی ماکیان - قو(دجاجه) که این شبها در آسمان خارج شهر میتونیم ببینیم

به روزگاری،جوانی به نام"سیگنوس"به قویی تبدیل شد،تا دوست ناپدید شدۀ خود "فایتون"را پیدا کند.پیش از آن روزی "فایتون"پسر "هلیوس" خدای خورشید،دزدانه بر ارابۀ پدرش،که همان خورشید بود سوارشد. اما به علت بی تجربگی چیزی نمانده بود که کرۀ زمین را بسوزاند. این کار او خشم "زیوس" را بر انگیخت و پسرک را در رودخانۀ "اِریدانوس"غرق کرد.

منبع:کتاب دهر نوشته ی دکتر حسین سالاری

smhm
08-03-2013, 07:55 AM
مثلا" خیلی از امروزیها ,صورت فلکی قوس را شبیه به قوری میبینند.ولی گذشتگان احتمالا قوری نداشته اند و آنرا بیشتر شبیه به یک کمان دار می دیده اند.

البته مواردی اینچنین نیاز به بررسی زیادی دارد و برای ما شاید عجیب باشد.
مطمئنا در قدیم موجودی که نیمه انسان و نیمه اسب باشد وجود نداشته. بنابراین نمی توان گفت گذشتگان صورت های فلکی را صرفا بر اساس شباهت با چیزی یا حیوانی ساخته باشند.
به نظر من آنچه که در مورد صورت های فلکی بخصوص صورت های 12 گانه منطقه البروج باید بیشتر مورد بررسی قرار بگیرد، جنبه نمادین و سمبلیک آنهاست نه فقط یک شباهت ظاهری.
حیوانات هرکدام نماد یک خصوصیت و ویژگی هستند که بعضا با صفات دیگری نیز پیوند دارند. کمان یا قوس به همراه تیر در افسانه ها نماد جنگ و خشم است و اگر کمان بدون تیر باشد نماد صلح و آشتی است. حتی قرار گرفتن این صورت فلکی در مرکز راه شیری نیز بی ارتباط با این موضوع نیست.
بهرحال جنبه نمادین صورت های فلکی چیزی است که به نظر من مورد بی توجهی قرار گرفته و نیاز به بررسی های بیشتری دارد.

smhm
08-03-2013, 01:01 PM
صورت فلکی ذات الکرسی، کاسیوپیه

ذات الکرسی نقش همسر قیفاووس پادشاه حبشه (اتیوپی) است که بر روی یک صندلی شاهانه تکیه زده است. و از صور فلکی تابستانی است.
افسانه های یونانی این صورت فلکی چندان مایه فرهنگی و اسطوره شناسی ندارد. اما نکته ای که به نظرم می بایست مورد توجه قرار داد این است که معمولا در خیلی موارد این صورت فلکی را بصورت نقش زنی که آیینه ای در درست دارد و در حال شانه زدن گیسوان خود است ترسیم می شود. در حالی که چنین نقشی به نظر من اشتباه است.

کاسیوپیه یک زن مصری و نقاب دار است که بر روی صندلی نشسته و یک دست خود را به حالت دعا بالا آورده. (همانند نقش زنان سلطنتی که در نگاره های اهرام مصر دیده می شود)
در دست او یک ستاره است که آن را کف الخضیب (دست حنا بسته) می نامند که همان بتا- ذات الکرسی است.
از قدیم بین مردم و بخصوص اهالی کویر چنین باور بوده که هنگامی که این ستاره به نصف النهار سماوی برسد زمان استجابت دعاست. (با توجه به تابستانی بودن این صورت فلکی زمان اوج ستاره کف الخضیب تقریبا در سحرگاه اتفاق می افتد).

پی نوشت:
در فرهنگ باستان زنانی که از لحاظ طبقه اجتماعی در سطح نسبتا بالایی قرار داشتند بخصوص زنان سلطنتی، نقاب دار و کاملا پوشیده بوده اند. اما زنانی که در طبقات پایین اجتماع قرار داشتند مانند زنان بیابانگرد و بادیه نشین که بدور از تمدن شهرها بوده اند معمولا بدون حجاب در جامعه ظاهر می شدند. به عبارتی دیگر نوع پوشش یک زن نمایانگر شخصیت و سطح فرهیختگی او محسوب می گردید.

skynight
08-25-2013, 06:56 PM
مطمئنا در قدیم موجودی که نیمه انسان و نیمه اسب باشد وجود نداشته. بنابراین نمی توان گفت گذشتگان صورت های فلکی را صرفا بر اساس شباهت با چیزی یا حیوانی ساخته باشند.


امیدوارم حرفی که میزنم بی مورد نباشه!
دوست عزیز امروزه همه بی برو برگرد باور دارند که همچین موجودی وجود نداره؛ در گذشته هم وجود نداشته،اما گذشتگان باور هایی داشتند که در دنیای امروز به جز تعداد کمی از انسان هایی که در جنگل ها و غارها به روش نخستین زندگی میکنند به این سری اعتقادات بها نمی دند.
مثلا اونها معتقد بودند که از این قبیل موجودات وجود دارند و دارای نیروی ماورای انسانی هستند،یا در گروه اجنه و شیاطین قرار دارند؛ که این سری موجودات در ادیان و اعتقادات مذهبی گوناگون دارای اشکال و قدرت های متفاوتی بودند.

amir abbas saedi
09-13-2013, 02:15 PM
امیدوارم حرفی که میزنم بی مورد نباشه!
دوست عزیز امروزه همه بی برو برگرد باور دارند که همچین موجودی وجود نداره؛ در گذشته هم وجود نداشته،اما گذشتگان باور هایی داشتند که در دنیای امروز به جز تعداد کمی از انسان هایی که در جنگل ها و غارها به روش نخستین زندگی میکنند به این سری اعتقادات بها نمی دند.
مثلا اونها معتقد بودند که از این قبیل موجودات وجود دارند و دارای نیروی ماورای انسانی هستند،یا در گروه اجنه و شیاطین قرار دارند؛ که این سری موجودات در ادیان و اعتقادات مذهبی گوناگون دارای اشکال و قدرت های متفاوتی بودند.


در ادامه ی صحبت شده برای کامل کردنش باید بگم که این موجودات که گفته میشه نیمه انسان و نیمه اسب یا همون قنطورس در اساطیر یونان بوده که اگر توجه داشته باشید نام های صورت فلکی و اکثر اشکال اونها مربوط به یونانیان باستان هست که قنطورس هم جزئی از فرهنگ اساطیر یونان هست

berjis93
09-15-2013, 12:03 AM
امیدوارم حرفی که میزنم بی مورد نباشه!
دوست عزیز امروزه همه بی برو برگرد باور دارند که همچین موجودی وجود نداره؛ در گذشته هم وجود نداشته،اما گذشتگان باور هایی داشتند که در دنیای امروز به جز تعداد کمی از انسان هایی که در جنگل ها و غارها به روش نخستین زندگی میکنند به این سری اعتقادات بها نمی دند.
مثلا اونها معتقد بودند که از این قبیل موجودات وجود دارند و دارای نیروی ماورای انسانی هستند،یا در گروه اجنه و شیاطین قرار دارند؛ که این سری موجودات در ادیان و اعتقادات مذهبی گوناگون دارای اشکال و قدرت های متفاوتی بودند.
سلام.منم با نظر شما موافقم اما یه چیز تو ذهنم هست که با این حرف جور در نمیاد.اونم مسئله مسخ شدن تو قدیما بوده.قدیما ادما مسخ میشدن مثلا شبیه حیوونا و جک و جونورا میدونن.شاید تصویر این صورت فلکی هم شکل مسخ شده یک انسان بوده ...
شایدم اینظور نباشه...!!!

skynight
09-16-2013, 12:01 PM
سلام.منم با نظر شما موافقم اما یه چیز تو ذهنم هست که با این حرف جور در نمیاد.اونم مسئله مسخ شدن تو قدیما بوده.قدیما ادما مسخ میشدن مثلا شبیه حیوونا و جک و جونورا میدونن.شاید تصویر این صورت فلکی هم شکل مسخ شده یک انسان بوده ...
شایدم اینظور نباشه...!!!

ولی مسخ شدن به این معنی هست که یک انسان به کل به حیوان تبدیل میشه، مثلا نه نصفه انسان و نصفه اسب!
ولی یه مطلب مسلمه و آن این كه انسان اگر فرضا از نظر جسمی مسخ نشودو تبدیل به‏ یك حیوان نشود به طور یقین از نظر روحی و معنوی ممكن است مسخ شود تبدیل‏ به یك حیوان شود و بلكه تبدیل به نوعی حیوان شود كه در عالم، حیوانی به‏ آن بدی و كثافت وجود نداشته باشد. پس تعریف مسخ شدن صرفا این نیست که از لحاظ ظاهر تغییری صورت بگیره.

berjis93
09-16-2013, 01:02 PM
ولی مسخ شدن به این معنی هست که یک انسان به کل به حیوان تبدیل میشه، مثلا نه نصفه انسان و نصفه اسب!
ولی یه مطلب مسلمه و آن این كه انسان اگر فرضا از نظر جسمی مسخ نشودو تبدیل به‏ یك حیوان نشود به طور یقین از نظر روحی و معنوی ممكن است مسخ شود تبدیل‏ به یك حیوان شود و بلكه تبدیل به نوعی حیوان شود كه در عالم، حیوانی به‏ آن بدی و كثافت وجود نداشته باشد. پس تعریف مسخ شدن صرفا این نیست که از لحاظ ظاهر تغییری صورت بگیره.
اون که بله ما تو روایات اینو داریم که انسان هم میتونه از ملائک بالا تر باشه همم میتونه از حیوون پست تر باشه.اما نکته مهمی که هست اینه که بحث ما راجع به ظاهر این امر هست که ظاهرا انسان به حیوان تبدیل بشه که تو اون بحثم راست میگی من نشنیدم که نصفه و نیمه ادم مسخ بشه...

smhm
09-17-2013, 09:43 AM
از جمله معماهایی که باستان شناسان را بخود مشغول کرده وجود نقوش نیمه انسان و نیمه حیوان در سنگ نگاره های باستانی است. واقعا چرا انسانهای نخستین چنین اشکالی را بر روی سنگها، کوه ها و غارها ترسیم می کردند؟ آیا واقعا این نوع جانوران در قدیم وجود داشته اند یا اینکه صرفا زاییده تخیل و توهم انسانهای نخستین بوده است؟
نقش هایی از یک انسان کامل اما با پاهای سم دار!! نقشهای ترکیبی از چند حیوان مانند سنگ نگاره بز با دم ماهی (بزماهی) مربوط به دوره عیلام باستان که هم اکنون در موزه لوور نگهداری می شود. و یا نقشهای ترکیبی از انسان و حیوان مانند مجسمه های سنگی تخت جمشید و....
به نظر من بحث مسخ شدن و از این قبیل چیزها نیست. بلکه این نقشها یک نوع نماد سمبلیک برای بیان برخی مفاهیم و یا باورهای پیشینیان بوده است. حتی خطوط هیروگلیف هم به نوعی استفاده از نقوش حیوانی برای بیان برخی مفاهیم و یا صفات انسانی است. احتمالا پیشینیان با ترسیم چنین اشکال و صورت های فلکی قصد بیان چیزی برای آیندگان داشته اند...!!
بعنوان مثال شما فکر میکنید نقش دو ماهی که دمشان با یک ریسمان بهم وصل شده است (صورت فلکی حوت) چه مفهومی می تواند داشته باشد؟!!

البته بجز بحث نمادین این نقوش، بحث وجود عینی و واقعی هم مطرح است. مثلا وجود موجوداتی نیمه انسان بنام «نسناس» که احتمالا تعدادی از این گونه ها در قدیم وجود داشته اند ولی اکنون منقرض شده اند. و یا وجود جن و ارتباط آنها با کاهنان، و یا وجود پریان دریایی که داستانها و افسانه ها پر است از چنین موجوداتی. اما سوال اینجاست که چرا پیشینیان چنین موجوداتی را می دیدند؟ آیا علم وجود این موجودات را تأیید میکند؟

skynight
09-17-2013, 11:05 AM
به نظرتون نقوشی که رو دیوار های کاخ ها وجود داره و مثلا یه شیر با پرهای عقابه نشانگر قدرت حکم فرما نیس؟
که بگن این شاهی که داره تو این کاخ حکمفرمانی میکنه دارای قدرت شیر و عقاب هس!

rezash
09-18-2013, 02:26 PM
نامگذاری و تشبیه صورتهای فلکی به اشکال و اسطوره هائی که در حال حاضر میشناسیم بسیار پیچیده است.

تمدنهای مختلف,به تناسب فرهنگشان, اسامی متفاوتی به اجرام و صورتهای فلکی گذاشته اند.

اینکه کدام تمدنها در این مورد پیشرو بوده اند مشخص نیست ولی,در مدارک و شواهد یافت شده از اغلب تمدنهای قدیمی همچون بابل مصر چین و یونان و... نشاندهنده پرداختن این تمدنها به داستان سرائی و نامگذاریهای عجیب و غریب یافت شده است.

البته نامگذاریها به طرز تفکر این تمدنها و فرهنگشان بر میگردد.ولی در اکثریت آنها صورت فلکی عقرب به همبن نام شناخته میشده است.

اینکه عقاب یا شیر در آن فرهنگ نماد چه صفت یا داستانی بوده است در تمدنهای مختلف متفاوت است.

با اینحال آنچه امروزه ما از نامگذاری و داستهای اسطوره ای صورتهای فلکی میدانیم از تمدن یونان است که اول بار به صورت مدون به آن پرداخته است و پس از آن عربها و مسلمانان نیز تاثیر گذار بوده اند و این را میتوان از نامگذاری برخی اجرام آسمانی به زبان عربی متوجه شد.

این اسامی در زبان لاتین نیز به همان نام عربی تلفظ شده اند.

به هرحال فکر میکنم اشاره تمدنهای گذشته به موجودات عجیب و غریب و یا نیمه انسان و نیمه حیوان به داستانهای مشهور آن دوران و قهرمانان اصلی این داستانها بر میگردد.

صد در صد این داستانها و روایتها اسطوره ایی در آن دوران جایگاه ویژ ه ای در محافل این تمدنها داشته است.

اینکه شب هنگام دور آتش بنشینند و در مورد این داستانها و موجودات عجیب الخلقه صحبت کنند هنوز هم در مورد ما انسانها صدق میکند!

کافیست پس از خاموش شدن آتش به آسمان بنگریم و این موجودات را در ستارگان ترسیم کنیم.

mohsen4465
09-18-2013, 06:01 PM
سوال اینجاست که چرا پیشینیان چنین موجوداتی را می دیدند؟ آیا علم وجود این موجودات را تأیید میکند؟ خیلی از این موجودات زاده تخیل انسان هستن اما در بعضی از موارد هم این موجودات ریشه‌هایی (هر چند جزئی) در واقعیت دارن. برای مثال دیدن جمجمه یک فیل براحتی میتونه تصور یک غول یک چشم رو در ذهن تداعی کنه:


http://up.avastarco.com/images/xkvp8in3aey4ja13dalp.png (http://up.avastarco.com/images/xkvp8in3aey4ja13dalp.png)




http://up.avastarco.com/images/papf5980fm43ogszjb7y.png (http://up.avastarco.com/images/papf5980fm43ogszjb7y.png)



در بعضی از موارد هم لاشه نیمه تجزیه شده و باد کرده یک حیوان میتونه تصوری از یک موجود ناشناخته ایجاد کنه:



http://upload.wikimedia.org/wikipedia/en/8/8f/RhodeislandMonster.jpg (http://upload.wikimedia.org/wikipedia/en/8/8f/RhodeislandMonster.jpg)



و در موارد بسیار نادری ممکنه حقیقتی عجیب پشت پرده باشه:



http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/3/34/Child_with_Cyclopia.jpg/360px-Child_with_Cyclopia.jpg (http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/3/34/Child_with_Cyclopia.jpg/360px-Child_with_Cyclopia.jpg)
کودک ناقص الخلقه (سال 2009)


http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/0/01/Tocci-Zwillinge_1881-2-MJ.jpg/392px-Tocci-Zwillinge_1881-2-MJ.jpg (http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/0/01/Tocci-Zwillinge_1881-2-MJ.jpg/392px-Tocci-Zwillinge_1881-2-MJ.jpg)
پسر دو سر (سال 1881)



شاید هم اسکلت موجودات ماقبل تاریخ بطور اتفاقی توسط بعضی از نیاکان ما کشف شده باشه. همچنین ممکنه دریانوردان و انسان‌های مهاجر بعد از رسیدن به جزایر و مناطق جدید با موجودات جدیدی روبرو شده باشن که بعد نقل به نقل اونها رو برای هم تعریف کردن. خیلی از این موجودات امروز منقرض شدن ولی اجداد ما ممکنه با اونها روبرو شده باشن.



http://media-cache-ak0.pinimg.com/236x/3d/00/f2/3d00f25581d59c86d2572f55f5a7eb20.jpg (http://media-cache-ak0.pinimg.com/236x/3d/00/f2/3d00f25581d59c86d2572f55f5a7eb20.jpg)
سمت چپ تخم "Elephant bird" (انقراض در قرن 17 یا 18)
بغلیش تخم مرغ نیست بلکه تخم شترمرغه!



http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/8/8d/Giant_squid_Ranheim2.jpg/519px-Giant_squid_Ranheim2.jpg (http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/8/8d/Giant_squid_Ranheim2.jpg/519px-Giant_squid_Ranheim2.jpg)
اسکوئید غول پیکر

smhm
09-19-2013, 12:18 PM
با اینحال آنچه امروزه ما از نامگذاری و داستهای اسطوره ای صورتهای فلکی میدانیم از تمدن یونان است که اول بار به صورت مدون به آن پرداخته است و پس از آن عربها و مسلمانان نیز تاثیر گذار بوده اند و این را میتوان از نامگذاری برخی اجرام آسمانی به زبان عربی متوجه شد.
این اسامی در زبان لاتین نیز به همان نام عربی تلفظ شده اند.

اگر نامگذاری ها اولین بار توسط یونانیان مدون شده پس چرا یونانیان از واژه های عربی استفاده کرده اند!!!

حداقل کشف سنگ نگاره زیر که متعلق به عیلام باستان است می تواند منشأ ایرانی صورت فلکی جدی (بزماهی) را ثابت کند.

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/5/5c/Goatfishes_Louvre_Sb19.jpg/800px-Goatfishes_Louvre_Sb19.jpg
منبع: http://fr.wikipedia.org/wiki/Sukhurmashu



اینکه شب هنگام دور آتش بنشینند و در مورد این داستانها و موجودات عجیب الخلقه صحبت کنند هنوز هم در مورد ما انسانها صدق میکند!
کافیست پس از خاموش شدن آتش به آسمان بنگریم و این موجودات را در ستارگان ترسیم کنیم.
من فکر نمی کنم صورتهای فلکی به همین راحتی ابداع شده باشند.

smhm
09-19-2013, 02:02 PM
خیلی از این موجودات امروز منقرض شدن ولی اجداد ما ممکنه با اونها روبرو شده باشن.
این مساله ای قابل تأمل است. احتمالا در هزاران سال پیش هنوز تعدادی از گونه های انسانهای اولیه در بین اجداد ما زندگی می کردند. من بعید می دونم این همه داستانها و نقل قول ها از غولها و نبرد با آنها فقط زاییده تخیل باشه. یا همین نسناس ها (نوعی حیوانات نیمه انسان) که برخی قبایل آنها را شکار میکردند و می خوردند... بهرحال این موضوعی است که جای تحقیق و بررسی بیشتری دارد.

اما در مورد قنطورس ها (موجودات نیمه انسان و نیمه حیوان) به نظر من بیشتر جنبه نمادین و سمبلیک داشته اند نه وجود واقعی.
بخش سر که بصورت چهره انسان است نشان از عقل و خردمندی است و بقیه بدن که بصورت حیوان است به معنی قدرت و اقتدار است.
مانند مجسمه نیمه انسان تخت جمشید که در سر در دروازه ملل قرار دارد و یا مجسه ابوالهول در مصر.
جالب این که این موجودات به نوعی وظیفه نگهبانی و پاسبانی منطقه را به عهده داشتند و در عین حال خشن و جدی.

به نظر من این مطلب در مورد صورت فلکی قوس هم صادق است. این صورت فلکی نقش یک قنطورس است که وظیفه آن نگهبانی از دروازه آسمان است و در دست او کمانی است که تیر آن پرتاب شده و اکنون این کمان خالی از تیر است.

پی نوشت:
در قدیم کمان راه شیری را دروازه آسمان می دانستند. این دروازه هم اکنون بسته است و صورت فلکی قوس نگهبان آن است. کمان و تیر هم در افسانه ها نماد خشم و غضب خداوند است.
تشبیه کهکشان به دروازه آسمان تعبیری عجیب و اسرارآمیز است حتی در برخی روایات اسلامی نیز چنین تعبیری مشاهده می شود که البته اینجا مجالی برای بحث آن نیست. همین قدر می توانم بگویم که این دروازه به نشانه غضب خداوند بر اهل زمین دو مرتبه باز شده است. در مرتبه اول طوفان نوح(ع) رخ داده است و مرتبه دوم به هنگام قیامت.

rezash
09-20-2013, 05:19 AM
اگر نامگذاری ها اولین بار توسط یونانیان مدون شده پس چرا یونانیان از واژه های عربی استفاده کرده اند!!!

حداقل کشف سنگ نگاره زیر که متعلق به عیلام باستان است می تواند منشأ ایرانی صورت فلکی جدی (بزماهی) را ثابت کند.


من فکر نمی کنم صورتهای فلکی به همین راحتی ابداع شده باشند.




اول بار یونانیان به صورت مدون و مکتوب به نامگذاری صور فلکی و دیگر اجرام پرداختند لیکن پس از ظهور تمدن اسلامی ,دانشمندان اسلامی این متون را به عربی ترجمه کردند.

بسیاری از صورتهای فلکی ترجمه شده از یونانی به عربی است و حتی اگر نام یونانی داشته به صورت معرب استفاده شده است.وحتی در برخی موارد اسامی عربی اضافه گردیده که لزوما" افسانه یا اسطوره ای یونانی ندارد.

البته مسلمانان, علوم بسیاری از کشورها از جمله یونان و ایران و... را ترجمه و بسط دادند.بسیاری از نامهای عربی, از این دوران ماندگار شده است.

"صورالکواکب" یکی از مشهورترین آنهاست که عبدالرحمان صوفی آن را نگاشته و علاوه بر ذکر بسیاری از علوم یونانی,رصدها و تحقیقات خود را نیز افزوده است.

به هر حال, بسیاری از نامهای عربی که همکنون بر اجرام آسمانی نامگذاری شده,از این دوران به یادگار مانده است که بعد از دوران اوج تمدن یونان است.

اروپائیان در بسیاری از موارد از منابع دوران شکوفائی تمدن اسلامی بهره برده اند و به همین دلیل در بسیاری موارد نامهای عربی مشاهده میشود.


در مورد اینهم که چطور موجودات عجیب و غریب سر از صورتهای فلکی در آورده اند صحبت بسیار است.

ولی شخصا حدس میزنم که به این صورت بوده.

به این دلیل که امروزه با توجه به توسعه تکنولوژی همه علوم مکتوب شده و توسط انواع رسانه ها و ارتباطات بسط و گسترش پیدا میکند.

در گذشته همه علوم به این صورت مکتوب و حفظ نمی شده است.

بیشتر از اینکه ارتباط تمدنها با گفتگو باشد با جنگ بوده است و اندک مکتوبات نیز نابود میشده است.

فرهنگ کشورهای مختلف بیشتر از طریق جنگ به دیگر کشورها سرایت میکرده است.

بیشتر داستانهای قدیمی از فرهنگهای مختلف سینه به سینه نقل میشده و سپس شخصی همت میکرده و تعدادی از داستانها و قهرمانان اسطوره ای این داستانها را در پوستینها و یا الواح مکتوب میکرده است.

نوشته های تاریخی نیز ابداع این نامها و اسطوره ها را به دقت ابراز نمیکند.ولی چیزی که به ذهن میرسد اینست که نقل داستانها و اسطوره ها و موجودات غریب در این داستانها برگرفته از تخیل انسان است.

به خصوص در آن روزگار که اوهام و تخیلات بر تعقل و واقعیت غالب بوده است.

به نظر من این موضوع اصلا" بعید نیست که اینچنین برخی صورتهای فلکی شکل بگیرند.

صدالبته که پروسه ای طولانی بوده و به این راحتی نبوده ولی صد در صد اینطور هم نبوده که شخصی به ناگهان تصمیم به نامگذاری و اسطوره سازی نماید.

مطمئنا" داستانسرائی عموم مردم و شیوع این قصه ها نقش داشته است.

mohsen4465
09-20-2013, 11:30 AM
اگر نامگذاری ها اولین بار توسط یونانیان مدون شده پس چرا یونانیان از واژه های عربی استفاده کرده اند!!!


اول بار یونانیان به صورت مدون و مکتوب به نامگذاری صور فلکی و دیگر اجرام پرداختند لیکن پس از ظهور تمدن اسلامی ,دانشمندان اسلامی این متون را به عربی ترجمه کردند.

بسیاری از صورتهای فلکی ترجمه شده از یونانی به عربی است و حتی اگر نام یونانی داشته به صورت معرب استفاده شده است.وحتی در برخی موارد اسامی عربی اضافه گردیده که لزوما" افسانه یا اسطوره ای یونانی ندارد.

البته مسلمانان, علوم بسیاری از کشورها از جمله یونان و ایران و... را ترجمه و بسط دادند.بسیاری از نامهای عربی, از این دوران ماندگار شده است.

"صورالکواکب" یکی از مشهورترین آنهاست که عبدالرحمان صوفی آن را نگاشته و علاوه بر ذکر بسیاری از علوم یونانی,رصدها و تحقیقات خود را نیز افزوده است.

به هر حال, بسیاری از نامهای عربی که همکنون بر اجرام آسمانی نامگذاری شده,از این دوران به یادگار مانده است که بعد از دوران اوج تمدن یونان است.

اروپائیان در بسیاری از موارد از منابع دوران شکوفائی تمدن اسلامی بهره برده اند و به همین دلیل در بسیاری موارد نامهای عربی مشاهده میشود.

درسته که یونانیان به علم بیشتر بها میدادن و تمدنی قدیمی دارن اما این دلیل نمیشه که زبان یونانی هم قدمت بیشتری داشته باشه. زبان عربی یکی از کهن‌ترین زبان‌های جهانه. قدیمیترین تمدن‌ها هم تمدن‌هایی بودن که در نزدیکی بین‌النهرین ایجاد شدن. یونانیان و ایرانیان پس از مهاجرت ساکنین بین النهرین (منطقه مشهور به هلال حاصلخیز) تمدن‌های خودشون رو ایجاد کردن. Rigel، Rasalgethi، Algol و بسیاری از ستارگان دیگه بوضوح نام‌هایی عربی هستن (به ترتیب: رجل، رأس الجاثی، الغول). من بشخصه فکر میکنم این نام‌ها، نام‌هایی بوده که مردمان هلال حاصلخیز هنگام مهاجرت به اروپا بهمراه خودشون به یونان بردن. تصور نام رأس الجاثی بدون تصور وجود صورت فلکی جاثی (هرکول) بی معناست. همینطور الغول که نام کاملترش رأس الغول هست و رجل که مستقیماً معنای مَرد رو میده.

من احساس میکنم این نام‌ها بهمراه صورفلکیشون از زمان تأسیس اولین تمدن‌ها (تمدن‌های منطقه هلال حاصلخیز) بوجود اومدن. اما بعدها با جدا شدن قوم‌ها و قبیله‌ها و مهاجرت اونها. داستان‌های مختلفی براشون ساخته شده. مردمان مختلف هنگام مهاجرت سرزمین ها و در نتیجه سرنوشت‌های مختلفی رو پشت سر گذاشتن. قهرماننان جنگی مختلفی داشتن که بعدها اونها رو بشکل اسطوره‌هایی در آوردن. نهایتاً این قهرمانان جنگی مُرده انقدر اسطوره‌ایی شدن که نام اونها رو در آسمان‌ها قرار دادن تا جاودانه بشن. اعراب با دیدن جاثی به یکی از اسطوره‌های خودشون فکر میکردن و یونانیان به اسطوره دیگری از تبار خودشون که بعدها نامش رو هم روی اون گذاشتن (هرکول). در کل منشأ صور فلکی بایستی خیلی قدیمیتر از تمدن یونان و ایران و مصر باشه. وگرنه صورت فلکی هرکول نام و داستانی یونانی رو بهمراه ستاره‌ای عرب (Rasalgethi) نداشت! چرا یونانیان چشم مدوسا رو Algol میخوندن؟ چرا یکی از پرنورترین ستاره‌های آسمان در صورت فلکی Orion بایستی توسط یونانیان Rigel نامیده بشه؟

بنظر میاد که این صور فلکی برگرفته از شخصیت‌های یکسانی هستن که نام‌های متفاوتی روی اونها گذاشته شده. البته یونانیان همواره انسان‌هایی عاقل‌تر بودند و این یادگاران دوران گذشته خودشون رو بخوبی حفظ کردن و این در حالی بود که اعراب کارشون به جایی رسید که شروع به زنده به گور کردن دخترانشون میکردن و بعدش هم که دیگه..... :22:

تاریخ کهن جهان و مسیرهای مهاجرت اولین تمدن‌ها:


http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/e/e9/Centres_of_origin_and_spread_of_agriculture.svg/800px-Centres_of_origin_and_spread_of_agriculture.svg.pn g (http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/e/e9/Centres_of_origin_and_spread_of_agriculture.svg/800px-Centres_of_origin_and_spread_of_agriculture.svg.pn g)
شرق ایالات متحده: 3000 تا 4000 سال قبل
مکزیک مرکزی: 4000 تا 5000 سال قبل
شمال آمریکای جنوبی: 4000 تا 5000 سال قبل
زیر صحرای آفریقا: 4000 تا 5000 سال قبل (مکان دقیق نامشخص)
هلال حاصلخیز: 11000 سال قبل
حوزه آبگیر رودخانه‌ یانگ‌تسه و رودخانه زرد: 9000 سال قبل
و سرزمین‌های مرتفع گینه نو: 6000 تا 9000 سال قبل


همیشه تو تاریخ جهان گروه عاقل‌‌ها از گروه نادان‌ها جدا شدن و تمدنی پیشرفته تر رو در جای دیگری ایجاد کردن. اینجوریه که هر کشوری که تاریخ کوتاه‌تری داره پیشرفته‌تر شده و اونهایی که کهن‌تر بودن.... :22:

منتظر مرحله بعدی تکامل و پیشرفت انسان باشین (مهاجرت آمریکایی‌ها به مریخ).

smhm
09-21-2013, 09:43 AM
اول بار یونانیان به صورت مدون و مکتوب به نامگذاری صور فلکی و دیگر اجرام پرداختند
طبق چه سندی این حرف را میزنید؟
اگر منظورتون کتاب بطلمیوس هست باید بگویم این کتاب در سال 150 میلادی نوشته شده. در حالیکه فقط همین سنگ نگاره از صورت فلکی جدی(بزماهی) که بعنوان نمونه عرض کردم مربوط به 1500 سال پیش از میلاد هست و متعلق به عیلام باستان یا همون شوش ایران است.

rezash
09-22-2013, 06:12 AM
طبق چه سندی این حرف را میزنید؟
اگر منظورتون کتاب بطلمیوس هست باید بگویم این کتاب در سال 150 میلادی نوشته شده. در حالیکه فقط همین سنگ نگاره از صورت فلکی جدی(بزماهی) که بعنوان نمونه عرض کردم مربوط به 1500 سال پیش از میلاد هست و متعلق به عیلام باستان یا همون شوش ایران است.


دوباره قسمتی از متن قبل را میگذارم.

-----------------------------------------------------

تمدنهای مختلف,به تناسب فرهنگشان, اسامی متفاوتی به اجرام و صورتهای فلکی گذاشته اند.

اینکه کدام تمدنها در این مورد پیشرو بوده اند مشخص نیست ولی,در مدارک و شواهد یافت شده از اغلب تمدنهای قدیمی همچون بابل مصر چین و یونان و... نشاندهنده پرداختن این تمدنها به داستان سرائی و نامگذاریهای عجیب و غریب یافت شده است.

البته نامگذاریها به طرز تفکر این تمدنها و فرهنگشان بر میگردد.ولی در اکثریت آنها صورت فلکی عقرب به همبن نام شناخته میشده است.

اینکه عقاب یا شیر در آن فرهنگ نماد چه صفت یا داستانی بوده است در تمدنهای مختلف متفاوت است.

با اینحال آنچه امروزه ما از نامگذاری و داستهای اسطوره ای صورتهای فلکی میدانیم از تمدن یونان است که اول بار به صورت مدون به آن پرداخته است و پس از آن عربها و مسلمانان نیز تاثیر گذار بوده اند و این را میتوان از نامگذاری برخی اجرام آسمانی به زبان عربی متوجه شد.

این اسامی در زبان لاتین نیز به همان نام عربی تلفظ شده اند.

به هرحال فکر میکنم اشاره تمدنهای گذشته به موجودات عجیب و غریب و یا نیمه انسان و نیمه حیوان به داستانهای مشهور آن دوران و قهرمانان اصلی این داستانها بر میگردد.

--------------------------------------------------------

من در متن بالا هم گفتم که تمدن یونان این افسانه ها و نامها را گردآوری کرده,احتمالا پر و بال داده و از همه مهم تر مدون کرده است.

از انجا که در تاریخ,مهمترین مدارک و اسناد به جای مانده همین آثار یونان باستان بوده,مرجع فعلی همین است.

صد البته که شواهد برخی از این نامگذاریها را میتوان در تمدنهای قدیمی تری چون ایران مصر و هند و چین و... یافت.ولی آنچه که به صورت کلی مورد تایید و اشاره مورخان است همین منابع یونانی بوده است.

و البته در جواب آقا محسن هم بگویم که:

شاید برخی از نامها از تمدن عرب قدیم مانده باشد ولی,پس از شکوفائی دوران اسلامی و در حالیکه اروپا در قرون وسطی به سر میبرد افرادی همچون صوفی و دانشمندان عرب به ترجمه منابع یونانی قدیم پرداختند و تحقیقاتی به آن اضافه کردند و برخی موارد را نیز تصحیح کردند.

در اینجا بود که نامهای عربی بیشتر رواج یافت و سالها بعد در اروپا ترویج پیدا کرد.

حتی من این را هم شنیده ام که افراد مشهوری چون کوپرنیک از منابع این دوران الهام گرفتند و مثلا" نظریه خورشید مرکزی را ارائه کرده است و برخی آنها را به تقلب متهم میکنند.(البته شنیده ام.تایید یا تکذیب نمیکنم)

smhm
09-22-2013, 10:31 AM
من در متن بالا هم گفتم که تمدن یونان این افسانه ها و نامها را گردآوری کرده,احتمالا پر و بال داده و از همه مهم تر مدون کرده است.

از انجا که در تاریخ,مهمترین مدارک و اسناد به جای مانده همین آثار یونان باستان بوده,مرجع فعلی همین است.
من متوجه منظور شما هستم اما مسئله این است که آیا می توان یک چیز را به گرداورنده آن نسبت داد؟
در تاریخ افراد زیادی بودند که برخی مطالب یا برخی اشیاء را جمع آوری یا گرداوری کرده اند اما هیچگاه این مطالب به این اشخاص نسبت داده نمی شود بلکه به صاحبان واقعی آن نسبت داده می شود.
بعنوان مثال در تاریخ شخصی هست بنام «ابن ندیم» او فهرستی از عناوین کتابهای دانشمندان زمان خود را گرداوری کرد که به فهرست ابن ندیم مشهور است. هرچند کار او بسیار ارزشمند است اما هیچگاه کتابهایی که توسط او فهرست شده بنام او نسبت داده نمی شود بلکه هر کتابی متعلق به صاحب واقعی و نویسنده آن است. (این یک مطلب کاملا واضحی است و نیاز به توضیح ندارد)
کار یونانیان هم شبیه همین کار بوده است. اما متأسفانه صورت های فلکی به یونانیان نسبت داده می شود در حالیکه آنان فقط گرداورنده بودند نه بیشتر.
حتی به نظر من در گردآوری هم دقت لازم به خرج ندادند و بجای اینکه اصل مطلب را نقل کنند متأسفانه از خودشون مطالبی ساختگی وارد کردند و رسم امانت داری را بجا نیاوردند. نتیجه اش این شده که بعد از هزاران سال هنوز منشأ صورت های فلکی و مفاهیم و رموز آن ها در هاله ای از ابهام قرار دارد...

ضمنا مرجع نامگذاری های عربی ستارگان نیز عمدتا مربوط به کتاب صورالکواکب صوفی است و مرجع فعلی هم همین است. یونانیان نیز توسط این کتاب با نام ستارگان آشنا شدند. و اینکه حتی یونانیان هم از همین نام ها استفاده کرده اند نشان می دهد که هیچ سندی از نامگذاریهای یونان باستان موجود نیست و تنها سند به جای مانده از این نامها همین کتاب صوفی است.

mohsen4465
09-22-2013, 04:07 PM
دوباره قسمتی از متن قبل را میگذارم.

-----------------------------------------------------

تمدنهای مختلف,به تناسب فرهنگشان, اسامی متفاوتی به اجرام و صورتهای فلکی گذاشته اند.

اینکه کدام تمدنها در این مورد پیشرو بوده اند مشخص نیست ولی,در مدارک و شواهد یافت شده از اغلب تمدنهای قدیمی همچون بابل مصر چین و یونان و... نشاندهنده پرداختن این تمدنها به داستان سرائی و نامگذاریهای عجیب و غریب یافت شده است.

البته نامگذاریها به طرز تفکر این تمدنها و فرهنگشان بر میگردد.ولی در اکثریت آنها صورت فلکی عقرب به همبن نام شناخته میشده است.

اینکه عقاب یا شیر در آن فرهنگ نماد چه صفت یا داستانی بوده است در تمدنهای مختلف متفاوت است.

با اینحال آنچه امروزه ما از نامگذاری و داستهای اسطوره ای صورتهای فلکی میدانیم از تمدن یونان است که اول بار به صورت مدون به آن پرداخته است و پس از آن عربها و مسلمانان نیز تاثیر گذار بوده اند و این را میتوان از نامگذاری برخی اجرام آسمانی به زبان عربی متوجه شد.

این اسامی در زبان لاتین نیز به همان نام عربی تلفظ شده اند.

به هرحال فکر میکنم اشاره تمدنهای گذشته به موجودات عجیب و غریب و یا نیمه انسان و نیمه حیوان به داستانهای مشهور آن دوران و قهرمانان اصلی این داستانها بر میگردد.

--------------------------------------------------------

من در متن بالا هم گفتم که تمدن یونان این افسانه ها و نامها را گردآوری کرده,احتمالا پر و بال داده و از همه مهم تر مدون کرده است.

از انجا که در تاریخ,مهمترین مدارک و اسناد به جای مانده همین آثار یونان باستان بوده,مرجع فعلی همین است.

صد البته که شواهد برخی از این نامگذاریها را میتوان در تمدنهای قدیمی تری چون ایران مصر و هند و چین و... یافت.ولی آنچه که به صورت کلی مورد تایید و اشاره مورخان است همین منابع یونانی بوده است.

و البته در جواب آقا محسن هم بگویم که:

شاید برخی از نامها از تمدن عرب قدیم مانده باشد ولی,پس از شکوفائی دوران اسلامی و در حالیکه اروپا در قرون وسطی به سر میبرد افرادی همچون صوفی و دانشمندان عرب به ترجمه منابع یونانی قدیم پرداختند و تحقیقاتی به آن اضافه کردند و برخی موارد را نیز تصحیح کردند.

در اینجا بود که نامهای عربی بیشتر رواج یافت و سالها بعد در اروپا ترویج پیدا کرد.

حتی من این را هم شنیده ام که افراد مشهوری چون کوپرنیک از منابع این دوران الهام گرفتند و مثلا" نظریه خورشید مرکزی را ارائه کرده است و برخی آنها را به تقلب متهم میکنند.(البته شنیده ام.تایید یا تکذیب نمیکنم)


من متوجه منظور شما هستم اما مسئله این است که آیا می توان یک چیز را به گرداورنده آن نسبت داد؟
در تاریخ افراد زیادی بودند که برخی مطالب یا برخی اشیاء را جمع آوری یا گرداوری کرده اند اما هیچگاه این مطالب به این اشخاص نسبت داده نمی شود بلکه به صاحبان واقعی آن نسبت داده می شود.
بعنوان مثال در تاریخ شخصی هست بنام «ابن ندیم» او فهرستی از عناوین کتابهای دانشمندان زمان خود را گرداوری کرد که به فهرست ابن ندیم مشهور است. هرچند کار او بسیار ارزشمند است اما هیچگاه کتابهایی که توسط او فهرست شده بنام او نسبت داده نمی شود بلکه هر کتابی متعلق به صاحب واقعی و نویسنده آن است. (این یک مطلب کاملا واضحی است و نیاز به توضیح ندارد)
کار یونانیان هم شبیه همین کار بوده است. اما متأسفانه صورت های فلکی به یونانیان نسبت داده می شود در حالیکه آنان فقط گرداورنده بودند نه بیشتر.
حتی به نظر من در گردآوری هم دقت لازم به خرج ندادند و بجای اینکه اصل مطلب را نقل کنند متأسفانه از خودشون مطالبی ساختگی وارد کردند و رسم امانت داری را بجا نیاوردند. نتیجه اش این شده که بعد از هزاران سال هنوز منشأ صورت های فلکی و مفاهیم و رموز آن ها در هاله ای از ابهام قرار دارد...

ضمنا مرجع نامگذاری های عربی ستارگان نیز عمدتا مربوط به کتاب صورالکواکب صوفی است و مرجع فعلی هم همین است. یونانیان نیز توسط این کتاب با نام ستارگان آشنا شدند. و اینکه حتی یونانیان هم از همین نام ها استفاده کرده اند نشان می دهد که هیچ سندی از نامگذاریهای یونان باستان موجود نیست و تنها سند به جای مانده از این نامها همین کتاب صوفی است.

قدیمیترین کاتالوگ ستارگان کشف شده مربوط به تمدن بابل هست. این کاتالوگ با خط میخی نوشته شده و توسط بابلیان ساکن بین‌النهرین در دوره کاسیان (1531 الی 1155 پیش از میلاد) نوشته شده. این نوع خط هم از قدیمیترین خطوط کشف شده است و توسط سومریان اختراع شده. این کاتالوگ بر روی کتیبه‌های گلی نوشته شده و شامل نام 36 ستاره هست. اکثر منابع منشاء این صورفلکی رو سومری میدونن اما منشاء عیلامی هم برای اونها مطرح شده:



MUL.MUL "The Star Cluster" or "Star of Stars" (خوشه پروین)

GU<SUB>4</SUB>.AN.NA "The Steer of Heaven" (ثور)

SIPA.ZI.AN.NA "The Loyal Shepherd of Heaven" (جبار)

ŠU.GI "The Old One" (برساووش)

ZUBI "The Scimitar" (ارابه‌ران)

MAŠ.TAB.BA.GAL.GAL "The Great Twins" (جوزا)

AL.LUL "The Crayfish" (سرطان)

UR.GU.LA "The Lion" (اسد)

AB.SIN "The Seed-Furrow" (سنبله)

ZIB.BA.AN.NA/zi-ba-ni-tum "The Scales" (میزان)

GIR.TAB "The Scorpion" (عقرب)

PA.BIL.SAG (قوس)

SUḪUR.MAŠ.KU<SUB>6</SUB> "The Goat-Fish" (جدی)

GU.LA "The Great One" (دلو)

KUN.MEŠ "The tails" (حوت)

SIM.MAḪ "The Great Swallow" (جنوب غربی حوت و اپسیلون اسب بالدار)

A.NU.NI.TUM/A-nu-ni-tum (آندرومدا)

LU.ḪUŊ.GA "The Agrarian Worker" (حمل)
در یونان هم کاتولوگ‌های ستاره‌ای دیگری مثل کاتالوگ‌ اودوکسوس، کاتالوگ تیموکاریس و اریستیلوس، کاتالوگ ابرخس و کاتالوگ بطلمیوس و ... نوشته شدن. که از این بین ابرخس حتی به تغییر بعد ستارگان در طول زمان اشاره کرد. کاتالوگ منتشر شده توسط بطلمیوس شامل 1022 ستاره بود که عمدتاً از کاتالوگ ابرخس اقتباس شده بود. این کاتالوگ بمدت 8 قرن بعنوان کاتالوگ استاندارد ستارگان بین اعراب و جهان غرب استفاده شد. عبدالرحمن صوفی این کاتالوگ رو در 964 پس از میلاد بروز کرد تا اینکه نهایتاً این کاتالوگ توسط کاتالوگ چندهزار ستاره‌ای تیکو براهه در 1598 جایگزین شد.

منبع: ویکی پدیا
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

اونجور که تو ویکی پدیا در مورد منشاء نام ستارگان نوشته بود این نام‌ها مدت‌ها پس از انتشار کاتالوگ بطلمیوس و با ترجمه‌های پی در پی یونانی به عربی و بعد به لاتین ایجاد شده. بطلمیوس در کتابش بجای نام ستارگان از توصیفاتی کوتاه و آدرس مانند استفاده کرده بود (مثلاً شانه راست شکارچی) که بعد از ترجمه اون به عربی، اعراب این توصیفات رو بعنوان نام ستارگان قبول کردن و مورد استفاده قرار دادن و پس از ترجمه مجدد آثار این منجمان عرب به لاتین این نام ها وارد زبان لاتین شدن و از اونجایی که مترجمین اروپایی آشنایی کمی با زبان عربی داشتن در تلفظ اونها اشتباهات زیادی کردن تا اینکه نهایتاً نام امروزی ستارگان متداول شد.

اونطور که در ویکی پدیا هم گفته شده قضیه این نام گذاری ها خیلی پیچیده تره و نمیشه دقیقاً منشاء اونها رو مشخص کرد.


ولی در کل اولین سند مکتوب توسط اولین خط بشر (خط سومری) صور فلکی رو تا به امروز به سومریان منصوب کرده. :)

رضا طامهری
07-25-2014, 12:53 PM
در داستانهای عاشقانه غرب، ستاره وگا یا همان نسر واقع جزوی از صورت فلکی شلیاق یا چنگ رومی است که این ساز را به نوازنده مشهور یونان باستان، ارفئوس نسبت میدهند، وی به قدری زیبا این ساز را می نواخته است که هنگام نواختن خدایان و حتی موجودات و جمادات هم متاثر و از خود به خود میشدند به همین علت برخی اوقات به ستاره ی وگا، ستاره ی چنگ هم گفته میشود


http://up.avastarco.com/images/me661g0ybjq4f8dgwd48.jpg

اما شاید زیباترین و عاشقانه ترین داستان در مورد این ستاره از آسیا بیاید. در ژاپن ستاره ی وگا، تاناباتا (یا اوریهیمه) خوانده میشود که شاهزاده ای از اسمان هاست. او عاشق یک مرد زمینی به نام کِنگیو (یا هیکوبوشی) میشود که نماد این مرد زمینی در آسمان از دیدگاه ژاپنی ها ستاره ی نسر تایر یا التایر است که در فاصله ی کمی از ستارهی وگا قرار دارد. اما هنگامی که پدر شاهزاده ی آسمانی متوجه رابطه ی عاشقانه دخترش با یک مرد زمینی میشود، او را از دیدن کنگیو منع میکند.
از دیدگاه نجومی ستارگان وگا و نسر تایر در آسمان در میان رد کهکشان راه شیری قرار دارند که از دیگاه ناظر مانند رودخانه ای سفید رنگ در آسمان گسترده شده به نحوی که میتوان ستارهی وگا را یک طرف این رودخانه و ستاره ی نسر تایر را در طرف دیگر این رودخانه متصور شد.


http://up.avastarco.com/images/cnf0do1mdva2l4rao9i2.jpeg

بخاطر خشم پدر تاناباتا، این دو عاشق مجبور به جدایی از هم شدند و در میان آنها رودی در آسمان جاری است که مانع از رسیدن این دو معشوق به هم میشود. اما هر سال تنها یک شب که خدایان با آنها مهربان میشوند آنها میتوانند یکدیگر را ملاقات کنند. شب هفتم از ماه هفتم(جولای) پرندگان آسمان پلی از بدنهایشان روی رودخانه پدید می آورند که راهی است برای دیدار این دو معشوق. اما گاهی به دلایلی کنگیو نمیتواند از روی پل رد شود و در این حالت اشکهای تاناباتا به صورت قطرات باران روی ژاپن سرازیر میشود.


http://up.avastarco.com/images/uoqnkyf4amm9wq0xlko.jpg

بسیاری از ژاپنی ها در جولای برای تناناباتا جشن میگیرد و برخی اوقات این جشن را در اگوست نیز برگزار مبکنند. آنها معتقدند بارانهایی که در ماه اگوست سرازیر میشود اشکها تاناباتا است. برخی حتی بارش شهابی برساوش را نیز حاصل از اشکهای شاهزاده ی آسمانی میداند.

منبع: earthsky.org

milad77
07-26-2014, 10:39 PM
سلام دوستان...بعد از مدت ها به آوا برگشتم :دی
متوجه شدم این تاپیک موضوعات بسیار جالبی مطرح شده...گفتم مطالبی هم از کتاب "صورت های فلکی" براتون بنویسم.
صورت فلکی دجاجه این شب ها بسیار زیباست...

متن کتاب: دجاجه صورت فلکی روشن و وسیع است که یاد آور نام سنتی خود یعنی "قو" بوده و هم اسم غیر رسمی اش، "صلیب شمالی" را دارد.

از دوستان اگه کسی هست...میتونه توضیح بده که چرا این صورت فلکی هماهنند صلیب جنوبی...به نام صلیب شمالی (معروف) نشد ؟
موفق باشید ;))

milad77
07-26-2014, 10:50 PM
این روزها صورت فلکی عقرب در آسمان جنوبی با دو دوجین ستاره زیبایی خودشو به رخ میکشه...

داستان جالبی در متن کتاب صورت های فلکی:
"این صورت فلکی چهره عقربی را تصویر میکند که با نیش خود، جبار،صورت فلکی مشهور زمستان را کشته است! این دو صورت فلکی در دو سمت آسمان قرار گرفته اند، بنابراین زمانی که عقرب طلوع میکند،جبار غروب مینماید!"

milad77
07-27-2014, 03:59 PM
در بحث پیرامون صورت فلکی دجاجه و اسطوره های آن .....

ابتدا در باره زئوس:در اساطیر یونان، پادشاه خدایان و فرمانروای تمام زیارتگاه‌های واقع در کوه المپ است. او کوچکترین فرزند "کرونوس" و "رئا" از نژاد تیتان‌ها، بود.

گفته می‌شود که زئوس خود را به صورت یک "قو" در اورد تا به یکی از خدایان مونث نزدیک شود و این قو را به آسمان فرستاد. (!)

اگه کسی در این مورد اطلاعاتی داره....میشه بگید این "خدای مونث" کی میتونه باشه؟؟؟!
و درباره "تیتان ها" ؟؟؟!

mohilash8
08-18-2014, 07:49 PM
سلام من یه دونه افسانه شیر کوچک پیدا کردم افسانه اش اینه:
نام لاتین این صورت فلکی Leo است. دوهزارسال‌پیش صورت فلکی ماه مرداد بوده است. این صورت فلکی در فصل بهار در نیمکره شمالی ودر پاییز در نیمکره جنوبی قابل مشاهده‌است. نقش آسمانی شیر (به عربی: اسد) جزو صور معدودی است که به نام خود شباهت زیادی دارند.
«اسد» در زمان مصر باستان هم از تقدس ویژه‌ای برخوردار بوده‌است. این تقدس به طغیان سالانهٔ نیل و قرار گرفتن خورشید در صورت فلکی اسد مربوط می‌شده، چه این طغیان برای باروری زمین اهمیت حیاتی داشته‌است.اسطورهٔ این صورت فلکی زیبا و درخشان به هرکول- قهرمان افسانه‌ای یونان- مرتبط می‌شود. هرکول در ماموریت اول خود موظف بود شیری را که در روستای نِمیا (nemea) موجب آزار و اذیت اهالی شده بود و به شیر نِمیا هم معروف بود، از بین ببرد.در عین حال کاری که هرکول انجام داد به وسیله «گیل گمش» خدای خورشید انجام گرفته بود، برخی می‌گویند که ارتباط این صور فلکی با خدای خورشید حاصل انطباق این صورت فلکی درمنطقه البروج بابلی با انقلاب تابستانی است. صورت فلکی اسد در تاریخ مصر، جایگاه طلوع خورشید پس از آفرینش آن (در نزدیکی ذنب الاسد) می‌باشد و از این رو به آن خانه خورشید نیز می‌گویند.6409

mohilash8
08-19-2014, 12:55 PM
6410تاریخچه

پژوهش های باستان‌شناسی نشان می‌دهد که نگاره های نقاشی شده بر روی دیوارهای غار لاسکو در جنوب فرانسه دربرگیرنده نشانه‌های نجومی است. گمان می‌شود خوشه ستاره ای پروین در کنار خوشه قلائص صورت فلکی گاو بر روی این نگاره‌ها نمایش داده شده‌است. شاید انسان‌های روزگار پارینه سنگی(۳۰٬۰۰۰ تا ۲۶٬۰۰۰ سال پیش از میلاد) نخستین کسانی بودند که چهار جهت اصلی را شناسایی کردند. در اواخر دوره پارینه سنگی (۲۰٬۰۰۰ تا ۱۶۰۰۰ سال پیش از میلاد) در فرانسه هنر ساخت ابزارهای سنگی به اوج خود رسید و در آن هنگام اندیشه نخستین صورت‌های‌فلکی پایه گذاری شد. این را در یادگارهای بجای مانده ی نقش‌های درون غارهای این روزگار می‌توان یافت. در دره میرملاس و همیان در شمال کوهدشت لرستان نیز پناهگاه‌هایی از این روزگار وجود دارند. در این پناهگاه‌ها نقش‌های رنگ‌دار زیادی است. حدود ۱۶٬۰۰۰ تا ۸٬۰۰۰ سال پیش از میلاد، کم‌کم اسامی گروه‌های ستاره‌ای (صورت‌فلکی) به سه دستهٔ نمادین تغییر کرد. دنیای پایینی، میانی و بالایی. حدود ۱۰٬۰۰۰ سال پیش از میلاد، دوره ی یخبندان در اروپا به پایان رسید. با گرم شدن زمین، علفزارها و دشت‌های اروپا جای خود را به جنگل‌ها دادند و دوران نویسندگی آغاز شد. در این دوره، انسان‌ها به جای شکار و گردآوری خوراک به کشاورزی و تولید خوراک می‌پرداختند. از این رو نیاز آن‌ها به چگونگی آب و هوا، و دانستن فصل‌ها بیشتر شد. بدینسان به گذر سالانه خورشید در آسمان توجه بیشتری کردند. می‌توان گفت حدود ۵٬۶۰۰ سال پیش از میلاد، چهار صورت فلکی در آسمان شکل گرفته بودند: دو پیکر، سنبله، قوس و ماهی. آن‌ها نمایانگر نقاط اعتدال‌ها و انقلاب‌های آن زمان بودند و پایه ی صورت فلکی‌های منطقةالبروجی امروزی شد.
از سویی به نظر می رسد نخستین صورت فلکی خرس بزرگ بوده که به دست سومریان به انگیزه تشخص آن و تعیین جهت شمال معین شده است و پس از آن صورتهای فلکی دائرةالبروج و آنگاه به دست مصریان، بابلیان و اعراب شمار آنها به ۴۸ صورت فلکی رسیده است. در سال ۱۹۳۰ میلادی برای تمام آسمان ۸۸ صورت فلکی بصورت فرامرزی شناسایی و به پذیرش رسید.

mohilash8
08-19-2014, 02:47 PM
سنبله
سنبله تنها چهره زنانه در منطقه البروج بوده و یکی از قدیمیترین و مشخصترین صورتهای فلکی آسمان است . ضمن اینکه نام تعدادی از خدایان اساطیری مونث از جمله ایشتر، ایزیس (رب النوع مصری)، دمتر(رب النوع مادر زمین)، آتنا (دختر زئوس و متیس)، آرتمیس (خواهر آپولون) را در خود دارد.سنبله یک صورت فلکی عظیم و دومین صورت فلکی در آسمان از لحاظ بزرگی است. خورشید در عبور سالانه خود در دایرة البروج، بیشترین زمان را در این صورت می گذراند. تنها ستاره درخشان سنبله ، سماک اعزل است که به طور مشخص و مجزا می توان آن را تشخیص داد. آلفای سنبله به نام سماک اعزل در لاتین به معنای"خوشه گندم" آمده که در دست دوشیزه است و قدر آن 1 و فاصله‌اش از ما 220 سال نوری است. در داخل این صورت فلکی خوشه کهکشانی سنبله قرار دارد که خوشه وسطی آن ابر خوشه سنبله است. خوشه سنبله شاید شامل 3000 کهکشان در فاصله 50 میلیون سال نوری تا زمین است. درخشان ترین آن‌ها m49 به صورت کهکشان بیضوی با قدر 8 و m104 یک کهکشان مارپیچ با قدر 8 است.

آسمون
08-19-2014, 07:28 PM
سلام mohilash8 (http://forum.avastarco.com/forum/member.php?11015-mohilash8) گرامی
ممنون از مطالب جالبی که قرار می دهید.
آیا از منبع خاصی مطرح می کنین؟یعنی کتاب خاصی هست که شامل این مطالب میشه؟

mohilash8
08-20-2014, 02:43 PM
شکارچی- Orion





http://www.parssky.com/news/archive/form/uploads/997_image001.jpg

اريون يکی از شناخته شده ترين صورت های فلکی هست. حتی کسانی که ستاره شناس نيستند به راحتی ميتوانند آن را پيدا کنند.طبق افسانه ihd یونانی اریون پسر Poseidon خدای دريا و Euryale دختر شاه Crete بود.خدای دريا به او قدرت داد تا بتواند بر روی آب راه برود. در اديسه ی هومر او را يک شکارچی بزرگ که با يک چماق برنزی مسلح است توصيف کرده است. در آسمان دو صورت فلکی سگ بزرگ و سگ کوجک(Canis Major and Canis Minor) او را تعقيب ميکنند.در جزيره Chios اريون سعی در عشقبازی با Merope دختر شاه Oenopion را داشت ولی موفق نشد. يک شب وقتی که Merope شراب نوشيده بود سعی کرد که او را بدزدد. برای تنبيه او شاه دستور داد که چشمهای او را در بياورند و او را از جزيره بيرون کرد. او به سمت شمال به طرف جزيره ی Lemnos به راه افتاد و در آن جزيره Hephaestus يکی از دستيارهای خود را( Cedalion) به او داد تا نقش چشم او را بازی کند. او به طرف شرق جايی که خورشيد طلوع ميکند حرکت کرد به اميد اينکه طبق گفته یکی از خدایان چشمهای او شفا پيدا کند. و البته با طلوع خورشيد چشمهای او به طرز معجزه آسايی خوب شد.اریون با ستاره های Pleiades (خوشه پروین) که در صورت فلکی گاو نر قرار دارند مرتبط است.Pleiades هفت خواهر بودند که دخترAtlas وPleione بودند. طبق یک داستان اریون عاشق Pleiades شد و آنها را تعقیب کرد زیوس آنها را دزدید و در اسمان قرار داد.. جایی که هر شب اریون به دنبال آنها هست.

داستان مرگ اریون بسيار متضاد هست.Aratus, Eratosthenes و Hyginus عقیده داشتند که عقرب در این داستان نقشی داشته است.روزی اریون لاف زد که بزرگتین شکارچی هست و این خبر به گوش خدای شکارArtemis و Leto مادر الهه شکار رسید. او میگفت که میتواند هر غولی را بر روی زمین بکشد. از این حرف زمین شروع به لرزیدن کرد و شکافی از زمین بیرون آمد که از این شکاف این عقرب(صورت فلکی Scorpius و یا کژدم) بیرون آمد و اریون را نیش زد . ولی طبق گفته Aratus اریون سعی داشت الهه ماه و شکار را بدزدد و این الهی باعث لرزش زمین و بیرون آمدن عقرب شد.طبق گفته ی Ovid اریون هنگام نجات Leto از دست این عقرب کشته شد.در این داستانها اریون و عقرب در دو حهت مخالف در آسمان قرار دارند و زمانی که عقرب در شرق طلوع میکند اریون به غرب فرار میکند. اریون بیچاره هنوز از گزیده شدن توسط عقرب میترسد.

mohilash8
08-20-2014, 02:47 PM
افسانه

هرکول یکی از صورت‌های فلکی آغازین است که احتمالاً نام‌گذاری آن در ارتباط با قهرمانان و پهلوانانی مانند گیل گمیش سومری می‌باشد.
ستاره‌ها

نام ستاره آلفای هرکول، رأس جاثی (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%B1%D8%A3%D8%B3_%D8%AC%D8%A7%D8 %AB%DB%8C&action=edit&redlink=1&preload=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%A C%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8 C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C&editintro=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8 %AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%86%D9%88%D8%A A%DB%8C%D8%B3&summary=%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%DB%8C%DA%A 9+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%86%D9%88+%D8% A7%D8%B2+%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82+%D8%A7%DB%8C%D8% AC%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B1&nosummary=&prefix=&minor=&create=%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA+%DA%A9%D8%B1%D8%AF %D9%86+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D8%AC%D8%AF %DB%8C%D8%AF&withJS=MediaWiki:Intro-Welcome-NewUsers.js) است که در عربی به معنای «سر زانو زده» است. این ستاره از قدر سوم برای چشمان غیر مسلح است و در تلسکوپ‌های کوچک آماتوری به یک جفت ستاره زیبا قابل تفکیک می‌باشد. ستاره درخشان‌تر دارای طیف M۵ II به رنگ سرخ و همدم آن از قدر ۵ با طیف G۵ III با رنگی متفاوت یعنی سبز می‌باشد و فاصله آن‌ها تا زمین ۶۳۰سال نوری است.
اجرام عمقی آسمان

ام۱۳ (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%85%DB%B1%DB%B3&action=edit&redlink=1&preload=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%A C%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8 C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C&editintro=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8 %AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%86%D9%88%D8%A A%DB%8C%D8%B3&summary=%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%DB%8C%DA%A 9+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%86%D9%88+%D8% A7%D8%B2+%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82+%D8%A7%DB%8C%D8% AC%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B1&nosummary=&prefix=&minor=&create=%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA+%DA%A9%D8%B1%D8%AF %D9%86+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D8%AC%D8%AF %DB%8C%D8%AF&withJS=MediaWiki:Intro-Welcome-NewUsers.js) یکی از مشخص‌ترین خوشه های کروی قابل رویت در نیمکره شمالی است در شب‌های صاف این مجموعه با قدر ۶ همانند ستاره‌ای مات به نظر می‌رسد. قطر آن حدود ۱۰ دقیقه قوسی و شامل حدود ۳۰۰٬۰۰۰ ستاره و به فاصله حدود ۲۳٬۰۰۰ سال نوری تا زمین است. M۹۲ از دیگر خوشه‌های کروی است که در خشندگی آن در حد M۱۳ است.

mohilash8
08-20-2014, 02:48 PM
افسانه

نام اژدها (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%DA%98%D8%AF%D9%87%D8%A7) به عنوان یک صورت فلکی، نماینده تمامی مطالب اساطیری از تیامات سومری‌ها (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D9%88%D9%85%D8%B1%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A 7) تاهیولایی که به وسیله سنت جورج کشته شد بیان می‌گردد. طرح موجی شکل ستارگان این صورت فلکی بدون شک یادآور اژدها ست. صورت فلکی اژدها در آسمان به دور قطب شمال سماوی می‌پیچد.
ستاره‌ها

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/thumb/5/55/Draco_constellation_Persian.JPG/400px-Draco_constellation_Persian.JPG (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Draco_constel lation_Persian.JPG)
آلفای اژدها یا ثُعبان (مار) امروزه دیگر چندان اهمیتی ندارد، اما زمانی که عنوان ستاره قطبی برای مصریان را داشته این افراد ساخت نیایشگاه‌های خود را با ثعبان در آسمان توجیه می‌کردند.طیف آن از نوع A۰ III، قدرش ۳٫۷ و فاصله اش تا زمین ۲۳۰ سال نوری است. ستارهٔ بتای آن به نام رأس الثعبان (سر مار) دارای طیف G۲ II، با قدر ۲٫۸ و فاصله ۴۹۰ سال نوری است.
ستاره‌های این پیکر آسمانی که نام‌های قدیمی دارند عبارتند از: گَوزَهَر (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%AF%D9%88%D8%B2%D9%87%D8%B1)، کتو، ثعبان (مار)، ذیخ (کفتار)، ذئبان (دو گرگ)، ذِبه (کفتارها)، بطن‌الثعبان (شکم مار) شمالی و جنوبی، تیل، راقص (چشمک‌زن)، تَیس (شاهمار)، گرومیوم، کوما، رأس‌الثعبان (سر مار)، رأس‌التنین (سر اژدها)

رضا طامهری
01-01-2015, 12:49 PM
افسانه

هرکول یکی از صورت‌های فلکی آغازین است که احتمالاً نام‌گذاری آن در ارتباط با قهرمانان و پهلوانانی مانند گیل گمیش سومری می‌باشد.
ستاره‌ها

نام ستاره آلفای هرکول، رأس جاثی (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%B1%D8%A3%D8%B3_%D8%AC%D8%A7%D8 %AB%DB%8C&action=edit&redlink=1&preload=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%A C%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8 C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C&editintro=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8 %AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%86%D9%88%D8%A A%DB%8C%D8%B3&summary=%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%DB%8C%DA%A 9+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%86%D9%88+%D8% A7%D8%B2+%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82+%D8%A7%DB%8C%D8% AC%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B1&nosummary=&prefix=&minor=&create=%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA+%DA%A9%D8%B1%D8%AF %D9%86+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D8%AC%D8%AF %DB%8C%D8%AF&withJS=MediaWiki:Intro-Welcome-NewUsers.js) است که در عربی به معنای «سر زانو زده» است. این ستاره از قدر سوم برای چشمان غیر مسلح است و در تلسکوپ‌های کوچک آماتوری به یک جفت ستاره زیبا قابل تفکیک می‌باشد. ستاره درخشان‌تر دارای طیف M۵ II به رنگ سرخ و همدم آن از قدر ۵ با طیف G۵ III با رنگی متفاوت یعنی سبز می‌باشد و فاصله آن‌ها تا زمین ۶۳۰سال نوری است.
اجرام عمقی آسمان

ام۱۳ (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%85%DB%B1%DB%B3&action=edit&redlink=1&preload=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%A C%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8 C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C&editintro=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8 %AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%86%D9%88%D8%A A%DB%8C%D8%B3&summary=%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%DB%8C%DA%A 9+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%86%D9%88+%D8% A7%D8%B2+%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82+%D8%A7%DB%8C%D8% AC%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B1&nosummary=&prefix=&minor=&create=%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA+%DA%A9%D8%B1%D8%AF %D9%86+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D8%AC%D8%AF %DB%8C%D8%AF&withJS=MediaWiki:Intro-Welcome-NewUsers.js) یکی از مشخص‌ترین خوشه های کروی قابل رویت در نیمکره شمالی است در شب‌های صاف این مجموعه با قدر ۶ همانند ستاره‌ای مات به نظر می‌رسد. قطر آن حدود ۱۰ دقیقه قوسی و شامل حدود ۳۰۰٬۰۰۰ ستاره و به فاصله حدود ۲۳٬۰۰۰ سال نوری تا زمین است. M۹۲ از دیگر خوشه‌های کروی است که در خشندگی آن در حد M۱۳ است.






در برخي منبع عنوان شده كه هركول به احتمال بالا نمادي انتزاعي از بهرام نماد و خداوندگار پيروزي در ايران باستان است كه در جنگها و كشورگشايي ها خود را در قالب هركول در كشورهاي غربي نميان كرده است